معماری
خانه ---> سياسي اجتماعي ---> اسلام و مشارکت در امور عمومی ( شوری و مشورت)

اسلام و مشارکت در امور عمومی ( شوری و مشورت)

اسلام
و مشارکت در امور عمومی  ( شوری و مشورت)

دکتر
محمّد عماره

از
آنجا که انسان طبیعتاًموجودی اجتماعی است نمی تواند عناصر زندگی خویش را جز در
دایره ی ارتباط جمعی و اجتکاعی فراهم بیند .از این رو مشارکت او در اداره ی امور
عمومی جامعه ای که در آن به سر می برد شرط مدنیت و نیز اجتماعی بودن او است و تنها
راه تعامل او با افراد جامعه است و از طریق آن می تواند برای بهبود روند جامعه اش
گام بر دارد .

به
سبب این ضرورت اجتماعی «شوری»که عبارت از رایزنی و مشارکت در اداره ی عمومی جامعه
است یکی از فرایض اجتماعی اسلام به شمار می آید که بدون آن هرگز انسان نسبت به
ادامه و پویای ارتباطش با گروهی که بدان منسوب است و نیز تداوم و پایداری اداره ی
جامعه اش ایمن نیست .

شوری
اسلامی به خاطر این که سایر عرصه های زندگی انسان را در بر می گیرد تنها راه برای
تحقق امنیت در همه ی این عرصه ها ست بنا بر این شوری فقط فلسفه ی نظام حکومت
اسلامی نیست بلکه افزون بر آن فلسفه ی زندگی اسلامی در سایر زمینه های عمران و
آبادانی اسلامی نیز است .

در
جامعه ی کوچک خانواده اسلام به شوری به عنوان روشی برای ایجاد خشنودی مبتنی بر نظم
و دوستی تکیه می کند : وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ
كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ
رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ
وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ
وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ
مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن
تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ
آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا
تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ  / بقره 233

«و
مادران باید فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند این حکم برای کسی است که بخواهد
دوران شیر خوارگی را تکمیل کند و خوراک و پوشاک آنان به طور شایسته بر عهده یبا  پدر است هیچ کس جز به قدر توانای اش مکلف نمی
شود هیچ مادر ی نباید به سبب فرزندش زیان ببیند و هیچ پدری نباید به خاطر فرزندش
«ضرر ببیند »و مانند همین بر عهده ی وارث هست پس اگر «پدر و مادر »بخواهند با
رضایت و مشورت همدیگر کودک را زودتر از شیر بازگیرند گناهی بر آن دو نیست و اگر
خواستید برای فرزندان خود دایه بگیرید بر شما گناهی نیست به شرط آن که چیزی را که
پرداخت آن را بر عهده گرفته اید به طور شایسته بپردازید و از خدا پروا کنید و
بدانید که خداوند به آنچه انجام می دهید بینا است »

در
نظام حکومتی نیز اسلام فرمان داده تا امور مردم بر اساس شوری اداره گردد : فَبِمَا
رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ
لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ
فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ
الْمُتَوَكِّلِينَ /  آل عمران 159

«
پس به برکت رحمت الهی  با آنان نرمخو و «پر
مهر »شدی و اگر تندرو سختدل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می شدند پس از آنان
در گذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا
توکل کن زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست دارد »

بنا
بر این عزم به معنای تصمیم گیری که در آیه ی یادشده آمده است نتیجه ی مشورت است
؛یعنی مشارکت مردم برای شکل گیری نظر نهای که تصمیم گیری بر اساس آن انجام می شود
.و در این جا است که می توان به رأی و تصمیم هردو اطمینان و ایمنی کامل داشت .

دانشمندان
اسلامی نسیت به فلسفه ی شوری اتفاق تظر دارند تا جای که یکی از مفسران بزرگ قرآن
کریم به نام ابن عطیه «481-542ه.ق-1088-114»گفته است :«بیگمان مشورت از قواعد
شریعت و احکام مهم است هر کس با دانشمندان متدین مشورت نکند عزل او واجب است و این
حکمی است که هیچ اختلافی در آن نیست »

بنا
بر این مشورت مجرد یک حکم نیست بلکه از احکام واجب و حتی از قواعد شریعت و اصول
اسلام به شمار می آید .

و
تنها با دانشمندان متدین انجام نمی شود بلکه باید با همه ی اهل علم و ذکر و
متخصصان در رشته های علمی و فنی مختلف به مشورت نشست .

و
از آنجا که ثمره ی مشورت همان محصول رای عمومی است که حاوی اندیشه و دانش مردم است
؛اسلام برای اتفاق نظر مردم مقام عصمت از گمراهی قایل است در حدیث گرانقدر پیامبر
آمده است : ان أمتی لا تجمع علی ضلاله (ابن ماجه ) «امتم بر هیچ گمراهی اجماع نمی
کنند »

و
به همین خاطر اسلام مشورت را از اوصاف مومنان بر شمرده است و خواسته تا میان همه ی
کارهای مردم گسترش یابد : وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا
الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ  * وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ
يَنتَصِرُونَ  / شوری 38-39

«و
کسانی که دعوت پروردگارشان را پذیرفتند و نماز را بر پا داشتند و کارشان در
میانشان از روی مشورت است و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند و آنان که چون
تجاوزی به آنان رسد انتقام می گیرند »

و
برای اینکه هیچ مسلمانی خود را از وجوب مشورت مستثنا نداند اسلام حتی بر پیامبر
«ص»فرض گردانیده تا در امور غیر از وحی که مربوط به اجتهاد شخصی او است با یارانش
به مشورت نشیند ابو هریره در روایتی که از اوصاف پیامبر دارد می گوید : « کسی را
ندیدم که بیشتر از پیامبر «ص»با یارانش مشورت کند » ترمذی

پیامبر
در غیر از تلقی و ابلاغ وحی که در آن معصوم است مجتهدی است که باید نسبت به هر
مسأله ای که در مورد آن نظر و اجتهادی دارد با دیگران مشورت کند و آنگاه ملزم به
پذیرفتن نتیجه ی این مشورت و قاعده ی اقلیت و اکثریت مربوط به ان است !

آن
حضرت در تعین مکان بدر و احد به نظر مشورت شوندگان احترام گذاشت همچنین در گفت و
گوهای که در جنگ احزاب با فرماندهان نجد و غطفان داشت نظر سران انصار سعد بن عباده
و سعد بن معاذ را پذیرفت .

جز
این نمونه ی سنت عملی که در امور الزام مشورت و احترام گذاشتن اقلیت به رأی اکثریت
یاددشد احادیث سنت قولی بی شماری در این زمینه روایت کرده اند از جمله ی این قول
پیامبر که خطاب به ابوبکر و عمر فرموده اند «اگر شما دو نفر در مشورتی هم نظر
باشیدبا شما مخالفت نخواهم کرد » روایت امام احمد

با
این سخنش که فرمود :«اگر فردی را بدون مشورت با مومنان امیر می گردانم قطعاً عبد
الله بن مسعود را امیر می گردانم » ترمذی ،ابن ماجه و امام احمد

بنا
بر این کلیه ی امور اجتماعی و سایر زمینه های عمرانی که خداوند پاک وبلن مرتبه در
مورد آنها حکمی نکرده است حکمی که دلالت و ثبوط آن قطعی باشد اینها را باید میان
اهل مشورت به مشورت گذاشت للازم به ذکر است که مشورت مجرد «حقی »از حقوق بشر نیست
بلکه فریضه ای الهی ضرورتی اجتماعی و از اوصاف مؤمنان است زیرا مشورت از طریق رای
گیری و تصمیم گیری و اداره ی امور اجتماعی به امنیت اجتماعی خواهد انجامید برای
تحقق این فلسفه و اهداف آن است که می بینیم قرآن کریم اصطلاح ولی امر را به صیغه ی
مفرد یاد نمی کند بلکه همه  جا آن را به
صیغه ی جمع به کار می برد . يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ
وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ  / نساء59

«خدا
را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را نیز اطاعت کنید »

وَإِذَا
جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ
إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ
يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ
الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً  / نساء83

«و
چون خبری از ایمنی و یا وحشت به آنان رسد انتشار دهند و اگر آن را به پیامبر و
اولیای امر خود ارجاع دهند قطعاً از میان آنان کسانی اند که «می توانند درست و
نادرست »آن را دریابند و اگر فظل و رخمت خدا بر شما نبود مسلماً جز اندکی از شیطان
پیروی می کردید »

بنا
براین مشورت فلسفه ی اجتماعی اسلام در مورد خانواده جامعه و دولت به شمار می آید

همچنین
راهی است برای مشارکت انسان در اداره ی امور عمران و آبادانی دنیا که خداوند پاک
وبلند او را در این کار به جانشینی خویش بر گزیده است .

و
به کمک آن انسان می تواند اداره ی جامعه ی خویش را استوار سازد و آنگته به این
وسیله امنیت اجتماعی را برای خود فراهم بیند .

آنچه
یاد شد تنها نمونه های از حقوق بشر بود که مرتبه ی آنها در نگرش اسلامی به مرتبه
یفرایض دینی واجبات الهی و ضروریات اجتماعی فرا 
رفته است و از مرتبه ی حقوق که می توان از روی خشنودی و به دلخواه از آن
چشم پوشیددر گذشته است .

نمونه
های بی شماری غیر از اینها نیز می توان یافت :

محافظت
از جان و آن فریظه ای است که کوتاهی کردن در آن به صورن خودکشی یا سهل انگاری در
تحصیل عناصر نگاهداشت  آن گناه محسوب می
شود باید در حفظ آن کوشید حتی اگر نیاز به جنگیدن باشد !

محافظت
از دانش آنکه فراگیریش فریضه ای الهی ووا جب شرعی است به گونه ای که اگر انسان در
آن کوتاهی کند گناهکار می شود از این رو به هیچ وجه برایش روا نیست تا از آن دست
بردارد بلکه اسلام بر دانش اندوزی هر چه بیشتر و تخصص یافتن در رشته های گونا گون
علمی تأکید بیشتری دارند و آن را از فرایض بلند مرتبه ای قرار داده تا اندازه ای
که آن را فرض کفای یعنی فریضه ای اجتماعی دانسته که گناه عقب افتادگی در آن به
عهده ی همکان می افتد :  وَمَا كَانَ
الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ
مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ
إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ / توبه 122

«پس
چرا از هر فرقه ای از آنان  گروهی  بیرون نمی روند تا در دین آگاه گردند و قوم خود
را چون به سویشان باز گردند بیم دهند باشد که آنان بیمناک شوند »

همه
ی راههای امنیت اجتماعی دیگر را چه فردی و چه گروهی بر همین قیاس گیر که پیمان ها
و بیانیه های حقوق بشر در موردشان صادر شده است و دیدیم که جگونه نگرش اسلامی
جایگاه آنها را تا مرتبه ی«  فرایض واجبات
و ضروریات  » بالا برده است .

———————————————–

منبع
: امنیت اجتماعی در اسلام

مؤلف
: دکتر محمّد عماره

مترجم
: مجید احمدی

انتشارات
: ایلاف

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس