به کانال تلگرامی نوگرا بپیوندید»»» @eslahe کانال نوگرا @eslahe
عقیدهمطالب جدید

استدلال قرآن دال بر الوهیت مطلق خداوند

استدلال قرآن دال بر الوهیت مطلق خداوند

نویسنده: ابوالاعلی مودودی / مترجم: سامان یوسفی نژاد

 

قرآن کریم نیز چنین  تصوری از سلطه دارد که آن را پایه و اساس استدلال­ها و برهان­های خود در انکار الوهیت غیرخدا و اثبات آن برای خدای متعال قرار داده است: قرآن استدلال­های خود را در این زمینه به این ترتیب مطرح می­کند که :

تمام نیروها، قدرت­ها و شایستگی­ها در آسمان­ها وزمین فقط از آن ِ خدای متعال است؛ لذا آفریدن همانا مختص او، گنجینه نعمات در دست او، امر کردن فقط حق او، تمام نیروها و قدرتها در قبضه او و تمامی آنچه که در آسمانها وزمین است، از سر اختیار یا از روی اجبار، همه فرمانبردار و مطیع او هستند. غیر او بر هیچ چیز سلطه ای ندارد و این فقط حکم اوست که در آسمانها و زمین جاری است. کسی هم به جز او وجود ندارد که از اسرار موجودات و شیوه نظم و تدبیر آنها آگاه باشد و یا اینکه در صدور حکم، شریک خدای بزرگ باشد. پس با این توصیف، هیچ معبود به حقی جز او وجود ندارد.

مادام که هیچ اله و معبودی غیر از خداوند وجود ندارد، هرکار انجام شده­ای با این اعتقاد که غیر او هم می­تواند اِله باشد، از اساس پوچ و باطل است، فرقی هم نمی­کند، چه آن معبود را دعا کنیدو از او پناه جسته و نسبت به وی خوف و رجا داشته باشید و چه او را شفیع ود در نزد خداوند بدانید و از او اطاعت و فرمانش را اجرا کنید، درنتیجه، تمام این پیوندها و رابطه­هایی که با غیرخدا برقرار ساخته­اید، در قواع باید فقط مختص خدای سبحان باشد؛ زیرا غیر از او هیچ کسی وجود ندارد که سلطه­ای دردست داشته باشد.

اکنون به اسلوب زیبایی که قرآن کریم در آیات بلیغ و اعجاز انگیز خویش در این باب (برای بیان استدلال­ها و براهین دالّ بر الوهیت مطلق الهی) به کار می­گیرد، توجه فرمایید:

وَهُوَ الَّذِی فِی السَّمَاءِ إِلَـهٌ وَفِی الْأَرْ‌ضِ إِلَـهٌ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْعَلِیمُ      ( زخرف:۸۴)

خدا آن کسی است که در آسمان و زمین معبود است و او حکیم و علیم است.

أَفَمَن یَخْلُقُ کَمَن لَّا یَخْلُقُ أَفَلَا تَذَکَّرُ‌ونَ *… وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ لَا یَخْلُقُونَ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ*إِلَـهُکُمْ إِلَـهٌ وَاحِدٌ    (نحل: ۱۷،۲۰،۲۲)

پس (ای وجدانهای بیدار! از نظر عقل) آن که ( این همه چیزهای عجیب و غریب و نعمتهای بزرگ و سترگ را) می­آفریند، همچون کسی است که (چیزی) نمی­آفریند؟ (آیا باید بت حقیر و انسان فقیر را شریک خدای جلیل قرار داد؟) آیا یادآور نمی­شوید؟ (تا به اشتباه خودپی ببرید و از پرستش بت­ها و انسانها دست بردارید و تنها و تنها خدای یگانه را بپرستید و سپاسگذاری کنید)

… آن کسانی را که بجز خدا به فریاد می­خوانند و پرستش می­نمایند، نمی­توانند چیزی را بیافرینند و بلکه خودشان آفریده می­گردند! (پس باید مخلوقات ضعیف را پرستید و به کمک طلبید، یا خالق کائنات را؟!)

…. معبود شما معبود یکتایی است.

یَا أَیُّهَا النَّاسُ اذْکُرُ‌وا نِعْمَتَ اللَّـهِ عَلَیْکُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَیْرُ‌ اللَّـهِ یَرْ‌زُقُکُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْ‌ضِ لَا إِلَـهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَکُونَ  (فاطر: ۳)

ای مردم! نعمتی را که خدا به شما عطا فرموده است (با بجای آوردن شکر و ادای حق آن) یادآوری کنید (و سفله و ناسپاس نباشید و از کنار این همه مواهب و برکات و امکانات حیات، سهل و ساده نگذرید، بلکه از خود بپرسید) آیا جز الله، آفریننده­ای وجود دارد که شما را از آسمان و زمین روزی برساند؟ (نه! اصلاً) جزاو فریادرس و فرمانروایی وجود ندارد، پس با این حال چگونه منحرف می­گردید (و از راه راست به راه کج می­گرایید و به جای یزدان برای بتان کرنش می­برید و سجده می­کنید؟!).

قُلْ أَرَ‌أَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّـهُ سَمْعَکُمْ وَأَبْصَارَ‌کُمْ وَخَتَمَ عَلَى قُلُوبِکُم مَّنْ إِلَـهٌ غَیْرُ‌ اللَّـهِ یَأْتِیکُم بِهِ   (انعام: ۴۶)

بگو: به من بگوئید که اگر خداوند گوش­ها و چشمهایتان را (از شما بازپس) بگیرد و بر دلهایتان مُهر نهد (بدانگونه که چیزی را نشنوید و نبینید و نفهمید) غیر از الله خدایی هست که آنها را به شما برگرداند؟

وَهُوَ اللَّـهُ لَا إِلَـهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِی الْأُولَى وَالْآخِرَ‌هِ  وَلَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْ‌جَعُونَ * قُلْ أَرَ‌أَیْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّـهُ عَلَیْکُمُ اللَّیْلَ سَرْ‌مَدًا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ مَنْ إِلَـهٌ غَیْرُ‌ اللَّـهِ یَأْتِیکُم بِضِیَاءٍ أَفَلَا تَسْمَعُونَ * قُلْ أَرَ‌أَیْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّـهُ عَلَیْکُمُ النَّهَارَ‌ سَرْ‌مَدًا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ مَنْ إِلَـهٌ غَیْرُ‌ اللَّـهِ یَأْتِیکُم بِلَیْلٍ تَسْکُنُونَ فِیهِ  أَفَلَا تُبْصِرُ‌ونَ   (قصص: ۷۲-۷۰)

پروردگار تو الله است و معبود به حقی جزاو وجود ندارد و هرگونه سپاس و ستایشی بدو تعلق دارد. چه در این جهان و چه در آن جهان، فرماندهی و داوری از آن اوست و بازگشت همه شما به سوی او خواهد بود. (او خالق، و او حاکم، و او قاضی است)

بگو: (ای مردم!) به من بگویید اگر خداوند شب را تا روز قیامت همیشه ماندگار کند ( و روز روشن را به  دنبال آن نیاورد) بجز خدا کدام معبود است که بتواند برای شما روشنایی بیاورد؟ ( و روز روشنی پدیدار کند تا در آن به تلاش بپردازید و کسب و کار کنید؟) آیا نمی­شنوید؟ (باید که بشنوید و بنگرید و کرنش برید اگر عاقلید)

بگو: مراخبر دهید، اگر خداوند روز را تا روز قیامت جاودانه و دائمی کند ( و شب تاریک را به دنبال آن­ نیاورد) بجز خدا کدام معبود است که بتواند برای شما شبی را بیاورد تا در آن بیارامید ( و خستگی کار روزانه را از تن بدرکنید؟) مگر نمی­بینید ( که دچار چه اشتباه بزرگی هستید؟ مگر شب و روز دو نشانه سترگ بر وجود خدای بزرگ نیستند؟!)

قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ لَا یَمْلِکُونَ مِثْقَالَ ذَرَّ‌هٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَلَا فِی الْأَرْ‌ضِ وَمَا لَهُمْ فِیهِمَا مِن شِرْ‌کٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِی*وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَهُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ   (سبأ:۲۳-۲۲)

(ای پیغمبر! به مشرکان) بگو: کسانی را به فریاد بخوانید که بجز خدا (معبود خود) می­پندارید. (اما بدانید آنها هرگز گرهی از کارتان نمی­گشایند وسودی و زیانی به شما نمی­رسانند؛ چرا که ) آنها در آسمان و زمین کمترین حق مشارکت (در خلقت و مالکیت و اداره جهان) نداشته ( و انباز خدا نمی­باشند) و خداوند در میانشان یاور و پشتیبانی ندارد (تا در اداره مملکت کائنات، بدو نیازمند باشد). هیچگونه شفاعتی در پیشگاه خا سودمند واقع نمی­گردد، مگر شفاعت کسی که خدا بدو اجازه (میانجیگری) دهد.

خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ بِالْحَقِّ  یُکَوِّرُ‌ اللَّیْلَ عَلَى النَّهَارِ‌ وَیُکَوِّرُ‌ النَّهَارَ‌ عَلَى اللَّیْلِ وَسَخَّرَ‌ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ‌ کُلٌّ یَجْرِ‌ی لِأَجَلٍ مُّسَمًّى   (زمر:۵)

خداوند آسمانها و زمین را به حق آفریده است (نه به بازیچه) شب را بر روز و روز را بر شب می­پیچد و خورشید و ماه را فرمانبردار (دستور خود) کرده است (و برای مصلحت بندگان به گردش و چزخش انداخته است) هریک از آنها تا مدت معین و مشخصی( که خدا می­داند) در حرکت خواهد بود.

خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَکُم مِّنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِیَهَ أَزْوَاجٍ یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ خَلْقًا مِّن بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِکُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ  لَا إِلَـهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَ‌فُونَ   (زمر: ۶)

خداوند شما را از یک تن (به نام آدم) بیافرید. سپس از جنس او همسرش را (به نام حواء) خلق کرد و برای شما هشت جفت چهارپا گسیل داشت. او شما را در شکمهای مادرانتان در میان تاریکیهای سه گانه ، آفرینش­های جوراجور و پیاپی می­بخشد (و جنین را هر دم به گونه­ای در آورده و به پله­ای از خلقت می­رساند) کسی که چنین (نعمتهایی را می­بخشد و اینگونه نقش آفرینی) می­کند، الله است که پروردگار شمااست و حکومت و مملکت (سراسر عالم هستی) از آن اوست. هیچ معبود و فرمانروایی جز او وجود ندارد، پس چگونه (با وجود این همه موجبات و انگیزه­های عبادت از حق منحرف می­گردید و از پرستش خدا به پرستش های چیزهای دیگر) برگردانده می­شوید؟

أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ وَأَنزَلَ لَکُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَهٍ مَّا کَانَ لَکُمْ أَن تُنبِتُوا شَجَرَ‌هَا أَإِلَـهٌ مَّعَ اللَّـهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُونَ *أَمَّن جَعَلَ الْأَرْ‌ضَ قَرَ‌ارً‌ا وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارً‌ا وَجَعَلَ لَهَا رَ‌وَاسِیَ وَجَعَلَ بَیْنَ الْبَحْرَ‌یْنِ حَاجِزًا أَإِلَـهٌ مَّعَ اللَّـهِ بَلْ أَکْثَرُ‌هُمْ لَا یَعْلَمُونَ *أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ‌ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْ‌ضِ أَإِلَـهٌ مَّعَ اللَّـهِ قَلِیلًا مَّا تَذَکَّرُ‌ونَ *أَمَّن یَهْدِیکُمْ فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ‌ وَالْبَحْرِ‌ وَمَن یُرْ‌سِلُ الرِّ‌یَاحَ بُشْرً‌ا بَیْنَ یَدَیْ رَ‌حْمَتِهِ أَإِلَـهٌ مَّعَ اللَّـهِ تَعَالَى اللَّـهُ عَمَّا یُشْرِ‌کُونَ *أَمَّن یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَمَن یَرْ‌زُقُکُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْ‌ضِ أَإِلَـهٌ مَّعَ اللَّـهِ  قُلْ هَاتُوا بُرْ‌هَانَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِی   (نمل: ۶۴-۶۰)

(آیا بتهایی که معبود شما هستند بهترند) یا کسی که آسمانها و زمین را آفریده است وبرای شما از آسمان آبی بارانده است که با آن باغهای زیبا و فرح افزا رویانده­ایم؟ باغهایی که شما نمی­توانستید درختان آنها را برویانید. آیا (با توجه به آفرینش آسمانها و زمین و نزول باران و برکات و ثمرات ناشی از آن و هماهنگی و پیوند لطیف و دقیق هریک از این مخلوقات) معبودی با خدا است؟! اصلاً ایشان قومی هستند (از حق پرستی به بت پرستی) عدول می­کنند. (بتها بهترند) یا کسی که زمین را قرارگاه ( ومحل اقامت انسانها) ساخته است و در میان آن رودخانه­ها پدید آورده است و برای زمین کوه­های پابرجا و استوار آفریده است (تا قشر زمین را از لرزش نگاه دارند) و میان دو دریا مانعی پدیدار کرده است؟ ( تا آمیزه یکدیگر نگردند. حال با توجه به اینها) آیا معبودی با خدا است؟! اصلاً بیشتر آنان بی­خبر و نادانند (و قدر عظمت خدا را نمی­دانند).

(آیا بت ها بهترند) یا کسی که به فریاد درمانده می­رسد و بلا و گرفتاری را بر طرف می­کند، هرگاه او را به کمک طلبید و شما (انسانها را برابر قانون حیات دائماً به طور متناوب) جانشین (یکدیگر در) زمین می­سازد (و هر دم اقوامی را بر این کره خاکی مسلط و مستقر می­گرداند. حال با توجه بدین امور) آیا معبودی با خدا است؟! واقعاً شما بسیار کم اندرز می­گیرید!

(آیا بت­های بی جان بهترند) یا کسی که شما را در تاریکیهای خشکی­ها و دریاها رهنمود (و دستگیری) می­کند و کسی که بادها را به عنوان بشارت دهندگان، پیشاپیش نزول رحمتش وزان می­سازد (و آنها را پیک قدوم باران می­سازد. در ساختن و راه انازی اینها) آیا معبودی با خداست؟ خدا فراتر و دورتر از این چیزهایی است که انباز او می­گردانید.

(آیا معبودهای دروغین شما بهترند) یا کسی که آفرینش را می­آغازد وسپس آن را برگشت می­دهد و کسی که شما را از آسمان و زمین روزی عطا می­کند؟ (حال با توجه به قدرت آفرینش یزدان و نظم و نظام موجود در پدیده­های جهان و اقرار عقل سالم به زنده شدن دوباره مردمان در دنیای جاویدان) آیا معبودی با خدا است؟ (ای پیغمبر بدیشان) بگو: دلیل و برهان خود را بیان دارید اگر راست می­گوئید (که جز خدا معبودهای دیگری هم وجود دارند).

الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَلَمْ یَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ یَکُن لَّهُ شَرِ‌یکٌ فِی الْمُلْکِ وَخَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ فَقَدَّرَ‌هُ تَقْدِیرً‌ا * وَاتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَهً لَّا یَخْلُقُونَ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ وَلَا یَمْلِکُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرًّ‌ا وَلَا نَفْعًا وَلَا یَمْلِکُونَ مَوْتًا وَلَا حَیَاهً وَلَا نُشُورً‌ا   (فرقان: ۳-۲)

آن کسی که حکومت و مالکیت آسمانها و زمین از آن اوست و فرزندی برای خود برنگزیده است و در حکومت و مالکیت انبازی نداشته است و همه چیز را آفریده است و آن را دقیقاً اندازه­گیری و کاملاً برآورده کرده است.

(مشرکان) سوای خدا معبودهایی برگرفته­اند (و به پرستش اصنام و کواکب و اشخاصی پرداخته­اند) که چیزی را نمی­آفرینند و بلکه خودشان آفریده­هایی بیش نیستند و مالک و سود و زیانی برای خود نیستند و بر مرگ و زندگی و رستاخیز اختیار و توانی ندارند.

بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنَّى یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَکُن لَّهُ صَاحِبَهٌ وَخَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ *ذَلِکُمُ اللَّـهُ رَبُّکُمْ لَا إِلَـهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ   (انعام: ۱۰۲-۱۰۱)

خدا کسی است که آسمانها و زمین را از نیستی به هستی آورده است. چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد در حالی که او همسری ندارد؟ (همسر و فرزند باید از جنس شوهر باشد و خدا یگانه و بی همتا است) و همه چیز را او آفریده است (از جمله اشخاص و اشیایی را که شریک او می سازند) و او آگاه از هرچیز است ( وآنچه گویند و کنند از چشم خدا پوشیده نمی­ماند و بی­پاداش و بادافره نمی­گردد).

آن (متصف به صفات کمال است که ) خدا و پروردگار شما است. جز او معبود و فرمانروایی وجود ندارد و او آفریننده همه چیز است، پس وی را باید عبادت کنید ( و بس؛ چرا که تنها او مستحق پرستش است) و حافظ و مدبّر همه چیز است.

 

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّـهِ أَندَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّـهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّـهِ وَلَوْ یَرَى الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّهَ لِلَّـهِ جَمِیعًا   (بقره: ۱۶۵)

برخی از مردم هستند که غیر از خدا، خدا گونه­هائی برمی­گزینند و آنان را همچون خدا دوست می­دارند و کسانی که ایمان آورده­اند خدا را سخت دوست می­دارند ( و بالاتر ازهرچیز بدو عشق می­ورزند) آنان که ستم می­کنند اگر می­شد عذابی را مشاهده کنند که هنگام (رستاخیز) می­بینند، (می­فهمند که ) قدرت و عظمت همه از آن خدا است.

قُلْ أَرَأَیْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ أَرُونِی مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّمَاوَاتِ ائْتُونِی بِکِتَابٍ مِّن قَبْلِ هَـذَا أَوْ أَثَارَهٍ مِّنْ عِلْمٍ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ * وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن یَدْعُو مِن دُونِ اللَّـهِ مَن لَّا یَسْتَجِیبُ لَهُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ   (احقاف: ۵-۴)

بگو: آیا دقت کرده­اید درباره چیزهایی که بجز خدا به فریاد می­خوانید و می­پرستید؟ به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریده­اند؟ یا اصلاً در (آفرینش و گردش و چزخش) آسمانها مشارکتی داشته­اند؟…

چه کسی گمراه تر از کسی است که افرادی را به فریاد بخواند و پرستش کند که (اگر) تا روز قیامت (هم ایشان را به فریاد بخواند و پرستش کند) پاسخش نمی­گویند؟

لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَهٌ إِلَّا اللَّـهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّـهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ * لَا یُسْأَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَهُمْ یُسْأَلُونَ

(انبیاء: ۲۳-۲۲)

اگر در آسمانها و زمین، غیر از یزدان، مبعودها و خدایانی می­بودند و (امور جهان را می­چرخاندند) قطعاً آسمانها و زمین تباه می­گردید ( و نظام گیتی بهم می­خورد؛ چرا که بودن دوشاه در کشوری و دو رئیس در ادره­ای نظم و ترتیب را به هم می­زند) لذا یزدان صاحب سلطنت جهان بسی برتر از آن چیزهایی است که ایشان (بدون نسبت می­دهند) و بر زبان می­رانند. خداوند در برابر کارهایی که می­کند مورد بازخواست قرار نمی­گیرد ( و بازپرسی نمی­شود و کسی حق خرده­گیری ندارد) ولی دیگران مورد بازخواست و پرستش قرار می­گیرند ( و در افعال و احوالشان جای ایرادو سوال بسیار است).

مَا اتَّخَذَ اللَّـهُ مِن وَلَدٍ وَمَا کَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَـهٍ إِذًا لَّذَهَبَ کُلُّ إِلَـهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ   (مؤمنون: ۹۱)

خداوند نه فرزندی برای خود برگرفته است و نه هیچ معبودی با او (انباز) بوده است؛ چرا که اگر معبودی با اومی­بود، هریک به آفریدگان خود می­پرداخت ( و در نتیجه هربخشی ازجهان بانظام خاصی اداره می­شد و این با وحدت نظامی که بر سراسر هستی حاکم است سازگار نمی­بود) و هر یک از معبودها (برای توسعه قلمرو حکومت خود) بر دیگری برتری و چیرگی میجست ( و نظام عالم از هم گسیخته و جهان هستی به تباهی کشیده می­شد).

قُل لَّوْ کَانَ مَعَهُ آلِهَهٌ کَمَا یَقُولُونَ إِذًا لَّابْتَغَوْا إِلَى ذِی الْعَرْشِ سَبِیلًا * سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا یَقُولُونَ عُلُوًّا کَبِیرًا

( اسراء:۴۳-۴۲ )

(ای پیغمبر! به مشرکان) بگو: اگر با خداوند (جهان) آن چنان که می­پندارید، معبودهایی (در گستره هستی) بودند، در این صورت قطعاً درصدد برمی­آمدند که بر (یزدان سبحان) صاحب تخت (جهان) چیزه شوند (و اختلاف و تنازع خدایان گوناگون، نظم و نظام دنیا را مختل می­کرد).

در تمامی این آیات یک محور اصلی و کلی وجود دارد و آن این است که :

 الوهیت و سلطه، لازمه یکدیگرند و از حیث معنا و روح کلمه هیچ تفاوتی با هم ندارند؛ زیرا کسی که سلطه و نفوذ ندارد نه ممکن است و نه سزاوار است که اله و معبود باشد؛ اما کسی که دارای قدرت و سلطه است، فقط اوست که جایز است اله باشد و شایستگی معبود بودن را نیز داشته باشد، زیرا هیچ یک از نیازهایی که انسان برای رفع نمودن آنها ناچار است کسی را اله و فریادرس خویش بگیرد، بدون وجود سلطه قایل رفع شدن نیست. به همین دلیل در صورت نبود سلطه ونفوذ، الوهیت هم معنا نخواهد داشت و رفتن انسان به نزد آن معبود برای رفع مشکلاتش امیدداشتن به او کاری عبث و بیهوده است.

 

شیوه­ای که قرآن کریم با در نظر گرفتن این اندیشه محوری (یعنی استلزام دو جانبه سلطه و الوهیت) استدلالهای خود را براساس آن مطرح می­سازد، این زمینه را برای خواننده آیات قرآن فراهم می­سازد که مقدمات و نتایج این استدلالها را به خوبی درک کند و بفهمد، به ترتیب زیر:

۱-تحقق کارهایی از قبیل برطرف کردن مشکلات و گرفتاریها، رفع نیازها، پناه دادن، توفیق عنایت کردن، یاری رساندن، مراقبت کردن، پشت و پناه بودن واستجابت دعاها، که شما (مخاطب قرآن) آنها را کارهایی ساده و کم اهمیت می­پندارید، در حقیقت به این سادگی نیست، بلکه چنین اموری ارتباط بسیار محکمی با نیروها و قدرتهایی دارند که متولی تدبیر امورات موجودات این جهان هستند، زیرا اگر شما به راهی که از طریق آن نیازهای بسیار کوچکتان برآورده می­شود دقت کنید، متوجه خواهید شد که برطرف شدن این حوائج جز با حرکت عوامل غیرقابل شمارشی در ملکوت آسمانها و زمین محال است، برای مثال لیوان آبی را فرض کنید که می­خواهید آن را بنوشید و یا دانه گندمی را تصور کنید که (با آسیاب کردن و پختن) آن را می­خورید. شما چه می­دانید قبل از اینکه اینها برایتان آماده شود و به دست شما برسد، خورشید و زمین و بادها ودریاها چه کارهایی که نکرده­اند. بله! استجابت دعاهای شما و رفع نیازهایتان مستلزم وجود یک قدرت و سلطه کم اهمیت نیست، بلکه در واقع لازمه آن، آفرینش اسمانها و زمین ، چرخش سیارات، حرکت بادها و فرود آمدن باران است. در یک کلام برآورده شدن حاجات، مستلزم تدبیر تمام کائنات است.

۲- چنین سلطه عظیمی غیرقابل تجزیه است، یعنی هرگز امکان ندارد که سلطه آفرینش موجودات در دست یک نفر و امورات مربوط به رزقشان در دست یک نفر دیگر باشد و یا اینکه خورشید، مسخّر فلان کس بوده و زمین فرمانبردار شخص دیگری باشد، همچنانکه امکان ندارد موجودات را یک نفر آفریده باشد و مریض شدن و شفا دادن آنان در دست فرددیگر و مرگ و زندگیشان در اختیار شخص سومی باشد، زیرا در این صورت محال است که نظام این جهان استوار شود؛ لذا باید تمامی قدرت­ها و سلطه­ها وشایستگی­ها در دست یک حاکم واحد باشد که امورات کل آسمانها و زمین به او ارجاع داده می­شود. در حقیقت نظام این جهان مقتضی چنین امری است و اینچنین نیز هست (زیرا در غیراین صورت سنگ روی سنگ بند نمی­شود).

۳- هرگاه تمام سلطه­ها و قدرتها درانحصار یک حاکم واحد باشد و غیر او حتی به اندازه یک ذره بسیار کوچک و بی ارزش مالک هیچ چیز نباشد، بدون شک الوهیت نیز کاملاً حق او خواهد بود و در آن شریکی نخواهد داشت. بنابراین احدی غیر از خدای بزرگ نمی­تواند (شما را ای مخاطب قرآن) کمک کند، دعایتان را استجابت نماید، پناهتان دهد و نیز پشتیبان، یاریگر، دوستدار و وکیلتان باشد وبرایتان جلب منفعت و دفع ضرر کند.

(حال که اینگونه است بدانید که ) هیچ فریادرسی جز خدای متعال ندارید و حتی ممکن نیست الهی داشته باشید که با خداوند جهانیان دوست باشد و به دلیل قربتی که با او دارد شفاعتش در نزد خداوند قابل قبول باشد؛ بله! درتوانایی هیچ کس نیست که حتی گوشه­ای کوچگ از امورات در دست او باشد و در کوچکترین مسئله­ای دخیل باشد. پذیرش شفاعت و یا رد آن نیز به همین شکل منوط به مشیت و اراده خداوند است و هیچ کس قدرت و نفوذ آن را ندارد که بتواند شفاعت خود را به خدای سبحان بقوبلاند.

۴- یکپارچه بودن این سلطه برتر می­طلبد که مصدر تمامی احکام و دستورات فقط و فقط یک حاکم چیره ومسلط بر امور باشد و حتی کوچکترین جزئی از آن سلطه به غیر منتقل نشود، زیرا مادامی که آفرینش فقط مختص خدای متعال است و در آن هیچ شریکی ندارد و این همواره اوست که مردمان را رزق و روزی می­دهد و غیر او کوچکترین نقشی در آن ندارد و فقط او است که مسئول تدبیر وگردش امورات این کائنات است و در ان نیز شریکی ندارد، عقل حکم می­کند که حکومت کردن، امر کردن، تشریع وقانونگذاری هم فقط در دست او باشد و در این مورد باز هم وجود شریک برای خداوند غیرقابل توجیه باشد. و همچنانکه اشتباه است گمان کنیم که غیرخدا می­تواند استجابت کننده دعاها، برآورده کننده حاجت حاجتمند و پناه دهنده بی پناه در دایره ملکوت خداوند باشد، به همین صورت نیز اشتباه و باطل است اگر بپنداریم غیراو شایستگی این را دارد که حاکمی مستقل، فرمانروایی مطلق و قانونگذاری تام الاختیار در وضع قوانین باشد، زیرا آفریدن، رزق دادن، زنده کردن مردگان و میراندن آنان نیز مسخر ساختن خورشید و ماه، در هم پیچاندن شب و روز ، قضا و قدر، فرمانروایی آسمانها و زمین، قانونگذاری و همه و همه مظاهر و تجلی­های گوناگونی از یک حکومت و سلطه واحدند، البته حکومت و سلطه­ای که به هیچ وجه قابل تجزیه و تقسیم نیست. لذا معتقد به اینکه اطاعت از حکم و فرمان غیرخدا واجب و اجرای دستوراتش لازم است در حالی که خاوند هیچ دلیلی بر صحت آن نازل نفرموده است دچار همان شرکی می­شود که فردی غیر خدا را به دعا می­خواند و از او کمک می­طلبد.

به همین شکل نیز اگر کسی ادعا کند که در مقام سیاسی، مالک تمام یک کشور و نیز چیره و مسلط بر امورد و حاکم مطلق آن است، همانند ادعای کسی است که در میان مردم اعلام می­کند: «(ای مردم!) من مولای شما، متکفل امورات و نیز پشتیبان و یاریگر شما هستم»و منظور او از این سخن، تمام معانی خارج از چارچوب سنت­های حاکم بر جهان طبیعت باشد.[۱] آیا ندیده­اید زمانی که قرآن کریم بحث بی شریک بودن خداوند را در خلق، اداره کردن و تدبیر نظام این عالم مطرح می­کند، به موازات آن بحث بی شریک بودن خداوند را در حکومت کردن و فرمانروایی نیز بیان می­کند؟! این خود از یک سو گواهی است واضح بر این مطلب که : الوهیت مشتمل بر معانی حکومت و فرمانروایی است و از دیگر سو لازمه توحید الوهیت خداوند آن است که ذات مبارک او در این مورد نیز شریکی نداشته باشد. در آیات زیر مطالب فوق بسیار مفصلتر از آنچه گفته شد، بیان شده است:

قُلِ اللَّـهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَاءُ

(آل عمران: ۲۶)

بگو: پروردگارا! ای همه چیز از آن تو! توهرکه را بخواهی حکومت و دارائی می­بخشی و از هرکه بخواهی حکومت و دارائی را باز پس می­گیری و هرکس را بخواهی عزت و قدرت می­دهی و هرکس را بخواهی خوار می­داری.

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِکِ النَّاسِ * إِلَـهِ النَّاسِ   (ناس: ۳-۱)

بگو: پناه می­برم به پروردگار مردمان. به مالک وحاکم (واقعی) مردمان به معبود (به حق) مردم.

قرآن کریم در سوره غافر با صراحت بیشتری این امر را بیان می­دارد:

یَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا یَخْفَى عَلَى اللَّـهِ مِنْهُمْ شَیْءٌ  لِّمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ لِلَّـهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ   (غافر: ۱۶)

روز رویارویی، روزی است که مردمان ظاهر و آشکار می­شوند ( وتمام پرده­ها و حجابها کنار می­روند و موانع مادی برچیده می­شوند و سرانجام علاوه بر سربرآوردن مردم از گورها، درون و برون و خلوت و جلوت همه انسانها نمودار می­گردد) و چیزی از (کار و رفتار و پندار) ایشان برخدا پنهان نمی­ماند. (فریاد وحشتناکی را               می­شنوید که می­گوید:) ملک و حکومت، امروز از آن کیست؟! (پاسخ قاطعانه داده می­شود که) از آن خداوند یکتای چیره و تواناست.

زیباترین تفسیر این آیه، حدیثی است که امام احمد بن حنبل (رضی) از حضرت عبدالله بن عمر (رضی) روایت کرده است که[۲] : پیامبر (ص) روزی آیه (وَمَا قَدَروُا اللهَ حَقَّ قَدرِهِ و الأرضُ جَمیعاً قَبضَتُه یَومَ القِیامَهِ و السَّماواتُ مطویّاتٌ بِیَمینِه سُبحانَهُ و تعالی عَمَّا یُشرکونَ)[۳] را بر روی منبر می­خواندند و در همان حال دستان مبارکشان را تکان داده و پشت و رومی­کردند و (به جماعت) می­گفتند: ( در روز قیامت) پروردگار متعال خود را تمجید می­کند و می­گوید: منم جبّار؛ منم متکّبر؛ منم عزیز؛ منم کریم.

عبدالله بن عمر (رضی) در ادامه حدیث می­گوید:

در حالی که پیامبر (ص) این را می­فرودند منبر به شدت تکان می­خورد به حدی که با خود گفتم الان پیامبر خدا (ص) را به زمین خواهد انداخت.

 

—————————-

منبع : کتاب اصطلاحات چهارگانه در قرآن / نویسنده: ابوالاعلی مودودی / مترجم: سامان یوسفی نژاد

[۱] – برای تحقیق بیشتر به کتاب «دیدگاه سیاسی اسلام» تألیف استاد مودودی مراجعه کنید

[۲]  – تخریج این حدیث در ضمیمه نامه پایان کتاب آمده است

[۳] – آنان خدا را آنگونه که شایسته است، نشناختند؛ در حالی که تمام زمین در روز قیامت در  قبضه اوست و آسمانها پیچیده در دست او؛ خداوند منزه و برتر است از شریک­هایی که برای او می­پندارند. (زمر:۶۷)

مقالات مرتبط:

مقدمه بر اهمیت اصطلاحات چهارگانه اله، رب، دین و عبادت

تصور و مفهوم اله نزد مردمان عصرهای گذشته

تحقیق لغوی واژه الأله

استدلال قرآن دال بر الوهیت مطلق خداوند

معنا و مفهوم رب ، تحقیق لغوی واژه رب

استعمال کلمه رب در قرآن کریم و پنج معنای اساسی رب

تصورات امت های دیگر در مورد مفهوم رب قوم نوح، صالح، ابراهیم، لوط، شعیب

مفهوم واژه رب پیش اقوام فرعون و یهود و نصارا

معنا و مفهوم رب نزد مشرکین عرب

حقیقت مفهوم رب در قرآن

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا
بستن