قضاوت کردن

  • لطفاًزود قضاوت نکنید…

    نویسنده: عبدالعزیز کرمی  سگر مه هایش را تو هم کرده بود ، سبیلهای شانه کرده و صورت تراشیده ، نایلون کوچک دسته دار سفید نارنجی، که درونش پر از کاغذ و مقداری اسباب بازی و پیراهنی که معلوم نبود که چه وضعی دارد ، در دست داشت و من خوشحال   به استقبالش رفتم که بگویم : عجب خوب تراشیده ای…

    ادامه »»»
دکمه بازگشت به بالا