معماری
خانه ---> اندیشه ---> برخی از اندیشه های سياسی امام مودودی

برخی از اندیشه های سياسی امام مودودی

برخی از اندیشه های سياسی امام مودودی


حكومت از ديدگاه اسلام


موضوع بحث ما، «حكومت مسلمانان نيست» بلكه «حكومت اسلامي است». همان اسلامي كه مجموعه ديانت، اخلاق و اصول تمدن فاضله است. اين اسلام ميراث ما يا ميراث آباء و اجداد ما و يا ميراث يك فرد و يا گروه خاصي نيست. هيچ كس مجاز نيست آن را در انحصار خود درآورد. اين اسلام پيوند و خويشاوندي مخصوص با هيچكس ندارد. هر كس به اصول و ضوابط آن اعتراف كند و آنها را به اجرا درآورد، او پرچمدار اسلام است. از هر نژاد باشد، كفش دوز يا سپور هم ميتواند، امام و رهبر عجم و عرب و سادات باشد. كساني كه چهارده قرن در خاندان و محيط زندگي آنان اسلام حاكم و نافذ بوده است، اگر امروزه از اصول و ضوابط اسلام منحرف شوند، تمام ارزش هاي خود را از دست ميدهند. و آناني كه تا ديروز، هندو، يهودي و مسيحي بودند، گرفتار شراب نوشي، بت پرستي و سود و قمار بودند، امروزه اگر با صدق و اذعان، اصول و ضوابط ا سلام را پذيرفته در عمل آنها را پياده كنند، راه رشد، تمدن و درجات عاليه براي آنان، باز است.


 


مفهوم آزادي


آزادي تنها اين نيست كه ما مسلمانان از سلطه كفار آزاد باشيم بلكه آزادي به معني واقعي كلمه اين است كه از ستمگران به ظاهر مسلمان نيز آزاد باشيم. اين نكته بايد خاطر نشان شود كه بيشتر جنگهاي آزادي بخش در دنيا عليه ستمگران، كه خود را مسلمان ميدانستند، صورت گرفته است. ايرانيها با سلسله قاجار كه خود مسلمان و ايراني بود جنگيدند. مردم ترك عليه سلاطين عثماني جنگيدند . آزادي را به دست آوردند. چينيها عليه پادشاهان خود در چين انقلاب كردند. انگليسي ها كه تا حد زيادي خير خواه ملت و ميهن خود بودند ناچار شدند كه با پادشاهان خود بجنگند. داستان جنگها و درگيري هاي فرانسويان نيز مشابه با داستان انقلاب ساير مردم دنيا بود. لذا مسلمانان در هيچ جاي دنيا و در هيچ كشوري صرفاً به خاطر اين قانع نباشند كه خود مسلمانان بر آنان حاكم هستند. آنچه كه شايان توجه است، اين است كه توده هاي مسلمان دقت كنند، كه حكمرانان مسلمان حكومت را به چه سويي ميبرند و چه رنگ و بويي به آن ميدهند و اختيارات حكومتي را در چه جهات صرف ميكنند.


 


نقش قانون اساسي


نقش قانون اساسي عميق تر و موثر تر از نقش ساير قوانين است. منظور از قانون اساسي همان  اصول و ضوابطي است كه امور مملكتي يك كشور بر روي آنها پايه ريزي شده اند. در اين اصول مشخص شده است كه حكومت در آن كشور چگونه بوجود آمده و هيات اجرايي آن يا دولت در آن پايبند چه ضوابطي است. اختيارات اجرايي به چه كساني سپرده ميشود. آنان(دولتمردان) بوسيله چه كساني و چگونه انتخاب مي شوند؟ چه نوع اختياري به آنان داده ميشود. ملت و مردم چه وظيفه اي خواهند داشت؟ چه نوع اختياري به آنها داده ميشود. ملت و مردم چه وظيفه و چه حقوقي خواهند داشت؟ اگر حكومت خود را مطلق العنان قرارداد، آنگاه مردم براي دفاع از آزادي خود چه خواهند كرد و چه چاره جويي هاي قانوني براي آنان خواهند بود؟ و آنان با چه ابزاري خواهند توانست از حقوق خود دفاع كنند؟ در قانون اساسي اين امر نيز مشخص و روشن ميشود كه دايره كار و وظيفه حكومت و دولتمردان چه خواهد بود و آنان براي انجام چه كاري مجاز خواهند بود. شما، انجام كاري را كه در قانون اساسي براي دولت پيش بيني نشده است، نميتوانيد مطالبه كنيد و نميتوانيد آنان را از انجام كاري كه در قانون اساسي تصريح شده است، منع كنيد.


در قانون اساسي مشخص ميشود كه نوع قوانين مملكت چگونه خواهد بود. آيا اين قوانين مبتني بر شرع اسلام خواهند بود يا مبتني بر شريعتي كه انسانها آن را ساخته و پرداخته باشند. اينها امور و مواردي هستند كه اگر درباره آنها غفلت و سستي شود، دولتمردان از فرصت استفاده كرده ميتوانند عليه خواست ملت مسلمان خود، نقش حكومتي را روي كار بياورند كه پايبند حدود الله نبوده، خود را مجاز به نقض قوانين الهي بدانند. اگر در قانون اساسي چنين اختيارات وسيعي به دولتمردان داده شود يا در ساختار قانون اساسي شكاف وجود داشته باشد كه دولتمردان بتوانند براي اختيارات مطلق خود راهي پيدا كنند و راه و چاره هايي براي ملت كه بتوانند از حقوق مدني و آزادي خود دفاع كنند وجود نداشته باشد، نتايج بسيار خطرناكي بروز خواهد كرد.


 


اجراي تدريجي قانون اساسي


رسول اكرم(ص) با به دست گرفتن قدرت سياسي و امكانات حكومتي، كار اصلاح و بازسازي گسترده اي را آغاز كرد و قبل از آن براي رسيدن به چنين مرحله اي فقط از راه دعوت و تبليغ تلاش مي كرد. رسول اكرم(ص) با يك روش بسيار منظم و هماهنگ سعي در اصلاح و تغيير اخلاق، ‌تمدن، معيشت و معاشرت مردم كرد. يك نظم نوين و سيستم جديدي براي آموزش براه انداخت كه مناسب با شرايط آن زمان بود. يعني تعليم و تعلم شفاهي. به جاي افكار و انديشه هاي جاهليت طرز تفكر نوين و اصلاح يافته اسلامي را رواج داد. آداب و روشهاي اسلامي را پياده كرد و همراه با اين اصلاح فراگير و همه جانبه و متناسب با تحولات، در ابعاد مختلف زندگي قانون اسلامي را با يك معيار و ضابطه متوازن و هماهنگ با تغييرات به اجرا در آورد. رفته رفته در مدت نه سال از يك طرف ساخت و سازندگي اسلامي به تكامل رسيد و از سوي ديگر قوانين اسلامي در كشور به اجرا درآمد.


—————————————————–


منبع : زندگینامه سید ابوالاعلی مودودی


مولف : سعید اسعد گیلانی


مترجم : استاد نذیر احمد سلامی


انتشارات : نشر احسان 1380


 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس