معماری
خانه ---> تربیت، اخلاق و تزکیه ---> بهاي يك نگاه چقدر است؟!

بهاي يك نگاه چقدر است؟!

بهاي يك نگاه چقدر است؟!

دكتر احمد صبور

قبل از شروع به اين بحث،تذكر يك اصل بسيار مهم كه در مقاله حاضر به دقت مورد توجه قرار گرفته ،ضروري است و آن اينكه ما اين مطلب  را بر خلاف اكثر مطالب كه براي همه نوشته يا تصنيف مي گردد، براي جلب نظر و يا رأي موافق عموم مردم نمي نو يسيم و نه احساس نيازي به  تاييد يا تكذيب ديگران (كسانيكه در خارج از محدوده دين زندگي را آغاز كرده وادامه ميدهند ) داريم و نه براي خوشايند و مقبوليت عامه ،مطالب آن را تهيه  وتنظيم مي كنيم، بلكه كاري نداريم كه در خارج از حريم دين،ديگران مي پذيرند يا رد مي كنند ، راضي ميشوند يا نا راضي ،مرد استفاده قرار مي دهند يا محتواي آن را به باد انتقاد خواهند گرفت . زيرا زندگي مسلمان با غيره مسلمان خيلي فرق دارد ؛ نظام دقيق و عميق و حساب شده و آگاهانه موجود در عالم دين با آشفتگي و در همي وسردر گمي و بلا تكليفي  موجود در خارج از چهار چوب دين، تضاد كامل دارد و خلاصه از هيچ لحاظ(نه درمبدأ و منشأپيدايش قوانين عرفي و قرار داد هاي اجتماعي با احكام دين ،ونه در آثار و نتايج و نه در هدف نهايي آنها )سنخيت و تجانسي وجود ندارد ،بلكه دنياي پاك و بي عيب يك دين آسماني بر حق (با حفظ اصالت اوليه اش )با جهان آلوده و سر تا پا عيب و نقص عوالم غيره مذهبي ،فاصله بسيار و تفاو تهاي بي شمار دارند .

مسلمان حقيقي و آگاه به ارزشهاي موجود در احكام و تعاليم و دستورات ديني و با لا خره با علم بر تري فرهنگ غني خود ،هرگز خود را در اصول زندگي و راه ورسم صحيح زيستن و خلاصه در ((آيين بهزيستي )) محتاج به غير (مخصوصا به افراد نا آگاه و گمراه )نمي بيند ،مگر اينكه از برتري وعظمت فرهنگ خود بي خبر ماند يا تحت تاثير تبليغات مغرضانه دشمنان فرهنگ اسلام ، به عارضه (( از خود بيگانگي )) گرفتار آيد .

آن چه ما در مقاله حاضر مطرح نموده و محور كلام قرار مي دهيم ،در درجه اول متوجه ساختن مسلمان (مسلمانان ) است به ابعاد وسيع فرهنگ دين آسماني شان در يكي از بزرگترين ابتلائات مهم قرن بيستم (در زمينه مسايل جنسي ) و حداكثر استفاده نمودن در بهبود حال خود مسلمان و جامعه او ؛ همچنين ايجاد مصونيت از مفاسدي است كه ((جهان آشفته خارج از مذهب )) به جهت عدم دست رسي به روسها و شيوه ها ي صحيح زيستن و عدم آگاهي از ((آيين بهزيستي حقيقي )) ،امروز به شدت گرفتار آنها بوده و روز به روز هم به آسيب پذيري اش به طور تصاعدي افزوده مي شود . در درجه دوم آگاه ساختن جهانيان است هم از راه وروش اصولي پيش گيري مفاسد امروز- كه در دين ما به طور كامل پيش بيني شده  – و هم اگر افراد و اجتماعاتي حقيقتا از وضع موجود به ستوه آمده  واز هر سوي احساس يأس ونوميدي و نا اممي مي كنند ودر جستجوي راه نجاتي هستند ،ميتوانند از اين روشهاي قاطع و متقن ، در پيش گيري مفاسد اجتماعي مهار نشدني نا شي از طغيان ميل جنسي در مرد و آشوب جهاني مربو طه اش ، كمك گرفته واگر استعداد درك قبول وقدرت تواناي پياده كردن آنها را در جامعه دارند ، حداكثر استفاده را بنمايند .

غيره مسلمان  به علت عدم بر خورداري از نظام فكري اصولي درشئون مختلف زندگي ((زندگي اش بي قاعده ) است ،لذا هر گامي كه در زندگي بر مي دارد همواره با انواع شك ها ،ترديد ها ،وبلكه جهل ها وحتي ((جهل مركب ها)) روبه رو است و در اكثر مسايل مهم حياتي (به خصوص در برابر مجهولات ماوراء الطبيعه اش) با بن بست هاي كامل مواجه و سر در گم است . به اين جهت وي هرگز مجال آن راپيدا نخواهد كرد كه براي درست زيستن خود راهي بجويد و در آن جستجو ، راه حق و حقيقت را بتواند در يابد و پيش گيرد ، بلكه عمري در سرگرداني و بلاتكليفي مي گذراند ،زيرا ((عقيده درستي )) به دست نياورده است كه آن را قطب نماي زندگي خويش گرداند .

از اين رو است كه زندگي غيره مسلمان تحت هيچ نظامي اداره نمي شود تا بتواند از پيش، راه هاي بن بست را شناخته و در پايان خط ((مات)) نگردد، و يااز اول قادر شود براي گشودن مشكلات زندگي به معيار و الگوي صحيح و آيين بهزيستي كمال يافته و منظمي دست يابد وراه طولاني را از ابتدا،به طور اشتباهي انتخاب نكرده و غلط نپيمايد .

البته پيرامون اديان ديگر مثل يهود و نصاري هم كه نه به دين كامل تر از اسلام دست رسي دارند ونه حتي به دستورات اصيل دين ناقص دين خود (و همچنين مسلمان نمايا ني كه به نام مسلمان و در عمل پيرو غيره اسلام هستند ، مخصوصا غرب زدگان و يا منافقيني كه در زندگي به هيچ گونه خط مشي درستي متكي نبوده و تهبع هواي نفس و منابع آني خود هستند )نيز تحت هيچ نظام صحيحي زندگي نكرده ودر شئون مختلف زندگي خود ،با يك نوع آشفتگي روحي و فكري و عملي مواجهند . بنا بر اين ما در بحث خود ، ادعا نداريم كه در مقابل يك مشكل عظيم جهاني ،وقتي با استفاده از رهنمودهاي يك فرهنگ غني (به مانند فرهنگ اسلام ) روشهاي علمي و مفيد قابل اجرايي ارايه    مي دهيم ، دستوري است كلي وتمام جوامع مي توانند به آن وسيله آن مشكل را براي خود حل نمايندبلكه ادعا اين است كه :با دست رسي به دستورات قاطع و احكام محكم و تعاليم متقن درفرهنگ اسلام ،اگر مسلمين حداقل بذل توجهي نمايند و در روش هاي غرب زده خود تجديد نظري كنند ،خيلي راحت از آفات زمان در اين مورد مصون توانند ماند .

به هر حال ما در اين اقدام خود ، نه به شيوه غلط شرق متكي مي گرديم و نه به روش هاي فاسد غرب – كه كارشناسان و بال گردن خودشان – بلكه در مطالعات و تحقيقات خود در حل يك مشكل مهم حياتي و اجتماعي يعني ((نا امني زن))، كه نيمي از مردم جهان به جهت آشفتگي ها ي روحي و انحرافات اخلاقي و انحطاطات فرهنگي سخت در عذابند . با استفاده از رهنمو دهاي عميق و دقيق تعاليم عاليه اسلام ، بررسي هاي خود را دنبال مي نماييم . بنابر اين مراتب علم وآگاهي و ميزان آشناي مسلمان با فرهنگ اسلام است ، و اختصاصا با در نظر گرفتن وجود چنين حضور زهن و قابليت درك ظرايف درك مساله براي يك مسلمان حقيقي ، (علم و عامل )، به روشي جداگانه از موارد مشابه ، مساله را   مورد بحث وبررسي قرار خواهيم داد.

اساس اين بحث ما را ، اختصاصا ايجاد علم وآگاهي لازم در هر مومن و مسلماني تشكيل مي دهد ، كه به جهت غفلت يا جهالت ، به وجود دست رسي به اين همه دستورات متين و موزون در فرهنگ اسلام ( وحتي متاسفانه در خيلي ها با وجود علم وآگاهي كافي به وظايف ديني خود ) ، براي حل مساله لاينحلي به مانند ((مشكلات ناشي از رهاي از غريزه جنسي)) هنوز از خود تحرك وتحولي اصولي نشان نمي دهند ، و اصلاح امر خود را به آينده موكول ساخته و به قول مولوي ((غافل از احوال دل خو يشند ))بنا بر اين اگر حقايق معرو ضه در بحث حاضر ، باي اكثريت قريب به اتفاق  غيره مسلمان ( يا مسلمان نمايان ) مورد توجه واقع نشده ويا قابل قبول و حتي قابل درك وفهم نبوده ، ونقش مو ثري در اصلاح امور و طرز رفتار و كردار و بر خوردهاي اجتماعي شان با زن نداشته باشد ، مهم نيست ؛ چرادر بسياري از موارد و مسايل مهم حياتي روش و رفتار عمومي آنها – حتي به وجود دست رسي يا علم وآگاهي كافي از دستور العمل هاي مفيد و موثر و سازنده فرهنگ اسلام – چنين بوده است (و خواهد بود )، ودر قرآن مجيد آيات هشدار  بسياري درباره بينا كردن كوران و شنواساختن كران و بيداري و هوشياري براي دل هاي مهر شده نازل گشته كه به جهت تشابه احوال قلوب ، از گذشتگان به آيندگان نيز شامل مي گردد.

اميد است با مقدمه فوق هم اكنون طرح اين سوال كه (( بهاي يك نگاه چقدر است ؟))ديگر به صورت يك معما يا طنز وشوخي تلقي نگرديده و از ديدگاه يك مومن حقيقي و يك مسلمان آگاه ، جاي سوالي

باقي نباشد ،كه مثلا آيا يك ((نگاه ))انسان آن قدر ارزش دارد كه بر سر آن اين همه گفت و شنود و بحث و قلم فرساي صورت گيرد ؟يا اين قدر وقت خواننده و نگارنده صرف بيان گردد ؟بلكه به صورتي كه از اين پس ، مورد مطالعه قرار مي گيرد ، اگر گفته شود تمام اسرار ورموز شكست ها و ناكامي ها ي ملل جهان در معار نفس و كنترل ميل جنسي ( همان گونه كه در گزارشات مفصل مباحث قبلي مطالعه نموديم ) مطاقا به علت غفلت و جهالت از ارزش و اهميت و ماهيت وجودي همان (يك نگاه ) است ، و بر عكس ، تنها راه نجات يك مو من يا يك مسلمان و يا هر مرد ديگري از آفت اسارت و گرفتاري به زن و انحرافات بعدي ، وهمچنين همه علل و عوامل موثر در ايجاد محيط امن نسبت به خود زن و حتي حفظ ارزش و احترام حقيقي (ونه كاذب امروزي )او ،اختصاصا در انحصار شناخت كامل و آگاهانه از خاصيت و ماهيت جادوي همين يك نگاه (و جريانات بعدي بسياري در امتداد آن نگاه ) قرار گرفته است ،آنگاه روشن خواهد شد كه طرح چنين سوالي  بدون علت و طرح چنين مساله بي سابقه اي خالي از حكمت نبوده است .

 

تفاوت هاي ديدن با نگاه كردن

نگاه كردن نيز يكي از اعمال مختلف  انسان است كه ارادي باشد تحت عنوان ((نگاه كردن ))و اگر غيره ارادي باشد به عنوان (ديدن)از آن ياد مي كنند. فرق( ديدن ونگاه كردن) مشابه فرق ((شنيدن ))و ((گوش دادن ))است كه در اولي قصد واراده  خاصي ،عمل شنيدن يا ديدن را سبب نشده وتسهيلاتي را به وجود نياورده است ،ولي در دومي قصد و اراده و بلكه ميل و علاقه وگرايشي ذاتي يا اكتسابي،اخذ نتيجه مطلوب را تسهيل مي نمايد .

روح نگاه:

پس مي توان گفت كه اختلاف اساسي در عمل ((نگاه كردن )) و ((ديدن)) در اصل مربوط يا خلاصه  مي شود به ((درك كردن )) يا ((نكردن)) كه آن هم نتيجه ((توجه كردن ))يا(( نكردن ))است.

بنا بر اين مي توانيم چنين بيان كنيم كه :در عمل(( نگاه كردن )) ،روح عمل،همان(( توجه)) است.

در ((نگاه كردن)) كه نقش اراده بيشتر از(( ديدن)) است ،قهرا قسمت اعظم ((توجه)) را به خود اختصاص خواهد داد تا در(( ديدن )) ،زيرا ديدن ممكن است غيره ارادي و حتي نا آگاهانه هم صورت پذيرد ،بدون آن كه شخص به چيز معيني معطوف و متو جه باشد يا آن را درست ببيند يا به خاطر بسپارد . مانند آن كه در تماشاي آزاد منظره اي يا باغ و جنگل و دريا ، شخص همه اشياي موجود در صحنه را مي بيند ، واز تمام عناصر آن صحنه كم يا بيش متاثر است ،اما به چيز خاصي متوجه نيست ، مثلا نمي داند كدام يك از درختان جنگل يا باغ را بيشتر يا بهتر مي بيند و از آن متاثر مي شود يا به كدام يك از امواج دريا بيشتر معطوف و مجذوب مي گردد.

حال سوال ما اين است كه يك نگاه ساده (كه كوچك ترين عملي است كه از هركسي ارادي و غيره ارادي سر مي زند ،وچندان هم وقت و نيرو تلف نمي كند كه به حساب آيد)چه قدر ارزش دارد كه اين همه در باره آن به حلاجي و مو شكافي پرداخته و خواننده و نگارنده را معطل سازد ؟!واز جه بهايي مي تواند بر خوردار باشد ، كه امروز فصلي از يك كتاب را اشغال نمايد ،و بتوان با دل و جرأت كاملي ،در جامعه بشري آشفته و سركردان معاصر ، كه خيلنت و جنايت از خصايص و امتيازات دايمي آن شده ، آن را مطرح كرد؟!

در نگاه اول ، اين سوال درست و اين اعتراض بجا به نظر مي رسد ، اما اگر سر در گمي جوامع بشري را در برابر يك مساله ظاهرا عادي به مانند(( غريزه جنسي )) به خاطر آوريم واين كه پس از گذشتن قرن ها از اولين آثار فرهنگ تمدن در تاريخ زندگي بشر ، هنوز نه اين مشكل حل شده ونه بشر متمدن و گم راه توانسته است راه هاي پيش گيري اين همه فتنه و فساد و وقوع اين همه خيانت ها و جنايت ها در سر تا سر جهان بيابد ، به طوري كه همروز همين بي بند و باري ، سلامت و امنيت و آسايش و رفاه ((زن)) را به خطر انداخته وتا حريم تجاوز به محارم پيش رفته است ، در اين صورت مي توان باور كرد كه حل اين مشكل بزرگ از طرق عادي و به اتكا به عقل و علم بشري ممكن نبوده است وتا امروز هم به نتيجه اي هم نرسيده است ! در حالي كه حل اين مشكل در فرهنگ وتمدني كه منشاء خداي داشته ،و طراح اصلي آن خداوند متعال و مجري فرمان و پيده كننده آن دستورات ، پيامبران در روي زمين بوده اند ، نه تنها اشكالي نداشته است ، بلكه دين اسلام در محدوده موازين شرع و با مراعات حريم احكام و دستو راتش ، در كمال سهولت توانسته است از عهده مهار مرد و اميال و هوس ها و نگاه هاي آلوده آگاه و نا آگاهش بر آيد ؛ كه اگر در مورد منافق ويا مسلمان نماياني ،صادق نباشد ، در مورد مسلمانان حقيقي و مؤمنين واقعي ،در حكم يك موفقيت صددرصد بوده و هست .

نگاه به زن كه دامنگير بسياري از مسلمان نما ها است ، از جهات چندي حايز كمال اهميت است كه از آن جمله اعراض عملي از تعاليم و احكام الهي و تمرد و سر پيچي از آن ها است عصرف نظر از آثار فساد و انحرافات بعدي كه در اثر متأثر شدن از زن به دنبال خود دارد . در اين مقام است كه بايستي بار ديگر بپرسيم (( بهاي يك نگاه چقدر است ؟)) كه عملا نمي توان براي آن ((بهاي درخور درك وفهم انسان ها براي چنان عملي قايل شد ، چرا كه بهاي آن ،هم بر حسب مقام اسلام و ايمان شخص فرق مي كند و هم بر حسب شخصيت ومو قعيت چنان عمل ، ودر اين مقام و موقعيت و مراتب تقوي و تقرب مؤمن ، در تعيين اين چنين بهايي با لاترين و بلكه آخرين رقم را خواهد زد :

آنگاه آلوده به زن ، آن چنان كه براي مسلمان و مؤمن گرا تمام مي شود به غيره او چندان خسارتي نمي زند ، زيرا از اول هم غيره مؤمن چيزي نداشت كه از دست دهد ، و جا دارد بار ديگر از سقراط ياد كنيم كه گفت : ((سعادت در تقوي است ، كسي كه گوهر شرف خود را از دست داد ، ديگر چيزي نداردكه از گم شدنش بترسد )) ! در اين مقام چه اندازه مايه تأسف است احوال ميليون ها مسلماني كه از غريبان پيروي كرده در ارتباطات نا مشروع خود با زنان مختلف ، بدون ترس و واهمه ، راه مبالغه مي پيمايند و در قبال هر ايراد و انتقادي ، در رديف منا فقين دوران ، با قسم هاي مؤكدي خود را از هر آلودگي دور ،و روابط خود را بدون غرض و مرض دانسته ، و دوستي و صميميت يا مراودات نزديك و سر به سر گذاشتن ها را ، حمل بر روابط ((خواهري و برادري )) نموده و با اين تأويلات ، صرفه نظر از اين  كه خود را به هلاكت مي اندازند ، ديگران را هم عملا متهم به حماقت مي كنند !!

و چه اسف انگيز است احوال مسلماناني كه خود را در تمام شئون مختلف زندگي هم دوش و بلكه پيرو غيره مسلمان خود سر و خيره سر پنداشته وبه اصالت مكتب آسماني خود كم تر از اصالت خيالي رفتار آنان اعتماد دارند ،واز لحاظ بي بند و باري در مناسبات اجتماعي با زن و ايجاد نا امني براي او ، دست كمي از غيره مسلمان ندارند.

به هر صورت بهاي ((يك نگاه آلوده ))براي مسلمان زيادو براي او بسيار گران تمام مي شود ، چرا كه مقدمه ضعف و سستي ايمان و بلكه نشانه مسلمي از بي پايگي و تزلزل كامل ايمان در يك مؤمن است ، كه هنوز خود نمي داند آن گوهر گران بهايي را كه مشاهير و شخصيت هاي كذايي معروف جهان به هيچ قيمتي نتوانستند به كف آورند ،او كه بنا به تو فيقات رباني با كم ترين زحمت ونازل ترين قيمت – اعم از موروثي ، اكتسابي ، تحقيقي ،الهامي به دست آورده بود ، چقذر ارزان فروخته است آن هم در مقابل چه چيزي ؟! در مقابل يك حظ نفس آني و زود گذر ، كه به صورت يك هيجان روحي و به مانند يك موج در روي آب پديد آيد و زود معدوم شده آثار و نتايج مفيد و مهمي از خود بر جاي نگذارد و نيازي را بر طرف نسازد ، اما مو جبات تخفيف مقام مؤمن در درگاه خداوندي را به سزعت فراهم سازد كه او در همه احوال  ناظر به افعال و اعمال و افكار و نيات بندگان خويش است 🙁 يعلم حائنه الاعين وما تخفي الصدور : خداوند مي داند  نگاه زير چشمي ديدگان و آن چه را كه نهفته در سينه ها است – سوره مؤمن – آيه 19 . ) بنا به اظهار مرحوم علامه طباطبايي در الميزان (ضمن تفسير آيه فوق ) : ((كلمه ((خائنه )) مصدر است مانند (خيانت) و مراد به ((خائن الاعين ))تمامي گناهان نيست، بلكه تنها آن دسته از گناهاني مورد نظر است كه براي ديگران مشهور و هويدا نبوده و از نظر مخفي است مانند ((سارقه النظر )) كه به معناي نگاه هاي  زير چشمي و پنهاني است [ نگاه هاي دزديده] )).

وقتي مؤمن حقيقي خدا را در همه احوال (مطابق صريح آيات و تعاليم حضرات پيشوايان عظام) حاضر و ناظر مي داند – در چنين شرايطي ، بهاي يك نگاه آلوده چقدر است ؟ نگاهي كه دردي را دوا نكند و بر حرص و ولع بيفزايد وآتش شهوات را تندتر ساخته و مقدمه عصيان را براي مؤمن فراهم نمايد ، چقدر بها دارد؟!

از نظر موضوع بحث حاضر ، آن چه در مجموع مي توان نتيجه گرفت اين است كه ، هر چند نگاه هاي آلوده غيره مؤمن و غيره مسلمان (يا مؤ من نما و مسلمان نما )ظاهرا  به هيچ گونه آفتي منتهي نشده و نسبت به احوال ((دلش)) آثار منفي چننداني از خود بر جاي نمي گذارد كه بر عكس از حظ نفسي كه عايدش مي شود ، به خيال خود مفت و رايگان  – بدون تحمل رنج و زحمت و هزينه اي – به عيشي دست يافته و به تصور خويش ، به سهل ترين راهي دل هوسبازش را به نواي مي رساند ،و آسيبي هم بدان معني نمي بيند ،ولي اين (نگاه آلوده ) براي مؤمن – چنان كه قبلا نيز اشاره شد – بسيار گران تمام مي شود ، وبراي صاحبان مقام قرب ، حتي همان نگاه هوس آلوده ، منجر به از دست دادن مراتب و مقامات معنوي شده و تكرار آن و بي اعتناي به اصولي كه دين مبينش تعليم داده است ،منتهي به انحطاط و سقو ط كامل مي گردد ، لذا بهاي ((يك نگاه )) بر حسب شرايط زماني و مكاني ، و به تناسب مراتب و مقامات معنوي ، در اشخاص فرق مي كند در نهايت هر چه به مراتب كمال قرب نزديك تر باشد ، خسارت وارده سنگين تر و بلكه جبران ناپذير است ، و به عواقب وخيم تري نيز مي تواند منجر گردد. آري! در اين جا است كه بايد گفت كه در مقامي ((يك نگاه ))تنها يك حركت حسي نيست و اثراتش فقط در استفده از يكي از حواس ظاهري خلاصه نمي شود ، بلكه ((يك نگاه)) به تنهاي و با تمام خردي و حقارتش ، خود در حكم يك داد و ستد بزرگ است ، يعني(( اين نگاه در حقيقت سوداي دل است ))؛همان دلي كه در پاك نگه داشتن و پاكيزه كردنش عمري زحمت كشيده و زحمات و مشقات بسيار و محوميت ها و رياضت هاي بي شماري را به قيمت جان خريده ،تا آن تحفه آسماني را ارزان نفروشد ؛دلي كه درعالم عرفان واقعي ، بزرگان آنرا چنين تعريف كرده اند)) دل لطيفه اي است رباني و دقيقه اي است روحاني ،و جوهر نوراني مجردي است بين روح ونفس ،كه انسانيت با آن تحقق مي يابد ؛آن را مظهر ذات و صفات و اسماء خدا و عرش رحمان خوانده اند ؛اگر صفا و جلا يابد و از آلودگي پاك شود ،معارف رباني و علوم الهي در آن ظاهر گردد))و بلا خره همان دلي كه خداوند فرموده است )) زمين و آسمان گنجايش مرا ندارد ،ولي قلب بنده مؤمنم گنجايش مرا دارد !)).

در اين داد و ستد ،چنين دلي را مي دهد و به يك موج از هيجان لذت بخش كادبي (كه از چيزي براي شخص نمي ماند ) بسنده مي كند ؛تازه آن موج لذتي كه مرد از برخورد و نگاه آلوده به زن احساس مي كند ،اثر و ارزشي بالاتر از يك لذت خيالي كه كودكي محروم ،از تجسم بر آورد آرزو هاي خويش احساس مي كند ،ندارد !و اين است ((بهاي يك نگاه ))براي يك مؤمن حقيقي!!

————————————————————————

منبع: بهاي يك نگاه چقدر است

مولف:دكتر احمد صبور اردو بادي

انتشارات:رسالت قلم

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس