معماری
خانه ---> مطالب جدید ---> حکومت پول بر انسان چگونه و چرا؟!!!
پول

حکومت پول بر انسان چگونه و چرا؟!!!

حکومت پول بر انسان چگونه و چرا؟!!!

نویسنده:سید ابوالحسن ندوی / مترجم: رضا قادری

پول برای کیست؟ ارزش پول به این است که ما از آن استفاده نماییم. شما در پول بی جان، جان دمیدید. این بدین معنا نیست که به ان عشق بورزید. استفاده ای که از پول باید می شد، نمی شود؛ بلکه امروز پول بر انسان حکومت می کند. به خاطر همین پول در دنیا دو جنگ بزرگ صورت گرفت. شما پست و منصب و مقام و سیاست را بر خود حکمران و فرمانروا گردانیده اید. انسان علیه همنوع خود سلاح های مهلک و خطرناک استعمال می نماید. انسان، از انسانیت عدول کرده است، نتیجه هم این شده است که چیزهایی که هزاران هزار درجه پست تر از انسانند بر او حکومت می کنند. چیزهایی که در آن ها حیات نیست، حرارت زندگی نیست و هیچ تفوق و برتریی ندارند، بر انسان مسلط شده اند. این وضع شگفت و عبرتناک است که اشیای بی جان و قانون های وضع شده از طرف انسان، بر اشرف مخلوقات حکومت می نمایند.

وسائل هدف قرار داده شده اند

اکثر انسان ها از یاد برده اند که مقام و منزلت آن ها و هدف زندگی چیست؟ چیزهایی که صرفاً وسیله می باشند، انسان چنان برای آن ها زحمت می کشد و تلاش می کند که گویی آن ها اهداف واقعی اند. انسان اهداف راستین و واقعی را فراموش نموده و در دام هوس گرفتار آمده. هر کس قصد حکومت بر دیگری را دارد، اما اگر خوب بنگرد می بیند که خیلی چیزها هستند که بر خود او در حال حکومت کردن هستند. یک قوم و ملت به جای خود، یک فرد هم گوارا نمی کند که دیگری بر او حکومت کند؛ اما در کمال تأسف ما امروز چیزهایی را که به درجه ها از انسان پست ترند؛ چون: لباس، پول و پست و مقام، بر خود حکمران ساخته ایم. امروز، خواسته های نفسانی، قانون های خود ساخته و جماداتند که بر انسان فرمانروایی می کنند، حال آنکه در این چیزها اصلاً جاذبیت و کششی نیست و هرگز این چیزها ارزش این را ندارند که هدف قرار داده شوند. اما ما جمادات را بر انسان ها ترجیح داده ایم، نباتان را از انسان افضل و برتر دانسته ایم. در میان ما، صدها هزار انسان وجود دارد که از آرامش حقیقی محرومند و علت آن فقط این است که انسان، انسانیت را فراموش نموده و بر او یک خود فراموشی مسلط گردیده است.

مطمئنا” ما فراموش کرده ایم که مقام واقعی ما چیست؟ روش غلط و شیوه ی نادرست ما، امروز باعث هرج و مرج و اغتشاش در این کره ی خاکی شده است. امروز ما در پای پست و مقام، جان خود را قربانی می کنیم و عزت حقیقی و راحت و آسایش واقعی را به باد فراموشی سپرده ایم. تمام علوم و فنون برای انسان اند، اگر در دنیا انسانی نباشد این علوم و فنون به چه دردی می خورد؟ پس چه شده است که انسان، از مقام و منزلت و شأن و مرتبه ی خود بی خبر است و از حقیقت خویش روز به روز دورتر می شود؟ آیا ما بدین خاطر به دنیا فرستاده شده ایم که به زیر دریاها برویم، در هوا پرواز کنیم و پیشرفت مادی را مقصد و هدف زندگی خود قرار بدهیم؟! لباس زندگی ما چاک چاک شده و دامن انسانیت امروز پاره گشته است:

تن همه داغ داغ شد پنبه کجا کجا نهم

بندگان برگزیده ی خدا که به آنان «پیامبر» می گوییم، برای این منظور به دنیا آمدند که به انسان، مقام و هدف زندگی اش را متذکر شوند و به او این اصل مهم و اساسی را تعلیم دهند که انسان برای «الله» و تمام این مخلوقات برای او آفریده شده اند. اگر ما خود را امین، مراقب و محافظ دنیا بدانیم مطمئناً رویه و طرز زندگیمان تغییر خواهد کرد و فساد و تباهیی که در دنیا برپاست، بدون تردید از بین خواهد رفت.

مسابقه ی پولدار شدن

اما اگر خود را دستگاه چاپ پول بدانید، در آن صورت روز به روز انسانیت تنزل خواهد نمود. وقتی هم و غم و هدف زندگی شما گرد آوردن ثروت و مال اندوزی باشد، در این صورت نه اصول و روابط انسانی را ملحوظ خواهید داشت، نه پروای آزردن و شکستن دل انسانی را خواهید کرد و نه در اعمال ظلم و ستم بر دیگران تردید خواهید نمود. اگر ایده آل و کمال مطلوب شما این باشد که در کمال عیش و عشرت زندگی کنید و با شتاب هر چه بیشتر به جمع کردن پول در این مدت کوتاه زندگی بپردازید، آنگاه نتیجه آن خواهد بود که در مقابل دیدگانمان است. خواه انسانیت قتل عام شود و آدمیت بر باد گردد، اما هر انسان می کوشد تا گوی سبقت را در این میدان از سایرین برباید و او خود تنها یکه تاز این میدان باشد. تمام تعلیمات اخلاقی بر طاق نسیان نهاده شده اند و در هر شهر، بازار حرص جمع آوری پول گرم است. پیش از این که شب فرا برسد هر کس، کارمند، مغازه دار، دست فروش و … می خواهد جیب خود را از پول پر کند. در این زمان مقصد و هدف فیلسوف، شاعر و هنرمند نیز متمول شدن و شهرت حاصل کردن است.

اخلاق پول

شما با هر چه محبت ورزید، انعکاس آن مطمئناً بر قلب و ذهنتان خواهد افتاد. امروز انعکاس محبت پول بر دل و دماغ تمام انسانیت افتاده است. بی وفایی پول و تلون آن امروز در قلوب و اذهان رسوخ و نفوذ کرده است. آنچه که امروز توجه همگان را سوی خود جلب نموده، پول است. در ما هم خاصیت پول؛ یعنی درشتی و تندخویی و تلون و بی وفایی پیدا شده است. با وجود اینکه تمام عمر در کوشش بدست آوردن هر چه بیشتر پول هستیم باز هم دنیا فائده ای را که مقصد پول بود حاصل نمی کند؛ زیرا بدون همدردی انسانی و جذبه ی خدمت، نعمت سکون و آرامش بدست نمی آید. ضایع کردن حقوق انسان ها به مثابه ی قتل عام کردن آن هاست. اخلاق انسانی امروز از میان ما رخت بربسته است، به خاطر پول انسان ها با یکدیگر دشمنی می کنند.

تاجر و خریدار

امروز برادر، برادر را به چشم خریدار می نگرد و تمام دنیا به دو گروه تاجر و خریدار تقسیم شده است. امروز تمام دنیا اصرار دارد که تمام زندگی را در همین بازار سپری نماید. تمنای خانه کردن در دل های انسان ها، آباد کردن دل ها، با نگاه مهر و عطوفت و رحمت و شفقت به یکدیگر نگریستن، حفظ روابط فی ما بین و رعایت حقوق دیگران از دل های انسان ها پاک گشته اند. گویی در این دنیا تمام رشته های روابط از هم گسسته اند، تمام احساسات و عواطف سرد شده و تمام محبت ها محو و ناپدید گردیده اند و اکنون یکی تاجر و دیگری خریدار گشته زندگی می گذراند. هر کس بر جیب دیگری نظر دوخته است. این پول و ثروت، محبت پدر و مادر را از دل های فرزندان و عظمت استاد و معلم را از دل های شاگردان بیرون گردانیده است. شفقت اولاد از دل های والدین گم و تمام زندگی تبدیل به یک مغازه شده، همدردی و جذبه ی خدمت نیست و نابود گشته و لذت حقیقی، اکنون از زندگی رخت بربسته است. هر شخص به دیگری به نگاه خریدار می نگرد و می اندیشد که چه فایده ای می تواند از او حاصل نماید. دنیایی که ساکنانش به دو دسته ی تاجر و خریدار تقسیم شده اند، دیگر زیستن در آن چه لذتی می تواند داشته باشد؟!

احترام و توجه بیش از اندازه به ثروت

وقتی به کسی نگاه می کنیم، آن چه قبل از هر چیز در او بدان توجه داریم و مدنظر ماست، نوع لباس، سطح زندگی و وضعیت مالی اوست. اخلاق و انسانیت او در بازار ما اصلاً دارای ارزش و قیمت نمی باشند. اما سؤال من این است که کدام چیز است که امروز ما را با لذت حقیقی زندگی آشنا می نماید؟

پیامبران به انسان ها گفته اند که: اگر شما خود را تابع دنیا بگردانید و خواسته های نفسانی خویش را بر خود مسلط سازید، تمام زندگی غیر فطری گشته و بی نظمی و هرج و مرج بر آن حکمفرما می گردد، به طوری که این دنیا برای شما تبدیل به یک جهنم می شود. اگر انسان خود را نشناسد، روز به روز از مقام خویش تنزل می نماید و انسانیت تباه و بر باد می گردد.

مقام انسانیت

در قرآن مجید می خوانیم که خداوند آدم را آفرید و فرشتگان را – که بعد از خداوند، شایسته ی مسجود قرار گرفتن بوده اند؛ زیرا آنان کارگزاران الهی در این عالم می باشند. آن ها به حکم خداوند باران را می آورند، بادها را به حرکت درمی آورند و … – امر نمود که او را سجده برند. در این چیز این درس نهفته است که این برای انسانیت ذلت و پستی است که جز در مقابل آفریدگار خود سر فرود آورد.

آن گونه که یک حاکم، نائب و جانشین خود را به مأموران خود معرفی می کند، خداوند نیز فرشتگان را دستور به کرنش در برابر انسان داد و بدین طریق او را معرفی نمود، تا که نسل انسان تا به قیامت، این درس را به خاطر بسپارد که او جز خدا نباید در مقابل کسی یا چیزی سر فرود آورد. اما انسان، ذات و هستی خویش را فراموش نموده و به تذلیل و قتل عام انسانیت پرداخته است.

دشمن واقعی انسان

تاریخ جنگ ها با وضاحت و صراحت به ما می گوید که حکومت ها جز شعله ور ساختن آتش هوس، نفس و شکم هدف دیگری نداشته اند. از سیاره ی دیگری، دشمنی فرود نیامده، از بیرون کسی برای اذیت و آزار نیامده، از کشور دیگری هم کسی برای از بین بردن ما نیامده است؛ بلکه تمام مصیبت ها را خودمان به وجود آورده ایم و تمام بدبختی ها، مشکلات و مصائب نتیجه ی انحطاط اخلاقی ما می باشند. اقوام و ملل پیش از ما بر اثر وبا یا بیماری دیگری از بین نرفتند، بلکه آنان به سبب فساد اخلاق، ثروت پرستی و انحطاط سیرت هلاک گردیدند. احزاب سیاسی هر بیماری ای که دلشان می خواهد عنوان کنند؛ اما من می گویم که بیماری واقعی، تباهی انسانیت و انحطاط اخلاقی است.

هوس چشمان

من از اقتصاددانی می خواهم که بیاید و ثابت نماید که جمعیت انسان ها، بیشتر از تولیدات و محصولاتمان است؛ زیرا هر انسانی را که خداوند آفریده رزق او را نیز فراهم گردانیده است؛ اما امروز هوس انسان چندان بالا گرفته است که می خواهد یک نفر هم سیر نخورد اما نزد او از هر چیز فراوان و بیش از حد موجود باشد. این هوس چشمان هرگز برآورده نمی شود. امروز فهرست نیازهای کاذب آنقدر طویل شده که تحقق­شان امری ناممکن گردیده است. خداوند برآورده نمودن نیازهای ما را بر عهده ی خویش گرفته؛ اما تعهد ننموده که هوس های ما را نیز تحقق ببخشد. اگر امروز انسان ها خواهان سکون و آرامش و زندگی خوب هستند، تنها راه آن این است که در پی یک قانون خوب باشند.

———————————————————-

منبع: بازسازی شخصیت انسان / مؤلف:سید ابوالحسن ندوی / مترجم: رضا قادری /انتشارات: نشر احسان 1390

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس