تربیت، اخلاق و تزکیهمطالب جدیدمقالات

ثروت اندوزان فقیر

ثروت اندوزان فقیر
نویسنده: عبدالحمید محمود طهماز / مترجم : مجتبی دوروزی

 

از ابوذر روایت شده که گفت : در یکی از شبها بیرون رفتم. ناگهان دیدم که رسول خدا (ص) تنها می رود و کسی با او نیست. گمان کردم که دوست ندارد کسی با او همراه شود.

من در سایه مهتاب میرفتم. پیامبر رو برگرداند و مرا دید و گفت: کیستی ؟

گفتم: ابوذر، خداوند مرا فدای تو کند.

فرمود: ای ابوذر بیا!

زمانی که با او همراه بودم، فرمود:

 ثروت اندوزان، در روز قیامت فقیرانند، غیر از کسی که خداوند به او مالی ارزانی دارد و آن را به هر طریق ممکن ببخشد و در آن به نیکویی عمل کند.

زمانی با پیامبر همراه بودم. فرمود: همین جا بنشین . او مرا در زمین نرم و همواری که پیرامون آن سنگها بود، نشاند و به من گفت: این جا بنشین تا من نزد تو بازگردم پیامبر به حره ( سنگلاخ مدینه) رفت تا از نظر ناپدید شد، او در آنجا زمانی درنگ کرد و این تأخیر به درازا کشید. سپس آواز او را که در حال آمدن بود، شنیدم که چون پیامبر آمد، بی صبرانه گفتم:

ای پیامبر خدا! خداوند مرا فدای تو کند، در کنار الحره با چه کسی سخن می گفتی من کسی را ندیدم که در پاسخ شما چیزی گفته باشد؟

پیامبر فرمود: این جبرئیل بود که در کنار حره بر من نمایان شد و گفت:

به امت خود بشارت بده که کسی که بمیرد و برای خدا شریک قائل نشود به بهشت وارد می شود.

گفتم: ای جبرئیل! اگرچه دزدی و زنا کرده باشد؟ گفت: آری،

گفتم: اگر چه دزدی و زنا کرده باشد؟

گفت: آری.

گفتم: اگر چه دزدی و زنا کرده باشد؟

گفت: آری

و در روایتی دیگر ابوذر گوید: من شامگاهان در حره (سنگستان ) پیامبر می رفتم که کوه احد نمایان شد، پیامبر فرمود:

ای ابوذر!

من گفتم: بله؛ گوش به فرمانم یا رسول الله !

فرمود دوست ندارم که به اندازه کوه احد طلا داشته باشم و سه شب بر من بگذرد و از آن دیناری نزد من باقی بماند، مگر آن که برای ادای قرض آن را نگه دارم. در غیر این صورت، دوست دارم که آن را میان بنده های خداوند تقسیم کنم.

و پیامبر با دست خود نحوه تقسیم آن را به ما نشان داد و سپس فرمود: توانگرانی هستند[در دنیا] که اندک پاداش می گیرند [در آخرت] مگر کسانی که این چنین و این چنین ببخشند و اتفاق کنند… تا آخر حدیث.

در این مورد بخوانید: فتنه ثروتمندی و فقیری

 

این که می فرماید: « ثروت اندوزان فقیرانند» مراد فزونی مال و کمی ثواب آخرت شخص است و این در خصوص کسی است که مال فراوانی به دست در آورده و می اندوزد اما مالش را در راه کارهای مشروع انفاق نکرده و به انفاق پر کردن متصف و مشهور نیست، همچنان که استثنای وارده در این حدیث پر آن دلالت می کند.

این که می فرماید: « هر چند که دزدی و زنا کند» : بر کسی حمل می شود که توبه کرده باشد چرا که خداوند متعال می فرماید:

﴿ وَمَن یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَّحِیمًا ﴾ (نساء: ۱۱۰)

« و هر کس کاریدی انجام دهد، یا بر خویشتن ستمی روا دارد، آن گاه از خدا آموزش بخواهد، خدا را آمرزنده ی مهربان خواهد یافت. »

 یا بر کسی حمل می شود که پس از آن که مجازات گناهش را دید وارد بهشت می شود ، چرا که باید برخی از مؤمنین گناهکار عذاب ببینند اما در آتش دوزخ جاودانه نمی مانند.

در این حدیث چنین آمده که مرتکبین گناهان کبیره برای همیشه در آتش جهنم ماندگار نیستند و ارتکاب گناهان کبیره موجب محروم کردن از نام ایمان و مؤمن نمی شود و این که کسانی که موحد و یکتاپرست نیستند وارد بهشت نمی شوند و حکمت از بسنده کردن بر نام بردن از زنا و دزدی اشاره به جنس حق خداوند و حق بندگان است و گویی ابوذر این سخن پیامبر را  به خاطر آورد که:

« نه زناکار هنگام ارتکاب زنا مؤمن است» ، چراکه ظاهر این حدیث در تعارض با ظاهر آن حدیث دیگر است، اما جمع میان دو حدیث بر اساس قواعد اهل سنت اینگونه است که حدیث: « نه زناکار هنگام ارتکاب زنا مؤمن است» حمل بر ایمان کامل می شود و همچنین حدیث این باب حمل بر عدم ماندگاری ابدی در آتش جهنم می شود.

 

باید این نکته را تذکر داد که حدیثی که ابوذر روایت کرده از احادیث امیدبخشی است که اتکای برخی نادانان بدان منتهی به ارتکاب گناهان هلاک کننده توسط آنان شده است ، اما ظاهر آن ملاک نیست بلکه مراد از : (( به بهشت می رود )) یعنی : [ در نهایت ] بدان جا می روند ، حال از همان ابتدای کار یا پس از آن که مدتی گرفتار عذاب شدند ، از خداوند متعال طلب عفو و بخشش و عافیت و مصون ماندن را می نماییم .

——————–

منبع: گنجینه هایی از قرآن و سنت در تهذیب و تربیت / مولف : عبدالحمید محمود طهماز / مترجم : مجتبی دوروزی / نشر احسان

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا