معماری
خانه ---> قرآن ---> قرآن در حدیث دیگران

قرآن در حدیث دیگران

قرآن در حدیث دیگران "نظرات دانشمندان غربی در مورد قرآن "

صلاح الدین توحیدی

خوشتر آن باشد که سر دلبران                         گفته آید در حدیث دیگران

دکتر جرنیه ی فرانسوی علت مسلمان شدن خود را این گونه بیان می کند:« من تمام آیه های قرآن را که در زمینه ی علوم طبیعی و بهداشت و طب بودند، مطالعه نمودم و آنها را با دقیق ترین قوانین علوم طبیعی و پیچیده ترین اصول ثابت شده ی علوم عقلی، منطبق دیدم و یقین پیدا کردم که هزار سال قبل جز خدا، هیچ کسی بر روی زمین از آن قوانین و اصول آگاه نبوده است؛ پس به حقانیت و خدایی بودن چنین کتابی ایمان آوردم».

 

ریتوبنورث اعتراف می کند:« اقرار می کنم که قرا مهم ترین موقعیت را در میان کتاب های مذهبی جهان به خود اختصاص داده است؛ گرچه قرآن در این طبقه ی ادبیاتی جوان ترین اثر به حساب می آید؛ اما تأثیر شگرفی را که بر عده ی زیادی از مردم گذاشته است، همچنان به دیگران ارزانی می دارد.این کتاب برای اولین بار از افراد ناهمگون قبایل صحرایی در شبه جزیره ی عرب، امتی از قهرمانان ساخت و آنان نیز به نوبه ی خود اقدام به ایجاد چنان سازمان های وسیع سیاسی مذهبی در جهان اسلام نمودند که یکی از بزرگ ترین نیروهایی است که اروپا و غرب برای آن حساب ویژه ای باز نموده اند».

 

گوته می گوید:« اگر چه ما همواره از قرآن روی بر می گردانیم و در همان مرحله ی اول از آن اظهار تنفر می نماییم؛ اما این کتاب خیلی زود ما را به سوی خود جذب کرده و شگفت زده می نماید و در نهایت ما را وادار می کند که در مقابل آن سر تعظیم و احترام فرود آوریم. سبک و اسلوب قرآن و هماهنگی و توافق آن با محتوا و هدفش محکم و استوار، بسیار عالی و با شکوه، با هیبت و سرسام آور و دارای رفعتی حقیقی و ابدی است. از این رو این کتاب در تمام زمان ها، تأثیری نیرومند از خود به جای می گذارد».

 

موریس بوکایل می گوید:« بررسی کامل عینی و بی طرفانه ی قرآن در پرتو دانش مدرن، ما را به درک توافق بین این دو(قرآن و علم) رهنمون می سازد و نیز این حقیقت را روشن می سازد که در زمان محمد، نه او و نه هیچ انسان دیگری نمی توانسته است چنین مطالب شگفت انگیزی را که با علم امروز مطابقت می کند، به رشته ی تحریر درآورد».

 

ماکسیم رودنسون، نویسنده ی مارکسیست می گوید:«قرآن، کتاب مقدسی است که عقلانیت، جایگاه بسیار بزرگی را در آن اشتغال نموده است. در این کتاب، خداوند برای مردم همواره دلیل  و برهان ارائه می نماید و در مناسبت های متعدد برای انسان تکرار می کند که پیامبران همراه دلیل و برهان مبعوث شده اند. به نظر می رسد عقل گرایی قرآنی همچون سنگ سخت، مستحکم و اصلی بنیادی است».

 

ولتر می گوید:« اگر تمام قرآن را از اول تا آخر آن بخوانید، یک کلمه ی کودکانه در آن نخواهید یافت.قرآن در حقیقت مجموعه ای است از پندهای اخلاقی، دستورهای دینی، راز و نیاز به درگاه خداوند، تحذیر و تشویق جهانیان و شرح سرگذشت فرستادگان خدا».

 

توماس کارلایل می گوید:«قرآن اساس تشریع برای هر زمان و مکان و سرچشمه ی احاکم قضایی و قانون متبع در امور زندگی بوده و راه زندگیی سعادتمندانه ای را برای پیروان خود روشن می سازد. یکی از مزایای قرآن که دقت آن باعث دهشت و اعجاب من شده است، این است که در جمله های کوچک به بعضی از حقایق بزرگ اشاره نموده است.»

 

جان دیون پورت می گوید:«قرآن تا آن حد معجزه ی جاوید شناخته شده است که محمد(ص) آن را دلیل قوی و مؤید رسالتش اعلام نمود و آشکارا فصیح ترین مردان آن روز عربستان را به مبارزه دعوت نمود تا یک سوره مانند قرآن بیاورند. قرآن مانند اناجیل نیست که فقط به عنوان میزان و شاخصی درباره ی عقاید دینی، عبادت و عمل پیروان آن شناخته شده باشد؛بلکه دارای مکتب و روش سیاسی نیز هست. کلیه ی مسائل حیاتی و مالی با اجازه ی همین منبع و مصدر قانونگذاری حل می شود. در میان محسنات زیادی که قرآن به حق واجد آن است، دو نکته ی بسیار مهم وجود دارد: یکی لحن تعظیم و تکریم هنگام ذکر نام خداوند و دیگری وجود نداشتن فکر، بیان و یا داستانی خلاف تقوا یا حاکی از سوء اخلاق و بی عفتی و عدم طهارت که آن را معیوب و لکه دار نماید در صورتی که با کمال تأسف این نواقص در موارد بسیار زیادی در کتب یهود دیده می شوند».

 

ویل دورانت می گوید:« در قرآن قانون و اخلاق یکی است. رفتار دینی در قرآن، شامل رفتار دنیوی نیز هست و همه ی امور آن از جانب خداوند وحی شده است».

 

ارنست رنان می گوید: « اگر کسی خواسته باشد به کتابی که از آسمان نازل شده است ایمان بیاورد، آن کتاب فقط قرآن است؛ زیرا کتب دیگر آسمانی، امتیازات قرآن را ندارند».

 

ادوارد گیسبون می گوید:«قرآن دستور عمومی و قانون اساسی مسلمین است؛ دستوری است شامل مجموعه قوانین دینی، اجتماعی مدنی، تجاری، نظامی، قضایی، جنایی، و جزایی».

 

ناپلئون بناپارت می گوید:« امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همه دانشمندان و تحصیلکردگان کشورها را با یکدیگر متحد نمایم و نظام یکنواختی را فقط بر اساس اصول قرآن که اصالت و حقیقت دارد و می تواند مردم را به سعادت رهبری کند، تأسیس کنم».

 

هربرت جرج ولز می گوید:«قرآن بهترین راهنمای یک عقیده ی قلبی یعنی توحید و اخلاق فاضله است. شاید نیروی معنوی این کتاب منحصر به سادگی اوامر و نواهی آن باشد چنانکه گاهی یک کلمه ی آن چندین حقیقت را در بر می گیرد. قرآن کتاب علمی، دینی، اجتماعی، تربیتی، اخلاقی و تاریخی است. مقررات و احکام آن با اصول قوانین مقررات دنیای امروزی هماهنگ و برای همیشه قابل پیروی و عمل است».

 

رود یویل کشیش فرانسوی می گوید:«قرآن روحی قوی است که یک ملت فقیر و نادان را منقلب نمود و تمدن نیرومندی را که رونق کامل داشت، به وجود آورد؛ تمدنی که بال های خود را از سمت غرب تا اسپانیا و از سمت شرق به حدود هند و چین گسترش داد و در اندک زمانی امپراتوری بزرگی را تأسیس نمود. قرآن مقام والایی دارد. اروپا نباید فراموش کند که مدیون این کتاب است؛ کتابی که آفتاب علم را در میان تاریکی قرون وسطی در اروپا جلوه گر ساخت».

 

کات استیونز، هنرپیشه و خواننده ی مشهور انگلیسی، بعد از احساس پوچی و خلأ معنویت در درون خود و برای رفع این کمبود به ادیان و مکاتبی از قبیل مسیحیت، ستاره پرستی، بودایی، کمونیسم و… روی می آورد، ولی بعد از تحقیق همه جانبه از آنها رویگردان شده و نهایتا" با مطالعه ی نسخه ای از قرآن کریم در سال 1975 با انتخاب نام «یوسف اسلام» برای خود به دین اسلام مشرف شده و اکنون یکی از مدافعان پیشرفت اسلام در اروپا می باشد. وی در مورد قرآن می گوید:«با مطالعه ی قرآن دریافتم که ایمان به یگانگی خداوند، همراه با ایمان به روز آخرت می باشد و انسان از نظر قرآن تکه ای گوشت نیست که بعد از مدتی به خاک تبدیل شود(آن گونه که مادیگرایان می پندارند) بلکه اعمال و رفتاری که انسان در این جهان انجام می دهد، مسیر او را در جهان آخرت مشخص می سازد. آری قرآن کریم بود که من را به اسلام هدایت نمود… مقاطع و اوصافی که در کتابهای دینی دیگر خوانده بودم، در قرآن وجود نداشت و بر پشت جلدش نام مؤلف نوشته نشده بود… خواستم اشتباهاتی را در قرآن بیابم اما نتوانستم؛ زیرا دیدم که تمام آیاتش هماهنگ، منسجم و مرتبط است و فکر و روح وحدانیت خالص بر آن حکم فرماست… دیدم که قرآن تنها تأیید رسالت یک پیامبر نیست؛ بلکه به رسالت سایر پیامبران احترام می گذارد. از قرآن یاد گرفتم که سلسله پیامبران الهی از اولین آنها تا آخرین آنها( محمد(ص)) به هم مرتبط و متصل و مؤید همدیگر می باشند و نیز فهمیدم که در طول تاریخ، انسانها به دو دسته ی مؤمن و کافر تقسیم شده اند. قرآن توانست تمام سؤال هایی را که در ذهنم وجود داشت و هیچ مکتبی نتوانسته بود به آنها جواب دهد، به نحو احسن پاسخ گوید. بعد از خواندن تمام قرآن کریم در طول یک سال، به تدریج شروع به تطبیق رفتار، گفتار و پندار خود با دستورات آن نمودم، وقتی براساس قرآن رفتار می کردم و اعتقاد خود را با میزان قرآن می سنجیم، احساس خوشبختی می کردم و تصور می نمودم که تنها مسلمان دنیا من هستم».

 

نیروی قرآن

روزی گلادستون نخست وزیر اسبق انگلستان با اشاره به یک جلد قرآن به اطرافیانش گفت: تا زمانی که این قرآن در دست مسلمانان باشد و به آن عمل کنند، اورپا هیچ گاه نمی تواند بر شرق اسلامی مسلط گردد و خود نیز در آرامش و امنیت زندگی نخواهد کرد. در این هنگام کشیشی با عصبانیت قرآن را برداشت و آن را پاره نمود. گلادستون گفت: ای احمق منظورم پاره کردن آن نبود، بلکه باید آن را از صفحه ی قلب مسلمانان پاک نماییم و عمل به آن را از جامعه ی مسلمین از بین ببریم.

تاکلی مبشر مسیحی می گوید:«باید قرآن را که نیرومندترین صلاح مسلمانان است، علیه خود اسلام به کار بریم تا آن را به طور کلی نابود کنیم و نیز ضروری است که برای مسلمانان توضیح دهیم آن چه در قرآن صحیح است، تازگی ندارد و آن چه که در آن جدید است، صحت ندارد».

فرماندار فرانسوی حاکم در الجزایر به مناسبت یکصدمین سالگرد استعمار این کشور گفت: لازم است که قرآن عربی را از وجود مسلمین برکنیم و زبان عربی فصیح را از مکالمه شان ریشه کن نماییم تا بتوانیم بر آنها پیروز گردیم. به این منظور و برای نابودی عملی قرآن در روحیه ی جوانان الجزایری، دولت فرانسه ده دختر مسلمان جزایری را انتخاب نموده و پس از پوشاندن لباس فرانسوی به آنان، آنها را به مدارس فرانسوی فرستادند و پس از گذشت یازده سال کوشش در این زمینه، جشن باشکوهی را به مناسبت پایان تحصیلات برای آنان ترتیب داد و وزراء و روزنامه نگاران را به شرکت در آن جشن دعوت نمودند. هنگامی که جشن شروع شد، ناگهان همگی مشاهده نمودند که دختران جزایری با حجاب و لباس اسلامی وارد محفل شدند. احساسات روزنامه نگاران فرانسوی برانگیخته شد و سؤال می نمودند که فرانسه بعد از گذشت یکصد و بیست و هشت سال استعمار در الجزایر چه کار کرده است؟

لاکوست وزیر مستعمرات فرانسه با عصبانیت پاسخ داد: در حالی که قرآن از فرانسه نیرومند تر است من چه کاری می توانم انجام دهم.

_________­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­_________________________

­­­­­منبع: گزیده ی گزیده ها

گردآوری: صلاح الدین توحیدی

انتشارات : نشر احسان-84

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس