معماری
خانه ---> سياسي اجتماعي ---> پیامبر و قتل مخالفانش

پیامبر و قتل مخالفانش

پیامبر و قتل مخالفانش

عبدالفتاح اسماعیل

   گسترش سريع اسلام در شرق و غرب همه را شگفت زده كرد.هنوز سده نخست هجري به پايان نرسيده بود كه دين اسلام به مرزهاي فرانسه و مركز اسپانيا نفوذ پيدا كرد و گستره انوار فروزانش شمال و شرق آفريقا و قلب سرزمين ايران و مرزهاي چين را درنورديد و كشتيهاي مسلمانان درياي مديترانه را طي كردند و قانون اسلام بر صدر نشست و مسلمين به عزت واقتدار رسيدند.اما بيمار دلان شبه پراكن يه جاي جستجوي دليل اصلي و راز گسترش اسلام تحليلهاي بديعي ارائه مي كنند و به شبهه پراکنی می پردازند .

شبهه :

        حضرت محمد (ص)به پيروانش دستور داده است هر كسي كه اسلام را نپذيرفت يا از  آن سر پيچي كرد به قتل برسانند.آنها براي اثبات اين ادعاي خود به حديث صحيحي كه امام بخاري و مسلم از جابر (رض)روايت كرده اند اشاره مي كنند . در اين حديث پيامبر فرموده است:

((امرت ان اقاتل الناس حتي يقولوا لا اله الا الله،فاذا قالوا لا اله الا الله عصموا مني  دمائهم و اموالهم الا بحقها و حسابهم علي الله)).ثم قرأ ((فذكر انما انت مذكر لست عليهم بمصيطر.))

        رسول خدا (ص)فرمود :فرمان ياقته ام تا هنگامي با مردم پيكار كنم كه گواهي دهند معبود  راستيني جز خداوند نيست .پس هنگامي كه كه آن را گفتند خون و داراييشان از تعرض من جز به مواردي كه اسلام مقرر كرده است مصون است و حساب و كارشان باخداوند متعال است .

سپس اين آيه راتلاوت فرمود :

(( فذكر انما انت مذكر لست عليهم بمصيطر ))

پس پند بده كه تو پند دهنده يي هستي تو بر آنان فرمانروا نيستي .

سوره غاشيه -ايات 20و 21

       قبل از ارائه پاسخ به این شبهه ذكر نكته اي را در اين جا لازم مي دانم و اين آنكه بزر گترين مصيبت و بد بختي اين است كه برداشت بسياري از مسلمانان از اين حديث اشتباه است .و به مجرد شنيدن اين حديث يا آن را انكار مي كنند و يا مي گويند حديث ضعيفي است و يا بر اساس ظاهر حديث و لفظ ((الناس))به اين نتيجه دست مي يابند كه تمام مردم ،مورد نطر روايت است .و اين اشتباهي بزرگ در فهم حديث است .شايد بتوان كژخواهي غير مسلمانان و استفاده آنها از اين گوه احاديث براي طعن به اسلام ناشي از نا آگاهي و جهل آنها دانست اما كژ فهمي مسلمانان  را چگونه مي توان توجيه كرد ؟!

 

پاسخ شبهه:

       به نظر همه دانشمندان و فقهاي گذشته و حال ،خطاب واژه ((الناس))كه در اين روايت امده است در اصل فقط مشركان عرب رادر برمي گيرد  حتي اهل كتاب را هم شامل نمي شود .براي اثبات اين ديدگاه آيه كريمه زير ذكر مي شود:خداوند متعال مي فرمايد :

يا كساني از اهل كتاب كه به خدا و روز باز پسين ايمان نمي آورند،و آنچه راخدا و فرستاده اش حرام گردانيده اند حرام نمي دارند و متدين به دين حق نمي گردند ،كارزار كنيد ،تا با (كمال) خواري به دست خود جزيه دهند .                                                                                   سوره توبه -29

پس هدف از جنگ و پيكار ،اين نيست كه لا اله الا الله را به زبان بياورند.درباره اين روايت شيخ محمد غزالي (رح)در كتابش ((علل و ادويه)) می گويد:

      در حقيقت اين روايت درباره مشركان  عرب است كه حق حيات و آزادي بيان را از مسلمانان گرفته و نيز به پيمانهايي كه با آنان مي بستند ،احترام نمي گذاشتند لذا چهار ماه به مشركان مهلت داده شد تا در رفتار و كردارشان تجديد نظر كنند و اگر باز هم بر مخالفتشان اصرار ورزيدند و در برابر اسلام به مبارزه برخاستند بايد ريشه كن و متلاشي شوند . تفصيل اين مطلب در  اوايل سوره ((برائت))آمده آنجا كه خداوند مي فرمايد :

مگر آن مشركاني كه با آنان پيمان بسته ايد ،و چيزي از (تعهدات خود نسبت به ) شما فرو گذار نكرده،و كسي را بر ضدشما پشتيباني ننموده اند .پس پيمان اينان را تا (پايان)مدتشان تمام كنيد ،چرا كه خدا پرهيزگاران را دوست دارد .توبه/4

        اما كساني كه با خداوند و پيامبر او اعلان جنگ كرده اند و مي خواهند بندگان نيكوكار را نابود كنند ،بايد در انتظار مقابله به مثل باشند و مسئوليت آغاز چنين جنگي را هم بر عهده بگيرند.

حال ممكن است پرسيده شود كه چرا كلمه الناس در اين روايت به صورت عام آمده است ؟در پاسخ بايد گفت :كه ((ال))عهدي است ؛يعني مراد از مردمي كه با آنان پيمان و تعهد بسته ايم مي باشد و آنها هم عرب هستند .همانند اين واژه بارها در قرآن آمده است . از جمله:

چون ياري خدا و پيروزي فرا رسد ،مي بيني كه مردم دسته دسته در دين خدا در آيند .نص/1-2

بنابراين منظور از واژه الناس  در اين سوره ،عرب هاي اهل مكه وهمچنين كساني است كه بعد از فتح مكه اسلام آورده اند.در آيه اي ديگر خداوند عز و جل مي فرمايد:

همان كساني كه (برخي از )مردم به ايشان گفتند ((مردمان براي جنگ باشما گرد آمده اند ؛پس،از آنان بترسيد .))(ولي اين سخن)بر ايمانشان افزودند و گفتند :خدا ما را بس است ونيكو حمايتگري است .))آل عمران/173

چنان كه مشاهده مي شود دراين آيه (الناس) نخست با (الناس)دوم متفاوت است .منظور از (الناس )نخست ،منافقاني بودند كه مي خواستند اراده و روحيه مسلمانان را در خصوص جنگ با مشركان سست كنند و آنها را دلسرد نمايند اما(الناس)دوم در ايه،كافراني بودند كه هدف آنان جنگ با مسلمانان  بود.

چنان كه ملاحظه مي شوداين روايت بهانه اي به دست كسي نمي دهد تا با سوء استفاه از ان به عنوان يك حربه از آن استفاده كنند زيرا كه معناي آن عده اي خاص را شامل مي شود و عموم را در بر نمي گيرد .و كساني را كه مي خواهند در اين باره اطلاعات و آگاهي بيشتري به دست آورند ،به كتاب ((فتح المنعم شرح صحيح مسلم)) ارجاع مي دهيم..

————————————————————–

بر گرفته از كتاب :

پرتوي از دين و آزادي

مؤلف:عبد الفتاح اسماعيل

مترجم:ناصر مريواني

ناشر :نشر احسان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس