عباداتمطالب جدید

نوافل و نقش آن در تحکیم رابطه بنده با الله

نوافل و نقش آن در تحکیم رابطه بنده با الله

نویسنده:  عبداللطیف نارویی

 نوافل در تعمیق ابعاد معنوی وجود انسان و تحکیم پیوند بنده با الله عزوجل نقش موثر و شگرفی دارند. نوافل به مثابۀ دژ مستحکمی برای فرایض هستند که اگر این دژ نباشد، بنای فرایض نیز دچار خلل و زیان خواهد شد و رو به کاستی می رود. اشتغال به نوافل، سبب جلب رحمت های ویژه الهی می شود و از تحلیل رفتن قوای انسانی در راههای دیگر جلوگیری می کند و انسان را پله پله به سوی ساحت قرب خداوند به جلو می راند. نوافل دروازه ای گرانمایه و پر ارج از کرانه های وسیع توفیقات و الطاف الهی‏اند که به روی انسانهای سعادتمند گشوده می شوند و زوایای روح انسان مومن را جلا می بخشند.

فردی که به نوافل اهتمام دارد، در مسیر تزیکه نفس گامزن است و می تواند جایگاه ویژه ای در بارگاه الله تعالی احراز نماید. خداوند عزوجل نیز چنین انسانی را می پذیرد و بر مقام قربش می افزاید.

ارشاد خداوندی است: «ومن أراد الآخره و سعی لها سعیها و هو مومن فأولئک کان سعیهم مشکورا» [اسراء:۱۹] هرکس که (زندگی جاودانۀ) آخرت را بخواهد و برای (به دست آوردن) آن، تلاش سزاوار آن را از خود نشان دهد، در حالی که مومن باشد، این چنین کسانی، تلاششان مشکور است (وبی اجر نمی ماند.)

امر مهمی که از این آیه مستفاد می گردد آن است که تلاش آخرت باید تلاش در خور و شایان شأن آخرت باشد، نه اینکه شخص به راحت خود بیندیشد و هر گاه دلش خواست برای آخرت تلاش نماید، بلکه همواره باید آخرت مدنظر انسان مومن بوده و در راه رسیدن به رضای پروردگار تلاش شایسته بنماید و به سبب هوای نفس و سستی‏های عارضه خللی در کارش ایجاد نگردد. زیرا خداوند عزوجل در آیه فوق الذکر فرموده است: «وسعی لها سعیها» و صرفا «سعی» نفرموده است.

اهمیت نوافل در شریعت اسلامی

نوافل در شریعت اسلامی ازاهمیت بسزایی برخورداراند. بر همین اساس پیامبر صلی الله علیه وسلم هم در گفتار و هم در عمل به عبادت نفل توجه و عنایت ویژه ای داشته است و حتی از جانب خداوند مأمور گردیده است تا در شب به عبادت خداوند و خواندن نماز اشتغال داشته باشد. همچنین خداوند عزوجل به پیامبر گرامی اش دستور می‏دهد؛ «فإذا فرغت فانصب و إلی ربک فارغب» [انشراح:۷-۸] پس هنگامی که (از کار) فراغت یافتی (در پرستش و عبادت پروردگارت) بکوش، و به سوی پروردگارت بگرای (و در نزد او الحاح و تضرع کن.)

یعنی هنگامی که از محنت دعوت و تبلیغ احکام فارغ گشتی، برای محنت دیگری آماده باش، یعنی به نماز، ذکرالله و دعا و استغفار مشغول باش.

مفتی محمد شفیع عثمانی رحمه الله در این باره می نویسد: «بزرگ ترین عبادت برای حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم آن بود که به دعوت و تبلیغ بپردازد و در اندیشه اصلاح خلق باشد و راه راست را به آنان بنمایاند. اما این عبادت در رابطه با خلق و اصلاح آنان بود، و این آیه به پیامبر صلی الله علیه وسلم یادآور می شود که تنها به این عبادت اکتفا نکند، بکله هرگاه فرصت یافت، بدون واسطه خلق و در خلوت به عبادت خداوند مشغول شود و درهر کاری از ایشان خواستار کامیابی باشد که مقصود اصلی از خلقت انسان، تخلّق  به اخلاق الهی و عبادت بدون واسطه الله تعالی می باشد.

علت ذکر بخش اول، یعنی فراغت از عبادت به واسطه خلق، همین بوده است که این امر بنابر ضرورت و نیاز است و امکان فارغ شدن از آن وجود دارد، اما کار دوم، یعنی توجه الی الله، چیزی است که مومن هیچگاه از آن فارغ نمی گردد بلکه باید تمام عمر و توانایی خود را در این زمینه صرف کند.

از آیه فوق این امر ظاهر می گردد که علما و دعوتگرانی که به تعلیم و تبلیغ و اصلاح خلق اشتغال دارند نباید از این امر غفلت ورزند که بعضی اوقات در خلوت به سوی خداوند توجه کرده به ذکرالله و عبادت مشغول گردند و وقت خاصی را برای این کار اختصاص دهند، چنانکه سیرۀ علمای سلف شاهد چنین سلوکی است و بدون آن تعلیم و تبلیغ نیز موثر نخواهد بود و نور و برکتی نخواهد داشت.

«فانصب» از «نصب» گرفته شده که معنای اصلی‏اش خستگی و کوفتگی است و اشاره به این امر دارد که عبادت و ذکر الله تا حدی باید انجام گیرد که از آن مقداری مشقت و خستگی نیز احساس شود، و انجام عبادت نباید بر حالت سرخوشی و تا زمان راحت نفس و جسم منحصر باشد. پایبندی به هر وظیفه یا معمولی از ذکر و عبادت، خود موجب نوعی مشقت و خستگی است گرچه مختصر باشد. (۱)

نوافل وسیله تقرب به الله تعالی

لاجرم کسی که همواره دروازه رحمتهای الهی را بکوبد و سر از آستان آن ذات بی همتا بر ندارد، بدو نزدیکتر می‏گردد و خداوند عزوجل نیز چنین انسانهایی را مورد استقبال قرار داده و با رحمت و رضای خویشتن آنان را می نوازد، و هر کس سهم بیشتری داشته باشد تقرب بیشتری نصیب او خواهد شد. بویژه هنگامی که آدمی سر به سجده می افکند از تمامی حالات به خداوند نزدیکتر می شود.

حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده است که آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أقرب ما یکون العبد من ربه تعالی وهو ساجد، فاکثروا الدعا» (۲) نزدیک ترین حالت بنده با پروردگارش در حالت سجده است، پس در این حالت بسیار دعا کنید.

پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم نماز را سبب سردی و روشنایی چشمان خویش عنوان کردند، بدان جهت که در سجده با خداوند عزوجل بسیار نزدیک می شود و به محبوب خویش می پیوندد و در واقع نماز پل ارتباطی خالق و مخلوق است.

عارف برجسته شیخ “ابن عطاءالله اسکندری” می فرماید: چرا گمان می شود که چیزی در میان او و ربّش حجاب قرار می گیرد در حالی که به نسبت هر چیز دیگر به او نزدیکتر است. (۳)

اهتمام به نوافل در واقع فراتر از وظیفه و در جهت تقرب حاصل کردن به خداوند عزوجل می باشد، و نماد عشق و شیدایی به محبوب حقیقی است که به این شکل تجلی پیدا می کند. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند که ارشاد خداوند است: «ما یزال عبدی یتقرب إلی بالنوافل حتی أحبه فإذا أحببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و یده التی یبطش بها و رجله التی یمشی بها و إن سألنی لأعطینه و إن استعاذنی لأعیذنه» (۴) بنده من همواره با نوافل به من تقرب می جوید تا جایی که او را دوست می دارم، پس وقتی او را دوست بدارم، شنوایی او می شوم که با آن می شنود، بینایش که با آن می بیند، دستش که با آن می گیرد، پایش که با آن راه می رود، و اگر از من چیزی بخواهد حتما به او عنایت خواهم کرد و اگر به من پناه بجوید حتما او را پناه خواهم داد.

علامه سیدابوالحسن علی ندوی می نویسد: اهتمام ورزیدن به نمازها و کثرت نوافل و ذوق عبادت در زمینه صفای نفس، بالندگی روح، اتصال با عالم قدسی و حصول تجلیات ربانی چنان سهمی دارد که هیچ چیز دیگری ندارد. با نوافل و طاعات، عجز و انکساری بنده در پیشگاه خداوند ظاهر می گردد و همچنین خوف و محبت خداوند پیدا می‏شود و از صفات و عادات حیوانی توفیق رهایی حاصل می گردد که سرچشمه هر ظلم و ستم، معصیت و سرکشی، و نفس پرستی و نافرمانی هستند.(۵)

نتیجه اهتمام ورزیدن به نوافل و عبادات، تقرب به خداوند عزوجل است و این تقرب فواید بی شماری خواهد داشت، به ویژه آنکه خداوند عزوجل در بهشت برین او را جایگاهی بس والا و نیک عطا می گرداند و دیگر آنکه در بهشت همراه  پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم می باشد. چه فضل و نصیبی برتر و بهتر از اینکه پس از رضایت خداوند، همراهی آنحضرت صلی الله علیه وسلم در بهشت نیز حاصل گردد.

در صحیح مسلم از “ابوفراس ربیعه بن کعیب اسلمی”، که از شاگردان مدرسه ُصفه و خادم آنحضرت صلی الله علیه وسلم بود، چینن روایت شده است: من شبها نزد آنحضرت صلی الله علیه وسلم حاضر شده و نیازها و اسباب وضوی ایشان را فراهم می کردم، روزی آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: از من چیزی بخواه! من گفتم: رفاقت تو را در بهشت می خواهم. فرمودند: این را بگذار و چیزی دیگر بخواه! من گفتم: من همین را می خواهم. آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: پس با کثرت سجده (خواندن نمازهای نافله) مرا یاری فرما.(۶)

همچنین نوافل در تعمیق پایه های ایمانی و تثبیت بنیاد فرایض و اعمال دیگر نقش حفاظتی و مهمی را ایفا می کنند، به همین جهت آنحضرت صلی الله علیه وسلم بسیار بدان اهمیت می دادند.

جبران کاستی ها با نوافل

برای تکمیل کاستی ها درانجام فرایض و حفاظت از آنها لازم است که به طور ویژه به نوافل توجه و اهتمام مبذول گردد. علامه ندوی می نویسد: در نماز، قبل و بعد از فرایض، نمازهای دیگری نیز هستند که آنها را سنن راتبه می‏گویند، این نمازها از آنحضرت صلی الله علیه وسلم ثابت هستند و آنها را در زمان اقامت با پایبندی ادا کرده اند.

مثال این نمازها، مثال خندق‏هایی است که برای حفاظت از قلعه‏ها و دژها در چهار طرف آنها کنده می شوند تا مانع نفوذ دشمن به داخل شهر گردند. هر کس به ادای سنتها اهتمام ورزید، از نماز فرض به طریق اولی محافظت می کند و به آن اهتمام می ورزد، و کاستی‏ها و ضعف‏های فرایض با ادای نوافل جبران می گردد. (۷)

از حضرت رسول صلی الله علیه وسلم روایت شده است: نخستین چیزی که در قیامت از بنده پرسیده می شود، نماز است، اگر وضعیت نماز خوب باشد شخص کامیاب می گردد، اما اگر وضعیت نمازش خوب نباشد شخص ناکام و نامراد می گردد. اگر در فرایض او کاستی باشد خداوند عزوجل می فرماید: بنگرید که بنده من نفل دارد یا خیر؟ وانگهی کاستی های فرایض با آن برطرف می گردد. در خصوص بقیه اعمال نیز چنین می شود. (۸)

حکمت دیگری که در نوافل وجود دارد آنست که هر کس به نوافل اهتمام ورزد به فرایض بیش از آن اهمیت می‏دهد و هرگز به ترک فرایض یا یکی از فرایض راضی نخواهد شد. اما اگر فقط به فرایض اکتفا کند رفته رفته در فرایض نیز سستی و کاستی رخنه می کند.

اهتمام پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم به نوافل

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم با توجه به مسئولیت خطیرش در قبال امت و مقام بلند و ارجمندش در پیشگاه خالق و مخلوق، در زمینه عبادات و نوافل نیز بیش ازهمه اهتمام می ورزید. بسیاری از خطاب‏های فرآنی نیز در این خصوص متوجه آنحضرت صلی الله علیه وسلم بود، به همین جهت ایشان به نوافل و نماز شب اهمیت بسیار می دادند که بر اثر آن پاهای مبارک ایشان متورم گردید. حضرت عایشه رضی الله عنها فرمود: ای رسول گرامی! خداوند گناهان گذشته و آینده شما را معاف کرده است، پس چرا تا این حد خودتان را زحمت می دهید؟ حضرت رسول صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أفلا أکون عبداً شکوراً» آیا بنده شکرگذاری نباشم.

از این گفتار آنحضرت صلی الله عیه وسلم روشن می گردد که توجه و عنایت به نوافل به نوعی شکرگذاری از خدای عزوجل است، و  حضرت رسول صلی الله علیه وسلم در این زمینه نیز پیشتاز امت بودند.

اهتمام و اعتماد اسلاف امت به نماز و نوافل

با نگاهی هر چند گذرا به سیره نامداران و صالحان تاریخ اسلام در می یابیم که سعی و تلاش آنان نیز در راستای تقرب به خدای عزوجل به وسیله طاعات و عبادات نفلی در درجه بسیار بالایی قرار داشته است. آنان نیز به فرایض اکتفا نمی کردند و همواره روح و روان خویش را با شراب طهور معرفت و آب گوارای عبادات نفلی صفا می بخشیدند و برای ادای نوافل خستگی ها را به جان می خریدند. حتی برخی از آنان چنان با نماز و نوافل مأنوس بودند که از عدم امکان عبادت کردن در قبر و پس از مرگ ناراحت بودند.

از ثابت بنانی رحمه الله روایت شده است که می گفت: پروردگارا! اگر برای کسی اجازه نماز خواندن در قبر می‏دهی پس مرا اجازه ده. (۹)

علامه ندوی می نویسد: برای یک مسلمان لازم است که نماز را مونس و معین و مددگار خویش بپندارد، هر گاه برای او مشکلی پیش آمد، فکر و پریشانی‏ای لاحق گشت و یا با مصیبتی و امتحانی دچار شد، فورا دروازه خداوند کریم را بکوبد و تا وقتی که به مرادش نرسیده این دروازه را رها نکند. حال صحابه کرام رضوان الله علیهم اجمعین و تابعین در امر نماز این چنین بود. آنان بر نمازشان اعتمادی فوق العاده داشتند، افزونتر از اعتماد سرباز به شمشیرش و اعتماد توانگر بر دارایی‏اش و اعتماد کودک بر آه و گریه‏اش که به آسانی شفقت مادر را به سوی خویش متوجه می کند.

و این امر طبیعت ثانوی آنان شده بود که بدون هرگونه تکلف و تصنع و خودنمایی بروز می کرد. هرگاه خوف و یا اضطرابی آنان را فرا می گرفت، یا در میدان جنگ با لشکری تمام عیار مواجه می شدند، یا در فتح و پیروزی تأخیر می افتاد، فورا به نمازمی ایستادند و خویشتن را در دامان رحمت‏های الهی می انداختند و طلب گشایش و فتح و پیروزی می کردند. (۱۰)

حضرات صحابه رضی الله عنهم چنان به نوافل اشتغال داشتند که به «رهبان اللیل و فرسان النهار» شهرت یافتند. زیرا آنان این گفتار آنحضرت صلی الله علیه وسلم را شنیده بودند که به یکی از یاران خود فرمودند: «یا فلان لاتکثر النوم باللیل فان کثره النوم باللیل یدع صاحبه فقیراً یوم القیامه» (۱۱) ای فلان! تمام شب را با خواب سپری مکن، زیرا خواب زیاد در شب صاحبش را در روز رستاخیز نادار و بی توشه رها می کند.

درباره حضرت عمر رضی الله عنه روایت شده است که در نماز شب آیه‏هایی از قرآن مجید را تلاوت کرده و چنان می گریست که از شدت خوف الله تعالی بر زمین می افتاد و بیمار می شد و مردم به عیادت ایشان می آمدند. (۱۲)

امام ذهبی با سند خود از قاسم بن معن روایت کرده است که امام ابوحنیفه در نماز شب بار بار این آیه را تلاوت می کرد: «بل الساعه موعدهم و الساعه أدهی و أمر» (۱۳) و می گریست و تا بامداد به دعا و نیایش مشغول بود.(۱۴)

همچنین درباره امام ابوحنیفه در روایت موثق و مستند (۱۵) آمده است که حدود چهل سال نماز صبح را با وضوی نماز عشا ادا می کرد و تمام شب را به تفکر و طاعت و عبادت می گذراند.

خداوند عزوجل درباره صحابه و یاران آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرموده است: «تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ینفقون فلا تعلم ما أخفی لهم من قره أعین جزاء بما کانوا یعملون» (۱۶) پهلوهایشان از بسترها جدا می شود (و به نیایش شبانه بر می خیزد و) پروردگارشان را با بیم و امید می خوانند و از آنچه روزی‏شان کرده ایم انفاق و بخشش می کنند. پس هیچ کس نمی داند که از آنچه مایه روشنی چشمهاست چه چیزی برای آنان نهان داشته شده است که به [پاس] آنچه می کردند [پاداش یافتند].

همچنین ابن کثیر و امام ذهبی با اسانید صحیح روایت کرده اند که امام احمد بن حنبل، امام اهل سنت و جماعت، در شبانه روز سیصد رکعت نماز می خواند. (۱۷) در مورد امام ابویوسف که قاضی القضات دوران خود بود نیز چنین روایت شده است.

حضرت سعید بن مسیب در سکرات موت می فرمود: به خدا سوگند به مدت چهل سال است که هنگام اذان موذن در مسجد رسول صلی الله علیه وسلم حاضر بوده ام.

حضرت جنید بغدادی را کسی پس از وفات در خواب دید و از ایشان پرسید: چه خبر ای ابوالقاسم؟ فرمود: «طاحت تلک العبارات و فنیت تلک الاشارات و ما نفعنا إلا رکیعات رکعناها فی جوف اللیل» (۱۸) تمامی عبارات و گفتارها از بین رفتند، اشارات و کوششهای دقیق علمی نیز برباد فنا شدند و به ما نفعی نرساند مگر همان نمازها و رکوع هایی که در دل شب به ادای آن توفیق یافتیم.

در احوال شیخ الاسلام ابن تیمیه آمده است که هرگاه در فهم مطلبی با مشکل مواجه می شد، به محله‏ای دورافتاده و مسجدی گمنام می رفت و در آنجا به نماز مشغول می گشت و در سجده‏های طولانی چنین دعا می کرد: «یا معلم ابراهیم علمنی.» و بر این امر شادمان بود که فقیر این دروازه است و این هنر را نسل اندر نسل به ارث برده است. گاه در دعا و مناجات خود این شعر را می خواند: «أنا المکدی أنا المکدی/ و هکذا کان أبی و جدی« (من سائل دروازۀ اویم و پدر و جدم نیز چنین بوده اند.) (۱۹)

مجاهدان و بزرگمردان تاریخ اسلام نیز در احیای شبها و ادای نوافل سخت کوشا بوده و با عالم قدس انسی ویژه داشتند.

درباره تیپوسلطان آمده است که با وجود مشغولیت در جنگها و معرکه‏ها پس از بلوغ هیچ نمازی از ایشان قضا نشده بود و همواره چه در میدان و چه در وضعیت عادی تلاوت بعد از نماز فجر را هرگز رها نکرده و همواره با وضو بود. (۲۰)

“خواجه قطب الدین بختیار کاکی”، که از شیوخ زمان خویش بشمار می رفت، قبل از وفات وصیت کرد که نماز جنازه مرا کسی بخواند که همواره عفیف بوده، سنتهای قبل از نماز عصر هیچ گاه از او فوت نشده باشد و همواره در نماز جماعت تکبیر اولی را دریافته باشد. هنگام نماز جنازه وقتی این وصیت خواجه قطب الدین اعلام شد، شاه بزرگوار و مشهور سلطان “شمس الدین التمش” نیز این اعلام را شنید، مقداری ساکت ماند تا شخص دیگری با این ویژگی‏ها سعادت ادای نماز بر جنازه خواجه را حاصل کند.اما وقتی هیچ کس جلو نیامد، سلطان شمش الدین التمش ناچار جلو رفت و گفت: تمنای من آن بود که کسی از حال من آگاه نشود اما ظاهراً در برابر حکم خواجه چاره ای نیست. لذا جلو رفت و نماز جنازه را ادا کرد. (۲۱)

نمونه هایی از عبادات نفلی

عبادات نفلی به آن دسته از عبادات گفته می شود که در حد فرایض و واجبات نیستند. اما در کتاب و سنت ثواب بی‏شماری برای آنها ذکر گردیده و به انجام آنها ترغیب و تشویق فراوانی شده است. مانند نمازهای نفلی، روزه‏های نفلی، صدقات نفلی و عبادات دیگری که جنبۀ فرضیت و وجوب ندارند.

در اینجا به عنوان نمونه به پاره ای از عبادات نفلی اشاره می شود:

۱ـ نمازتهجد/ نماز شب: نماز نافله ای که در پایان شب قبل از دمیدن سپیده صبح خوانده می شود و ترغیب و تشویق بی شماری درباره آن آمده است.

۲ـ سنت‏های غیرموکده: نمازهایی که قبل و یا بعد از نمازهای فرضی خوانده می شوند؛ مانند چهار رکعت سنت غیرموکده قبل از فرض عصر.

۳ـ تحیه الوضوء: دو رکعت نمازی که پس از وضو گرفتن به عنوان تحیه الوضوء خوانده می شود.

۴ـ تحیه المسجد: پس از ورود به مسجد رکعاتی نفل به عنوان تحیه المسجد خوانده می شود.

۵ـ نماز اشراق: نماز نفلی‏ای که اندکی پس از طلوع خورشید خوانده می شود و ثواب زیادی دارد.

۶ـ نمازچاشت: نماز نفلی‏ای که چند ساعت پس از طلوع آفتاب تا قبل از وقت ظهر خوانده می شود.

۷ـ نماز حاجت: نمازی که آدمی به منظور برآورده شدن حاجت و نیاز خود می خواند و با ادای دو رکعت یا بیشتر حاجت و نیاز خویش را نزد پروردگار مهربان و غفور مطرح کرده و برای برآورده شدن آن دعا می کند.

۸ـ نماز استخاره: وقتی کسی می خواهد کار مهمی انجام دهد، یا از میان چند کار و یا چند گزینه در امر ازدواج یا هر امر خیر دیگر، آنچه را که به خیر و صلاحش است انتخاب کند، مستحب است که دو رکعت نماز به نیت استخاره خوانده و سپس دعای استخاره را بخواند و از خدای عزوجل بخواهد که او را در انتخاب درست و انجام هر چه بهتر کارش کمک و راهنمایی کند.

۹ـ نماز خسوف و کسوف: نمازی که به هنگام ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی خوانده می شود.

۱۰ـ شش رکعت نماز نفل که پس از نماز مغرب خوانده می شود و دارای ثواب فراوانی است.

۱۱ـ روزه‏های نفلی: مانند روزه گرفتن  روز عرفه، روزه گرفتن شش روز پس از رمضان در ماه شوال، روزه‏های روز دوشنبه و پنجشنبه، روزۀ روزهای تاسوعا و عاشورا و یا دهم و یازدهم محرم، روزۀ سه روز میانی هر ماه و …

۱۲ـ صدقات نافله: حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در این باره فرمودند: «إن فی المال حقا سوی الزکاه» در مال علاوه از زکات فرضی، حقوق نفلی‏ای وجود دارد که ادای آن پسندیده است.

وظیفه دعوتگران و مصلحان

تاریخ امت اسلامی گواه است، آنان که در اندیشه صلاح و اصلاح امت بوده و قلب و جانشان همواره از آب گوارای سلسبیل معرفت الهی سیراب می شده است،و کسی موفقیت و درخشندگی بیشتری داشته که از سهم افزونتری در محراب انابت و عبادت نصیب برده و راهرو جانفدای راه تقوا و پرهیزگاری بوده است.

بنابراین دعوتگران، علما و مصلحان امت که خواهان خدمت به جامعه اسلامی و امت اسلامی هستند باید همواره سیرت اسلاف امت و رادمردان مکتب اسلام را چراغ راه خویش قرار دهند و نباید کارهای دیگر دینی از قبیل درس و تدریس، دعوت و تبلیغ، تحقیق و پژوهش و یا اشتغال به امورعام المنفعه، از عنایت به عبادات و نوافل مانع آنان شود. بلکه زندگی اصحاب کرام رضی الله عنهم که ستارگان هدایت و اسوه های ایمان و اعتقاد بودند همواره پیش روی ما باشد، آنان اگر در میدان جهاد بودند، یا به امر دعوت و اصلاح و تعلیم و تعلم مشغول بودند، و یا اگر به کسب و کاری اشتغال داشتند، همواره عبادت‏گزارانی فروتن و زاهدانی شب زنده دار بودند، و این راه را راه وصل الی الله و طریق المستقیم رسیدن به حق و حقیقت می پنداشتند.

پس بر هر مومن و مسلمانی لازم است که در راستای عبادت پروردگار و اهتمام به نوافل قدمی راسخ و بلند داشته باشد تا زندگی او از نور و معنویت سرشار گردد.

نگارنده: عبداللطیف ناروئی

پی نوشت‏ها:

۱-    مفتی محمد شفیع عثمانی، تفسیر معارف القرآن، ج ۸، ص:۷۷۲-۷۷۳، اداره المعارف کراچی.

۲-    رواه مسلم و ابوداود و النسائی.

۳-    اکمال الشیم، ابن عطاء الله اسکندری، ص:۲۳۸، اداره اسلامیات لاهور.

۴-    بخاری: ۱۱۸۵/۲، باب التواضع، و مسند احمد و الطبرانی فی المعجم الاوسط.

۵-    سیدابوالحسن علی ندوی، ارکان اربعه، ص: ۱۲۱-۱۲۳، مجلس نشریات اسلام کراچی.

۶-    رواه مسلم فی الصلاه.

۷-    ارکان اربعه، ص: ۱۱۲٫

۸-    رواه الترمذی و النسایی.

۹-    ابن جوزی، المدهش،۵۰۹/۲٫

۱۰-    ارکان اربعه، ص:۱۱۵٫

۱۱-    امام ابوحامد غزالی، المنقذ من الضلال، ص: ۱۶۳، رساله أیهاالولد المحب، المکتبه العصریه، بیروت.

۱۲-    ابن جوزی، مناقب امیرالمومنین عمربن خطاب، ص:۱۹۷، دار مکتبه الهلال.

۱۳-    قمر:۴۶

۱۴-    شمس الدین ذهبی، سیر أعلام النبلاء،۵۳۵/۶، دارالفکر.

۱۵-    موفق مکی، مناقب الامام أبی حنیفه، ص:۲۱۲، دارالکتاب العربی. علامه جلال الدین سیوطی، تبییض الصحیفه، ص: ۱۰۵، اداره القرآن کراچی. ابن حجر هیثمی مکی، الخیرات الحسان، ص: ۸۲، ایچ ایم سعید کراچی.

۱۶-    سجده:۱۶

۱۷-    دکتر عایض بن عبدالله القرنی، وجاءت سکره الموت بالحق، ص:۱۲۳، دار ابن حزم.

۱۸-    المنقذ من الضلال، ص: ۱۵۹٫

۱۹-    ابن قیم جوزیه، مدارج السالکین:۲۹۶/۱، ارکان اربعه، ص: ۱۱۶٫

۲۰-    واضح رشید ندوی، سلطان تیپوسلطان شهید، ص: ۶۷، مجلس تحقیقات و نشریات لکهنو.

۲۱-    ابن الحسن عباسی، کتابون کی درسگاه، ص:۹۳، مکتبه عمر فاروق.

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا