دعوت و داعی

توجیه دعوت – دعوت اسلامی چرا و چگونه؟

توجیه دعوت – دعوت اسلامی چرا و چگونه؟

نویسنده: امام شهید حسن البناء/ترجمه: مصطفی اربابی

لازم است در ادای بار امانتی که بر عهدۀ دارید،ایدار بمانید، و آن عبارتست از نگاه خیر خواهانه به مصلحت مسلمانان بر اساس حکمت و اخلاص ، و لازم است که دلهایتان با دلهای مؤمنانی که اطاف شما هستند پیوند داشته باشد، و با روح و جان مسلمانان ارتباط برقرار کنید، و خداوند از ورای همگان بر شما احاطه دارد، او خیانت چشم ها و آنچه در دلها پنهان نگهداشته می شود، می داند.اخلاص اساس موفقیت است، کارها در اختیار خدا است، نیاکان شما پیروز نشدند، مگر به وسیلۀ قوت ایمان شان، و طهارت جان هایشان، و پاکی نفس هایشان و اخلاص دل هایشان ،و عمل به عقیده و رضایتی که همه چیز را وقف آن کرده بودند. تا آنجا که جانهایشان با عقیده و عقیده شان با جان هایشان در آمیخت، تا جایی که خود فکر و اندیشه شدند.

اگر چنین باشید و چنین بیندیشید، خداوند راه رشد و درست را به شما الهام می کند،سپس عمل کنید، خداوند شما را با دادن توان و موفقیت تأیید می فرماید. اگر در میان شما بیمار دلی، یا کسی باشد که در مقصدش اشکال باشد، اهل طمع باشد، و گذشته ی خوبی نداشته باشد، او را از میان خود بیرون کنید، که او مانع رحمت و توفیق می شود. پیامبر (ص) بیان فرموده اند که وجود قومی با این مشخصات در میان مؤمنان همت ها را ضعیف و مؤمان را از کار باز می دارد. پس عمل کنید و اخلاص داشته باشید که نیت مستحکم اثری جاودانه دارد.

ما اخوان المسلمین، خواهان برتری جویی و فساد در زمین نیستیم، زیرا که خداوند آخرت را به عوض آن به ما ارزانی فرموده است. ولی ما از این که ببینیم دنیا در آتش هوا و هوس و شهوات می سوزد، و آتش آراء گمراه کننده شعله ور است و اجازه ی آزادی به ما نمی دهد، در حالی که در دست خویش وسیله ی آتش نشانی داریم و کاری انجام ندهیم بر خود و بر مردم ظلم روا داشته ایم.

به یاد داشته باشید که دنیا به شما گوش نخواهد داد و از شما اطاعت نخواهد کرد و خواسته های شما را برآورده نخواهد نمود، مگر زمانی که شما نمونه های شایسته ای از آن چیزی باشید که مردم را بدان می خوانید و عملتان بر روش کریمانه ی قرآن  قرار داشته باشد همان کتاب خدا که :

« لَا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِیلٌ مِّنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ»

ترجمه : هیچ گونه باطلی ، از هیچ جهتی و نظری ، متوجّه قرآن نمی گردد . ( نه غلطی و تناقضی در الفاظ و مفاهیم آن است ، و نه علوم راستین و اکتشافات درست پیشینیان و پسینیان مخالف با آن ، و نه دست تحریف به دامان بلندش می رسد . چرا که ) قرآن فرو فرستاده یزدان است که با حکمت و ستوده است ( و افعالش از روی حکمت است ، و شایسته حمد و ستایش بسیار است ) .{فصلت/۴۲}

با همه ی این ها دست واحد،و قلب واحد، و رویکرد واحد داشته باشید ، زیرا که اسلام تشکیل شده است از وحدت و توحید ، و بعد از آن چیزی نیست.

هان ای جوانان: عید بزرگتان روزی است که وطن های  تان آزاد شده باشد و قرآن تان بر جامعه حاکم گردد، در عید، گذشته ی پر افتخارتان را به یاد آورید، تا بدینسان مسئولیت تان به یاد آید و آرمان امروز و رسالت آینده را به یاد داشته باشید. آرمانها را معین کنید و به خدا ایمان داشته باشید، وبرادری و عمل را فراموش نکنید، سپس منتظر یاری آشکار خداوند باشید.

 فراموش نکنید که بهاز پیروزی : قربانی دادن و فدا شدن است . بر پرداخت هزینه و بهای پیروزی مشتاق باشید، سست نشوید، و غمگین مباشید که شما برتری هستید، خدا با شما است، و هرگز اعمال تان را از بین نمی برد و خداوند ایمان تان را ضایع نمی سازد.

هان ای مؤمن، تو جانت را به خدا بخشیده ای،تمام زندگی ات را وقف دعوت کرده ای، پس هر مویی بر بدنت ، هر کدام از حواست و هر آنچه خداوندبه تو بخشیده و چه عضو، و چه هر موهبتی دیگر، همه نعمتهای خداوند هستند، مال اصلی خداوند است، پس سزاوار است که همه وقف خدا، و جهاد در راه او و دعوت او باشد. بر تو لازم است، این حقیقت را پاس داری، تا فقط در را این نعمتها را بکار اندازی، و هیچ چیزی از آن را به خود اختصاص ندهی.

قرآن کریم امانتی است بر عهده ی شما، ودیعه ای گرانبها در سینه های تان وسلاحی قاطع در دستهای تان ، پس آن را محکم بگیرید، و از مبانی بیهوده ی غیر آن روی برتابید، وخود را از نظریات سرگرم کننده دور کنید، امکان ندارد باطل حاکم گردد، مگر در غیاب حق، حق، روشن است، جایی برای غفلت نیست، به ناچار باید از آن حمایت و پشتیبانی کنید، تا حق بر همگان آشکار و غالب گردد، و باید باطل از میان برود، و مقهور گردد:

« بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ »

ترجمه :

بلکه ( ما چنین نمی خواهیم و ) حق را به جان باطل می اندازیم ، و حق مغز سر باطل را از هم می پاشد و باطل هرچه زودتر محو و نابود می شود .{انبیاء/۱۸}

مشکل ، مربوط به مبانی و عقاید ، و جانها و روانها است، مشکل ایمان است، اگر مردم ایمان داشته باشند، بر این که خداوند آنان را تحت مراقبت دارد، وبه عدالت و آگاهی خداوند ایمان داشته باشند، باور کنند که خداوند آنان را مب بیند، معرفت خدای بزرگوار در جانهای شان استقرار یابد، به طور حتمی خداوند بیداری وجدان را به آنان الهام می کند، وشعور و احساست شان را زندگی می بخشد.

ما با ساده ترین وسایل پیروز خواهیم شد، و دولت های بزرگ از ما چیزی را خواهند دید، که قبلاً با آن آشنایی نداشته اند، فضایل والای ما از نو برانگیخته خواهد شد، و روح طوفان زا و ویرانگر و استوار ما که زمانی با حسن نیت پوشیده شده بود، و آرزوهای وسیع داشت، از نو بر جهان نهیب خواهد زد:

« وَنُرِی فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا کَانُوا یَحْذَرُونَ»

و بر دست مستضعفان ، به فرعون و هامان و لشکریانشان چیزی را بنمایانیم که از آن در هراس بودند .{قصص/۶}

« وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ »

ترجمه :و خبر آن را بعد از مدّت زمانی خواهید دانست ( و به زودی صدق وعد و وعید و راستی اخبار و گفتار قرآن را هم در این جهان و هم در آن جهان خواهید دید ) .{ص/۸۸}

« فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ »

( ای محمّد ! ) شکیبا باش . وعده خدا حق است ( و عذاب را گریبانگیر کفّار می سازد ){غافر/۷۷}

اگر از دنیای جدید انصاف مشاهده نکنیم خواهیم دانست که چگونه خود را منضبط کنیم، آنجاست که دژ مستحکمی را میان اهل ایمان، و این گروه ظالمان خواهیم نهاد، و آنها خواهند دانست که سلاح منفی، هدف شان را از میان خواهد برد، ودشمنی شان را به خودشان باز خواهد گردانید، و کید و مکرشان را نابود خواهد کرد، و نتیجه ی شوم آن عاید خودشان خواهد شد.

شما آفریده نشده اید مگر برای آن که سیادت و خلافت را در زمین به دست آورید، خداوند شما را از میان ملتها برگزیده است، و به شما در جهان مقام استادی بخشیده است، امت اسلامی حامل است ، که باید آن را به جهان برساند، این امانت همان توحید است، و خدا و رسول او بر شما گواهند، و ما نیز گواهان بر جهانیان هستیم.

به همین دلیل است که خداوند در بسیاری از سوره های قرآن ما را به جهاد فرمان داده است:

« وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاکُمْ »

و در راه خدا جهاد و تلاش کنید آن گونه که شایسته جهاد و بایسته تلاش در راه او است ( تا در میدان جهاد اصغر که نبرد با دشمنان دین است ، و در پهنه جهاد اکبر که مبارزه با نفس امّاره است ، پیروز گردید ) . خدا شما را ( از میان مردم برای یاری دین خود ) برگزیده است.{حج/۷۸}

اگر اروپا مدعی است که دانش و اختراع را در اختیار دارد، وادعای سیادت و استحقاق آن را دارد، و در حقیقت در ادعایش دروغگو است، زیرا که اروپا علم و اختراعات خود را برای برتری جویی بر جهان بکار انداخته است.

تجربه های گوناگون ثابت کرده است که مدنیت و قوانین و سیاست اروپا، برای جهان شر به بار آورده است.

خداوند کتابش را به ما داده است، در حالی که آن را به اروپا ارزانی نکرده است.

جهان در میان کشمکش کمونیست روسیه، و دموکراسی امریکا، حیران و سرگردان است،هیچکدام از آنها نمی تواند صلح و آرامش را که خواسته ی جهانیان است، به ارمغان آورند، دارو و جعبه ی کمک های اولیه از وحی آسمان برای درمان دردها در اختیار شما است پس لازم است که این حقیقت را به طور روشن اعلام کنیم و مردم را با قوت به روش اسلامی خویش فرا خوانیم، عیبی ندارد که ما صاحب دولت و صولتی نیستیم، زیرا نیروی دعوتها در ذات آنها است، سپس در دلهای مؤمان و بالاخره در نیاز جهان به آن، و سرانجام تأیید خداوند ، که هر گاه خواسته باشد اراده اش و اثر قدرت و رحمتش را نمودار می سازد.

« وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ** وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَنُرِی فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا کَانُوا یَحْذَرُونَ»

ترجمه :ما می خواستیم که به ضعیفان و ناتوانان تفضّل نمائیم و ایشان را پیشوایان و وارثان ( حکومت و قدرت ) سازیم .** و ایشان را در سرزمین ( مصر ) مستقرّ گردانیم و سلطه و حکومتشان دهیم ، و بر دست مستضعفان ، به فرعون و هامان و لشکریانشان چیزی را بنمایانیم که از آن در هراس بودند .{قصص/۵/۶}

مسئولیت ما همان پایان دادن به استعمار غرب و صهیونیسم جهانی است.

خواهند گفت: ما شما را نمی شناسیم، خود را به ما بشناسانید:

آیا شما یک طریقه صوفیه هستید یا جمعیت خیریه یا مؤسسه ی اجتماعی یا حزب سیاسی ؟

به آنان بگویید: ما دعوت حقیقی و جامع وفراگیر قرآن هستیم.

طریقه ی صوفیه: برای اصلاح جانها و تطهیر ارواح خوب و عالی است.

جمعیت خیریه: مفید است، امر به معروف و نهی از منکر می کند، و به احوال درماندگان رسیدگی می نماید.

مؤسسه ی اجتماعی: با جهل و فقر مبارزه می کند.

حزب سیاسی نظیف و پاکیزه: وحدت می آفریند، و از اغراض دوری می کند، و رهبری را در مسیر احسان قرار می هد.

با این حال خواهند گفت: هنوز شما قومی پیچیده هستید.

بیشتر ادیان فقط بر عنصر عقیده و عبادت تأکید دارند، و با امور اجتماعی ، اشراف بر اجتماع سرو کار ندارند.

اما اسلام بر عناصر عقیده و عبادت و حکومت تأکید می ورزد، برای پیروانش روا نمی داند که جز در برابر احکام دین شان فروتنی کنند، اسلام برای مسلمانان مقرر داشته است، از شهری که احکام دین شان قربانی می گردد و سیادت و برتری دین در آن مطرح نیست، هجرت کنند.

پس اسلام درن جماعت و حکومت است، شخص مسلمان احکام دین و عبادتش را جستجو می کند چه در احوال شخصی ، و چه در احوال اجتماعی.

به مردم چنین گفته اند: که اسلام چیزی و اجتماع چیز دیگری است، یا اسلام چیزی و قانون چیز دیگری است، یا اسلام چیزی و فرهنگ چیز دیگری است، یا اسلام چیزی است که باید از سیاست دور بماند.

اگر اسلام چیزی غیر از سیاست و اجتماع و اقتصاد ، و قانون و فرهنگ باشد، پس اسلام چیست و به چه دردی می خورد؟!

آیا اسلام همان چند رکعت نماز خالی از حضور دل است؟ یا آن الفاظی است که رابعه ی عدوی می گوید: استغفار خود نیاز به استغفار دارد؟

آیا قرآن به عنوان نظام فراگیر و محکمئ و مفصل برای همین نازل شده است:

« تِبْیَاناً لِّکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَهً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ»

بیانگر همه چیز ( امور دین مورد نیاز مردم ) و وسیله هدایت و مایه رحمت و مژده رسان مسلمانان ( به نعمت جاویدان یزدان ) است .{نحل/۸۹}

اسلام تنگناهایی را که مفهوم اسلام را محدودمی سازد ملغی اعلام کرده است.

توجیهات:

جهش عواطف را با نگرش اندیشه ها مهار کنید.

عقل را با شعله ی عواطف منور سازید.

خیال را جامه ی صدق و حقیقت بپوشانید.

حقایق را در پرتو خیال براق و روشن ، کشف کنید.

از حقیقت دور نشوید که آن را معلق سازید.

با  قوانین تصادم پیدا نکنید؛ که قوانین هستی پیرزومند است، بلکه سعی کنید بر اساس فطرت از آن استفاده کنید، و جریانش را تغییر دهید، و برای غلبه برآن از بخشی از آن برای بخش دیگری استفاده نمایید.

 معرفت خداوند ، وسیله ی تحولات و تغیییراتی است، که انسان و جماعت را از حالی به حالی دیگر منتقل می کند، اعتماد نیک فقط بر خداوند، آشکار ترین نشانه ی ایمان صادقانه است. پس در جانها و به وسیله ی اعمال تان این ارتباط با پروردگارتان را محقق سازید، وفقط بر او توکل کنید، و از غیر او نهراسید و نترسید، و از اسباب استفاده کنید، و نتیجه هر چه شد به آن خوش آمد بگویید.

آنچه را مردم بر خود مباح کرده اند شما بر خود حرام کنید، و خود را بالاتر از آن بدانید، همچون چنگ زدن به واسطه های خیالی، ایستادن بر درب صاحبان جاه و مقام و توسل به وسایل پست برای رسیدن به مقاصد عالی: زیرا این چیزی است که به ایمان مؤمنان خلل وارد می کند و شرف وعزت بزرگواران را لکه دار می سازد . به گفتار پیامبر(ص)توجه کنید:

« اطلبو الحوائج بعزه الانفس فان الامور تجری باالمقادیر»

 در پی نیاز ها با عزت نفس بروید، که امور بر اساس تقدیرها جریان می یابد.

 

——————————————–

منبع : کتاب:حسن البنا اما شهید راه دعوت و نوگرایی / نویسنده: انور الجندی/ترجمه: مصطفی اربابی / انتشارات:نشر احسان/ چاپ: اول ۱۳۸۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا