معماری
خانه ---> تربیت، اخلاق و تزکیه ---> منطق مؤمنان
حسن البناء

منطق مؤمنان

منطق مؤمنان

نویسنده: امام حسن البناء /مترجم: یاسین عبدی

(‏ قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ ‏) التوبه: 52

«‏ بگو : آيا درباره ما جز يكي از دو نيكي انتظار داريد :  ( يا پيروزي و غنيمت در دنيا ، و يا شهادت و بهشت در آخرت ) . ولي ما درباره شما چشم به راه هستيم كه يا خداوند ( در اين جهان يا آن جهان ) به عذابي از سوي خود گرفتارتان سازد و يا ( در اين جهان ) با دست ما ( مذلّت و خواري نصيبتان سازد ) . پس شما چشم به راه ( فرمان و خواست ) خدا باشيد و ما هم با شما در انتظاريم . ‏»

 

حقیقت ایمان این است که حق را بیابیم و به آن ایمان بیاوریم و بدان پای بند باشیم و در راه آن تلاش و پیکار کنیم:

(‏ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ‏) الحجرات: 15

«‏ مؤمنان ( واقعي ) تنها كسانيند كه به خدا و پيغمبرش ايمان آورده‌اند ، سپس هرگز شكّ و ترديدي به خود راه نداده‌اند ، و با مال و جان خويش در راه خدا به تلاش ايستاده‌اند و به جهاد برخاسته‌اند . آنان ( بلي آنان ، در ايمان خود ) درست و راستگويند . ‏»

 

از جمله حقوق ایمان، عزت و سربلند کردن آن است و این سربلندی نیز یکی از لازمه های اهل ایمان است که دیگران به این وصف مؤمنان را می شناسند:

(وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ ) منافقون: 8

«عزّت و قدرت از آن خدا و فرستاده او و مؤمنان است ، وليكن منافقان ( اين را درك نمي‌كنند و ) نمي‌دانند.»

اگر ایمان راستین و به دور از هر گونه خرافات باشد خداوند مهربان مهرورز آن را تأیید کرده و وعده ی یاری رسانی به مؤمنان را داده است:

(وَكَانَ حَقّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ ) الروم: 47

«( و مؤمنان را ياري كرده‌ايم ) و همواره ياري مؤمنان بر ما واجب بوده است.»

 

همه ی حقوق و تکلیف مؤمنان مقرر شده و جز آن چه بر وی مقرر شده چیزی بر عهده ی او نیست و در پی دست یابی به یکی از دو نیکی است یا سعادت و خوشبختی در این جهان یا پاداش اخروی، و کردار و پاداش کردار او تا ابد از بین نخواهد رفت:

(‏ مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ اللّهِ وَلاَ يَرْغَبُواْ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَطَؤُونَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلاَ يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ  ۝ ‏ وَلاَ يُنفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلاَ كَبِيرَةً وَلاَ يَقْطَعُونَ وَادِياً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏) التوبه: 120- 121

«‏ درست نيست كه اهل مدينه و باديه‌نشينان دوروبر آنان ، از پيغمبر خدا جا بمانند ( و در ركاب او به جهاد نروند ، و در راه همان چيزي جان نبازند كه او در راه آن جان مي‌بازد ) و جان خود را از جان پيغمبر دوست‌تر داشته باشند . چرا كه هيچ تشنگي و خستگي و گرسنگي در راه خدا به آنان نمي‌رسد ، و گامي به جلو برنمي‌دارند كه موجب خشم كافران شود ، و به دشمنان دستبردي نمي‌زنند ( و ضرب و قتل و جرحي نمي‌چشانند و اسير و غنيمتي نمي‌گيرند ) مگر اين كه به واسطه آن ، كار نيكوئي براي آنان نوشته مي‌شود ( و پاداش نيكوئي بدانان داده مي‌شود ) . بيگمان خداوند پاداش نيكوكاران را ( بي‌مزد نمي‌گذارد و آن را ) هدر نمي‌دهد . ‏‏ ( همچنين مجاهدان راه‌حق ) هيچ خرجي خواه كم خواه زياد نمي‌كنند ، و هيچ سرزميني را ( در رفت و برگشت از جهاد ) نمي‌سپرند ، مگر اين كه ( پاداش آن ) برايشان نوشته مي‌شود ، تا ( از اين راه ) خداوند پاداشي نيكوتر از كاري كه مي‌كنند بديشان دهد . ‏»

 

بر اساس جهان بینی و ایدئولوژی انسان مؤمن همه چیزها بر مبنای قدر و قضای الهی و بر طبق ساختار نظام مند در جریان می باشد و هر چیز دارای اجل و رزق و روزی مشخص است و هیچ گونه تلاش و کوششی توان افزایش و یا کاهش آن را ندارد:

(‏ ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاساً يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ‏) آل عمران: 154

«‏ سپس به دنبال اين غم و اندوه ، آرامشي به گونه خواب سبكي بر شما چيره كرد كه گروهي از ( مؤمنان راستين ) شما را فرا گرفت ، و گروه ديگري تنها در بند خود بودند و درباره خدا پندارهاي نادرستي چون پندارهاي زمان جاهليّت داشتند ( و بر سبيل انكار ) مي‌گفتند : آيا چيزي از كار ( پيروزي و نصرتي كه پيغمبر به ما وعده داده بود ) نصيب ما مي‌شود ؟ بگو : همه كارها ( اعم از پيروزي و شكست ) در دست خدا است .  ( آنان در حين گفتن اين سخن ) در دل خود چيزهائي را پنهان مي‌دارند كه براي تو آشكار نمي‌سازند .  ( به خود ) مي‌گويند : اگر كار به دست ما بود ( و يا : اگر برابر وعده محمّد ، سهمي از پيروزي داشتيم ، ) در اينجا كشته نمي‌شديم . بگو : اگر ( براي جنگ بيرون نمي‌آمديد و ) در خانه‌هاي خود هم بوديد ، آنان كه كشته‌شدن در سرنوشتشان بود ، به قتلگاه خود مي‌آمدند و ( در مسلخ مرگ كشته مي‌شدند . آنچه خدا خواست – بنا به مصلحتي كه خود مي‌دانست‌ – در جنگ احد شد ) تا خداوند آنچه را كه در سينه‌ها داريد بيازمايد و تا آنچه را كه در دلها داريد خالص و سره گرداند ، و خداوند بدانچه در سينه‌ها ( از اسرار و رازها ) است آگاه است . ‏»

این مقدمات درست و صحیح دستاوردها و پیامدهای درست و صحیحی را در پی خواهد داشت و نیز می نمایاند که تنها راه ادای حقوق و پاسداشت کرامت و آبرو و عزت تلاش و مبارزه در راه آن است و آگاه باشید که در هر حال عافیت و عاقبت به خیری در گرو سعادت و خوشبختی در این جهان و یا شهادت و بازگشت به سوی خدای مهربان است که گذشتگان وارسته ی ما این حقیقت را نیک دریافته اند در دنیا با سعادت پیروز شده و در دیگر سرا نیز ثواب شهادت در راه خدا نوشته شده است:

 

(‏ وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ‏  ۝ ‏ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ‏  ۝  ‏ فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ‏) آل عمران: 146- 148

«‏ و چه بسيار پيغمبراني كه مردان خداي فراواني به همراه آنان كارزار مي‌كرده‌اند و به سبب چيزي كه در راه خدا بدانان مي‌رسيده است ( از قبيل : كشته‌شدن برخي از ياران و مجروح‌شدن خود و دوستان ) سست و ضعيف نمي‌شده‌اند و زبوني نشان نمي‌داده‌اند ( و بلكه شكيبائي مي‌كرده‌اند ) و خداوند شكيبايان را دوست مي‌دارد . ‏‏ و ( اين عمل ايشان به هنگام سختي بود ، و در اين وقت ) گفتارشان جز اين نبود كه مي‌گفتند : پروردگارا ! گناهانمان را ببخشاي و از زياده‌رويها و تندرويهايمان صرف نظر فرماي و گامهايمان را ثابت و استوار بدار و ما را بر گروه كافران پيروز بگردان . ‏‏ پس خداوند پاداش اين جهان را ( با پيروز كردنشان بر دشمنان ، و فراچنگ آوردن غنيمت و كرامت و عزّت ) بديشان داد ، و پاداش نيكوي آخرت را ( براي آنان تضمين كرد ) و خداوند نيكوكاران را دوست مي‌دارد . ‏»

 

اما متأسفانه امروزه ما از این منطق سلیم و روش استوار و راه راست غفلت کرده ایم و برآنیم که با روش های سیاسی و ابزارهای دیپلماسی و برقراری روابط با تجاوزگران و غاصبان بر حقوق­مان هستیم و می کوشیم هر طور که شده رضایت و خوشنودی آن ها را جلب کرده و در این راه خود را به گونه های مختلفی خوار و ذلیل کنیم تا شاید به حقوقمان برسیم در حالی که آن ها چیزی جز فساد و تباهی و نابودی ما را خواستار نیستند و ارمغان آن­ها برای ما تنها شر و فساد و تباهی است:

 

(‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لاَ يَأْلُونَكُمْ خَبَالاً وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الآيَاتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ‏) آل عمران: 118

«‏ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! از غير خود محرم اسرار برنگزينيد ، آنان از هرگونه شر و فسادي در حق شما كوتاهي نمي‌كنند . آنان آرزوي رنج و زحمت شما را ( در دل ) دارند ( و پيوسته در انتظار آنند . نشانه‌هاي ) دشمنانگياز دهان آنان آشكار است ، و آنچه در دل دارند بزرگتر است ( از بدسگاليهائي كه ظاهر مي‌سازند ) . ما نشانه‌هائي را ( كه بتوان با آنها دشمن را از دوست باز شناخت ) براي شما بيان كرديم اگر اهل عقل و درايت هستيد . ‏»

 

آری ما با لا ابالی گری و سبک و ناچیز شمردن جایگاه و حقوق و شخصیت خود و نادیده انگاشتن توانایی ها و استعدادها و امکانات خود از نعمت هایی که خداوند مهربان به فضل خود به ما به عنوان امت برگزیده برای جهانیان داده بود، قدر و منزلت خود را ندانستیم و کورکورانه در پی آن ها رفته و می رویم و در خصوصی ترین امور خود نیز از آن ها مشورت و راهنمایی می گیریم و آن ها را در آن دخالت می دهیم . در حالی که خداوند مهربان می فرماید:

 

(‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنقَلِبُواْ خَاسِرِينَ ‏‏ بَلِ اللّهُ مَوْلاَكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ ‏) آل عمران: 149- 150

«‏ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! اگر از كافران ، فرمانبرداري كنيد ، شما را به كفر برمي‌گردانند و زيان ديده ( از سوي دين و ايمان به سوي كفر و حرمان ) برمي‌گرديد . ‏‏ ( كافران ياور شما نيستند ) بلكه خدا ياور شما است و او بهترينِ ياوران ( و بزرگترينِ مددكاران ) است . ‏»

 

این رهپویی چیزی جز درماندگی و شرمندگی برای ما در پی نداشته است و اکنون چاره ای نیست جز این که به منطق مؤمنان برگردیم و همان گونه که مؤمنان راستین در پی دستیابی به حقوق خود بودند ما نیز راه آنان را رهپویی می نماییم و هم چنان که آنان در راه حق و حقیقت و حقوق خود تلاش و مبارزه کردند ما نیز تلاش و مبارزه می کنیم و ایمان داریم که فرجام کار به سود مؤمنان و اهل تقوی خواهد بود:

 

(‏ الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ ‏ ۝ ‏ فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ ‏  ۝ ‏ إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‏) آل عمران: 173- 175

«‏ آن كساني كه مردمان بديشان گفتند : مردمان ( قريش براي تاختن بر شما دست به دست هم داده‌اند و ) بر ضدّ شما گرد يكديگر فراهم آمده‌اند ، پس از ايشان بترسيد ؛ ولي ( چنين تهديد و بيمي به هراسشان نيانداخت ؛ بلكه برعكس ) بر ايمان ايشان افزود و گفتند : خدا ما را بس و او بهترين حامي و سرپرست است . ‏‏ سپس آنان ( براي جهاد بيرون رفتند ، وليكن دشمنانشان را خوف و هراس برداشت و از روياروئي با چنين مؤمناني خودداري ورزيدند ، و مسلمانان ) با نعمت بزرگ ( شهامت و عافيت و استقامت و بردن ثواب جهاد ) و فضل و مرحمت سترگ خداوند ( كه با رعب و وحشت انداختن به دل دشمنان ، نصيب مسلمانان كرد و ايشان را از دست كشتار و آزار كافران رستگار كرد ، به مدينه ) برگشتند ، و حال آن كه هيچ گونه آسيبي بديشان نرسيد ، و رضايت خدا را خواستند ( و در پي خرسندي پروردگار بودند و شايستگي بزرگواري او را پيدا كردند ) و خداوند داراي فضل و كرم سترگي است . ‏‏ اين تنها اهريمن است كه شما را از دوستان خود ( با پخش شايعات و سخنان بي‌اساس ) مي‌ترساند ، پس ( از آنجا كه شما به خدا ايمان داريد ، بيباك و دلير باشيد و ) از آنان مترسيد و از من بترسيد اگر مؤمنان ( راستين ) هستيد . ‏»

و الله اکبر و لله الحمد

——————————————————————–

منبع: گفتارهایی در اخلاق و تربیت /نگارش امام حسن البناء / تحقیق و گردآوری: عصام تلیمه /مترجم: یاسین عبدی / انتشارات: حافظ ابرو 1391

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس