مقالات

اوضاع شگفت انگیز مسلمانان !

اوضاع شگفت انگیز مسلمانان !

نویسنده: محمد غزالی / مترجم:داود ناروئی

راستی، آیا این جای تعجب ندارد که امتی مکلف باشد ایمانش را براساس مطالعه ی هستی بنا کند و با وجود این، از هستی، نوامیس، اسرار و نیروهای آن، غافل و محروم باشد؟ آیا لبیک گفتن این مات به این گفتار خداوند همین است:« براستی که در آفرینش آسمان ها و زمین و گردش شب و روز، برای خردمندان نشانه هایی وجود دارد.همان ها که ایستاده، نشسته و به پهلو خوابیده، خدا را یاد می کنند و در آفرینش آسمان ها و زمین اندیشه ورزی می کنند( و با خود می گویند)پروردگارا! تو این هستی را بیهوده نیافریده ای. تو پاکی…»

اگر امت ما زمانی که کسالت و بی حالی در پیش گرفت و خود را به خواب زد به تنهایی روی زمین می زیست، گناه عقب ماندگی اش به خودش باز می گشت و در اثر آن در مسایل و مشکلات کم و زیاد خود، رنج می کشید. ولی امت ما در حال رقابت با ملت هایی بسر می برد که خواب را نمی شناسند. ملت هایی که هیچ رسالتی ندارند و اگر دارند رسالتی کاملا" مادی و محدود است که پایه اش را باطل و هوا و هوس تشکیل می دهد. با این وجود، پیروان باطل از نشاط و اراده ای که دارند با باد مسابقه میدهند ولی ما نمایندگان حق روی خاک زانو زده ایم و با سردی و ابلهی، نظاره گر دیگرانیم و از رسالت خویش هیچ درک قابل توجهی نداریم. در کتاب آسمانی ما، آدم بودن مترداف با دانشی است که فرشتگان از کسب آن عاجز ماندند و تنها آدم در تحصیل آن کامیاب گردید و بدین سان، سزاوار خلافت در روی زمین شد؛ اما اکنون آدم بودن در زندگی ما مترداف شده با خوراک، کباب، حسادت و فخر فروشی؛ یعنی درست زندگی پست حیوانی!

دیگران ماهواره ها را به جریان انداخته اند، موشک های فضایی را به فضا فرستاده اند تا از این طریق معرفت بیشتری کسب کنند. در میدان جنگ، انگشتانی دارند که خفه می کند، سر می برد، می کشد، شکنجه می کند و با دشمنان خود به تندی برخورد می کند. در این میان، ما برای آنان چاپلوسی می کنیم؛ از بازارهایشان می خریم یا از غنایمشان آذوقه ای به دست می آوریم و یا مقداری از سلاح هایشان را که نیاز به فراگیری استفاده از آن ها را داریم، از آنان به عاریه می گیریم.

در این تردید ندارم که نوعی آفت، با شکستگی یا خلل موجود در ساخت فکری و روانی ما منجر به این وضع رقت بارگردیده است و مادام که این آفت ها از بین نرفته اند ما هرگز بیدار نخواهیم شد. این را هم بدانیم که تنها در این زمان است که موفق می شویم آنچه آن ها می کنند ما هم می توانیم انجام دهیم. گاه به ساختار حکومتی آنان می نگرم؛ می بینم رهبرانشان از نظر فرهنگ، آگاهی و تجربه در اوج قرار دارند. با اینکه خودشان از رأی دیگری و خیرخواهی خالصانه گوش می دهند. گویی از زبان هر کدامشان این سخن ابوبکر صدیق جاری است:

«بر شما گمارده شده ام، اما بهترین شما نیستم؛ اگر در من خیری یافتند، کمکم کنید و اگر شری یافتید، اصلاحم نمایید.»

در این میان هنگامی که به خودمان می نگرم می بینم کارهایمان به دست افرادی پست، عالم نما و زورگو که اساسا" نمی دانیم از کجا آمده اند، افتاده است. از یکی شان می شنویم که از روی غرور و خود خواهی می گوید:

«جز آنچه را که نظر من است به شما نشان نمی دهم و جز راه درست به چیزی دیگر شما را هدایت نمی کنم.»

از زبان رهبر حق فریاد فرعون جاری می شود و از زبان رهبر باطل، سخن ابوبکر صدیق شنیده می شود. این چه مقایسه ای است؟ همراه با این بلاهایی که بر اوضاع سیاسی و عمرانی جهان اسلام حاکم است، سرانجام چه خواهد شد؟

چیز دیگری هم وجود دارد و حالا که دودش به چشم ما رفته و لهیبش ما را سوزانده از بازگفتن آن دچار شرم نخواهیم شد. ژرف نگری اروپاییان در علوم کیهانی، تأثیری عمیق در باز شدن درهای ثروت به رویشان داشته است. نیروها و اسراری که کشف نموده اند در واقع کلیدهای گنجینه های آسمان و زمین را در اختیارشان گذاشته است؛ بنابراین اگر سطح زندگی شان بالا رفته و دایره ی آسایش و رفاهشان فراخ تر گردیده، جای تعجب نیست.

آنان زمین را شکافته اند و بیش از دیگران آبادش کرده اند. بدین جهت بود که تر و خشک، مایع و جامد، آهن و طلا، هوا و خاک در اختیارشان قرار گرفت. اکنون چیزی نمانده که زمین سرشار از آبادی شود و تبدیل به خدمتکاری مطیع برای هوس های انسان گردد. اما کدام انسان؟ انسانی که مخلوق را می شناسد اما خالق را نمی شناسد؛ انسانی که غرایز و هواهای موجود در جسم و جان را می شناسد، ولی در مورد وحی خدا چیز قابل توجهی نمی داند، از این رو، برای آخرت خود، چیزی که ذخیره ی وی می باشد، آماده نمی کند.

من تردید ندارم که مسلمانان به خاطر این تناقض، گناه بزرگی مرتکب شده اند آن ها طعم حقیقتی را که برای حمل آن از جانب خدا برگزیده شده اند، نچشیده اند و به مردم هم ابلاغش ننموده اند تا از آن بهره ببرند. متعاقب همین مسئله، مسلمانان مبتلا به فقر و دلشکستگی شده اند. ثروتی که هم به جیب برخی رفته، ثروتی عاریتی است که در اثر ارتباط با بیگانگان و یا کار کردن برای آنان یا با آنان، به چنگ آورده اند. باز در اثر همین موضع، ملت هایی که از نظر آمار تعداد انبوهی را تشکیل می دهند، زیر بار بدهی های خارجی له می شوند. این بدهی ها بهره های چند برابری با خود به همراه دارند، پیداست که همراه با این بدیهی ها و بهره های آن نه دینی باقی می ماند و نه دنیایی، مگر آن مقدار که دنباله روها از مازاد ارباب خود بدست می آورند.

اینجاست که به یاد احادیث پیامبر(ص) می افتم که در کودکی آن ها را فرا می گرفتیم و در بزرگسالی فراموششان کردیم. حدیثی را به یاد آوردم که ابو سعید از پیامبر(ص) نقل می کند که فرمود:

«به خدا پناه می برم از کفر و وام. کسی گفت: ای رسول خدا کفر را با وام مساوی می دانی؟ فرمود: آری».

در روایتی دیگر آمده:

«خویشتن را پس از امنیت بیمناک نکنید. گفتند: ای رسول خدا، این دیگر چگونه می شود؟ فرمود: با وام»

از ابو موسی اشعری روایت است که پیامبر خدا(ص) فرمود:

«پس از گناهان کبیره که خدا از آن ها منع نموده، بزرگ ترین گناه نزد خدا این است که شخص در حالی بمیرد و به دیدار خدا برود که وامی بر او باشد و باز پرداخت آن را باقی نگذاشته باشد.»

در روایتی دیگر آمده:

«نفس انسان مؤمن آویخته به وام او است، تا آنگاه که از جانب او پرداخت شود»

تمام این احادیث راجع به وامی هستند که مردم با هدف پیروی از تمایلات و شهوات دیوانه وار خود آن را دریافت می کنند، بی آنکه به فکر باز پرداخت آن باشند.

معروف است که دوگونه فقر وجود دارد: یک گونه آن است که به خاطر نداشتن و کوتاهی و تنبلی به وجود آمده و گونه ی دیگر آن است که ناشی از جهاد و بخشش یا ترجیح دادن مقدار اندک اما حلال بر ثروت زیاد ولی حرام یا نپذیرفتن حرام، رشوه و هدایای صاحبان قدرت می باشد. اولی گناه محسوب می شود و دومی قابل ستایش است. اوضاع مستمندانه ی افراد و گروه های موجود در امت بزرگ ما، اغلب به عامل اول برمی گردد. فقر مسلمانان و دریافت وام و دست خالی بودنشان به عامل ناتوانی از مبارزه با زندگی، تحمل سختی ها، ناآگاه ماندن از کلیدهای خیرات و صرف وقت در بیکاری و خوشگذرانی، برمی گردد. شناخت گسترده مقدمه ای است برای ثروت گسترده، و کسب مهارت درباره ی زندگی، کوتاه ترین راه برای خدمت به دین است. گاه آدم بیمار می شود، بنابراین برای زمان سلامتی خود حسرت می خورد، اینجا است که به ارزش سلامتی پی می برد و شیفته ی آن می گردد. گاه آدمی دچار بحران می شود بنابراین دستش را برای تکدی یا طلب وام به سوی این و آن دراز می کند؛ با این وجود کاملا" احساس می کند که نیاز، آدمی را چگونه به زبونی می کشاند؛ از این رو است که نسبت به فقر، دچار دلتنگی می شود. پیدا است که تبدیل کردن بیماری و فقر به نوعی دینداری، اندیشه ی دیوانگان است.

چه زیادند نزد ما کسانی که دیوانه شده اند و پس از از دست دادن عقل، گمان کرده اند که دین از ثروت متنفر است و ناداری و مسکینی را دوست دارد و برای پیروان خوا، عقب ماندگی مدنی و نظامی و ذلت مادی و معنوی را می پسندد و دوست دارد که مسلمانان دنباله رو دیگران باشند و دیگران ارباب مسلمانان. نفرین بر ناتوانی و تنبلی!

روزی در خیابان پرسه می زدم، بناگاه دیدم که کارگران در یک خط طولانی مشغول حفاری اند. از سوی دیگر دیدم که لوله های بزرگی با مهارت و قدرت کار گذاشته می شود. این لوله ها برای شبکه ی فاضلاب آن محله کارگذاشته می شدند. من بی درنگ متوجه شدم که صنعت و ترکیب این کار توسط انگلیسی ها انجام شده است. دستم را به سوی نشریه ای دراز کردم تا اندکی از خستگی اعصابم را برطرف کنم. در صفحه ی نخست دو تیتر دیدم. در تیتر اول آمده بود:۱۵۰ میلیون دلار کمک بلاعوض ایتالیا به مصر. در تیتر دوم آمده بود: ارزش کمک های غذایی اروپا به مصر مناسبت بازرگشت ۴۰۰ هزار کارگر فراری از عراق و کویت در حوادث اخیر، بالغ بر ۱۰ میلیون دلار است.

سلسله ی دریافت وام همچنان ادامه دارد. دست ها همچنان درازند تا از دیگران وام و بخشش دریافت کنند و تا زمانی که ما از غفلت ابدی خود بیرون نیامده ایم، ادامه خواهد داشت. ما نه تنها از رسالت اسلامی خویش منحرف شده ایم؛ بلکه نسبت خودمان را با آدم نیز فراموش کرده ایم. همو که خدا به وی تمام نام ها را آموخت و او را بر زمین فرو فرستاد، تا با هوشیاری و زیرکی خود، یا با تلاش و عرق جبین خود، آبادش کند. راستی، معرفتی که در این وضعیت به دست می آوریم، هنگامی که از ناحیه ی دینی مغشوش باشد و از ناحیه ی انسانی آشفته، چه خواهد بود؟آیا رویکردهای فکری ما نیاز با بازنگری ندارند؟!

 

___________________

منبع: ارزیابی میراث فکری مسلمانان / مؤلف: محمد غزالی / مترجم:داود ناروئی / انتشارات: نشر احسان-۱۳۸۲

 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا