معماری
خانه ---> زن خانواده ---> نقش زنان در همزیستی اسلامی و پویایی فقه
عمرو خالد

نقش زنان در همزیستی اسلامی و پویایی فقه

نقش زنان در همزیستی اسلامی و پویایی فقه

نویسنده: استاد عمرو خالد / مترجم: ابراهیم ساعدی رودی

زنان توانایی بیشتری برای همزیستی و تمایل بیشتری نسبت به آن دارد. می بینیم که آمادگی زن برای همزیستی یک آمادگی بسیار بالاست. چنان که همواره شاهدیم که به دیدگاه اسلام و مسلمانان اتهام وارد می شود که از زن دوری می کند و اسلام چگونگی همزیستی با زن را نمی داند. غرب چنین می گوید و بعضی از کسانی که نتوانستند اسلام را درست بفهمند نیز چنین می گویند.

به این خاطر دریافتیم که عیب است در مورد «به سوی همزیستی» سخن بگوییم بدون این که حق زن را به آن بدهیم و بگوییم که اسلام در ریشه ها و اعماق تاریخی اش در دیدگاه امامان چهارگانه اش و در فقه اش به شدت زن را گرامی داشته، همزیستی بسیار بالایی با او داشته و او را در وضع بسیار بزرگی قرار داده است. من این سخن را نمی گویم تا جواب دیگران یا غرب را بدهم، ولی می گویم تا هر زنی داند که او با این دین ارزشمند است . عزیز است، مکرم است و سرش بالاست. در نتیجه بایسته و شایسته است که این بار فقیه یک مرد نباشد و مهمان و عالم شریعت ما که ضرب المثل بزرگی در همزیستی است یک زن باشد:

خانم دکتر لینا حمصی خیلی گذرا او را معرفی می کنیم: دکتری از الازهر، شعبه ی دمشق، دکتری اش در مقایسه ی ادیان و فقه اسلامی است.

ظرفی سرشار از علم:

استاد عمروخالد: می خواهم صحبت درباره ی امامان چهارگانه، اهمیت دادن به زن و دیدگاه امامان چهارگانه نسبت به زن( یعنی فقه اسلامی و زن) را با شما خانم دکتر شروع کنم. دوست داری آغاز سخن چگونه باشد؟

دکتر لینا حمصی: بسم الله الرحمن الرحیم، والصلاة و السلام علی سیدنا محمد النبی الامی، وعلی آله و صحبه و سلم اجمعین.

فقه اسلامی ثروت بزرگی است. امامان چهارگانه بالفعل از بزرگان تاریخ هستند. امروز وقتی به وضعیت زن به ویژه در آغاز قرن بیستم نگاه می کنیم، می بینیم که وقتی رئیس دانشکده ی ادبیات(طه حسین) می خواهد برخی از زنان را به این دانشکده ملحق کند، دنیا توسط برخی از علمای مسلمان قیام کرد و ننشست. اگر به فقه مان- فقه فقهای چهارگانه- نگاه کنیم و به اسنادی که بر آن استناد کردند، نگاه کنیم چیز شگفت انگیزی را می بینیم. زن در فقه فقهای چهارگانه می آموخت و می آموزاند. نه تنها این، که فقهای اربعه یکی از شروط اجتهاد را مذکر بودن قرار ندادند و اجتهاد مخصوص مردان نبود، حتی سهم مردان و زنان در این مورد مساوی بود. فقه نیز این چنین است. اگر مخصوصا” به آن عصر نگاه کنیم و مقایسه ای از سیزده قرن پیش تا به امروز برقرار کنیم- یعنی از زمانی که این فقها ظهور کردند، این فقه نورانی را آورند، حقوق زن را به او دادند و دعوت کردند که زن مجتهد و مفتی باشد و دستی در این زمینه داشته باشد- و آن را با دورانی که تا سال 1938م امتداد دارد مقایسه کنیم می بینیم که زن در فرانسه آن اختیارات مالی و تصرف در ملکیتش را نداشت. اگر می خواست در مالش تصرف کند، شرط بود که پسر پدرش یا پسر شوهرش این کار را بکند و این در قانون فرانسوی بود!

استاد عمرو خالد: اولین زنی که از دولت تقاضای وام کرد هند دختر عتبه بود. او نزد عمر بن خطاب رفت و گفت که می خواهد تجارت کند و سرورمان عمر هم به او قرض داد.

دکتر لینا حمصی: اسلام این موضوع را از پانزده قرن پیش مقرر کرده است، در حالی که زن تا سال 1085 میلادی در انگلستان از طرف شوهرش فروخته می شد ولی به شرط این که قیمتش از شش پنس کمتر نباشد! این ظلم به زن است.

فقها در فقهشان به قرآن کریم، احادیث پیامبر(ص) و وضعیت زن در عهد پیامبر(ص) استناد کردند. زن در عهد پیامبر(ص) مکرم و محترم بود. هر چند که زنان در مجلس پیامبر(ص) با مردان حاضر می شدند ولی نپسندیدند که پشت سر مردان بنشینند و مردان در جلو باشند و بهترین ها را دریافت کننند! یعنی مردان در جاها و درجات بالا می نشستند، بنابراین نزد رسول الله(ص) آمدند و گفتند: همان طور که با مردها جلسه داری با ما هم جلسه داشته باش. جلسه ی خاصی با زنان که مردان در آن شرکت نداشته باشند. پیامبر(ص) خواسته ی آنان را اجابت کرد و این در کنار حضورشان با مردان بود. وقتی به شفا عدویه نگاه می کنیم، می بینیم که رسول الله از او تقاضا کرد که به همسرش حصفه ام المؤمنین خواندن و نوشتن بیاموزد. اگر به آن دوران نگاه کنیم زن در زندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شرکت داشت.

پس این فقه فقهای چهارگانه است و این فقه بر این اساس تأسیس شده است.

استاد عمرو خالد: خانم دکتر، می بینیم که امام مالک از استادش ابن هرمز اجازه می گیرد و به او می گوید: «کسی را به من معرفی کن که بعد از تو علم را از او فرا بگیرم.»

می گوید:آیا تو را به یک ظرف پر از علم راهنمایی نکنم؟

می گوید: بله

می گوید:نزد عایشه دختر سعد بن ابی وقاص برو.

من وحشت زده شدم وقتی بعد از جمله ی «ظرفی پر از علم» نام یک زن را شنیدم!

امام مالک می گوید: من شاگردی اش را کردم

دکتر لینا حمصی: وقتی به تاریخ اسلام مراجعه می کنیم، زن های مفتی، فقیه و مجتهد می بینیم که تاریخ را پرکرده اند و در جعبه ی این تاریخ خیلی از این نمونه ها است:

مثلا” وقتی به حافظ منذری نگاه می کنیم که در حدیث امام بود، می بینیم که بیست نفر از استادانش زن هستند.

«ابن قیم جوزیه» یکی از علمای مشهور در فقه، ده تا از استادانش زن هستند.

«امام ذهبی»، امام جرح و تعدیل، رد این مورد می گوید:«هیچ زنی متهم به دروغ بستن به رسول الله در حدیث نشد در حالی که مردان زیادی متهم به دروغ بستن شدند.»

وقتی به بهترین زن مفتی در اسلام نگاه می کنیم می بینیم که اولین زن مفتی، فقیه و مجتهد بانو عایشه ام المؤمنین همسر پیامبر(ص) است. بانو عایشه 2210حدیث از رسول الله روایت کرده است. امام حاکم درباره اش می گوید:«ربع شریعت از بانو عایشه روایت شده است.»

ابوموسی اشعری می گوید:«هر وقت چیزی بر ما صحابه ی رسول الله مشکل می شد و می خواستیم آن را بفهمیم به بانو عایشه مراجعه می کردیم و نزد او دانش آن را می یافتیم.»

بعد از بانو عایشه وقتی به تاریخ مراجعه می کنیم- با علم به این که زنان صحابه در این عرصه زیاد بودند- حفصه دختر سیرین را که یک تابعی، فقیه و محدث است می بینیم. برادرش محمد بن سیرین، تابعی مشهور می گفت: «اگر به مشکلی برخوردید نزد حفصه بروید و از او بپرسید که قرآن کریم چگونه خوانده می شود؟»

استاد عمرو خالد: در حالی که او فارس بود ولی آموخت و پیشرفت کرد.

دکتر لینا حمصی: علم در میان عجم و عرب فرقی قایل نیست. تنها با علم و تقوا و همت و پشت کار است.

استاد عمرو خالد: خانم دکتر، با صراحت تمام به شما می گویم:ما که این گفت و گو را انجام می دهیم، آیا طبیعی است که از یک زن در فقه سوال کنم؟ معذرت می خواهم. من چیزی از تو مخفی نمی کنم، علی رغم این که معتقدم که من انسان بازی هستم، خیلی حریصم که همزیستی کنم و قدر منزلت زن را می دانم ولی به خاطر فرهنگ ما این سوال در فکرم دور می زند که چگونه از یک زن استفاده کنم و بیاموزم؟ سپس به خودم گفتم: استاد امام مالک یک زن بود و اگر مادران سه نفر از امامان چهارگانه نبودند این امامان وجود نداشتند این مادرانشان بودند که آنان را ساختند.

دکتر لینا حمصی: روایت شده است که یکی از شاگردان بانو نفیسه بنت حکم، امام شافعی بود که از او حدیث شنیده است.

استاد عمرو خالد: اولین کاری که امام شافعی پس از رفتن به مصر انجام داد، دیدار با بانو نفیسه بود. از او خواست که نزد او علم فراگیرد. به او گفت:«بنشین» گفت: «اجازه بده تا بروم و دوات و ورق بیاورم»می خواست احادیثش را بنویسد. او خجالت نکشید که سخنان یک زن را بنویسد و از او بیاموزد.

زنان در فقه معاصر ما چه جایگاهی دارند؟

ما امروز در مورد جایگاه زن در فقه اسلامی سخن می گوییم، ولی من می خواهم بر وجود زن در تمام عرصه ها تأکید کنم. در سیاست به عنوان مثال، مشارکت زنان در بیعت عقبه را می بینیم که شاید بزرگ ترین مسأله ی سیاسی در تاریخ پیامبر(ص) با صحابه باشد. هم چنین می بینیم که زن ها در عهد پیامبر(ص) پناه می دادند؛ «ای ام هانی، به کسی که تو پناه دادی ما هم پنهاه دادیم.»(حدیث) این هم یک مسأله ی سیاسی است. چنان که می بینیم  زن در جهاد شرکت می کند در حالی که جهاد یکی از سخت ترین و مشکل ترین کارهاست و فقط در سال های اخیر و در کشورهای غربی شاهد استخدام زنان در شرکت ها و ادارات هستیم همچنین شاهدیم که اولین شهید اسلام یک زن است. نیز اولین شهید اروپا هم یک زن است به نام «ام حرام بنت ملحان در دوران سرورمان عثمان بن عفان و…و صد و یک نمونه ی دیگر… ولی چنان که گفتیم امروز تمرکزمان روی فقه اسلامی است.»

استاد عمرو خالد: خانم دکتر، شما برای ما تاریخ خانم های فقیه را عرضه کردید. ما را از یک قرن به قرن دیگر انتقال دادید تا به ما نشان دهید که مدت زمان خاصی نبوده است که دورانش به پایان رسیده باشد. در این قرن چه اتفاقی افتاده است؟

دکتر لینا حمصی: شما مرا به یاد سخن «مراد هوفمان» سفیر آلمان که اسلام آورد انداختید وقتی که اسلام آورد گفت: «ای مسلمانان وضعیت زنان خود را اصلاح کنید و آنان را بع اسلام برگردانید چون تصویر امروز زن در کشورهای اسلامی، زن را نزد اروپایی ها مسخ شده نشان می دهد و آنان را از اسلام باز می دارد.» می خواهیم به منابع مان باز گردیم. وقتی به جریاناتی که باعث ناپدید شدن زن شد، برمی گردیم دو عامل اساسی می بینیم:

عامل اول:شیوع تعصب مذهبی، تقلید فقها و پایان یافتن دوران اجتهاد

عامل دوم: اختلاط در میان دین و آداب و رسوم.

 

به عامل اول بر می گردیم» این تعصب شروع شد و نوعی از فروپاشی اجتهاد و عقب گرد فقه از نیمه ی قرن چهارم هجری آغاز گردید و در قرن دهم هجری به اوج ش رسید. در قرن دهم درباره ی مجتهدان چیزی نشنیده ایم، نه از مردان و نه از زنان،مگر به طور نادر، تعصب مذهبی در مورد رأی امام و اعتبار این که فقط سخن این امام دین است، شیوع پیدا کرد. امامان خودشان این را نگفتند. امام شافعی می گفت:«اگر حدیث صحیح باشد، آن مذهب من است» و می گفت:«سخن ما درست استو احتمال اشتباه دارد، سخن غیر ما اشتباه است و احتمال درستی دارد.» وقتی به امام ابوحنیفه برگردیم، می بینیم که از او سوال می شد:«اگر سخنی بگویی و کتاب خدا مخالف آن بود چه کنیم؟»گفت:«سخنم را در برابر کتاب خدا رها کنید» گفتند:«اگر تو سخنی بگویی و با سخن رسول الله مخالف بود چه کنیم؟»گفت:«سخنم را در مقابل سخن رسول الله رها کنید»

گفتند:«اگر تو سخن بگویی و سخن صحابی مخالف آن بود چه کنیم؟»گفت:«سخنم را در مقابل سخن صحابی رها کنید» و گفت:«کسی که چیزی غیر از آن چه گفته ایم بیاورد و ببینیم که خوب است آن را می پذیریم» این دیدگاهشان در مورد فقه و اجتهادشان بود. آنان در امور اجتهادی سخنانشان را نظر دین نمی دانستند، ولی بعد از آنان کسانی آمدند و گفتند:«آن چه ففط امام می گوید دین است و او معصوم است.» و در نتیجه درگیری با هم را شروع کردند. پیروان هر مذهبی از پیروان مذهب دیگر خرده می گرفتند و این امر به عقب گرد قهقرایی منجر شد تا به دورانی رسیدیم که تقلید حکم فرما بود. حتی کتاب های قدما را رها کردند و در فقه به کتاب های متأخران رجوع می کردند، گویا این سنت است و گویی همین قرآن است. در بعضی از کتاب های متأخران حدیث موضوعی وجود دارد:«زن، خواندن و نوشتن یاد نگیرد» شارح کتاب می گوید:«خواندن و نوشتن یا نگیرد، چون شاید یک نامه ی عاشقانه بنویسد» گویی فراگیری علم توسط زنان به این خلاصه شده که زن نوشتن را در امور غیر شرعی به کار ببرد.

این دو عاملی که قبلا” ذکر کردم به هم پیوسته و مرتبط هستند. تقلید از امام و نبود اجتهاد منجر به اختلاط در میان تقلید و اسلام شد. در نتیجه زن را از داخل شدن به مسجد باز داشتند، در حالی که پیامبر اکرم(ص) می فرماید:«بندگان خدا(زنان) را از مساجد خدا باز ندارید» چنان که او را از علم هم باز داشتند.

استاد عمروخالد: ولی پیامبر(ص) فرمود:«بهتر است برای زن که در خانه اش نماز بخواند» نماز زن در خانه اش از نمازش در مسجد بهتر است.

دکتر لینا حمصی: ولی روی این حدیث حرف است. پیامبر(ص) حتی در نماز عید دستور می داد که زنان برای نماز خارج شوند. آنان نماز عید را در مصلا بیرون از مدینه می خواندند. حتی به زنانی که عادت ماهانه بودند امر می شد که به مصلا بیایند. چگونه احادیثی را که درباره ی آن ها حرف است بگیریم و از احادیث صحیح اعراض کنیم؟ حدیث:«بندگان خدا(زنان) را از مساجد خدا باز ندارید.» در صحیح بخاری وارد شده است. هم چنین وقایعی وجود دارد که این را ثابت می کند و سنت عملی دوران پیامبر(ص) بهترین چیزی است که به آن اقتدا می شود.

ما مرتب می شنیدیم که برای زن درست نیست که علم فراگیرد یا بیرون برود، او از خانه ی پدر و مادر خارج نمی شود مگر به خانه ی شوهرش و از خانه ی شوهرش خارج نمی شود مگر به قبرش و شاید داخل تابوت!

(ای کسی که کتابم را می خوانی، به جوانی ام رحم کن، دیروز در میان شما بودم و امروز در میان خاک هستم)

به این خاطر شاعر به اینان می گوید:

(گفتند: شریعت اسلام حکم می کند که این مردان بر آن زنان برتری دارند، و گفتند که زنان جاهل عفیف تر و از بدی و فحشا دورترند نسبت به زنان دانشجو،آنان به اسلام دروغی بستند که عزت و سربلندی بر اثر آن زایل می شود و فرو می پاشد، مگر علم در اسلام بر پسران و بر دختران مسلمان فرض نیست؟!)

این به ناپدید شدن زن منجر شد و دیگر زن فتوا دهنده و زن فقیه را ندیدیم، حتی زن با سواد را هم ندیدیم. برای مدت طولانی ناپدید شد تا آغاز قرن بیستم.

استاد عمرو خالد: این در منابع و اصول ما نیست و نمی پسندیم که کسی اسلام ما را به آن متهم کند. ما عقب مانده شدیم نه اسلام ما و نه واقعیت ما. اگر زن برای مدت های طولانی از زندگی کنار زده شد، اسلام را از این مسأله باید مبرا بدانیم و به این موضوع جامه ی اسلام نپوشیم تا غرب بیاید و بگوید شما زن را از حرکت و رفتنش باز دلشتید و اکنون حرکت و تحرک زن را به او برگردانید. اسلام از این بری است. ولی باید به ضوابط اسلام احترام گذاشت. باید فهمید که خانه ی زن خیلی ارزشمند است و تربیت فرزندانش یکی از ارزشمندترین ارزش هاست. بیرون شدن از خانه، فقط هدفش بیرون شدن نیست تا خانه ضایع شود. ما هم خواهان توازن هستیم. اسلام بینش خود را دارد. غرب نکات بسیاری دارد که مشکلاتی در دیدگاهش نسبت به زن وجود دارد. اگرچه که این امر موضوع امروز ما نیست.ولی می خواهم بگویم که ما منابع پاک و زلال خودمان را داریم که زن به وسیله ی آن ها حرکت می کند و توازن در میان نقشش در خانه و خارج از خانه وجود دارد.

استاد عمرو خالد: خانم دکتر، آیا ممکن است که اجتهاد در یکی از عصرها ناپدید شود؟

دکتر لینا حمصی: هرگز! پیامبر(ص)می فرماید:«همواره گروهی از امت من تا روز قیامت بر حق استوار خواهند بود.» این مقتضی آن است که اجتهاد تا روز قیامت باقی باشد. حوادث جدیدی وجود دارد. حوادثی که فقهای چهارگانه و غیر از فقهای چهارگانه به آن ها نپرداخته اند. به این مناسبت می گویم که فقط فقهای چهارگانه وجود نداشتند، که فقهای زیادی وجود داشتند که هم سطح فقهای چهارگانه بودند، ولی شاگردانی نداشتند که فقهشان را حفظ کنند.

برمی گردیم و می گوییم که اجتهاد امکان ندارد از بین برود، چون اتفاقات جدیدی است که باید حکم شرع را در مورد آن ها بیان کنیم. وضعیت امروز این گونه است. در برابر حوادث وسیع جدید، عده ای می گویند:«کتاب های فقهی ای که داریم کافی است و نیازی به فقه جدید نداریم.» در برابر صاحبان این نظریه- اگرچه که ما به احساساتشان در قبال امامان چهارگانه احترام می گذاریم- می گوییم که پیروی از امامان چهارگانه مقتضی این است که مثل آنان اجتهاد کنیم. آنان برای زمان و مکانشان اجتهاد کردند و امروز زمان و مکان تغییر کرده و پیروی از آنان مقتضی تجدید است، ولی تجدید به معنای الغای فقه فقهای چهارگانه نیست. می گوییم: هر جدیدی گرفته نمی شود و هر قدیمی دور انداخته نمی شود. شاعر به اینان می گوید:

(خدایا! چه گروه فریب خورده ای که هر امر قدیمی را منکر می بینند،

اگر می توانستند در جامعه، پدرانشان را که مرده اند یا پیر شده اند، اکنار می کردند،

امان از کسانی که علیه هر چیز قدیمی تلاش می کنند و در پی انهدام آن هستند و وقتی به ساختن رو می آورند، کوتاهی می کنند)

ما می گوییم که به اجتهاد سازنده و پویا نیاز داریم حوادث جدیدی است که باید احکام جدیدی برای آن ها استنباط کنیم.

استاد عمروخالد: مثل امام ابوحنیفه چون طبیعت او این بود که به دنبال هر جدیدی باشد  و در موردش فتوا بدهد.

دکتر لینا حمصی::ما هم نیاز به یک فقه گزینشی داریم. ما در دل فقه، ثروت انبوهی داریم که می توانیم متناسب با عصر خود از آن انتخاب کنیم. من مثال هایی دارم که از کتاب های فقهی برگزیدم، پس می گوییم که ما دارای فضای و آزادی در امور اجتهادی هستیم. ما ملزم به فقهی که سیزده قرن قبل گفته شده است نیستیم، ولی با آن افکار انس می گیریم. ما آن چه نزدیک تر به زمان ماست انتخاب می کنیم، ولی در امور قطعی فضا و خط قرمزی است که هرگز نباید از آن رد شد. بعضی از دلایل قطعی الدلالت و قطعی ثبوت است که در قرآن کریم و در سنت متواتر ثابت شده اند و دلاتشان غیر از این معنا چیزی را نمی پذیرد. در برابر این ها نمی توانیم بگوییم که زمان و مکان تغییر کرده است.

—————————————

منبع: بسوی همزیستی / مولف: عمرو خالد / مترجم: ابراهیم ساعدی رودی / نشر: واسع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس