معماری
خانه ---> سياسي اجتماعي ---> نگاهی به جنبش چپ در ایران

نگاهی به جنبش چپ در ایران

در
بررسی جنبش اجتماعی کُردهای ایران: یکی از وقایع تأثیر گذار در دوران جدید تجربه
تشکیل و اعلام جمهوری کردستان (1324)در مهاباد توسط قاضی محمد است. این تجربه
البته درپی شرایط خاص سیاسی حاکم بر ایران و جهان شکل گرفته و بنابراین از آن
متأثر بوده است . در این بین نقش دولت اتحاد شوروی سابق را به عنوان پایه تحلیل می
توان مورد توجه قرار داد. ضمن اینکه توجه به این عامل ، به معنی نادیده گرفتن نقش
عوامل موثر دیگر نیست . تاریخ جنبش چپ در ایران هر چند با حزب توده آغاز نمی شود،
امّا تحت تأثیر جریان حاکم برشوروی بعد از انقلاب اکتبر روسیه و شروع رقابت
ایدئولوژیك با دنیای غیر کمونیستی عمدتاً با حزب توده ادامه می یابد و در این مسیر
است که سازمانها و حركتهای دیگری بامشی متفاوت از حزب توده شکل می گیرند. تأسیس
جمعیت احیای کرد(که به نام کومه له ی ژ.ک در تاریخ منطقه ثبت و معروف گردیده است)
تلاشی بومی و مستقل بود كه توسط  فعالان محلّی در شهرستان مهاباد و به صورت
مخفیانه آغاز شد. امّا همزمانی آن با تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان و اعلام جمهوری
خودمختار آذربایجان متقاقب آن و شرایط خاص منطقه ( عدم  وجود نیروهای دولتی
یا خارجی دیگر مانند انگلستان و آمریکا ) زمینه را برای گسترش نفوذ فرقه و حزب
توده با حمایت دولت شوروی می دهد. بررسی این رویداد ها و تاثیر آنها بر جریانات
کردستان ایران ( منظور شهرهای کردنشینی است که در آن دوره خارج از قدرت و نفوذ
دولت تازه تأسیس محمد رضا پهلوی و بعد از فروپاشی دولت رضا خان قرار گرفته بود و
عمدتاً به منطقه مکریان محدود می شد) مخصوصاً تغییر ماهیت سازمانی جمعیت احیای
کُرد به حزب دمکرات کردستان ایران ، هدف مقاله حاضر است .

جنبش چپ در ایران:

گرفت
به وجود آوردند. در همین سال(1320) به دنبال تصمیم متفقین مبنی بر استفاده از
ایران جهت کمک رسانی به اتحاد شوروی از یک سو و مقابله با گرایشی که به سوی متحدین
مخصوصاً آلمان در ایران وجود داشت ، اشغال نظامی ایران توسط سه نیروی قدرتمند
شوروی ، آمریکاو انگلیس صورت گرفت . ارتش سرخ شوروی در شمال ایران مستقرگشت و به
دنبال آن مسئولین انترناسیونال كمونیستی(کمینترن) مسئله تأسیس یک حزب سیاسی را که
تضمین کننده و حامل اهداف و منافع اتحاد شوروی در فضای نوین ایران باشد، در دستور
کار قرار دادند.از دیدگاه کمینترن و با توجه به تجربه شکست قبلی حرب کمونیست
ایران،تأ سیس یک حزب کمونیستی خالص ضرورت نداشت و حزب جدید باید یک حزب دارای پوشش
و نام ملّی و غیر کمونیستی می‌بود تا بتواند در جامعه ایرانی پایگاه اجتماعی کسب
کند.1 در این مورد احسان طبری چنین مسئله را تشریح می کند:” معلوم
شد که کمینترن به کسانی که مورد اعتمادش بودند و از آن جمله”رضاروستا”
خبر داده بود که حزب جدید ، حزب کمونیست نخواهد بود . اوّلاً به علت وجود قانون ضد
کمونسیتی مصوب 1310 شمسی ،قانونی بودن فعالیت کمونیستها را ممنوع و عضویت در این
حزب را به عنوان جرم سیاسی اعلام کرده بود و این قانون کماکان اعتبار داشت ،
ثانیاً به علت وضع اجتماعی ایران که وجود یک حزب مستقل کمونیست را غیر لازم می‌کند.طبق
این توصیه ، کمونیست ها و عناصر ملی باید مشترکاً حزب وسیعی به وجود می‌آوردند و
برنامه ایجاد اصلاحات اجتماعی را به گونه‌ایکه موجب  رماندن خرده بورژوازی و
سرمایه‌داری ملی نشود، مطرح نمایند. بعد ها این مسئله روشن شد که خزب توده یک حزب
علنی است و مانند سابق که حزب اجتماعیون بطور علنی وجود داشت ،فعالیت قانونی می‌كند،
امّا کمونیست ها سازمان مخفی و جداگانه خود را تشکیل می‌دهند و از پشت پرده
فعالّیت حزب علنی را اداره می کنند”.2

گروه
53 نفری که به این نام معروف گردید ( و در سال 1314به رهبری تقی ارانی تشکسل
گردید) یک مرکز مطالعات ماتریالیستی بود . اینان در خارج از ایران با اصول مارکسیم
آشنا شده بودند و خود را روشنفکرانی  می‌دانستند که با افکار جدید جهان آشنا
شده و می توانند راه تحول فکری را بسوی تحقیق انقلاب کمونیستی در ایران هموار
سازند و چنانکه قبلاً گفته شد در سال 1316این گروه کشف و اعضای آن بازداشت شدند .
دکتر تقی ارانی مغز متفکر این گروه بود که پس از دفاع از اعتقادات خود در دادگاه ،
در زندان رضا خان در بهمن ماه سال 1318به قتل رسید. بعد از شهریور 1320 عده ای از
افراد این گروه با ورود  ارتش سرخ به ایران آزاد شدند و هستۀ اصلی حزب توده
را تشکیل دادند. حزب توده در مهر ماه 1320آن هم در شرایطی حساس به طور رسمی تشكیل
شد.3 ایران از دو ناحیه شمال و جنوب در اشغال قوای شوروی و انگلستان
بود . رضا شاه از قدرت خلع و به جزیره “موریس ” تبعید شده بود و حکومت
جدید فرزندش ، محمد رضا پهلوی هم عملاً به طور مستقیم نقشی در جریانات کشور نداشت
. دخالت نیروهای متفق در امور ایران در آن زمان مسلم است و تقسیم کشور به مناطق
نفوذ ، آنرا تأئید می کند . البته تلاش آنها برای سلطه بر ایران و استفاده سیاسی و
اقتصادی از آن در جهت پیشبرد اهداف خود نیز انکار ناپذیر است. اهداف اولیه حزب
تازه تأسیس ، آزادی بقیۀ 53 نفر ، برسمیت شناختن حزب توده به عنوان یک سازمان
مشروع و قانونی ، انتشار یک روزنامه و تدوین یک برنامه وسیع بود که مانند برنامه‌های
غیر مذهبی پیشین مخالفت علما و برنیانگیزد و در عین حال دمکراتها ، سوسیالیستها و
کمونیستهای کهنه کار و مارکسیستهای جوان و حتی رادیکالهای غیر مارکسیست را جذب
نمایند.4 مرامنامه اولیه حزب که بعدها در سال 1323در کنگره اوّل مورد
تصویب قرار گرفت ،عبارت بود از : “حفظ استقلال کشور و تمامیّت ارضی آن ،
برقراری رژیم دمکراسی و تأمین حقوق فردی و اجتماعی از قبیل آزادی زبان ، قلم ،
عقیده و اجتماعات، مبارزه علیه هرگونه رژیم دیکتاتوری و استبدادی، ایجاد اصلاحات
لازمه در طرز استفاده از زمین و زراعت و بهبود بخشیدن به وضع زارعین و دهقانان،
اصلاحات اساسی در امور فرهنگی و بهداری و برقراری تعلیمات اجباری و مجانی عمومی و تأ
مین استفاده تودۀ ملت از کیله مراحل فرهنگی و بهداشت ، تعدیل مالیاتها با در نظر
گرفتن منافع توده های مردم ، اصلاح امور اقتصادی و بازرگانی و توسعه صنایع و معادن
ووسایل حمل و نقل از قبیل ایجاد و نگهداری راههای شوسه و تکمیل خطوط آهن، ضبط
اموال و دارایی پادشاه سابق به نفع ملت ایران”.5 مرامنامه حزب
توده در مقایسه با مرامنامه احزاب و جمعیتّهایی که قبل از آن حزب ، در ایران
فعالیت داشته‌اند نشان می‌دهد که حزب توده در پاره ای موارد ، بیش از حدّ لازم
جانب احتیاط را رعایت کرده است . در مادّد 4 مرامنامه اصلاحات لازمه در طرز
استفاده از زمین و زراعت و بهبود بخشیدن وضع زارعین و دهقانان و توده زحمتکش ایران
در خواست شده است . این ماده کلی و مبهم است و معلوم نیست چه نوع اصلاحاتی را دربر
می گیرد. حال آنکه مسئله واگذاری زمین به دهقانان از انقلاب مشروطیت به بعد از طرف
احزاب و دیگر جناحهاب موثر سیاسی مطرح شده بود. برای کارگران شهری هم خواسته مشخصی
را حزب درخواست نمی کند. حال آنکه از سال 1308 شمسی مسائلی چون محدود کردن ساعات
کار ، دخالت دادن نمایندگان کارگران در موارد اخراج و قبول کارگر و غیره از اطراف
جمعیّت ها و سازمان های صنفی و سیاسی مطرح گردیده بود. 6

در
مورد مذهب ، در روزنامه “رهبر” ارگان وقت حزب ،شماره 281(18/2/1322) در
مقالۀ” پاسخ از ما است “آمده که حزب توده ایران طرفدار مذهب حنیف اسلام
و شریعت حقه محمدی است . باز در روزنامۀ “رهبر” مورخ بیستم اسفند ماه
1322در مقالۀ “مذهب اسلام در نظر ما ” آمده است که اکثر افراد حزب ،
مسلمان و مسلمان زاده اند و نسبت به شریعت محمدی علاقه و حرمت خاصی دارند و هرگز
راهی را که منافی با این دین باشد نمی پیمایند و مرامی را که با آن تضادی داشته
باشد نمی پذیرند.7 در کلوپ حزب نیز در راستای سیاست عدم ضدیت با مذهب و
برای جلب توده های مردم در ایام محرم ، راجع به قیام امام حسین سخنرانی برگزار می
شد. حزب به مناسب میلاد حضرت رسول (ص) و حضرت علی(ع) ، تبریک و شادباش خود را بر
ملت مسلمان ایران تقدیم می کرد.8 بدین ترتیب هرچند اعضای اولیۀ حزب
توده مارکسیست بودند، امّا خود را کمونیست نمی خواندند. حزب توده اولین کنگره خود
را در مرداد ماه 1323تشکیل داد و مرامنامه خود را در پنچ ماه به همراه اساسنامه
منتشر ساخت. مواد مرامنامه کنگره اول که در کنگره دوم دوباره مورد تصویب قرار گرفت
عبارت بودند از 1) حزب توده ایران حزب طبقات ستمکش یعنی کارگران، دهقانان، پیشه
وران و روشنفکران آزادیخواه است. 2) حزب توده ایران طرفدار استقلال و تمامیت ایران
است و با هرگونه سیاست استعماری نسبت به آن مبارزه می کند. 3) حزب توده ایرن
طرفدار همکاری دوستانه با کلیه کشور های آزادیخواه بر اساس تساوی حقوق ملل و حفظ
صلح جهان است . 4) حزب توده ایران طرفدار استقرار حکومت ملی و رژیم دمکراسی واقعی
است.5) حزب توده ایران با آثار اقتصادی رژیمهای کهنۀ اجتماعی ، مانند اقتصاد شبانی
و فئودالیزم مبارزه می کند و طرفدار یک دستگاه اقتصادی مترقی و متمرکز مبتنی بر
حفظ منافع اکثریت آنها است.9 خط مشی حزب اینگونه بیان شد که حزب توده
ایران حزبی است ملی، یعنی جنبۀ بین المللی ندارد و هدف اصلی خو را از استقرار
حکومت ملی واقعی یعنی حکومت متکی به نیروی طبقات ستمدیده که اکثریت ملت را تشکیل
می دهند، قرار داد و نیز با استعمار که نتیجۀ توسعۀ امپریالیسم سرمایه‌داری خارجی
است مبازره می کند.10 امّا در نهایت حزب توده در برنامه و اسانامه مصوب
پلنوم هفتم در تیر ماه 1339 ، خود را حزب طبقه کارگر در سراسر ایران خوانده ، جهان
بینی خود را مارکسیسم – لنینیسم اعلام کرد و اصول تشکیلاتی خود را منبعث از این
جهان بینی خواند . هدف نهایی حزب در این برنامه ، ساختمان جامعۀ سوسیالیستی در
ایران اعلام و بر اساس آن  خواهان تحولات اساسی و عمیق در نظام اجتماعی ایران
شد.11 به این ترتیب اهداف نهایی حزب توده اعلام و مشخص شد .

حزب
توده و مسئله استالینیسم:

 برای
تحلیل سیاست‌های حزب ، بایستی به پدیده استالینیسم اشاره کرد. استالین سیاست مدار
و رهبر حزب کمونیست روسیه بعد از مرگ لنین بود که بر اوضاع کشور تسلط یافت . او
رقبای خود را کلاً از میان برد و دیکتاتوری به شیوه خود را بر حزب و اتحاد شوروی
مسلط گرداند و در پی تطبیق مارکسیسم با اوضاع جدید بر آمد. او تعبیری بكار برد
مبنی بر تقسیم جهان به دو اردوگاه سوسالیستی و امپریالیستی و اینکه تمام احزاب
کمونیست جهان ملزم به پیشتیبانی دفاع از اتحاد شوروی در مقابل سرمایه‌داری جهانی
هستند. این روش به استالینیسم تعبیر شد.12 سه اصل اساسی ، محورهای اصلی
استالینیسم را در برمی‌گیرد که عبارتند از:1) برقراری نظام سلسله مراتبی . به نظر
استالین حزب مانند ارتش است و او همان سلسله مراتب را برای جزب قائل بود. او گرچه
می گفت که اعضای حزب از مصالح خاصی ساخته شده اند، امّا بر نقش رهبر در حزب تأکید
بسیار می نمود . جامعه شوروی را مانند ماشینی می‌دانست که انسانهای ساده، پیچ و
مهره  و رهبران ،در کنار اهرمها حرکت دهنده آن هستند.13 2) تقدیس
دولت سوسیالیستی. که بر اساس اعتقاد به تفاوت ذاتی میان دولت سوسیالیستی و سرمایه
داران و بنابراین تقویت دولت شوروی برای مقابله با تهاجمات امپریالیزم ضروری بوده،
و هم چنین بر اهمیّت دولت سوسیالیستی و بر نقش آن در اشاعه انقلاب در جهان استوار
بود. استالین معتقد بود که هر چقدر کشور پیروز شود سوسیالیزم بیشتر استحکام پیدا
کند، قدرت بیشتری در بسط انقلاب جهانی و تخریب امپریالیزم خواهد داشت.3) موظف
ساختن کمونیستها به پشتیبانی از دولت شوروی . اعتقاد بر این بود که شوروی حامی
کمونیستها در ایجاد انقلاب جهانی است، پس وظیفۀ اصلی کمونیستها ایجاد انقلاب در
سراسر جهان است و شوروی تا حدّ زیادی آنها را در تحقق این امر یاری خواهد کرد. هم
چنین بر ضرورت کمک خارجی برای تحقق انقلاب در کشورهای عقب مانده تأکید می شد. از
نظر استالین در جوامع عقب مانده که آمادگی برای انقلاب سوسیالیستی را نداند، می
بایست از خارج به کمونیستهای این کشورهابرای برپایی انقلاب سوسیالیستی کمک كرد و
استالین این نقش را برای دولت شوروی که به نظر او و بسیاری دیگر اولین خاستگاه
سوسیالیسم بود در نظر داشت .14 هم چنین انترناسیونالیزم کارگری به
مثابه ابزاری در خدمت دیپلوماسی شوروی تلقی می شد. این مفهوم در قاموس استالین به
معنای مترادف بودن تقویت جنبش جهانی کمونیسم بکار گرفته شده است .15 بر
این اساس با تلقی انقلاب اکتبر به عنوان مقدمۀ انقلاب جهانی ، حمایت از شوروی به
عنوان نخستین خاستگاه سوسیالیزم و حزب بلشویک به عنوان اولین حزب پیروز ، وظیفۀ
تمام احزاب کمونیست در سراسر جهان تلقی گردید. این پدیده با اوج گیری قدرت حزب
توده در داخل کشور همزمان بود و بنابراین بر روند فعالیت های حزب تأثیر گذاشت. در
این مورد تنها به ذکر مسئله نفت شمال که مربوط به این بحث است اکتفا می شود .

وقتی
که جریان مذاکرات دولت” ساعد” با نمایندگان آمریکا در سال 1323 برای
بررسی تقاضایی که در مورد گرفتن امتیاز نفت توسط شرکتهای” شل” و دو شرکت
آمریکایی بود آشکار شد، دکتر رادمنش عضو و سخنگوی فراکسیون حزب توده ایران در مجلس
چهاردهم ، نظر حزب را بدین شرح اعلام داشت:” بنده با رفقایم با دادن امتیازات
به قدرتهای خارجی بطور کلی مخالفیم . ملت ایران همانطور که توانست راه آهن را خودش
احداث کند، بنده یقین دارم که با کمک مردم و سرمایه داخلی ما می توانیم تمام منابع
ثروت این مملک را استخراج و شاید بتوانیم به موضوع بدبختی مردم این مملکت بهبودی
بخشیم …. به عقیده بنده هیچ صلاح نیست و مقضی نیست در چنین موقعیّتی ما با عجله
یک اقدامی بکنیم که شاید قرنها در آتینه تأسف آن را بخوریم”. 16با
ورود “کافتارادزه ” سفیر وقت شوروی در ایران و به محض در خواست شوروی
برای اعطای امتیاز شمال از ایران ، حزب توده ایران مخالفت خود را با اصل اعطای
امتیازات پس گرفت و ادّعا کرد که با اصل اعطای امتیازات نمی‌توان مخالفت کرد، بلکه
در چگونگی و شرایط اعطای آن صحبت است و در اعتراض به امتناع دولت از اعطای موافت
نامه نفت به اتحاد شوروی ، در روز پنجم آبان 1323در تهران و 21 شهر دیگر
تظاهراتهایی را راه‌انداخت .17 در تهران حزب با همکاری شورای متحده
مرکزی کارگران وقت و تحت حمایت سربازان شوروی میتینگ سیاری را تشکیل داد و
تظاهراتی علیه ساعد ؛ نخست وزیر و شهرداری تهران براه انداختند که طی آن سخنرانان
نطقهایی علیه تصمیم دولت ساعد در موضوع نفت ایراد کردند. بدین ترتیب حزب توده
علیرغم شعار مبارزه بر علیه استعمار،  بخاطر و اگذاری امتیاز نفت شمال به
دولت شوروی ، حقوق و منافع شرکت نفت انگلیسی و ایران را بر سمّیت شناخت و از
مبارزه علیه آن امتناع ورزید.18 حزب با طرح اینکه ایران حریم امنیت
شوروی است و در این حریم ، شوروی تنها خودش می تواند فعالیّت نماید نه نیرویی دیگر
، شعار دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران را مخدوش و ایران را عملا  تقسیم
شده میان مناطق نفوذ می پنداشت .

تشکیل
فرقه دمکرات آذربایجان :

سرانجام
در پی عدم ترک ایران از سوی شوروی ، با صلاحدید شوروی وپس از ملاقات با رئیس جمهور
آذربایجان شوروی و با کمک این دولت در آذربایجان (تبریز) فرقه دمکرات بوجود آمد و
متعاقب آن جمهوری خودمختار آذربایجان تشکیل شد. با توجه به سابقه حزب توده در
آذربایجان ، ظهور فرقه دمکرات که هر دو یک هدف را دنبال می کردند، مشکلاتی را برای
دو طرف بوجود آورد . سران فرقه ضمن عدم تمایل به حضور حزب توده در آذر بایجان ،
معتقد بودند که حزب توده حالت انقلابی ندارد و خواهان مبارزه از طریق پارلمان است.19

پیدایش
فرقه دمكرات اگر چه نمی تواست حزب توده را از بین ببرد ، حداقل به عامل درجه دوم
تبدیل می کرد. در ضمن عمل نیز معلوم شد که وجود حزب توده برای تبلیغ و ترویج فرقه
در نقاط دیگر ایران لازم است . با وجود اینکه حتی رهبران حزب توده به عدّه زیادی
از رهبران فرقه ایمان نداشتند وحتی در زمان عضویت آنها در حزب، یا آنها را اخراج
کرده بودند و یا در خیال بر طرف کردن آنها بودند ، معذالک روزنامه های ارگان
حزب  با پیروی از سیاست قضا و قدر مانند ، می‌بایست عکس سران فرقه را با
تجلیل و احترام منتشر کنند و از “اتونومی”(خودمختاری) آذربایجان و از
وزرای آنها پشتیبانی کنند.20 رهبری حزب بر خلاف عقاید و افکار عمومی
حزب ، اجازه کوچکترین انتقاد دوستانه از فرقه‌ایها را نمی داد ، امّا در عین حال
رهبران فرقه دائم از رهبران توده انتقاد کرده و باسوءظن به آنها نگاه می کردند. 21

حزب
توده و جمعیت احیای كرد(كو‌مه‌له‌ی ژ-ك):

به
علت همزمانی تشکیل فرقه دمکرات و جمهوری خودمختار آذربایجان به رهبری پیشه‌وری با
وقوع تحولات اساسی در جمعّیت احیای کُرد و تشکیل حزب دمکرات کردستان ایران و هم
چنین جمهوری کردستان در مهاباد توسط قاضی محمد ، تأثیر حزب توده بر این تحولات را
باید مورد توجه قرار داد. این تأثیرات در چهارچوب سیاستهای شوروی در قبال ایران
مطرح شدند. در این دوره سیاست شوروی در قبال ایران دو صورت جداگانه داشت ، به این
ترتیب که از یک طرف”مولوتوف” وزیر امور خارجه وقت و “سادچیکف”
سفیر وقت شوروی در ایران ، به دنبال گرفتن امتیاز استخراج و بهره‌برداری از نفت
شمال ایران بودند و از دیگر سو، “بیریا” نفر دست راست استالین و
“باقروف” دبیر کل حزب کمونیست آذربایجان شوروی در آن هنگام به الحاق
بخشهایی از خاک ایران به شوروی و بسط و توسعۀ کمونیسم می‌اندیشیدند. استالین به هر
دو نظر میدان فعالیّت می‌داد و چنانکه بعدها روشن شد ، از مسئله آذربایجان و
كردستان به عنوان اهرم فشاری بر ایران جهت دستیابی به منابع نفت شمال سود می جُست
.22

به
علّت موقعیت منطقه کردستان و حضور شورویها در منطقه و اعمال فشار بیشتر بر حکومت
مرکزی ایران ، سران فرقه تصمیم گرفتند تا قلمرو نفوذ خود را به این منطقه نیز بسط
دهند. بنا به گفته موسسین اولیه جمعیّت احیای کُرد ( جناب ملا قادر مدرسی و صدیق
حیدری) وقتی که روسها بر کل منطقه حاکمیت یافتند و از طریق فرقه دمکرات آذربایجان
 در منطقه عمل می کردند، در نظر داشتند تا جمعیّت احیای کُرد را متناسب با
خواست خود دگرگون نمایند. تا اینکه به گفته آنها توانستند افراد نخبۀ
“ژ.ک” را کم کم از سطح تصمیم گیری جمعیّت خارج کنند و کسانی دیگری را که
می خواستند ، جایگزین آنها کردند. شورویها با اعمال فشار در پی تحولات بیشتر در
جمعیّت برآمدند. از جمله می خواستند که جنبش از حالت زیرزمینی خارج شده و آشکار
گردد. البته نام خود را نیز عوض کند. 23 بنابراین در این دوره است که
مناطق کردنشین ،کانون توجه شوروی قرار می گیرد و دست به نفوذ تدریجی در منطقه می
زند تا از طریق ایجاد یک جریان وابسته به خود همانند فرقه دمكرات آذربایجان،
بتوانند اعمال فشار ایجاد كنند برای دریافت امتیاز نفت شمال. بنابراین، در سال
1323 شاهد حضور گسترده افسران سیاسی و مأموران شوروی – که بیشتر آنان از افراد به
ظاهر مسلمان آذربایجان شوروی بودند- در آذربایجان و کردستان هستیم . کار در
کردستان حول کنسولگری شوروی در ارومیه تمرکز یافته بود که حداقل یک نفر از صد هزار
نفر کُرد شوروی که به نام”کاپیتان جمفراف”شناخته می شد و در لباس کُردی
آزادانه در میان عشایر و روستائیان می گشت ، در ارتباط با آن بود. آغاز فعالیت
مأمورین و دولت شوروی در مهاباد از رمانی است که دو تن از این مأمورین به
نامهای”عبدالله اف”و “حاجی اف” ظاهراً جهت خرید اسب برای ارتش
سرخ به منطقه آمدند . در ظاهر امر وقوع یک دیدار اتفاقی، آنان را با نهضت ملی گرای
کُرد مرتبط ساخت . این اتفاق را “روزولت” چنین بیان می کند که عبدالله
اف مردی را که لباس کُردی پوشیده بود در یک شراب فروشی ارمنی در مهاباد ملاقات
نمود و از او بخاطر پوشیدن لباس کُردی تعریف نمود. این توجه ، علاقه آن شخص کُرد
را که اتفاقاً یکی از بنیانگذاران جمعیّت بودبرانگیخت. آنها شروع به بحث کردند و
در آخر شخص کُرد پرسید کا آیا شوروی کُردها را اگر یک حزب ملی گرا تشکیل دهند،
مسلح خواهد کرد ؟ عبدالله اف با این سوال که شما از چه کسی می ترسید از پاسخ طفره
رفت. شخص کُرد گفت که آنها تنها از خانهایشان می‌ترسند. عبدالله اف باتوهین به
خانها، پاسخ او را داد. شخص کُرد سپس وی را به یک منزل شخصی آورد. جائیکه وی را به
دیگر رهبران کومه‌له معرفی کرد . تماسهای بیشتر ترتیب داده شد و یکی از رهبران
جمعیّت که روسی می دانست افسر رابط حزب شد.. از آن هنگام هرچند که براساس برنامه
جمعیّت خواستار بی طرفی سه جانبه (در قبال نیروهای متفق) بود، امّا به طرف مدار
شوروی حرکت کرد.24 صحت یا سقم داستان مهم نیست . مسئله این است که
شوروی در نظر داشت به هر نحو که مقدور باشد در کردستان ایران نفوذ و همزاد فرقه
دمکرات را در میان آنها ایجاد نمایند. آنها از ترکیب جمعیّت  احیای کرد راضی
نبودندو آنرا برای نیات خود شایسته نمی‌دیدند زیرا جمعیّت بصورت مخفی عمل می کرد،
بر ناسیونالیزم کُردی تأکید داشت، جو حاکم بر آن مذهبی و عملاً فعالیّت نظامی را
در برنامه های خود نگنجانده بود. تا اواخر سال 1323، شوروی توانست در ارکان جمعیّت
احیای کردستان نفوذ پیدا کرده وآنرا در جهت برنامه های خود پیش ببرد. در این مورد
یکی از اطلاعیه‌های صادره جمعیّت گویا است که مربوط به دوم آبان 1323است و موضع
گیری جمعیّت را راجع به مسئله نفت شمال اعلام می‌دارد. اگر بیاننامه به آرم جمعیّت
مزیّن نمی بود خوانندۀ آن ، یقین حاصل می کرد که این اعلامیه را كمیته حزب توده در
مورد مسئله نفت شمال نوشته است . اعلامیه با عجله و شتاب تمام به دفاع از شوروی و
اعطای امتیاز به آن کشور می پردازد و دولت ایران را به ناسپاسی و حق ناشناسی متهم
می کند و به دلجویی از شوروی می پردازد با این عنوان که :”پاسخی که از سوی
دولت ایران به نمایندۀ اتحاد شوروی داده شده است به هیچ وجه با منافع ملتهای ایران
سازگار نیست. پیداست که منافع 3میلیون نفر از مردم کُرد نیز در این پاسخ نادیده
گرفته شده است. ملت کُرد نمی توانند علاوه بر تمام ظام و ستمی که بر آن روا داشته
شده است، ببیند که درخواست حکومتی چون اتحاد شوروی که همواره در جهت رفاه حال ملل
کوچک وضعیت می کوشد از طرف مردی چون ساعد نخست وزیر ایران، رد شود و عامل آشوب در
منطقه ای شود که 3 میلیون نفر کُرد در آن ساکنند
“.

دوّمین
سند در این زمینه ،نامه‌ای است که سران جمعیّت برای ملا مصطفی بارزانی ، رهبر
کردهای عراقی نوشته اند . در نامه از ملا مصطفی سئوالاتی در مورد اتحاد شوروی و
نیات این حکومت در ارتباط با ملل منطقه مطرح شده سپس موضع او را درقبال شوروی
پرسیده اند. در نامه اعتقاد نگارندگان بر این است که :”برای آزادی کُردها می
بایست سیاست یکی از دول بزرگ با ما هماهنگ باشد. بنابراین به نظر ما این دولت،
دولت شوروی است. نظر شما در این خصوص چیست؟ زیرا نباید از همۀ دولتها برکنار باشیم
“.

از
مضمون جملات بالا برمی آید که نامه جمعیت قبل از اعلامیۀ دوم آبان 1323 نوشته شده
است. زیرا در نامه هنوز مقداری تردید یا احتیاط در لحن نویسندگان آن وجود دارد. در
هر حال دو سند مذکور نشاندهندۀ روحیۀ خاصی است که در این دوره بر رهبران جمعیّت
احیای کُرد حاکم است،روحیه ای که ناشی از اجرای سیاستهای شوروی از سوی حزب توده و
فرقه دمکرات بوده است . یک تحول دیگر در جمعیّت لازم بود صورت بگیرد آنهم علنی شدن
فعالّیت جمعیّت بود تا بتواند آشکارا به فعالیت بپردازد، علاوه بر آن خط مشی نظامی
داشته باشد و نیز از حصار ناسیونالیزم بستۀ کُردی خارج گردد . با این تفکر است که
تأسیس حزب دمکرات کردستان ایران شکل می گیرد.

در
راستای سیاست شوروی مبنی بر دریافت امیتز نفت شمال و بسط نفوذ خود در منطقه
آذربایجان و کردستان ایران؛ تلاشهای سیاسی – فرهنگی باقروف دبیر کل وقت حزب
کمونیست آذربایجان شوروی همزمان با حضور ارتش سرخ در آذربایجان و کردستان ایران
صورت می گرفت. از جمله این تلاشها این بود که او دو بار از شخصیت های سرشناس کُرد
درفاصله سالهای 1320-1324 شمسی برای سفر به باکو دعوت کرد. در هر دو بار آنچه مدّ
نظر با قروف بود، توجه دادن مهمانان کُرد مخصوصاً قاضی محمد – که سرپرستی هیأت را
در دو سفر فوق بر عهده داشت – به این موضوع بود که روسها علاقه دارند کردستان به
آذربایجان بزرگ بیشتر نزدیک باشد. آنها در واقع کردستان را مانند آذربایجان
،جزبرای خود نمی خواستندو جز به دیده کالا یا ابزاری قابل استفاده به مردم کُرد و
سرزمین آنها نگاه نمی کردند. در همان حال قاضی محمد و هیأت همراه 25نتایج
سفر دوم خود را به باکو امیدوار کننده توصیف کردند و ازاینکه “باقروف”
برای احقاق خواستهای آنان قول همکاری داده بود و برآورد همه نیاز های مردم را تعهد
کرده بود، برای ایشان جای خوشوختی بود26. یكی از نتایج این سفر، تغییر
نام جمعیّت احیای کُرد به حزب دمکرات کردستان بود ، با این توجیه باقروف که معتقد
بود:”جمعیّت با تشکیلات کنونی نمی تواند نتیجۀ عملی برای کُردها در پی داشته
باشد. امروزه همه درهای دنیا به سوی دمکراسی باز می‌شود و جنبش مردم کُرد هم تنها
در سایه حز ب دمکرات کردستان می‌تواند پیشرفت بکند و آینده ای داشت باشد “27

تشکیل
حزب دمکرات کردستان ایران:

قاضی
محمد- که در ظاهر تنها عضو مهم جمعیّت بود که به کمیته مرکزی و رهبریت جمعیّت راه
پیدا نکرده ، ولی در عمل هدایت و رهبری جمعیّت تحت تأثیر نفوذ و شخصیّت او واقع
شده بود.28 بعداز بازگشت از سفر در روز 25مرداد 1324/16اوت 1945
دراجتماع اعضای جمعیّت پیشنهاد می کند که حرکت جمعیّت که تاحال بصورت مخفی بوده
است ، آشکار گرددو با عنوان حزب دمکرات کردستان ایران شناخته شود. 29

در
این زمینه دكتر عبدالرحمن قاسملو از رهبران بانفوذ حزب دمكرات كردستان در تحلیل
رویدادهای آن دوره معتقد است که “از بین رفتن رژیم دیکتاتوری رضاخان از یکسو
و گسترش مبارزه فاشیستی خلقهای جهان از سوی دیگر ، میدانی وسیع برای مبارزه خلق
کُرد در کردستان ایران به وجود آورده بود.امّا جمعیّت احیای کُرد که از یکسو
سازمانی ناسیونالیست بود و از سویی هم سازمانی بسته و مخفی بود و به گروههای وسیع
و گسترده مردم کردستان توجهی نداشت، پاسخگوی اوضاع جدید کردستان ایران نبود. گسترش
بی نظیر حرکت در کردستان ایران که پیداست یک پیوند ارگانیک با کل نهضت در ایران
داشت و بصورتی ضمنی وسعت پیدا کرده بود، نیازمند یک سازمان متحد، دمکرات، باز
وگشاده برای گروههای مردم با یک برنامۀ آشکار و منسجم بود. به همین دلیل است که در
فاصلۀ سال 1322 که جمعیّت شروع به پخش اندیشه های خود در نشریه میهن (در اصطلاح
محلی نیشتمان) کرد تا کم کم در سال 1324 کاملاً آشکار گشت که جمعیّت احیای
کُرد دیگر سازمانی نیست که بتواند نهضتِ گسترش یافته و در حال رشد گروهها و اقشار
مختلف مردم کردستان را رهبری کند. حتی ترکیب کسانی که در نشست اردیبهشت ماه 1322
رهبری جمعیّت را انتخاب کرده یا انتخاب شده بودند، طوری بود که مانع از آن بود
وسعت بینش داشته باشند و مبارزه مردم کُرد را در کردستان ایران با نهضت همه خلقهای
ایران پیوند دهند و در عین حال بتوانند با تحلیل واقعیت موجود ، برنامه و شعار
لازم را برای سازمان خودشان طراحی کنند”.30 او معتقد بود که ضعف
سازمانی و فکری جمعیّت از یکسو و استقرار آزادیهای دمکراتیک در ایرانِ آن دوره و
پیشرفت نهضت دمکراتیک ملی در سراسر ایران و نیز فروپاشی آلمان هیتلری و پیروزی
مبارزه خلقها بر علیه فاشیسم ، زمینه را برای بوجود آوردن حزبی که پیشاهنگ و
پاسخگوی اوضاع نوین جهان باشد و اولین تجربه در تاریخ ملّت کُرد بود آماده کرد تا برای
تحقق اهداف گذشتۀ این ملت بکوشد، حزبی که با چنین خصوصیاتی ،هم یک ضرورت تاریخی
بود و هم زمینه بوجود آمدنش فراهم شده بود . براین اساس او می‌گوید که تشكیل حزب
دمکرات کردستان ، نقطۀ عطفی بود در تاریخ مبارزات گذشتۀ ملّت کُرد و آغازی بود
برای بوجود آمدن یک سازمان و حزب سیاسی پیشرقته و مدرن. زیرا قبل از حزب دمکرات
کردستان در تاریخ ملت کُرد ، حزبی با این خصوصیات با برنامه ای آشکار و مشخص بوجود
نیامده بود، به همین دلیل بود که در همان ابتدا حزب دمکرات از پشتیبانی و حمایت
همه طبقات و اقشار کردستان برخوردار گردید.31

به
نظر می‌رسد كه چون دکتر قاسملو منتقد خط فکری حزب توده بود، در تحلیل پیدایش حزب
هیچ اشاره‌ای به تأثیر حزب توده (و فرقه دمکرات) بر جریانات منطقه و از جمله تأسیس
حزب دمکرات نمی کند. او حتی در بحث از سفر دوم هیئت نمایندگی کُردها به سرپرستی
قاضی محمد به باکو و دیدار با “باقروف” دبیر کل حزب کمونیست وقت
آذربایجان شوروی، از تأکید مقامات شوروی مبنی بر تغییر نام و ماهیت عمل جمعیّت
احیای کُرد که مبنای تشکیل حزب دمکرات کردستان ایران گردید بحث نمی کند . ولی در برخورد
با پدیده‌ای واقعاً موجود ، به تبیین آن از دید درون گروهی می پردازد؛ بنابراین
تأسیس حزب را یک ضرورت تاریخی برای مردم کرد در جهت پیوند دادن مبازره مردم
کردستان با سایر خلقهای ایران [والبته جهان] بر می‌شمارد.32

نتیجه
طبیعیاین امر از دیدگاه دکتر قاسملو برخورداری حزب دمکرات کردستان از پیشتیبانی و
حمایت همۀ اقشار و طبقات مردم کردستان است . سئوالی که در اینجا مطرح می‌شود ،آن
است که آیاپیشتیباتی طبقات مردم بخاطر علنی شدن حرکت و مبارزه بود یا بخاطر
دمکراتیک بودن آن ؟ اگر به صرفِ علنی شدن مبارزه بوده است ،که این احتمال  برای
جمعیّت هم وجود داشت. یعنی ممکن بود که جمعیّت احیای کرد نیز در صورت علنی شدن
فعالیتهایش بتواند همان نقش را در جذب مردم ایفا کند. امّا اگر بخاطر خصلت
دمکراتیک آن بوده است ، می‌توان پرسید که پس حمایت همه اقشار و طبقات مردم از حزب
در جریان فروپاشی جمهوری کردستان در مهاباد[1325] کجا رفت و چرا در آن دوره مردم
عقب نشینی کردند؟ زیرادر تبیین علت شکست جمهوری کردستان گفته شده است که عقب نشینی
خلقهای ایران از جمله خلق کُرد از مواضع خودشان عامل اساسی فروپاشی جمهوری کردستان
و بطور کلی حرکت و نهضت ملی خلقهای ایران بوده است.33

یکی
از انتقاد هایی که دكتر قاسملو از جمعیّت احیای کرد به عمل می آورد این است که
جمعیّت شدیداً ناسونالیست بود . درحالیکه همین امر عامل تداوم ومحمل حرکت آیندۀ
حزب قرار می‌گیرد. بااین و صف نمی شود گفت که تأسیس حزب یک ضرورت تاریخی بوده است
، بلکه در این تاریخ [ البته بدون توجه به عملکرد آتی حزب ، تغییر خط مشی و گسترش
نفوذ سیاسی و اجتماعی آن] تشکیل حزب دمکرات کردستان در چهارچوب سیاستهای شوروی و
حزب توده بوده است . این تأثیر تا جایی است که گفته شده است، حزب دمکرات کردستان
ایران شاخه ای از حزب توده در کردستان بود واعضای حزب دمکرات کردستان در مهاباد که
به تهران آمده بودند، در حزب توده نیز  به صورت عضو مانده بودند. 34
از آن میان می‌توان به عزیز یوسفی و غنی بلوریان اشاره کرد که همزمان جزو اعضای
حزب دمکرات كردستان و حزب توده محسوب می شدند. حتّی غنی بلوریان به مقام عضویت در
کمیته مرکزی حزب نیز رسید. در مورد او نورالدین کیانوری در خاطراتش می گوید که :
“کمیتۀ کردستان حزب توده متشکل از عزیز یوسفی ، غنی بلوریان، دکتر مولوی ،
حسن شریعت و اسماعیل قاسملو بودند”.35بدین ترتیب حزب دمكرات
کردستان موجودیت پیدا کرد و برنامه خود را در قالب مواد هشت گانه ای منتشر کرد .
در ترکیب جدید قاضی محمد ریاست حزب را عهده دار 36 بود و برنامه اولیه
آن عبارت بود از :

1-     ملت
کُرد در داخل ایران در ادارۀ امور خود آزاد و خودمختار باشد و در حدود دولت ایران
، خودمختار ملت کُردرا عهده دار گردد.

2-     زبان
کُردی بر سمیّت شناخته شود و کُردها با زبان مادری خود بتوانند تحصیل کنند.

3-     انجمن
ولایتی کردستان طبق قانون اساسی به فوریت انتخاب شده و در تمام کار های اجتماعی و
دولتی نظارت و سرکشی داشته باشد.

4-     مأمورین
دولت در منطقه قطعاً باید ازاهل محل (بومی) باشند.

5-     تمام
عایدات و درآمد منطقه لازم است در منطقه هزینه شود.

6-     حزب
دمکرات کردستان مخصوصاً سعی خواهد کرد بین ملت آذربایجان و اقوامیکه در آذربایجان
زندگی می کنند وحدت و برادری کامل برقرار گردد.

7-     حزب
دمکرات کردستان بواسطۀ استفاده از منابع طبیعی سرشار کردستان و ترقی امور کشاورزی
وبازرگانی و توسعۀ امور فرهنگی و بهداشتی برای رفاه حال اقتصادی و معنوی ملت کُرد
فعالیّت خواهد کرد.

8-     ما
می خواهیم همه خلقهای ایران فرصت و اجازۀ فعالیّت آزاد دریافت دارند تا سعادت و
پیشرفت جامعه خودشان را تحقق بخشند.

مواد مذکور را حزب طی بیانه‌ای
عمومی اعلام می کند که ترجمه آن در زیر آمده است.36

بسم
الله الرحمن الرحیم

بیاننامه
حزب دمکرات کردستان ایران

هم
میهنان – برادران :

آتش جنگ جهان گیر که به وسیلۀ دشمنان آزادی و
پایمال کنندگان دمکراسی برپا شده بود، بوسیله بازوی نیرومند سربازان آزادی ، هم
پیمان بزرگ ما خاموش گردید. دنیای دمکراسی پیروز شد و دنیای فاشیستی که می کوشید
خلقها و ملتهای جهان را زیر واسطه چند نفر ظالم و متجاوز اسیر نماید بطور قطع در
هم شکست و چنانکه انتظار می رفت راه برای آزادی خلقها وملتهای جهان باز شد. امروز
خلقهای جهان از بزرگ و کوچک می خواهند از این راه که بسوی آزادی ایجاد شده ،
استفاده نمایند و از وعده هایی که در منشور تاریخی آتلانتیک داده شده ، سود گیرند
و اداره امور خود را بدست گرفته ، سرنوشت خود را بر اساس خواست و ارادۀ خودشان رقم
زنند.

ما کُرد ها که در ایران زندگی می کنیم سالها
وچندین صد سال است که در راه حقوق و حاکمیّت ملی و محلی مبارزه کرده ایم و قربانی
داده ایم . متأسفانه دست اندرکاران رده بالای ایران به هیچ وجه حاضر نبوده اند
حرفهای مار را قبول نمایند و حتی نگذاشتهاند که ما از حقوقی که بر اساس قانون
اساسی برای ایالات و ولایات ایران مشخص شده است استفاده نمائیم . کماکان پاسخ ما
را باگلوله ، بمب،زندان، تبعید و اسارت می دهند. در دوران بیست ساله رضا خان حتی
پوشیدن لباس کُردی هم آزاد نبود . با زور سرنیزه به وسیله افسران خائن ودزد و
چپاولگر، همه دارایی و زندگی ما را از بین بردند و به ناموس ما هم نظر سوء داشته‌اند
و برای از بین بردن نسل ما از هیچ عملی دریغ نورزیده اند . مانیز انسانیم و تاریخ
و زبان و جایگاه خود را داریم که مورد احترام است. چرا بایستی حقوق ما پایمال
گردد؟ چرا نمی‌توانیم در سرزمین خود آزادانه و خودمختار زندگی کنیم ؟ چرا اجازه
داده نمی شود فرزندان ما به زبان کُردی آموزش داده شوند؟ چرا نمی گذارند کردستان
ولایتی خودمختار باشد و از سوی انجمن ولایتی اداره شود که قانون اساسی مشخص كرده
است؟

هم میهنان عزیز باید بدانند که حق دادنی نیست
،بلکه گرفتنی است. ما باید برای دریافت حقوق و حاکمیّت ملی ومحلی خود مبارزه
نمائیم . این مبارزه اتحاد و یکرنگی لازم دارد. سازمان و پیشاهنگ می‌خواهد. شما هم
میهنان عزیز بایستی چشم و گوش خود را باز نموده و به دور حزب ملی خودتان جمع گردید
و در راه گرفتن حق طبیعی و ملی خود فداكاری و رشادت بخرج دهید.حزب دمکرات کردستان
رهبر و راهنمای شماست . تنها تحت لوای این حزب است که ملّت کُرد از خطر نابودی و
انهدام رهایی خواهد یافت و موجودیّت و ناموس و شرف ملّی خود را حفظ خواهند نمود و
می‌تواند در چهار چوب مرزهای دولت ایران، خودمختاری ملّی خود را بدست آورد.

 در پایان این بیانیه ، با اشاره به
اینکه “هم میهنان ، ما غیر از حق طبیعی و انسانی خود چیز دیگری نمی
خواهیم”، مواد هشتگانه‌ای که قبلاً بیان شد، آمده است. بیانیه به سبک و شیوه
مورد نظر شوروی با این کلمات پایان می پذیرد”زنده با خودمختاری دمکراتیک
کردستان”.از تحلیل محتوای بیانیه مشاهده می شود که به صورت مستقیم و به روش
اولیه حزب توده، حزب دمکرات هیچگونه جهت و مسیر مارکسیستی را اتخاذ نمی‌کند.امّا
به نظر می رسد که روح بیانیه و الفاظ مورد استفاده آن به صورت تلویحی بیانگر
دیدگاههای حزب توده و دولت شوروی است.

علیرغم نقش و تأثیر جنبش چپ مخصوصاً حزب توده
در تشکیل حزب دمکرات كردستان ایران ؛ فراز و نشیب های بعدی حزب ، بیانگر این
واقعیت است که حزب تنها در چهار چوب این الگو محدود نمی‌ماند و حرکت خود را ادامه
نمی‌دهد ، بلكه دچار گسست و پیوست متناوب می‌شود. مخصوصاً تحت تأثیر رهبری عبدالله
اسحاقی ( احمد توفیق) با گرایش به راست در کنگره دوم و دکتر قاسملو با گرایش به چپ
سوسیال دمكراسی و منتقد سیاستهای شوروی و مخصوصا حزب توده در ایران از کنگره سوم
حزب به بعد، این فراز و نشیبها حزب دمكرات را از حزب توده دور می‌كند .

 

   

منابع ومآخذ :

1)     موسسه
مطالعات و پژوهشهای سیاسی . “سیاست و سازمان حزب توده ایران از آغاز تا
فروپاشی” جلد اوّل . تهران . 1370. ص 97.

2)     طبری
– احسان .” کژ راهه”. چاپ دوم . تهران . امیر کبیر . 1362. ص43.

3)     امانی
، در مورد محاکمات سیاسی 53 نفر . تهران . انتشارات میرک. 1331. ص4.

4)      4)Ervand
Abrahamian. Iran between two revolutions. Princeton University press. New Jersy
. USA.1982.P.291

5)     آوری-
پیتر ، تاریخ معاصر ایران از تأسیس پهلوی تا کودتای 28 مرداد 32 . ترجمه محمد
رفیعی مهر آبادی . تهران . موسسه مطبوعاتی عطایی. بی تا . جلد دوم . ص 271.

6)     جامی
.گذشته چراغ راه آینده است. بی جا . بی نا . بی تا .ص 144.

7)     همان
. ص 146

8)     کولایی-
الهه . تأثیر استالینیسم بر حزب توده ایران . رساله فوق لیسانس رشته علوم سیاسی .
تهران . دانشگاه تربیت مدرس . 1366. ص 86.

9)     امانی
. پیشین . ص 4.

10)  همان
. ص 1.

11)  کولایی
– الهه . پیشین . ص 90.

12)  جاسمی
– محمد و بهرام ، فرهنگ علوم سیاسی . تهران .انتشارات گوتنبرگ . 1357. ذیل واژه
استالینیسم .

13)  کولایی-
الهه . پیشین .ص 95.

14)  کیانوری
در خاطراتش این مسئله را تأیید می کند .( رجوع شود به خاطرات کیانوری . ص75.)

15)  کولایی
– الهه . پیشین . ص 100-99.

16)  جامی
. پیشین. ص 203 و مدنی – سید جلال الدین . تاریخ سیاسی معاصر ایان . جلد اوّل .
تهران. دفتر انتشارات اسلامی . 1361. ص 143.

17)  جامی
. همان .ص 209.

18)  همان
. ص216.

19)  مدنی
– جلال الدین . پیشین جلد اوّل ص 145.

20)  روزنامه
های حزب توده از آغاز سال 1945/1324قبلاً دست به یک رشته تبلیغات در مورد لزوم
تأسیس شوراهای ولایتی ( استانی) زدند که در قانون اساسی پیش بینی نشده بود .( به
نقل از پیتر آوری . پیشین. جلد دوم . ص 280.)

21)  مجموعه
مقالات از انتشارات روزنامه شاهد. “حزب توده چه می گفت و چه می کرد” .
بی جا .بی نا. بیتا.ص 91.

22)  روحانی-
بابا مردوخ “تاریخ مشاهیر کُرد (امرا و خاندانها)” بخش دوم . جلد سوم .
تهران . انتشارات سروش . 1371.ص 604.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس