معماری
خانه ---> سياسي اجتماعي ---> برخورد و رفتار حضرت محمد (ص) با اسیران چگونه بود؟
اسیر
اسیر

برخورد و رفتار حضرت محمد (ص) با اسیران چگونه بود؟

برخورد و رفتار حضرت محمد (ص) با اسیران چگونه بود؟

نویسنده : دکتر راغب الحنفی السرجانی / مترجم: محمد حنیف حسین زائی

محمد بزرگ، جهان را به عدالت، آزادی، تسامح و فضیلتی که از دست داده بود، باز گرداند.[1]

پس از آن که صلیبی ها وارد شهر قدس شدند و کنترل شهر را به دست آوردند، متوجه شدند که تعدادی از اهالی شهر در اثر ترس از صلیبیان خود را به داخل مسجد قبة الصخره پنهان کرده اند. آن گاه صلیبی ها به داخل مسجد هجوم برده و همگی آنان، اعم از زنان و پیرمردان و کودکان را قتل عام کردند و مسجد تا زانو از خون پر بود.[2]

این گونه بود وضعیت صلیبیان! اما وضعیت اسلام به گونه ای دیگر است!

اسلام، دینی واقعی است که با رویدادها و حوادث برخورد دارد و در روند تشریعی خود با خیال پردازی یا الگوهایی غیر قابل تحقق از بین نمی رود. بنابراین، طبیعی است با قضیه ی اسیران به منزله ی یک واقعیت زندگی برخورد نماید نه این که از آن تجاهل نماید یا برایش راه حلّی عاطفی و بدون واقعی طرح نماید. از این رو، مسلمانان در برخی مواضع، خط و مشی مشخص می نماید تا در برابر اسیران آن را اتخاذ نمایند و نزدیکترین اوضاع در ذهن این است که دشمن مردانی از مسلمانان را اسیر کرده است و باید به مانند آنان مقابله شود. اما رسول خدا (ص) در چنین شرایطی چگونه با اسیران برخورد نموده است؟

اصل و قاعده ی عمومی ای که رسول خدا (ص) آن را در نخستین غزوه ای که مسلمانان افرادی را اسیر کردند، وضع نموده و تأکید دارد که: «با اسیران به خوبی رفتار کنید.»[3]

اما مهم این است که این معامله ی نیکویی که رسول خدا (ص) در مورد اسیران به آن دستور داده است، فقط قوانین محضی نبودند که در واقعیت زندگی، عملی و اجرا نگردند؛ بلکه این قوانین در مجموعه ای از جلوه های زندگی، شکل عملی به خود گرفته که بیانگر دل هایی است که مملو از رحمت و رأفت اند و از احساساتی پرده برمی دارند که سرشار از عشق و عاطفه اند و اینک به خواست الله در مورد این مظاهر و جلوه های رحمت و شفقت نسبت به اسیران با تفصیل بحث می شود.

مطلب اول: غذای اسیران

خداوند متعال می فرماید: (‏ وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً ‏)[4] : «‏ و خوراك مي‌دادند به بينوا و يتيم و اسير ، به خاطر دوست داشت خدا.»

در این آیه، خداوند متعال بندگان مؤمنش را به خوشرفتاری و احسان در برابر اسیران و غذا دادن به آنان تشویق و ترغیب می کند و با این کار، آنان را به نعمت های آخرت وعده می دهد.

ابن عباس (رض) می گوید: رسول خدا (ص) در روز غزوه ی بدر به اصحابش دستور داد تا اسیران را مورد اکرام و نوازش قرار دهند و صحابه آنان را بر غذا خوردن از خود مقدم می کردند. سعید بن جبیر، عطا، حسن و قتاده نیز این گونه گفته اند.[5]

ابن جریج[6] در ارتباط با این آیه می گوید: در زمان رسول خدا (ص) همه ی اسیران مشرک بودند، ابوعبید می گوید: من می بینم که خداوند ستوده است کسی را که با اسیر مشرک به نیکی برخورد کند.[7]

هرگز صحابه باقی مانده ی غذای خود را به اسیران نمی دادند؛ بلکه بنابر توصیه ی رسول الله (ص) غذای پس مانده و بهتر آنان را جمع می کردند و خودشان آن را می خوردند. ابوعزیز، برادر مصعب بن عمیر (رض) از آنچه برایش پیش آمده بود، می گوید: من در میان گروهی از انصار بودم آنگاه که مرا از بدر آوردند. لذا هرگاه آنان ناهار یا شام می آوردند، بنابر توصیه ی رسول خدا (ص) که نسبت به ما کرده بود، ابتدا آن را به من تقدیم می کردند و خودشان خرما می خوردند و هرگاه به دست کسی تکه نانی می افتاد، آن را به من تقدیم می کرد و من شرم می کردم و آن را رد می کردم و او نیز دوباره آن را به سوی من برمی گرداند و آن را دست نمی زد!

ابن هشام می گوید: این ابوعزیز پس از نضر بن حارث پرچمدار لشکر مشرکان بود.[8] یعنی وی فردی عادی نبود؛ بلکه یکی از سرسخترین دشمنان مسلمانان بود، زیرا جز افراد دلیر و بی باک و سران قوم، کسی نمی تواند پرچم را حمل کند، این بار هم در قاعده ی وضع شده ی نبوی در تعامل با اسیران تغییری روی نداد و تحت هیچ شرایطی نباید از این اصول تخطی شود.

مطلب دوم: پوشاک اسیران

مسلمانان تنها به این اکتفا نکردند که فقط به اسیران غذا بدهند، بلکه به آنان لباس و پوشاک نیز تقدیم می کردند و این امر در احادیث صحیح وارد شده است. چنان که امام بخاری بابی به نام «باب الکسوة للاساری» نام گذاری نموده است و در آن از جابر بن عبدالله (رض) روایت شده است: «وقتی در غزوه ی بدر اسیران را می آوردند و عباس را در حالی آوردند که لباسی نداشت. رسول خدا (ص) برایش پیراهنی جستجو کرد و پیراهن عبدالله بن ابی برایش مناسب بود، لذا رسول خدا (ص) آن را به وی پوشاند.»[9]

و نیز روایت شده است که رسول خدا (ص) دستور داد تا اسیران هوازن را لباس بپوشانند، چنانکه به فردی دستور داد تا از مکه برای اسیران لباس معقّد[10] خریداری نماید. لذا هر کسی که آزاد می شد، لباس بر تن داشت.[11]

مطلب سوم: فراهم نمودن آسایشگاه مناسب برای اسیران

پس از آن که وضعیت اسیران روشن گردید، مسلمانان آنان را در دو جا نگهداری می کردند؛ یا در مسجد که محترم ترین مکان نزد مسلمانان بود، یا در خانه های صحابه.

هدف از نگهداری آنان در مسجد این بود تا اخلاق و عبادت مسلمانان را ببینند و شاید از آنان متأثر شوند و ایمان در دلهایشان نفوذ کند و دقیقاً این امر اتفاق افتاد، آن گونه که در داستان ثمامه بن اثال آمده است.[12]

اما این امر که برخی را در منازل نگهداری می کردند، اکرام بزرگی از طرف مسلمانان نسبت به اسیران بود. حسن بصری می گوید: چون اسیری را به محضر رسول خدا (ص) می آوردند، آن را به یکی از صحابه می سپردند و به او این گونه توصیه می کرد: «با او به نیکی برخورد کن.» و چون دو یا سه روز اسیر در نزد او می ماند، او را تحت تأثیر قرار می داد.[13]

مطلب چهارم: آزار نرساندن به اسیران

فطرت پاک و سالم، شکنجه و آزار رساندن به بشریت را نمی پذیرد؛ بلکه فطرت های پاک به شکنجه ی حیوانات و پرندگان نیز راضی نمی شوند. رسول خدا (ص)، صحابه ی بزرگوار را نیز به اساس این رحمت و شفقت تربیت کرده بود. جریر بن عبدالله (رض) می گوید: رسول خدا (ص) فرمود: «هر کس رحم نکند، مورد رحمت قرار نخواهد گرفت».[14]

بنابراین، صحابه نمونه ی عملی رحمت و شفقت برای همه ی بشریت اعم از مسلمان و غیر مسلمان بودند و پیشتر یادآور شدیم که رسول خدا (ص) عمل آنان را انکار نمود، آن گاه که دو نوجوان قریشی را که در غزوه ی بدر اسیر کرده مورد ضرب و شکنجه قرار داده بودند، چنان که فرمود: «اگر سخن راست را به شما بگویند، آنان را می زنید و اگر به شما دروغ بگویند، آنان را رها می کنید. راست می گویند، به خدا سوگند که این ها از لشکر قریش هستند.»[15]

هر چند این دو نوجوان که مورد ضرب و شکنجه قرار گرفته بودند، از لشکر متجاوز بوده و آن لشکر را با آب دادن کمک می کردند.

حتی شریعت اسلام از این هم پا را فراتر نهاده و تعذیب و شکنجه ی اسیر را به خاطر کسب معلومات از دشمن نیز نهی کرده است. از امام مالک پرسیدند: آیا اگر امید بود که اسیر، لشکر را به اسرار دشمن اطلاع دهد، مورد شکنجه قرار داده می شود؟ فرمود: من چنین چیزی نشنیده ام.[16]

مطلب پنجم: نرمی و ملایمت با اسیران

یکی از اخلاقیات اسلام این است که باید با اسیر با نرمی و ملاطفت برخورد شود تا احساس آرامش و اطمینان بکند و اخلاق رسول خدا (ص) این گونه بود که پرسش های اسیران را جواب می داد و از سؤال و پرسش های آنان خسته و ملول نمی شد؛ که این امر بیانگر سعه ی صدر و عمق رحمت و عطوفتی است که باید همه ی انسان ها از آن بهره مند شوند حتی اسرا و دشمنان.

عمران بن حصین می گوید: قبیله ی ثقیف با بنی عقیل هم پیمان بودند، آن ها دو نفر از یاران رسول الله (ص) را اسیر کردند و اصحاب پیامبر (ص) نیز یک نفر از قبیله ی بنی عقیل به اسارت بردند و همراه وی عضباء (شتر رسول خدا (ص)) را به غنیمت گرفتند. آن مرد در بند بود که رسول خدا (ص) از کنارش می گذشت. وی صدا زد: ای محمد، ای محمد. رسول خدا (ص) نزدش آمد و فرمود: «چه می خواهی؟» آن مرد گفت: چرا مرا اسیر کرده ای؟ و چرا شترم را که از همه ی حجاج سبقت می گیرد، به غنیمت گرفته ای؟ رسول خدا (ص) فرمود: «تو را به خاطر جنایتی که هم پیمانانت، قبیله ی ثقیف مرتکب شده اند، به اسارت گرفته ام.» سپس برگشت تا برود. دوباره آن مرد او را صدا زد و گفت: ای محمد، ای محمد. از آن جایی که رسول خدا (ص) مردی مهربان و رقیق القلب بود، برگشت و فرمود: «چه می خواهی؟» گفت: من مسلمان شدم. فرمود: «اگر تو به هنگامی که در اختیار خودت بودی، این حرف را می زدی به طور کامل رستگار می شدی.» سپس برگشت تا برود. بار دیگر آن مرد صدا زد و گفت: ای محمد، ای محمد. رسول خدا (ص) برگشت و فرمود: «چه می خواهی؟» گفت: من گرسنه و تشنه ام. به من آب و غذا بدهید. فرمود: «این نیاز توست.» یعنی به او آب و غذا بدهید.

بنابراین، این تردد و چند مرتبه برگشتن نزد مردی که او را صدا می زند، کار رهبر نخست و فرمانده اول دولت اسلامی است که فقط او را با نامش می خواند و این امر بیانگر اوج رحمت و شفقتی است که رسول خدا (ص) آن را در قلبش برای تمام بشریت حمل می کرد.

رسول خدا (ص) اسیری را به ابوهیثم تیهان سپرد و به او توصیه کرد که با وی خوشرفتاری کند. ابوهیثم او را به خانه اش برد و سپس به او گفت: رسول خدا (ص) در مورد تو به من به خوبی سفارش کرده است،پس تو به نام الله آزادی و روایت شده است که به او گفت: تو به نام الله آزاد هستی و از مال من نیز سهمی داری.[17]

 

مطلب ششم: احترام به احساسات و عواطف بشری

اسلام، ارزش انسانیت را بالا برده و به احساسات و عواطف بشری احترام و ارزش قایل شده است، اعم از این که آنان مسلمان باشند یا غیر مسلمان. ما کاربردهای عملی فراوانی در حیات و سیره ی نبوی در این مورد یافته ایم و در لحظه های سخت و دشوار و به ویژه پس از جنگ ها و نبردها این امر به وضوح برایمان آشکار شده است. می بینیم که رسول خدا (ص) رهنمودهای ارزشمند و توصیه های والای انسانی را در تعامل با زنان و کودکان اسیر شده متوجه یارانش کرده و نهی می کند از این که کودک را از مادرش جدا کنند. ابوایوب انصاری می گوید: من از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: «هر کس بین مادر و کودکش جدایی بیندازد، خداوند بین او و دوستانش در روز قیامت جدایی می اندازد.»[18]

شاید داستان آینده پایان بخش زیبایی برای این بحث باشد به طوری که به زیباترین شکل از رحمت و مهرورزی رسول الله پرده برمی دارد. ابواسید انصاری اسیرانی را از بحرین آورد و آنان به صف کشیده شدند. آن گاه رسول خدا (ص) برخاست و به آنان نگاه کرد، زنی را در حالت گریه دید، پرسید: «چرا گریه می کنی؟» گفت: پسرم در قبیله ی بنی عبس فروخته شده است. رسول خدا (ص) به ابواسید فرمود: «حتماً سوار شو و او را بیاور.» ابواسید سوار شده و به آنجا رفت و او را آورد.[19]

دل رسول الله (ص) برای این زن اسیر سوخت و یکی از افراد لشکرش را مأمور کرد تا به شهر دوردستی برود و فرزندش را بیاورد تا درون آن زن آرام گیرد و اشکش بخشکد!

شاید بارزترین سوالی که در ذهن ما پدیدار می گردد این باشد که آیا در جهان، فرمانده ای که در نبرد پیروز شده باشد، یافت می شود که خود و لشکرش درصدد خوشبختی زنی ساده و اسیر شده باشند که کسی او را نمی شناسد؟

قطعاً پاسخی که همه آن را می دانند و این است که امکان ندارد آن فرد کسی جز محمد رسول الله (ص) باشد! راست گفته است خدایی که در حق پیامبر (ص) فرموده است: (‏ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ ‏)[20].

————————————-

منبع: پیام آور رحمت / مؤلف: دکتر راغب الحنفی السرجانی / مترجم: محمد حنیف حسین زائی(استاد دارالعلوم حقانیه ایرانشهر) /انتشارات: مشهد، حافظ ابرو 1393

[1] – إدوارد ورمسی (مستشرق آمریکایی): در تحقیقی که در مورد جهان قبل از بعثت پیامبر (ص) انجام داده بود، دایرة المعارف بریتانیا.

[2] – مکسیموس مونروند: تاریخ حرب الصلیب، ص 173- 172.

[3] – معجم الکبیر طبرانی (9779، معجم الصغیر (409). هیثمی گفته است: اسنادش حسن است(10007).

[4] – انسان: 8.

[5] – تفسیر ابن کثیر 4/584.

[6] عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریج رومی (150- 70 ھ) از موالی بنی امیه بوده و یکی از بزرگان علم و دانش و نخستین کسی بود که در علم حدیث کتاب نوشت. صفدی، الوافی بالوفیات 1/2752، الاعلام للزرکلی 4/160.

[7] – شعب الایمان بیهقی 6/526.

[8] – سیره ی ابن هشام 2/475.

[9] – بخاری (2846) و سنن الکبری بیهقی (18570).

[10] – نوعی از چادرهای هجر بودند.

[11] – دلائل النبوه بیهقی 5/264.

[12] – بخاری (4372)، مسلم (1764)، ابوداود (2679)، نسائی با اختصار (712) و صحیح ابن خزیمه (252).

[13] – الوسی: روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی 29/155. این حدیث از مراسیل امام حسن بصری است.

[14] – بخاری (6941)، مسلم (2319)، ترمذی (1922) و مسند امام احمد (19189).

[15] – سیره ی ابن هشام 1/617- 616، الصالحی الشامی: سبل الهدی و الرشاد 4/27 و السهیلی: الروض الانف 3/58.

[16] – محمد بن یوسف المواق: التاج والاکلیل 3/353.

[17] – شعب الایمان بیهقی (4606).

[18] – ترمذی(1566) و گفته است این حدیث حسن و غریب است. مسند احمد (23546)، شعیب ارناموط گفته است: حسن است. مستدرک حاکم (2344) و گفته صحیح است. طبرانی فی معجم الکبیر (4080)، سنن بیهقی (18089) و صحیح الجامع (6412).

[19] – مستدرک حاکم (6193) و گفته است: اسناد این حدیث صحیح است و بخاری و مسلم آن را تخریج نکرده اند. سعید بن منصور آن را در سننش روایت کرده است(2654).

[20] – الأنبیاء: 107.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس