معماری
خانه ---> تاریخ ---> آشنایی با اسطوره مبارزه با استعمار ایتالیا در لیبی، عمر مختار

آشنایی با اسطوره مبارزه با استعمار ایتالیا در لیبی، عمر مختار

به مناسبت سالگرد شهادت عمر مختار
آشنایی با اسطوره مبارزه با استعمار ایتالیا در لیبی، عمر مختار

در پی جنایات گسترده استعمارگران ایتالیایی در لیبی و کشتار، به دار آویختن و مثله کردن هزاران زن و کودک مسلمان، عمر مختار رهبری مبارزات مردمی را بر عهده گرفت و تا پای جان در مقابل اشغالگران ایستاد.

لیبی، قبل از دوران استعمار ایتالیا
لیبی، کشوری عربی در آفریقای شمالی و با کشورهای مصر، سودان، چاد، نیجر، الجزایر و تونس هم‌مرز است.
لیبی، ساخته قدرت استعماری ایتالیاست که در آغاز قرن بیستم بخشهای سه گانه این سرزمین را که هر یک از آنها مستقل بودند به تصرف خود درآورد.
این سه بخش عبارت بودند از: قورینائیه (کیرینائیکا) در شرق، طرابلس ( تریپولیتانین) در غرب و فزان در جنوب. ایتالیا پس از اشغال هر سه بخش آن را “ لیبیا ایتالیانا ” نامید.
اسلام از 1300 سال پیش وارد لیبی شده و فرهنگ عربی بر بخش عمده‌ای از آن مسلط است.
لیبی ساختار قبیله ای و ما قبل مدرنیته دارد و امروزه در حدود 140 قبیله و عشیره گوناگون در آن زندگی می کنند که بر زندگی سیاسی و اجتماعی لیبی تاثیر گذار بوده اند.
با زوال پادشاهان محلی “بربر” در قرون 15 و 16 میلادی، نوار ساحلی شمال آفریقا، که بدلیل “بربرها” با نام “بارباری” معروف شده بود، توجه دو قدرت مدیترانه‌ای آن زمان یعنی اسپانیا در غرب و ترکیه در شرق را جلب کرد.

رقابت ترکی – اسپانیایی تا قرن 16 ادامه پیدا کرد ولی سرانجام ترک‌ها به طریقی نامتعارف پیروز این رقابت شدند. ابزار پیروزی آنها این بود که به دزدان دریایی ترک اجازه دادند در طول نوار ساحلی برای خود تاسیسات بنا کنند. سرزمین های تصرف شده توسط دزدان دریایی به عنوان یک پایگاه رسمی از تحت الحمایگی امپراطوری عثمانی شده بود.
این سرزمین از قرن شانزدهم میلادی تا 1911سال تحت تسلط امپراتوری عثمانی قرار داشت و در آمد قشر برجسته آن، که ساکن مناطق ساحلی بودند، از دزدی دریائی حاصل می شد و بقیه عشایر و قبائل نیز می بایستی خود مشکلات خویش را حل کنند.
تمرکز بر دزدی دریائی و حمله به ناوگان کشورهای اروپائی و نیز زد و خوردها و دشمنی های قبیله ای و همچنین اقتصاد گسترده قبیله‌ای زیان های ماندگاری بر ساختار اقتصادی مانده از دوران باستان وارد آورد. فرقه سنوسی با استفاده از خلاء قدرت و ضعف مسلط بر این مناطق از سال 1837 موفق به گسترش دامنه نفوذ خود در شمال آفریقا شده بود. هسته قدرت سنوسی ها “زاویه” ها بودند که نوعی صومعه اسلامی محسوب می شدند و در مراکز روستائی، فرهنگی و بازرگانی رشد یافته بودند.

جنگ ایتالیا و ترکیه؛ سر آغاز استعمار لیبی
در دهه اول قرن بیستم میلادی الجزایر و تونس تحت کنترل فرانسه بودند و مصر نیز بریتانیایی بود، لیبی نیز بین این دو منطقه بریتانیایی و فرانسوی بود که در آن ایتالیا منافع بازرگانی خود را توسعه می‌بخشید.
در سال 1900، دولت های فرانسه و ایتالیا به یک توافق محرمانه دست یافتند. مراکش تحت کنترل فرانسه و لیبی تحت کنترل ایتالیا باشد و هر کدام به دیگری اختیار می‌دادند و دست آن یکی را در آن منطقه باز می‌گذاشتند.
از سال 1902به بعد نفوذ اقتصادی ایتالیا بر مناطق ساحلی لیبی رو به افزایش نهاد. در سال 1911 ایتالیا یک اولتیماتوم 24 ساعته به استانبول می دهد و درخواست حضور نیروهای نظامی ایتالیا در «تریپولیتانیا» و «سایره نای سا» را به‌منظور محافظت از جمعیت بومی ایتالیایی می کند.

در پی جنگی که در سالهای 12 ــ 1911 میان عثمانی و ایتالیا در می گیرد، کشور سلطنتی ایتالیا موفق به تسخیر طرابلس و قورنیائیه گشته و در پاییز 1912، ترکیه به واسطه مشکلاتی که با آنها روبرو شد سرتسلیم فرود آورده و با امضای پیمان در اکتبر در «اوچی» (ناحیه دریاچه کنار لوزان)، تریپولیتانیا و «سایره نای سا» را به ایتالیا واگذار می کند.
امپراتوری عثمانی نیرویی در لیبی مستقر نکرده بود و در نتیجه نیروی اصلی مقاوم در برابر ایتالیا جنگجویان قبائل محلی بودند. سنوسی ها که برغم انتقاداتی که داشتند مخالف امپراتوری عثمانی نبودند نیز به مقاومت در برابر نیروی نظامی ایتالیا پرداختند و توانستند با ایجاد اتحاد با چند قبیله حتی مدت زمانی بخش عمده خاک لیبی را پس بگیرند.
ایتالیا در سال 1914 «فیزان»، منطقه‌ای در جنوب غربی تحت کنترل زانوزی را به اشغال خود درآورده و با ضمیمه ساختن خاک «فیزان» لیبی مدرن شکل می گیرد.
در سال 1917 بخشی از سنوسی ها تحت رهبری ادریس المهدی السنوسی ، نوۀ پایه گذار این فرقه تغییر جبهه داد. ادریس موفق شد با کمک ایتالیا موضع خود را بنام امیرقورنیائیه( کیرنائیکا) تحکیم کند، در طرابلس یک جمهوری مستقل بوجود آمد.

ردپای جنگ‌های جهانی و فاشیست بر لیبی
در مدت حضور ایتالیا در لیبی، منطقه شاهد دو جنگ جهانی بود که تأثیرات شگرف و متفاوتی را در منطقه داشت.
جنگ جهانی اول موجب آن شد تا نیروهای نظامی ایتالیا صرفاً از شهر های ساحلی لیبی عقب ‌نشینی نمایند تا اینکه آن مناطق ایمن بمانند. از سوی دیگر، کنترل منطقه مجدداً در دستان شبکه سنوسی بومی «زاویه» قرار گرفت.
پس از پایان جنگ و در سال1920، رهبر سنوسی «محمد ادریس»، تسلط و حاکمیت ایتالیائی ‌ها را بر منطقه ساحلی «سای رونای سا» به رسمیت شناخت و در عوض وی به‌عنوان «امیر» منطقه دست یافت.
با روی کار آمدن فاشیست ها در سال 1922 در ایتالیا، موسولینی فورا فرمان داد خاک لیبی دوباره بعنوان مستعمره اشغال شود. ادریس به انگلستان پناه برد و در آنجا بعنوان تبعیدی ماندگار شد و مقاومت لیبی تحت فرمان شیخ عمر المختار یکی از شیوخ سنوسی سازمان یافت.
جنگ جهانی دوم نیز در حالی به پایان رسید که گروه سنوسی برنده میدان بودند و به‌ عنوان دشمنان ایتالیا، هم ‌پیمان بریتانیا و ایالات متحده شدند. آنها سهم خود را در رقابت همه‌ جانبه و مهم سال‌های 1942 و 1943 که ایتالیائی‌ها و آلمان‌ها را از شمال آفریقا بیرون راندند، ایفا نمودند.
در خلال مراحل نهائی جنگ دوم جهانی و در سال های پس از جنگ، «تریپول‌تانیا» و «سای رونای سا» از سوی بریتانیا اداره می‌شدند و این در حالی بود که «فیزان» تحت کنترل فرانسوی ها قرار داشت.
در نهایت این‌طور توافق گردید که آینده لیبی بایستی توسط سازمان ملل متحد تعیین گردد. نتیجه این اقدامات صدور بیانیه برای استقلال لیبی توسط سازمان ملل متحد بود.
در دسامبر 1950 یک مجمع ملی در لیبی به نمایندگی از تمامی سه استان محمد ادریس را به ‌عنوان پادشاه لیبی برگزیدند.
وی با عنوان ادریس اول به‌طور رسمی استقلال کشور جدید لیبی را در 24 دسامبر 1951 اعلام کرد و بخش های سه گانه لیبی با ترکیب فدراتیو و بعنوان “کشور پادشاهی متحده لیبی” استقلال یافت.(+)

جنایات استعمار ایتالیا در لیبی
با وجود انکار ایتالیا، فاشیست‌ها در لیبی با استفاده از اردوگاه های اسیران جنگی برای مطیع ساختن و سرکوب مقاومت مردمی در «تریپولتانیا» و «سای رونای سا» روی آورده و به جستجوی خانه به خانه و اعدام های جمعی مردم پرداختند.
خلبانان ایتالیائی مردم بی پناه را بمباران کرده و در سال‌های 28 ــ 1927 گازهای سمی نیز علیه مردم لیبی بکار گرفته شد.
در سال 1930 حدود 100 هزار نفر از اهالی قورینائیه( کیرنائیکا) در اردوگاه‌های ایتالیائی ها در اسارت بسر می بردند که فقط نیمی از آنها زنده ماندند.

عمر المختار نیز در سال 1931 به دار آویخته شد.

تعداد دقیق قربانیان استعماری ایتالیا در لیبی هنوز هم روشن نشده است، در حدود یک سوم از مردم لیبی از گرسنگی و در جنگ‌های توسعه‌طلبانه نظامیان ایتالیائی از بین رفتند.

اشغال لیبی توسط ایتالیا سبب شد زیربنای سنتی این سرزمین نابود گشته و تبدیل به یک مستعمره کشاورزی شود. ماموران استعماری تمام زمین های بارور و ارزشمند را از صاحبان آنها گرفتند و به ایتالیائی ها دادند ولی سیاست تصاحب زمین که فاشیست‌ها در پیش گرفتند به نتایج دلخواه نرسید.
تا پیش از استقلال لیبی، 95در صد از مردم لیبی بی سواد بودند. فقط 16 نفر تحصیلات دانشگاهی داشتند.
لیبی از فقیرترین کشور های جهان بود. درآمد سالانه اهالی آن 15 دلار بود. زمین های حاصلخیز کشور کماکان در مالکیت زمین داران ایتالیائی بود که با پرداخت مزدی بخور و نمیر کارگران محلی را بکار می گرفتند.

عمر مختار رهبر مقاومت مردم لیبی
عمر مختار در تاریخ 20 آگوست1861 در روستای «جنزور» واقع در شرق لیبی و از توابع «بریقه» در خانواده‌ای که نسبش به «قریش» می‌رسید، به دنیا آمد.
او زود یتیم شد، سرپرستی وی را شارف الغریانی، برادرزاده‌ی حسین غریانی، که رهبر سیاسی و مذهبی در کیرنایکا بود، به عهده گرفت.
او آموزش ابتدایی خود را در مسجدی محلی گذراند و سپس به مدت هشت سال اقدام به تحصیل در دانشگاه سنوسی در الجغوب نمود و شیخ دانشگاه القصور در ناحیه حبل الاخضر شد.
در 1329 قمری مصادف با 1911 میلادی که استعمارگران ایتالیایی، بندر بنغاری در لیبی را تصرف کردند عمر مختار به جهاد بر ضد آنان برخاست و از سوی همه قبایل به عنوان فرمانده کل و رئیس اعلای مجاهدان جبل الاخضر برگزیده شد.

اشغالگران ایتالیایی در بدو هجوم به لیبی بیش از بیست هزار تن از مردم را کشتند و یک هزار تن از مجاهدان را به دار آویختند، زنان و کودکان بسیاری را مثله کردند و اعضای بسیاری از خانواده ها، از زن و مرد،‌کودک، پسر و جوان را قتل عام نمودند. این اعمال وحشیانه در سراسر لیبی قیام هایی را برانگیخت.

در طرابلس سلیمان بارونی از رهبران منطقه جبل و فرحات، رهبری قیام را برعهده داشت و موفق شد که حکومتی ملی در طرابلس به وجود آورد. در برقه نیز رهبری و مجاهدان بر عهده مختار بود.
تا آغاز 1916، مجاهدان لیبیایی توانستند بیشتر مناطق اشغال شده را‌ آزاد سازند به طوری که جز شهرهای طرابلس، خمس و زواره، هیچ شهری در اشغال ایتالیاییها باقی نماند و سراسر بخش شرقی لیبی در تصرف سنوسی ها ـ که تا آن زمان رهبری جهاد ملی را بر عهده داشتند ـ قرار گرفت.
ضرباتی که مجاهدان لیبیایی بر نیروهای ایتالیایی وارد آوردند نه تنها ایتالیایی ها را وحشت‌زده کرد، بلکه نگرانی دولت های انگلستان و فرانسه را هم از خطر گسترش مقاوم در سراسر افریقا برانگیخت.
از اینرو در 1916 دولت های ایتالیا و انگلیس پیمان همکاری مشترکی برای جنگ با سنوسی ها منعقد کردند که یک سال بعد دولت فرانسه نیز به آن پیمان ملحق شد.

استعمارگران ایتالیایی که از مبارزه رویاروی با مجاهدان سودی نگرفته بودند به ایجاد تفرقه میان مجاهدان پرداختند و یکی از رهبران سنوسی به نام محمد ادریس سنوسی را با وعده حکمرانی منطقه برقه به سوی خود کشاندند،‌لکن بیشتر رهبران مجاهدان و از جمله عمر مختار همچنان به مبارزه خود ادامه دادند.

حتی با خروج ادریس در دسامبر 1922 از لیبی و پناهندگی به مصر، مجاهدان لیبی به فرماندهی رهبر بزرگ خود مختار به جهاد آزادی‌بخش خود ادامه دادند.
عمر مختار با نیرویی متشکل از هزار و پانصد مجاهد در منطقه شحات استقرار یافته و در زد و خورد با دشمن بود، اما در سال1926 میلادی نیروهای ایتالیایی مقر وی را در جبل الاخضر محاصره کردند و او ناگزیر به جنگ های چریکی رو‌ی آورد.
اندکی پس از نبرد جبل الاخضر، نبرد الرحبیه به فرماندهی عمر مختار روی داد. در این نبرد، مجاهدان عمر مختار در جبل العبید موضع گرفتند و درگیری سختی میان مجاهدان و نیروهای ایتالیایی به فرماندهی سرگرد باسی در دشت الرحیبه درگرفت.
در این نبرد که در مارس 1927 روی داد،‌مجاهدان مسلمان با دور زدن نیروهای ایتالیایی توانستند آنها را از یکدیگر جدا کرده و ضربات سنگینی بر آنان وارد آورند و ایتالیایی‌ها را به سختی در هم کوبند. در این عملیات شش افسر و سیصد و چهل سرباز ایتالیایی کشته شدند.
در این هنگام ایتالیایی ها برای تضعیف عملیات چریکی مجاهدان، با پیشنهادهای عمر مختار دایر بر آزادی مسلمانان در امر آموزش و پرورش و برگزاری مراسم دینی و رسمیت زبان عربی و لغو مقررات تبعیض نژادی میان ایتالیایی ها و لیبیایی ها روی خوش نشان دادند؛ اما در عمل همچنان به ریشه کن کردن انقلاب ملی ـ مذهبی مردم لیبی ادامه می دادند و بسیاری از مشایخ سنوسیه و مسئولان اوقاف را دستگیر و زندانی کردند که بیشتر انها بر اثر شکنجه در زندان جان سپردند.

عمر مختار با یورش های مداوم خود، ایتالیایی ها را لحظه ای آرام نمی گذاشت و تنها در طول بیست ماه، دویست و شصت و سه بار بر نیروهای ایتالیا یورش برد و این به جز نبردهایی بود که در حدود بیست سال گذشته انجام داده بود.

موسولینی نیز برای تسلیم مجاهدان، ژنرال گرازیانی را که به خونریزی و خونخواری شهره بود به حکومت لیبی گمارد. وی فرمان داد تا در نقاط مختلف، گروه گروه مردم عادی و غیر نظامی را گرد‌ آورده و دسته جمعی کشتار کردند.
آنها ساکنان ایالت برقه غربی و شرقی را از خانه و کاشانه شان بیرون رانده و به اعماق بیابان ها کوچانیدند و املاک و اراضی آنان را مصادره کرده و در اختیار مهاجران ایتالیایی قرار دادند.
مجموع این عملیات وحشیانه، ترس و وحشت عظیمی در دل مردم افکند و موقعیت مجاهدان را تضعیف کرد، هرچند که عمر مختار و مجاهدان تحت فرمان او همچنان در برابر دشمن خونریز پایدار ماندند و با عملیات چریکی و جنگ های نامنظم اینجا و آنجا بر نیروهای دشمن ضرباتی وارد می آوردند.
گرازیانی نیز برای ایجاد رعب و هراس بیشتر به ایجاد «دادگاه های پرنده» دست زد. این دادگاه متشکل از مأموران ایتالیایی بود که پیوسته با هواپیما از جایی به جایی می رفتند و در هر جا که نشانی از همدردی و همکاری مردم با عمر مختار و انقلابیون می یافتند جلسات دادگاه را در میدان های عمومی و در فضاهای باز برپا کرده و هر کس را که اندک سوء ظنی به او می رفت اعدام و اموال او را مصادره می کردند.
سرانجام در 1931 هنگامی که عمر مختار همراه پنجاه تن از همرزمانش برای یک مأموریت شناسایی به ناحیه سلطنه رفته بود ناگهان به محاصره نیروهای بزرگ دشمن در آمد و در نبردی نابرابر، بیشتر همراهانش کشته شدند و خود او نیز زخمی شد و به اسارت درآمد.

او را به بنغازی انتقال دادند و در دادگاه های نظامی محاکمه و به اعدام محکوم نمودند و در روز چهرشنبه اول جمادی الاول 1350 مصادف با 15 سپتامبر 1931 (25 شهریور 1310) در پایگاه سلوق نزدیک بنغازی در برابر دیدگان هزاران تن از ساکنان منطق وی را به دار آویختند.(+)

سخنان عمرمختار
«پس از من نسل‌هایی خواهند آمد که با شما مبارزه خواهند کرد؛ اما من زندگی‌ام از زندگی جلادانم طولانی‌تر خواهد بود.»
«ظلم، از مظلوم قهرمان خواهد ساخت، اما جنایت هر چه هم مرتکبش خود را قوی نشان دهد، قلب صاحبش را خواهد لرزاند.»
«اگر توپخانه شمشیر من را شکست، باطل حق من را نخواهد شکست.»
«ضربه‌ای که کمرت را نشکند، آن را قوی‌تر خواهد کرد.»
در جریان رسیدگی به پرونده شیخ عمر مختار دادرس دادگاه تلاش کرد عمرمختار اعدام نشود به شرطی که نامه‌ای به همرزمان لیبیایی‌اش بنویسد که دیگر علیه دولت ایتالیا نجنگند و آتش بس اعلام کنند.
عمرمختار در جوابش گفته‌ی مشهورش را به دادرس گفت: «انگشتی که در هر نماز برای شهادتین (اشهد ان لااله الاالله واشهد انّ محمداً رسول الله) بلند می‌شود، شایسته نیست به ناحق بنویسد.»(+)

تاریخ در همه دوران شاهد مردان آزاده‌ای چون شهید عمر مختار بوده است که در مقابل مستکبران و استعمارگران شجاعانه ایستاده‌اند و برای یک ملت آبرو و عزت کسب کرده و الگوی آیندگان شده‌اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس