قرآن

اهمیت و جایگاه قرآن از دیدگاه بزرگان

اهمیت و جایگاه قرآن از دیدگاه بزرگان
تدوین: عزیز صادقی

مطالبی که پیش رو داریدبرگزیده و گلچینی از سخنان و رهنمودهای بزرگان دعوت و حرکت اسلامی و توصیه های چند تن از مصلحان اندیشمند و طبیبان دلسوز بشریت می باشد.کسانی که در عرصه های مختلف جاهلیت عصر حاضر و در تاریکیهای زمان خود و در آن وقتی که بشریت با سرعت سر سام آور و هولناک به سوی هلاکت و نابودی در سیرندو در آن هنگام که انسانیت و ارزشهای انسانی فدای هوسهاو شهوات حیوانی شده است ایشان چون مشعلی فروزان در مسیر دعوت حق و حقیقت و در راه نجات بشریت از این سقوط هولناک پرتو افشانی می کنند.آری این مطالب مختصری از رهنمودهای این عزیزان در رابطه با «اهمیت توجه به قرآن کریم»یا «تکلیف و مسئولیت انسان در قبال قرآن»می باشد.

جای هیچگونه شک و تردیدی نیست،که یکی از اهداف و مقاصد والای بیداری اسلامی،بازگشت مردم به ارزشها و معیارها و اصول قرآنی است،تا در پرتو قرآن کریم انسانیت به آرامش فکری و روحی دست پا زد،و از برکات مادی و معنوی حیات شرافتمندانه برخوردار می گردد.

منادیان بیداری اسلامی معتقدند،که دور شدن از این سرچشمه فیض و عزت بوده است،که ملت ها را گرفتار جمود فکری و عقب ماندگی نموده است،و هر چه بر سر مردم آمده به علت دور شدن از این کتاب آسمانی و پیام رهائی بخش آن است.کتابی که انسان را به بیداری و هوشیاری و تفکر و اندیشیدن می خواند.

و در اینجا ما دوست داریم که خواننده محترم این اهمیت را در متن سخنان و رد کلام زیبا و گهر بار این عزیزان مشاهده کندو با نگاه به این وارستگانی که قرآن را درد زندگی خود واقعیت عینی بخشیده و بافدای جان و مال خود در راه اعدای کلمه حق و خشنودی خداوند متعال پیش رفته و می روند،توجه خود را معطوف قرآن کریم کنیم و ارتباط محکمی بین قلبمان و قرآن ایجاد کنیم ارتباطی که هیچ عاملی نتواند آن را بگسلاند.

برگزیده ای از سخنان زیبای امام شهید حسن البنا(رح)تحت عنوان«تکلیف و مسئولیت ما در پیشگاه قرآن کریم» :

در حقیقت انسان در مورد موقف و تعامل مردم در پیشگاه کتاب خدا (قرآن کریم )در تعجب می ماند چنانکه پیش از این به برادران گفتم ، موقف مردم در مقابل کتاب خدا در این روزها همانند قصه جماعتی ا ست،که تاریکی آنان را از همه جهات احاطه کرده است .

آنان در اعماق ا ین تاریکی قدم بر می دارند،و کور کورانه سیرمی کنند،گروهی به چاله می افتند،و گروهی با سنگ برخورد می کنند وگروهی با همدیگر تصادف می کنند.همچنان کورکورانه در تاریکی تیره و تار به حرکت نادرست خود ادامه می دهند،با این که در پیش رویشان کلید چراغ برق موجود است که اگر انگشتان خود را به آن برسانند،با اندک فشار بر آن می توانند از چراغی روشن و منور برخوردار گردند…هان ای برادران این است حکایت مردم امروز و حکایت قرآن کریم و موقف مردم در پیشگاه کتاب خدا…

تمام جهان در شب دیجور و ظلمانی بسر می برد،تمام جهان در روشهای خود بر غیر راه سعادت سیر می کند،نظام جهانی درمانده است و اجتماع در حال ویرانی و طبیعت گرفتار انحطاط هر گاه مردم برای خود نظامی را وضع کرده اند به واپسگرائی دچار شده اند و هم اکنون مردم راهی نمی یابند جز دعاو ماتم و گریه.و تعجب است که قرآن کریم و کتاب خدای تبارک و تعالی در مقابلشان قرار داردد و از آن بی بهره اند« داستان مردم همانند حکایت شتر ی است که تشنگی آن را در بیابان هلاک می کند در حالیث که در پشت خود آب حمل می کند»

مردم نمی توانند راهی را به سوی هدایت پیدا کنند،در حالی که در پیش رویشان نور کامل قرار دارد !!:«و لکن جعلناه نوراًنهدی به من نشاء من عبادنا و انک تهدی الی صراط مستقیم »شوری-۵۲یعنی:ولی آن را نوری گردانیدیم ،که به وسیله اش هر کس را از بندگان خود بخواهیم هدایت می کنیم و تو ای پیامبر راهنما به صراط مستقیم هستی.-

خداوند چشمان کافران را با این نور باز نکرده است و آنان در زندگی خود بدون راهنما هستند این هم معقول است و هم مقبول ولی مسلمانان را جه شده است؟که به قرآن ایمان دارند و آن را تصدیق می کنند و به آن احترام می گزارند و خانه ای نیست که خالی از قرآن باشد ولی از نور آن بی بهرن اند.

واقعیت این است که اهل کفر با نیرنگ و تزویر هر بار تحت عنوانی و از طرق مختلفی بین آنان و نور هدایتشان فاصله ایجاد کرده اند،گاهی از راه سیاست ،گاهی از طریق علم دنیوی و از راه های مختلف چون ثروت،شهوات،تزویر،سلطه و…

و نتیجه این شد که مسلمین منبع این هدایت را فراموش کردندوپیرو کافرین گردیدند در صورتیکه خداوند تبارک و تعالی آنان را از این کار بر حذر فرموده که از روشهای اهل کفر پیروی کنند و یا به تزویرها و نیرنگها ی کافرین متسل گردند.

«یا ایها الذین آمن امن تطیعوا فریقاًمن الذین اوتوالکتاب بردوکم بعد ایمانکم کافرین»آل عمران/۲

«هان ای اهل ایمان ،بترسید از خدا حق ترسیدنش را،و شما را مرگ در نیابد مگر شما مسلمان باشید و چنگ بزنید به رشته خداوند همگی متفرق نشوید»

کاملاً روشن است که سینه های کافران از این آرزو خالی نیست،آرزوی اینکه کاش موءمنین به کفر باز گردند:«ولایذالون یقاتلونکم حتی یرودکم عن دینکم ان استطعوا »البقره/۲۱۹

یعنی « همواره با شما در جنگند تا شما را اگر بتوانند از دینتان باز گردانند.»

علی رغم اینکه کتاب خدا پرده از نیات کافرین برگرفته است،با همه اینها ما داریم خود را در هلاکت و نابودی می اندازیم و در پی اهل کفار حرکت می کنیم .هم اکنون در جائی قرارگرفته ایم که اهل کفر به این نور ایمان ندارد و اهل ایمان هم نسبت به آن نادان هستندو این موقفی دردناک بر علیه بشریت است.

پس مسئولیت ما که اهل ایمان هستیم در پیشگاه قرآن چیست؟

ای برادران مسئولیت ما در پیشگاه قرآن چهار چیز است:

۱-باید ایمان بیاوریم ایمانی جازم و لازم و قوی که ضعف در آن راه نداشته باشد.و سستی را نشناسد،به اینکه با راه نجات نخواهیم رسید تا آن زمان که روش زندگی اجتماعی ما،از کتاب تبارک و تعالی برگرفته نشده باشد،روشی که از کتاب خداگرفته شده و از آن صادر شده باشدو ایمان داشته باشیم که هر نظام اجتماعی که مبتنی بر قرآن نباشدو از آن سرچشمه نگرفته باشد،در ه۹ر بخشی از حیات که باشد روشها بی بنیاد است .

۲-بر ما لازم است که به سوی کتاب خدا حرکت کنیم و آن را انیس شبهای تار خود قرار دهیم و آنرا به عنوان علم خود بر گزینیم ،بطوریکه به تلاوت و قرائت آن همت گماریم و اجازه ندهیم روزی بر ما بگذرد و با خدای تبارک و تعالی پیوند نداشته باشیم .اسلاف ما رضی الله عنهم بدینسان بوده اند،آنان از قرآن کریم سیر نمی شدند و هیچگاه قرآن کریم را ترک نمی کردند بلکه در آن غنی می شدندبطوریکه رسول الله (ص)آنان را از غلو در قرآن منع می فرمودند.

۳-بر ما لازم است که در هنگام قرائت قرآن به تلاوت توجه کنیم و در هنگام استماع قرآن آداب آن را مراعات نمائیم و در حد توان به اندیشیدن و تأثیر گرفتن از قرآن کریم اقدام نمائیم .

می باید وقتی را برای حفظ و وقتی را برای ذکر اختصاص دهی،و تلاش کنی که از قرآن تأثیر حقیقی را بگیری …

آورده اند:که سرور ما حضرت عمر(رض)در شبی به شبگردی پرداخت صدائی را شنید که می خواند:«بسم الله الرحمن الرحیم و الطور و کتاب مسطور فی رق منشور و البیت المعمور،و السقف المرفوع،و البحر المسجور،ان عذاب ربک لواقع ماله من دافع…»طور۱-۸

چون این آیات را شنید فرمود :سوگند به پروردگار کعبه که سوگندی حق است ،و سپس در حال بیهوشی به زمین افتاد .یکنفر محابی بنام اسلم او را بر دوش گرفت و به خانه اش برد و حضرت عمر به سبب تأثیر قرآن بر او مدت ۳۰روز بیمار شد که مردم به عیادتش می آمدند.

۴-برادرم پس از آنکه ایمان آوردیم به اینکه فقط کتاب خداست که عامل رهائی و نجات است بر ما واجب است که به احکام آن عمل کنیم ،احکام قرآن کریم چنانکه بر ما آشکار می گردد،و آنچنانکه ما می دانیم به ۲ بخش است

-الف:احکام فردی که خاص هر انسان است ،مثل روز،نماز،حج،زکات،و…

-ب : احکامی که مربوط به جامعه می باشد احکامی که مربوط به حاکم است و آن مسئولیت های دولت می باشد مثل حدود و جهاد.

درود و سلام خدا بر سرور ما حضرت محمد و بر خاندان و یاران او باد

گوهری از سخنان اندیشمند بزرگ جهان اسلام شهید سید قطب(رح) زیر عنوان نسل بی نظیر قرآنی:

در اینجا یک پدیدۀتاریخی مطرح است که باید دعوتگران اسلام در هر زمان و مکان در باره اش فراوان به تأمل و کندکاو بپردازند.چون در خط مشی این دعوت و جهت گری آن تأثیر حتمی و غیر قابل انکار دارد .

باید سرچشمه ای را که آن نسل اول از آن سیراب می شده اند مورد توجه قرار دهیم و باید در برنامه و راهخ و روشی که بر اساس آن بار آمدند دقت نمائیم.آیا در این برنامه هچیزی تغییر و دگرگون شده است ؟

اولین سرچشمه ای که آن نسل از آن سیراب می شدند فقط و فقط قرآن بود .و در داقع احادیث و سنت رسول الله (ص)هم تنها اثری از آثار همین سرچشمه بودند همانطور که حضرت عایشه می فرمایند«خلق و خوی او قرآن بود».

پس قرآن تنها منبعی بود که از آن استفاده می کردند و بر طبق آن خود را می ساختند و بر اساس آن بار می آمدند علت اینکه آن نسل در مرحله تشکل،به کتاب خداا (قرآن)محدود شدند فقدان فرهنگ و تمدن و فرهنگ های جهانی نبود بلکه از یک طرح و برنامه از پیش تعیین شده نشأت گرفته بود.

رسول خدا (ص)می خواست نسلی را بسازد که عقلها و قلبهایشان و شعور و بینش آنها پیراسته و کاملاًخالص باشد و در مرحله تکوین یافتن از هر عامل موءثری جز برنامه الهی تعبیر شده در قرآن ،دور و بر کنار باشند.

آری،اگر ان نسل در تاریخ به چنان موقعیت منحصر به فردی دست یافتند،به خاطر آن بود که تنها از یک سرچشمه استفاده می کردندولی متأسفانه نسلهای بعدی سرچشمه های دیگری را هم بالین سرچشمه در آمیختند!بدون تردید،آمیختن و آلوده شدن آن سرچشمه نخستین با سایر سرچشمه ها ،اساسی ترین عامل بوجود آمدن این اختلاف فاحش میان آن نسل بی نظیر و منحصر به فرد با دیگر نسلها می باشد.

عامل اساسی دیگری علاوه بر «انحصاری بودن منبع مورد استفاده» می تاوان عنوان کرد،اختلافی است که در نحوۀدرک و دریافت از  قرآن ،میان آن نسل و دیگر نسلها دیده می شود.

آن نسل اول هیچ گاه قرآن را به قصد دانش اندوزی و کسب معلومات بیشتر و یا به منظور تفنن و تلذذ نمی خواندند و هیچ یک قرآن را صرفاً برای افزودن برتوشۀ معلومات افزودند دستاوردهای علمی و فقهی خود ،فرا می گرفتند .مدت آنها از فراگیری قرآن این بود که اوامر و رهنمودهای خدا را در رابطه با خویشتن ،جامعه،رویه و شیوه زندگی کردنشان ،دریابند و پس از شنیدن فرمان الهی،بلافاصله هم بدان عمل نمایند…درست مثل سربازی که در میدان نبرد به محض رسیدن «فرمان روز »آن را به مورد اجرا در آورد !و به همین دلیل اصرار نداشتند که انبوهی از آیات را در یک جلسه فرا گیرند.

و به این ترتیب قرآن به عنوان یک برنامه ی واقعنگر ، فعالیت های درونی و زندگی روز مره ی آنها را پوشش می داد و مبدل به فرهنگ پویایی شده بود که با آثار و پدیده های خود ، خط سیر زندگی را دگرگون می ساخت و هیچگاه به کنج اذهان و به لابه لای اوراق محدود نمی گشت .

قرآن گنج های خود را تنها در اختیار کسانی قرار می دهد که با روحیه ی علم برای عمل به آن روی بیاورند . [۱]

برگزیده ای از سخنان استاد و داعی ارجمند مصطفی مشهور :

توشه ی قرآنی

 قرآن  کریم از مهمترین و غنی ترین وسایل فیض و برکت و چشمه ی روانی است که آب آن هیچگاه کم نشده و هرگز خشک نمی گردد.نه تنها چنین صفتی دارد بلکه منبع راهنمایی و هدایتی است که به وسایل توشه های دیگر و انواع نور و رحمت هدایت می کند .

قرآن کریم ما را به تلاوتش که یکی از بهترین وسایل مسلح شدن به سلاح ایمان و تقوا است دعوت می کند و تلاوت نیز ما را به توحید و وحدانیتی ارشاد می کند که آرامش و تسلّی به ضمیر و وجدان پاک و سلیم می بخشد .  از لابه لای قصص انبیاء که در این کتاب حکایت شده است به مواعظ سودمندی می رسیم که ما را به زیور تجربه و دانایی و حکمت آراسته می گرداند . همچنین قرآن کریم به اطاعت و فرمانبرداری پیغمبر ارشاد می کند و این بهترین کمک به راه دعوت است . تمام اصول تربیتی که می تواند مردان معتقد رابسازد و قوه ی خیر و نیکویی را در وجودشان شکوفا سازد ،درآن وجود دارد .

«ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم » اسراء :۹

عاملی که در جزیره العرب یک قوم جاهلی را با آن همه فساد و گمراهی که داشته اند تغییر داد و سبب شد که از آنان ملتی بسازد که برای هدایت و راهنمایی مردم انتخاب شوند و از بین همان ملت افرادی پیدا شوند که در تمام صحنه های خیر وفضیلت نمونه بوده و شهره ی خاص و عام گشتند افرادی مانند یاسر و سمیٌه ،بلال،صهیب و امثال آنان…

در اثر تربیت قرآنی مردانی را دیدیم که درجهاد با نفس و پرهیز از معاصی و آراسته شدن به اخلاق نیک و فضایل اسوه شدند. اسوه ای در صداقت ، وفاداری ، امانت، بردباری، زهد،تقوا، ایثار و…

قرآن کریم بدون جزئی ترین تغییر و تحریفی در دسترس ما قرار دارد پس آیا ممکن است که از میان ما نمونه هایی مانند آنان پیدا شود؟

مسلمانان عصر نزول، زمانی که قرآن را تلاوت  می کردند و یا می شنیدند، با حضور قلب و تدبٌر و تعمٌق کامل و بدون موانع ذهنی به آن گوش می دادند و هر کس که آن را می شنید درباره اش

می اندیشید مثل اینکه خداوند او را جداگانه مورد خطاب قرار داده است و از شنیدن پندها و نواهی آن متأثر می شدند و هرگاه ندای «یا ایها الذین آمنوا » را می شنیدند با تمام نوجه و دقٌت به آن گوش فرا می دادند . به این ترتیب ایشان خود قرآن زنده ای بودند که حرکت می کردند و راه می رفتند و چنین آن را به شکل عملی نگهداری می کردند . ولی مسلمانان امروزی بدون هیچ رنج و زحمتی اسلام را صاحب شده اند در حالی که تعالیم پاک آن با مزخرفات و بدعت ها مخلوط شده است و اینها در حین تلاوت قرآن تنها و تنها از آواز خوش قاری لذٌت بردند همچون کسی که از نوای موسیقی لذت می برد . و عظمت و جلالت قرآن را به عنوان کتاب رب العالمین نشناختند . بسیاری از مسلمانان کسانی هستند که زندگی و امور دنیوی آنان را سرگرم کرده و عقل ودلشان را ربوده است و قلب هایشان  چنان سخت شده که نور قرآن نمی تواند در آن نفوذ کرده و نورانی و منورشان سازد « افلا یتدبٌرون القرآن ام علی قلوب اقفالها » محمد:۲۴

بیایید با قرآن باشیم…

تأ ثیر قرآن در تغییر نفوس و هدایت آشکار به راه راست برایمان روشن شد و دانستیم که تلاوت  قرآن باعث فزونی ایمان  و توکل به خداوند و صفای قلب می شود اگر قاری به عظمت و جلالت پروردگارش پی ببرد ، آیات قرآن بر وی اثر می کند و ترس و خوف الهی در دلش پیدا شده و موی بر اندامش راست می گردد . خداوند در سوره حشر آیه ۲۱ می فرماید :« اگر این قرآن را بر کوهی نازل کرده بودیم ،آنرا از ترس خداوند فروتن و شکافته می دیدی ، این مثلها را برای کسانی می زنیم  شاید آنها تفکٌر کنند » پس اگر در مفهوم یک آیه قرآن تدبٌر از تأ ثیر آن احساس و مشاعرمان بیدار شده و دلهایمان چون جریان برق روشن می گردند چنانچه دو سیم برق را به هم  متصل سازند و به اصل شبکه مربوط کنیم  هر دوی آنها روشن و نورانی شده تمام قوای پنهان آنها به ظهور می رسد ولی اگر عایقی پیدا شود ،جریان برق عبور نکرده و روشنایی به وجود نمی آید .

داعی راه شریعت خدا بهترین کمک را از جانب قرآن می یابد و بر اسلوب و روش صحیح دعوت پیامبران شناخت حاصل می کند ،به صبر و پایداری آنان در برابر آزار و اذیت قومشان که به خاطر استواری در ایمان و عقیده و جهاد در برابر کفر و طغیان بود پی می برد . خواندن قرآن کریم و حفظ آیات مبارک آن نیز بهترین اندوخته برای داعی و دعوت فی سبیل الله است چرا که وی آن ها را در اثنای دعوتش می تواند گواه بیاورد و بدین وسیله سخنش را در جان ودل مردم نفوذ دهد .

هر مسلمانی در حین قرائت قرآن باید در معانی آن بیاندیشد و اگر نیاز به تکرار آن وجود داشته باشد ،تکرار نماید . باید بکوشیم که رعایت ادای صحیح مخارج حروف ودیگر قواعد تلاوت قرآن ما را از تفکٌر و تدبٌر در معانی آن باز ندارد و نباید تمام قصد خود را تنها برای این کار صرف کنیم  که سبب عدم تفکٌر و تعمٌق در معنا و مفهوم گردد . این سخن بدین معنی نیست که ما قرآن را تلاوت نکنیم بلکه همیشه باید قرآن بخوانیم و هیچ گاه از تلاوت آن غافل نشویم چون تجدید توشه و آمادگی یافتن در تلاوت قرآن نهفته است و لازم است که ارتباط ما با خداوند از طریق تلاوت کلام خود او باشد . بهتر است تا جایی که در توان داریم آیات را حفظ کنیم زیرا آن محفوظات در ادای نماز و عبادت شبانه به ما کمک می کند و ممکن است زمانی برای شما پیش آید که قرآن را در دسترس نداشته باشید آن وقت به محفوظات سابق خود رجوع کنید و تا می توانید از آن بهره می برید .

«وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ  » قمر:۱۷

این قرآن را برای تذکر و پند پذیری آسان کرده ایم آیا عبرت گیرنده و تذکر پذیری هست .

استاد عبدالحمید بلالی نویسنده و مصلح گرانقدر می فرماید :

قرآن کریم مهمترین و اسایترین درمان برای مداوای دلها است ، قرآن کتاب هدایت و راهنمایی و هدایت است و زداینده ی تاریکی های جهل و نادانی بوده ومایه ی بهبودی دلها از بیماری شرک و گمراهی و پاک سازی درونها از کثافت هوی و هوس و تنگ چشمی و آزمندی و تباهی است . و نسخه ی شفا بخشی است فرا روی جهانیان که تمامی دردها و بدبختیها را بهبود می بخشد .

امام ابن تیمیه ( رح ) می فرماید : « قرآن برطرف کننده ی تمام آلام ودردهاست و گرایش های فاسد را اصلاح نموده و قلب را پاکسازی می کند و آنرا به فطرت و سرشت اصلی که بر آن خلق شده است بر  می گرداند ، همانطور که بدن به حالت طبیعی خود بر می گردد . همانگونه که بدن برای دوام وقوام خویش به تغذیه نیازمند است و باید انرژی لازم را کسب نماید ، قلب نیز از ایمان و قرآن و تزکیه و تهذیب تغذیه می نماید . »

امّا این قرآن زمانی به عنوان مهمترین و مؤثرترین درمان برای مداوای قلب مطرح است که آنرا با دقّت و تدبر بخوانیم و به دستورات آن عمل کنیم و آن را در بین مردم منتشر گردانیم ، ولی قرآن برای کسی که به قرائت ظاهری و بدون تأمل در آن اکتفا می کند هرگز شفا بخش و نجات دهنده نخواهد بود .

دکتر یوسف قرضاوی ، بیدارگر و اندیشمند جهان اسلام ، زیر عنوان « قرآن منشور زندگی » می فرماید :

تنها ما مسلمانان هستیم که این منشور منحصر به فرد آسمانی را در اختیار داریم ، منشوری که آخرین پیام خداوند را برای هدایت بشری در بر دارد و از هر گونه تغییر و تبدیل لفظی و معنوی مصون مانده است و خواهد ماند ؛ زیرا خداوند خود متکفل محافظت از آن شده و نگهداری از آن را به هیچ یک زا مخلوقات خویش نسپرده است .

« إنا نحن نزَّلنا الذِّکر و إنا لَهُ لَحافظون »   حجر ۹

خداوند در کنار نور فطرت و عقل ، نور قرآن را برای انسانها قرار داده است ، نوری که خود روشن است و برای غیر خود نیز روشنگری می نماید ، و پنهانیها را نمایان می کند و حقایق را آشکار و اباطیل را بر کنار و شبهه ها را برطرف می گرداند و به بیراهه رفتگان را که راه بر لیشان مشتبع شده و یا راهنمایی ندارند ، راهنمایی می کند و آنهایی را که راه هدایت را در پیش گرفته اند بر هدایتشان می افزاید . در قرن های نخستین _ که بهترین دوران تاریخ اسلام است _ مسلمانان بهترین رفتار را با قرآن داشتند و به خوبی آن را می فهمیدند و مقاصدش را درک می کردند و به میزان مطلوبی در عرصه های مختلف زندگی به آن عمل می کردند ، و دیگران را بر اساس بصیرت، به آن دعوت می کردند .

بهترین گواه برای این ادعا اصحاب رسول خدا هستند ، که قرآن کریم همه ی ابعاد زندگی آنان را متحول نمود و آنان را از انحرافات جاهلیت در پرتو اصلاحات اسلام نجات داد و از تاریکی ها رهایشان نمود . تابعین و تابعان تابعین نیز راه ایشان را به خوبی در پیش گرفتند و تبدیل به نسلهای قرآنی شدند ، که بندگان خدا به وسیله ی آنان هدایت یافتند و به قدرت و حاکمیتی گسترده دست یافتند و در آن سرزمین ها راه و روش عدالت و احسان  را در پیش گرفتند و تمدن علم و ایمان را بنیاد نهادند .

امّا پس از آنان نسلی _ نسل امروزی _ آمدند که ، با قرآن بیگانه اند و حروفش را حفظ می کنند ،امّا حدودش را رعایت نمی کنند . در راستای رفتار با قرآن به یبراهه رفته و برای شناخت آن تلاش نمی کنند . آنچه قرآن به آن اولویت داده ، از آن غفلت می کنند و و آنچه قرآن به آن اولویت نداده در اولویت قرار میدهند ، وبه اموری که قرآن به ان اهتمام ورزیده اهمیت نمی دهند . برخی از ایشان تنها به بخشی از قرآن ایمان دارند و آن قسمت را هم آنگونه که خداوند می پسنددعملی و اجرا نمی کنند .

ایشان قرآن را به عنوان تبرّک باخود حمل می کنند و آن را به در دیوار خانه ی خود می آویزند ، امّا فراموش کرده اند که خیر و برکت قرآن مشروط به عمل و اجرای احکام و فرامین حیات بخش آن است ، چنانکه خداوند در این باره می فرماید :

« وَهَـذَا کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ »  انعام ۱۵۵

«این قرآن کتاب مبارکی است که ما آن را فرو فرستاده ایم ، پس از آنپیروی کنید و از مخالفت با آن بپرهیزید تا مورد رحمت خداوند قرار گیرید  »

پس برای نجات امت اسلامی از تباهی و عقب ماندگی و فروپاشی ، هیچ راهی غیر از بازگشت به قرآن وجود ندارد ، بایستس راه را از قرآن پرسید و قرآن را امام گردانید زیرا هدایت و امامت قرآن برای انسان کفایت می کند .

« وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِیلاً »  نساء ۱۲۲   چه کسی از خداوند راستگو تر است .

پس ای مسلمانان برای نیل به سعادت در دو جهان ، به سوی قرآن برگردید . قرآن رابرنامه ی عملی زندگی خود سازید . دواهای نسخه ی ربانی وحکیم صمدانی را به تمام و کمال و بجا و بموقع بکار بندید . فرمان خداوندگار عالم را اجرا نمائید . زبان قرآن را بیاموزید و خودتان شخصاً به نامه ی خدا بنگرید و آن را فهم کنید . با سلاح آسمانی قرآن مجهز شوید و به پیکار برخیزید ، و با قرآن خردها را رهنمود نمایید ، و مواعظ آن را آویزه ی گوش جانها سازید . تا با چشم سر توفیق و مدد خدا را ببینید و شاهد پیروزی را در بغل گیرید .

« إِنَّ فِی ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِیدٌ  » ق ۳۷

سید قطب ( رح ) می فرماید : « این قرآن به هر دلی بدان اندازه بهره می رساند که در آن حساسیت و گشایش و درخشش هست ، و بدان اندازه به هر دلی ارمغان می دارد وعطاء می کند که با محبّت و انتظار و بزرگواری بدین کتاب می گراید و بدان روی می آورد . این کتاب زنده است و به دل دوستانش ، مهر و محبّت می ورزد ، وبه احساسهای روآورندگان به آن ، و به عشق و شور مشتاقانش پاسخ می دهد و با آنها همآوا و همنوا می شود . ! »

————————–

منابع :

۱ –  نظرات فی القرآن الکریم، مولف: امام شهید حسن البنا (رح)، مترجم: مصطفی اربابی، نشر احسان

۲ –  معالم فی الطریق، استاد سید قطب ( رح)

۳ – زاد الطریق، استاد مصطفی مشهور(رح)

۴- المصفی من الصفات الدعاه، استاد عبدالحمید بلالی

۵- کیف نتعامل مع القرآن العظیم، دکتر یوسف قرضاوی

۶ – تفسیر فی الظلال القرآن، استاد سید قطب ( رح)

۷ – تفسر نور، دکتر مصطفی خرّم دل


[۱] – چون عامل دیگر با قرآن ارتباط مستقیم ندارد در اینجا آن را نیاوردیم .

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا