معماری
خانه ---> زندگی نامه ---> اشتراکات دو رهبر اسلامی حسن البنا و ابوالاعلی مودودی
نویسنده: هادی خسرو شاهی این مقاله به بررسی اشتراکات نگرش حسن البنا و ابوالاعلی مودودی می پردازد. نگارنده با تأکید بر فصول مشترک این دو اندیشمند بزرگ جهان اسلام، معتقد است که البنا و مودودی نقش شگرفی در روند اصلاح اعتقادی امت اسلامی داشته اند. میان این دو رهبر اسلامی، اشتراکات و شباهت های فراوانی وجود دارد که از آن جلمه است:

اشتراکات دو رهبر اسلامی حسن البنا و ابوالاعلی مودودی

حسن البنا و ابوالاعلی مودودیاشتراکات دو رهبر اسلامی حسن البنا و ابوالاعلی مودودی

نویسنده: هادی خسرو شاهی

به مناسبت برگزاری مراسم یکصدمین سال تولد حسن البنا در پاکستان از سوی جماعت اسلامی ـ که این مقال نیز به آن تناسب تهیه گردید ـ بی مناسبت نخواهد بود که اشاره ای هم به حرکت جماعت اسلامی، به رهبری مولانا سید ابوالاعلی مودودی، داشته باشیم. البنا و مودودی هر دو، نمونه های نادری از رهبران و داعیان اسلامی معاصر بوده اند که حیات و زندگی خود را وقف تلاش برای حاکمیت اسلام و جهاد در راه اعتلای آن نمودند.

میان این دو رهبر اسلامی، اشتراکات و شباهت های فراوانی وجود دارد که از آن جلمه است:

 

ولادت در خاندان های مذهبی و متعهد

 

مودودی در سنه 1321 هـ / 1903 و البنا در سال 1324 هـ / 1906 در خاندانی با فضیلت و علم و تقوی به دنیا آمدند. والدین هر دو، نقش کلیدی در تکوین شخصیت اسلامی آنان داشته اند. والدین مودودی و البنا خود اهل عرفان و سلوک و اخلاق اسلامی بوده و فرزندان خود را در چارچوب این اصول و معارف پرورش دادند.

 

محیط پرورشی

مودودی و البنا هر دو در محیط عرفانی و معنوی پرورش یافته و در آغاز حیات با اصول و مفاهیم علمی و نظری عرفان و اخلاق اسلامی آشنا شده و در ممارست در حیات روزمره از آن اصول پیروی نمودند. هر دو به نهادهای آموزشی و پرورشی نوین پیوسته و آموزه ها و علوم جدید را آموخته و با اندوخته های علوم و افکار اسلامی در هم آمیختند.

 

کار مطبوعاتی و ارتباط نزدیک با مردم و مشکلات آنها

یکی از اشتراکات مودودی و البنا که تأثیر فراوانی در شکل گیری شخصیت رهبری این دو داشته، اشتغال هر دو در مطبوعات در آغاز دوران جوانی بوده است. مودودی در سن پانزده سالگی وارد عرصه مطبوعات شده و در روزنامه مدینه مقالاتی می نوشت و البنا نیز در روزنامه المنار مقاله می نوشت و سپس هر دو، در تأسیس جرائد و مطبوعات اسلامی مصر و پاکستان از پیشگامان بوده اند.

 

حضور زود هنگام در انجمن ها و جمعیت های اسلامی

 مودودی در اوایل جوانی به جنبش احیای خلافت اسلامی پیوسته و حسن البنا سازماندهی و تشکل را در حضور فعال در جمعیت های خیریه صوفیه و انجمن های اخلاقی و مبارزه با فساد و منکر تجربه کرد. مودودی و البنا هر دو به کار گروهی و سازمان یافته اعتقاد داشته و این باورها در دوران نوجوانی در این دو نضج و شکل یافته است.

 

پیشگامی در تأسیس تشکیلات اسلامی

البنا جمعیت اخوان المسلمین را در سال 1928 در مصر تأسیس نمود و مودودی جماعت اسلامی پاکستان را در سال 1941 تشکیل داد. اهداف و آرمان های این دو تشکل اسلامی کاملاً هماهنگ بوده و دعوت برای بازگشت اسلام راستین، در کلیه جوانب حیات یک مسلمان، از اهداف اولیه اخوان المسلمین و جماعت اسلامی پاکستان بوده است.

 

تشابه مراحل اقدام و عمل اخوان المسلمین و جماعت اسلامی

دیدگاه مودودی و البنا درباره اصلاح جامعه و امت اسلامی اشتراکات فراوانی داشته وهر دو اعتقاد راسخ به مرحله ای بودن اصلاح داشتند. البنا همچون مودودی بر این باور بود که تکوین جماعت الهی و ربانی و هسته اولیه داعیان اسلامی، مقدمه و مرحله اول حرکت به سوی اصلاح جامعه و امت است. مودودی و البنا هر دو روی مرجعیت قرآن کریم و سنت نبوی به عنون راهنما و اصول اولیه و قاطع، تأکید داشتند.

از دیدگاه البنا و مودودی اصلاح و تهذیب نفس مسلمانان اولین گامی است به سوی اصلاح اخلاق و منش خانواده، و مقدمه ای برای اصلاح کامل جامعه و ملت اسلامی است یعنی: اصلاح فرد مسلمان را هسته مرکزی برنامه های اصلاحی امت اسلامی و زیربنای حرکت بازگشت و حاکمیت اسلام بر جامعه و دولت اسلامی می دانستند.

 

تجربه سرکوب و رفتارهای خشونت آمیز حکومت ها

البنا و مودودی هر دو در مراحل مختلف مبارزه برای دعوت به اسلام و دولت اسلامی، رنج ها و مصائب فراوانی کشیده و از سوی استبداد داخلی و استعمار خارجی، انواع رفتارهای خشن و غیرانسانی را تجربه نمودند. مودودی و البنا انسان های مؤمن و نستوهی بودند که الگوهای خوبی برای انسان های مجاهد به شمار می روند.

مودودی بارها مزه شکنجه و زندان را چشیده و حتی یک بار به مرگ محکوم گردید! و سپس این حکم به سه سال زندان (1955ـ1952 م) تبدیل شد و البنا هم در راه نشر تعالیم اسلامی علاوه بر توقیف و دستگیری، جان عزیزش را فدای راه اسلام نمود و در سال 1949 توسط ایادی مزدور شاه فاروق و به دستور رسمی سفارت انگلیس و آمریکا در قاهره (طبق اسناد منتشر شده) ترور شد.

 

اعتقاد به اقدامات حساب شده

مودودی و البنا هیچوقت به شتابزدگی و اقدامات حساب نشده و بدون برنامه، اعتقاد نداشتند و همیشه یاران و پیروان خود را به صبر و مقاومت و عدم شتابزدگی توصیه می کردند و نسبت به عاقبت شتابزدگی و انقلابیگری تند و حساب نشده، هشدار می دادند و تربیت اسلامی افراد را اساس مراحل دعوت برای بازگشت اسلام و حاکمیت شریعت الهی می دانستند.

 

بازگشت خلافت

البنا و مودودی در دوران فروپاشی و انحلال خلافت عثمانی توسط «کمال اتاتورک» زندگی می کردند و با مبارزات و اعتراضات همه جانبه، جهت دفاع از خلافت اسلامی، اقدام و هر دو در این جنبش ها شرکت داشتند. از دیدگاه این دو، بازگشت خلافت و حاکمیت شرع الهی غایت اهداف و آرمان های هر جنبش اسلامی باید باشد. هر دو به وحدت امت اسلامی به عنوان گام اولیه بازگشت خلافت اسلامی، اعتقاد راسخ داشتند.

 

ابوالاعلی مودودی و سید قطب

در پایان باید به یک نکته دیگر نیز اشاره کنیم: اندیشه ها و نظریات مودودی روی جنبش های اسلامی و پیشگامان آن هم تأثیرات گوناگونی داشته است. اصول و اساس اندیشه مودودی بر سه پایه فکری و عقیدتی برپا شده است: «حاکمیت الهی، دموکراسی و تربیت اسلامی» این پایه های سه گانه، در مقابل اصول اداری حکومت های معاصر است، یعنی: «سکولاریم، دموکراسی و تربیت بر اساس اندیشه های لائیک!» میان سید قطب و مودودی به عنوان دو نظریه پرداز اسلامی بدون حضور و دیدار، روابط و اشتراکات فکری و عقیدتی برقرار بوده است.

 دوستان مودودی می گویند: «استاد مودودی کتاب «معالم فی الطریق» سید قطب را ظرف یک روز خوانده و اظهار داشته که این کتاب را گویا خود من تألیف کرده ام!!» مودودی و جماعت اسلامی پاکستان، نسبت به اعدام سید قطب توسط حکومت سرهنگ ناصر اعتراضاتی داشتند و نگرانی و خشم خود را به طور علنی و به صورت حمله مطبوعاتی علیه اقدام جنایتکارانه جمال عبدالناصر، ابراز داشتند. سید قطب هم به نوبه خود تحت تأثیر افکار و نظریات مودودی قرار داشته و بعضی از مفردات و پایه های نظری اندیشه خود را از اصول فکری مودودی اخذ کرده است.

کتاب «المصطلحات الاربعه فی القرآن: الاله ـ الرب ـ العباده ـ الدین» مودودی، روی مسیر فکری سید قطب تأثیرات گوناگون و عمیقی داشته است.مهمترین عناصر فکری که سید قطب از مودودی برگرفته عبارتند از:

 

حاکمیت

به معنای اینکه فقط خداوند متعال حاکم مطلق بر این کون و جهان است و اوست تنها قانونگذار و شریعت ساز این جهان… و دیگر قوانین، که از او نیست، باطل و غیرشرعی است.

منبع : سایت سید هادی خسروشاهی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس