معماری
خانه ---> مقالات ---> آشنايی با حوزه ی علميه دارالعلوم زاهدان وبن

آشنايی با حوزه ی علميه دارالعلوم زاهدان وبن

 آشنايی با حوزه ی علميه دارالعلوم زاهدان
وبنيانگذار آن

 

حوزه
ی علميه دارالعلوم زاهدان ، هم اكنون يكی از مراكز دينی و علمی اهل سنت ايران بلكه
در رديف نام آورترين حوزه های علميه ی عالم اسلام است كه همه ساله تعداد زيادی
عالم دينی وحافظ قرآن اعم از مرد و زن را به جامعه ی اسلامی تحويل می دهد . اين
مركز دينی با برخورداری از لطف پروردگار و دعای علمآء و همكاری مردم توانسته نقش
ارزنده وچشمگيری در جهت احياء اسلام و قرآن و سنت نبوی درمنطقه ايفا نمايد ، و
آثار بسيار مفيدی درزندگی معنوی و مذهبی مردم داشته و دارد . بگونه ای كه دراثر
وجود اين حوزه ی علميه ی ارزشمند ، تحول قابل توجهی درافكار و انديشه های دینی
مردم به وجود آمده است ، اكنون نه تنها شهر زاهدان بلكه بسياری از شهرهای استان به
بركت وجود اين مركز دينی و ساير علمای دينی به شهر حافظان و قاريان قرآن تبديل شده
اند ، فرزندان شايسته ی امت مسلمان كه از اين حوزه فارغ التحصيل می شوند ، با
اخلاص وتعهد درجامعه به ارشاد و راهنمايی مردم می پردازند، قبل از معرفی قسمتهای
مختلف حوزه ، ضروری است شرح كوتاهی از زندگی حضرت مولانا عبدالعزيز (رح )
بنيانگذار حوزه ی علميه ی دارالعلوم زاهدان به نظر شما برسانيم . در تهيه ی اين
مقاله از نوشته های بانوی فاضله ، ام عزيز ملازاده ، دخت گرامی حضرت مولانا
عبدالعزيز (رح) ‌و استاد مدرسه ی دخترانه حضرت عائشه صديقه زاهدان و همچنين نوشته
های جناب مولوی عبدالمجيد اسماعیل زهی ( به اختصار ) استفاده شده است

 

                                             .

 

:(شرحی
كوتاه از زندگی مولانا عبدالعزيز (رح ‌

 

ولادت
:‌ حضرت مولانا عبدالعزيز ( رح )‌ در سومين روز آذر ماه سال 1295 هـ . ش در روستای
دپكور ،‌از توابع بخش مركزی شهرستان سرباز واقع در جنوب شرقی بلوچستان پا به عرصه
وجود نهاد ،‌پدر بزرگوارشان حضرت مولاناعبدالله (رح ) نخستين عالم مجاهد ومتقی و
زاهد منطقه ی سرباز و پرچمدار عرصه ی جهاد بود ، تمام زندگی ايشان با علم و عمل
سپری شد ، بسيار عابد و بيش از بيست سال از عمر پربركت خود .(را صوم داودی داشت (
يعنی يك روز درميان روزه می گرفت

 

:فراگيری
علم و خدمت به دين 

 

حضرت
مولانا عبدالعزيز (رح ) بسيار زيرك وتيزهوش بودو از همان ابتدا به خواندن و
فراگيری علم علاقه ی فراوانی داشت . قرآن را همراه با برادرش ملاعبدالغفور كه در
جريان جنگ جهانی دوم مفقود گرديد ، در نزديكی زادگاهش در روستايی به نام مچان نزد
آخوند ملاعطاء محمد در ظرف سه ماه تمام كرد . كتب ابتدايی و مقدماتی را پيش پدر
بزرگوارش فرا گرفت بعد از اتمام دوره مقدماتی برايادامه تحصيل به هندوستان عزيمت
كرد و برادرش ملا عبدالغفور را همراه خود برد . با توجه به فقدان امكانات در آن
روزگار اين .سفر فوق العاده برايش طاقت فرسا بود

 

اما
به دليل عشق و علاقه فراوانی كه به تحصيل داشت ،‌سختی ها را با طيب خاطر تحمل
نموده و خودرا به هندوستان رساند. مدتی در بزرگترين دانشگاه اسلامی شبه قاره هند
يعنی دارالعلوم ديوبند به تحصيل ادامه داد و سرانجام برای دوره خارج وارد خارج
وارد دارالعلوم امينيه دهلی شد و از محضر حضرت مولانا مفتی كفايت الله دهلوی (رح )
كسب فيض نمود . با توجه به زيركی و تيزهوشی فوق العاده ای كه داشته همواره موردمهر
و محبت اساتيد ، و بخصوص مولانا مفتی كفايت الله (رح ) بود .                              مولانا مفتی كفايت الله (رح )
ايشان را مفتی ديار بلوچستان لقب داده بود. زيرا وی تمام كنز الدقايق را از حفظ
داشت و فتواهايش بسيار مدلل و غير قابل نقض بود. در سال 1320 هـ .ش تحصيلاتش را به
پايان رسانيد و به وطن بازگشت . پس از گذراندن چند سال در زادگاهش ، برای زيارت
حرمين عازم حجاز شد و به مدت سه سال در مكه مكرمه ضمن تدريس در مدرسه صولتیه ، كه
از حوزه های دينی معروف بلد حرام .است ،‌علم قراءت و تجويد را نيز فرا گرفت 

 

مسئولين
مدرسه صولتيه كتب مقدماتی را به او سپردند . ولی با توجه به نبوغ علمی و مسلط بودن
بر ساير كتب و حسن تفهيمی كه داشت ، دست اندركاران مدرسه صولتيه توان علمی و
استعداد او را فراتر از حد مقدمات تشخيص داده ،‌تدريس كتب دوره ثانويه و سطوح را
به او سپردند. بعد از گذراندن 2 سال در مكه مكرمه پدر بزرگوارش برايش نامه نوشت كه
هر چه زودتر خود را به وطن برساند . زيرا مردم اينجا بيشتر نياز .به خدمت دارند

 

حضرت
مولانا بعد از مراجعت به وطن ، خدمت به اسلام و مسلمين رادر قالب امر به معروف
ونهی از منكر و حل و فصل مناقشات و اختلافات فيما بين آغاز می نمود . بعد از مدتی
حوزه علميه عزيزيه را در زادگاهش ـ دپكور ـ‌بنا می نهاد و به عنوان مدير ومدرس
ارشدآغاز بكار نموده و از چند تن از اعضای منطقه نيز دعوت به .همكاری نمود 

 

در
دی ماه ، سال 1335 هـ . ش سرنوشت دينی ، فرهنگی و مذهبی مردم خطه ی سرحد و به ويژه
شهر زاهدان ، توسط اين رادمرد و اين پيشوای مذهبی و الگوی عمل و اخلاص رقم زده شد.
شرح كوتاه اين .داستان مفصل به شرح زير است

 

«
مولانا به منظور معالجه پدربزرگوارش از سرباز به زاهدان می آمد و به مدت يك ماه در
زاهدان ماند . مردم زاهدان پس از اندك آشنايی با شخصيت جامع و پر جاذبه ايشان از
وی خواستند كه براي هميشه در زاهدان بماند و از پدر بزرگوارش تقاضا كردند تا توافق
خود را با خواسته های مردم زاهدان اعلام دارد. پس از اعلام موافقت پدر بزرگوارش ،‌ايشان
در همان سال از سرباز به زاهدان منتقل و خانواده اش را از سرباز به زاهدان .انتقال
داد

 

پيش
از تشريف آوری حضرت مولانا (رح ) ، مردم اين خطه ،‌ازدين و احكام دينی اطلاع
چندانی نداشتند قبرپرستی ، پيرپرستی ، و انواع بدعتها در جامعه رواج داشت . با
تشريف آوری حضرت مولانا (رح ) دزدآبِ غرق در جهالت و بدعت ها ودرگيری ها به شهر
عالمان ، زاهدان قاريان . حافظان قرآن تغيير اسم و رسم .داد

 

                                        .                                

 

:وحدت
طلبی:

 

از
جمله خدمات شايسته و قابل توجه حضرت مولانا عبدالعزيز (رح ) ،سعی و تلاش در ايجاد
وحدت ميان فرق اسلامی و به ويژه شيعه وسنی در منطقه بود او با يك ديد به شيعه و
سنی می نگريست حتی در بسياری موارد به مراجعين شيعه بيشتر توجه می كرد و می فرمود
:« يك مرجع سنی بايد چنين رفتاری . »كند تا برادران شيعه ما در منطقه و استان
احساس بيگانگي نكنند 

 

محور
ديگری از خدمات اصلاحی ايشان مبارزه با مواد مخدر است . درباره اين مواد می فرمود :
« اين مواد خانمانسوز كه خلقی را به نابودی كشانده است ،‌با همكاری جوانان مؤمن و
مردم غيور بايد از جامعه ما ريشه كن شود و هركس با اين گونه افراد همكاری كند ،
ماشين يا شتر خود را دراختيار آنان بگذارد ، شريك .جرم است و روز قيامت از وی
سئوال خواهد شد 

 

:(محبت
با رسول الله (ص

 

حضرت
مولانا به رسول اكرم (ص) چنان عشق می ورزيد كه با سخن و قلم نمی توان آن را بيان
كرد ، هرگاه نا م مبارك رسول اكرم (ص) به گوشش می رسيد يا خود نام نامی رسول الله
(ص) را بر زبان می آورد ، بی اختياراشك هايش سرازير می شد و كنترل خود را از دست
می داد .

 

در
بيماری موت ،‌ هرگاه پنجره اطاق باز می شد و باد خنك می وزيد ،مولانا می فرمود : «
نسيم مدينه .»مشام مرا معطر می كند 

 

:ابهت
و عظمت

 

حضرت
مولانا در عين گشاده رويی به حدی با هيبت و عظمت بود كه در محفل و مجلس او ،بزرگان
نيز با ادب می نشستند و تا سخن نمی گفت ،‌هيچ كس شروع به سخن نمی كرد . او با اين
ابهت و عظمت ، بسيار با وقار و مهربان بود .سعی داشت هيچ كس از وی ناراض نشود و
اگر پس می برد كه كسی از وی رنجيده است ، تا رضايت او را بدست نمي آورد آرام نمی
گرفت . برای علمآء و طلاب دينی فوق العاده ارزش قايل بود . مجلس را با سخنان پند
آموز همواره گرم نگاه می داشت ، هركس يك بار در مجلس او می نشست ، نمي خواست بلند
شود، هر كس يك بار در مجلس او می نشست ، نمی خواست بلند شود ، هركس با خود فكر می
كرد ، مولانا علاقه و محبتی كه با من دارد باديگران ندارد ،ايشان كمتر حرف می زد و
بيشتر به ياد خدا و ذكر مشغول بود ،‌از شيوه و سنت های رسول الله (ص) بشدت مواظبت
می كرد . همواره برای هر نماز مسواك می زد، آثار زيبای مسواك كه دراحاديث بيان شده
اند ، در وجودش كاملاً نمايان بود . تا آخر عمر چشمانش روشن بود،‌ و نياز به عينك
پيدا نكرد ، دندانهايش تا آخر عمر سالم ماند ، .و چهره اش بسيار نورانی بود 

 

:نظافت
و خوش بويی 

 

مولانا
نظافت وخوشبويی را خيلي دوست مي داشت ،‌از تجملات بي مورد و مظاهر دنيا پرهيز می
كرد و فرزندانش را توصيه می كرد تا از مدپرستی دور باشند ،‌برای تميز ونظيف نگاه داشتن
لباس ، سر و صورت و .محيط خانه همواره تاكيد می كرد

 

صله
رحمی همواره موردتوجه او بود. تعريف و تمجيد را هرگز برای خود نمی پسنديد . هركس
در جلويش او را تعريف می كرد ناراحت می شد ، و می فرمود : رسول الله (ص) فرموده اس
: «‌هر كس را كه در جلويش »تعريف كردي ، گردن او را زدی 

 

به
تربيت فرزندان فوق العاده توجه می كر و در سن هفت سالگی آنان را به نماز امر می
كرد ، و مسايل و .احكام ضروری را به آنان يادمی داد

 

حضرت
مولانا در سال 1359 هـ . ش دچار ناراحتی قلبی شدو در پی اصرار دوستان ومشوره
پزشكان برای معالجه به انگلستان سفر كرد و ناراحتی اش تا حدی بهتر شد و به وطن
برگشت ، اما پس از يك سال ونيم .بيماری ايشان مجدداً شدت گرفت و نزديك چهارماه در
بستر بيماري افتاد 

 

.كيفيت
معنوی خاصی دراين مدت بر وی طاری شد

 

مولانا
(رح ) در جريان مسافرت و معالجه درانگلستان دچار ناراحتی كليه شد و پس از مراجعت
به ايران بنا بر مشوره پزشكان ، بار دوم جهت پيوند كليه به آمريكا مسافرت نمود ،‌
ولی به دليل بالابودن سن ،‌نظر پزشكانِ معالج اين بود كه پيوند كليه دراين شرايط
سنی سودی ندارد . مولانا بعد از اقامتِ مدت كوتاهی .دركاليفرنيا آمريكا ، به ايران
مراجعت كرد

 

حضرت
مولانا چنان عشق و علاقه ای به عبادت داشت كه براساس اظهارات همراهانش در آمريكا
از محل اقامت برای نماز به دورترين مسجدی كه شنيده بود، جوانان عرب خيلی با صدق و
صفا در آن جا نماز می خوانند و اداره امور مسجد را بر عهده دارند،‌تشريف می برد و
درمساجد نزديك كه متوليان و نمازگذاران آنها علاقه چندانی به رعايت سنت های رسول
اكرم (ص) نداشتند . نمی رفت بلكه بعداز طی كردن مسافت زياد به آن مسجد می رفت و
جوانانی را با محاسن زيبا و مطابق سنت و پايبند شريعت در آنجا می دیدو از نحوه
عبادت و خشوع و خضوع آنان فوق العاده اظهار رضايت می كرد و تدين آنان را می ستود .
بنا بر گفته شهید مولوی عبدالملك ملازاده ،‌اگر مولانا چند سالی زند می ماند
تحولات بسيار عظيمی در منطقه به .وجود می آمد

 

بالاخره
حضرت مولانا به منظور معالجه و دياليز به تهران و مشهد عزيمت كرد و در روزهاي
پاياني عمر مباركش در مشهد جهت انجام دياليز اقامت گزيد و در 21 مرداد سال 1366 در
شهر مشهد زندگی را بدرود .(گفت و به لقاءالله پيوست (‌رحمه الله رحمة واسعة 

 

                                       .                          

 

تاريخچه
ی تاسيس حوزه علميه دارالعلوم ومسجد جامع مكی زاهدان

 

از
جمله خدمات بسيار ارزنده ی فرهنگی ـ دينی و پربار حضرت مولانا از تاسيس حوزه علميه
و پايه گذاری مسجد جامع مكی در زاهدان است . اين كارنامه ی بسيار حياتی با چنان
اخلاص و فروتنی ،‌و بدوراز هر گونه تظاهر پايه گذاری شده است كه همه مردم ايران و
به ويژه مردم سيستان و بلوچستان شاهد آثار اين اخلاص هستند تعداد نمازگزاران
درمسجد مكی و مراجعين و شيفتگان علم و عرفان به حوزه علميه روزافزون است . هم چنين
حوزه علميه دارالعلوم از شهرت و محبوبيت قابل توجهي برخوردار است .طلاب علوم دينی
از داخل و خارج استان برای رفع عطش علمی خود پروانه وار به اين مركز علمی سرازير
می شوند، آمار و ارقام مراجعين به قدری زياداست كه حوزه به دليل كمبود امكانات ،‌ناچار
است به پنجاه درصد .مراجعين جواب رد بدهد واز پذيرفتن آنان عذرخواهی كند

 

آری
بی ترديد اين هم مقبوليت مديون اخلاص و دعاهای سحرگاهی آن رادمرو اسوه عرصه عمل و
تقوی است . حقا كه اين باقيات صالحات مولانا مصداق آيه «كشجرة طيبة اصلها ثابت و
فرعها فی السماء » می .باشد

 

سخنرانيها
و تبليغات گرم و رسای حضرت مولانا عبدالعزيز (رح ) همه جا طنين انداخته بود. مسجد
جامع  مسجد عزيزی كنونی , مسجدی كوچك بود ،
اما همان هم روزهای جمعه پر نمی شد . در كنار مسجد تعدادی حجره درست كرده بودند و
مرحوم قاضی شاه محمد امامت نماز جمعه را نيز بر عهده داشت در آنجا برای تعدادی
طلبه تدريس می نمود. پس از ارتحال قاضی شاه محمد حضرت مولانا عبدالعزيز در مسجد
جامع مستقر شد و با جديت تمام به ارشاد و راهنمايی مردم همت گماشت در همین میان
حضرت مولانا عبدالحميد حفظه الله كه تازه درسهايشان را به اتمام رسانيده بود، وارد
زاهدان شد.حضرت مولانا عبدالعزيز با ديدن ايشان از وی دعوت نمودند كه در مدرسه ی
مسجد جامع تدريس نمايند. تعدادی طلاب در مدرسه مسجد جامع جمع شده بودند و حضرت
مولانا عبدالحميد و گاهی حضرت مولانا عبدالعزيز رح به طلاب درس .می دادند

 

چند
سال به همين صورت سپری شد تا اينكه حضرت مولانا عبدالعزيز تصميم گرفتند مدرسه را
به جايی ديگر منتقل نمايند. هگامی كه اين تصميم خويش را به اطلاع مردم قهرمان و
خيرخواه زاهدان رساندند عده ای مايل بودند مدرسه به طرف شير آباد(جايی كه عيدگاه
قديم در آنجا قرار دارد) انتقال دهند و عده ای دوست داشند مدرسه را به قسمت غرب
شهر يعنی به طرف كوه تير اندازی مستقر نمايند. پس از مدتی چون اختلاف نظر ادامه
داشت مردم را جمع نمودند و پس از دعای بسيار قرعه كشی كردند و چون قرعه بنام منطقه
كوه تيراندازی افتاد لذا مردم خيرخواه به سرعت زمينی در كنار كوه تيراندازي آماده
و در اختيار .حضرت مولانا عبدالعزيز قرار دادند

 

پس
از در اختيار گرفتن زمين ابتدا دور آن را ديواركشي و بنای ساختمان مدرسه را شروع
كردند. پس از مدتی ساختمان مدرسه كه فقط سالنی بود كه هم اكنون نيز وجود دارد
آماده شد. همزمان با كار ساخت .مدرسه، منزلی نيز برای حضرت مولانا عبدالحميد حفظه
الله روبروی مدرسه آماده شد

 

پس
از آنكه منزل حضرت مولانا عبدالحميد و اتاقهای مدرسه آماده شدند، ابتدا خانه حضرت
مولانا به منزل جديد منتقل گشت و آنگاه چند روز بعد در يك روز به ياد ماندنی در
سال 1350 طلاب از مدرسه مسجد جامع به مدرسه دارالعلوم منتقل شدند. از مسجد مكی
خيابانها و منازل اطراف خبری نبود، مدرسه در يك بيابانی در بيرون از شهر واقع شده
بود.

 

در
جايی كه اكنون كتابخانه و كلاس حفظ وجود دارد مقداری شن ريخته و مسجد درست كردند
كه طلاب و همسايگان در آن زمان می خواندند. هنگام ظهر وقتی هوا گرم می شد نماز
داخل سالن مدرسه يا اتاق .روبروی دارالافتاء كنونی برپا می شد

 

در
ابتدايش روع به كار مدرسه چند ماه طلاب خرج خودشان را از طريق كمك سرانه مردم
تامين می كردند. پس از چند ماه وضع بهتر شد. مقداری آرد تهيه و آنگاه خانواده و
فرزندان حضرت مولانا عبدالحميد حفظه الله .در منزل برای طلاب نان می پختند و غذا
درست می كردند

 

جند
سال به همين صورت سپری شد تا اينكه ساختمان آشپزخانه كه انون نيز مورد استفاده است
آماده شد. آنگاه آشپزی برای مدرسه استخدام گرديد. در اين زمان تعداد طلاب بين 60
تا 80 نفر بود اساتيد بزرگواري چون مولانا غلام محمد سربازی رح (پدر گرامی حافظ
محمد اسلام) مولانا خدا نظر رح مولانا نظير .احمد حافظ قادر بخش و خود حضرت مولانا
عبدالحميد به طلاب درس می دادند

 

حضرت
مولانا عبدالعزيز هر چند روز يكبار به مدرسه سركشی می نمود. بيابان اطراف مدرسه با
سرعتی باور نكردنی آباد می شد. كنار خيابان خيام زمين مسجد خريداری شد آنگاه مسجد
مكی توسط حضرت .مولانا عبدالعزيز(رح) پايه گزاری شد

 

مسجد
مكی آنقدر بزرگ شده بود كه تمام مقتديها و طلاب باندازه يك صف كامل نماز نمی
شدند.سال 1357 انقلاب اسلامی به پيروزی رسيد و همين امر موجب شد توجه مردم به دين
و مدرسه دينی و علمآء بيشتر شود. كم كم جمعيت زياد می شد و مسجد جامع (مسجد عزيزی
كنونی) گنجايش نداشت. لذا تصميم گرفتند آن را توسعه دهند. به همين خاطر به طور
موقت نماز جمعه را در مسجد مكی برگزار نمودند. يكی از ويژگيهای كه مسجد مكی داشت
اين بود كه فضايش وسيع و خيابانهای اطراف هم بزرگ بودند و رفت و آمد و پارك
اتومبيل آسان بود و خواست خداوند چنين بود كه مسجد مكی برای هميشه مسجد جامع .اهل
سنت زاهدان قرار گيرد

 

ارتحال
جانگذار حضرت مولانا عبدالعزيز در مردم تحويل شگرف بوجود آورد. توجه شان به مدرسه
و مسجد بيشتر شد. حضرت مولانا عبدالحميد كه بار مسئوليت را بر دوش خود سنگين احساس
می كرد با جديت بيشتری مشغول كار شد. ابتدا تعدادی اتاق كه در قسمت شمال حوزه قرار
دارند برای كلاس های درس در نظر گرفته شد سپس به تدريج كه تعداد طلاب افزايش يافت
و تعداد اساتيد نيز بيشتر شد ساختمان دو طبقه ديگری در قسمت غرب حوزه بناء گرديد
از آنجا كه حضرت شيخ الاسلام حفظه الله توجه و عنايت ويژه اي به تعليم تعلم
خواهران دارند و در ضمن ضرورت شديدی كه احساس می نمودند پس از چند سال تلاش .و
كوشش مستمر در سال 1371 حوزه علميه خواهران عملا آغاز بكار كرد

 

ساختمان
مسجد مكی چندين مرحله گسترش يافت اما باز هم ضرورت توسعه احساس می شد، تلاش مجدانه
اساتيد بزرگوار و شايسته حوزه موجب گرديد كه از نظر علمی نيز حوزه پيشرفتهای قابل
توجهی .داشته باشد

 

طی
چند سال اخير به لطف خداوند و تلاشهای حضرت شيخ الاسلام حفظه الله مدرسه و مسجد
مكی همزمان با پيشرفت شگرف و بزرگی هم از نظر كيفی و هم از نظر كمی داشته اند. با
كمك مردم تمامی ساختمانهای مجاور حوزه، برای حوزه و تمامی ساختمانهای همجوار مسجد
برای مسجد خريداری شده اند. بناهای جديدی در قسمت شرق حوزه و مسجد ساخته شده اند
كه اكنون به عنوان خوابگاه و كلاس درس از آن ها استفاده می شود هم اينك حوزه علميه
دار العلوم دارای صدهای نفر طلبه می باشد كه .همه ساله تعداد زيادی از برادران و
خواهران فارغ التحصيل می شوند

 

تمامی
اين پيشرفتها مرهون لطف خداوند و تلاش های شبانه روزی حضرت شيخ الاسلام مولانا
عبدالحميد .و همت مردانه مردم قهرمان با ايمان وبا وفا و با اخلاف شهر زاهدان است
.

۲ نظر:

  1. ناشناس

    م

  2. ناشناس

    با سلام

    واقعا از مطالب مفیدتون وهمچنین این مطلبتون در رابطه اشنایی با حوزه و علمای بلوچستان ممنونم،لطفا از مطالب در رابطه با بلوچستان ویا کردستان ودر کل مناطق اهل سنت ایران برای معرفی بیشتر، مطلب بگذارید چون به نظرم برای اشنایی مردم از دیگر دیارها و اخت گرفتن با هم  مفید هستن.پاینده باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس