معماری
خانه ---> فقه معاصر ---> با سلاح تکفیر به نبرد تکفیر نروید!

با سلاح تکفیر به نبرد تکفیر نروید!

با سلاح تکفیر به نبرد تکفیر نروید!

نويسنده: دکتر یوسف قرضاوی / مترجم: عبدالرسول گلرانی

از جمله موارد بسیار مهمی که تذکر آن ها را لازم می دانم این است که مبادا در مبارزه با «افراط گرایی» مقابله به مثل کنید و با همان منطق مخالفان با آنان روبرو شوید و جزای بد را با بدی پاسخ دهید؛ که گفته اند: «آغازگر بدی از همه ظالم تر است»!

شاید عده ای بگویند که: ما در مقام تکفیر کسانی برمی آییم که حکم به تکفیر ما و دیگران داده اند و چه بسا به این حدیث هم استناد جویند که:

«من کفّر مسلماً فقد کفر»

«هر که مسلمانی را تکفیر نماید، به حقیقت خود کفر ورزیده است.»

واقعیت این است که اگر ما در چنان ورطه ای سقوط کنیم که افراط گری را با افراط گری سرکوب می کند، مرتکب همان عملی شده ایم که دیگران را به خاطر آن به باد انتقاد گرفته ایم!!

درباره ی حدیث فوق تذکر این نکته لازم است که شامل آن هایی نمی شود که با «تأویل» و «نگرش» خاص خود حکم به تکفیر مسلمین دادند و احادیث صحیح و رویدادهای زمان صحابه نیز مؤید این نکته است.

موضع گیری علی (ع) در برابر خوارج برای ما سرمشق و نمونه ای عالی است؛ خوارج که در برابر آن حضرت شمشیر کشیدند و ایشان را که پرچمدار پرچمداران، قهرمان اسلام، همسر فاطمه زهرا، شمشیر حق و پسر عمّ رسول خدا بود به مواردی متهم کردند که کسی یک انسان عادی را هم متهم نمی کند.

با این اوصاف سیّدنا علی(ع) در برابر آنان مقابله به مثل نکرد و بر آنان اتهام نسبت و در مقابل تکفیر آنان، به سلاح تکفیر مسلح نشد و فقط بر بطلان اندیشه ی­شان پای فشرد و با حسن ظنّ، آنان را در حریم اسلام باقی گذاشت و حکم به عدم اسلامشان نداد. پاره ای از مردم از او پرسیدند که آیا خوارج کافرند؟!

در جواب آنان گفت: نه! آنان از کفر گریختند» … به او گفته شد: پس این ها کیانند؟ گفت: «برادران دیروز مایند که امروز در برابرمان بغاوت کردند و شمشیر کشیده اند»!!

لذا در نهایت می توان حکم شورشیان و طغیان گران را بر آن ها جاری ساخت نه کافران و مرتدّان.شورشان کسانی هستند که بر اساس «شبهه» و «تأویل» خود علیه زمامدار عادل سر به شورش برداشته اند و حتی اگر قدرت نظامی هم کسب کردند و در برابر حاکم دست به اسلحه بردند، نباید در اولین قدم به نبرد با آن ها شتافت و باید نمایندگانی برای رفع «شبهه» و جلوگیری از خونریزی و حفظ همبستگی مسلمین به نزدشان اعزام کرد تا برای دستیابی به راه حلی مسالمت آمیز به نیکوترین شیوه تلاش ورزند و اقامه ی دلیل کنند.

اگر بر مواضع خود پای فشردند و جز راخ جنگ راه دیگری به رسمیت نشناختند، آنگاه باید با آن ها جنگید تا به حکم خدا گردن نهند.

در جنگ نیز باید به موارد ذیل توجه کرد:

1.       کسانی که صحنه نبرد را ترک و سلاح را بر زمین می گذارند نباید تعقیب شوند.

2.       نباید به مجروحان دوباره حمله کرد و زخم دیگری بر آنان وارد ساخت.

3.       حرمت زنانشان را نباید به کوچکترین شیوه شکست.

4.       از کشتن اسیران باید اجتناب کرد.

5.       نباید اموالشان را به غنیمت گرفت؛

زیرا آنان مسلمانند و فقط به خاطر دفع شر و بازگرداندنشان به دایره اسلام، نبرد با آنان تجویز شده، نه برای قلع و قمع و ریشه کن کردن آنان !

اگر از جنگ دست کشیدند و اعلام انقیاد کردند، باید فی الفور آتش بس اعلام کرد حتی اگر بر رأی خود هم باقی بمانند! زیرا با جنگ و توسل به قدرت نظامی و گلوله نمی توان به مصاف اندیشه رفت. نیز با کشت و کشتار نمی توان اندیشه را از خرد جدا کرد. بلکه فقط باید با اندیشه در برابر اندیشه به مقاومت ایستاد.

موضع گیری علی (ع) در این باره باید به همه اعلام شود. زیرا آزادی عقیده – خصوصاً عقیده مخالف – را به رسمیت شناخته و بیانگر این است که این امر در طلیعه ی اسلام از بدیهیات بوده و جهانیان قرن ها بعد به این بلوغ فکری و فرهنگی دست یافته اند.

خوارج به خاطر پذیرش حکمیّت از جانب حضرت علی، بر وی شوریدند و بر این گفته پای فشردند «لا حکم إلّا لله» «داوری جز از آن خدا نیست» و ایشان هم با این استدلال محکم و تاریخی بدان ها پاسخ گفتند که: «کلمة حقّ یراد بها باطل» «شعار و سخن حقی است که با آن مطالبه ی باطل می کنند»! با این که آنان بر آن حضرت شوریدند، با صراحت و وضاحت تمام آنان را مخاطب قرار داد و گفت:

«شما بر ما، سه حق دارید:

1.       این که شما را از حضور در مسجدهایمان باز نداریم.

2.       سهم شما از غنایم را بپردازیم.

3.       آغازگر جنگ با شما نباشیم، به شرطی که مفسده ای ایجاد نکنید.

به این ترتیب علی (ع) برای آنان آزادی عبادت در مساجد مسلمین را تضمین نمود، همان گونه که سهمشان را از غنایم محفوظ داشت. نیز متعهد گردید تا مادام که دست به اسلحه نبرند و تجاوز نکنند علیه­شان شمشیر نکشند.

با این که هر دو گروه در زمان خود به حکم طبیعت زندگی شان مسلح و با تجربه بودند قدرت رویارویی و نبرد مسلحانه با یکدیگر را داشتند. (اما حضرت علی می توانست آن ها را قلع و قمع نماید و از معادلات قدرت حذفشان سازد.)

نکته ی شایان توجه این است: با این که خوارج حکم به تکفیر همه ی امت اسلام دادند و خون و مالشان را حلال اعلام کردند و احادیث وارده آنان را به خروج از دایره ی دین وصف نموده و جنگ با آن ها را جایز شمرده است، باز هم جمهور اندیشمندان اسلامی از تکفیر آنان خودداری ورزیده اند.

«امام شوکانی رحمه الله» در «نیل الاوطار» می گوید: «بیشتر اصولیّون اهل سنت بر این نظرند که خوارج مسلمانند و به این دلیل که «شهادتین» را بر زبان جاری ساخته اند و بر ارکان اسلام مواظبت دارند، حکم اسلام در موردشان جاری می گردد و فقط به واسطه ی تکفیر مسلمانان با استناد به تأویل فاسد، فاسق شده اند و این موضوع را به جایی کشاندند که ریختن خون ها و غارت اموال مخالفین شان را مباح اعلام کردند و به کفر و شرک آنان حکم دادند».

«امام خطابی» گفته است: «علمای مسلمان بر این امر اجماع دارند که خوارج با این که گمراهند، گروهی از مسلمانان می باشند که ازدواج با آنان و خوردن ذبح دستشان جایز است. نیز گفته اند: تا وقتی که به اصول اسلام متمسک باشند، کافر به حساب نمی آیند».

«قاضی عیاض» گفته: «چیزی نمانده که مسئله ی مسلمان بودن خوارج در نزد متکلمان مسلمان و دیگران به یکی از بحث انگیزترین و حسّاس ترین مسائل بدل شود، بدان حد که وقتی «عبدالحق فقیه» از «امام ابوالمعالی» در این باره سؤال نمود، امام ابوالمعالی از او معذرت خواست، به این دلیل که «کافری» را وارد اسلام ساختن و «مسلمانی» را از دایره ی دین خارج نمودن در دیانت اسلام کاری بس بزرگ و خطرناک است. قاضی عیاض (در ادامه کلامش) گفته: «ابوبکر باقلانی» در این باره توقف نموده و گفته است: «خوارج» به کفر بودن خویش تصریح نکرده اند، اما سخنانی گفته اند که منجر به «کفر» می شود.

«امام محمّد غزالی» در کتاب «التفرقة بین الایمان و الزندقة» گفته است: «تا وقتی راه برای احتراز از «تکفیر» وجود دارد، باید از آن پرهیز شود؛ زیرا مباح دانستن خون مسلمانی که به «توحید» معترف است اشتباه می باشد. اشتباه در این که اگر هزار «کافر» زنده بماند، به مراتب آسان تر از آن است که خون یک «مسلمان» به اشتباه ریخته شود».

«ابن بطال» گفته است: جمهور علما بر این نظرند که «خوارج» از دایره مسلمانان، خارج نمی باشند و گفته است: از حضرت علی (رض) درباره حکم «نهروانیان» سؤال شد، پاسخ داد: «از کفر گریختند»!

از آنجایی که اندیشمندان مسلمان بر عدم کفرشان متفقند، اگر هم دست به اسلحه بردند می باید با آنان همانند «شورشیان» رفتار کرد.

علماء تصریح کرده اند: دروازه ی تکفیر چنان حریم خطرناکی است که جرئت نمی کنیم با ورود به آن مسئله ای را مورد ارزیابی قرار دهیم!

 

وظیفه ی جوانان

اولاً وظیفه ی آنان این است که در تصحیح و پالایش اندیشه های خود بکوشند و سعی کنند دین خود را با بینشی عمیق بنگرند و قانونش را با دلیل و برهان فرا بگیرند.

اولین گام در فراگیری این قانون، اطمینان از سلامت و صحت روشی است که باید در فهم اسلام و برخورد با خود و با مردم و اساس زندگی دنبال شود.

به همین خاطر علمای امت قواعد و ضوابط لازم برای درک بهتر و استنباط مسائلی را شرع بدان ها پرداخته یا در خصوصشان سکوت کرده، تدوین نموده اند و از همین جا علم «اصول فقه» پای به عرصه نهاد تا به ضابطه مند کردن و قانون مند شدن فقه بپردازد و منظور از فقه: تعمق و تفکر در نصوص دینی جهت استخراج احکام عملی مکلفان از ادلّه ی تفصیلی شرع می باشد. برای همین است که بحث آنان، حکم، حاکم، محکوم به و محکوم علیه، امر و نهی، خاص و عام، مطلق و مقیّد، منطوق و مفهوم، مقاصد شریعت، تأمین مصالح و رفع مفاسد، تفسیر مصالح به ضروریات حاجیّات و تحسینیات … و آخرین مسایل و دست آوردهای علم فقه که با تنوع شیوه ها و تعدد راه های تألیف همراه است می باشد. به یقین یکی از افتخارات مسلمین همین علم اصول فقه است که ویژه ی مسلمین و از ابتکارات آن هاست. چون پیروان دیگر ادیان به چنین توفیقی دست نیافته اند. با این وجود قواعد و ضوابطی هستند که کتب رسمی اصول بدان ها نپرداخته اند و باید سراغ آن ها را از کتب اصول تفسیر، علوم قرآنی و یا علوم حدیث و مصطلحات آن که به آن ها «اصول حدیث» گفته می شود، گرفت. باز قواعد و ضوابط دیگری هستند که به صورت پراکنده در کتبی چون عقاید، تفاسیر و … آمده اند که پژوهشگر دینی ناگزیر از مراجعه بدان هاست.

مهم در اینجا تدوین فقه جامع و کامل است که بر اساس شیوه ای جدید مرتب شود و به فهم سطحی نصوص دین و قرائت های دیگران و نمونه برداری سطحی از آیات و احادیث بسنده نکند و به عمق دین و مجهولاتش بپردازد.

—————————————————————–

منبع: افراط گرایی دینی / مؤلف: دکتر یوسف قرضاوی / مترجم: عبدالرسول گلرانی / انتشارات: نشر احسان 1386

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس