مسجد و توطئه عليه آن در طول تاریخ
مسجد و توطئه عليه آن در طول تاریخ
نویسنده:
دشمني و عداوت با اسلام و جنگ طلبي عليه مسلمانان تاريخي طولاني به درازاي تاريخ مبارك اسلام دارد. از هنگامي كه پيامبرh دعوت خويش را فرياد زد، دشمنان قد علم كرده و به مبارزه با آن پرداختند، زيرا با گسترش دين اسلام ديگر جايي براي حكومت ظالمان و زورگويان وجود نخواهد داشت.
آري! از همان آغاز ظهور، مشركان مكه شروع به آزار و اذيت و شكنجه ي گرويدگان به دين جديد! كردند، منافقان و يهوديان در مدينه، براي نابودي دين اسلام، دست به نيرنگ و توطئه زدند، مسيحيان مشرك و متعصب در سال 1099 ميلادي در بيت المقدس هفتاد هزار مسلمان را به شهادت رساندند و قدس را با خون رنگين كردند.[1] مغولان خونخوار، تحت حمايت و به دستور صليبيها ـ به عنوان حمله صليبي مغول ـ در قرن سيزدهم ميلادي، به سرزمينهاي حكومت اسلامي حمله كرده و بيش از 1،600،000 هزار مسلمان بيگناه را از دم تيغ گذراندند، در طول چهار قرن مسيحيان اروپا، چند ميليون مسلمان را از پاي در آوردند1! حاكمان سفّاك و جنايتكار كمونيست ـ استالين و لنين در روسيه و ماوتسي تونگ در چين ـ شروع به تهديد و ارعاب و تعذيب مسلمانان نمودند و هزاران نفر در بوسني و هرز گوين، كوزوو، چچن و… فقط به جرم مسلمان بودن كشته شدهاند!
آري! دشمنان اسلام، در هر زمان و مكاني، ميكوشند تا به هر شكلي ضربهاي بر پيكرهي اين دين وارد كنند و آن را ضعيف سازند، ميخواهند خدا و دين و آيين يكتاپرستي و عبادت را از زندگي مؤمنان حذف كنند، تا خود بتوانند بر تمام دنيا حكمراني كنند و برنامه و روش و افكار نادرست خود را بر جوامع جهان حاكم سازند.
اما تاريخ به همگان نشان داد كه هيچ قدرتي قادر به شكست دادن قدرت ايمان نيست.
به همين خاطر راه ترويز در پيش گرفتند و با نيرنگ و فريب شروع به نابود كردن دين خدا نمودند!
وارثان اين خونخواران تاريخ، همان كساني هستند كه امروزه نقاب به چهره، گرگ صفت و با لباس ميش ، با نامهاي دمكراسي و حقوق بشر و…. حمله را آغاز كردهاند و دست دوستي را در روز دراز كرده تا خنجر دشمني را در شب بر قلب اسلام فرو كنند!
آري! دشمني با اسلام از روز اول آغاز شد و پايان نخواهد پذيرفت.
توطئه براي مسجد
يكي از نقشه هايي كه دشمنان براي مبارزه با دين خدا كشيدند، ضربه زدن به قلب امت اسلامي يعني مسجد بود، آنان به ارزش مسجد و نقش والاي آن در تربيت افراد آگاهند، به همين خاطر با تمام امكانات خويش ميكوشند، آن را از بين ببرند.
خداوند متعال نيز اين توطئه را بر ملا ميسازد و مسلمانان را آگاه ميكند كه آگاه باشيد: افرادي در صدد تخريب مساجد و ريشه كن كردن نام خداوند در آنها هستند؛
[وَ مَنْ أظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللهِ أنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَ سَعَى فِي خَرابِهَا اؤلَيِكَ مَا كَانَ لَهُم أنْ يَدْخُلُوَها إلاَّ خَائِفِينَ لَهُم فِي الدُّنيَا خِزْيٌ وَ لَهُم فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ] بقره/114
«و چه كسي ستمگرتر از كساني است كه نگذارند در مساجد و اماكن عبادت خدا، نام خدا برده شود و در ويراني آنها بكوشد؟شايسته اينان نبود كه چنين كنند بلكه ميبايست جز خاشعانه وارد آنها نشوند، بهره ي آنان در دنيا رسوايي و در آخرت عذاب بزرگي است»
حقيقتاً كه ظالمترين افراد كساني هستند كه به مخالفت و جنگ با خداوند زره پوشيدهاند! كساني هستند كه خدا دوستان را از راه يكتاپرستي منحرف ميكنند و زبانشان را به خاطر آوردن نام خداوند ميبرند! كساني هستند كه خانههاي خداوند را از نام خداوند پاك ميكنند و هميشه مشغول ضربهزدن و نقشه كشيدن براي نابودي مساجد هستند.
«هيچ كس ستمگرتر از شخصي نيست كه نگذارد مردم عبادت خدا را در خانههاي خدا به جا آورند و يا در صدد تخريب مساجد برآيد و همانطور كه روميها بيتالمقدس را ويران كردند و يا اين كه سعي كند عبادت در آن متوقف شود، همانطور كه كفار قريش چنين كردند.»1
اين دشمنان ميكوشند كه نام و ياد خداوند را در مساجد منع كنند زيرا هر جايي ذكر و ياد خداوند باشد، نشاندهندهي وجود افراد مؤمن و متدين و نشاندهندهي گسترش شعلههاي ايمان و نشاندهندهي وجود قدرت ايمان است و ايشان را ياراي مقابله با قدرت ايمان نيست.
[وَ سَعي فِي خرابِهَا] كوشش در تخريب مسجد ميتواند چند معني داشته باشد؛ يك تخريب بناي مسجد و از بين بردن آن مكان مقدس است، تا اينكه مسلمانان با يكديگر جمع نشوند و وحدت نيابند و دشمنان راحت تر آنان را قلع و قمع كنند!! همانطور كه اسرائيل غاصب در غزه چنين كرد.
معني ديگر ميتواند مربوط به از بين بردن ارزش و اعتبار آن در جامعه و پايين آوردن تقدس آن باشد، تا اينكه جوانان را خام كنند و نا آگاهان را فريب دهند و از مسجد ـ جايگاه تربيت ـ دور سازند و آنان را به به مقلد و طرفدار خود!! تبديل كنند؛ و مفهوم آن ميتواند گستردهتر باشد و به معني از بين بردن و جلوگيري كردن از فعاليت و نقش مسجد در جهت تربيت افراد باشد، آري! مشركان ميدانند كسي كه در مسجد تربيت و با نيروي ايمان تجهيز شده باشد، سدّي پولادين در برابر حملههاي آنان خواهد بود، به همينخاطر دشمنان اسلام با تبليغات و فعاليتهايخود ميخواهند نقش سازندگي مسجد را تخريب كنند و با اين كار از تشكيل نيروي ايمان و افرادي متعهد و جامعه اي پويا و متدين جلوگيري كنند و قطعاً اين خرابي و تخريب بسيار خطرناكتر از تخريب بناي مسجد است، زيرا تخريب يك كشور ـ در صورت وجود افراد لايق و سازنده ـ بعد از مدتي به آباداني تبديل ميشود، اما نبود افراد متعهد و مسؤول و سازنده، كشوري آباد را بعد از مدتي به ويرانه تبديل خواهد كرد.
آري! دشمنان ميدانند كه نميتوانند سپاه ايمان را نابود سازند، به همين خاطر نقشه شيّادانهاي طرح كردهاند كه نگذارند چنين افرادي ساخته شوند، توطئه كردهاند كه تربيت اسلامي از بين برود، تا همگان حلقه به گوش آنان باشند، بسيج شدهاند تا پايگاه دين خدا و مدرسه و آموزشگاه ايمانداران را نابود سازند!
امّا هرگز!
[يُرِيدُونَ أنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللهِ بِأفْوَاهِهِم وَ يَأبَى اللهُ إلاَّ أنْ يُتِمَّ نُورَةُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ] توبه/32
«آنان كه ميخواهند نور خدا را با (توطئهها و سخنان نارواي) دهان خود خاموش گردانند (و از گسترش دين جلوگيري كنند و اسلام را نابود سازند) ولي خدا جز اين نميخواهد كه نور (دين) خود را به كمال برساند (و حتماً اين دين به كمال ميرسد) هر چند كه كافران دوست نداشته باشند.»
بر ما لازم است كه مسجد را با حضور خود و عبادت و اعتكاف و ذكر و ياد و نام خداوند آباد كنيم و صفوف نماز جماعت را محكم تر و طولانيتر سازيم و اتحاد و برادري را در بين مسلمانان ايجاد كنيم و از تفرقه بپرهيزيم و مسجد را به مكاني تبديل كنيم كه افراد در آن تربيت و ساخته شوند و بارآيند و به افرادي تبديل شوند كه ايمان و خدمت به خلق در وجودشان شعله بزند. آري! بر ما لازم است كه مسجد را به مدرسهاي تبديل كنيم كه همه در آن آموزش ببينند، چگونه مؤمن باشند، چگونه به مردم خدمت كنند و چگونه در برابر نيرنگهاي دشمنان متعصب مقاومت كنند.
——————————————
نویسنده: مسجد جايگاه تربيت و دعوت/ نويسنده اسماعيل كسنزاني / نشر: آراس
[1]. ترور، اسلام، مكولاريسم، مؤلف علي باپير، مترجم كمال روحاني، صفحه 38
1. جهاد و دعوت، مؤلف محمد غزالي، مترجم عمر قادري، صفحه 101
1. صفوة التفاسير، جلد1، ص159،«چنان كه مشركان در روز حديبه با رسول خداh همين كار را كردند، آنگاه كه حضرت h و همراهانش را از ورود به مكه باز داشتند.» انوارالقرآن، جلد1، ص141



