معماری
خانه ---> دعوت و داعی ---> ارزش و جايگاه مسجد، حرمت و تقدّس مسجد
دعوت جمعی

ارزش و جايگاه مسجد، حرمت و تقدّس مسجد

ارزش و جايگاه مسجد، حرمت و تقدّس مسجد

نويسنده : اسماعيل كس‌نزاني

مسجد از ريشه «سَجَدَ» با كسر «ج» به معناي مكان سجده مي‌باشد، مكاني كه پيشاني به عنوان تعظيم بر آن فرو مي‌آيد. اما در اصطلاح به مكاني گفته مي‌شود كه مسلمانان در آنجا نماز مي‌خوانند و در برابر پروردگارشان سجده مي‌كنند.

مسجد مكان سجده در برابر عظمت خداست.

مكان بيان نمودن بندگي در برابر پروردگار بندگان است.

مكان شناخت و گذرگاه رسيدن به سعادت در جوار خداوند مهربان است.

مكان پاك‌كردن شرك و نابودكردن باطل و جايگزين كردن حق و حقيقت است.

مسجد مكان آزادي بشر از قيد بردگي و بندگي مخلوقات است.

مسجد در اسلام از جايگاه ويژه و رفيعي برخوردار است. مكاني كه خانه‌ي خداست.

[وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ] جن/18

مكاني كه نام و ياد عبادت خداوند متعال از آنجا بلند مي‌شود، جايي‌ كه محبوب‌ترين مكان نزد خداوند متعال است.

 [اَحَبُّ الْبِلادِ إلَى اللهِ مَسَاجِدُهُا وَ أبْغَضُ الْبِلادِ إلَى اللهِ أسْوَاقُهَا][1] مسلم

ابوهريره c روايت كرده است كه رسول اكرم h فرمودند: «‌محبوب‌ترين مكان از شهرها و روستاها نزد خداوند، مساجد و مبغوض‌ترين مكان، بازارها هستند.»

اين محبوبيت به خاطر توحيد و يكتاپرستي و عمل و عبادتي است كه خالصانه براي خداوند انجام مي‌گيرد؛ به‌خاطر ايمان و تقوا و برادري و برابري و وحدت افرادي است كه در مساجد حضور دارند. مكاني كه با رفت و آمد پي در پي به آن، ايمان فرد را مي‌سازد و به آن مي‌افزايد، مكاني كه با ايمان گره خورده است.

رفت و آمد به مسجد به حدي داراي اهميت است كه پيامبر صادق h آن را با ايمان پيوند مي‌دهد و مي‌فرمايد:

[إذَا رَأيْتُمُ الرَّجُلَ يَعْتَادُ الْمَسَاجِدَ فَاشْهَدُ لَهُ بالإيمانِ][2] ترمذي

«هرگاه شخصي را ديديد كه بر نماز خواندن در مسجد عادت دارد، به ايمان‌داري او گواهي دهيد.»

واقعاً رفت و آمد به مسجد و شركت در نماز جماعت از نشانه‌هاي ايمان است و منافقين در انجام چنين اعمالي متهاول و سست هستند، زيرا ايمان همراه با عمل از خصوصيات ايمانداران صادق است و كساني كه بدون هيچ عذري از رفتن به نماز جماعت خودداري مي‌كنند بايد به صداقت در ايمانشان شك كنند!!

مكاني كه رفت و آمد به آن سبب نجات از وحشت و تاريكي‌هاي روز قيامت و آرامش در بهشت جاويدان خواهد شد.

[بَشِّرِ المَشَّائينَ فِي الظُّلَمِ إلَى المسَاجدِ بالنُّورِ التَّامِّ يَوْمَ القيامَةِ]1 ابوداود و ترمذي

«كساني را كه در تاريكي‌ها به مساجد مي‌روند، به نوري كامل در روز قيامت مژده بده.»

[مَنْ غَدَا إلَى المسجِدِ وَ رَاحَ أعَدَّ اللهُ لَهُ نُزُلَهُ مِنَ الجَنَّةِ كُلَّمَا غَدَا أو رَاحَ]2 بخاري و مسلم

«هركس به مسجد رفت و آمد كند، خداوند به خاطر هر رفت و آمد برايش ضيافتي در بهشت، تدارك مي‌بيند.»

آري واقعاً اين نعمت‌ها، شايسته‌ي كسي است كه بدون دلبستگي به دنيا، اذان را لبيك گفته و به مسجد مي‌رود، ام المؤمنين عايشه صديقه ب مي‌فرمايد: «رسول الله h در كارهاي خانه، همسران خود را كمك مي‌كرد، اما به محض اين كه وقت نماز فرا رسيد، براي نماز بيرون مي‌رفت.»1

جايگاهي كه دلبستگي به آن سبب نجات از عذاب و گرماي سوزان روز قيامت مي‌گردد و فرد را به زير سايه‌ي رحمت الهي مي‌كشاند. طبق حديث صحيح در روزي كه هيچ سايه‌اي وجود ندارد، يكي از هفت‌گروهي كه زير سايه‌ي رحمت الهي قرار مي‌گيرند كساني هستند كه همواره در ياد و دل‌بسته‌ي مساجد هستند.

[وَ رَجُلٌ قَلبُهُ‌ مُعَلَّقٌ فِي‌ المساجِدِ]2

مسجد و معراج

ارزش مسجد به اين است كه انسان را به خداوندِ متعال نزديك گرداند.

به معراج پيامبر h در آسمان‌ها و جوار حق تعالي فكر كنيد! قبل از رفتن به آسمان، از مسجدي به مسجدي ديگر … !؟

[سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأقْصَى …] اسرا/1

«تسبيح و تقديس خدايي را سزاست كه بنده‌ي خويش را در شبي از مسجدالحرام به مسجد الأقصي (بيت‌ المقدس) برد»

آيا اين به خاطر ارزش و جايگاه مساجد نيست كه قبل از اين كه پيامبر h در جوار خداوند سخن بگويد1، بايد از مسجد عروج خود را آغاز كند؟ آيا اين موضوع به ما نمي‌گويد كه مساجد پله‌ي پرتاب و بالا رفتن انسان به مقامي است كه خداي خود را ملاقات كند؟ (والله أعلم)

آيا كسي كه مي‌خواهد در جهان ديگر خداوند را با چشم سر ببيند2 نبايد با تأسي از اسراء و معراج پيامبر h مسجد را جايگاه عروج خود، براي ملاقات پروردگار خويش قرار دهد؟

آري! ارزش و جايگاه مسجد در دين اسلام بسيار زياد، مهم و داراي نقشي كليدي در تربيت افراد و وحدت مسلمين است.

«مسجد در اسلام محل عبادت تمام مردم مسلمان است، رسول خدا h همه روزه در آن براي يارانش امامت مي‌كرد و آن خانه‌ي خدا و خانه‌ي همه‌ي مردم بود.»1

بيان كردن ارزش و اعتبار مسجد بايد راهي براي تغيير ديدگاه در مورد آن مكان مقدس باشد و اين تغيير ديدگاه سبب ايجاد علاقه و دلبستگي، و اين علاقه سبب رفت و آمد به مسجد و شركت در نماز جماعت گردد.

مسجد، فقط جايگاه خداوند است

ارزش مسجد به يكتاپرستي است، مسجد بايد محل عبادت خالصانه‌ براي خداوند باشد، بايد جايگاهي باشد كه انسان را به خالقش نزديك سازد، پله‌ي عروج از دنياي سرد و بي‌روح مادي به دنياي آرامش و اطمينان؛

ارزش مسجد به آن است كه خداوند عبادت و بندگي شود و سراسر زندگي از مسجد رهبري گردد يعني هركاري جز با هدف رضايت خداوند انجام نشود.

[وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِله فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَدًا] جن/18

«مساجد مختص پرستش خداوند است و (در آنها) كسي را با خداوند پرستش نكنيد.»

 در مسجد نبايد غيرخدا عبادت شود و غير خدا را طلبيد، مسجد نبايد راهي براي عظمت دادن به غير خداوند باشد، مسجد جايگاه عبادت و طلب از خداوند است و بس.

مجاهد گفته است: «يهود و نصارا وقتي به كليسا و كنشت و مراكز عبادت خود مي‌رفتند در آنجا براي خدا شريك قائل مي‌شدند، از اين رو خداوند به پيامبر h و مؤمنان دستور مي‌دهد كه در تمام مساجد و اماكن عبادت، خدا را تنهايي و خالصانه پرستش كنند.»1

به همين خاطر پيامبر h با دستان خويش آثار شرك و مرده‌پرستي را از مسجد الحرام پاك نمود. چگونه در خانه‌اي كه متعلق به خداست، كسي ديگري صاحبخانه شود؛ يا كسي كه به او ايمان ندارد آن را بنا كند؟

يكتاپرستي در مسجد به حدي داراي اهميت است كه هركس به خداوند ايمان ندارد يا حتي از غيرخدا مي‌ترسد، حق تأسيس مسجد را ندارد؛ در جامعه‌ي اسلامي هركس حق ساختن و آباد كردن مسجد را ندارد، چون قرار است اين مسجد محل خلوت‌نمودن دسته جمعي!! با خداوند متعال و راز و نياز و گفتگو با وي باشد، مكان تقويت تقوا در درون دل‌ها باشد، به همين دليل خداوند متعال مي‌فرمايد: [مَا كَان للمُشركينَ أنْ يَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللهِ شاهِدينَ عَلَى أنْفُسِهِم بالكُفرِ أولئك حبِطَتْ أعْمَالُهُم وَ فِي النَّارِ هُم خالِدُونَ * إنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجدَ اللهِ مَنْ آمَنَ باللهِ وَ الْيَومِ الآخِرِ وَ أقَامَ الصَّلاةَ و آتَى الزَّكاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إلاّ اللهَ] توبه/18ـ17

«مشركاني كه به كفر خويش گواهي مي‌دهند، حق ندارند مساجد خدا را آباد كنند، آنان اعمالشان هدر و تباه است و جاودانه در آتش دوزخ مي‌مانند * قطعاً مساجد خدا را كساني آباد كنند كه به خداوند و روز رستاخير ايمان دارند و نماز به پاي مي‌دارند و زكات مال مي‌پردازند و از هيچ كس غير از خداوند نمي‌هراسند …»

سيدقطب / مي‌فرمايد:

«روند قرآني براي مشركان نمي‌پسندد كه حقي در اين داشته باشند كه خانه‌هاي يزدان را تعمير و آباد كنند، چه تعمير و آبادكردن خانه‌هاي خدا حق خالص و درست ‌كساني است ‌كه به خدا ايمان داشته باشند و فرائض و واجبات او را به جاي مي‌آورند.»1

آري چنين است، نمي‌شود پايگاه مسلمانان را كسي بنا كند كه به خداوند ايمان نداشته باشد، ارزش مسجد به يكتاپرستي و عبادتي است كه در سايه‌ي توحيد در آن انجام مي‌شود، پس نبايد كسي آن را بنا كند كه خود به آن معتقد نباشد و خود اهل مسجد نباشد. هدف از ساختن مسجد عبادت خداوند و دليل آن رضايت پروردگار است. حال چگونه كسي كه براي خداوند شريك قرار مي‌دهد و رضايت او را نمي‌طلبد، به ساختن آن همت گمارد؛ «براي آنان صحيح نيست كه مساجد را در عبادات باطلشان مورد بهره‌برداري قرار داده و به امر آباداني و خدمت مساجد بپردازند، … با انجام دادن عمليِ كفر، چون نصب بتان، گرفتن آنها به خدايي و تقديم عبادت و نيايش براي آنها. پس چگونه مي‌توان ميان چنين اعمالي با آباد ساختن مساجد كه فقط از شأن مؤمنان است، جمع كرد؟»1

حتي خداوند متعال پيامبر رحمت h را از نمازخواندن در مسجدي كه منافقان آن را براي توطئه عليه مسلمانان ساخته بودند، منع فرمود؛ چطور ممكن است مسجدي كه بر پايه‌ي نفاق و بي‌ايماني ساخته شده است، محل ابراز عبوديت براي خداوند متعال باشد؟ آري! ارزش مسجد به عبادت خداوند است و بايد با هدف نزديك‌شدن به وي ساخته شود.

[لا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ] توبه/108

«(اي پيغمبر) هرگز در آن (مسجد ضرار) توقف مكن و نماز مگزار، مسجدي كه از روز نخست بر پايه‌ي تقوا بنا گرديده است، سزاوار آن است كه در آن بر پاي ايستي و نماز بگزاري.»

مسجد ضرار، مسجدي بودي كه منافقان بر ضد مسلمانان و براي رايزني و طرح نقشه عليه اسلام و مؤمنان در مدينه درست كرده بودند.1 «بعد از اتمام ساخت آن، نزد پيامبر h آمدند و گفتند براي افراد مريض و معلول و نيازمند و شب‌هاي باراني مسجدي ساخته‌ايم، دوست داريم با ما تشريف بياوريد و در آن نماز بخوانيد.»2 اما وحي،‌ هويت آن را بر پيامبر h آشكار كرد و اجازه نداد در آن نماز بخواند و پيامبر h هم دستور ويران‌كردن و سوزاندن آن را صادر كردند. آري! مسجدي كه با هدف عبادت خداوند و كسب تقوا ساخته نشده باشد، ويرانه‌اي بيش نيست و بايد ويران گردد.

مسجد در نزد خداوند متعال داراي ارزش بسيار زيادي است و نمي‌خواهد جز كساني كه عبادت وي را انجام مي‌دهند، كسي ارزش آن را پايين بياورد. به همين خاطر نبايد مشركان به مسجدالحرام نزديك شوند، تا حرمت آن مكان مقدس شكسته نشود و خاطر مسلماناني كه در آنجا مشغول عبادتي خالصانه هستند، پريشان نگردد.

[يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا] توبه/28

«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، بي‌گمان مشركان پليدند، لذا نبايد از امسال به مسجدالحرام نزديك شوند.»

پليدبودني كه خداوند متعال در اين آيه شريف به مشركان نسبت مي‌دهد، مربوط به باور و اعتقاد ايشان است و خداوند نمي‌خواهد كساني كه به اين مناسك و عبادات اعتقاد ندارند به آنجا وارد شوند. چگونه جايگاهي كه نماد توحيد و يكتاپرستي است، مشركاني بدانجا وارد شوند كه انديشه‌ي شرك و بت‌پرستي در سر دارند! زيرا كسي كه انديشه‌ي شرك و بت‌پرستي دارد جز براي بت‌پرستي و شريك قرار دادن براي خداوند و قراردادن بت‌هاي گوناگون به عنوان واسطه بين خود و خداوند به بيت‌الحرام نزديك نمي‌شود، پس كسي كه داراي چنين انديشه‌ي پليدي است، نبايد به چنين جايگاه پاك و مقدسي نزديك شود، از طرف ديگر مشركين زمان پيامبر h اكثراً بر ضد اسلام و مسلمين و براي احياي بت‌پرستي و اسلام‌ستيزي فعاليت مي‌كردند، پس اين مشركين از لحاظ رفتاري نيز پليد بودند و مي‌خواستند با قدرت و ثروتشان، انديشه‌هاي پليدشان را بر مؤمنان حاكم سازند و مسلمانان را از دين بر گردانند و دوباره شرك را به مسجدالحرام باز گردانند؛ پس چگونه رواست كه اين پليدانديشان و اين پليد رفتاران وارد اين مكان مقدس و سراسر پاك شوند؟

دين اسلام حتي از ساختن مسجد بر روي قبور انبياء و صالحان نهي فرموده است و به شدت با آن مخالفت مي‌كند و مسلمانان را از اين كار بر حذر مي‌دارد. «عايشهب مي‌گويد: ام حبيبه و امّ سلمه درباره‌ي كنيسه‌اي كه آن را در حبشه ديده بودند و در آن عكس‌هايي وجود داشت صحبت كردند و جريان را براي پيامبر h بيان نمودند، پيامبر h فرمود: اين جماعت هروقت انسان صالحي در ميانشان فوت مي‌كرد بر روي قبرش مسجدي مي‌ساختند و تصوير او را بر در و ديوار مي‌كشيدند، اما اين اشخاص (كه بر قبر افراد صالح مسجد بنا مي‌كنند و عكس آنان را در آنجا به در و ديوار آويزان مي‌كنند) در روز قيامت در پيشگاه خداوند بدبخت‌ترين افراد هستند.»1 متفق‌عليه

همچنين ابوهريره c روايت مي‌كند كه پيامبر h فرمود:

[قَاتَلَ اللهُ اليَهُودَ وَ النَّصَارى، اِتَّخَذُوا قُبُورَ أنبيائِهِم مَسَاجِدَ]2 متفق‌عليه

«خداوند يهود و نصارا را نابود كند، چون قبر پيامبران خود را به صورت مسجد در آوردند.»

اين برخورد و مخالفت بدان خاطر است كه مسلمانان در مساجد برجايگاه عظمت و بزرگي، فقط خداوند متعال را ياد كنند و غير خدا را در برابر ذات الله بزرگ جلوه ندهند و مرتكب شرك نشوند. زيرا با اين كار،‌ در گذر زمان شيطان انسان‌ها را به پرستش و تقدّس شخص صالح داخل قبر وسوسه مي‌گرداند و ايشان را از جاده‌ي هدايت منحرف مي‌گرداند. به همين خاطر مسلمانان بايد از اين كار دوري كنند و مساجد را فقط براي عبادت و بيان كردن بندگي براي خداوند بسازند، زيرا مسجد فقط جايگاه خداوند است و بس.

حرمت و تقدّس مسجد

مسجد جايگاهي است كه در آنجا عبادت خداوند متعال صورت مي‌گيرد و به همين دليل داراي تقدس و حرمت است و نگهداشتن اين حرمت و تقدّس بر هر مسلمان لازم است. رعايت كردن اين حرمت و تقدس باعث افزايش ايمان در محيط مسجد و ايجاد فضاي معنوي بيشتري در آن خواهد شد.

[يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ] اعراف/31

«اي فرزندان آدم! در هر مسجد گاه و عبادتگاهي خود را بياراييد و بخوريد و بياشاميد ولي اسراف و زياده‌روي نكنيد كه خداوند اسراف‌كاران را دوست ندارد.»

«زينَتَكُم»در اين آيه‌ مي‌تواند دو معني داشته باشد، يك معناي ظاهري و يك معناي باطني؛ معناي ظاهري كه بر تشويق‌كردن مؤمنان براي آراسته‌كردن ظاهر هنگام عبادت دلالت مي‌كند، يعني هركسي كه وارد مسجد مي‌شود، سعي كند از لحاظ ظاهري مرتب، تميز، خوشبو و آراسته باشد و از هرگونه زشتي و پليدي خود را پاك گرداند، مثلاً انسان مسلمان نبايد هنگام رفتن به مسجد، گياهان بدبو بخورد و باعث اذيت‌كردن افراد ديگر شود.

جابر c از پيامبر h روايت مي‌كند كه فرمود:

[مَنْ أَكَلَ مِنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ الْـمُنتَنَةِ فَلا تَقْرَبَنَّ مَسْجِدَنا …]1 بخاري و مسلم

«هركس از اين درخت بدبو (پياز و سير) بخورد به مسجد نيايد…»

«به دليل همين آيه و احاديثي كه در معني آن روايت شده است، سنت است كه شخص نمازگزار در حال نماز به بهترين شكل و شمايل خويش حاضر شود، زيرا نماز مناجات با پروردگار است، بنابراين به كار گرفتن زينت و استعمال خوشبويي اداي نماز مستحب است.»2

حتي پيامبر h به نظافت مساجد اهميت مي‌دهد و به آن دستور مي‌دهد، چون عبادتي پاك، نيازمند مكاني پاك است. «از ام المؤمنين عايشه صديقه ب روايت است كه رسول اكرم h دستور به ساخت مسجد در محله‌ها و نظافت و استعمال بوي خوش در آن دادند.»1

پيامبر رحمتh مؤمنان را از انداختن‌آب دهان در مسجد برحذر مي‌دارد، تا اين حرمت و تقدّس در ذهن مسلمان نقش بندد و هميشه در نظر آنها مقدس جلوه نمايد، تا با حضور در چنين مكان مقدسي، عبادت‌هايي لايق آن انجام دهند؛ انس بن مالك c مي‌گويد، پيامبر h فرمود:

[الْبُزَاقُ فِي المَسْجِدِ خَطِيْئَةٌ وَ كَفَّارَتُهَا دَفْنُهَا]2 بخاري

«انداختن آب دهان در مسجد گناه است و كفاره‌ي آن پاك‌كردن و دفن كردن آن است.»

و معناي ديگر «زينَتَكُم» مي‌تواند مربوط به زينت باطني باشد؛ يعني آراسته كردن و زينت دادن باطن،‌ پاك‌كردن نيّت از رضايت غير الله، خالص كردن عبادت براي خداوند و پرهيز از هرگونه بدعت در انجام عبادت؛ يعني آراسته كردن باطن با لباس ايمان و تقوا و اخلاص، يعني دور ريختن هرگونه كينه و حسد و سوء ظن؛ پس خداوند متعال در اين آيه از بندگان مي‌خواهد كه حرمت مسجد را هم با زينت ظاهري و هم زينت باطني رعايت نمايند؛ همان طور كه خداوند متعال به ابراهيم و اسماعيل چنين دستوري مي‌دهد:

[… وَ عَهِدْنَا إلَى إبراهِيمَ وَ إسمَاعِيلَ أنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ للطَّائفِينَ وَ الْعَاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ] بقره/125

«به ابراهيم و اسماعيل سفارش كرديم كه خانه‌ي ما را براي طواف‌كنندگان و اعتكاف‌كنندگان و ركوع‌ و سجودبرندگان (از هر چه ناپاكي شرك و گناه و هر چه ناپاكي مكاني است) پاك و پاكيزه كنند.»

اصحاب گرامي رسول خدا h در مسجد يا عبادت انجام مي‌دادند، يا مشغول ذكر و تلاوت و تفكر بودند يا همديگر را نصيحت و ارشاد مي‌كردند؛ حتي از هنگام ورود به مسجد. از ابو اُسيد ساعدي c روايت است كه رسول اكرم h فرمودند: «هرگاه يكي از شما وارد مسجد مي‌شود اين دُعا را بخواند:

[اللَّهُمَّ افْتَحْ لِـي أبْوَابَ رَحْمَتِكَ]

«اي الله دروازه‌هاي رحمتت را برايم بگشا.»

و چون از مسجد خارج شود اين دعا را بخواند:

[اللَّهُمَّ إنِّي أسْئَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ] 1 مسلم

«اي الله فضل او را مي‌خواهم.»

در كتاب معارف الحديث در شرح اين حديث آمده است كه «لفظ رحمت بيشتر بر انعامات ديني و معنوي و لفظ فضل بر رزق و نعمت‌هاي دنيوي اطلاق گرديده لذا رسول اكرم h به هنگام ورود دعاي فتح، باب رحمت را تعليم دادند، چون مسجد جاي حصول نعمت‌هاي ديني، معنوي و اخروي است و به هنگام خروج از مسجد طلب فضل و نعمتهاي دنيوي را تلقين فرمودند.»1

و سنت است كه هرگاه كسي وارد مسجد شد، دو ركعت نماز تحية‌المسجد بخواند،

[إذَا دَخَلَ أحَدَكُمُ المَسْجِدَ فَلْيَرْكَع رَكْعَتَيْنِ قَبْلَ أنْ يَجْلِسَ]2 بخاري

«هرگاه يكي از شما وارد مسجد شد، قبل از اين كه بنشيند دو ركعت نماز بخواند.»

يكي از راه‌هاي رعايت حرمت مسجد، انجام عبادت صحيح و مطابق با سنت و پرهيز از هرگونه اعمال لغو و سخنان بيهوده است، چنين اعمال و سخناني تقدّس مسجد را مي‌شكند و عملاً حرمت آن را از نظرها مي‌برد، به همين دليل تأثير عبادت را بر نفوس كاهش مي‌دهد.

نشستن افراد در مسجد و صحبت كردن آنان در مورد معامله و خريد و فروش و امور دنيايي و طمع و غيبت و تهمت و مسخره‌كردن، از اموري است كه مسلمانان را از ياد خداوند و مرگ و قيامت و پيشرفت مسلمين و خير و صلاح ايشان باز مي‌دارد، چنين سخناني در مسجد ناروا و نادرست است.

عبدالله بن عمرو بن عاص c روايت مي‌كند كه:

[نَهَى رَسُولُ اللهِ عَنْ تَنَاسُدِ الأشْعَارِ فِي المَسجِدِ وَ عنِ البَيْعِ و الأشْتراء فِيهِ وَ أن يَتَحَلَّقَ النَّاسُ يَومَ الجُمُعَةِ قَبلَ الصَّلاةِ فِي المسجدِ]1 ‌ترمذي و أبوداود

«پيامبر h از شعرگويي و مشاعره و خريد و فروش در مساجد منع فرمودند و از اين هم منع فرمودند كه روز جمعه، قبل از نماز، مردم گروه گروه در مسجد جمع شده و صحبت كنند.»

همچنين حسن‌ بصري / در حديثي مرسل روايت مي‌كند كه پيامبرh فرمودند:

«زماني خواهد آمد كه صحبت‌هاي دنيويِ مردم در مساجد خواهد، بر شما لازم است كه با آنان همنشين نباشيد، خداوند با ايشان هيچ ارتباطي ندارد.»2

 آري! نبايد عبادت را با چنين اعمال كم ارزشي تباه كرد و بر هر مسلماني لازم است، از چنين سخنان لغو و كارهاي بيهوده‌اي پرهيز كند و نگذارد در عبادت خالصانه‌اش خدشه‌اي وارد شود.

اما هركاري كه براي اصلاح فرد و ملت، پيشرفت جامعه و امت، پيشبرد اهداف اسلامي، ريشه‌كن كردن فقر و فساد و آخرت افراد، مفيد و سازنده باشد، انجام دادن آن در مسجد صحيح است. در مسجد عبادت و نماز و راز و نياز، اعتكاف و خلوت با خداوند، تعليم و تفسير قرآن، بيان و شرح احاديث نبوي، خطابه و سخنراني در بيان كردن احكام دين و شريعت، تقويت روحي و رواني افراد و درباره‌ي هرآنچه خير و صلاح امت اسلام را به دنبال دارد، روا و صحيح مي‌باشد، همانطور كه پيامبر h در مسجد دين را به صحابه تعليم مي‌داد و براي آنها سخنراني مي‌كرد و به سؤالات آنان پاسخ مي‌گفت و در جهت پيشبرد امت اسلام و تبليغ و گسترش آن تلاش مي‌كرد.

پيامبر h مي‌فرمايد: «جمع نمي‌شوند گروهي در خانه‌اي از خانه‌هاي خدا كه كتاب خدا را تلاوت كنند، و به تعليم و تعلّم بپردازند، مگر اين كه بر آنها آرامش نازل شده و رحمت خدا آنها را فرا مي‌گيرد و ملائك در اطرافشان حلقه مي‌زند و خداوند از آنها در نزد ملائكه ياد مي‌كند.»1 مسلم

«حضرت عايشه ب روايت مي‌كند كه روزي رسول الله h را ديدم كه كنار دروازه‌ي خانه من ايستاده است، در حالي كه عده‌اي از مردم حبشه، داخل مسجد تمرين نيزه مي‌كردند آن حضرت چادرش را روي من انداخت تا در كنار ايشان نيزه بازي آنها را تماشا كنم.»2

نيزه‌بازي مردم حبشه نه تنها به حرمت مسجد لطمه‌ نمي‌زند بلكه سبب آموزش نظامي اصحاب مي‌شد. پيامبر رحمت h مي‌خواهد صحابه با نگاه كردن به ايشان فنون نيزه‌زني و شمشيرزني آنها را بياموزند، و اين رعايت كردن حرمت مسجد و نقش آن در تربيت افراد جامعه اسلامي است.

حتي بعضي اوقات هم مسجد النبي به درمانگاه زخمي‌ها و محل مداواي آنها تبديل مي‌شد.1 «مسجد براي امور مسلمانان و براي تمام آنچه كه خير و صلاح دين و دنياي آنان مي‌انجامد، وضع شده است و در اين مركز است كه مردم با حقايق اسلامي و واقعيات شريعت در تمام امور زندگي خود اعمّ از معنوي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و … آشنا شوند.»2 حرمت و تقدّس مسجد به اين است كه به جايگاهي براي نزديك شدن به خداوند متعال تبديل گردد، و در جهت سازندگي و پيشرفت جامعه و تربيت افراد به كار گرفته شود و در غير اين صورت حرمت و تقدّس مسجد شكسته خواهد شد.

——————————————–

منبع: نام كتاب    : مسجد جايگاه تربيت و دعوت / نويسنده     : اسماعيل كس‌نزاني /ناشر           : آراس


[1]. معارف الحديث، مؤلف: محمدمنظور نعماني، مترجم: عبدالمجيد مرادزهي، انتشارات فاروق أعظم، چاپ چهارم 87، ج2 ص131

[2]. نمازي با حضور، مؤلف: سيد عبدالباقي العاصمي، چاپ اول 80، صفحه 12، و رياض الصالحين ج2ص802

1. همان منبع، ص 53

2. اللؤلؤ و المرجان، محمدفؤاد عبدالباقي، مترجم: ابوبكر حسن‌زاده، نشر احسان، چاپ سوم 84، ج1ص299

1. مختصر صحيح بخاري، مترجم: عبدالقادر ترشابي، انتشارات حرمين، چاپ دوم 86، ج1 ص240

2. مختصرصحيح‌بخاري، مترجم: عبدالقادر ترشابي، انتشارات‌حرمين، چاپ‌دوم86، ص236

1. بعضي از افراد معتقدند كه پيامبر h در شب معراج خداوند را با چشم سر ديده است، اما اين سخن صحيح نيست، زيرا در يك حديث متفق عليه،‌ صحابه گرامي مسروق c مي‌گويد: به عايشه رضي‌الله عنها گفتم: اي مادر محترم، آيا محمدh پروردگارش را رؤيت كرده است؟ عايشه رضي‌الله عنها گفت: از اين سؤال شما بدنم به لرزه در آمد، شما به سه موضوع چه كار داري؟ هركس در مورد آنها با شما صحبت كند، دروغ مي‌گويد. اول: كسي كه بگويد محمد h پروردگارش را ديده است، حتماً دروغ گفته است، آنگاه عايشه رضي‌الله عنها آيه‌ي 102 سوره انعام و آيه‌ي 51 سوري شوري را خواند. اللؤلؤ و المرجان، ج1 ص 120

2. اهل سنت و جماعت معتقدند كه راه يافتگان به بهشت برين، سعادت ديدار خداوند متعال را با چشم سر به دست خواهند آورد. [وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ* إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ] «در آن روز (قيامت) چهره‌هايي شاداب و شادانند* به پروردگار خود مي‌نگرند.»

1. جامعه‌گرايي اسلامي پيامبر اسلام، مؤلف:محمدالشلبي، مترجم: محمدسعيد مجيدي، انتشارات كردستان، چاپ اول 82، ص47

1. صفوه‌التفاسير، محمدعلي صابوني، مترجم: محمدطاهر حسيني، نشر احسان، چاپ اول 82، ج4ص549

1. في ظلال القرآن، مؤلف: شهيد سيدقطب، مترجم: مصطفي خرمدل، نشر احسان، چاپ دوم87، ج3ص471

1. انوار القرآن، ترتيب و ترجمه: عبدالرئوف مخلص، انتشارات شيخ احمد جام، ج2ص516

1. اين نامگذاري هم ـ ضرار ـ به اين خاطر بود كه هدف از ساختن آن ضرر رساندن به مسلمانان بود و عملاً يك مركز تروريستي بود.

2. صفوه‌التفاسير، ج2 ص 250

1. اللؤلؤ و المرجان، ج1ص253

2. همان منبع، ج1 ص254

1. معارف الحديث، مؤلف: محمدمنظور نعماني، مترجم: عبدالمجيد مرادزهي، انتشارات فاروق أعظم، ج2 ص142

2. انوار القرآن، ترتيب و ترجمه: عبدالرئوف مخلص، ج2ص302

1. معارف الحديث، ج2ص140

2. معارف الحديث،‌ ج2ص140

1. همان منبع، ج2ص137

1. همان منبع، ج2ص137

2. مختصر صحيح بخاري، ج1ص177

1. معارف الحديث، ج2 ص143

2. همان، ج2 ص 145

1. آداب مساجد، مؤلف: ابوبكر جزائري، مترجم: نورمحمد نورمحمدي، ص28

2. مختصر صحيح بخاري، ج 1، ص 180

1. همان منبع، ج1 ص 183و182

2. ديدگاه فقهي معاصر، مؤلف: يوسف قرضاوي، مترجم: احمد نعمتي، ج2ص504

۲ نظر:

  1. ناشناس

    مسجد مقدس است پس چرا به بهانه ساخت مسجد دکان ومغازه میسازند وکاسبی میکنند آیا اینکار مورد نفرت خدا نیست کدام کلیسا پاساژ دارد کدام کلیسا مرکز تجاری است چرا انتقادپذیر نیستیم مسجد راتبدیل به مرکز پول دراوردن وکاسبی کرده اند

  2. سلام
    این امکان برای درآمد و هزینه کردن برای خود مسجد هست چه اشکالی دارد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس