دعوت و داعی

نسل بي نظير قرآني

نسل بي نظير قرآني

شهيد سيد قطب (رح)

در اينجا يك پديدۀ تاريخي مطرح است كه بايد دعوتگران اسلام
در هر زمان و مكان در باره اش فـراوان به تأمل و كندكاو بپردازند. چـون در خط مشي
اين دعـوت و جهت گيري آن تأثيـر حتمي و غيـر قابـل انكـار دارد .بايـد سرچشمه اي
را كه آن نسل اول از آن سيراب مي شده اند مـورد توجـه قـرار داده ، در بـرنامه و
راه و روشي كـه بر اساس آن بـار آمـدند دقت نمائيم. چه بسا در اين برنامه چيزي
دگرگون شده باشد. اولين سرچشمه اي كـه آن نسل از آن سيراب مي شدند فقـط و فقـط
قرآن بود. در واقع احـاديث و سنت رسول الله (ص) هم تنها اثـري از آثار همين سرچشمه
بودند؛ همانطـور كه حضرت عايشه مي فـرمايند: «خلق و خـوي او قرآن بود.»

پس قـرآن تنها منبعي بـود كـه از آن استفاده مي كـردنـد و
بـر طبق آن خـود را مي ساختند و بـر اساس آن بـار مي آمدند علت اينكـه آن نسل در
مرحلـه شكل گيـري ، بـه كتـاب خـدا (قرآن) محـدود شدند فقدان فـرهنگ و تمدن و
فرهنگ هاي جهاني نبود بلكه از يك طرح و برنامه از پيش تعيين شده نشأت گرفته بود.

رسول خـدا (ص)مي خـواست نسلي را بسازد كه عقلهـا و
قلبهايشان و شعور و بينش آنهـا پيراسته و كاملاً خـالص باشد و در مرحله تكوين
يافتن از هـر عامل مؤثري جـز برنامـه الهي تعبير شده در قـرآن ، دور و بر كنـار
باشند.

آري ، اگـر آن نسل در تاريخ بـه چنان موقعيت منحصر به فـردي
دست يافتند ، به خاطر آن بـود كه تنها از يـك سـرچشمه استفاده مي كـردند. ولـي
متأسفانه نسلهاي بعـدي سرچشمه هاي ديگـري را هـم بـا اين سـرچشمه در آميختند! بدون
تـرديد ، آميختن و آلـوده شدن آن سرچشمه نخستين با ساير سرچشمه ها ، اساسي تـرين
عامـل بوجود آمدن اين اختلاف فاحش ميان آن نسل بي نظير و منحصر به فرد با ديگر
نسلها مي باشد.

عامل اساسي ديگري علاوه بر «انحصاري بودن منبـع مورد
استفاده» مي تـوان عنـوان كـرد ، اختـلاف فاحشي است كه در نحوۀ درك و دريافت از
قرآن ، ميان آن نسل و ديگر نسلها ديـده مي شود.آن نسل اول هيچـگاه قـرآن را به قصد
دانش اندوزي و كسب معلومات بيشتر و يا به منظور تفنن و تلـذذ نمي خواندند. هيچ يك
قـرآن را صـرفاً براي افزودن برتوشۀ معلومات و دستاوردهاي علمي و فقهي خود ، فرا
نمي گرفتند. هدف آنها از فراگيري قرآن اين بود كه اوامر و رهنمودهاي خدا را در
رابطه با خويشتن ، جـامعه ، رويـه و شيـوه زندگي كردنشان دريابند و پس از شنيدن
فـرمان الهي ، بلافاصله بـدان عمـل نمايند…درست مثل سربازي كـه در ميدان نبرد به
محض رسيدن « فرمان روز » آن را به مورد اجرا در آورد! به همين دليل اصرار نداشتند
كه انبـوهي از آيات را در يك جلسه فرا گيرند.

به این تـرتیب قـرآن بـه عنـوان یک بـرنامه ی واقعنگـر ،
فعالیت های درونی و زنـدگی روز مـرة آنها را پوشش می داد و تبديل به فرهنگ پویایی
شده بود که با آثار و پدیده های خود ، خط سیر زندگی را دگرگون میساخت و هیچگاه به
کنج اذهان و به لابه لای اوراق محدود نمی گشت .

قـرآن گنج های خـود را تنها در اختیـار کسانی قرار می دهـد
که با روحیـه ی علم برای عمل به آن روی بیاورند .

———————-

بر گرفته از كتاب نشانه هاي راه تأليف: شهيد سيد قطب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا