قرآنمطالب جدید

از جمله بدترین اقدامات اشتباه در رابطه با قرآن

از جمله بدترین اقدامات اشتباه در رابطه با قرآن

نویسنده: مجدی الهلالی / مترجم: مجتبی دوروزی

 

شتاب در حفظ حروف آن به همراه عمل نکردن به آن است

تز جمله خطرناک ترین اقداماتی که در موضوع گشوده شدن قرآن و کاسته شدن از هیبت آن در قلب ها سهیم است، شتاب در حفظ حروف آن است. ضرورت حفظ بخشی یا همه ی قرآن در اذهان مسلمانان ریشه دوانیده، و این که صرف حفظ حروف قرآن سبب بالا رفتن جایگاه شخص در دنیا و آخرت می شود. و او در زمره ی اهل قرآن و فرشتگان گرامی و نیکوکارقرار  می دهد، واو پیوسته در درجات بهشت تا حد آخرین آیه ی که حفظ کرده بالا می رود و در امامت و ریاست پیش می افتد و در قیامت تاج کرامت بر سرنهاده و لباس کرامت بر تن می پوشد به علاوه دیگر فضایلی که در احادیث مربوط به فضایل قاریان آمده است، این امر منجر می شود که بسیاری از صحابه علاقه وافری به حفظ ظاهری و سطحی آن داشته باشند، نه حفظ واقعی و اصولی . اگر کسانی هم خودشان بهره ای از آن نبرند آنان را می بینی که بسیار مشتاقند تا فرزندانشان را به حلقه های قرآن و مدارسی بفرستند که به این امر اهمیت می دهند. اگر این شیوه هم به برخی میسر و فراهم نشود معلم خصوصی برای فرزندانشان گرفته و از حافظانی می خواهنددر منزل به فرزندشان آموزش دهند. آن چه آنان را به این تلاش و امید وا می دارد بهره گرفتن از فضایل حفظ قرآن بهترین وسیله برای تربیت فرزندانشان بر پایه اخلاق فاضله و رفتار نیکوست.

حفظ حروف قرآن چه اشکالی دارد؟

اگر بگویی که این کار چه اشکالی دارد؟ پاسخ این است که حفظ الفاظ قرآن و عمل بدان هیچ اشکالی ندارد، بدین شکل که هم چون نحوه ی رفتار صحابه، مدت زمانی را صرف یادگیری و عمل به(تعداد معدودی از آیات) آن نمود.

اما ایراد بسیاری به صرف حفظ حروف آن وارد است، چرا که به منزله ی گواهی بر محکومیت صاحب آن در پیشگاه خداوند متعال است زیرا فرد حق و صواب را شناخته بدان عمل نکرده است،آری، اغلب ما حق صواب را شناخته اما بدان بسیاری از آن عمل نمی کنیم، کسی که نصوص را حفظ می کند، که دال بر این مطلب است ، حجت بر او بیش از کسی که آن آیات را حفظ نکرده ، بر پا می شود، هر چند کوتاهی کردن همه را در بر می گیرد.

محکم ترین ادله

هنگامی که متهم در برابر دادگاه قرار می گیرد قوی ترین ادله ای که او را محکوم کرده و اتهام را بر او وارد می سازد بیش از همه اعتراف خود شخص به ارتکاب خطاست، یا هم چنان که می گوید: اعتراف شخصی بهترین و بالاترین گوته است، به همین خاطر کسی که آیاتی را حفظ می کند که به انفاق در راه خدا تشویق می نماید سپس بدان عمل نمی کند، بلکه به عکس می بینی که نسبت به مال حرص و بخل عجیبی دارد، هنگامی که در روز قیامت در مورد مالش و انفاقی که کرده مورد سوال قرار می گیرد چیزی که هر چه بیشتر و بیشتر اتهام بر او ثابت می کندهمان حفظی است که او انجام داده، حفظ آیاتی که بدان کار فرا می خوانند.

این مثال در مورد دیگر اعمال نیز منطبق است مثلا” [ حفظ آیاتی در خصوص عواقب] تکبر و غرور و نخوت و ترک جهاد و سستی در انجام نماز.

خواننده گرامیدر تأکید بر این مفهوم ، این سخن رسول الله(ص) تو را کفایت می کند که می فرماید:

” شب معراج از کنار گروهی که لب های آن ها با قیچی های آتش جهنم بریده می شدند، مدام لب هایشان بریده شده و دوباره ترمیم می شد، گفتیم ، ای جبرئیل این ها  کیستند؟ گفت این ها خطیبان  امت تو هستند، کسانی که حرف می زنند اما عمل نمی کنند، کتاب خدا را می خوانند ولی اجرایش نمی نمایند.”

اصول اساسی فهم موضوع حفظ

هنگامی که از موضوع حفظ قرآن سخن می گوییم باید نکاتی را به خاطر آوریم که اصول اساسی فهم این مسأله را تشکیل می دهند:

چرا که خداوند متعال قرآن را فرو فرستاده است؟

از مهم ترین نکاتی که به هنگام سخن گفتن از حفظ قرآن باید به خاطر آورد موضوع هدف از نزول قرآن و [ علت] وجودش در میان ما است.

بی شک قرآن فرو فرستاده شد، تا حجت بر آدمیان بر پا داشته، و آنان را به راه راست خداوند هدایت کرده، و از تاریکی ها بیرون آورده و به سوی نور رهنمون گشته، و مایه ی شفای قلب های شات از بیماری شبهات و شهوات باشد، این [امر] مطلوب و مقصود نیازمنداتصال پیوسته به قرآن برای کسب هدایت و شفا و علم و ایمان است. گاه این اتصال از طریق تلاوت از روی مصحف یا از طریق حفظ حاصل می گردد اما هدف همان کسب بهره های مورد انتظار از قرآن است.

بی شک از حفظ بودن تهدادی از آیات قرآن، برای تلاوت به هنگام نماز و گاه که آدمی می خواهد قرآن بخواند اما مصحفی در اختیار ندارد لازم و ضروری است، به شرط آن که هدف والا از تعامل با قرآن از بین نرود.

جایگاه قرآن در نزد خداوند متعال

بی شک قرآن که در بردارنده ی آیات خداوند و معجزه ی بس شگفت و عظیم اوست، از جایگاه و موقعیت های خاصی نزد خداوند سبحان برخوردار است.

به همین خاطر تعامل غلط با آن، و روی گردانی از آن، یا غفلت از آموزه ها و رهنمودهایش، و یا عدم تکریم از آن، چنان که شایسته آن است، جایز و روا  نیست… که اگر چنین چیزی رخ دهد تنبیه و مجازات سریع خداوند را در پی خواهد داشت. هم چنان که خداوند متعال می فرماید:

“وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا “

” و از قرآن آن چه را که شفا بخش و رحمت برای مؤمنان است. فرو می فرستیم، و [در حق] ستم کاران جز زیان نمی افزاید.]

هم چنان که پیشتر گفتیم مفهوم ظالم به کسی اطلاق می شود که آیات قرآن را در غیر جای خود قرار ندهد، از این کسی که از آیات قرآن بهره نبرده و نسبت بدان بی توجهی نماید خودش در معرض ضرر و زیان قرار می دهد.

رسول الله (ص) می فرماید: ” خداوند با این قرآن، کسانی را بلند و کسانی دیگر را پست می کند.”

 و یا می فرماید : “” قرآن شفاعت کننده ای اسکه شفاعتش پپذیرفته  شده، و هرجا باشد، تصدیق می شود” یعنی قرآن دست به کار شده و آن گاه در روز قیامت یا دلیل و برهانی به نفع ماست و یا به منزله ی گواه به محکومیت ما خواهد بود.

سخن ابوموسی اشعری آن گاه که تعدادی از قاریان کوفه را گرد آورده . برایشان سخن گفت تأکیدی براین مفهوم است. آن جا که می گوید: این قرآن [از یک سو ]  برای تان مایه ی اجر و شرف و یادآوری است و [ از سوی دیگر  می تواند] مایه ی گناه هم باشد. قرآن را پیروی کنید و قرآن شما را دنبال نکند، چون کسی که قرآن را پیروی کنند به باغچه بهشت فرود می آید و کسی که قرآن به دنبالش باشداو از عقب رانده و در آتش جهنم می اندازد.

لازم است که مفهوم حفظ و حمل آیات قرآن اصلاح و باز بینی شود

بی شک حفظ و حمل آیات هر سوره ای مستلزم حفظ حروف، و فهم معانی، و عمل بدان چیزی است که بدان دلالت می کنند، و این نیازمند برهه ای از زمان است تا آدمی بدان شکل بگیرد…. به عنوان مثال هر کدام از ما می تواندکه حروف سوره لیل را در چند دقیقه حفظ کند اما عمل بدان چه بدان راهنمایی می کند از جمله : ۱٫ آشنایی با با سنت هایی که موجب آسان سازی زندگی، و سعادت شده، و به کارگیری آن ها در واقعیت زندگی ، ۲٫ اطلاع از سنت هایی که موجب سختی و دل تنگی و مشکلات در زندگی شده و دوری گرفتن از آن ها، ۳٫ عادت گرفتن به انفاق مال در راه خدا، موضوعی که آیات این سوره بدان تشویق و ترغیب می کنند… همه ی این ها نیازمند برهه ای از زمان هستند تا کمترین مقدار از آن در ذات آدمی متحقق کردد.، این دوره از یک تا دو هفته طول می کشد.

لذا کسی این سوره را حفظ و حمل می کند از لحاظ لفظ و معنا و عمل آن را حفظ و حمل نماید.

تا به معنای واقعی کلمه حامل آن گردد، اگر چنین چیزی روی ندهد و شخص فقط به حفظ و حمل الفظ اکتفا کرده و بدان عمل ننماید، از این که در زمره کسانی قرار گیرد که حرف می زنند اما بدان عمل نمی کنند، در امان نیست… این آیات را می خواند اما آن را اجرایی نمی کند لذا این سخن خداوند بر او منطبق می گردد که می فرماید:

“مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ” ” مثل کسانی که [عمل به ] تورات بر آنان بار شده [ بدان مکلف گردیدند] آن گاه آن را به کار نبستند، هم چون مثل خری است که کتاب هایی را بر پشت می کشد… [ وه] چه زشت است وصف آن قومی که آیات خدا را به دروغ گرفتند. .. و خدا مردم ستمگر را راه نمی نماید…”

و با این رسول الله (ص) که می فرماید:

” بیشترین منافقان امت من قاریان هستند”

چرا که آنان الفاظ قرآن را حفظ و حمل می کننداما مفاهیم آن را حمل نکرده و عملی نمی نمایند.

اگر بگویی : اما من برخی از سوره های قرآن را در نتیجه تکرار شنیدن شان حفظ کرده ام، و این کار را به تکلف انجام نداده ام، و برخی دیگر از سوره ها را در بچگی حفظ کرده ام ، آیا آن چه در سطرهای پیش گفته شد شامل حال من شده . بر من منطبق می گردد؟

آری، سخنان گذشته بر من و تو منطبق می گردد اما این هنگامی است که قد علم کرده و بگوییم که فلان سوره ها را حفظ ایم، اما اگر این نکته را مدنظر قرار دادیم که ( آن چه را در گذشته_ هدف داریا بدون هدف _ حفظ کرده ایم، حفظی است که فقط الفاظ آن را بر می گیرد و آن را به شیوه ای صحیح فرا نگرفته ایم و به همین خاطر شایسته نیست که مبنای تعامل با ما براین اساس باشدکه حافظ آن سوره هاییم( مانند این که ما را برای امامت یا مناصبی پیش بیندازند.) بدین شیوه ما گناه را از خود دور ساخته ایم _ والله اعلم_

آن چه این مفهوم را مورد تأکید قرار می دهد این است که عمر بن خطاب (رض) سوره، و از پسرش عبدالله بن عمر پرسید: چند سوره از قرآن را حفظی؟ گفت: یک سوره … و هم چنان که عبدالله بن عمر می گوید: عمر بن خطاب (رض) نه آنان را به انجام کاری دستور داد و نه از چیزی بازداشت.

آیا عبیدالله [ واقعا”] فقط یک سوره از الفاظ قرآن را حفظ داشته؟! به طور قطع در نتیجه تکرار سوره های قرآن در نمازها بیش از آن را حفظ داشته، به خصوص سورهای کوچک را [ حتما از حفظ داشته است]، اما این گونه برای خود به حساب آورد که فقط یک سوره را یاد گرفته، او آن چه از الفاظ قرآن که حفظ کرده بود را به حساب نیاورده بود، بلکه آن چه که علم و عملش را توأم با هم فراگرفته بودبه حساب آورد.

جمع حقیقی قرآن

در جمع حقیقی قرآن شامل لفظ و معنای قرآن، و ایمان به هر چیزی است که آیات در برگرفته و هم چنین شامل متخلق شدن و شکل گرفتن با آن ها نیز می شود، این جاست که سخن ام المؤمنین عایشه (رض) درباره رسول الله (ص) را درک می کنیم که می فرماید: ” اخلاق ایشان (ص) قرآنی بود، به خاطر آن خشم می گرفت و به خاطرش خشنود می شد”

عبدالله بن عمر بن عاص گفته است: هرکس که قرآن را گردآورد[ حفظ نماید]، در واقع تمامی نبوت را در سینه خویش جای می دهد، با این تفاوت که برای او وحی نازل نمی شود.

معنای حفظ

حفظ در لغت به معنی ؛ مواظبت و مراقبت است، هم چنان که برادرن یوسف به پدرشان گفتند:

” أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا یَرْتَعْ وَیَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ” ( یوسف،۱۲)

” فردا او را با بفرست تا از [میوه های بسیار ]  بهر برد و بازی کند و نگهبان اوییم. “

و گاه منظور از حفظ،انجام حقوق بندگی و عمل به واجبات است مانند این حدیث” حفظ الله یحفظک” یعنی اوامر خداوند را رعایت کن ” و به اطاعت آن ها بپرداز و از نواهی خداوند، دست بردار تا او نیز تو را در فراز و نشیب ها و رویدادهای دنیا و آخرت محفوظ گرداند… و این ایمان و اعتقاد داشتن است.”

بی شک از مهم ترین معانی ” حفظ الشیء” سپردن و حفاظت و امین دانستن بر چیزی و هر آن چه در آن است می باشد. این سخن خدا تأکیدی است بر این معنا، ” إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاهَ فِیهَا هُدًى وَنُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِینَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن کِتَابِ اللّهِ وَکَانُواْ عَلَیْهِ شُهَدَاء” ” ( مائده:۴۴)ما تورات را که هدایت و نور در خود دارد، نازل کردیم. پیامبرانی که [ در برابر احکام الهی ] تسلیم اند، برای یهود و [ هم چنین ] عالمانی ربانی و احبار به آن چه از کتاب خدا حافظ گردانده شده اند و برای گواه بودند، به آن حکم می کنند.”

سعدی در تفسیر خوداین سخن خداوند متعال : ” بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن کِتَابِ اللّهِ وَکَانُواْ عَلَیْهِ شُهَدَاء” ( مائده :۴۴)می گوید: به سبب این که خداوند آنان را نگهبان و پاسدار و امانت دار کتابش قرار داده است، و کتاب خدا امانتی است نزد آن ها، که حفاظت آن را برای آنان واجب گردانیده و از کاستن یا افزودن بر آن ممانعت به عمل می آورد، و آن را به کسی که نمی داند، می آموزند.آنان گواه بر آن هستند و مردم باید د رمورد کتاب و آن چه بر آنان متشبه است، به آن ها مراجعه کنند. خداوند چیزی را بر دوش علما گذارده که آن را به دوش جاهلان نگذاشته است، پس بر علما واجب است تا مسئولیتی را که بر دوش دارند، انجام دهند  و از انسان های جاهلی که تبعیت نکنند که به تنبلی و مسئولیت گریزی گراییده اند .

لذا کسی که ادعا می کند که آیات قرآن را حفظ کرده، در حالی که در حقیقت او فقط حروف آن را حفظ کرده است چیزی را برداشته و بلند کرده که طاقتش را ندارد ، مانند این که از کسی درخواست می شود که از یک خانه ی مسکونی در برابر سرقت حفاظت کندو او متوجه سنگینی این کار نیست و ابعاد این وظیفه خطیر را درک نمی کند بلکه در خواست می کند تا حفاظت از کل خانه های مسکونی آن محله به او سپرده شود گویی متوجه میزان مسئولیتی که می پذیرید نیست به همین خاطر خداوند کسی را که چنین می کند به الاغ تشبیه کرده است؛ چرا که او متوجه حقیقت امر نیست، اگر او مفهوم حقیقی حفظ را درک کرده و در می یافت برای این کار عجله ای به خرج نمی داد بلکه تأنی و درنگ کرده و خودش را به مخمصه نمی انداخت.

حفظ حقیقی سوره های قرآن

دکتر فرید انصاری بر روی مفهوم حقیقی انگشت گذارده و می گوید: کسی که توجهی به جایگاه اخلاص ندارد و نمی کوشدتا خود را در پناه قلعه محکمش قرار دهد و بیم و امید خود را به مقام توحید خداوند در همه چیز متخلق کند، امکان ندارد او را حافظ سوره اخلاص نام نهاد، و کسی که به هنگام ورود به حرم [امن] ” معوذتین” طعم حمایت و امنیت را نچشد او سوره های فلق و ناس را کسب نکرده است!

و کسی که درونش با شور و شوق بر پایی نمازهای شبانه به هیجان در نمی آید نمی توان او را اهل سوره مزمل نام نهاد!

وکسی که روح و روانش با اخگر دعوت و اذار، و امر به معروف و نهی از منکر نمی سوزد از تحقق بخشان به سوره مدثر نیست!

و کسی که حافظ سوره بقره است ، اگر در هر چیزی سر تسیلیم در برابر خدا فرود نیاورد، با آن که به سوی پرودگارش ره نپوید، و ارکان اسلام و اصول ایمان را متحقق نگرداند، و به مقام جهاد در راه خدا آراسته نگردد، و در سختی و محنت و هنگام کارزار بردبار نباشد و در خوردنی ها و نوشیدنی ها از چیزهای حرام دوری نگیرد، و بی هیچ شک و تغییر رأی و اندیشه ای طناب شریعت را در اموردینی و جانی و مالی به گردن نیندازدو در هر حال اخلاق اطاعت و حرف شنویی از خداوند را در خود به تحقق نرساند حافظ سوره بقره نمی گردد!

قطعا” حافظ هر چیزی [ از قرآن] همان حافظ امانت آن و تحقق بخش حکمت آن، و عمل کننده به موجب آن است، کسی است که در پاسداشت حقوق خداوند متعال رنج ها را به جان می خرد.

————————

منبع : غربت قرآن کریم / مؤلف: مجدی الهلالی / مترجم: مجتبی دوروزی / نشر احسان

مقالات مرتبط:

چگونه قرآن بخوانیم، تا معانی و مفاهیم آن با قلب ما ارتباط برقرار کند

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا