معماری
خانه ---> دعوت و داعی ---> رمز موفقیت دعوت و دعوتگران
دعوت جمعی

رمز موفقیت دعوت و دعوتگران

رمز موفقیت دعوت و دعوتگران


امام شهید حسن البناء


برادران گرامی: در بسیاری از اوقات، مفاهیم معینی را در درون خود احساس می­کنم که از صمیم مقاصد دعوت است. برادران: دوست دارم این مفاهیم را بر شما تقدیم دارم، تا در جان شما نیز قرار گیرد و آن را به برادران خود انتقال دهید.از جمله ی آنها چیزی است که به مناسبت میلاد پیغمبر گرامی صلی الله علیه و سلم در دلم افتاد و آن اینکه رمز اول در پیروزی و ظهور دعوت اسلام به بسیاری عمل مسلمانان نبوده است. و هم چنین بستگی به ظرافت نظامی که بر آنان ارزانی شده نیز نداشته است.اغلب گمان بر آن است که نظام اسلامی به صورت ساده ای عرضه گردیده، و اعمالی که مسلمین مکلف به اجرای آن بوده اند، اعمالی آسان بوده است.بطوریکه در قانونگزاری به درجه رومیان، و در مدنیت به درجه ی ایرانیان، و در عبادت به درجه صوفیان هندی نرسیده بودند، با این همه دعوت اسلامی به پیروزی بزرگی دست یافت که تاریخ و زمان را به دهشت و حیرت واداشت.


مواردی که درباره موفقیت دعوت اسلامی در دلم خطور کرد متمرکز و منحصر در 3 عقیده بود، که این باور و ایمان در جان پیشینیان ما رضی الله عنهم ریشه دوانیده بود، و همان چیزی است که لازم است فکر برادر مسلمان متوجه آن باشد:


بلی موضوع صحبت ما امشب پیرامون این مفاهیم سه گانه است:


برادران گرامی گمان دارم و بلکه در دلم به یقین تبدیل شده است که قرآن کریم و سیره شریف نبوی و سیاست پیغمبر صلی الله علیه و سلم در دعوتش که از کتاب خداوند متعال سرچشمه گرفته، در جان­های مؤمنین اول این افکار سه گانه را قرار داده تا اساس پیروزی شان باشد.


 


برادرم: اندیشه اول: همان تعصب در رسالت است که هیچگونه ضعف و سستی در آن راه نداشت. مسلمانان اول در این اندیشه فنا شده بودند و این رسالت آنچنان در دل­هایشان جا باز کرده بود که، هیچ رسالت دیگری با آن قابل مقایسه و موازنه نبود، البته معنی این کلام دشمنی آنان با دیگران نبود.قرآن کریم این مفاهیم را در جان­هایشان متمرکز کرده بود، پیغمبر صلی الله علیه و سلم آن را در دل­هایشان پایدار ساخته بود. پس آنان معتقد بودن که رسالتی که پیش رویشان قرار دارد جامعترین و والاترین و برترین رسالات است و این رسالت همه اش خیر است و غیر آن شر، و این رسالت سعادت است و غیر آن شقاوت.


برادرم: مسلمانان اول مدینت ایرانیان را دیدند و با ظاهر عیاشی و خوشگذرانی آن و هم چنین عمران و آبادی آن را از نزدیک از نظر گذرانیدند.آنان ایوان کسری و مظاهر زیبای آن را مشاهده می کردند، اما هرگز شیفته آن نشدند، بلکه از یک عدد چوب خرمای سقف مسجد نبوی در مقابل ایوان مداین نمی گذاشتند و ایوان مداین را برابر یک عدد چوب خرمای سقف مسجد نبوی نمی دانستند.


مسلمانان نخستین به مظاهر فارس نگریستند و تواناییهای نظام اجتماعی ایران را مشاهده کردند، ولی همه آن اقتدار در نزدشان به اندازه شال گردنی که به کتف خود می انداختند ارزش نداشت. آنان اموال و دارایی ها و توانایی های کشور ایران را دیدند، ولی همه اینها به اندازه ی مشتی جو و یا خرما ارزش نداشت.کتاب­ها و آثار علمی و معارف و ادب و شعر و هنر ایرانی را از نظر گذرانیدند همه اینها برابر یک کلمه ای که از حضرت عمربن الخطاب شنیده بودند ارزشمند نبود و آن اینکه رسالت شان با آسمان در ارتباط است و طولی نخواهد کشید که بر جهان سیادت یابد آنهم سیادت عدالت و انصاف.


یک شخص عربی بر قیصر روم وارد می شد، آنهمه مظاهر رفاه و آسایش دربار قیصر برای او بسیار حقیر می­نمود چه بسا که قیصر فرمان می داد تا برای آن شخص عربی متکا و وسایل فراهم  نمایند، اما او می گفت: نه نه. پیامبر ما(ص) ما را از نشستن بر وسایل رفاه و آسایش شما منع نموده است.


برادرم: همه این معانی در جان انسان مؤمن جای گرفته بود، بطوریکه سرور ما عمرو بن عاص به سرور ما حضرت عمر بن خطاب(رض) نامه ای نوشت: که ما کتابخانه ای را که از رومیان باقیمانده در اسکندریه در اختیار داریم. آیا اجازه داریم آنها را ترجمه کنیم و از آنها استفاده کنیم؟


حضرت عمر در پاسخ می گوید: نه آن کتب را بحال خودش واگذار.زیرا عمر رضی الله عنه می خواست که تمدن اسلامی همواره رابطه با آسمان داشته باشد، و از ملا اعلی فیض ربانی دریافت کند. زیرا قاعده ی سلیم حکم می کند که نباید این نور ربانی، با آثاری که ساخته عقل بشری است و هیچ مشکلی را حل نمی کند در هم بیامیزد و نور ربانی را آلوده نماید.


برادرم: ما امتی هستیم که منبع و قوام حیاتش قرآن است همان کتابی که پیغمبر ما صلی الله علیه و سلم آن را آورده است. اگر آنچه در قرآن است در این کتب باشد، بطور مسلم می دانیم که قرآن همه چیز را با دقت خاص خود به تصویر کشیده است ولی اگر در آنها مطالبی غیر از آن چیزهایی که در قرآن است وجود دارد، کتاب خدا ما را از آنها بی نیاز ساخته است.


سپس قرآن کریم، و سیره نبوی، و سیاست پیغمبر خدا صلی الله علیه و سلم با یاران آن حضرت ، همواره روی به سمت مفهوم کامل اعتزار به برتری رسالت مقدمات به حساب می آیند، و این رسالت خاتمه.


و نه حکمتهای زمینی که ساخته انسان است با آن برابری می کند ، زیرا که این از صنع خدای علیم و خبیر است.


برادران: این چیزی است که توجه به آن در تأسیس نهضت امت ضرورت دارد. خدای متعال فرموده است:


(وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ )المائده/48


و بر تو کتاب را نازل کردیم که ملازم حق و موافق با مصدق کتاب های پیشین و شاهد و حافظ آنهاست، پس در میان آنان بر طبق چیزی داوری کن که خدا بر تو نازل کرده است…


(نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ )یوسف/3


– ما از طریق وحی این قرآن، نیکوکارترین سرگذشت ها را برای تو بازگو می کنیم، هر چند که پیش از این از جمله بی خبران بوده اید…


(اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ) الزمر/23


– خداوند بهترین سخن را نازل کرده است، کتابی را که همگون و مکرر است، از آن لرزه به اندام کسانی می افتد که از پروردگار خود می ترسند، و از آن ترس پوست هایشان و دل هایشان نرم و آماده پذیرفتن قرآن خدا می گردد …


سپس خداوند بر پیغمبر صلی الله علیه و سلم و یارانش ممنوع می کند، که به جز قرآن توجه کنند، سپس می فرماید:


(ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِنَ الأمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ )الجاثیه/20-18


– سپس ما تو را بر آیین و راه روشنی از دین قرار دادیم، پس از این آیین پیروی کن و بدین روش برو . و از هوا و هوس های کسانی پیروی مکن که آگاهی ندارند آنان هرگز تو را از عذاب خدا نمی رهانند. و ستمگران کفرپیشه برخی یار و یاور برخی دیگرند، و خدا هم یار و یاور پرهیزگاران است. این وسیله بینش مردان و مایه ی هدایت و سبب رحمت برای کسانی است که اهل یقین هستند.


(وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ) المائده/49


– و در میان آنان طبق چیزی حکم کن که خدا بر تو نازل کرده است. و از امیال و آرزوهای ایشان پیروی مکن. و از آنان برحذر باش که تو را از برخی چیزهایی که خدا بر تو نازل کرده است به دور و منحرف نکنند.


پس اگر پشت کردن، بدان که خدا می خواهد به سبب پاره ای از گناهانشان ایشان را دچار بلا و مصیبت سازد. بی گمان بسیاری از مردم سرپیچی و تمرد می کنند.


(اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ قَلِيلا مَا تَذَكَّرُونَ ) الاعراف/3


– و از چیزهایی پیروی کنید که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده است، و جز خدا از اولیا و سرپرستان دیگری پیروی مکنید کمتر متوجه هستید.


برادران … این مفاهیم در جان مؤمنین اول چنان جا باز کرد که آنان ایمان آوردند بر اینکه رسالتی که پیغمبر خدا صلی الله علیه و سلم آورده، همان رسالتی است که هیچ چیز با آن برابر نیست. حتی حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه می فرمود: اگر زانوبند شتری از من ضایع شود آن را در کتاب خدا می یابم.


اما اندیشه ی دوم:  که این رسالت آن را در جان های اهل ایمان پایدار و ماندگار ساخت، همان اعتزاز به کمال رسالت بود.آنان اعتقاد داشتند که رسالتی که در مقابلشان قرار دارد، روشی کامل است که هر آنچه از مظاهر دنیا می خواهند در آن جمع شده است، و این حقیقت در روح و جانشان ریشه کرده بود، که آنان بهترین و گرامی ترین مردم جهان هستند که خداوند درباره شان فرموده است:


(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ ) آل عمران/110


– شما بهترین امتی هستید که به سود انسانها آفریده شده اید، امر به معروف و نهی از منکر می نمایید و به خدا ایمان دارید.


(وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا ) البقره/ 143


– و بیگمان شما را ملت میانه روی کرده ایم تا گواهانی بر مردم باشید و پیغمبر بر شما گواه باشد.


(هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ )الحج/78


او شما را برگزید و بر شما بر دین حرجی قرار نداد.


گویا با این قول چنین می گوید: شما ای امت اسلام، حاملان رسالت والا و شامل و کامل هستید. شما روش جامع را به انسانیت تقدیم می کنید پس شما کاملترین مردم هستید. برادران قرآن کریم به مسلمانان نخستین آموخت که آنان به انسانیت خود افتخار کنند، نه بزرگی و زمین و خانواده. خداوند پاک فرموده است:


(إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ) الحجرات /13


– حقا که گرامی ترین شما در نزد خدا پرهیزگارترین شما است…


و پیغمبر(ص) : ( مردم از آدم پدید آمده اند، و آدم از خاک پدید آمده است هیچ فضیلتی عرب را بر عجم و سرخ را بر سیاه نیست، مگر به وسیله ی تقوا.)


این شرافت را خداوند از ان جهت به اهل ایمان ارزانی فرمود که آنان حاملان نور هستند و از مردم به جز پیروی از حق را نمی خواهند ..و دیدشان نسبت به کافران این است که آنها موانع رشد و کمال انسان هستند، و خود را تا مرتبه ی حیوان سقوط داده اند، بلکه از آن هم پایین تر.


برادران: مردم در نظر این امت یا مؤمن است که حقوقی همسان با سایر مؤمنان دارد، و مسئولیتی همسان سایرین. و یا کافر است که مانع رشد و کمال انسان است، و چنین کسی از انسانیت سقوط کرده، و به مرتبه ی حیوان و کمتر از آن پایین آمده است خداوند درباره شان فرموده است:


(لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلا وَلا ذِمَّةً وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ ) التوبه/12-10


– آنان درباره هیچ مؤمنی رعایت خویشاوندی و پیمان را نمی کنند و ایشان تجاوز پیشه اند اگر آنان توبه کردند، و نماز را اقامه کردند و زکات دادند، در این صورت برادران دینی شما هستند . ما آیات خود را برای اهل دانش و معرفت بیان می کنیم و شرح می دهیم . و اگر پیمان هایی را که بسته اند و مؤکد نموده اند شکستند و آیین شما را مورد طعن و تمسخر قرار دادند ، با سر دستگان کفر و ضلال بجنگید ، چرا که پیمان های ایشان کمترین ارزشی ندارد. شاید دست بردارند .


و هم خداوند متعال فرموده است :


(وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالإنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ) الاعراف/179


– ما بسیاری از جنیان و آدمیان را آفریده و پراکنده کرده ایم که پایان کارشان دوزخ و اقامت در آن است .آنان دلهایی دارند که بدان ها نمی بینند و گوش هایی دارند که بدان ها نمی شنوند . ایشان همسان چهارپایانند و بلکه سرگشته اینان واقعا” بی خبر هستند.


برادرم این مفهوم در جان پیشینیان ما ریشه دوانیده بود و آنان به وسیله ی این انسانیت به اوج کمال رسیدند بطوری که این کمال از آنان دو اثر بر جای گذاشت:


اول : اینکه هر کدام شرمنده می شوند از این که از مقام استادی فرو افتند:


        (قدر شحوک لامر لو فطنت له                       فاربا بنفسک ان ترعی مع الهمل)


          نور را به امری ناوزد کرده اند که اگر بدانی خود را باز می داری از اینکه بی هدف به چرا بپردازی


دوم : اینکه هر کدام ار آنان نسبت به برادرانش مهربان بودند و بر دیگران سختگیر:


(مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ) الفتح./29


          محمد پیغمبر خدا و کسانی که همراه او هستند بر کفار سخت گیر و در بین خود مهربان هستند.


در  زمانی که اطفال هم به وسیله ی شاهان دچار و حشت می شدند و دولت های روم و ایران مظهر قدرت و شوکت شمرده می شدند و این مناطق مظهر جلوه های زیبای در جزیرة العرب به حساب می آمد اما جزیره برای خود وجودی در میان مردم نمی شناخت . بعد از چنین شرایطی خداوند به مرد عربی فضیلتی را ارزانی کرد که او خود را سرور مردم بداند و کسانی که در برابر این رسالت می ایستند ، ناچیز و حقیر به شمار آورد که دارای هیچ بهایی نیستند، آری مقیاس های اجتماعی متداول در نزد عرب مسلمان حقیر گردید:


(إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ) الحجرات/13


-حقا که گرامی ترین شما در نزد خدا پرهیزگاران شما است .


و این حقیقت برای او آشکار گردید که دنیا معادل بال پشه ای نمی ارزد . بلی پس از آنکه مردم با القاب و عشیره ها خود را می شناسانیدند ، اسلام آمد و همه ی این امور را دگرگون ساخت ومیزان سنجش را تغییر داد :


(الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأسْحَارِ )ال عمران /17


و همان کسانی که بردبار و درست کار و بخشاینده و در سحرگاهان آمرزش خواه اند .


چون این مفهوم نور در دل های مردم عرب پرتو افکند ، آنان پدیده ای دیگر شدند و احساس کردند که آنان زنده اند و مردم مرده :


(أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا) الانعام/122


     آیا کسی که مرده ای بوده است و ما او را زنده کرده ایم و نوری فرا راه او داشته ایم که در پرتو آن در میان مردمان راه می رود ، مانند کسی است که به مثل گویی در تاریکی ها فرو رفته است و از آن تاریکی ها نمی توانند خارج شوند.


قرآن کریم ماده یأس و ناامیدی را از آنان قطع کرد و در دل هایشان شوق موفقیت و پیروزی را پدید آورد و به آنان القا نمود که پیروزی با نیرو و امکانات بسیار به دست نمی آید و قوت و توان نمی تواند پیروزی به بار آورد ، بلکه پیروزی با تأیید خداوند متعال حاصل می شود :


(وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُون وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ ) الصافات/173-171


     وعده ما راجع به بندگان فرستاده ما قبلا” ثبت و ضبط گشته است و ان اینکه ایشان قطعا” یاری می گردند و لشکر ما حتما” پیروز می شوند.


(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ) النور /55


     خداوند به کسانی که از شما ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند وعده می دهد که آنان را قطعا” جایگزین در زمین خواهد کرد همانگونه که پیشینیان را جایگزین قبل از خودشان کرده است هم چنین آیین ایشان را که برای آنان می پسندند حتما” پابرجا و برقرار خواهد ساخت و نیز خوف و هراس آنان را به امنیت و آرامش مبدل می سازد.


(إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأشْهَادُ ) غافر/ 51


          ما قطعا” پیغمبران خود را و مؤمنان را در زندگی دنیا و در آن روزی که گواهان بپا خیزند یاری می دهیم و دستگیری می کنیم.


این حقیقت را با وقایعی مورد تأیید قرار می دهد:


(وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الأرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) الانفال/26


     به یاد آورید هنگامی را که شما گروه اندک و ضعیفی در سرزمین (مکه) بودید ، و می ترسیدید که مردم شما را بربایند ولی خدا شما را پناه و مأوا داد، و با معونت و یاری خود شما را نیرو بخشید، و غنایم پاکیزه ای به عهده شما کرد تا اینکه سپاسگذاری بکنید.


(وَمَا النَّصْرُ إِلا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ) آل عمران/ 126


          پیروزی جز از جانب خداوند توانای دانا نیست.


(وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ ) آل عمران /13


          و خداوند هر کس را بخواهد با یاری خود تأیید می کند.


( کتب الله لا غلین انا و رسلی)


خداوند مقرر فرمود که من و پیامبرانم غالب هستیم.


برادرم: این سخن به این مفهوم نیست که مسلمانان اول برای پیروزی آمادگی نمی گرفتند، پس اراده و خواست خدا چنین بود که آنان از طریق اسباب و وسایل راه را طی کنند، به همین دلیل خداوند آنان را تشویق به آماده شدن نموده است.


(وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ ) الانفال /60


          برای آنان تا آنجا که می توانید نیرو و اسب­های ورزیده آماده سازید، تا بدان دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید.


برادرم: وسایل پیروزی عبارت است از نیروی خدای متعال، اعزام فرشتگان از جانب خدا برای ایجاد رغب و وحشت در دل دشمن، باد و طوفان که به امر خدا در خدمت پیروزی مسلمین درمی آید. و بالاخره حکم خدا که پروردگار به وسیله ی آن ملک خود را تصرف می کند:


(إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ) یس/ 82


– هرگاه خدا چیزی را بخواهد بشود کار او تنها این است که خطاب به آن بگوید: بشو آن هم می شود.


اگر مؤمنین به رسالت و انسانیت خود افتخار کنند و بر آن پایدار بمانند. همه این وسایل در اختیار آنان قرار می گیرد:


(وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا (٢٥)وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا )الاحزاب/26-25


خداوند کافران را با دلی لبریز از خشم و غم باز گرداند در حالی که به هیچ یک از نتایجی که در نظر داشتند نرسیده بودند، خداوند مؤمنان را از جنگ بی نیاز ساخت و خداوند نیرومند و چیره است. خداوند کسانی از اهل کتاب را که از احزاب پشتیبانی کرده بودند، از دژهای شان پائین کشیده و به دلهایشان ترس و هراس انداخت، گروهی را اسیر کردند.


(هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيَارِهِمْ لأوَّلِ الْحَشْرِ ) الحشر/2


-او کسی است که کافران اهل کتاب را در نخستین گردهمائی از سرزمینشان بیرون راند.


برادران:این عقاید سه گانه: یعنی اعتقاد به اینکه رسالت اسلام کاملترین رسالت است، وانسان مسلمان والاترین انسانیت است، و مسلمانان مورد حمایت خدا هستند، بلی این امور سه گانه بود که مسلمین اول را پیروز گردانید.


ولی متأسفانه هم اکنون تعداد مؤمنینی که به این اصول بطور حقیقی ایمان داشته باشند بسیار ناچیز ناچیز و اندک است. هم اکنون ما گرفتار موج تقلید از دیگران هستیم و به دنیا و رسالات و عظمت و تعالیم بیگانگان دلباخته و شیفته هستیم …


برادر: این دلباختگی به بیگانگان مفهوم افتخار به رسالت اسلامی و رهبری جهانی را از ما گرفته و آنرا در  دل­های بسیاری از ما ضعیف ساخته، بدین سان نصرت خدا از ما گرفته شده، این ضعف و ناتوانی در جان­های بزرگان و رهبران اجتماعی بیشتر نمودار است، زیرا آنها از سرچشمه بیگانه سیراب می شوند و در واقع رابطه شان با خودی قطع شده و به بیگانه پیوسته اند.


برادر دارو و درمان ما در مظاهر عملی و اشکال اداری نیست، بلکه این جنبه های روانی بیش از اشکال اداری اهمیت دارد. ما باید به رسالت اسلامی، یعنی رسالت آسمانی بر زمینیان افتخار کنیم ، و به دعوتش عزت جوییم و همواره ارتباط با پروردگار و فروتنی و نیایش در پیشگاه او تعالی را حفظ کنیم تا نصرت خدا شامل حال ما گردد.


می گوئید کی و چگونه؟:


(وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا ) الطلاق/3


     هر کس بر خدا توکل کند، خدا او را بسنده است، خداوند فرمان خویش را به انجام می رساند و هر چه را بخواهد بدان دسترسی پیدا می کند، خدا بر هر چیزی زمان و اندازه ای قرار داده است.


درود و سلام بر سرور ما حضرت محمد و بر خاندان و یارانش بادا.


——————————————


منبع: نگرشهایی در اسلام


مولف: امام شهید حسن البنا


مترجم: مصطفی اربابی


انتشارات: سنت تایباد 1380


 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس