حركات و احزاب

اسلام اخوان المسلمین

اسلام اخوان المسلمین

نویسنده: حسن البناء / مترجم: مصطفی اربابی

سروران گرامی! اجازه دهید این تعبیر را به کار ببرم. من قصد ندارم بگویم که اسلام اخوان المسلمین، اسلامی جدید و متفاوت با اسلامی ست که سرور ما حضرت محمد (ص) از جانب پروردگارش آورده است بلکه می خواهم بگویم که بسیاری از مسلمانان طی اعصار و قرون، یک سری ویژگی ها، مشخصه ها، حدود و رسومی برای اسلام وضع کردند؛ و از انعطاف پذیری، ظرفیت و فراخنای اسلام – که فقط برای حکمتی عالی مورد عنایت بوده – سوء استفاده کردند؛ و در مفهوم اسلام، بسیار با هم به اختلاف نظر دچار شده است. بخشی از اسلامی که رسول خدا (ص) و یارانش بهترین نماد آن بودند نزدیک شد؛ بخشی از آن دور و بخشی دیگر کاملاً بر آن منطبق است.

گروهی از مردم، اسلام را در عبادت های ظاهری خلاصه کرده اند. اگر کسی این عبادت ها را به انجام برساند؛ یا کسی را ببینند که آن ها را انجام می دهد به او اطمینان می یابند و به آن خشنود می شوند و می پندارند که او به اصل اسلام دست یافته است. عموم مسلمانان چنین می اندیشند. بعضی هم اسلام را در اخلاق نیک خلاصه کرده اند؛ و به روحانیت فیاض آن روی آورده و آن را یک فکر مایه ی جذابی برای خرد و روح یافته اند که آن دو را از پلشتی های سرکش و ستمگر مادی حفظ می کند. اسلام گروهی نیز محدود است به اعجاب در مفاهیم اساسی و عملی زندگی؛ و جز آن تفکر چیز دیگری آن ها را شگفت زده نمی کند.برخی نیز اسلام را مجموعه ای از عقاید موروثی و اعمال سنتی می دانند که انسان را بی نیاز نمی کند؛ و پیشرفت و ترقی به همراه ندارد. این دسته، از اسلام و هر چه به آن ارتباط پیدا می کند، خسته و ملول هستند. این موضوع به روشنی در سیمای روشن فکران – که تحت تأثیر فرهنگ بیگانه قرار گرفته، فرصتی برای ارتباط با حقایق اسلامی نداشته و اساساً از اسلام چیزی نفهمیده اند یا تصویری ناموزون از آن دریافت کرده و الگویشان اغلب از اسلام مسلمانی بوده که نمود عالی و درستی برای اسلام نبوده اند – مشهود است.

هر کدام از این اقسام زیرمجموعه هایی دارد که نگاهشان به اسلام کم و بیش متفاوت است. شمار اندکی از مردم صورت کامل و روشنی از اسلام را – که همه ی مفاهیم اسلامی را در خود داشته باشد – دریافته اند. این تصویرهای گوناگون از اسلام واحد در اندیشه ی مردم، باعث شده که آنان نسبت به اخوان المسلمین و اندیشه شان به پندارهای گوناگونی دچار شوند. برخی می پندارند که اخوان المسلمین گروهی است برای پند و اندرز دادن؛ و تمامی هدف­هایش نصیحت کردن مردم است، تا در اثر آن ها مردم نسبت به دنیا بی اعتنا و آخرت را به یاد داشته باشند. برخی اخوان المسلمین را طریقتی صوفیانه می دانند که روش های ذکر، فنون عبادت و دیگر سلوک صوفیانه را به مردم می آموزد. برخی هم آن را جماعتی نظری در مسایل فقهی می دانند، که تمام مقصد آن به احکام فقهی و مجادلات مربوط به آن خلاصه می شود. از فقه حمایت می کند و مردم را به اجرای احکام فقهی وامی دارد؛ و جنگ و صلحشان به سبب مطابقت یا عدم مطابقت افکار مردم با تصورات آنان در مسایل فقهی است. شمار اندکی از مردم، با اخوان المسلمین در آمیخته اند و تنها به شنیدن مطالبی درباره ی آنان بسنده نکرده و برداشت خود را از آن بر پایه ی تصورات شخصی قرار نداده اند. آنان حقیقت این دعوت را فهمیده اند و از لحاظ علمی و عملی آن را درک کرده اند. پس مایلم برایتان خلاصه یی درباره ی اسلام و تصویر آن در روح و روان اخوان المسلمین سخن بگویم، تا اساسی که مردم را بدان فرا می خوانیم و به آن می بالیم و از آن کمک می گیریم به طور کامل برای همه روشن شود:

۱- ما بر این باوریم که احکام و آموزه های اسلام فراگیر است و همه ی امور دنیوی و اخروی مردم را سامان می دهد و آنان که می پندارند این آموزه ها فقط شامل جنبه های عبادی یا روحی است، اشتباه می کنند. اسلام اعتقاد است و عبادت؛ میهن است و نژاد؛ دین است و دولت؛ روحانیت است و عمل و قرآن است و شمشیر. قرآن خود در این باره سخن گفته و آن را از اصل اسلام دانسته و ما را به عنایت کامل به آن فرا خوانده است. این آیه ی کریم به همین موضوع اشاره دارد:

(وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَهَ وَلَا تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا وَأَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ )                قصص: ۷۷

« به وسیله آنچه خدا به تو داده است ، سرای آخرت را بجوی ( و بهشت جاویدان را فرا چنگ آور ) و بهره خود را از دنیا فراموش مکن ( و بدان که تو هم حق حیات داری و باید از امتعه و لذائذ حلال استفاده بکنی و به خویشتن برسی ) ، و همان گونه که خدا به تو ( بخشیده است و در حق تو ) نیکی کرده است ، تو نیز ( به دیگران ببخش و بدیشان ) نیکی کن.»

می توانید در قرآن و نیر به هنگام نماز این آیه را – که درباره عقیده و عبادت است – بخوانید:

(‏ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاء وَیُقِیمُوا الصَّلَاهَ وَیُؤْتُوا الزَّکَاهَ وَذَلِکَ دِینُ الْقَیِّمَهِ ‏)        بینه: ۵

«‏ در حالی که جز این بدیشان دستور داده نشده است که مخلصانه و حقگرایانه خدای را بپرستند و تنها شریعت او را آئین ( خود ) بدانند ، و نماز را چنان که باید بخوانند ، و زکات را ( به تمام و کمال ) بپردازند . آئین راستین و ارزشمند این است و بس . ‏»

فرموده ی خداوند متعال درباره ی حکومت، داوری و سیاست چنین است:

(‏ فَلاَ وَرَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّىَ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجاً مِّمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُواْ تَسْلِیماً ‏)        نساء: ۶۵

«‏ امّا ، نه ! به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن بشمار نمی‌آیند تا تو را در اختلافات و درگیریهای خود به داوری نطلبند و سپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته و کاملاً تسلیم ( قضاوت تو ) باشند . ‏»

درباره ی قرض و تجارت خداوند متعال فرموده است:

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَلْیَکْتُب بَّیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ یَأْبَ کَاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَکْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً فَإن کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لاَ یَسْتَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِیدَیْنِ من رِّجَالِکُمْ فَإِن لَّمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ یَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَکْتُبُوْهُ صَغِیراً أَو کَبِیراً إِلَى أَجَلِهِ ذَلِکُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَهِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَکُونَ تِجَارَهً حَاضِرَهً تُدِیرُونَهَا بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَکْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلاَ یُضَآرَّ کَاتِبٌ وَلاَ شَهِیدٌ )   بقره: ۲۸۲

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! هرگاه به همدیگر تا مدّت معیّنی ( از لحاظ روز و ماه و سال ) وامی دادید ، آن را بنویسید ، و باید نویسنده‌ای دادگرانه آن را بنویسد ، و هیچ نویسنده‌ای از نوشتن ( سند ) بدان گونه که خدا بدو آموخته است ، سرپیچی نکند . پس نویسنده باید بنویسد و آن کس که حق بر ذمّه او است ، باید املاء کند و از پروردگارش بترسد و چیزی از آن نکاهد ، و اگر کسی که حق بر ذمّه او است کم‌خرد یا ( به سبب کوچکی یا بیماری یا پیری ) ناتوان باشد ، یا ( به سبب لالی یا گنگی یا ناآشنائی با زبان ) او نتواند که املاء کند ، باید ولی او ( که شرع یا حاکم برای وی تعیین کرده است ) دادگرانه املاء کند . و دو نفر از مردان خود را به گواهی گیرید ، و اگر دو مرد نبودند ، یک مرد و دو زن ، از میان کسانی گواه کنید که مورد رضایت و اطمینان شما هستند .    ( این دو زن به همراه یکدیگر باید شاهد قرار گیرند ) تا اگر یکی انحرافی پیدا کرد ، دیگری بدو یادآوری کند – و چون گواهان را به گواهی خوانند باید که از این کار خودداری نورزند . و از نوشتن وام – خواه کم باشد یا زیاد – تا سررسید آن دلگیر نشوید . این در پیشگاه ( شریعت ) خدا دادگرانه‌تر و برای گواهی ( و صحّت شهادت ) استوارتر ، و برای آن که دچار شکّ و تردید نشوید ، بهتر می‌باشد . مگر این که داد و ستد حاضر و نقدی باشد که در میان خود دست به دست می‌کنید ، پس در این صورت بر شما باکی نیست اگر آن را ننویسید . و هنگامی که خرید و فروش ( نقدی ) می‌کنید ( باز هم ) کسانی را به گواهی گیرید ، و نویسنده و گواه نباید که زیان ببینند و نباید که زیان برسانند. »

سخن خداوند متعال را درباره ی جهاد و مبارزه و جنگ می خوانید:

(وَإِذَا کُنتَ فِیهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَهَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَهٌ مِّنْهُم مَّعَکَ وَلْیَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْیَکُونُواْ مِن وَرَآئِکُمْ وَلْتَأْتِ طَآئِفَهٌ أُخْرَى لَمْ یُصَلُّواْ فَلْیُصَلُّواْ مَعَکَ وَلْیَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِکُمْ وَأَمْتِعَتِکُمْ فَیَمِیلُونَ عَلَیْکُم مَّیْلَهً وَاحِدَهً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِن کَانَ بِکُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ کُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَکُمْ وَخُذُواْ حِذْرَکُمْ )            نساء: ۱۰۲

«زمانی که ( تو ، ای پیغمبر ) در میانشان بودی و نماز ( خوف ) را برایشان بپا داشتی ، دسته‌ای از آنان با تو به نماز ایستند ، و باید که اسلحه خود را با خود داشته باشند ، و وقتی که ( نصف ) نماز را با تو خواندند ( سلام بدهند و به کشیک و نگهبانی بپردازند و ) شما را ( از دشمنان ) بپایند و دسته دیگری که هنوز نماز را نخوانده‌اند ، بیایند و با تو به نماز ایستند و احتیاط خود را مراعات و اسلحه خود را داشته باشند . کافران دوست می‌دارند کاش از اسلحه و کالاهای خود غافل می‌شدید و آنان یکباره بر شما تاخت می‌آوردند ( و غافلگیرتان می‌کردند و در حین نماز دمار از روزگارتان بر می‌آوردند ) . اگر از باران ناراحت بودید یا بیمار بودید ، گناهی بر شما نخواهد بود که اسلحه خود را زمین بگذارید ( ولی باز هم تا آنجا که ممکن است وسائل سبک دفاعی را از خود دور نکنید ) و احتیاط خویش را بدارید .»

آیات فراوان و زیبای دیگری نیز در این زمینه و دیگر آداب عمومی و اجتماعی آمده است. بدین سان اخوان المسلمین با کتب خدا پیوند خورده از آن الهام و هدایت گرفته و به این یقین رسیده است که اسلام مفهوم فراگیر و شاملی است و باید بر تمام امور زندگی حاکمیت یابد. همگان باید در مقابل حکم آن تسلیم باشند و همه قواعد و تعالیم آن را رواج دهند. تا زمانی که امت پیرو اسلام راستین است باید از ارزش های اسلامی کمک گیرد؛ اما اگر مردم در عبادت مسلمان باشند و در دیگر امور زندگی از دیگران تقلید کنند، اسلامشان ناقص است و مشابه کسانی هستند که خداوند درباره شان فرموده است:

(أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن یَفْعَلُ ذَلِکَ مِنکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ )   بقره: ۸۵

«آیا به بخشی از ( دستورات ) کتاب ( آسمانی ) ایمان می‌آورید و به بخش دیگر ( دستورات آن ) کفر می‌ورزید ؟ برای کسی که از شما چنین کند ، جز خواری و رسوائی در این جهان نیست ، و در روز رستاخیز ( چنین کسانی ) به سخت‌ترین شکنجه‌ها برگشت داده می‌شوند ، و خداوند از آنچه می‌کنید بی‌خبر نیست .»

۲- در کنار این، اخوان المسلمین بر این باروند که پایه و سرچشمه های آموزه های اسلام، کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص) است که اگر امت به آن ها چنگ زند هرگز گمراه نمی شود. بسیاری از نظرگاه ها و دانش هایی که با اسلام مرتبط اند و رنگ اسلامی دارند به واقع دربردارنده ی رنگ روزگاری هستند که در آن پدید آمده اند و از ملت هایی که با آن ها هم روزگار بوده اند اثر پذیرفته اند. بنابراین باید برنامه های اسلامی از این چشمه ی ناب استخراج شوند و با همان بی پیرایگی نخست به مردم عرضه شوند و فهم ما از اسلام همانند فهم صحابه و تابعان سلف صالح باشد. باید در این حدود ربانی و نبوی متوقف شویم تا جز آن چه خداوند ما را به آن ملزم کرده است، مقید نشویم و زمانه ی خویش را نیز با آن چه با آن هماهنگی ندارد شکل ندهیم؛ چرا که اسلام دین همه ی بشریت است.

۳- از سوی دیگر همچنین اخوان المسلمین بر این باورند که اسلام به عنوان دینی عمومی همه ی امور زندگی را در تمامی ملت ها و زمان ها، سامان داده است. اسلام کامل تر و بالاتر از آن است که به جزییات این زندگی – به ویژه امور دنیوی صرف آن – بپردازد. اسلام قواعد کلی در امور زندگی را پی ریزی کرده و مردم را به راه عملی و سیر در محدوده ی آن فرا خوانده است. برای تضمین حق و درست بودن این راه عملی یا دست کم برای جستن حق اسلام به حل مشکلات روانی عنایتی داشته است؛ زیرا روان انسان سرچشمه ی نظم و اندیشه، تصور و شکل گیری آن هاست. این دین برای روان انسان دارویی را تجویز کرده که بسیار مفید است و انسان را از هوا و هوس پاک می دارد و روان او را از پلشتی های اغراض و مقاصد مادی می پیراید. او را به کمال و فضیلت رهنمون می شود و در برابر جور، کوتاهی و دشمنی بر او نهیب می زند. اگر روان صاف و ناب باشد همه ی اعمال انجام شده ی انسان، زیبا و شایسته خواهند بود. می گویند: دادگری در متن قانون نیست، بلکه در روان قاضی جای دارد. گاه قانون کامل و مبتنی بر عدل است؛ اما قاضی تابع هوا و هوس و اغراض مادی ست؛ و قانون را طوری به اجرا درمی آورد که ظالمانه باشد و عدل و انصاف به همراه نداشته باشد. گاه هم قانون نارساست اما قاضی شخصی فاضل دادگر و از هوا و هوس به دور است و قانون را برپایه ی عدل و انصاف اجرا می کند آن گونه که همه ی خوبی ها، نیکی ها، رحمت و انصاف در آن نهفته باشد. از همین جاست که روان انسان بیش از هر چیزی در کتاب خداوند مورد عنایت قرار گرفته و نسل نخست مسلمانان نمونه ی کمال انسانی در قالب اسلام نامیده شده اند، از پی این است. از همین جاست که طبیعت اسلام با هر زمان و ملتی سازگار است و همه ی مقاصد و اهداف را دربر می گیرد. بنابراین اسلام هرگز بهره برداری از هر گونه برنامه ی خوب را –  که به قواعد و اصول کلی آن در تعارض نباشد – ناپسند نمی داند.

سروران! دوست ندارم در این باره اطاله ی کلام کنم، که این بابی است وسیع؛ و همین مبحث مختصر –  که بر مفهوم عام اندیشه ی اسلامی در روان اخوان المسلمین پرتو افکند – ما را بس است.

 

فراگیر بودن اصطلاحات اندیشه یی اخوان المسلمین

نتیجه ی این فهم و درک فراگیر اخوان المسلمین از اسلام، آن است که اندیشه ی آنان همه ی جنبه های اصلاحی را شامل می شود و نمود تمام عناصر اصلاحی ست. هر انسان مصلح و پاک سیرتی می تواند آرمان هایش را در آن بیابد؛ زیرا آرزوهای دوستداران اصلاحات در آن متجلی است. می توان بی هیچ مضایقه ای درباره اخوان المسلمین چنین گفت:

۱. دعوت اخوان المسلمین دعوتی سلفی است؛ زیرا مردم را برای بازگشت به سرچشمه ی صاف و ناب کتاب و سنت فرا می خواند.

۲. روش اخوان المسلمین روش اهل سنت است؛ زیرا در هر چیزی روش و سیره ی پاک پیامبر (ص) را جست و جو و خود را در حد امکان به آن پای بند می کنند به ویژه در بخش عقاید و عبادت ها.

۳. شیوه ی اخوان المسلمین شیوه یی صوفیانه است؛ زیرا آنان معلمان طهارت نفس، صفای دل و اهل عمل هستند. از خلق روی برگرفته اند و برای آفریدگار محبت می ورزند و بنیان رابطه ی آنان را خیر تشکیل می دهد.

۴. اخوان المسلمین گروهی سیاسی است که درون کشور خواهان اصلاحات در حکومت و بیرون از آن خواهان تعدیل ارتباطات امت اسلام است تا ملت بر پایه ی عزت و کرامت رشد یابد و در حد توان از حیثیت ملی خود پاسداری کند.

۵. اخوان المسلمین گروهی ورزشی است؛ زیرا اعضای آن جسم را پرورش می دهند و می دانند که مؤمن قوی بهتر از مؤمن ضعیف است. رسول خدا (ص) فرموده است:

«إنّ لبدنک علیک حقّاً»     بی گمان جسمت بر تو حقی دارد.

می دانند که تکالیف اسلامی بی جسم توانا و نیرومند به درستی به انجام نمی رسد. بنابراین نماز، روزه، حج و زکات جسمی تنومند می طلبند که بتوانند در انجام کسب و کار و تلاش برای به دست آوردن روزی، مسئولیت ها را بر دوش گیرد. دیگر آن که اخوان المسلمین به تشکیلات و گروه های ورزشی خود چنان عنایتی دارد که به مراتب از باشگاه های حرفه ای پرورش اندام، بهتر کار می کند.

۶. اخوان المسلمین انجمنی علمی و فرهنگی است؛ زیرا اسلام طلب علم را بر هر مرد و زن مسلمان فرض کرده است و باشگاه های اخوان المسلمین در حقیقت مدارس آموزش و دانش و فرهنگ و مراکز تربیت جسم ، عقل و روح اند.

۷. اخوان المسلمین شرکتی اقتصادی است؛ زیرا اسلام برای ثروت و کسب آن از راه های شروع برنامه دارد و پیامبر (ص) فرموده است:

«نعم المال الصّالح للرّجل الصّالح»           

چه نیک است مال پاک برای شخص صالح و شایسته.

«من أمسی کالّاً من عمل یده أمسی مغفوراً له»

هر کس شب از کار خود خسته باشد، خداوند گناهان اش را می آمرزد.

«إنّ الله یحبّ المؤمن المحترف»

خداوند مؤمن صاحب پیشه را دوست می دارد.

۸. اخوان المسلمین اندیشه ای اجتماعی است؛ زیرا اعضای آن به درمان بیماری های جامعه ی اسلامی و شیوه ی امت، عنایت دارند.

بدین سان در می یابید که اندیشه ی فراگیر اسلام بر ما چیرگی دارد و تمام جنبه های اصلاحی را در برگرفته است؛ آن گونه که اخوان المسلمین در همه ی موارد کار و تلاش می کنند و امکان ندارد توجه به بخشی از امور آنان را از بخش دیگر باز دارد، بلکه می دانند اسلام از مؤمن، مسئولیت همه جانبه و فراگیر می طلبد. به همین سبب است که بسیاری از اعمال و رفتارهای اخوان المسلمین پیش مردم متناقض جلوه می کند، اما چنین نیست. چه بسا مردم، یک تن از آنان را می بینند که در محراب عبادت خاشعانه ایستاده است و می گرید. از خلق گرفته و فروتنانه به پیشگاه خدا بر پا است. سپس هم او واعظ و مدرس می شود و گوش ها را با پند و اندرز نوازش می دهد. پس از اندکی باز هم می بینند که همچون ورزشکاران ماهر و خوش پوش، توپ را پرتاب می کند، یا بر رقیب یورش می برد، یا همچون شناگر ماهری در استخر شنا می کند و پس از ساعتی در مغازه یا کارگاه در نهایت آرامش و اخلاص کار می کند. این ها نمودهایی است که به نظر بسیاری با یکدیگر متناقض و ناسازگار است؛ اما کاش مردم بدانند که اسلام، مؤمن را به همه ی این ها فرمان داده است تا مفاهیم هماهنگی و معانی انسجام را تحقق بخشد. با همه ی این ها اخوان المسلمین سعی دارد از انتقاد و تحقیر دیگران دوری کند و خود را در مظان اتهام قرار ندهد. اخوان المسلمین از تعصب به القاب دوری می کند؛ زیرا اسلام آنان را پیرامون یک عنوان گرد آورده و آن عنوان « اخوان المسلمین » است.

———————————————————–

منبع:پیام بیداری / مؤلف:حسن البناء / مترجم: مصطفی اربابی / انتشارات: نشر احسان ۱۳۸۸

برچسب ها

‫۲ نظرها

  1. با سلام
    به نظر من این دیدگاه به اسلام و شیوه مبارزه و دعوت یک نقطه امید بسیار بزرگ برای مسلمانان جهان می باشد
    خداوند همه شما را توفیق بدهد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا
بستن