معماری
خانه ---> تربیت، اخلاق و تزکیه ---> 9- موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ، ، تكيه بر حواس ظاهری
tarbiat-akhlaq-tazkie

9- موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ، ، تكيه بر حواس ظاهری

موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ، ، تكيه بر حواس ظاهری

نویسنده : دکتر محمد علی خالدیان

   مولانا در اين باره مي گويد:

         پنبه اندر گوش حس دون کنید                 بند حس از چشم خود بیرون کنید

        پنبه آن گوش سر گوش سرست               تا نگردد این کر آن باطن کرست

(1/556-567)

اهل سلوك عقيده دارند سالك نبايد در آن واحد و در يك زمان به دو نوع از احوال، مشغول باشد زيرا مادام كه مشغول به ظاهر است، به باطن نمي پردازد و تا وقتي كه مست و هم فكر و حواس ظاهري است، احوال قلبي و واردات غيبي – كه نتيجه گسيختگي از حس ظاهري است – جلوه گر نمي شود. پس سالك در حال مراقبه بايد به كلي متوجه دل و درون خود باشد و گوش و چشم ظاهر را فرو بندد و از حواس ظاهري عبور كند تا معاني غيبي بدو روي نمايد.

«صوفیه معتقدند که هرگاه چشم و گوش به وسیله ریاضت از بندحس آزاد گردد، میتواند اصوات و نغمه های روحانی و صور مثالی و مجردات را بشنود و ببیند و آن در صورتی است که به صفت اطلاق متصف گردد؛ چه شرط ادراک وجود سنخیتی امت میانه مدرک و آن چه ادراک می کند و آن سنخیت نوعی از اتحاد و اتصال است، پس اگر بخواهد مطلق را ادراک بکند بدون رهایی از قید و حصول اطلاق میسر نخواهد بود و این اتصاف به اطلاق همانست که در مرتبه قرب النوافل حاصل می شود و بنده به خدا می بیند و می شنود و دید و شنید او سمع و بصر الهی می گردد که محدودیت بدان راه ندارد، مولانا در این ابیات بدین مطلب نظر دارد و می توانیم گفته او را بدین گونه توجیه کنیم که مسموعات و علوم نقلی هرگاه سبب توقف و تعصب آدمی نسبت بدانها باشد بی گمان او را به خود محدود می کند و از پیشرفت و کسب معارف بیشتر باز می دارد؛ مانند کسانی که با اقوال و عقاید شخصی یا طبقه ای خاص اعتقاد مفرط پیدا می کنند و به طوری در عقیده خود متعصب می شوند که یارای شنیدن اقوال مخالف را ندارند و بدین سبب از اطلاع بر عقاید دیگران محروم می مانند.

نظیر آن دسته از طلاب مدارس کهن که حقیقت را منحصر در آراء حکماء قدیم می پندارند و از مواهب تمدن و فرهنگ امروزین بی نصیب هستند، بنابراین سالک گوش خود را نباید در بند کند بلکه باید گوش حس را که ادراکش محدود است ببندد و آنرا از هر قید و بندی آزاد سازد؛ زیرا کشف و اختراع و ترقی علمی مبنی بر عدم توقف و ناشی از طلب موضوع نو و تازه است و اگر کسی به ظواهر اشیاء که به چشم می بیند اکتفا کند و از تحقیق در خواص و آثار آن ها چشم بپوشد، هرگز به مطلب نو و تازه دست نمی یابد.

    شايد عبور از حواس ظاهري به حواس باطن، مراد این باشد، چون عقل انسان از دريچه و روزنه اين پنج حس با جهان خارج تماس دارد و گزارش هایی که این حواس پنجگانه از جهان تحویل عقل می دهند ناقص و آلوده به خطاست و از طرفی ادراک حسی محدود است و سعه و احاطه ذات حق چنان است كه حس بر آن محيط نمي شود و وقتي حق تعالي چشم سالك را به معرفت ذات و صفات خود بينا مي كند، آن گاه علم او به علم باريتعالي مي پيوندد و وسعت مي يابد و جز اين عالم محسوس، عوالم ديگر را در مي يابد و يا آنكه چون سالك به درجه قرب النوافل رسد و خدا چشم و گوش وي شود، جهان هاي بسياري را ادراك مي كند، زيرا عوالم در نظر صوفيه محدود به يكي نيست چنان كه علم پيشرفته امروزي نيز مويد آن است.

مولانا عقيده دارد اگر انسان به دستورات الهي عمل كند و وجود خود را با صيقل رياضت در بوته مجاهده و خودسازي بگذارد، مي تواند به ماوراي عالم حس راه پيدا كند و در آن صورت درك مي كند كه تمام عالم و همه كائنات از حيات و حركت برخوردارند و همه مشغول ذكر و تسبيح پروردگارند و همگان نداي حق را در مي يابند، “چنان كه استن حنانه (/1-2113 ) آن ستون چوبي كه قبل از درست شدن منبر، پيغمبر در مسجد مدينه بدان تكيه مي داد و با پيروان خويش سخن مي گفت نيز آن را شنيد و به همين سبب هم بود كه به موجب روايت حديث، وقتي رسول خدا آن را به خاطر منبري كه براي وي ساخته شد، ترك كرد؛ به ناله و حنين درآمد و تا رسول بر آن دست ننهاد و تا او را هم به دلخواه او دفن نكرد و وعده حشرش نداد، آرام نيافت.

درباره فيلسوف برهان گرايي كه مثل منتقد عصر ما ممكن است در داستان استن حنانه به ديده انكار بنگرد، مولانا كه دنياي ماوراي حس را با اطميناني نظير آنچه از تجربه حسي حاصل مي شود، قطعي و انكارناپذير تلقي مي كند، خاطرنشان مي سازد كه حال اين فلسفي، حكم حال ابوجهل را دارد كه در پيش چشم او سنگريزه در كف پيغمبر تسبيح گفت و او آن را باور نتوانست كرد.

مولوی در این باره می گید:

     فلسفی کو منکر حنانه است               از حواس انبیا بیگانه است

                                                                             ( 1/3278)

—————————————

منبع: بررسی موانع معرفتی در مثنوی با (نگاهی به اندیشه ها و جهان بینی مولوی)/ مؤلف: دکتر محمد علی خالدیان / ناشر: مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی مختومقلی فراغی/ 1384

سایر موانع را بخوانید :

موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی کفر و شرک -1

موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ، نفاق -2

موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ، اعتقاد به جبر و یأس و ناامیدی -3

موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ، حسد -4

5- موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ، فرافکنی و نسبت خود به دیگران

6- موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ،کینه توزی و شهرت طلبی

۷ – موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ،رها کردن اصول و چسبیدن به فروع

8 – موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ، حسادت و

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس