معماری
خانه ---> جهان آخرت ---> جلوه هایی زیبا از ثبت و ضبط اعمال انسان
ثبت اعمال
ثبت اعمال

جلوه هایی زیبا از ثبت و ضبط اعمال انسان

جلوه هایی زیبا از ثبت و ضبط اعمال انسان

نویسنده : امام حسن البناء /مترجم: یاسین عبدی

(‏ وَوُضِعَ الْکِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْکِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَهً وَلَا کَبِیرَهً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً وَلَا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَداً ‏) (الکهف: ۴۹)

«‏ و کتاب ( اعمال هر کسی ، در دستش ) نهاده می‌شود ( و مؤمنان از دیدن آنچه در آن است شادان و خندان می‌گردند ) و بزهکاران ( کفر پیشه ) را می‌بینی که از دیدن آنچه در آن است ، ترسان و لرزان می‌شوند و می‌گویند : ای وای بر ما ! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را رها نکرده است و همه را برشمرده است و ( به ثبت و ضبط آن مبادرت ورزیده است . و بدین وسیله ) آنچه را که کرده‌اند حاضر و آماده می‌بینند . و پروردگار تو به کسی ظلم نمی‌کند .  ( چرا که پاداش یا کیفر ، محصول اعمال خود مردمان است ) . ‏»

نزد استادم در حال تلاوت و بررسی سوره ی قلم بودم که آیه ی کریمه ی:

(‏ إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ کَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّهِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِینَ ‏) (القلم: ۱۷)

«‏ ما آنان را آزموده‌ایم ، همان گونه که صاحبان باغ را آزموده‌ایم . هنگامی که سوگند یاد کردند که میوه‌های باغ را بامدادان ( دور از انظار مردم ) بچینند.»

رسیدم در معانی آن اندیشیدم، پرسشی به ذهنم خطور کرد. از استادم پرسیدم: ای شیخ! به ما می گویی که بهشت سرزمین نعمت هاست و در آن جای هیچ گونه غم و اندوهی نیست، اما این آیه می فرماید: که اهل بهشت در معرض امتحان و آزمایش هستند! این به چه صورتی است؟!

شیخ لبخندی زد و چون مردی با حوصله و اهل علم و متانت و خویشتن دار بود گفت: پسرم، کلمه ی «جنه» که در این آیه به کار رفته به معنای آن بهشتی که خداوند مهربان وعده ی آن را به اهل تقوا داده نیست، بلکه به معنای باغی است که ملک سه برادر بود و آنان عادت داشتند که سالیانه مقداری از میوه های باغ را در راه خدا به مستمندان و فقیران ببخشند تا با این کار خود از خداوند مهربان و نعمت هایی که به آن ها ارزانی داشته سپاس گذاری کنند. اما یک سال در شبی در شب ها قبل از فصل چیدن میوه ها شبانه جلسه تشکیل دادند و تصمیم گرفتند که دیگر چیزی به فقیران و مستمندان ندهند و شبانه و به دور از چشمان مردم بروند و میوه های باغ را بچینند. گمان می گردد در تاریکی آن شب که تشکیل جلسه دادند، کسی غیر از خودشان از تصمیم آن ها آگاه نیست و فراموش کرده بودند که خداوند سمیع و علیم بر هر چیزی آگاه است و از نیت سوء آن ها خبر دارد:

(‏ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَا یَکُونُ مِن نَّجْوَى ثَلَاثَهٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَهٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِن ذَلِکَ وَلَا أَکْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ مَا کَانُوا ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ‏) (المجادله: ۷)

«‏ مگر ندیده‌ای که خداوند می‌داند چیزی را که در آسمانها و چیزی را که در زمین است‌ ؟ هیچ سه نفری نیست که با همدیگر رازگوئی کنند ، مگر این که خدا چهارمین ایشان است ، و نه پنج نفری مگر این که او ششمین ایشان است ، و نه کمتر از این و نه بیشتر از این ، مگر این که خدا با ایشان است در هر کجا که باشند ( و رازشان را می‌داند ) . بعداً خدا در روز قیامت آنان را از چیزهائی که کرده‌اند آگاه می‌سازد . چرا که خدا از هر چیزی باخبر و آگاه است.»

خداوند مهربان از قصد آن ها آگاه بود، در نتیجه آنان را به خاطر نیت سوءشان مجازات کرد و با صاعقه ای در حالی که آن ها در خواب بودند، باغ آن ها و میوه هایشان را نابود ساخت:

(‏ فَانطَلَقُوا وَهُمْ یَتَخَافَتُونَ ‏‏ أَن لَّا یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُم مِّسْکِینٌ ‏‏ وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِینَ ‏‏ فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ ‏‏ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ‏) (القلم: ۲۳- ۲۷)

«‏ آنان پچ پچ کنان به راه افتادند ( تا فقراء سخن ایشان را نشنوند و متوجّه آنان نشوند ) . ‏ نباید امروز بینوائی در باغ پیش شما بیاید . ‏ بامدادان بدین قصد که می‌توانند ( از ورود بینوایان به باغ ) جلوگیری کنند و ( ایشان را ) باز دارند ( به سوی باغ ) روان شدند . ‏ هنگامی که باغ را دیدند ، گفتند : ما راه را گم کرده‌ایم !  ( این باغ ما نیست ) . ‏ ( بعد از اندکی تأمّل ، گفتند : ما درست آمده‌ایم و راه را گم نکرده‌ایم ) بلکه ما محروم ( از حاصل و بهره ) هستیم .  ( ای وای ما ! ما همه چیز خود را از دست داده‌ایم ! ).»

آری پسرم این است سرنوشت کسانی که گمان می کنند خداوند از آنچه که آن ها می کنند غافل است:

(‏کَذَلِکَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَهِ أَکْبَرُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ) (القلم:۳۳)

«‏عذاب ( دنیوی خدا ) این گونه است ، و قطعاً عذاب آخرت سخت‌تر و بزرگتر ( از این عذابهای دنیوی ) است ، اگر مردم متوجّه بوده و بدانند.»

این رویداد مربوط به سی سال پیش است و هرگاه که آن را به یاد می آورم گویی که همین دیروز بود و در روان من اثری ماندگار بر جای گذاشته است و من پیوسته آن حالتی را که به چهره ی شیخ نگاه می کردم را به یاد می آورم و پیوسته به این مراقبت و مواظبتی می اندیشم که خداوند بر بندگان مؤمن خود فرض گردانیده است و متوجه شدم که زیاده روی من در این باره مرا از تدبر و تأمل در بسیاری از آیات قرآن بازداشته است و پس از این تدبر و تأمل در قرآن بود که دریافتم بهترین و محکم ترین و کامل ترین و بارزترین جلوه های مراقبت و مواظبت خداوند بر بندگان در قرآن کریم نمود پیدا کرده است:

(‏وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ) (ق:۱۶)

«‏‏ما انسان را آفریده‌ایم و می‌دانیم که به خاطرش چه می‌گذرد و چه اندیشه‌ای در سر دارد ، و ما از شاهرگ گردن بدو نزدیکتریم.»

(‏وَمَا تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ کُنَّا عَلَیْکُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ وَمَا یَعْزُبُ عَن رَّبِّکَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّهٍ فِی الأَرْضِ وَلاَ فِی السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِکَ وَلا أَکْبَرَ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ) (یونس:۶۱)

«‏( ای پیغمبر ! ) تو به هیچ کاری نمی‌پردازی و چیزی از قرآن نمی‌خوانی ، و ( شما ای مؤمنان ! ) هیچ کاری نمی‌کنید ، مگر این که ما ناظر بر شما هستیم ، در همان حال که شما بدان دست می‌یازید و سرگرم انجام آن می‌باشید . و هیچ‌چیز در زمین و در آسمان از پروردگار تو پنهان نمی‌ماند ، چه ذرّه‌ای باشد و چه کوچکتر و چه بزرگتر از آن ،  ( همه اینها ) در کتاب واضح و روشنی ( در نزد پروردگارتان ، به نام لوح محفوظ ) ثبت و ضبط می‌گردد.»

(‏وَهُوَ الَّذِی یَتَوَفَّاکُم بِاللَّیْلِ وَیَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ یَبْعَثُکُمْ فِیهِ لِیُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَیْهِ مَرْجِعُکُمْ ثُمَّ یُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ) (الانعام:۶۰)

«‏خدا است که در شب شما را می‌میراند و در روز شما را برمی انگیزاند و او می‌داند که در روز ( که زمان عمده جنب و جوش و تلاش و کوشش است ) چه می‌کنید و چه فراچنگ می‌آورید ( و این مرگ و زندگیِ خواب و بیداری نام ، پیوسته ادامه دارد ) تا مهلت معیّن ( زندگی هرکس با فرا رسیدن مرگ او ) بسر آید . سپس ( در روز رستاخیز همگان ) به سوی خدا برمی‌گردید و آن گاه شما را بدانچه ( از خوب و بد در دنیا ) می‌کردید باخبر می‌گرداند ( و پاداش و پادافره اعمال را به صاحبان آنها می‌رساند ) .»

این مراقبت پرده های درون را پاره می کند و آن ها را از رسیدن به قلب و ژرفای آن باز می دارد و هر لفظ و سخن و عملی نوشته می شود و ثبت و ضبط می گردد:

(‏فِی صُحُفٍ مُّکَرَّمَهٍ ‏‏ ‏‏ مَّرْفُوعَهٍ مُّطَهَّرَهٍ ‏ بِأَیْدِی سَفَرَهٍ‏  کِرَامٍ بَرَرَهٍ) (عبس: ۱۳- ۱۶)

«‏ در نامه‌های گرامی و ارجمند ضبط و ثبت است. ‏ ( نامه‌هائی که ) فرا و بالا ( از کلام بشر ) و دارای مکانت و منزلت والایند ( و دور از هرگونه تحریف و آمیزش ) و پاک ( از هر نوع شائبه خرافات و عقائد باطل و فاسد ، و زدوده از نقص و کم و کاست ) هستند. ‏ با دست نویسندگانی ( نگارش یافته‌اند ) . ‏( نویسندگانی ) که بزرگوار و نیکمنش و نیکوکردارند.»

(‏‏وَکُلُّ شَیْءٍ فَعَلُوهُ فِی الزُّبُرِ ‏ وَکُلُّ صَغِیرٍ وَکَبِیرٍ مُسْتَطَرٌ ) (القمر: ۵۲- ۵۳)

«‏ هر کاری را که کرده‌اند ، در کتابها و نامه‌های اعمال ( با دست فرشتگان مأمور ، ثبت و ضبط و ) موجود است. ‏هر کار کوچک و بزرگی ( که در دنیا کرده‌اند ، در دفاتر مخصوص ) نوشته شده است.»

(‏مَا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ ) (ق:۱۸)

«‏انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی‌راند مگر این که فرشته‌ای ، مراقب و آماده ( برای دریافت و نگارش ) آن سخن است.»

(‏وَکُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِی عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ کِتَاباً یَلْقَاهُ مَنشُوراً ‏ اقْرَأْ کَتَابَکَ کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیباً ) (الاسراء: ۱۳- ۱۴)

«‏‏‏ما اعمال هرکسی را ( همچون گردن‌بند ) به گردنش آویخته‌ایم ( و او را گروگان کردار و عهده‌دار رفتارش ساخته‌ایم ) و در روز قیامت کتابی را ( که کارنامه اعمال او است ) برای وی بیرون می‌آوریم که گشوده به ( دست ) او می‌رسد. ‏ ( در آن روز بدو گفته می‌شود : ) کتاب ( اعمال ) خود را بخوان ( و سعادت یا شقاوت خویش را بدان ) . کافی است که خودت امروز حسابگر خویشتن باشی .  ( چه مسائل روشن‌است و نیازی به شاهد و حسابرس دیگری نیست ). »

(‏وَتَرَى کُلَّ أُمَّهٍ جَاثِیَهً کُلُّ أُمَّهٍ تُدْعَى إِلَى کِتَابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‏ هَذَا کِتَابُنَا یَنطِقُ عَلَیْکُم بِالْحَقِّ إِنَّا کُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‏) (الجاثیه:۲۸- ۲۹)

«‏ ( ای مخاطب ! در آن روز ) هر ملّتی را می‌بینی که ( خاشعانه و خاضعانه ، چشم به انتظار فرمان یزدان‌ ؛ در محضر دادگاه خداوند دادگر مهربان ) بر سر زانوها نشسته است . هر ملّتی به سوی نامه اعمالش فراخوانده می‌شود ( و بدیشان گفته می‌شود : ) امروز جزا و سزای کارهائی که می‌کرده‌اید به شما داده می‌شود. ‏ این ( نامه اعمال که دریافت می‌دارید ) کتاب ما است و اعمال شما را صادقانه بازگو می‌کند . ما ( از فرشتگان خود ) خواسته بودیم که تمام کارهائی را یادداشت کنند و بنویسند که شما در دنیا انجام می‌دادید.»

(‏أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ‏ أَمْ یَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُم بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَیْهِمْ یَکْتُبُونَ ‏) (الزخرف:۷۹- ۸۰)

«‏بلکه، آنان تصمیم محکمی ( بر توطئه قتل محمّد ) گرفتند و ما نیز اراده محکم و تغییرناپذیری کردیم ( درباره مجازات سخت و کیفر دادنشان در دنیا و آخرت ). ‏ آیا گمان می‌برند که ما اسرار پنهانی و سخنان درگوشی آنان را نمی‌شنویم‌ ؟ ! آری!  (ما آگاه از راز و رمز ایشان و شنوای نجوای آنان بوده و) گذشته از این ، فرشتگان مأمور ما در کنارشان حاضر و بر اعمالشان ناظرند و (همه کردار و گفتارشان را ) می‌نویسند و ثبت و ضبط می‌کنند.»

یکی از جلوه‌های زیبای ثبت و ضبط اعمال این چنین در این حدیث پیامبر رحمت (ص) آمده است: «شخصی در برخی راز و نیازهایش می گوید: «یا رب لک الحمد کما ینبغی لجلال وجهک و عظیم سلطانک»، پروردگار ما به دو فرشته دستور می دهد، نبویسید، اما آن ها نمی دانند که پاداش این سخن را چگونه بنویسند. پروردگار می فرماید:

آن گونه که بنده ام گفت، بنویسید. آن گاه که مرا ملاقات کرد، خود می دانم که چگونه او را پاداش دهم.»[۱]

از دیگر جلوه های زیبای ثبت و ضبط اعمال این است که روایت شده: «زمانی که بنده پشیمان شد و به درگاه خداوند مهربان بازگشت و از او آمرزش خواست، خداوند مهربان گناهان او را محو می سازد و آنچه را که اندام های او مرتکب شده اند از یاد او می برد و آثار گناهان را از پیش چشمان او پاک می کند تا زمانی که با خداوند مهربان دیدار می کند گواهی بر گناهان او نباشد.»[۲]

(‏وَأَقِمِ الصَّلاَهَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَى لِلذَّاکِرِینَ ) (هود:۱۱۴)

«‏در دو طرف روز ( که وقت نماز صبح و عصر است ) و در اوائل شب ( که وقت نماز مغرب و عشاء است ) چنان که باید نماز را به جای آورید . بیگمان نیکیها ( و از جمله نمازهای پنجگانه ) بدیها را از میان می‌برد . بیگمان در این ( سفارشها و قانونهای آسمانی ) اندرز و ارشاد کسانی است که پند می‌پذیرند و خدای را یاد می‌کنند و به یاد می‌دارند.»

این جلوه ها در نگرگاه مادیون که ایمان آن ها فقط از راه غریزه است، بسیار غریب و دور از انتظار است. در حالی که با حالت گستاخی و یقین کامل صداها و تصاویر و نورهای مختلف را ثبت و ضبط می کنند و علی رغم گذشت دوران آن را در رسانه های گروهی و ماهواره های خود تبلیغ می کنند.

و با کمال پررویی و جسارت جلوه های ثبت و ضبط اعمال را از جانب فرشتگان منکر می شوند.

(‏سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ ) (فصلت:۵۳)

«‏ما به آنان ( که منکر اسلام و قرآنند ) هرچه زودتر دلائل و نشانه‌های خود را در اقطار و نواحی ( آسمانها و زمین ، که جهان کبیر است ) و در داخل و درون خودشان ( که جهان صغیراست ) به آنان ( که منکر اسلام و قرآنند ) نشان خواهیم داد تا برای ایشان روشن و آشکار گردد که اسلام و قرآن حق است . آیا ( برای برگشت کافران از کفر و مشرکان از شرک ) تنها این بسنده نیست که پروردگارت بر هر چیزی حاضر و گواه است‌ ؟  ( چه حضور و شهادتی از این برتر و بالاتر که با خطّ تکوین ، دلائل قدرت و حکمت خود را بر روی همه ذرّات کائنات و وجود موجودات نگاشته است‌ ؟ ).»

پس ای خوانندگان گرامی! کسانی که این مراقبت و مواظبت را درک کرده اند، به وسیله ی آن به مقام احسان (نیکوکاری) رسیده اند و کسانی شدند که سخنی را بر زبان نمی آورند مگر این که سخن خیری باشد و هیچ کار بیهوده ای از آنان سر نمی زند. حتی برخی از آنان این مراقبت را نیز در افکار و اندیشه های خود نیز احساس می کردند. همچنان که شاعر می گوید:

و لو خطرت لی فی سواک إراده       علی خاطری سهوا قضیت بردتی

«اگر در اراده و اندیشه ی من غیر تو ظهور کند، خودم را به خاطر این که فکر و اندیشه ام دچار گناه شده، مجازات خواهم کرد.»

ای خواننده ی گرامی! نیک بنگر که چه چیز را آماده ساخته ای؟!

بدان که چیزی ناگوارتر و زیان آورتر از غفلت و فراموشی برای انسان وجود ندارد و هیچ سود و فایده ای در به تأخیر انداختن توبه و بازگشت به سوی خداوند مهربان و مهرورز وجود ندارد. چرا که قلم ثبت و ضبط اعمال و کردار انسان بسیار دقیق اعمال و رفتار انسان را ثبت و ضبط می نماید و کوچک ترین و بزرگ ترین اعمال و رفتار را از قلم نخواهند انداخت:

(‏فَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَیَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُوا کِتَابِیهْ‏ إِنِّی ظَنَنتُ أَنِّی مُلَاقٍ حِسَابِیهْ ‏‏ فَهُوَ فِی عِیشَهٍ رَّاضِیَهٍ ‏ فِی جَنَّهٍ عَالِیَهٍ‏ قُطُوفُهَا دَانِیَهٌ‏ کُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِیئاً بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِی الْأَیَّامِ الْخَالِیَهِ ‏ وَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَیَقُولُ یَا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتَابِیهْ‏ وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِیهْ‏ یَا لَیْتَهَا کَانَتِ الْقَاضِیَهَ ) (الحاقه:۱۹- ۲۷)

«‏‏و امّا هر کس که نامه اعمالش به دست راست او داده شود ،  ( فریاد شادی سر می‌دهد و ) می‌گوید :  ( ای اهل محشر ! بیائید ) نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید ! ‏ آخر من می‌دانستم که ( رستاخیزی در کار است و ) من با حساب و کتاب خود رویاروی می‌شوم . ‏ پس او در زندگی رضایت بخشی خواهد بود . ‏ در میان باغ والای بهشت ، جایگزین خواهد شد . ‏ میوه‌های آن در دسترس است . ‏ در برابر کارهائی که در روزگاران گذشته ( دنیا ) انجام می‌داده‌اید . بخورید و بنوشید ، گوارا باد ! ‏ و امّا کسی که نامه اعمالش به دست چپش داده شود ، می‌گوید : ای کاش هرگز نامه اعمالم به من داده نمی‌شد ! ‏ و هرگز نمی‌دانستم که حساب من چیست ! ‏ ای کاش پایان بخشِ عمرم ، همان مرگ بود و بس ! ‏»

—————————————————– ‏ ‏ ‏ ‏ ‏ ‏ ‏ ‏

منبع:گفتارهایی در اخلاق و تربیت(امام حسن البنا)/ تحقیق و گردآوری: عصام تلمیه /مترجم: یاسین عبدی

انتشارات: حافظ ابرو ۱۳۹۱

[۱] – امام نسائی در کتاب عمل الیوم و اللیله از انس بن مالک به شماره ی ۳۴۱ آن را روایت کرده است.

[۲] – شیخ عصام تلمیه می گوید: این روایت را در هیچ کتابی نیافتم اما من (مترجم) آن را به روایت ابن عساکر و ابوالقاسم اصفهانی در الترغیب و الترهیب جلد۱ ص ۳۲۸ به شماره ی ۷۵۱ با الفاظ کمی مختلف و در الجامع الکبیر سیوطی جلد ۱ ص ۱۹۴۹ آن را یافتم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس