معماری
خانه ---> تاریخ ---> ماجرای محاصره قسطنطنیه و سرانجام آن چگونه بود؟
محاصره قسطنطنیه

ماجرای محاصره قسطنطنیه و سرانجام آن چگونه بود؟

ماجرای محاصره قسطنطنیه و سرانجام آن چگونه بود؟

نویسنده: محمد عبدالله عنان / ترجمه: علی دوانی

محاصره قسطنطنیه (در سال های 32و 48و 99 هجری – مطابق 653و668و 717 میلادی )

اعراب مسلمان هنگامی که از سرزمین حجاز به جنبش در آمدند، نخست متوجه دولت روم شدند و شام و مصر و آفریقا را از قلمرو امپراطوری روم جدا ساختند. سپس روی به آسیای صغیر نهادند و شهر های جنوبی روم شرقی را تصرف کردند، و هنوز یک ربع نگذشته بود که به پشت دروازه های ” قسطنطنیه ” پایتخت روم و آب های ” بسفر ” رسیدند.

در ناحیه غرب نیز قوای اسلام آفریقای شمالی را در نوردیدند و تا کرانه های اقیانوس اطلس پیش رفت. آن گاه از تنگه معروف جبل الطارق گذشتند و قدم به خاک اسپانیا نهادند، و بدین گونه مجاهدان اسلام اروپای غربی را تا قلب فرانسه و سواحل رودخانه ” لوار” اشغال کردند.

فتح قسطنطنیه از همان روزگار نخستین اسلام به منظور از میان بردن نصرانیت در کانون خود، جزو برنامه بود. در آن زمان تردیدی نبود که روم شرقی دژ اروپا و پناه گاه نصرانیت شرق است.

برای نخستین باردر اواخر سال 32 هجری قوای اسلام از ناحیه خشکی به سوی قسطنطنیه پیش رفت و آسیای صغیر را پیمود تا به کرانه ” بسفر” رسید.

” ثیوفانس” مورخ دولت ” بیزانس” برای ما بازگو می کند که ” ناوگان اسلام از طرابلس به مقصد قسطنطنیه حرکت نمود و در مقابل کوه فنیقیه ( فینکس ) ناوگان جنگی روم به فرماندهی امپراطور قسطایس دوم درهم شکست. در این جنگ در حدود بیست هزار نفر از سربازان روم به قتل رسید. ناوگان اسلام هم به واسطه زیان هایی که به آن ها رسید نتوانست به قسطنطنیه برسد و از همان جا بازگشت.

” ثیوفانس” تاریخ این حمله را در سپتامبر سال 653 میلادی مطابق با صفر 32 هجری می داند که تقریبا” با روایات اسلامی مطابق است در سال 44 هجری قوای اسلام حمله خود به منظور فتح قسطنطنیه از سرگرفت و پس از پیمودن ارتفاعات اناطولی به برجاموس( برجان ) واقع در نزدیک قسطنطنیه رسید و از راه آبی نیز وارد دریای مرمره شد. ولی قبل از انجام مقصود فصل زمستان فرا رسید و از پیشروی باز ماند. آن بار نیز مسلمانان نتوانستند به محاصره قسطنطنیه دست یابند.

چند سال بعد مجددا” نیروهای اسلام مرکب از ناوگانی که از سواحل مصر و شام، به فرماندهی ” فضالة بن عبید انصاری ” به عنوان مهمترین نیروهایی که تا آن زمان، برای فتح قسطنطنیه بسیج شده بودند، در سال 48 هجری ” اناطولی ” را پیمودند و تا ” خلقیدونه ” پیش رفتند و قلعه های آن جا را فتح کردند.

در سال 49 هجری نیز سپاه عظیمی به فرماندهی ” سفیان بن عوف ” که گروهی از بزرگان صحابه پیامبر امثال عبدالله بن عباس و ابو ایوب انصاری در میان آن ها بود، از راه خشکی روی به قسطنطنیه نهادند. از راه دریا نیز ناوگان اسلامی، تنگه ” دردانل ” را بدون مقاومت رومیان گشودند و سپاه اسلام را وارد آب های اروپا و چند مایلی  پایتخت روم شرقی نمودند.

این واقعه در زمان امپراطور قسطنطنین چهارم، اتفاق افتاد. قسطنطنین قبلا از بسیج نیروهای اسلام، اطلاع داشت، به همین جهت با وسائل دفاعی، در مقابل عقب زدن حمله مسلمانان بر آمد.

مسلمانان بزرگترین جنگ های دریایی خود را برای محاصره قسطنطنیه آغاز کرده بودند و بدین منظور پایتخت روم شرقی را از خشکی و دریا با سپاه عظیمی مرکب از کشتی های جنگی و سربازانی که از راه زمین رسیده بودند، به محاصره گرفتند.

چندین روز از بامداد تا شامگاه ناحیه شرقی شهر را مورد هجوم قرار دادند، بدون این که بتوانند به دیوار محکم و برج و باروی مستحکم آن، نزدیک شوند.

در حقیقت مسلمانان درباره استحکامات قسطنطنیه و اهمیت وسائل دفاعی رومی ها، دچار اشتباه شده بودند. آن ها باور نمی کردند که رومیان برای دفاع از پایتخت و آخرین پناه گاه آن همه سرسختی و از خود گذشتگی، نشان دهند، و تا آن حد در راه حفظ دین و تمدن خود، فداکاری کنند.

دفاع سرسختانه دشمن و ضرباتی که سلاح آتشین یونانی به کشتی ها و صفوف سربازان و اسبان آن ها وارد ساخت، مسلمانان را مضطرب نمود.

یونانی ها اندکی پیش از حمله مسلمین، آن سلاح آتشین را اختراع کرده بودند و بدان وسیله بهترین نوع سلح دفاعی را در اختیار داشتند. هنگامی که سربازان اسلام از آن حملات بی ثمر، نتیجه ای نگرفتند، محاصره قسطنطنیه را رها کردند و سواحل آسیایی و اروپایی دریای ” مرمره ” را مورد هجوم قرار دادند. از ماه آوریل تا سپتامبر از راه دریا شهر را در محاصره داشتند، ولی بعد از رسیدن فصل زمستان، برگشتند و روی به جزیره ” کیزکوس ” واقع در هشتاد مایلی قسطنطنیه نهادند. زیرا مراکز عمده خود را در آن جا قرار داده بودند.

مجددا” تابستان سال بعد، قسطنطنیه را محاصره کردند و باز در زمستان به ” کیزکوس ” بازگشتند. بدین گونه تا هفت سال متوالی تابستان ها به محاصره قسطنطنیه، می پرداختند و زمستان ها به جزیره ” کیزکوس ” مراجعت می کردند، بدون این که اطمینان به انجام کار خود داشته باشند، یا درباره آن هدف بزرگ بیاندیشند! در نتیجه سعی و کوشش متوالی، قوای آن ها به تحلیل رفت و به مرور ایام قدرت جنگی آنان، به صفر رسید. بسیاری از جنگ جویان و کشتی ها و خوار و بار و چهر پایان خود را از دست دادند. طول مدت، روح جنگ جویی آن ها از میان برد و بیماری و بی نظمی در صفوف آن ها راه یافت.

از این رو تصمیم گرفتند در آخر سال 45 هجری، بکلی از محاصره قسطنطنیه منصرف گردند. ناگزیر راه ” اناطولی ” را به طرف جنوب در پیش گرفتند، ولی به واسطه طولانی شدن زمان محاصره، نظام آن ها از هم گسیخته شد. هنگام بازگشت نیز، باد و طوفان، بسیاری از سفاین جنگی آن ها را غرق کرد.

سپاه اسلام در آن پیکار های تاریخی قریب سی هزار نفر از جنگ جویان خود را از دست داد. گروهی از سرداران نیز در آن جنگ ها کشته شدند. از جمله صحابی معروف ابو ایوب انصاری بودذ که در حمله اول یا دوم به سال 51 یا 52 هجری به شهادت رسید و در زیر دیوار قسطنطنیه، مدفون گردید. گویند قبر ابو ایوب هشت قرن بعد هنگامی که ترکان عثمانی در سال 857 هجری قسطنطنیه را فتح کردند، آشکار شد. و به عنوان یک حادثه بزرگ دینی تلقی گشت.

ماجرای محاصره قسطنطنیه

حوادث محاصره قسطنطنیه و صدماتی که اعراب مسلمان در آن پیکار ها متحمل گردیدند و سستی و پراکندگی که در نیروهای آن ها پدید آمد باعث شد جنگ با رومیان، در شرق و غرب با اهمیت فوق العاده تلقی شود و قوای اسلام را به طور موقت متزلزل سازند.

این علل وجهات موجب گردید که پیمان صلحی به مدت چهل سال میان اسلام و روم منعقد گردد. چنان که گفتیم مسلمانان از روز نخست به این قصد قسطنطنیه را مورد هجوم قرار دادند که بتوانند از راه، روی به غرب آورند و دعوت اسلام را در میان ملل اروپا منتشر سازند. ولی هنگامی که سپاهیان آن ها از مقابل دیوار های قسطنطنیه عقب نشست، برای دست یافتن به اروپا یا از راه دیگری را انتخاب کردند.

بدین گونه که بعد از اشغال شمال افریقا وارد اسپانیا شدند و مملکت ” وزیگت ” ها را فتح نموده و سلسله جبال ” پیرنه ” تا ” گالیسیا ” را تصرف کردند. موسی بن نصیر نظام دهنده این فتوحات نیز در این اندیشه بود که اروپای مسیحی و قلمرو روم شرقی گسترش دهد. ولی در آن اوقات، اوضاع خلافت دمشق و اختلافاتی که میان حکمرانان آن جا به وقوع پیوست موجب شد که فتوحات اسلامی در جنوب فرانسه متوقف گردد. سیاست دولت اسلام بر این فکر استوار بود که قسطنطنیه را فتح کرده و از راه روم شرقی وارد اروپا گردد. در سال 96 که سلیمان بن عبدالملک در شام به خلافت رسید، مسلمانان از لحاظ قدرت جنگی و نیرومندی به آخرین مرحله رسیده بودند.

به عکس دولت روم شرقی روبه انحلال و ضعف می رفت و دچار نزاع و کشمکش شده بود. به طوری که فقط مدت بیست سال، شش تن از قیصر ها روی کار آمدند و معزول شدند.

از یک طرف بلغارها و اسلاوها اقلیم های شمالی آن را اشغال کردند و به پشت دیوار های پایتخت رسیدند، و از طرف دیگر قوای اسلام آسیای صغیر را پیموده و دامنه پیکار های خود را به سواحل ” بسفر ” کشاندند.

هنگامی که سلیمان عبدالملک به خلافت رسید، قسطنطنیه در معرض انقلاب های داخلی و جنگ های خانگی بود، و در مدت شش سال سه نفر از امپراط.ران یکی پس از دیگری روی کار آمدند.

این سه تن به ترتیب ” انستاسیوس دوم ” ( نسطالس ) بود که در سال 711 میلادی زمام امور را به دست گرفت سپس ” تیودیس سوم ” و بعد از او ” لیون سوم ” در سال 717 روی کار آمدند.

سلیمان بن عبدالملک با استفاده از این فرصت ها قوای عظیمی مرکب از نیروهای زمینی و دریایی بسیج کرد و با ساز و برگ کافی برای جنگ تابستانی و زمستانی در قسطنطنیه، مهیا ساخت.

سپس برادرش ” مسلمة بن عبدالملک ” را به فرماندهی سپاه مزبور گماشت و دستور داد که روی به قسطنطنیه بگذارد و به هر قیمتی که دشه است پایتخت روم شرقی را بگشاید.

” مسلمه ” د راوائل سال 98 هجری مطابق 716 میلادی ارتفاعات اناطولی را پشت سر نهاد و پس از اشغال چندین شهر و دژهای نظامی دشمن، روی به عموریه ( اموریوم ) پایگاه اناطولی گذاشت و آن را به محاصره گرفت.

حکمران ” عموریه ” در آن هنگام ” لیون آسوری ” افسری جنگ دیده و فوق العاده زیرک و جسور بود. چون ” لیون ” درصدد قیام بر ضد قسطنطنیه بود و می خواست زمان امور روم را به دست گیرد، ناچار با مسلمه در صلح وارد شد، و بر اساس شروطی که در روایات اسلامی و رومی به اختلاف ذکر شده با وی پیمان صلح بست.

روایات اسلامی می گوید : لیون در پیمان صلح تعهد کرد که مسلمه را در فتح قسطنطنیه راهنمایی و کمک کند. لیون قبلا” نیز چنین تعهدی با ” سلیمان بن عبدالملک ” کرده و او را مغرور نموده بود که وسائل حمله مسلمین را به قسطنطنیه فراهم آورد تا آن ها به آسانی بتوانند پایتخت روم شرقی را تصرف کنند.

ولی به روایت تاریخ ” بیزانسی ” : ” لیون ” در ظاهر با مسلمانان از راه خیر خواهی در آمد و به هیچ وجه قصد نداشت که قسطنطنیه را به آن ها تسلیم کند، بلکه او می خواست راه را برای تأمین مقاصد خویش هموار سازد.

لیون با این افکار خود توانست از فرصت استفاده نماید و سلطنت خود را در ” عموریه ” به عنوان قیصر روم اعلام کند. لیون پس از تأمین این منظور با نیروهای خود به سوی قسطنطنیه شتافت و سپاه ” تیودیس ” را که به جنگ وی آمده بود شکست داد.

امپراطور ” تیودیس ” نیز از پایتخت خارج شد و به یکی از دیرها پناه برد. ” لیون ” با سپاه فاتح خود وارد قسطنطنیه شد و در سال 717 میلادی به عنوان ” لیون سوم ” تاج امپراطوری روم را بر سر نهاد.

” مسلمه ” در بهار همان سال یعنی اواخر 98 هجری با سپاه عظیمی به حرکت در آمد و ناوگان خود را وارد آب های مرمره کرد. سلیمان سخت در اندیشه این کار بود، و به همین منظور برادرش ” مسلمه ” را با نیروهای دیگری تقویت نمود و از کلیه نقاط و سرحدات جمع آوری کرد.

مسلمه برجاموس را تصرف نمود و با نیروهای که تا آن روز اسلام برای نبرد با نصارا بسیج کرده بود، به پشت دروازه های قسطنطنیه رسید.

تواریخ ” بیزانسی ” سپاهیان مسلمه را در این لشکر کشی هشتاد هزار جنگ جو دانسته و کلیه سپاهیان اسلام را که از راه دریا و خشکی به کنار دیوار های قسطنطنیه رسیدند به یک صد و هشتاد هزار جنگ جو تخمین زده است.

” مسلمه ” از ( ابیدوس) ناوگان اسلام را حرکت داده و دریا را پشت سر گذاشت و سپاهیان خود را به ساحل اروپایی دردانل ( هیلیس ) منتقل ساخت. آن گاه از کرانه های دریای مرمره گذشت و به قسطنطنیه رسید. ” مسلمه ” قسطنطنیه را با نیروهای عظیمی از راه دریا و خشکی محاصره نمود و منجنیق های سنگین برای درهم کوبیدن دیوارهای شهر نصب کرد.

مسلمانان نخست تصمیم گرفتند که با یک هجوم و حمله ناگهانی شهر را تصرف کنند، ولی بعد از کوشش فراوان و زحمات زیاد متوجه شدند که استحکام دیوارهای شهر و مهارتی که مهندسان رومی در بنای آن به کار برده بودند، و انبوه آلات دفاعی مانند پرتاب ” آتش یونانی ” و سنگ هایی که بر سر آن ها فرو می ریخت، مانع از آن است که به آسانی بتوانندشهر را تصرف کنند.

در آن هنگام ” مسلمه ” تصمیم گرفت که به جای حمله، شهر را سخت به محاصره طولانی بگیرد. از این رو با شدت هر چه تمام تر اطراف قسطنطنیه را زیر نظر گرفت و کلیه ارتباطات آن را از ناحیه خشکی قطع کرد .

” مسلمه ” در ضمن دستور داد خندق عمیقی در اطراف لشکر گاه حفر کنند و اطراف خندق را با سد محکمی محصور نمایند سفاین جنگی هم ارتباط شهر را از ناحیه دریا قطع کردند.

این سفاین بزرگترین ناوگان جنگی بود که تا آن روز مسلمانان بسیج کرده بودند. تعدادکشتی های مسلمانان در این لشکر کشی طبق روایت مورخان ” بیزانسی ” بالغ بر یک هزار و هشتصد کشتی بزرگ جنگی و سفاین حمل و نقل بود.

فرمانده نیروی دریایی اسلام ” سلیمان بن معاذانطاکی ” تصمیم گرفت که ناوگان خود را به دو ستون بزرگ تقسیم کند : ” ستون اول سواحل آسیایی مرزهای ” اتربیوس ” و  ” انتیموس ” را تحت مراقبت قرار دهد تا خوار و بار پایتخت را از راه جزائر دریای ” اژه ” قطع کند. ستون دیگر ساحل اروپایی ” بسفر ” را به منظور قطع هر گونه ارتباط شهر تا حدود دریای سیاه به خصوص ” شرمسون ” و ” طرابوزان ” زیر نظر گرفتند.

اولین جنگ دریایی هنگام حرکت کشتی ها به طرف اسکله های خود به وقوع پیوست. زیرا در همان هنگام باد و موج طوفان سهمگین پدید آورد که باعث بهم خوردن کشتی ها شد. رومی ها نیز از این فرصت استفاده کردند و ” آتش یونانی ” را بر روی آن ها فرو ریختند.

بعضی از کشتی ها سوختند و برخی دیگر را به طرف پایین دیوار شهر عقب راندند فرمانده ناوگان اسلام تصمیم گرفت که آن شکست جزیی را با پیروزی بر دشمن جبران کند. بدین منظور نیرومندترین سفاین جنگی با چندین ستون از بهترین و شجاع ترین سربازان خود را مهیا ساخت و به طرف دیوار های شهر حرکت نمود.

فرمانده کوشش سختی به عمل آورد تا شهر را اشغال کند ولی ” لیون ” امپراطور قسطنطنیه که خود را کاملا” آماده دفاع کرده بود بیکار ننشست و مهاجمین را با سیلی از آتش یونانی عقب زد.

” سلیمان ” نیز ناوگان خود را در سواحل اروپایی ” بسفر ” بودند به طرف خلیج ” سوتنیان ” حرکت داد.

سرانجام محاصره قسطنطنیه

سپاهیان اسلام پیش از فرا رسیدن فصل زمستان در روز دوم محرم سال 99 هجری برای دومین بار قسطنطنیه را به محاصره گرفتند. مسلمه فرمانده سپاه اسلام خود را آماده ساخت تا پایتخت روم شرقی را برای مدتی طولانی محاصره کند. به همین جهت خوار و بار فراوانی جمع آوری نمود و برای سپاهیان خود کپرها و خانه های چوبی ساخت.

مسلمه با این کهافسری جسور و شجاع بود، اما در فنون جنگی بصیرت و تجربه کافی نداشت. او به پیشرفت خود ایمان داشت و زود مغرور می شد، مضافا” به این که در میان معاونانش فرمانده ای از سرداران طراز اول نبود. او اطمینان داشت که رومی ها به زودی تسلیم می شوند، و در این خصوص فریب وعده های لیون سوم را خورد.

لیون امپراطور روم هروقت محاصره قسطنطنیه تنگ می شد به مسلمه پیشنهاد گفتگو و سازش می نمود و بدین وسیله از فشار محاصره می کاست و خوار و بار به شهر می رسانید

تواریخ اسلامی می گوید : لیون در آخر تعهد کرد که شهر و موجودی خزائن روم  و کلیه اندوخته ها را به مسلمه فرمانده سپاه اسلام تسلیم کند و اختیار کشور خود را به خلیفه مسلمین واگذار نماید و جزیه بدهد!

ولی بئون شک لیون این مواعید را از روی نفاق و دورویی و به خاطر استفاده از فرصت فریب دادن فرمانده سپاه اسلام می داد. هنوز هفته ای چند روز از دومین محاصره قسطنطنیه توسط ” مسلمه ” نگذشته بود که سلیمان بن عبدالملک خلیفه دمشق در 10 صفر سال 99 هجری پیش از آن که فرصت یابد نیرو به کمک مسلمه بفرستد، در گذشت.

متعاقب آن فصل زمستان نیز با سرمای کشنده ای فرا رسید به طوری که نواحی مجاور شهر چندین هفته از برف و یخ پوشیده شد. عده کثیری از زبده ترین سربازانی که شهر را محاصره کرده بودند قربانی سرمای کشنده و خطرناک شدند. بیشتر اسب ها و چهار پایان لشکر نیز تلف گردیدند. کمبود خوار و بار و مشکلات تحصیل آن هم، نظام شپاه را درهم ریخت. به علاوه مرگ سلیمان بن معاذ فرمانده ناوگان در همین ایام مزید بر علت گردید و امور سفاین جنگی مسلمین را متزلزل ساخت.

به عکس، رومی ها زمستان سرد در داخل شهر را با آرامش و آسایش سپری کردند. در فصل بهار ناوگان بزرگی حامل خوار و بار از اسکندریه برای سپاهیان اسلام رسید. ناوگان مزبور وارد آب های بصره شد و در ( کالوس ارجوس ) لنگر انداخت، به دنبال آن ناوگان دیگری از آفریقا رسید و در ساحل بتنیا ( شرق دریایی مرمره ) پهلو گرفت، اکثر دریانوردان این ناوگان از اسکندریه و افریقا آمده بودند مزدوران عیسوی بودند.

هنگامی که آن ها به اردوگاه اسلام نزدیک شدند، وضع متزلزل سپاهیان، آن ها را دچار تشویش ساخت و بیم آن داشتند که مبادا سرانجام نظام آن ها از هم بگسلد و ناتوان و منحل گردند.

بسیاری از آن ها توطئه قبلی شب هنگام گریختند و در شهر به همکیشان خود پیوستند، و امپراطور را از وضع نامساعد سربازان اسلام آگاه ساختند.

لیون امپراطور روم نیز از فرصت استفاده نمود و بدون فوت وقت دسته ای از ناوگان خود را که مسلح به یک نوع سلاح گرم به نام آتش یونانی بودند به خارج بندر گسیل داشت. ناوگان روم بی درنگ به کشتی های مسلمین حمله بردند و آن ها را دچار اضطراب و بی نظمی نمودند.

در نتیجه این حمله برخی از کشتی های مسلمانان طعمه حریق گردید و برخی دیگر به غنیمت گرفته شد و بقیه رو به ساحل آورد.

اوضاع جنگ دگرگون شد. فشار و قحطی سربازان اسلام را فرا گرفت، در حالی که رومیان که در شهر محاصره شده بودند نفس راحتی می کشیدند. با این وصف مسلمه در خشکی محاصره قسطنطنیه را ادامه داد و چندان در این کار اصرار ورزید که ستون های اعزامی وی برای تحصیل خوار و بار متلاشی شد. قحط و غلا سربازان را در برگرفت، موجودی به آخر رسیدو چهار پایان از میان رفت.

کار به جایی رسید که سربازان دچار سخت ترین وضع گشته و شروع به خودرن گوشت چهار پایان و پوست و ریشه ها و برگ های درختان نمودند و جز خاک و همه چیز را می خوردند.

خلیفه جدید عمر بن عبدالعزیز فرمان داد که سربازان اسلام دست از محاصره قسطنطنیه بر دارند و مراجعت کنند، مسلمه نیز دستور کوچ داد و بازمانده سپاهیان خود را از پشت دیوار های شهر به ساحل آسیایی آن جا که بقیه ناوگانش پهلو گرفته بودند منتقل ساخت.

مسلمانان از دومین محاصره این شهر در دوم محرم سال 100 هجری رفع ید کردند، ولی پس از آن که در پای دیوار های قسطنطنیه بزرگ ترین نیروی اسلام که بر ضد نصرانیت بسیج شده بود از میان رفت! بازمانده سربازان اسلام از سمت جنوب به طرف دمشق عقب نشست.

بقیه ناوگان اسلامی را طوفان های مجمع الجزایر دریای اژه در هم کوبید و پراکنده ساخت، یونانی ها نیز در جزایر خود به قسمتی از آن ها حمله بردند و بسیاری از آن ها را غرق کردند و از آن ناوگان عظیم جز چند کشتی به ساحل شام بازنگشت.

بدین گونه اسلام درد و حمله بزرگ از مقابل دیوار های مرتفع و نیرومند قسطنطنیه عقب نشست، و نقشه خلافت دمشق بهم خورد و آرزویی که برای فتح اروپا از ناحیه شرق داشت تحقق نیافت.

این ناکامی به چند علت بازگشت می کرد : یکی این که اعراب مسلمان در جنگ های دریایی تازه کار بودند. مشکلات منطقه جنگ نیز طوری بود که سپاه جنوب که در اقلیم های شام و مصر و افریقا پرورش یافته بودند نمی توانستند آن را پیش بینی کنند.

این مشکلات بیشتر ناشی از مهارت رومی ها در تاکتیک دفاع از دژها و شهر های محاصره شده خود و استادی آن ها در به کار بردن آتش یونانی بود.

به علاوه علی رغم از هم پاشیدگی حیات اجتماعی و اقتصادی دولت روم شرقی، رومی ها همچنان تفوق رزمی خود را حفظ کرده بودند. استحکام دیوار های قسطنطنیه و انبوه وسائل دفاعی و آلات جنگی را که برای عقب زدن جنگ جویان فراهم کرده بودند نیز باید بر این مشکلات افزود.

این ناکامی  در تاریخ اسلام سخت تکان دهنده بود و در سرنوشت مسلمانان تأثیر عمیقی داشت. محاصره این شهر بزرگ ترین کوششی بود که مسلمانان مبذول داشتند تا پرچم خود را در قلمرو ملل غرب به اهتزار در آورند، آن هم در زمانی که شوکت و اقتدار اروپا دست خوش تفرقه و ضعف شده بود و بت پرستی و نصرانیت سیادت معنوی آن را در معرض کشمکش قرار داده بودند.

پیش روی مسلمانان در دشت های فرانسه تا کرانه های رود خانه لوار بعد از انصراف از فتح قسطنطنیه به اندک زمانی  ( سال 114هـ) مقرون به آمادگی قبلی و اهمیت دادن به آن و عزم و اصراری که در حمله به قسطنطنیه به عمل آمد، نبود؛ هرچند این پیش روی همان سیاست را تحقق بخشید و منظوری را که خلافت دمشق داشت عملی ساخت .

بعد از این واقعه مسلمانان دیگر درصدد بر نیامدند که برای دست یافتن به اروپا با فتح قسطنطنیه راهی بگشایند، هرچند سپاه اسلام بعدها چندین بار خود را به نزدیک این شهر ها رسانید.

مشهور ترین این پیکار ها در زمان مهدی خلیفه عباسی روی داد. درآن زمان پسر وی هارون الرشید در تابستان سال 165 هجری به عزم نبرد با روم روی به سرزمین دولت بیزانس نهاد.

هارون ارتفاعات اناطولی را پیمود و به سواحل آسیایی بسفورد رسید و در بلندی های خریسوپولیس ( اسکوتاری ) مقابل قسطنطنیه فرود آمد. در آن اوقات تخت قیصر روم در اختیار طفلی بود که او را قسطنطین ششم می گفتند و امور دولت در دست مادر وی ملکه ” دینی ” بود.

در این جنگ مسلمانان رومی ها را سخت درهم شکستند و ملکه ناگزیر شد با مسلمین پیمان صلح منعقد سازد و تعهد نمود که سالیانهجزیه بپردازد. با این که مسلمانان در پای دیوار های قسطنطنیه قرار داشتند مع الوصف در این نوبت اقدام به محاصره آن نکردند و همین معنی نیز می رساند که زمامداران اسلام در آن زمان ها در اندیشه فتح قسطنطنیه و راه یافتن با رو پا نبودند.

اگر مسلمانان بر قسطنطنیه استیلاء می یافتند. سرنوشت اروپا و تاریخ جهان دگرگون می شد و ملل دیگری در اروپا به وجود می آمدند و دین دیگری غیر از نصرانیت در آن جا رسوخ می یافت و آیین اسلام بر ملل غرب حکومت می کرد.

در فصل آینده خواهیم دید چگونه نبرد اسلام و نصرانیت به جنگ مرگ و زندگی مبدل گردید و چگونه اروپاییان شمال در کرانه های رودخانه ” لوار ” گرد آمدند تا سیل اسلام را از رخنه کردن در اروپا عقب بزنند و نیز خواهیم دید که چگونه مورخان اروپایی راجع به نجات اروپا و نصرانیت از چنگ اسلام در جنگ تور ( سرزمین شهیدان اسلام در فرانسه) حماسه سرائی کرده اند.

مثلا” گیبون می گوید : ” حوادث این جنگ گذشتگان بریتانی و همسایگان ما ( گالها) را از اسارت دینی و اجتماعی قرآن نجات داد! شکوه و جلال رم را نگاه داشت و سقوط قسطنطنیه را به تأخیر انداخت، نصرانیت را حفظ کرد و تخم نفاق و پراکندگی را در میان دشمنان آن ها ( مسلمانان ) افکند “

در صورتی که ” فنلی” مورخ بیزانسی به عکس عقیده دارد که ” نجات اروپا و مسیحیت از هجوم مسلمانان در مقابل دیوار های قسطنطنیه و به دست لیون سوم انجام گرفت ” و می گوید : ” نویسندگان گال ( فرانسه) پیروزی شارل مارتل پادشاه فرانسه را در جنگ با مسلمانان خیلی بزرگ جلوه داده اند و آن را یک پیروزی درخشان نامیده و نجات اروپا از حملات مسلمانان را به شجاعت فرانسویان نسبت داده اند.

در حالی که پرده ای بر روی نبوغ لیون سوم و کار او کشیده شده است چه وی یک نفر سرباز بود که به منظور آینده بهتری برای خود و بعد از خنثی کردن نقشه طولانی فتح قسطنطنیه توسط مسلمانان به تاج و تخت امپراطوری روم رسید “.

به هر حال آن چه مسلم است قسطنطنیه، پناه گاه مسیحیت را در ناحیه شرق بود و تردید نیست که سواحل رودخانه ” لوار ” فتوحات اسلامی را در مغرب اروپا عقب زد. آری دیوار های قسطنطنیه و کرانه های رودخانه لوار باعث عقب نشینی مسلمانان از اروپا و نجات مسیحیان گردید و سرنوشت اسلام و مسیحیت را تعیین کرد.

———————————————–

منبع:  کتاب: صحنه های تکان دهنده در تاریخ اسلام / تالیف: محمد عبدالله عنان / ترجمه: علی دوانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس