معماری
خانه ---> مقالات ---> برخی از باورهای یهودیان

برخی از باورهای یهودیان


برخی از باورهای یهودیان

د. عبدالکریم زیدان / مترجم: حسن سرباز

1-     یهودیان عزیر را پسر خداوند می نامند

خداوند متعال می فرماید: {‏ وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ‏} توبه/30

{ ‏ يهوديان مي‌گويند : عُزَير پسر خدا است ( چرا كه آنان را بعد از يك قرن خواري و مذلّت از بند اسارت رهانيد و تورات را كه از حفظ داشت دوباره براي ايشان نگاشت و در دسترسشان گذاشت ) ، و ترسايان مي‌گويند : مسيح پسر خدا است ( چرا كه او بي‌پدر از مادر بزاد ) . اين ، سخني است كه آنان به زبان مي‌گويند ( و ادعائي بيش نيست و مبني بر دليل و برهاني نمي‌باشد . نه هيچ پيغمبري آن را گفته است و نه در هيچ كتاب آسماني از سوي خدا آمده است . اين گفتار ) آنان به گفتار كافراني مي‌ماند كه پيش از آنان همچنين مي‌گفتند ( و مثلاً معتقد به حلول خدا در برخي از مخلوقات بودند و يا اين كه فرشتگان را دختران خدا مي‌دانستند ) . خداوند كافران را نفرين و نابود كند چگونه ( دروغ مي‌گويند و چگونه از حق با وجود اين همه روشني به دور مي‌گردند و ) بازداشته مي‌شوند ؟ ! ‏}

ابن عطیه در تفسیر این آیه گفته است: از آثار بیشتر اندیشمندان فهمیده می شود که (تنها) گروهی از یهودیان این سخن را بر زبان رانده اند نه همه آنان. ابن عباس(رض) هم گفته است: چهر نفر از رهبران دینی یهود یعنی سلّام بن مشکم، نعمان بن أبی اوفی، شاس بن قیس و مالک بن صیف این سخن را گفته اند. نقاش هم گفته است: از یهودیانی که این سخن از آنان نقل شده است هیچ کس باقی نمانده و همه منقرض شده اند.(تفسیر ابن عطیه،ج6،ص461,).

قرطبی در تفسیر این آیه گفته است:لفظ{الیهود} در این آیه عام است ولی منظور از آن عده ی خاصی است، چون همه ی یهودیان این سخن را نگفته اند. همانطور که در آیه ی { الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ} لفظ{الناس} عام است و همه ی مردم را می رساند ولی منظور از آن شخص خاصی است ( که این سخن را به پیامبر (ص) و اصحاب گفته است.) چون بدیهی است که همه مردم این سخن را نگفته اند. در آیه فوق هم چون بزرگان یهود این سخن را گفته اند و گفتار بزرگان د رمیان مردم شهرت دارد، این سخن به تمام یهودیان نسبت داده شده است.( تفسیر قرطبی،ج8،ص 116،).

در تفسیر (روح المعانی) آلوسی هم آمده است: کسانی که گفته اند عزیر پسر خداست، پیشینیان قوم یهود بوده اند نه همه ی آنان ولی به همه ی آنان نسبت داده شده است، چون اگر عده ای از یک قوم مرتکب کار زشتی شدند، معمولا" به همه آنان نسبت داده می شود. عده ای هم گفته اند: گروهی از یهودیان مدینه از جمله سلام بن مشکم، نعمان بن أبی أوفی، شاس بن قیس و مالک بن صیف قایل به این سخن بودنده اند. (در ادامه) آلوسی می گوید: به هر حال این سخن با توجه به فرموده ی خداوند در میان یهودیان شایع بوده است و اینکه عده ای از آنان آن را به طور کلی رد کرده اند و عده ای هم گفته اند منظور از اینکه می گوییم: عزیر پسر خداست، این است که احکام دینی را برای ما توضیح داده است، اعتباری ندارد.( تفسیر آلوسی،ج10،ص81).

در تفسیر فتح البیان هم این اقوال نقل شده اند.( فتح البیان، ج5، ص281،). و اما در تفسیر المنار چنین آمده است:کسانی که این سخن را گفته اند بعضی از یهودیان مدینه بوده اند و شاید قبل از آنها کسانی این سخن را بر زبان جاری کرده باشند ولی به ما نرسیده باشد. از ابن عباس نقل شده است که گفته است سلام بن مشکم، نعمان بن أبی أوفی، شاس بن قیس و مالک بن صیف و ابوأنس خدمت پیامبر (ص) آمدند و گفتند: ما چگونه از شما پیروی می کنیم  در حالی که قبیله ما را ترک کرده ای و معتقد نیستی که عزیر پسر خداست؟ پس ما هم د رتفسیر این آیه روایت ابن عباس را می پذیریم.( تفسیر المنار،ج10،ص284).

پس از مجموعه مفسران می توان نتیجه گرفت که کسانی که گفته اند عزیر پسر خدا است، برخی از علما معتبر یهود و پیروانشان بوده اند ولی چون این سخن در میان یهودیان شیوع پیدا کرده و آنان در مقابل آن سکوت اختیار کرده و سکوت هم نشانه رضایت است، به همه آنان نسبت داده شده است، چون کسی که راضی به سخن کفر آمیز باشد همچون گوینده ی آن کافر محسوب می شود.

2-      یهودیان می گویند: به جزچند روز محدود آتش جهنم گریبانگیر ما نمی شود

خداوند متعال می فرماید: { ‏ وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللّهِ عَهْداً فَلَن يُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ‏ ‏ بَلَى مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ‏} بقره/80-81   { مي‌گويند :  ( هر چند هم گناهكار باشيم ) آتش جز چند روز معدودي گريبانگيرمان نمي‌گردد ! بگو : آيا از جانب خدا پيمان گرفته‌ايد و ( چون ) خدا هرگز خلاف وعده‌اش عمل نمي‌نمايد ( اطمينان يافته‌ايد ) ؟ يا اين كه چيزي به خدا نسبت مي‌دهيد كه از آن بي‌خبريد ( و دروغي بيش نيست ) ؟ ‏ آري ! هر كس مرتكب گناه شود ، و گناه ( احساس و وجدان و سراسر وجود ) او را احاطه كند ، اين چنين افرادي ياران آتش بوده و جاودانه در آن خواهند ماند. }

از جمله باورهای فاسد یهودیان این بود که می گفتند به جز مدت کمی عذاب جهنم را نخواهند دید و در آن جاودانه نخواهند ماند و این مدت را هفت روز تخمین می ردند، چرا که معتقد بودند که دنیا هفت هزار سال طول خواهد کشیدو به جای هر هزار سال یک روز عذاب داده خواهند شد. عده ای از آنان هم می گفتند: تنها چهل روزی که گوساله را می پرستیدیم، وارد آتش جهنم می شویم نه بیشتر. منظور از « سیّئته و خطیئته» در آیه فوق، کفر و شرک است، چرا که در قرآن و سنت متواتر به اثبات رسیده است که جاودانه ماندن در آتش تنها به کافران و مشرکان اختصاص دارد، و اینکه این آیه در مورد یهودیان نازل شده است خود مؤید این مطلب است.( تفسیر ابن کثیر،ج1،صص118-119 ،تفسیر قاسمی، ج2، صص176_177).

3-     یهودیان و مسیحیان خود را پسران و عزیزان خدا می نامند

خداوند متعال می فرماید: { ‏ وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ‏} مائده/18

{ ‏ يهوديان و مسيحيان مي‌گويند : ما پسران و عزيزان خدائيم ! بگو : پس چرا شما را در برابر گناهانتان عذاب مي‌دهد ؟ بلكه شما انسانهائي همچون سائر انسانهائي هستيد كه خدا آنان را آفريده است .  خداوند هر که را که بخواهد ( در دنیا هدایت می کند ) و مورد آمرزش قرار می دهد. و خداوند هر كه را بخواهد عذاب مي‌دهد . و سلطنت آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است ، متعلّق به خدا است ( و همه‌چيز از آن او است ) و برگشت ( همگان ) به سوي او است ( و به حساب و كتاب هركسي رسيدگي مي‌كند ) . ‏}

یهودیان ومسیحیان ادعا می کردند که پسران و عزیزان خدایند، ولی خداوند در رد ادعای آنان به پیامبر (ص) می فرماید که به آنان بگوید: اگر راست می گویید پس چرا خداوند شما را درمقابل گناهانتان عذاب می دهد همانطور که خود اعتراف کرده اید که ایام معدودی دچار عذاب خواهید شد، در حالی که پسر باید از جنس پدر باشد و نباید کاری از او سر بزند که در حق پدرش محال باشد و اگر شما واقعا" عزیزان خدا باشید، نباید خداوند شما را عذاب بدهد حال آنکه شما در برابر کناهانتان عذاب داده می شوید و این دلالت می کند بر اینکه ادعای شما، ادعای دروغ و باطلی است .( فتح البیان،ج3،صص380_381 ).

4-     یهودیان خدا را بخیل می دانند

خداوند متعال به نقل از یهودیان می فرماید: { ‏ وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَاناً وَكُفْراً …} بقره/64

{ ‏ ( برخي از ) يهوديان مي‌گويند : دست خدا به غل و زنجير بسته است !  ( و بخل او را از عطاء و بخشش به ما گسسته است ! ) . دستهايشان بسته باد !  ( و بخل بهره ايشان ، و دستهايشان در دوزخ به زنجير بسته باد ! ) و به سبب آنچه مي‌گويند نفرينشان باد ( و از رحمت خدا محروم و مطرود گردند ! ) . بلكه دو دست خدا باز ( و او جواد و بخشنده است ) ، هرگونه كه بخواهد ( و حكمت خداوندي اقتضاء كند ) مي‌بخشد .  ( به سبب تنگ‌چشمي و كينه‌توزي ) آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل مي‌شود ( كه آيات قرآن مجيد است ) بر سركشي و كفرورزي بسياري از آنان مي‌افزايد.}

یهودیان می گفتند: خداوند بخیل است و برای بیان این مطلب تعبیر  «یدالله مغوله» را بکار می بردند که ابن عباس (رض) آن را به معنی بخیل تفسیر کرده است. خداوند هم در رد سخن آنان و مطابق تعبیر آنان فرموده است:«غلّت أیدیهم» یعنی دست های آنان با غل و زنجیر بسته شوند و بخیل گردند! و چنین هم شد، چون بخل صفت بارزی است در میان آنها. یهودیان به خاطر چنین سخن زشتی مورد لعنت خدا قرار گرفتند و از رحمت خداوند دور گردیدند و سخن زشتی مورد لعنت خداوند قرار گرفتند و از رحمت خداوند دور گردیدند و در دنیا به صورت بوزینه و خوک در آمدند و دچار ذلت و پستی شدند و ترسو به بار آمدند و در آخرت هم عذاب جهنم گریبانگیرشان خواهد شد.( تفسیر ابن کثیر،ج2،ص75، فتح البیان،ج4،صص11_12 ) .

 در ادامه این آیه خداوند برای اثبات بخشندگی خود تعبیر «بل یداه مبسوطتان» را به کار برده است و با وجود اینکه آنان لفظ « ید» را به صورت مفرد بکار برده اند ولی خداوند به منظور مبالغه در رد ادعای آنان و اثبات بخشندگی خود لفظ مثنی استفاده کرده است، چون بخشندگی با دو دست مبالغ آمیزتر است. و «ید» مانند سمع و بصر یکی از صفات خداوند است و بر ما است که به آن ایمان بیاوریم و در برابر آن تسلیم شویم و آن گونه که شایسته ذات خداوندی است به او نسبت دهیم بدون اینکه به دنبال کیفیت و تشبیه و تعطیل آن باشیم. چون همانطور که ذات خداوند با دیگر ذوات متفاوت است، صفات او هم شباهتی به صفات دیگران ندارد و در واقع « لیس کمثله شییء و هو السمیع البصیر» « هیچ چیز شبیه او نیست و او شنوا و بینا است». بنابراین نمی توان «ید» را به عنوان عضوی از بدن به خدا نسبت داد. ولی چون یهودیان قایل به تجسم خداوند هستند طبق باور فاسد آنان می توان «ید» را به معنی عضوی از بدن به خدا نسبت داد.(فتح البیان، ج4،ص13).

5-     یهودیان خدا را فقیر و نیازمند می دانند

خداوند متعال می فرماید: { ‏ لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء سَنَكْتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتْلَهُمُ الأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ ‏‏ ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيدِ ‏} آل عمران/181-182 { ‏ ( با وجود اين كه ملك آسمانها و زمين از آن او است و همه چيز را همو به ارث مي‌برد ، برخي از يهوديان از روي ريشخند گفتند : اي محمّد ! خداي تو فقير است و از ما درخواست قرض مي‌كند ! بگو : ) بيگمان خداوند سخن كساني را شنيد كه گفتند : خدا فقير است و ما بي‌نيازيم ! آنچه را گفتند ( بر ايشان ) خواهيم نوشت ، و به قتل رساندن پيامبران را به ناحق ( توسّط گذشتگان ) ايشان ( هم ثبت و ضبط خواهد شد ) و بدانان خواهيم گفت : بچشيد عذاب ( آتش ) سوزان را . ‏ اين ( عذاب آتش سوزان ) به خاطر چيزي است كه دستهاي خودتان ( مرتكب آن گشته است و برايتان با انجام اعمال ناشايست ) پيشاپيش فرستاده است ، و خداوند به بندگان ( هرگز كمترين ) ستمي روا نمي‌دارد .}

وقتی که آیه { مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً } { كيست كه به خدا قرض نيكوئي دهد؟ } بقره/245 . نازل شد، برخی از یهودیان از جمله حیی بن اخطب و فنحاص بن عازواء گفتند: خداوند فقیر است و ما بی نیازیم و از ما در خواست قرض می کند. و این سخن زشتی است که تنها سرکشانی آن را بر زبان می رانند که در کفر غوطه ور بوده اند، چون این افراد یا معتقد به سخن خود بوده اند و یا اینکه قرآن را به ریشخند گرفته اند و در هر صورت کار بسیار زشتی مرتکب شده اند. لذا خداوند هم این سخن بسیار زشت آنان را بی پاسخ نگذاشته و فرموده است که سخن آنان را صفیحه ی اعمالشان یا در علم خود ثبت کرده و طبق آن، آنان را مجازات خواهد کرد. در ادامه هم خداوند متعال می فرماید: نه تنها این سخن زشت آنان را ثبت کرده ایم، بلکه به قتل رساندن پیامبران توسط گذشتگان آنان را نیز ثبت کرده ایم، تا از یک طرف به این نکته اشاره شود که این سخن زشت، اولین جنایتی نیست که یهودیان مرتکب شده اند، بلکه جنایت های بی شمار دیگری را نیز در پرونده خود دارند، و از طرف دیگر بر این نکته تأکید شود که هر چند پیامبران توسط پیشینیان آنان به قتل رسیده ادند، ولی چون آنان نیز بدین جنایت رضایت داده اند، شریک جرم آنان به حساب می آیند و مانند آنان مجازات می شوند، چون کسی که در برابر کفر و ستم رضایت نشان می دهد همانند کسی است که مرتکب آن ها می شود. روایت شده است که کسی کشته شدن حضرت عثمان را تحسین کرد. شبعی به او گفت: شما هم شریک خون او هستید! یعنی رضایت به قتل را به منزله ی قتل به حساب آورده است. قرطبی هم بعد از نقل سخن از شعبی گفته است: این مسأله ی مهمی است، چون( با این حساب) رضایت دادن به گناه، گناه محسوب می شود. ابوداود به نقل از عرس بن عمیره کندی از پیامبر (ص) روایت کرده که پیامبر (ص) فرمود: ( هرگاه در جایی، گناهی انجام داده شود، کسانی که در آنجا حضور دارند، اگر از آن متنفر باشند ­­­­­__ و یک بار گفت: آن را انکار کنند __ همانند کسانی هستند که در آنجا حضور ندارند (گناهی بر آنان نیست) ولی کسانی که از صحنه ی گناه عایب بوده و به آن رضایت داده اند، همانند کسانی هستند که در آنجا حضور داشته ( و به آن رضایت داده اند) ).  با وجو اینکه پیامبران معصومند و هرگز گناهی از آنان صادر نمی شود تا در مقابل آن کشته شوند، خداوند فرموده است: یهودیان پیامبران را بدون حق می کشتند، تا به بزرگی و زشتی گناه آنان اشاره کند.

ذکر واژه ی « أیدی» در ( ذلک بما قدّمت أیدیکم) بدین خاطر است که دلالت کند بر اینکه آنان خود مستقیما" آن گناهان را مرتکب شده اند، چون گاهی کاری که انسان به آن دستور داده است نیز به انسان نسبت داده می شود، پس وقتی که کاری به دستهای انسان نسبت داده می شود دلالت می کند بر اینکه انسان خود مستقیما" آن را انجام داده است. و یا اینکه ذکر «أیدی» به خاطر این است که انسان بیشتر کارها را با دست انجام می دهد.(تفسیر زمخشری،ج1،ص446،تفسیر قرطبی،ج4،ص 294_295 و ج1 ،صص432).

_________________________________________

منبع: آشنایی با ادیان در قرآن

مؤلف: د. عبدالکریم زیدان

مترجم: حسن سرباز

انتشارات: نشر حرمین

نوبت چاپ: تابستان 84 زاهدان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس