معماری
خانه ---> حركات و احزاب ---> رويكردها و راهكارها­ی جماعت دعوت و اصلاح /

رويكردها و راهكارها­ی جماعت دعوت و اصلاح /

رويكردها و راهكارها­ی جماعت دعوت و اصلاح /
آزادي

آزادي

آزادي بهترين و گرامي ترين نياز بشريت است.
مراد ما از آزادي شكوفايي توانمندي هاي روح انساني در راستاي ساختن جهاني انساني
تر و زيباتر است ؛جهاني كه در آن شاهد كاهش آلام بشري باشيم ؛ جهاني كه در آن
بشريت از بردگي فكري، سياسي ، اقتصادي، … و عقلانيت منفعت طلبانه رها باشد و سرانجام
جهاني كه در آن انسا ن ها از زندگي در كنار همديگر احساس آرامش و صميميت كنند.

آزادي، دالِّ تك مدلولي نيست ؛ بلكه مدلول
هاي متعددي دارد كه مهمترين آنها عبارتند از:

 

1)
تحقق فرديت

شكوفاشدن استعدادهاي سازنده ي فردي اولين
جنبه ي آزادي است ؛ بدين معنا كه آدميان بتوانند فارغ از هرگونه روابط قدرت و سلطه
ا ي، وجودِ الهي شان را در هستي تحقق بخشند . فرديت مورد نظر ما نه فرديت
خودخواهانه بلكه نوعي فرديت اخلاقي است. در فرديت اخلاقي انسانها بدنبال تحقق توانائي
هايشان در جهت بهبود زندگيِ خود و ديگران اند . اما در فرديت خودخواهانه كه ما
آنرا نفي مي كنيم، هركسي در پي مطامع سودگرا يانه خويش است و فرد براي رسيدن به
آنها از هر كس و هر چيزي حداكثر بهره را مي­برد.

تحقق فرديت انسان تا جايي مدنظر ماست كه به
تهديد فرديت ديگران منجر نشود . تشخيص اينكه چه اعمالي موجب مخدوش شدن فرديت
ديگران مي شوند، نه بر عهده ي قدرت حاكمه و گروه هاي اجتماعي قدرتمند جامعه ، بلكه
برخاسته از گفتگوي آزاد افراد يك جامعه ي داراي روابط اجتماعي فرهنگي خاص است كه
در قانون تجلي مي يابد.

 

2)
انجام فعاليت هاي جمعي

انسان موجودي اجتماعي است و لذا براي زندگي
كردن و افزايش كيفيت مادي و معنوي آن ، نيازمند مشاركت در كنش هاي جمعي است . در
واقع، كنش جمعي انسان ، جزئي ضروري از فرايند تحقق ذات وجودي آدمي است . براين اساس
انسان ها بايد آزادي گردهم آمدن در قالب فعاليت هاي مشترك فرهنگي ، اجتماعي، سياسي
و اقتصادي را داشته باشند و در راستاي بنياد نهادن شرايط زندگي بهتر اقدام نمايند.

 

زندگي ديندارانه بر اساس تعاليم اسلام،
بنياني اجتماعي دارد . نمودِ اين بنيان در جامعه ي اسلامي هم در جنبه هاي عبادي
(نما ز، زكات ، حج ، جهاد ، صدقه) و هم در جنب ههاي اجتماعي-سياسي(اصل شورا)
كاملاً مشهود است.

 

3)
آزادي بيان و قلم

فرهنگ و تمدن در سايه ي آزادي بيان و قلم
رشد مي يابد و شكوفا مي شود. در جوامعي كه ا ين نوع آزادي ها وجود نداشته باشد،
فرهنگ و تمدني هم شكل نخواهد گر فت. به بياني ديگر ، پيشرفت فكري و تكنيكي در
جوامعي به وقوع مي پيوندد كه شهرو ندان آن بتوانند در فضايي باز بينديشند و ماحصل انديشه
شان را در حوزه ي عمومي بيان كرده و آنرا منتشر كنند . جامعه ي تك صدايي كه در آن
تنها صاحبان قدرت و انديشمندان وابسته به آنها ، حقِ انديشيدن و بيان انديشه
هايشان را دارند، حاصلي جز تحكيم روزافزون قدرت حاكمان و بسط سلطه­ي آنان در بر
نخواهد داشت.

 

4) آزادي عقيده و مذهب

ديكتاتوري عقيدتي و مذهبي يكي از فاجعه
بارترين انواع ديكتاتوري هاست. از آنجا كه مذاهب و پيروانشان سرشار از احساسات و
تفكر عاطفي اند، درصورت عدم وجود آزادي مذهبي ، نارواترين اقدامات ، جنبه اي قدسي
و عبادي گرفته و كشتن پيروان مذاهب ديگر و محروم كردن آنها از حقوق اجتماعي -سياسي
شان عين عبادت تلقي مي شود؛ لذا براي جلوگيري ا ز وقوع چنين جنايت هايي- كه حافظه
ي تاريخي ملت ها آكنده ا ز آن است – ما معتقديم كه آزادي عقيده و مذهب در جامعه
ضروري است، تا پيروان مذاهب مختلف بتوانند در عين احترام به شعائر و معتقدات مذاهب
ديگر ، مناسك مذهبي شان را انجام داده و اعتقاداتشان را براي خود و ديگران بيان
كنند.

 

5)
آزادي مشاركت و رقابت سياسي

بر اين باوريم كه تحقق آزادي، مستلزم مشاركت
فعال و هدفمند شهروندان در عرصه هاي اجتماعي و سياسي است و دستيابي به اين مهم در
پرتو باور به تكثر انديشه ها و تعدد احزاب و مشاركت آزادانه و رقابت سالم عموم
شهروندان ميسر است.

در همين راستا تشريك مساعي با احزاب و تشكل
ها را به منظور تحقق اهداف مشترك از طريق مذاكره، همكاري و ائتلاف ضروري مي دانيم
و معتقديم اين روابط لزوما بايد مبتني بر دگرپذيري و تعامل دمكراتيك باشد.

 

راهكارها

شايد بتوان گفت آزادي در هيچ جامعه اي امر
كاملاً تحقق يافته اي نيست و تحقق آن مستلزم تلاش و كوشش مستمر است. بسته به اينكه
در يك جامعه چه جنبه هايي از آزادي تحقق نيافته اند و براي تحقق آنها چه موانعي
وجود  دارد، راهكارهاي متفاوتي را مي توان
طراحي نمود . با اين وجود ، براي تحقق آزادي يكسري راهكارهاي معلوم و اثبات شده
وجود دارد كه در ادامه به آنها اشاره مي كنيم.

 

شناخت و آگاهي

پرورش شناخت انسانها مقدم برهركنش عملي براي
تحقق آزادي است .  انسانهايي كه با حقوق
خود آشنا نيستند و از موارد سلب آزاديشان آگاهي ندارند، نمي توانند اقدامي جهت
رسيدن به آن به عمل آورند . لذا آگاه كردن شهروندان يك جامعه از حقوق فردي و
اجتماعي شان اولين گام حركت در مسير آزادي است.

وجه ديگر آگاهي ، مجهزشدن به ادبيات سياسي –
اجتماع ي عصر خود است. از آنجا كه هر عصري نظريه ها و واژگان خاص خودش را دارد ، شهروندان
با وقوف بر آنها مي توانند خواسته ها يشان را با براهين محكم ابراز نمايند و مسيري
درست براي رسيدن به آنها طراحي كنند.

 

تفكر انتقادي

براي رسيدن به جامعه اي آزاد علاوه بر واقف
بودن شهروندان به حقوق شان، بايد تفكر انتقادي در آنها پرورش يابد؛ يعني شهروندان
بايد جر أت و شهامت زير سؤال بردن انواع و اقسام روابط و مناسبات نامشروع حاكم بر جامعه
اعم از سياسي ، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي را در خود و ديگران بپرورانند. اين
موضوع در فرهنگ ديني، در قالب مفاهيمي چون “امر به معروف و نهي از منكر”
و “نصيحت براي حاكمان و اولي الامر” تجلي مي­يابد.

 

تفكر انتقادي از آنجا اهميت دارد كه در اكثر
مواقع محروميت ها و نابرابري ها در لفافه اي از قانون و سنت هاي اجتماعي پيچيده
شده اند. مهمترين نكته در تفكر انتقادي برخوردار شدن از انديشه اي فراسوي وضع
موجود و روابط و ساختارهاي حاكم برآن است . در پرتوي چنين تفكري است كه اصلاح و بهبود
امور ميسر مي­شود.

 

ايجاد نهادهاي دموكراتيك

آزادي، نه از دل نهادهاي توتاليتر و مبتني
بر نابرابري ، بلكه از تراكم نهادهاي دموكراتيك فراهم مي آيد. برپايي نهادهاي
دموكراتيك – هرچند در مقياسي محدود – گامي ديگر در راه رسيدن به آزادي است . مراد
ما از نهادهاي دموكراتيك صرفاً نهادهاي سياسي مبتني بر انتخابات آزاد نيست . بلكه
در برگيرنده ي كل نهادهاي جامعه ي انساني است كه فارغ از روابط مخدوش قدرت و ثروت
، زمينه ي شكوفايي استعدادهاي پاك انساني و سركوبي پلشتي ها را موجب شوند .
بنابراين، بدون كوشش عملي جهت تأسيس چنين نهادهايي نمي توان فقط با نظريه پردازي و
مجهز شدن به نظريات فلسفي به آزا دي رسيد .

در واقع ايجاد نهادهاي دموكراتيك وجه ايجابي
آزادي است.

 

تساهل و تسامح

جوامع كنوني معروف به جوامع چندفرهنگي هستند
. به طوريكه در جهانِ معاصر كمتر جامعه اي را مي توان يافت كه تمامي اعضاء آن از
مذهب ، زبان و فرهنگِ واحدي برخوردار باشند . لذا براي اينكه هويت هاي مختلف
اجتماعي  بتوانند در كنار همديگر به نحو
مسالمت آميز زندگي كنند ، بايد سبك زندگي ديگران را در معرض فشار و سركوب قرار
ندهند ؛ بلكه تا حد امكان به سبك زندگي همديگر احترام بگذارند و نوعي تساهل و
تسامح را نسبت به هم پيشه سازند.

*************

جماعت دعوت و اصلاح ايران، از آنجا كه
برنامه ي خود را تنها تفسير درست از اسلام نميداند، از پيشنهادها و انتقادات همه­ي
انديشوران و دلسوزان دين و جامعه استقبال مي­كند و آرزومند روزي است كه توحيد
در جهان بيني
، اخلاق در رفتار فردي و آزادي و عدالت در تعاملات اجتماعي
در حد مطلوب برقرار شود تا آدميان بتوانند با خرسندي و آسودگي، در دنيايي آباد، به
عبادت خالق و خدمت خلق بپردازند. و ما ذلك علي الله بعزيز.

 

منبع ” جزوه رويكردها و
راهكارها­ی جماعت دعوت و اصلاح ایران

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس