معماری
خانه ---> زن خانواده ---> قواميّت مرد و ارتباط آن با بندگي و نقش زن _ 2
خانواده

قواميّت مرد و ارتباط آن با بندگي و نقش زن _ 2

قواميّت مرد و ارتباط آن با بندگي و نقش زن _ 2

مؤلف: استاد ناصر سبحاني

 مترجم : سرگل رستمي

  حال براي بيان اينكه چه زني صالح است ، خداوند زن شايسته را در تعبيري مختصر معرفي مي نمايد  و در ادامه ي آيه ي قبلي مي فرمايد:«….فالصّالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله …»، وقتي كه اعلام و مقرر گرديد كه مردان بر زنان قوام  هستند، آن زناني كه صالح و شايسته هستند و فاسد نشده اند( دقت كنيد كه صالح در مقابل فاسد قرار دارد.)  آن زناني كه صالح هستند اين دو وصف را دارند:

   1) قانتات: زن پيوسته( نه اينكه روزي اينگونه باشد و روزي ديگري نباشد ) و با ميل و رغبت خويش ( نه به خاطر اكراه و اجباري كه بر او مي شود)، در تمام مسائلي كه در زندگي زوجي مطرح است ، فرمانبردار قوام خويش باشد ، مگر هنگامي كه مرد خواستار امر نامشروعي باشد و يا از او خواسته مي شود كه كار حرام  و يا مكروهي را انجام دهد ، تنها در اين دو صورت است كه مكلف نيست و بلكه صحيح هم نيست كه از شوهر اطاعت كند ، اما در سه زمينه ي ديگر يعني : اولا: زماني كه مرد امر واجبي را از او مي خواهد   ثانيا: هنگامي كه مرد امر مستحبي از او بخواهد  ثالثا: وقتي كه امر مباحي را از او بخواهد، در آن سه موقعيت بر زن واجب است كه قانت باشد و پيوسته و با رغبت دل خويش نسبت به قوام و مرد خود فرمانبردار باشد.

  اگر از او واجبي را بخواهد ، در حالي كه خود واجب به خودي خود واجب بوده ، اما كه شوهرش از او بخواهد ، آن امر واجب مؤكدتر مي شود ، مثلا: اگر شوهر از او بخواهد كه با پدر و مادرش خوشرو باشد و اخلاق مناسبي داشته باشد ، حق هم همين است( حق به معناي وسيع كلمه نه تنها خوشرويي كه در عربي به آن طلاقة وجه گفته مي شود). اخلاق حسنه نسبت به پدر و مادر شوهرش بر او واجب است و زماني كه شوهرش از او خواست ، آن واجب بر او مؤكدتر و قوي تر مي گردد. به عنوان مثال: آرايش زن براي شوهرش مستحب است ، اما اگر مرد از او خواست كه آنگونه كه دين اجازه مي دهد ، خود را آرايش كند ، بر او واجب مي گردد و برخي چيزهاي مباح كه خود شما مي توانيد آنها را تشخيص دهيد ، بعضي از مباح ها، مثلا: از او بخواهد كه بيايد و نزد او بنشيند و برايش حرف بزند ( البته حرف ها بايد مشروع باشند) ، اينها مباح هستند ، اما اگر شوهرش درخواست نمود ، واجب مي گردد.

  بنابراين بجز امور مكروه و حرام در هر زمينه ي ديگري اگر مرد به عنوان قوام به زنش دستور داد ، بر زن واجب است كه با رغبت قلبي و پيوسته ( نه اينكه اگر روزي خواست اطاعت كند و روزي ديگر اطاعت نكند) از او اطاعت كند.

  اين يكي از دو ويژگي هاي صلاح بود و اين تعبيرمسئله ي بسيار مهمي در خود دارد ، گو اينكه به اين زن گفته: تو صالحه هستي يا نه؟ اگر صالحه هستي اين وظيفه ي  توست و گرنه صالحه نيستي.

 

 2) حافظات للغيب بما حفظ الله: آن زن وقتي صالح است كه اسرار و روابطي كه بين او و شوهرش است- و بر ديگران پنهان مانده است و ديگران بايد به آن آگاهي پيدا نكنند – آنها را نگهداري كند  و آنها را فاش نكند. زيرا خداوند امر فرموده و به خاطر همين دستور آن اسرار و روابط محفوظ بماند و اين مورد بسيار وسيعي است و هر انساني خود مي داند كه چه چيزي بين او و زنش وجود دارد. تمام آن اسرار و روابطي كه بين زن و مرد(به عنوان زن و شوهر) وجود دارد ، از آنها  به غيب تعبير مي كند و بايد از ديگران غايب باشد و آن زن هنگامي صالح به شمار مي آيد ، كه آن اسرار را نگهداري كند كه ديگران از آن آگاهي پيدا نكنند.

  اين دو معيارهايي برا ي صالح بودن زن بودند: الف- پيوسته و با رغبت جز در هنگام طلبي نامشروع فرمانبردار شوهرش باشد ، ب- حافظ اسرار وروابط بين آنها كه ديگران از آن بي خبرند، آن رازها را نگهدارد كه از آن مطلع نشوند. اين ها معيارهايي هستند براينكه تشخيص داده شود ، زني صالحه است يا نه.و به غير از اين ناصالح شمرده مي شود.

   خواهر مسلمان، ضروري است كه در اين دقت كند كه اگر كمترين تقصير در يكي از اين دو داشته باشد ، به اندازه ي آن تقصير عدم صلاح در او پيدا شده و رو به سوي فساد مي رود و اگر آن را دنبال كند ديگر براي او تعبير فاسدات به كار مي رود.

   مسأله روشن است ، تنها دقت فرد به عنوان مسئوليتي براي خويش مطرح است و بعد از آن بايد در اين زمينه جدّيت نمود.

   البته آن مسئوليت ديني كه در بين افراد وجود دارد ، كه هر كدام ادا نمودن مسئوليت را از ديگري بخواهد حاكم است ، مرد از زن مي خواهد كه قانت بودن و حافظ غيب بودن خويش را رعايت كند و همچنين زن از مرد  مي خواهد كه قوّام بودن خود را رعايت كند.

   البته بعد از اين مسأله ي ديگر كه بسيار مهم است و ضروري است كه بايد رعايت شود ،باز در رابطه با زن بودن زن و مادر بودن اوست و قبل از هر چيزي مربوط به اين مي شود كه مؤنث است و در مقابل مرد قرار دارد ،يعني با ويژگي هاي زن بودن آفريده شده است. اينكه اين نوع از انسان(نوع زن) است ،كه زنِ شوهر و مادر فرزند است ، اين ها همانطور كه قبلا گفتيم ،اقتضاي اين را نموده كه اولا:ويژگي هاي مشخصي داشته باشد وثانيا: مسئولياتي متناسب با آن خصوصيات بر دوش او قرار مي گيرد.

  در سوره ي أحزاب از جمله ي آن أوامر و نواهي كه بر امهات المؤمنين(خدا از آنها خشنود باد) به عنوان زنان نمونه كه هر زن مسلمان بايد در زندگي خانوادگي به آنها توجه داشته باشد و به آنها اقتدا كند، مي فرمايد:« وقرن في بيوتكن…» ، بگذاريد ،وقار و سنگيني شما در خانه هايتان باشد،تا با بيرون رفتن از خانه هايتان بي ارزش و بي وقار نشويد(در خانه هايتان بمانيد) ، در خانه هايتان سنگيني كنيد و وقار داشته باشيد.

  اين مسأله ي بزرگي است كه بايد مختصري دراين باره توضيح داده شود، همانطور كه بيان كرديم ، ويژگي ها و استعدادها در بين اين دو نوع از انسان و كلاً تمام افراد بشر تقسيم شده است و به تناسب اين خصوصيات و استعدادها ، مسئوليت ها هم به وجود آمده اند.

  مجموعه مسئوليت زن چيزهايي هستند كه در دايره ي خانواده قرار مي گيرد، يعني زن هنگامي كه زن است(نوع مقابل مرد) و آنگونه كه خدا به آن خشنود است زنِ شوهر مي باشد و هنگامي كه مادر بچه است ، كه در دايره ي خانواده حركت مي كند و اصل بر اين است كه در دايره ي خانواده انجام وظيفه كند ، زيرا وظايف او در آنجاست و بيرون رفتن او از خانواده استثنا است و مگر ضرورت ايجاب كند ، همانطور هم اصل براي مرد اين است كه در خارج دايره ي كار زن كار كند و مگر استثنايي اقتضا كند كه در دايره ي كار زن دخالت نمايد.

  در زماني كه اوضاع اجتماعي وسياسي ،اقتصادي و …مطلوب و روبه راه باشد و آن هنگام كه نابساماني  و جاهليت (مثل امروزه)حاكم نباشد و جامعه ي اسلامي مثل عصر حضرت رسول(عليه الصلاة والسلام) و زمان خلفاي راشدين (رضي الله عنهم) ، در آن زمان چون امور عمومي  جامعه ي اسلامي به مردان سپرده شده كه آن را اداره كنند و همچنين بدين خاطر كه تأمين وسايل معيشت زن و ساير افراد خانواده برعهده ي مرد است ، بنابراين جايي براي زن در خصوص كسب و كار براي تهيه ي وسايل خانواده در بيرون نيست كه بيرون برود.

   زن در زمينه ي تخصص خود به زنِ شوهر و مادر فرزند در خانواده تبديل مي شود و آنچه كه امروزه زن براي آن بيرون مي رود كار مرد است. آنچه كه در بيرون منزل قرار است انجام شود مرد انجام مي دهد ، بنابراين  زن بايد تمام نيرو و توان خويش را در راه وظيفه ي خود كه همان زنِ شوهر و مادر فرزند است ، به كار ببرد. و انجام مسئوليت همسري و مادري به حدي وسيع است كه براي زن وقتي باقي نمي گذارد كه او بتواند مسئوليت ديگري را تحمل كند.

    اينگونه نگرش از آن  جامعه ي جاهلي است كه نسبت به زن ظلم مي شود و زن هم بايد مادر بچه و هم زنِ شوهر باشد و هم بايد مرد بازار و اداره و….باشد. به راستي اين مرد است كه بايد هم زن و هم مرد باشد، يعني هم مادر باشد و هم كسب و كار داشته باشد. متأسفانه نه تنها زن هاي غير مسلمان بلكه بسياري از زنان مسلمان هم اين طور تصور مي كنند ، كه اين امتياز است.

  آيا يكبار هم مرد اينگونه انديشيد كه علاوه بر مردِ بازار بودنش و اداره بودنش ، گاهي هم مادر بچه باشد و يا همانند زنِ شوهر او هم مسئوليت هايي را برعهده بگيرد؟ و آيا چرا طبقه ي مرد حاضر نشدند ،اين ظلم را بپذيرند ،اما طبقه ي زن اينگونه فريب خوردند و اين ظلم را قبول نمودند؟ به دليل اينكه زماني در خانواده هايشان به ناحق برايشان فشار آمده بود، به خاطر اينكه حقوقي كه اسلام به زن داده، رعايت نشده و نمي شود، در نتيجه زن تصور مي كند ، كه إعاده ي  حقوقش اينگونه مي شود كه علاوه براينكه زن است ،به مرد هم تبديل شود.

  آري، كار كردن در بيرون توسط زن ظلمي است كه در حق او روا دانسته مي شود  و مسئوليت زن را دوچندان مي نمايد، آن هم چه ظلمي! ،مسئوليتي كه استعداد انجام آن به او داده نشده است. زني كه براي اين آفريده شده است كه زن و مادر باشد، اكنون با خود اينگونه رفتار مي كند كه بايد كاسب باشد.

  اين مسأله براي زنان مسلمان بايد كاملا حل شود ،زيرا حتي اگر تمام مسائل براي آنها تبيين نشده باشد، زنان مسلمان قرون متعدد در اثر تعليمات اسلامي ، اگر چه بسيار ضعيف هم به آنها رسيده باشد و همين طور بوده اند كه استثنائاً زني كار كرده باشد.  و زن مسلمان اين مطلب بر او مسلم بوده كه كسب وسايل و امكانات منزل وظيفه ي مرد است، ولي متأسفانه امروزه حتي عده اي از زنان كه خود را آگاه مي پندارند،اين ظلم را به عنوان امتيازي تحمل مي كنند.

   پس اصل بر اين است كه تا اضطرار و ناچاري جلوه پيدا نكند، زن در محدوده ي مسئولياتش بيرون نرود و در دايره ي خانواده باشد ، مثلا: زني هيچ كس را نداشته باشد ،تا وسايل مورد نياز زندگيش را تأمين كند و يا مسئوليت هايي كه مرد توانايي انجام آن را ندارد، اقتضاي آن را مي كند كه زن بيرون برود، به عنوان مثال: معلم دختران باشد در آن رشته ي تعليمي خاص آنها نه اين رشته هاي تعليمي كنوني كه در اين جامعه ي جاهليت زده ي عصر حاضر وجود دارد ، كه هيچ كدام آنها آن منهج تعليمي( نه براي مرد و نه براي زن و به ويژه براي زن) نيست كه خدا مي پسندد.

  اگر ملاحظه كنيد، دختران تا دوره ي راهنمايي از خواندن و نوشتن به منافعي دست پيدا مي كنند كه باسواد مي شوند، اما بعد از آن آشفته و پريشان مي شوند ، چرا؟ زيرا بعد از آن تعليمات، مدرسه  اين دختران به مرد تبديل مي كند ، به خاطر اينكه  يك رشته و منهج و برنامه وجود دارد  و معلم يك برنامه  در يك كلاس و يك نوع ادا ي مطلب تحويل دختر و پسر مي دهد ، مانند همان ضرب المثل رايج كه: كلاغ مي خواست راه رفتن كبك را بياموزد ، راه رفتن خودش را هم فراموش كرد. اينجاست كه دختران را به مرد تبديل مي كنند ولي اينها كه به مرد تبديل نمي شوند ، زيرا فطرت شان اين را نمي پذيرد. از اين طرف زن بودنشان را فراموش كرده اند و از طرف ديگر تبديل به مرد هم نشده اند ، اين است كه اين زن نامتعادل و غير متوازن ، دور از آن برنامه اي كه خداوند متعال قرار داده است، به بار مي نشيند.

   حتي تا  اين حد ،زناني كه كارمند هستند ،وقتي كه وضع حمل مي كنند ، به سختي يكماه  نشستن در خانه را تحمل مي كنند و بلافاصله براي فرزندشان دايه اي اجير مي كنند تا از او مراقبت كند و دوباره به سوي محل كار و يا اداره برمي گردند. آري! به سوي تق تق و صداي دستگاه تايپ و ماشين نويسي كه تا شب مغزشان از بين مي رود و وقتي كه به خانه برمي گردند ،به جاي اينكه آنها سبب سكونت مردشان باشند، آنها هم خودشان دايه اي مي خواهند كه به آنها آرامش بدهد. پس واي به حال خودشان و مردانشان!

  ابن بار او دايه اي براي كودكش مي گيرد كه قسمت جانوري و حيواني بچه اش را تأمين كند. دايه به او خوراك مي دهد و لباس هايش را مي شويد و او را عوض مي كند و مي خواباند، اما مهر و محبت انساني ديگر صفر است. به حيواني تبديل مي شود و در آينده بلايي ديگر هم براي جامعه خواهد بود.

   قبلاً در يكي از جلسات عقد بيان كرديم كه خصوصيات زن مسلمان بايد چگونه باشد ،كه بايد حرث باشد و كشتگاهي به معناي واقعي كلمه،همانند زميني كه چگونه تمام مواد غذايي و نيرو و تواني كه در اوست ، در اختيار آن درخت و يا گياه قرار مي دهد وهيچ چيز را از او دريغ نمي كند. زن هم زماني زن محسوب مي شود كه عملكرد او نسبت به بچه اش اينگونه باشد. از آن روزي كه در رحِمش قرارمي گيرد  تا زماني كه نسبت به مادرش مستقل مي گردد،بايد  تمام آن نيازهاي مادي و معنوي كه زن به عنوان مادر مي تواند آن را براي كودكش تأمين كند، برآورد سازد و دريغ نمودن در هركدام از اينها انحراف زن از جاده ي مستقيم است.

   بنابراين به همين خاطر و آنچه كه قبلاَ بيان نموديم، دايره ي كار زن درون خانه است و تنها در هنگام اضطرار زن مي تواند بيرون رود، همانند نمونه اي كه قبلا ذكر كرديم كه: اگر تعليمي ديني يعني بر يك شيوه ي ديني اقتضا نمود كه زن بيرون رود ، ناچارآً بايد برود. پرستار براي زنان زيرا مرد استعداد چنين كاري را ندارند، پس عداه اي از زنان ناچارند كه براي انجام چنين كاري بيرون بروند  و همچنين پزشكي زنان و هر مسئوليتي كه از عهده و توان مردان خارج است، اينها اضطرار است و استثناهايي  است كه زن بايد بيرون برود و در اينجا هم در جامعه ي اسلامي بايد اين ضرورت به حداقل برسد. مثلا: اگر قرار براين بود كه در روستايي سه معلم زن براي تعليم دختران بيرون روند ، بايد شش معلم باشند تا به جاي  شش ساعت،  سه ساعت از خانه دور باشد و يا اينكه تعداد آنها بيشتر باشد ، تا ساعات كمتري از خانه به دور باشند و مادام كه مسأله ي اضطرار مطرح است ، بنابراين بايد آن هم به حداقل برسد. بنابراين در اينجا براي زن مسأله ي حقوق گرفتن مطرح نيست ، كه اگر دو ساعت كمتر كار كند ، حقوق كمتري به او تعلق مي گيرد و اصلا اگر زندگيش تأمين است ، نبايد حقوق را تصور كند ، نمي گويم كه در زمينه ي اقتصادي  استقلال  نداشته باشد ، حق دارد و هرچه دارد از آن اوست ، اما وقتي كه تأمين است چرا شر مي فروشد  و به گردن خويش مي اندازد. و وقتي كه زندگيش تأمين است چرا برود و بار مسئوليت خويش را گران كند و ظلم تحمل كند ؟ زيرا رفتن اوبه صورت استثناء مي باشد  و براي كسب معيشت نيست ، پس بايد آن را به حداقل برساند يعني  مثلا به جاي روزي شش ساعت ،روزي دو يا سه ساعت بيرون برود.

    بنابراين هر خواهر و برادر مسلمان به عنوان مسئوليتي عمومي ،مسئول هستند كه در اين زمينه در برنامه ي خويش تجديد نظر نمايند. اگر خواهر مسلمان تنها براي تكثير مال و ثروت و كسب بيرون رود، بيرون رفتن او نامشروع است، بلكه او تنها بر حسب ضرورت و به صورت استثناء اجازه ي بيرون رفتن ار خانه را دارد ، وبايد در اين فكر هم باشد كه روزي بيايد كه اين استثناء هم از بين برود و از دست آن كاري كه برخلاف فطرت و استعداد اوست ،نجات پيدا كند و بار آن ظلم را از دوش خويش بردارد و به تعبير قرآن وقار خود را در خانه حفظ نمايد ، زيرا همانگونه كه بيان گرديد ، اگر از خانه بيرون رود ، بايد شبيه مرد شود و كاملا هم مرد نمي شود، و به دليل اينكه براي اين هدف آفريده نشده است ، در نتيجه زن استعداد و تحمل چنين مسئوليتي را ندارد ، بنابراين زن  نبايد  چنين ظلمي را بپذيرد.

   اين هم  برخي مسائل درباره مسئوليت زن و به صورت عمومي در مورد مسئوليت مرد نسبت به زنش بود.

منبع : تابش

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس