تناقضات قرآنی – انسان از چه چیزی خلق شده است ؟
تناقضات قرآنی یا وسوسههای شیطانی پاسخ به شبهات وارده بر قرآن
تحقیق و پژوهش: محمد احمدیان
شبههي سیزدهم از تناقضات قرآنی
طرح شبهه
تناقضات قرآنی – انسان از چه چیزی خلق شده است ؟
از لختهی خون (سورهی96 آیات2-1)، از آب (سورهی21 آیهی30، سورهی24 آیهی45، سورهی25 آیهی 54)، «چیزی مانند سفال» (سورهی3 آیهی59، سورهی30 آیهی20 و سورهی35 آیهی11)
آیات مطرح در شبهه
1ـ « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ » [علق/2-1]
«(اي محمّد ! بخوان چيزي را كه به تو وحي ميشود. آن را بياغاز و) بخوان به نام پروردگارت . آن كه (همه جهان را) آفريده است. انسان را از خون بسته آفريده است.»
2- أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ [انبیاء/30]
«و هرچيز زندهاي را (اعم از انسان و حيوان و گياه) از آب آفريدهايم. آيا (درباره آفرينش كائنات نميانديشند و) ايمان نميآورند؟»
3- وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء [نور/45]
«خداوند هر جنبندهاي را از آب آفريده است (ولي با اين كه اصل همه آنها آب است ، داراي انواع گوناگون و استعدادهاي مختلف و طرز زندگي متفاوت شگفتانگيزي هستند)»
4- وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيراً [فرقان/54]
« خدا است كه از آب (مَني) انسانها را آفريده است و ايشان را به (دو گروه) ذُكور و إناث تبديل كرده است، و پروردگار تو همواره (بر انجام هر چه بخواهد) توانا بوده و هست.»
5- إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ [آلعمران/59]
« مسأله (آفرينش) عيسي براي خدا ، همچون مسأله (آفرينش) آدم است كه او را از خاك بيافريد، سپس بدو گفت: پديد آي! و (بيدرنگ) پديد آمد.»
6- وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ [روم/20]
« يكي از نشانههاي (دالّ بر عظمت و قدرت) خدا اين است كه (نياي) شما را از خاك آفريد و سپس شما انسانها (به مرور زمان زياد شديد و در روي زمين براي تلاش در پي معاش) پراكنده گشتيد.»
7- وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجاً [فاطر/11]
«خداوند (اصل) شما (آدم) را از خاك بيافريد، سپس شما (ذرّيّه آدم) را از نطفه خلق كرد، و آن گاه شما را به صورت زوجهاي (نر و ماده) درآورد.»
مقدمه
منتقد در مورد واژههای کاربردی «عَلَق»، همچنین «نُطفه»، «مَاء» و «تُرَاب» بدون عنایت به معانی لغات، بدون در نظر گرفتن رابطهی آنها با هم، و همچنین تفاوت مراحل خلقت و تقدیم و تأخیر مراحل خلقت در آیات، این گونه استنباط میکند. که خداوند دچار تناقضگویی شده است. –نَعُوذُ بِالله- غافل از اینکه از طرفی مراحل آنها متفاوت است؛ و از طرفی دیگر بین لغات از نظر معنی و روند شکلکیری آنها تفاوت چشمگیری بین «ماء» و «تراب» وجود دارد. و غافل از اینکه لغات و کلید واژههای آیات فوق در ردیف مستقل سیر تکاملی خویش را بدست میآورند و هر کدام زنجیرهای به هم پیوسته، و در عین حال مستقل هستند. مثلاً لغات: «مَاء»، «مَنِی»، «نُطْفَه» و «عَلَقَه» در یک زنجیرهی تکمیلی به دنبال هم قرار دارند، و لغات «تُراب»، «طِین» و «صَلْصال» از نظر معنی با هم یک زنجیرهی تکاملی همسویی دارند. که در طول بحث اشارهای بیشتر بدانها خواهیم نمود.
پاسخ به شبهه:
1-رابطه بین «ماء» و «نُطفه» رابطهی اصل و فرع است، یعنی «ماء» مطرح در آیات، کلیتی است که قرآن آن را به نام «مَنِی» نام برد، و نطفه بخشی از آن است، که پایه و اساس خلق از آن سرچشمه میگیرد. و نطفه خود حامل سلولهای زندهای است به نام «اسپرماتوزئید»، «Espermatozoid» که با «اوول»، «Ool» تخمک در آمیخته شده، و سپس در مرحلهای جدید، شکل تازهای به نام «عَلَقَه» به خود میگیرد. آیات (38-37) سورهی قیامت بیانگر این واقعیت است.
أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى * ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى [قیامت/38-37]
«آيا او نطفه ناچيزي از مني نيست كه (به رحم مادر) پرت و ريخته ميگردد؟ سپس به صورت خون لخته و دَلَمهاي درآمده است، و خداوند او را آفرينش تازهاي بخشيده است، و بعد اندام او را نظم و نظام و سر و سامان داده است؟»
2- واژههای «تُراب»، «طِین»، «صَلصَال» و «حَمَاءٍ مَسنُون» هم از نظر معنی ضمن اینکه از یک اصلاند، و دارای بار معنایی متفاوت هستند. چه رابطهای بین واژههای «مَاء» یا «نُطفه» و «عَلَقَه» در محور و زنجیرهی اوّل وجود دارد، همان تفاوت و همسویی در بین آنها هم وجود دارد. «تُراب» مادهی اوّلیهی خلقت انسان است، که برگرفته از محیط زیست او یعنی زمین است، و ترکیب آن با آب و رطوبت، شکل جدیدی و تعریف دیگری به خود میگیرد؛ به نام «طِین» در قرآن آمده است. و معنی فارسی آن «گِل» است. چسبندگی اساس و معیار برای شکلدهی «طِین» است، که در مرحله «تُراب» بدون رطوبت از چنان چسبندگی برخوردار نمیباشد و در آیه ذیل اشاره به این واقعیت است.
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ [سجده/7]
«آن كسي است كه هر چه را آفريد، نيكو آفريد، و آفرينش انسان (اوّل) را از گِل آغازيد.»
فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ [صافات/11]
«(به منكران بعث و قيامت بگو و) از ايشان پرس و جو كن كه آيا آفرينش (دوباره) ايشان سختتر و دشوارتر است يا آفرينش (آسمانها و زمين و فرشتگان و ساير) چيزهائي كه آفريدهايم؟ ما كه ايشان را از گِل چسبنده ناچيزي (در آغاز خلقت انسان) آفريدهايم (و بر آفرينش آنان توانا بودهايم. لذا سهل و ساده ايشان را بازآفريني ميكنيم و مشكلي در اين امر نميبينيم).»
طین در شرایط خاص و با گذشت زمان، از نظر رنگ و بُو دچار تغییر شده که قرآن این مرحله را «حَماءٍ مَسنُون» گِلی تیرهی گندیده، نام میبرد. و شاید این شرایط برای خالص شدن و چسبندگی و شکلگیری باشد. (والله أعلم) و در مرحلهی بعد از خشک شدن حالت و شکل جدید به خود میگیرد که قرآن آن مرحله را «صَلصَال» بیان میکند.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ [حجر/26]
«و ما انسان را از گِل خشكيده فراهم آمده از گِل تيره شده گنديدهاي بيافريديم.»
لذا خلقت انسان و الفاظ بکار گرفته شدهی قرآنی، که هر کدام بیانگر ویژگی و رسالت هدفمند میباشند. با توجّه به آیات میتوان در دو دسته، آن را دستهبندی نمود:
الف- «تُراب» منشأ اوّلیه خلقت انسان است، و تطورات و تغییرات آن «طِین»، «صَلصَال» و «حَماءٍ مَسنُون»، روندی است که دلالت به شکلگیری پیکر و جسم انسان اوّلیه «آدم حوّا» است. این روند شکلگیری کاملاً متفاوت از تداوم خلقت از طریق «نُطفِه» و «مَنِی» است. آیات (8-7) سورهی سجده که اشاره به این موضوع دارد، مراد از خلقت فرد فرد آدمیان از خاک نیست؛ بلکه مراد نوع «آدمی» است، که مبدأ و پیدایش همه به «گِل» منتهی میشود، چون خلقت اوّلیه «آدم» از آن است.
فرزندان «آدم و حوّا» از راه تکامل و تولد از پدر و مادر پدید آمدهاند و «نَسْلَهُ» و «سُلالَه» در آیهی (8) اشاره به این واقعیت است.
لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ * مَا نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَا كَانُواْ إِذاً مُّنظَرِينَ [سجده/8-7]
«آن كسي است كه هر چه را آفريد، نيكو آفريد، و آفرينش انسان (اوّل) را از گِل آغازيد. سپس خداوند ذرّيّه او را از عُصاره آب (به ظاهر) ضعيف و ناچيزي (به نام مَنِي) آفريد.»
ب- زنجیره دوّم، در خلقت انسان، و تداوم انسان از طریق تولد و زادو ولد است؛ و واژههای «ماء»، «مَنِی»، «نُطفَه» و «عَلَقَه» اشاره به این موضوع دارد. روند تکاملی «نُطفَه» به «عَلَقَه» و «مُضغَه» در آیات (14-12) سورهی مؤمنون و آیهی (5) سورهی حجّ اشاره به یک نکتهی اساسی و محوری در خلقت انسان و پیوند او با زمین و فراوردههای آن دارد. منظور از اینکه در آیات فرمود شما را از «خاک» و «عصارهی خاک» خلق کردیم. این است که خلقت انسان سرانجام منتهی به زمین خاکی میشود؛ از طرفی خلقت اوّلیه آدم از خاک است.
حال چون مراتب تکوین و پیدایش انسان چه در مرتبهی «نُطفَه» و چه «عَلَقَه» و چه «مُضغَه» و چه مراتب بعد از آن، از مواد غذایی زمین است، و زمین تأمین کننده مواد غذایی «پدران» و «مادران» بوده و در «صُلب پدر» عصارهی مواد غذایی شکل گرفته؛ و در «رَحِم مادر» رشد یافته و سبب تولد و تداوم حیات انسان گردیده است. پس پیدایش انسان در هر دو منظر به زمین و عناصر آن برمیگردد. که «سُلالِه مِنْ طِین» بیانگر این اصل قرآنی است.
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ [مؤمنون/12]
«ما انسان را از عُصارهاي از گِل آفريدهايم.»
ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ [مؤمنون/13]
«سپس او را به صورت نطفهاي درآورده و در قرارگاه استوار (رحم مادر) جاي ميدهيم.»
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَاماً فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ [مؤمنون/14]
«سپس نطفه را به صورت لخته خوني، و اين لخته خون را به شكل قطعه گوشت جويدهاي، و اين تكّه گوشت جويده را بسان استخوانهاي ضعيفي درميآوريم، و بعد بر استخوانها گوشت ميپوشانيم، و از آن پس او را آفرينش تازهاي بخشيده و (با دميدن جان به كالبدش) پديده ديگري خواهيم كرد. والا مقام و مبارك يزدان است كه بهترينِ اندازهگيرندگان و سازندگان است.»
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ [حجّ/5]
«اي مردم ! اگر درباره رستاخيز (مردگان و زندگاني دوباره ايشان) ترديد داريد، (بدين نكته توجّه كنيد تا به گوشهاي از قدرت الهي پي ببريد و به خود آئيد:) ما شما را از خاك ميآفرينيم، سپس (اين خاك پيش پا افتاده را) به نطفه، و بعد ( نطفه، اين پديده اسرارآميز فراهم آمده از اِسْپِرم مرد و اُووِل زن را) به خون بسته (زالو مانند)، و پس از آن (اين خون بسته را به چيزي شبيه) به يك قطعه گوشت (جويده شده) در ميآوريم كه برخي (كامل و تامّ الخلقه و) بسامان، و برخي (ناتمام و ناقصالخلقه و) نابسامان است. (همه اينها) بدين خاطر است كه براي شما روشن سازيم (كه ما بر آفرينش و تغيير و تبديل و هرگونه كاري، از جمله زندگي دوباره بخشيدن توانائيم). ما جنينهائي را كه بخواهيم تا زمان خود در رحمها نگاه ميداريم و آن گاه شما را به صورت كودك (پسر يا دختر، از شكم مادران) بيرون ميآوريم، سپس (شما را تحت نظارت و رعايت خود ميپائيم) تا به رشد جسماني و عقلاني خود ميرسيد.»
4- از تفاوت واژههای کاربردی در مورد خلقت، تفاوت جایگاه و عمل شکلگیری آنها هم محرز میشود. در واژه های «تُرَاب» و «طِین» تنها اشارهای کلی به مواد اوّلیه میکند بدون عمل رشد و تکامل آن همانند آیات زیر:
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ [حِجر/26]
«و ما انسان را از گِل خشكيده فراهم آمده از گِل تيره شده گنديدهاي بيافريديم.»
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ [سجده/7]
«آن كسي است كه هر چه را آفريد، نيكو آفريد، و آفرينش انسان (اوّل) را از گِل آغازيد.»
فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ [صافات/11]
«(به منكران بعث و قيامت بگو و) از ايشان پرس و جو كن كه آيا آفرينش (دوباره) ايشان سختتر و دشوارتر است يا آفرينش (آسمانها و زمين و فرشتگان و ساير) چيزهائي كه آفريدهايم؟ ما كه ايشان را از گِل چسبنده ناچيزي (در آغاز خلقت انسان) آفريدهايم (و بر آفرينش آنان توانا بودهايم. لذا سهل و ساده ايشان را بازآفريني ميكنيم و مشكلي در اين امر نميبينيم).»
امّا واژههای «ماء»، «مَنِی»، «نُطفَه» و «عَلَقَه» که دارای مراحل تکامل و رشد در خلقت انسان را میرساند، صرف نظر از اینکه مرحلهی جدید از خلقت را بیان میکند، مکان استقرار و رشد آن را در آیات زیادی از قرآن بیان میکند، و از تفاوت زیستگاه و پرورشگاه این سلول زنده پی میبَریم، آیات مطرح در شبهه توسط منتقد هر کدام پیامی خاص در بردارند، و در کلیهی آیات اشاره به «قَرَارٍ مَکین» میکند محل رشد «نُطفه» است، که همان «رَحِم» مادر میباشد؛ و با آیات دستهی اوّل یعنی «تُراب» و «طِین» تفاوت آشکار دارند.
ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ [مؤمنون/13]
«سپس او را به صورت نطفهاي درآورده و در قرارگاه استوار (رحم مادر) جاي ميدهيم.»
أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى * ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى [قیامت/38-37]
««آيا او نطفه ناچيزي از مني نيست كه (به رحم مادر) پرت و ريخته ميگردد؟ سپس به صورت خون لخته و دَلَمهاي درآمده است، و خداوند او را آفرينش تازهاي بخشيده است، و بعد اندام او را نظم و نظام و سر و سامان داده است؟»
أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ * فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ [مرسلات/21-20]
« آيا ما شما را از آب حقير و ناچيزي (به نام مني) نيافريدهايم؟ و آن را در جايگاهي استوار قرار دادهايم (كه رحم مادر است و آن اندازه مناسب و جالب و عجيب است كه هر انساني را در شگفتي فرو ميبرد).»
5- آیات مطرح در شبهه، ضمن اشتراک در یک پیام واحد، آن هم منشأ خلقت انسان است، چه خلقت اوّلیهی انسان که از خاک است، و چه تداوم خلقت از طریق «نُطفه» ولی هر کدام دارای پیام خاص میباشند:
الف-آیهی (2-1) سورهی علق، اشاره به خلقت انسان در نطفهی آویخته به دیوارهی رَحِم است. که زندگی انسان از این زیستگاه کوچک و ساده آغاز میشود، و رشد و تکامل پیدا میکند.
ب- آیهی (59) آلعمران، اشاره به خلقت عیسی (ع) است، که اهل کتاب در مورد آن به مجادله و مناظره پرداختند، در صورتی که پیرامون خلقت «آدم» که فاقد پدر و مادر و از خاک خلق شده بود، سر تسلیم فرود آوردند. قرآن در این مقایسه خِرد اهل کتاب را به چالش میکشد تا خلقت عیسی(ع) را به آنان تفهیم نماید.
ج- آیهی (20) سورهی روم، اشاره به عظمت الهی است، پس از خلق آدم از خاک، پس به مرور زمان از طریق زاد و ولد و شکلگیری «نُطفه و عَلَقَه» افزایش یافته و پراکنده گشتهاند.
د- آیهی (11) سورهی فاطر اشاره به مراحل تکامل سه گانهی خلقت انسان دارد.
مرحلهی اوّل، خلق آدم از خاک؛
مرحلهی دوّم، ایجاد و شکلگیری نطفه در صُلب آدم؛
مرحلهی سوّم، خلق زوجهای نر و ماده از نطفه و تداوم نسل انسان؛
فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ * خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ * يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ [طارق/7-5]
«انسان بايد بنگرد و دقّت كند كه از چه چيز آفريده شده است؟! او از آب جهنده ناچيزي آفريده شده است. (و پس از رشد كامل در رحم) از ميان پشت و استخوانهاي سينه (مادر ميگذرد و) بيرون ميآيد.»
ه-آیهی (54) سورهی فرقان، اشاره به دو گانگی «نر و ماده» در خلقت، از یک مادهی واحد به نام «مَنِی» است. و در نتیجهی «نَسَب» و «صِهر» سبب تداوم نسل بشریت و توسعهی خویشاوندی است. و این امر به اراده و خواست خداوند سبحان صورت میگیرد.
و- آیهی (54) سورهی نور، اشاره به خلقت تمام جانداران است، که مبدأ خلقت تمام آنها «آب» است، و در عین حال وضع هر حیوانی با حیوان دیگر متفاوت است. بعضی روی شکم میخزد، و بعضی با دو پا و بعضی با چهارپا، با تفاوتهای متفاوت زیستی.
ز- آیهی (30) سورهی انبیاء، اشاره به این نکته اساسی دارد که «آب» دخالت تامی در هستی کلیهی موجودات زنده دارد، چه اشاره به پیدایش حیات در سواحل دریاها، رودخانهها، و چه اشاره به اینکه قسمت أعظم بدن انسان و حیوانات، از آب تشکیل شده است.
نتیجهگیری:
منتقد با طرح آیات بیان شده در شبهه، بدون توجه به معانی واژههای مطرح در آیات، و بدون توجه به رابطهی معانی آنها با هم، و بدون توجّه به دو محوریت مستقل ولی مکمل واژههای «تُراب»، «طِین»، «ماء»، «مَنِی»، «نُطفَه» و «عَلَقَه» چنین برداشت نموده که با توجّه به اختلاف معانی واژههای کاربردی، قرآن دارای تناقض است. خداوند در نزول آیات و سیاق آیات این چند گانگی را نادیده گرفته و یا متوجّه آنها نشده است، در صورتی که با تفکیک معانی کاربردی آیات و سیر تکاملی آنها هر کدام در جایگاه خود، دارای بار معنایی خاص هدفمند میباشند؛ و این منتقد است با درک کم از آیات دُچار وارونهنگری در فهم آیات شده است. و فاقد فهم درست از آیات قرآن است. البته احتمال این را هم میرساند که منتقد مفاهیم را درک نموده باشد، ولی از روی عناد سعی در فریب و گمراه نمودن دیگران را داشته باشد.
منابع و مراجع:
تفسیرفی ظلال،دکترمصطفی خرم دل، نشراحسان، سال1387
تفسیرنور، دکترمصطفی خرم دل، نشراحسان، سال1386
تفسیر کشّاف، علّامه زمخشری، انصاری، نشر ققنوس، سال 1389
تفسیر المیزان، حسینی طباطبائی، سید محمدباقر موسوی همدانی، مرکز نشر فرهنگی رجاء، چاپ دوم، سال 1366
فرهنگ معین، دکتر محمد معین
قرآن مجید تکامل و خلقت انسان، دکتر یدالله سحابی، شرکت سهامی انتشار،1387
سایر تناقضات قرآنی : تناقضات قرآنی یا وسوسههای شیطانی پاسخ به شبهات وارده بر قرآن

