تناقضات قرآنی – چند فرشته براي مريم فرستاده شده بودند؟
تناقضات قرآنی یا وسوسههای شیطانی پاسخ به شبهات وارده بر قرآن
تحقیق و پژوهش: محمد احمدیان
شبههي دوّم از تناقضات قرآنی
طرح شبهه
چند فرشته براي مريم فرستاده شده بودند؟
وقتي قرآن در مورد باردار شدن مريم و ميلاد مسيح در سورهی(3 ) آيهی( 42 و 45) راجع به چندين فرشته صحبت ميكند، امّا در سورهی(19) آيهی( 17- 21) تنها از يك فرشته صحبت ميكند.
آيات مطرح در شبهه:
1ـ وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ
[آل عمران/ 42]
«(تو حضور نداشتي) هنگامي كه فرشتگان گفتند : اي مريم ! خدا تو را برگزيده و پاكيزهات داشته است، و تو را بر همه زنان جهان برتري داده است.»
2- إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ
[آل عمران/45]
(تو حضور نداشتي) آن گاه كه فرشتگان گفتند : اي مريم ! خداوند تو را به كلمه خود كه نامش مسيح عيسي پسر مريم است مژده ميدهد، و او در اين جهان و آن جهان بلند مرتبه و بزرگوار و از زمره مقرّبان است.
3- «فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَاباً فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِيّاً »[مريم آيه/17] «و پردهاي ميان خود و ايشان افكند ( تا خلوتكدهاش از هر نظر براي عبادت آماده باشد، در اين هنگام) ما جبريل (فرشته) خويش را به سوي او فرستاديم و جبريل در شكل انسان كامل خوش قيافهاي بر مريم ظاهر شد.»
4ـ « قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْراً مَّقْضِيّاً» [مريم آيه/21]
«( جبريل ) گفت : همان گونه است (كه بيان داشتي. امّا ) پروردگار تو گفته است اين (كار، يعني دادن فرزند بدون پدر) براي من آسان است. (انجام اين امر) به خاطر آن است كه ( ميخواهيم ) او را معجزهاي براي مردمان كنيم، و (وي را براي بندگان مخلص) رحمتي از سوي خود سازيم. ديگر كار انجام يافته است (و جائي براي بحث و گفتگو نمانده است).»
مقدمه
طرّاح شبهه پس ازمطالعهی بعضی از آیات قرآن راجع به بار دار شدن مریم، و میلاد مسیح به گمان خودش نوعی تناقض دراخبار قرآن مشاهده نموده است. به عقیدهی وی در آیات (42و45) سورهی آل عمران، خداوند بیان فرموده چندین فرشته نزد مریم رفته؛ امّا در آیات (17تا21) سورهی مریم، فقط یک فرشته به سراغ مریم رفته است. در واقع منتقد با بررسی اجمالی آیات به زعم خودش نوعی «تناقض» در اخبار مریم از آیات مشاهده کرده است.
پاسخ به شبهه:
1ـآنچه منتقد مطرح میکند درک ناقص و ناصواب او از صحنههای رویداد قرآنی است؛ که موضوع «مریم» را به صورت مستقل بیان کرده است. و هر صحنه دارای یک پیام و در یک برههی زمانی با مأموریت مستقل صورت گرفته است. در آیات سورهی آل عمران، ملائکه به صورت جمع مورد بحث قرار گرفته، و مأموریتی مستقل و ابتدائی را انجام دادهاند، که همان پیام «بشارت» به مریم است. و این مأموریت در راستای انجام مأموریت دیگر آنان است که پیامی برای زکریا (ع) است؛ و مژدهی یحیی را به او میدهد. لذا این صحنه، مستقل از صحنهی مطرح در آیات سورهی مریم است و تناقض در آیات وجود ندارد آنچه وجود آن مسلّم و قطعی تناقض درفهم منتقد است؛ در واقع این صحنهی ابلاغ پیام است.
2ـ آیات سورهی مریم، صحنهی اجرا نمودن امر الهی است؛ و این صحنه با توجّه به آیهی (17)؛ آنچه تجسّم و تمثّل پیدا می کند، «روح» است؛ که به صورت فردی ظاهر، و مریم او را مشاهده و از او و قصد و توطئهاش به خدا پناه میبرد. و ضمیر «مِنکَ» و «کُنتَ» در آیهی(18) به صراحت آن را بیان میکند. مریم تنها کسی را دیده و تنها او را مورد خطاب قرار میدهد؛ و در آیات بعدی فعل «قَالَ» که در جریان تمام محاوره در آیات (19و20) تکرار شده است، گویای این واقعیت است.
3ـ در آيهی (39 ) آل عِمران «فَنادَتَهُ الْمَلائِكَةُ» خطاب قرآني با يحيي (ع) شروع ميشود؛ و در آيهی (40) با خطاب «قالَ كَذلِكَ» پايان مييابد، كه در ماجراي مريم هم به همين صورت است.
«فَنَادَتْهُ الْمَلآئِكَةُ وَ هُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً و َنَبِيّاً مِّنَ الصَّالِحِينَ» آل عمران/39
پس (خداوند دعاي او را پذيرفت و ) در حالي كه در عبادتگاه به نيايش ايستاده بود، فرشتگان او را ندا در دادند كه خداوند تو را به يحيي مژده ميدهد، و او تصديق كننده كلمه خدا (يعني عيسي، چون با كلمه « كُن » پديد آمده است ) و پيشوا و بركنار از هوسهاي سركش، و پيغمبري از (تبار ) صالحان خواهد بود.
قَالَ رَبِّ أَنَّىَ يَكُونُ لِي غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ [آل عمران/40]
«(با رسيدن اين مژده، زكريّا متحيّرانه و مضطربانه كيفيّت وقوع اين امر خارقالعاده را جويا شد و) گفت : پروردگارا ! چگونه فرزندي مرا خواهد بود، در حالي كه پيري به سراغ من آمده است و همسرم نازا است ؟ (خداوند توسّط فرشتگان بدو) فرمود : همين طور است، خداوند هر كاري را بخواهد انجام ميدهد.»
گويي يك مأموريت واحد، يكي براي ابلاغ مژدهي يحيي به زكرّيا، و ديگري بشارت عيسي به مريم است؛ و اگر ملائكهي ديگري، همراه جبرئيل بوده باشند و در انجام مأموريت او را همراهي كرده باشند جبرئيل سخنگوي آنها، و فرماندهی انجام مأموريت بوده است. و لفظ «قَالَ» در آيات (40 و 47)كاملاً آن را تأييد ميكند.
4ـ اگردرمأموریت سورهی مریم، که جبرئیل تنها مطرح است، و خطاب به صورت مفرد بیان شده، چون جبرئیل درسیمای و شکل انسانی ظاهرمی شود، اگر ملائکهی دیگری همراه او بوده باشند، نه قرآن صحبت از آن نموده و نه مریم آنها را دیده است. لذا جبرئیل به صورت فردی در شکل ظاهری انسان، امر الهی را ابلاغ میکند.
5ـ در دنیای حقیقی و روابط اجتماعی سیاسی بشری درحال و گذشته، اگر مأموریتهایی را صاحبان قدرت به مأمورانی واگذارکرده اند، یکی را به عنوان مسؤول و سخنگو به ریاست گروه می گمارند، بقیه همراه و همسفر او خواهند بود. اگر خداوند این شیوه و روش انسانی را برای روبرو شدن با مریم انتخاب کرده باشد، هیچ خلل در کار و هیچ تناقضی دربیان سبک قرآنی ایجاد نمیکند. دکتر سحابی درکتاب خلقت انسان با دلایل علمی، بحثی در رابطه با حضرت مریم و تولد عیسی مسیح، به نام باکرهزایی یا «پارثنوژنز» مطرح میکند، علاقهمندان برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به کتاب خلقت انسان ایشان مراجعه کنند.
6- شايد در تمامي مراحل، جبرئيل مأموريت را به تنهايي انجام داده باشد؛ و لفظ جمع براي تعظيم باشد كه در محاوره اين گونه بيان و ادبيات مرسوم و متداول است همچنان كه در قرآن اين گونه الفاظ وجود دارد:
«يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ» منافقون/18
ميگويند : اگر ( از غزوه بنيمصطلق ) به مدينه برگشتيم، بايد افراد باعزّت و قدرت، اشخاص خوار و ناتوان را از آنجا بيرون كنند. عزّت و قدرت از آن خدا و فرستاده او و مؤمنان است، وليكن منافقان ( اين را درك نميكنند و ) نميدانند.
خطاب و بيان، در آیهی فوق بيان جمعي است در صورتي كه تمام مفسّران براين رأيند، اين نكته، گفتهي شخص عبدالله ابن ابيسلول، سردستهي منافقان است.
مریم درسه صحنهی جداگانه در قرآن
جريان ماجراي مريم و تولّد عيسي مسيح را ميتوان در سه صحنهی جداگانه مورد بحث و بررسی قرار داد. كه قرآن در راستاي اداي رسالتش به گوشههايي از آنها اشاره نموده است. همچنان كه از آيات (42 الي 47) آل عمران استنباط ميشود.
صحنهی اوّل:
1 ـ« وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ » آلعمران/42
( تو حضور نداشتي ) هنگامي كه فرشتگان گفتند : اي مريم ! خدا تو را برگزيده و پاكيزهات داشته است، و تو را بر همه زنان جهان برتري داده است.
«إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ» آلعمران/45
( تو حضور نداشتي ) آن گاه كه فرشتگان گفتند : اي مريم ! خداوند تو را به كلمه خود كه نامش مسيح عيسي پسر مريم است مژده ميدهد، و او در اين جهان و آن جهان بلندمرتبه و بزرگوار و از زمره مقرّبان است.
«وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِينَ» آلعمران/46
و در گهواره و در حالت كهولت (يعني ميانسالي، كه از سي سال تا پنجاه و يك سال است) با مردم سخن خواهد گفت و از زمره صالحان بشمار است.
«قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ » آلعمران/47
(مريم در حالي كه از تولّد فرزند از راه غيرطبيعي، شگفتزده شده بود ) گفت : پروردگارا ! چگونه مرا فرزندي خواهد بود، در حالي كه انساني با من نزديكي نكرده است ؟ ! فرمود : اين گونه هر چه را بخواهد ميآفريند، و هنگامي كه اراده چيزي كند ( و بخواهد پديد آيد ) فقط بدان ميگويد : پديد آي ! پس ( بيدرنگ ) پديد ميآيد.
سیاق آیات فوق بيانگر صحنهي اوّل ماجرا ست،كه در اين صحنه پيام الهي به مريم ابلاغ ميشود، از كلمات «يُبشرِّكِ، وجيهاً، مُقرّبين و مِنَالصّالِحين» كاملاً واضح و آشكار است كه ضمن بشارت دادن به مريم با بر شمردن مجموعه ويژگيهاي عيسي(ع) به نوعي مريم دلداري داده ميشود، كه اين امر به فرمان الهي صورت پذيرفته است.
«اذا قضي امرا فانما يقول له كن فيكون» آل عمران (47).
صحنهی دوّم:
2 ـ در آيات (16 الي 28) سورهي مريم، ضمن برشمردن و توصيف موقعيت عبادي مريم و كنارهگيريش از جامعه جهت انجام عبادت، صحنهي دوّم به تصوير كشيده ميشود. كه در اين صحنه جبرئيل به صورت مردي خوش سيما ظاهر ميشود كه مريم از ديدن او هراسان شده و از سوء قصد او به خداوند پناه ميبرد. این صحنه، صحنهی تحقیق امر الهی وباردار شدن مریم، و تولّد عیسی وزبان گشایی او به دفاع از مادرش و پیام رسانی رسالت آینده رابیان میکند.که آیات (22) به بعدتوضیح پایانی این صحنه است.
«وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَاناً شَرْقِيّاً» مریم/16
( اي پيغمبر ! ) در كتاب (آسماني قرآن، اندكي) از مريم سخن بگو : آن هنگام كه در ناحيه شرقي ( بيتالمقدّس براي فراغت عبادت) از خانوادهاش كناره گرفت.
« فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَاباً فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِيّاً» مریم/17
و پردهاي ميان خود و ايشان افكند ( تا خلوتكدهاش از هر نظر براي عبادت آماده باشد، در اين هنگام) ما جبريل (فرشته) خويش را به سوي او فرستاديم و جبريل در شكل انسان كامل خوش قيافهاي بر مريم ظاهر شد.
«قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيّاً» مریم/18
( مريم لرزان و هراسان ) گفت : من از ( سوء قصد ) تو، به خداي مهربان پناه ميبرم. اگر پرهيزگار هستي ( بترس كه من به خدا پناه برده و او كس بيكسان است ).
« قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَاماً زَكِيّا»ً مریم/19
( جبريل ) گفت : ( مترس كه من يكي از فرشتگان يزدانم و ) پروردگارت مرا فرستاده است تا ( سبب شوم و ) به تو پسر پاكيزهاي ( از نظر خلق و خوي و جسم و جان ) ببخشم.
« قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيّاً » مریم/20
( مريم ) گفت : چگونه پسري خواهم داشت، در حالي كه انساني ( از راه حلال ) با من نزديكي نكرده است، و زناكار هم نبودهام ؟ !
« قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْراً مَّقْضِيّاً» مریم/21
(جبريل ) گفت : همان گونه است ( كه بيان داشتي. امّا ) پروردگار تو گفته است اين ( كار، يعني دادن فرزند بدون پدر) براي من آسان است. ( انجام اين امر ) به خاطر آن است كه (ميخواهيم ) او را معجزهاي براي مردمان كنيم، و ( وي را براي بندگان مخلص ) رحمتي از سوي خود سازيم. ديگر كار انجام يافته است ( و جائي براي بحث و گفتگو نمانده است ).
« فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَاناً قَصِيّاً» مریم/22
( مشيّت خدا تحقّق يافت و مريم ) بدو باردار شد و با جنين (خود عيسي ) در مكان دوردستي گوشه گرفت.
«فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْياً مَّنسِيّاً» مریم/23
درد زايمان او را به كنار تنه خرمابني كشاند ( تا هم بدان تكيه زند و هم خويشتن را از ديد مردمان پنهان دارد. انديشيد كه خانوادهاش و خويشان و بيگانگان نسبت بدو چه خواهند گفت. اندوه و هراس سراسر وجود پاك او را فرا گرفت. گريان و نالان ) گفت : كاش ! پيش از اين مرده بودم و چيز ناقابل فراموش شدهاي بودم.
« فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيّاً » مریم/24
( جبرئيل ) از پائين او، وي را صدا زد ( و گفت كه از تنهائي و نبودن خوردني و نوشيدني، و از اين كه مردم چه خواهند گفت) غمگين مباش. پروردگارت پائين ( تر از) تو چشمهاي پديد آورده است ( و روانش كرده است).
«وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيّاً» مریم/25
تنه خرما بن را بجنبان و بتكان، تا خرماي نورس دست چيني بر تو فرو افكَنَد.
«فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْناً فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيّاً » مریم/26
پس ( از اين خرماي شيرين ) بخور و ( از آن آب گوارا ) بياشام و ( به اين فرزند دلبند و معجزه خداوند ) چشم را روشن دار، و هرگاه كسي را ديدي ( و در اين زمينه از تو توضيح خواست با اشاره بدو بفهمان و ) بگو : كه من براي خداي مهربان روزه ( سكوت و خودداري از گفتار ) نذر كردهام، و به همين دليل امروز با انساني سخن نميگويم.
« فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيّاً» مریم/27
مريم او را در آغوش گرفت و پيش اقوام و خويشان خود برد. آنان گفتند : اي مريم ! عجب كار زشتي كردهاي !
صحنهی سوّم:
3 ـ در سورهی تحريم طبق رأي و نظر سيدقطب، پرده و صحنهي سوم رقم ميخورد و تحقق امر الهي توسط جبرئيل بيان ميشود.
« وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ » تحريم/12
همچنين خداوند (از ميان مؤمنان، دومين الگو ) مريم دختر عمران را مثل زده است كه دامن به گناه نيالود و خود را پاك نگاه داشت، و ما از روح متعلّق به خود در آن دميديم، و او سخنان پروردگارش و كتابهايش را تصديق كرد، و از زمره مطيعان و فرمانبرداران خدا بود.
امّا در آیهی (91) سورهي انبياء، هر دو به يك سياق آمدهاند و آيهی (12) سوره تحريم ميتواند پايان بحث امر و دستور الهي جهت بخشيدن پسري بر مريم باشد. (والله اعلم).
« وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ» انبیاء/91
(همراه با قصّه اين پيغمبران و خوبان، ياد كن سرگذشت مريم،) زني را كه (ازدواج نكرد و) دامان خويش را ( از آلودگي به بيعفّتي ) كاملاً پاك نگاه داشت، و ما از روح متعلّق به خود در وي دميديم، و او و فرزندش (مسيح) را نشانه بزرگي براي جهانيان قرار داديم. (چرا كه زني را بدون شوهر حامله كرديم و پسري را بدون پدر ديده به جهان گشوديم، و تغيير اسباب و مسبّبات را به عنوان دليلي بر قدرت خدايانه خود به مردمان نموديم و متوجّهشان كرديم كه آفريننده قوانين و سنن حاكم بر جهان، هر وقت كه بخواهد ميتواند قوانين و سنن را دگرگون كند).
نكات تفسيري آيات 42 و 45 آل عمران
1- «اصطفاء»، كه در آيهی « 42 »مطرح شده، گزينش مريم براي خدمت در بيتالمقدس است. اگر چه اين عمل به مردان اختصاص داشته، و در قولي ديگر گزينش او براي عبادت بوده است.بنابراین کلمهی «اصطفاء» این دو معنی را می رساند.
2-« اصطفای» دوّم، در آيهی، گزينش و انتخاب مريم براي زاييدن و به دنيا آوردن پسري است،بدون طي نمودن روال متعارف و معمول در زايمان و روابط زناشويي. خداوند براي دريافت نفخهي مستقيم، مريم را انتخاب ميكند تا آن نفخهي رّباني را به همان شيوهاي كه آدم نخستين دريافت داشت، برگيرد. تا خداوند معجزهي خويش را به بشريت عرضه نمايد.
3- امّا« تطهير» در آيه دو معنا را در بردارد:
الف- طهارت و پاكي از حيض و نفاس، كه زنان برابر سنّت الهي و روال طبيعي به آن گرفتار ميشوند، چون حضور دائمي او در محراب، مقتضي اين پاکی بود.
ب- طهارت به معناي تطهير معنوي، كه عبارتست از دوري از اخلاق و صفات ناپسند، همچنين گزينش مريم و برتري او بر زنان عالم در قسمت پاياني آيه، دفاعي است كه قرآن از عيسي مسيح، در مقابل تهمتهاي نارواي يهوديان به عمل آورده است. زيرا يهوديان به خاطر اين زايمان غيرمعمول به مريم تهمت زده و او را به« زنا »متهم نمودند.
موضوع بارداري مريم و زاييدن و زندگي فرزندش عيسي، از مسايل پر سر و صداي تاريخ بشر است؛ و تعبيرات گوناگون و تأويلات ناصحيحي از آن شده است و از نسبتهاي افترا آميز «يهوديان» هم به دور نبوده، يكي از آن تعبيرات ناصحيح و كفرآميز آنان، نسبت به عيسي (ع) و مادرش بيپدر به دنيا آمدن آن پيغمبر است. بر همين اساس در قرآن راجع به حيات و ولادت مسيح و مراحل بارداري و پرورش و تولّد مادر مسيح، توضيحات مبسوط و مفصلي آمده است. كه دربارهي هيچ يك از انبياي الهي و حتي پيامبر اسلام (ص) بيان نشده است. اين توضيحات بيشتر براي ردّ تعبيرات نادرست و ناشايستهاي است كه از جانب دشمنان صورت پذيرفته است.
4- در مورد كلمهی «ملائكه» در آيهي (45 )نظرات و آراي مفسّرين يكسان نيست، برخي از مفسّرين بر اين رأي هستند كه مراد از ملائكه جبرئيل است با توجّه به آيهي (17 و 21 )سورهی مريم. امّا ذكر آن با صيغهي جمع به خاطر اين است كه جبرئل، مسؤول ملائكه است. تفسير الميزان دليل جمع بودن لفظ ملائكه را تعظيم بيان ميكند، و اظهار ميدارد چنين شيوهاي در محاوره معمول متداول است چنانچه گويند: «مردم به او گفتند» با اين كه ممكن است يك نفر از آنان سخن گفته باشد. كه اين جمع به خاطر تعظيم صرف است. نظير آن در قصّهي زكريا (ع) به همين روال گفتگو صورت ميپذيرد در آيهی( 39 )آل عمران در ابتدا نداء به ملائكه نسبت داده و ميفرمايد: «çmø?y$oYsù èps3Í´¯»n=yJø9$#» يعني ملائكه زكريا را ندا دادند و سپس آن را به صورت مفرد درآیهی (40) تعبير نموده است و فرموده است «قالَ كَذلِكَ اللهُ يَفعَل مَا يَشَاء.» يعني او به ذكريا گفت…
ابن جرير، هم بر اين رأي است كه استعمال لفظ جمع براي مفرد متداول در ميان اعراب بوده است. مثلاً گفته ميشود «رَكِبَ السُّفُنَ» سوار بر كشتيها و سفينهها شد، در صورتيكه يك نفر سوار يك كشتي شده است.
امّا صاحبالمنار، ضمن نقل رأي و نظر مفسّران ديگر از جمله ابن جرير، اظهار ميدارد: ظاهر آيه جمعي از ملائكه را بيان ميكند، در صورتي كه جبرئيل مأمور وحي، يكي است، و جايز نيست مفاهيم قرآني را حمل بر تأويل كنيم، مگر اين كه چنين استعمالي در ميان اعراب اكثر و اظهر باشد. چون تأويل كلام خداوند بر اقليت گفتاري در ميان زبان عرب جايز نيست. بنابراين مراد از ملائكه همان «روح» است چنانچه در آيهی (17) سورهی مريم آمده است. و ذكر آن با لفظ جمع درسورهی آل عمران احتمال آن دارد همراه جبرئيل كسي ديگر بوده باشد.
5- مراد از «كلمه» درآیهی (45) آل عمران چيست؟
درمورد «كلمه»، ديدگاه مفسّرين مختلف است، هر چند نقاط مشتركي هم در آراء ايشان وجود دارد. كه همگي در يك معني واحد به هم ميرسند.امّا جامعترين تفسير، براي واژهی «كلمه» تفسيري است كه صاحبالمنار ارائه ميدهد و تا حدودي آراءو نظرات ساير مفسرين را در بر ميگيرد. ايشان در اين مورد اظهار ميدارد: لفظ «كلمه»، چهار معني را در برميگيرد:
1- مراد از«كلمه»، كلمهي تكوين (كُن) است، نه كلمهي خلق، چون هر چيزي در نظام هستي در گروكلمهي تكوين است، و آيهی( 82) سورهي ياسين گوياي اين واقعيت است. ولي اين كه چرا كلمهي تكوين به عيسي تعلق ميگيرد، چون بر اساس سنت الهي، عادت و روش معمولي هر چيزي در نظام هستي بر اساس اسباب و سبب صورت ميپذيرد. خلق مسيح هم مقتضي روال طبيعي و باردار شدن مادرش ميباشد، كه عبارت از تلقيح «مني» در رحم است، كه سبب شكلگيري «جنين» ميگردد: لذا امر شكلگيري خلقت عیسی (ع) بر اساس امر خداوند كه همان «كلمه» است، صورت ميگيرد.
2- لفظ «كلمه» بر مسيح اطلاق ميشود، با توجّه به اشاره و مژدهي پيامبران قبلي.
3- لفظ «كلمه» بر مسيح، اطلاق می شود، جهت توضيح اضافي كلام خداوند است. چنانچه در ترفيع برخي از سلاطين به «ظِلُّ الله و نُورُالله» به دليل عدل، به نور و احسان وصف ميشوند. بنابراين عيسي سبب ظهور كلام خدا ميگردد.
4- مراد از «كلمه» مژدهی بشارت به مادر عيسي، مريم است، چنانچه در قرآن آمده است « و كَلِمتُهُ اَلْقاها اِلي مَرْيَم» مژدهي خداوند به مريم: ملائكه به مريم گفتند به شما مژده ميدهيم به پسري كه اسمش مسيح، عيسي پسر مريم است.
نكات تفسيري آيات سورهي مريم:
1- كلمهي «اِنتَبَذَ» به معناي از مردم كناره گرفته است؛ و كلمهي «حجاب» به معناي هر چيزي است كه چيزي را از غير بپوشاند. لذا از سياق آيه و كلمه بر ميآيد كه مريم خود را از اهل خويش پنهان داشته و از آنها كنارهگيري نموده است، تا قلبش فارغتر براي اعتكاف و عبادت شود.
2- كلمهي «فَتَمَثَّل» : از ظاهر آيه بر ميآيد كه فاعل كلمه« فَتَمَثَّلَ»، ضمیري است كه به «روح» برميگردد پس روحي كه به سوي مريم فرستاده شده بود، به صورت بشر نمايان گرديد. و معناي تَمَثّل، تجسّم، به صورت بشر اين است؛ كه در حواس و بينايي مريم، به صورت مردي خوشسيما ظاهر شده، چون ظاهر شدن به صورت ملائكه، سبب ترس و هراس او ميشد.
3- امّا آيا واژهي «رُوُحُنا» در سورة مريم همان روحنا در سورة تحريم است؟ و آيا مدلول و مفهوم آنها يكي است. آنچنان كه از ظاهر آيات بر ميآيد، آنها دو چيز مختلف و جداي از هم هستند. روحنا در سورة مريم جبرئيل بوده، كه روحالامين است. امّا در سورهي تحريم «روحي» است، كه خداوند از آن در آدم دميده است.
نتیجه گیری :
از سه صحنهی مستقل و مکمّل در رابطه با «مریم» در قرآن به این نتیجه میرسیم که منتقد از درک صحنهها و ربط آنها با هم ناتوان مانده است. در نتیجهی ضعف درک پیام، توهّم «تناقض» در اندیشه اش شکل گرفته و آن را بروز داده است. صحنهها مستقلاند یعنی هر کدام در برههای از زمان صورت گرفته است؛ و مکمّل هم میباشند یعنی یکی پس از دیگری به روی صحنه آمده و یک پروژهی واحد را دنبال میکنند و آن هم تولد «عیسی» بدون روال و سنت جاری در میان انسانهاست. صحنهی اوّل، ابلاغ پیام به «مریم» و در صحنهی دوّم، ظهور انسان «جبرئیل» بوده، و صحنهی سوم دمیدن نفخه در «مریم» است. لذا اگر در یکی از صحنهها فرشتگان به صورت جمع مطرح شدهاند، خللی در مأموریت ایجاد نکرده و تناقضی در بیان قرآن نیست، هر چند جمع بودن ملائکة یقینی نیست.
منابع و مراجع:
1ـتفسیرفی ظلال،دکترمصطفی خرم دل،نشراحسان،سال1387
2ـ تفسیرنور، دکترمصطفی خرم دل،نشراحسان،سال1386
3ـ تفسیرالمراغی،مصطفی مراغی،داراحیاءالتراث العربی، بیروت
4ـ تفسیرالمنار،رشیدرضا،دارالفکر،بیروت
5ـ تفسیرالمیزان،محمدحسین طباطبایی،محمد جوادحجتی کرمانی،نشرفرهنگی رجا,1366
6ـ خلقت انسان،دکترسحابی،نشر سهام
سایر تناقضات : تناقضات قرآنی یا وسوسههای شیطانی پاسخ به شبهات وارده بر قرآن



