معماری
خانه ---> دعوت و داعی ---> آفت های دینداری و دعوتگری، امروز و فردا کردن
امروز و فردا کردن

آفت های دینداری و دعوتگری، امروز و فردا کردن

آفت های دینداری و دعوتگری، امروز و فردا کردن

نویسنده: دکتر سید نوح / ترجمه: عبدالعزیز سلیمی

نوزدهمین بیماری و آفتی که ممکن است گریبانگیر برخی از دینداران و دعوت گران و حتی پیشگامان و انسان های بسیار بلند همت بشود. “امروز و فردا کردن ”  است

در راستای رهانیدن و معالجه مبتلایان، و در مصونیت قرار دادن آنانی که تا کنون به این بیماری گرفتار نشده اند، به امید خداوند آن را از جوانب مختلف مورد بحث قرار خواهیم داد.

اول: تعریف:

در زبان عرب ” تسویف ” یا امروز و فردا کردن، در معانی مختلفی به کار گرفته می شود، ا جمله:

  1. تأخیر و وانهادن، ” سوّف الامر” آن را به تأخیر انداخت.
  2. بزرگ و هولناک کردن. ” سوّف الامر تسویفا” آن را بزرگ جلوه داد.
  3. وعده دادن، ” سوّف با لحسنة ” وعده نیکی داد.
  4. وعید و تهدید، ” سوّف با لسیئة ” به مجازات تهدید کرد.

به نظر من هیچگونه تضادی میان معانی فوق از یک نظر وجود ندارد، زیرا وعده و وعید، و بزرگ جلوه دادن، همه به نوعی به تأخیر انداختن و به آینده موکول کردن است.

در اصطلاح زایج میان دعوتگران و مربیان، معطل گذاشتنو به آینده موکول کردن اجرای کار است، چه وعده به نیکی باشد یا تهدید به مجازات و یا هر چیزی دیگر.

دوم: اسلام و امروز و فردا کردن:

با توجه به معنی اصطلاحی به تدخیر انداختن کار، نمی توان همه گونه به تدخیر انداختنی را ناروا و یا همه آن را روا تصور کرد، بلکه برخی از آن ها نا مطلوب و برخی دیگر به جاست .

اما مواردی که ناروا و نامطلوب است که بدون هیچ گونه دلیل و بهانه ای درست کار امروز را به آینده موکول کنند، و این همان چیزی است که خداوند آن را تذکر فرموده است که :

” وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ الصَّالِحِينَ “

( منافقون/10)

” و از آنچه روزى شما گردانيده‏ايم انفاق كنيد پيش از آنكه يكى از شما را مرگ فرا رسد و بگويد پروردگارا چرا تا مدتى بيشتر [اجل] مرا به تاخير نينداختى تا صدقه دهم و از نيكوكاران باشم “

و همچنین رسول گرامی اسلام می فرماید: ” پنج چیز را قبل از روی دادن پنج چیز دیگر غنیمت بدانید، جوانی را قبل از فرا رسیدن پیری، دارایی را پیش از ناداری، سلامتی را قبل از آن که بیمار شوید، فراغت و وقت را قبل از دچار شدن به مشغلت، عمر را پیش از فرا رسیدن مرگ. “

اما مواردی که به تأخیر انداختن کار در آن ها رواست، آن است که برای جلب منفعت  یا دفع مضّرتی باشد، و یا این که برای قیام به آن فرصت مناسبی را جستجو کند. در رابطه با روا و پسندیده بودن این نوع به تدخیر انداختن خداوند متعال می فرماید :

” وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَارًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ يَسِيرًا  ” ( نساء /30)

” و هر كس از روى تجاوز و ستم چنين كند به زودى وى را در آتشى درآوريم و اين كار بر خدا آسان است “

و می فرماید: ”  و سوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه .” ”  و خداوند مردمانی را خواهد آورد که آنان را دوست می دارد و ان ها هم او را دوست می دارند.”

آمدن و گفته شدن این نوع به تدخیر انداختن زبان پیامبران و به نقل قرآن نشانه روا بودن آن است.

فرزندان حضرت یعقوب پس از اقرار به خطاکاری خود از او خواستند که مورد عفوشان قرار دهد، و برایشان از خداوند آمرزش بخواهد.

” قَالُواْ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ  ” ( یوسف/97)

” گفتند اى پدر براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم “

حضرت یعقوب فرمود: ” سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّيَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ” ” به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‏خواهم كه او همانا آمرزنده مهربان است”

پس از آن همه اندرزگویی و دلسوزی حضرت نوح برای مردم که بی اعتنایی و پشت کردنشان انجامید، به آن ها هشدار داد که ” فسوف تعلمون من یأتیه عذاب یخزیه ” ” در آینده خواهید دانست که چه کسی دچار عذابی ذلت بار خواهد گردید. “

نشانه های ابتلا به این آفت :

  1. ادامه دادن گناه و خطاکاری و به آینده موکول کردن توبه و پشیمانی، برای مثال این گونه افراد با خود می گویند: خداوند بزرگ است. من هنوز جوانم، برای توبه هنوز دیر نشده ، و اثال این ها.
  2. بدون دلیل کار امروز را به فردا موکول کردن، برای مثال برای روزی و ساعتی مشخص کاری را به کسی می سپارند، و یا خود آن را و وعده می دهد، اما بدون عذر و بهانه ای درست آن را به روزها و شاید ماه های آینده موکول می نماید.

سوم : اسباب و عوامل امروز و فردا نمودن:

  1. تربیت خانوادگی: 

گاهی انسانی در میان خانواده ای بار آمده که به تأخیر انداختن کار برای آنان عادت بوده است، مادر، پدر، خواهر و برادر از سر تا پا غرق در اشتبهاهات و کارهای ناروا بوده اند، و خود این را به خوبی می دانند و از آن گاهی اظهار نگرانی می نمایند، و با توجه به آرزو های دور و دراز و خواسته های پایان ناپذیر، توان و توفیق اصلاح و تغییر امور خود را هر روز دیگر و هر سال به سالی دیگر موکول می کنند.

برخی از این خانواده ها نسبت به اولاد خود بیش از حد لازم و به شیوه ای افراطی اظهار علاقه و محبت می کنند، برای مثال چنان چه فرزندان آن ها بخواهند، کار نیکی را به تقلید از دیگران انجام دهند، اقدام به گرفتن روزه و یا خواندن نمازو….  بنمایند، به بهانه خردسالی و یا ضعف بدن مانع از این کار آنان می شوند، و می گویند: هنوز زود است و بگذار بزرگتر شوی و… به این وسیله روحیه تأخیر انداختن و امروز و فردا نمودن را در فرزندان خود رشد می بخشند.

در همین رابطه است که به دلیل تأکید و سفارش فراوان رسول خدا (ص) به ضرورت وفای به وعد آنان به خوی و خلاف وعده و تأخیر انداختن بدون دلیل کار و مسئولیت و دروغگویی کم کم عادت می کنند، و بدترین زمینه برای رشد درغگویی زمینه امروز و فردا کردن است، عبدالله بن عامر می گوید : ” روزی که رسول خدا (ص) هم در منزل ما حضور داشتند مادرم مرا صدا زد و گفت : بیا چیزی را به تو بدهم، رسول خدا (ص) به مادرم گفت:  چه چیزی را می خواهی به او بدهی؟ مادرم گفت: من خواستم به او یک دانه خرما بدهم، رسول خدا (ص) فرمود: اما اگر به او بگویی چیزی به شما می دهم، و این کار را نکنی، به او درس دروغ گفتن داده ای. “[1]

در ارتباط با همین علت است که: مردم انصار و دیگر مسلمانان در مورد تشویق و آموزش فرزندان خود برای انجام دادن کارهای نیک بسیار جدی بودند. و راه تأخیر و امروز و فردا کردن را بر آنان می بستند. ربیع دختر معوذ می گوید: رسول خدا (ص) بعد از ظهر عاشوراء برای روستاهای اطراف مدینه پیغام فرستاد که ” هر کس  امروز را روزه نگرفته بقیه آن را از خوردن و آشامیدن دوری کند، و هر کس روزه بود آن را تا پایان روز تکمیل نماید. ” می گوید:

ما هم خود روزه بودیم و هم فرزندان خردسالمان را تشویق به گرفتن روزه می کردیم. و برای سرگرمی و بازی پشم های رنگی را به آن ها می دادیم تا گرسنگی را فراموش کنند[2].

2.همنشینی با آدم های ضعیف و بی کاره:

گاهی هم رفاقت و همنشینی با انسان های تنبل که به تدخیر انداختن کار عادت کرده اند، به خصوص زمانی که انسان دارای شخصیتی قوی و توانا نباشد، سبب سرایت این بیماری و آفت به او می شود.

همچنان که بیشتر بارها گفته شد، یکی از دلایل مهم تأکید اسلام به دقت کافی در گزینش دوست و همنشین همین گونه موارد است. رسول خدا (ص) فرموده است: ” جز با انسان مؤمن همنشین مباش، و به غیر از پر هیزکاران دیگران را به منزل خویش دعوت مکن. “[3]

3.ضعف ارده  و تنبلی:

مواردی هم هست که سبب تأخیر انداختن کار و مسئولیت ، ضعف اراده و دون همّتی و یا تنبلی است. و هرگاه زمان انجام کار و مسئولیت فرا می رسد، سستی اراده و بی همتی  او را به امروز و فردا کردن و به تأخیر انداختن آن وادار می نماید.

در همین رابطه است که دلیل پناه بردن رسول خدا (ص) به خداوند از عواقب، ضعف و ناتوانی و تنبلی و دعای صبح و شام او را در این رابطه، به خوبی متوجه می شویم. می فرماید: پرودگارا از ناتوانی و تنبلی، و هراسناکی و پیری…. به تو پناه می برم.”

4.غفلت ار عذاب خداوند:

یکی از اسباب انجام ندادن به موقع کار حساس و عدم هراس از سنت های خداوند در ارتباط با گناه و گناهکاران است. زیرا طبیعتا” اگر انسان از کسی یا مرجعی در دل هراس داشته باشد، سریع و به موقع به مسئولیت های خود عمل می کند، و اما در صورتی که در این را بطه هراس در دل نداشته باشد، به میل خود و هرگاه دلش خواست آن را انجام می دهد، خداوند متعال ضمن سخن از کفار و ادامه دادن به راه کفرشان و هشدار به آن ها ، به این سبب اشاره می فرمایند: (أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتًا وَهُمْ نَآئِمُونَ* أَوَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُونَ*أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللّهِ فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ ) ( الاعراف/99-97)

(آيا ساكنان شهرها ايمن شده‏اند از اينكه عذاب ما شامگاهان در حالى كه به خواب فرو رفته‏اند به آنان برسد*و آيا ساكنان شهرها ايمن شده‏اند از اينكه عذاب ما نيمروز در حالى كه به بازى سرگرمند به ايشان دررسد*آيا از مكر خدا خود را ايمن دانستند [با آنكه] جز مردم زيانكار [كسى] خود را از مكر خدا ايمن نمى‏داند)

  1. 5.      آرزوهای دور و دراز و غفلت از آخرت:

یکی دیگر از اسباب به تدخیر انداختن و امروز و فردا نمودن قطعا، امید و آرزوهای دوور و داز، فراموش کردن مرگ و حسابرسی قیامت است. امام غزالی در بیان این سبب می فرماید: ” بدیهی است کسی که دو نفر از دوستانش به مسافرت رفته اند و قرار است یکی از آنان فردا و دیگری یکماه بعد از مسافرت برگردند، طبیعی است که او برای استقبال از دوستی که فردا می آید زودتر خود را آماده کند، و برای ان یکی ماه بعد می آید، فعلا نیاز به آمادگی را احساس نکند. زیرا خود را آماده نمودن برای چیزی نتیجه احساس به نزدیکی زمان به وجود آمدن آن است. برای مثال کسی احساس کند که پس از یکسال عمرش پایان می پذیرد، تنها به مجموعه یکسال که در پیش دارد می اندیشد، و هر روز بدون توجه به به این که روز دیگری را پشت سر گذاشته، کارهایش را به روز دیگری می اندازد، و توجه نمی کند که یکسال را همین روزها و لحظه ها تشکیل می دهند، و چنان چه به خوبی از آن ها بهره گیری نکند، تا چشم بر هم بزند یکسال هم به پایان می رسد.”

حافظ ابن جوزی در مورد نفس انسان می گوید: از آن جهت که انسان نمی داند زمان مرگش کی فرا می رسد، لازم است همیشه خود را برای سفر آخرت آماده کند، جوانی و سلامتی و ثروت او را غافل و مغرور نکند، چه بسا تا پیری تن به مرگ بدهد، چندین جوان جان به جان آفرین تسلیم نمایند.

یکی از مظاهر و آفت های غفلت و غرور، آرزوه های دور و دراز است، زیرا چنان چه خیال پردازی و آرزو های طولانی انسان نبود، هیچ گونه کوتاهی صورت نمی گرفت، و سبب اقدام به گناه و خلاف کاری بسیار به تدخیر انداختن توبه، چیزی به غیر از امید و آرزوهای بلند بالا نیست.

در اینجا بیشتر به علت آن همه تدکید اسلام به دوری از خیال پردازی و آرزوهای دور و دراز پی می بریم.  یک روز رسول خدا(ص) مربعی را رسم فرموده و خطی را که یک سر آن داخل مربع و یک سر دیگر آن از مربع خارج شده بود کشیدند، ودر کنار این خط خط های کوچکتری را رسم نمودند، و سپس فرمودند:این مربع و خطوط حالت انسان را نشان می دهند، این مربع مرگ و این خط که از آن خارج گردیده آرزوهای انسان و این خطوط کوچکتر گرفتاریهای است که ممکن است گریبانگیر انسان بشوند، و اگر از دست یکی نجات یابد بدست دیگری گرفتار می شود. “[4]

6.کوچک شمردن امور:

گاهی هم بی ارزش دانستن کار و اعتماد بیش از حد به برخی توانایی های خود، سبب به تدخیر انداختن مسئولیت ها  می شود.

بهترین بیان و تصویر برای این علت، حکایت آماده نشدن و نرفتن کعب بن مالک (رض) برای شرکت در غزوه تبوک است. در این رابطه خود ایشان می گوید:

” …. این غزوه را مسلمانان و رسول خدا (ص) هنگامی آغاز نمودندکه، هوا به شدت گرم و راه بسیار طولانی بود. و رفتن به جنگی بزرگ و رویارویی با دشمنی که تعدا سربازانش بسیار زیاد بود. پس از آن که مسلمانان برای آماده شده و رفتن به این غزوه خبر یافتند، آن هم خبری که که نوع آن را رسول خدا (ص) هر گونه که صلاح می دانستند، تعیین و اعلان می فرمودند، مسلمانان همراه رسول خدا (ص) هم کم نبودند، هر چند لیست و صورت دقیقی از آن در اختیار نبود.

کعب می گوید: در این گونه موارد، هرکس که می خواست غیبت کند، فکر می کرد، روزی تاوان آن را خواهد چشید و باعث خواهد شد که همه خود را از او پنهان کنند. مگر آن که آیه ای نازل شود و موضوع را حل نماید.

رسول خدا (ص) زمانی برای رفتن به این غزوه مسلمانان را آماده می ساخت که موقع رسیدن میوه، و لذتبخش شدن سایه درختان بود، رسول خدا (ص) و مسلمانان آماده رفتن گردیده بودند، من هم چند بار قصد داشتم خودم را برای شرکت در آن آماده نمایم. اما هر بار به خود می گفتم : تو که بارها در جنگ شرکت داشته ای و هراسی هم در دل نداری، این بار چی می شود اگر شرکت نکنی؟

صبح آن روز رسول خدا و مسلمانان آماده حرکت بودند، اما من هنوز در ترید بودم و خود را آماده نکرده بودم ، تا بالاخره به خود گفتم: مانعی ندارد بگذار آن ها بروند. من هم فردا یا پس فردا به دنبال آن ها حرکت می کنم. اما پس از راه افتادن آنان و چند روز بعد از آن نتوانستم تصمیم به رفتن بگیرم و چند بار داشتم تصمیم می گرفتم که هر بار پشیمان می شدم، اما سرانجام در آن شرکت ننمودم، و کاش شرکت کرده بودم.” [5]

7.امیدواری به بخشش خداوند:

گاهی هم امیدواری به عفو و بخشش خداوند و غفلت کردن از عذاب و عقاب او، زمینه مبتلا شدن به بیماری امروز و فردا کردن را فراهم می کند. عبدالرحمن ابن جوزی پس از بیان دو سبب برای این آفت به بیان علت سوم پرداخته و می گوید: ” علت سوم : امید به رحمت خداوند است، برخی از آدم هایی که تا سر در باتلاق گناه فرو رفته اند، گاهی با خود می گویند: خداوند رحیم و مهربان است، اما فراموش می کند که درست است خداوند مهربان است، اما شدید العقاب هم هست. این گونه آدم ها چه خوب بود اگر می دانستند که معنی رحیم بودن خداوند، دلسوزی و حالتی عاطفی نیست. اگر چنان بود هیچگاه اجازه نمی داد حیوانی ذبخ شود، طفلی بیمار گردد، و خانواده ای مرگ سرپرست یا مادر خود را به چشم ببیند، در عین حال او اجازه فرمود، که دست دزدان را قطع کنند، و قاتلان را قصاص نمایندو…” [6]

در بعضی مواقع علت گرفتار شدن در گرداب این آفت، علتش بی مبالاتی و بی مراقبتی دیگرانی است که به نوعی در مقابل آن شخص کسئولیت دارند، زیرا اهل ایمان در واقع یار و پشتیبان یکدیگرند، و لازمه یاری و برادری نصیحت و اندرز گویی و توجه به مشکلات یکدیگر است، و در اینجا ست که امر به معروف و نهی از منکر معنی پیدا می کند، خداوند متعال می فرماید: (وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ) ( التوبه/71)

(و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند كه به كارهاى پسنديده وا مى‏دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند)

چنان چه لازمهاین ولایت که احساس مسئولیت و دلسوزی و نصیحت است، مورد توجه قرار نگیرد، خیلی ها جرأت اهمال و به تأخیر انداختن و مسئولیت های خود را پیدا می کنند.

9. غرق شدن در گناه و خطاکاری:

یکی از اسباب اساسی تنبلی و امروز و فردا کردن، غرق شدن و عادت کردن به خطاکاری و گناهکاری است. زیرا در اثر گناه و نافرمانی قلب انسان را قسوت فرا می گیرد، و زشتی و خطرناکی گناه در نظر او کم رنگ می شود، و این حالت عامل اصلی به تأخیر انداختن توبه و بازگشت می گردد. رسول خدا (ص) در این مورد اشاره می فرمایند: ( … انسان فاجر و بدکار گناهش را همچون پشه ای بر بینی خود می بیند…. )

 10 غفلت و عدم بررسی عواقب به تأخیر انداختن مسئولیت ها:

سرانجام یکی دیگر از عوامل مبتلا شدن به این آفت، غفلت و بررسی ننمودن عواقب خطرناک آن است، زیرا انسان طبیعتا علاقمند است که مسئولیتی نداشته باشد و هر بار می خواهد از زیر بار آن شانه خالی نماید، به ویژه زمانی که به عواقب ناگوار آن نا آگاه باشد. و یکی از دلایل آن که همراه بیشتر احکام دینی حکمت و فلسفه تشریع آن نیز ذکر گردیده همین است.”

چهارم: آثار و عواقب امروز و فردا نمودن:

به تأخیر انداختن مسئولیت ها و امروز و فردا نمودن پیامدهای زیانبار و عواقب بد فرجامی را هم در ارتباط با دینداران و دعوت گران و هم در رابطه با بیداری اسلامی در پی خواهد داشت.

الف: در ارتباط با دینداران و دعوت گران:

  1. ندامت نا بهنگام:

از آن نظر که آدم امروز و فردا کننده عمر خود را در تجاوز به حریم دستورات دین، و کوتاهی نمودن در مورد ادای مسئولیت های خود، تا دم مرگ سپری می کند، و پس از مرگ است که پرده ها پیش چشم او برکنار می رود، و حقیقت امر را به خوبی می فهمد، آن گاه دچار حسرت و ندامت سختی می شود، و آرزو می کند که: ای کاش می توانست بار دیگر به دنیا بر می گشت و گذشته را جبران می نمود، اما متأسفانه زمانی به خود آمده که کار از کار گذشته و فرصت از دست رفته است. خداوند متعال می فرماید: (حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ )( مؤمنون 100-99)

(تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد مى‏گويد پروردگارا مرا بازگردانيد * شايد من در آنچه وانهاده‏ام كار نيكى انجام دهم نه چنين است اين سخنى است كه او گوينده آن است و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد)

  1. محروم ماندن از اجر و پاداش:

آن گونه انسان ها به خاطر تجاوزشان به حدود قوانین خداوند، و کوتاهی در قیام به مسئولیت هایش در مقابل خود و دیگران، خود را از اجر و پاداش فراوان خداوند محروم کرده است، به راستی در فردای قیامت که بر اساس قانون خداوند بهشت را تنها به بها خواهند داد، انسان بی توشه و سرمایه به چه انتظاری باید باشد!؟ اما اضافه بر آن خطاکاری و گناه کاری سبب گرفتار شدن او به عذاب دوزخ خواهد گردید، و چه زیان و خساراتی با این خسارت قابل مقایسه است. خداوند متعال می فرماید:

(إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ* لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ )( زمر15-16)

(…بگو زيانكاران در حقيقت كسانى‏اند كه به خود و كسانشان در روز قيامت زيان رسانده‏اند آرى اين همان خسران آشكار است*آنها از بالاى سرشان چترهايى از آتش خواهند داشت و از زير پايشان [نيز] طبق‏هايى [آتشين است])

  1. سنگین شدن بار گناه و سختی توبه:

به تأخیر انداختن کار و مسئولیت ها به خصوص توبه و ندامت از گناه سبب تراکم و سنگینی بار معصیت می شود، و سنگین شدن بار معصیت سبب حیرانی و سرگردانی می گردد و می ماند که از کدام یک باید شروع کند؟ کی و چگونه توبه نماید، چه بسا بسیاری از گناهان به خاطر آن که در ارتباط با پایمال نمودن حقوق مال و حیثیت دیگران بوده است، توبه کردن از آن ها کار آسانی نیست و نیازمند اصلاح و جلب رضایت و جبران حقوق دیگران است. به همین خاطر، هر بار آن را به تأخیر می اندازد و این کار حاصلی به جز بیشتر شدن بار گناهانش را در پی ندارد. وضع و حال آدم های خلافکار در هر عصر و زمانی بهترین گواه بر این مدعاست.

  1. جمع شدن کارها و مشکل شدن انجام آن ها:

یکی دیگر از پیامدهای امروز و فردا کردن، جمع شدن و تراکم کارها و مسئولیت هاست، که از این جهت هم باز دچار نگرانی و سرگردانی می شود، و نمی داند از کدام یک شروع کند و کدام یک را به تأخیر یبندازد، به همین سبب دچار پریشانی فکری و روحی و به هرز رفتن توان او می شود، و در نهایت کاری را هم نمی تواند انجام بدهد.

  1. از دست دادن وقار و هیبت:

آدمی که کار و مسئولیت خود را به موقع انجام نمی دهد، به خاطر سهل انگاریش در ارتباط با خود، خانواده و مردم، وقار و سنگینی خود را از دست می دهد، و از چشم دیگران می افتد، و در نتیجه از عهده هیچ کاری به درستی بر نمی آید، و اگر کاری را هم بتواند انجام دهد، تأثیری در بین مردم بر جای نخواهد گذاشت، به خصوص پیشگامان و دعوت گران اگر دچار این آفت شوند، بدتر از دیگران خواهند شد، و به نقش و مسئولیت های خود نمی توانند عمل کنند. خداوند متعال می فرماید: (وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا) ( بقره143)

(و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد)

ب: پیامدهای آن بر بیداری اسلامی:

  1. در تنگنا قرار گرفتن:

یکی از پیامدهای به تأخیر اندازی مسئولیت ها در شرایط سخت و تنگنا قرار گرفتن دعوت اسلامی است، وضعی که باعث بیشتر شدن بار مسئولیت ها و نیاز افزون تر به سرمایه گذاری های مادی و انسانی است. و همچنان که بیشتر نیز گفته شد، با از دست دادن هیبت فرد بر روی وقار و شخصیت دعوت هم تأثیر منفی بر جای می گذارد، و از تأثیر گذاری باز می ماند. و به مرور زمان نه این که توفیق ازدیاد انصار را نخواهد داشت، بلکه کم کم یاران گذشته اش را نیز از دست خواهد داد. و زمینه را برای طمع و تسلط بیگانگان و دشمنان فراهم خواهد نمود.

2.محروم شدن از نصرت خداوند:

زیرا یکی از سنت های خداوندی حاکم بر حیات انسان آن است که، نصرتش را نصیب امروز و فردا کنندگان و تجاوز گران از حدود خداوندی نخواهد نمود، و هرگاه بیداری اسلامی از یاری خداوند محروم گردد، از آن قطع امید باید نمود، زیرا اگر به همه اسباب مادی هم پناه ببرد به اهداف خود دست نخواهد یافت.

پنجم : معالجه آفت تأخیر اندازی

به دلیل این که آگاهی لازم را در مورد ماهیت آثار و اسباب آفت به تأخیر انداختن پیدا نموده ایم، کارمان در راستای معالجه بیماران و مصونیت کسانی که مبتلای به آن نشده اند، بسیار آسانتر خواهد بود، در این رابطه به شیوه زیر باید عمل کرد:

  1. با قدرت و اراده با نفس و کششهای ناروای آن باید برخورد کرد، لازم است به او فهمانده شود که تحمل سختیها و مشکلات موقتی و انجام دادن مسئولیت برای او بسیار بهتر است از گرفتار شدن به عذاب دنیای پس از مرگ، زیرا قوانین و سنت های خداوند در کمین خطاکاران است، و مرگ را هم که نمی شود پیش بینی کرد، و حداکثر آن است که پس از یک دوره بیماری به سراغ انسان بیاید. خداوند متعال می فرماید: (وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ* وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ العَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ* أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ*أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ* أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ* بَلَى قَدْ جَاءتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ) ( زمر54-59)

(و پيش از آنكه شما را عذاب در رسد و ديگر يارى نشويد به سوى پروردگارتان بازگرديد و تسليم او شويد* و پيش از آنكه به طور ناگهانى و در حالى كه حدس نمى‏زنيد شما را عذاب دررسد نيكوترين چيزى را كه از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل آمده است پيروى كنيد*تا آنكه [مبادا] كسى بگويد دريغا بر آنچه در حضور خدا كوتاهى ورزيدم بى‏ترديد من از ريشخندكنندگان بودم*يا بگويد اگر خدايم هدايت مى‏كرد مسلما از پرهيزگاران بودم *يا چون عذاب را ببيند بگويد كاش مرا برگشتى بود تا از نيكوكاران مى‏شدم*[به او گويند] آرى نشانه‏هاى من بر تو آمد و آنها را تكذيب كردى و تكبر ورزيدى و از [جمله] كافران شدى )

  1. مدام این مطلب را به نفس خویش یادآور شود که، به تأخیر انداختن و امروز و فردا نمودن نشانه ضعف و تنبلی بوده و ناتوانی و تنبلی کار شایسته انسان مسلمان نیست، حتی هر انسانی که به کرامت و ارزش انسانیت خویش احترام بگذارد، این ویژگی ها را برای خود هیچگاه نمی پذیرد، این گونه یادآوری چنان چه جدی و صادقانه باشد، نفس را تحت تأثیر قرار می دهد، و آن را برای ترک خطا کاری و امروز و فردا کردن به جنب و جوش وادار خواهد کرد. خداوند رحمت کند حضرت فاروق را که فرمود: ” یکی از نشانه های توانایی آن است که کار امروز را به فردا موکول ننمایی.”
  2. برای رهایی از اسارت در زنجیر ضعف و ناتوانی درخواست و دعا را از خداوند مدام مدنظر داشته باشید، همچنان که بیشتر در مورد دعاهای صبح و شام رسول خدا ( ص) گفته شد. زیرا دعا عین عبادت است. خداوند متعال می فرماید:

(وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ) ( بقره186)

(و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‏كنم پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند باشد كه راه يابند)

  1. محیط منزل را باید به صورتی بار آورد که محیطی سالم و سازنده باشد، و کودکان و نوجوانان را در آن محیط حال و هوای سالم با نور و هدایت قرآن و سنت رسول خدا ( ص) آشنا کند، و همه امور و تصمیمات آن را با معیار و میزان دین بسنجند و هر چه را که درست باشد انجام دهند و هرچه را که نادرست باشد از خود دور نمایند.
  2. پرهیز از همنشینی با آدم های تن پرور و تنبل، و دوستی و همنشینی با انسان های مدیر و مدبر، توانا و با اراده، زیرا این گونه دوستیها دست انسان را می گیرد و او را به مبارزه با کششهای ناروا و خطاکاری های نفس وادار می نماید.
  3. همزیستی و دلسپردگی به قرآن و راه و رسم زندگی رسول خدا (ص) زیرا این کار سبب معرفت بیش از پیش خداوند می گردد،، و این معرفت او را به بهره گیری بهینه و درست از عمر خود بر می انگیزد، و در زندگی او را آن چنان محتاط و دقیق می کند، که هم چون کسی که بر روی خار راه برود حساب شده گام بر خواهد داشت. و هرکار و سخنش از روی حساب و کتاب خواهد بود.
  4. پرهیز از گناه و نافرمانی ها و در صورت گرفتار شدن در گرداب گناه از کشتی نجات توبه بهره بگیرد و خود را نجات بدهد. زیرا مهم ترین عامل به تأخیر انداختن مسئولیت ها غرق گردیدن در گناه است. و برای تقویت توبه توسل به طاعات و ذکر و کارها ی پسندیده بسیار ضروری است. تا زمینه نرمی دل را فراهم کند، و نفس را از زنجیر اسارت امروز و فردا کردن رهایی بخشد.
  5. مدام خود را به تأمل راجع به مرگ و محاسبه قیامت وادار نماید. زیرا این گونه یادآوری ها واقعیت دنیا را پیش روی او مجسم خواهد کرد، و بیش از حد لازم برای آن ارزش  و اعتبار قایل نخواهد گردید، و زینت ها و زیبایی هایش او را خیره نخواهد کرد. و هرچند مسئولیت های سخت را پیش روی داشته باشد اما با عزم و اراده به راه رهایی قدم خواهد نهاد و حقوق دیگران را مراعات خواهد کرد.
  6. مدام در سیره و زندگی پیشینیان در مورد نوع اقدام و قیامشان به مسئولیت ها و نفرت و برخورد فکری و عملی و گفتاریشان به پدیده به تأخیر انداختن کارها، مطالعه و تدبر نماید، و برای مثال بیشتر این سخن نغز حضرت عمر (رض) را آوردیم که: ” یکی از نشانه های قوت و توانمندی آن است که کار امروز را به فردا موکول نکنی.

حضرت عمر بن عبدالعزیز پس از فراغت از کفن و دفن خلیفه قبل از خود سلیمان بن عبدالملک، و پس از پایان خطابه پس از برگزیده شدنش به عنوان خلیفه از منبر پایین آمد و برای مقداری استراحت و به طرف منزل رفت، تا خستگی شدید آن روز را از تن به در کند.

تازه داشت استراحتش را شروع می کرد که فرزند هفده ساله ایشان وارد اطاق شده و گفت: یا امیر المؤمنین چه کار می خواهی انجام بدهی؟ گفت : می خواهم کمی استراحت کنم.می دانی که پس از کفن و دفن عمویت سلیمان و مراسم بیعت آن قدر خسته شده ام که رمقی در بدن برایم باقی نمانده، فرزندش گفت: پدر پیش از رسیدگی به ستم هایی که نسبت به مردم روا داشته داشتخ شده می خواهی استراحت نمایی؟! گفت: پسرم! گفتم که بسیار خسته ام، تمام دیشب را بیدار مانده بودم. انشاالله پس از نماز ظهر به شکایات و وضع زندگی مردم رسیدگی می نمایم، فرزندش گفت: چه قدر مطمئن هستی که تا ظهر زنده خواهی ماند؟! این سخن آتش دل او را شعله ور نمود، و خواب را از چشمانش ربود، و نیرویی قوی را در او به وجود آورد. و گفت: پسرم بیا جلو! پسرش جلو آمد و او را در بغل گرفت و پیشانیشرا بوسید و گفت: خدا را سپاس می گویم که فرزندی را به من عطا فرمود، که مرا در دینداری یاری می دهد و سپس از جا برخواست و گفت اعلام کنند که به هر کس ستمی شده است، بیاید تا به آن رسیدگی شود” .[7]

لقمان روزی خطاب به فرزندش گفت: ” توبه را به تأخیر مینداز. زیرا مرگ خبر نمی کند و ناگهانی سر می رسد و هرکس برای توبه و جبران گذشته امروز و فردا کند، خود را در میان دو خطر بزرگ قرار داده است: اول آن که سیاهی و تاریکی روز به روز بیشتر آیینه قلبش را خواهد پوشاند و چنان چه بیش از حد ادامه یابد باعث زنگ زدگی و خرابی آن می گردد.. دوم: هر آن ممکن است، قاصد مرگ سر از منزل او در آورد و فرصت توبه و جبران را به او ندهد.”.[8]

از ابوسحق نقل می کنند که گفته است:”  به یکی از مردان طایفه قیس به هنگام مرگش گفتند: ما را وصیتی کن، گفت: مواظب امروز و فردا کردن باشید.”

ثمامه بن حجاد قوم و قبیله اش را نصیحت می کرد و می گفت: ” دوستان و خویشان من! شما را از : آن را انجام خواهم داد، نماز خواهم خواند و روزه خواهم گرفت، به شدت بر حذر می دارم”.

حسن بصری (رض) می گوید: ” از امروز و فردا نمودن جدا” دوری کنید، شما ارزشتان به امروز است نه به فردا، اگر فردایی داشتیدکاری عاقلانه در آن انجام بده، همچون کار امروزت، چون اگر فردایی را نداشتی برای کوتاهی امروزت دچار حسرت نخواهی گردید.” [9]

منذر می گوید: ” از مالک بن دینار شنیدم که با خود می گفت: وای بر تو! عجله کن. قبل از آن که به سراغت بیایند، و این را حدود شصت بار بدون آن که متوجه من باشد شنیدم که تکرار نمود” .[10]

ابوموسی اشعری پیش از مرگ تلاش بسیاری می کرد و مدام در ذکر و عبادت بود، به او گفتند: اگر می شود مقداری از عبادت را کم کن و کمتر خود را اذیت بده! در جواب گفت: اگر مرکب را زیاد هم خسته کرده باشی وقتی متوجه بشود که دارد به مقصد نزدیک می شود، شاداب می شود و برای رسیدن از همه نیروی خود بهره می گیرد،  من عمر زیادی برایم باقی نمانده است و او همچنان تا دم مرگ بسیار سخت در ذکر و یاد خدا بود.”

  1. همه مردم و پیشگامان اندیشه و فرهنگ و دعوت لازم است به صورت جدی و مراقب باشند که مردم و کارگزاران و دعوت گران و دینداران را از این آفت خانمان سوز مصون بدارند، مدام آن ها را زیر مراقبت و محاسبه داشته باشند، و راه امروز و فردا کردن را بر آن ها ببندند، و این کار مسئولیتی جمعی و همگانی است. و خداوند متعال می فرماید: (وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ )( توبه71)

(و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند كه به كارهاى پسنديده وا مى‏دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند و نماز را بر پا مى‏كنند و زكات مى‏دهند و از خدا و پيامبرش فرمان مى‏برند)

  1. هیچ کاری را نباید، کوچک و بی ارزش دانست، و باور داشت که چه بسا کاری کوچک در نزد خداوند بسیار با ارزش باشد، و همه امور در اختیار خداوند است، و فرصت امروز را باید غنیمت دانست و ممکن است فردا دیگر چنین فرصتی پیش نیاید.
  2. مدام عواقب زیانبار و پیامدهای خطرناک امروز و فردا کردن را به خود یاد آورده شود. زیرا ممکن است این یاد آوری ها به پای نهال عزم و اراده آب رحمت بریزد و آن را رشد و قوت ببخشد، و قلب او را اگر هوشیارانه گوش فرا دهد، و در جهت خیر و صلاح منقلب گرداند.

——————————————————–

نام کتاب: آفت های دینداری و دعوت گری / تألیف: دکتر سید نوح / ترجمه: عبدالعزیز سلیمی / نشر احسان



[1] سنن ابو داود: کتاب الادب

[2] صحیح امام مسلم: کتاب الصیام

[3] سنن ابو داود: کتاب الادب

[4] صحیح امام بخاری: کتاب الرقاق.

[5] صحیح امام بخاری : کتاب الجهاد

[6] صید الخاطر: ابن الجوزی ص304

[7] صور من حیاة التابعین: دکتر عبدالرحمن الباشا

[8] احیاء علوم امام محمد غزالی ج4 ص12

[9] الزهد: ابن المبارک ص4

[10] احیاء علوم الدین: ج4ص392

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس