معماری
خانه ---> قرآن ---> قرآن چگونه نازل شد ؟

قرآن چگونه نازل شد ؟

قرآن چگونه نازل شد ؟

شیخ محمد علی صابونی /
مترجم:محمد بهاء الدین حسینی

قرآن دو نزول دارد.

اول:از لوح محفوظ تا
آسمان اول که کلا”در شب قدر نازل گشت.

دوم:نزول تدریجی از
آسمان در مدت بیست وسه سال[برقلب مبارک پیامبر]

اما نزول اول:در شب
مبارک قدر[ماه رمضان]کل قرآن،تا«بیت العزه »به دلیل این آیات :

الف:« ‏ حم وَالْكِتَابِ
الْمُبِينِ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ»:[حا،میم.سوگندبه کتاب روشنگر که ما را درشبی
فرخنده فرو فرستادیم؛چون ما هشدار دهنده ایم.]

ب:« ‏ إِنَّا
أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ‏. ‏ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ
‏.»:[ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.تو چه دانی شب قدر چیست؟]

ج:« ‏ شَهْرُ
رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ
الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ …..»

[ماه رمضان ماهی است
که درآن قرآن نازل شده که راهنمای مردم است ومتضمن دلایل آشکارهدایت ومیزان تشخیص
حق از باطل ….]

این آیه ها نشان می
دهد که نزول قرآن در یک شب مبارک؛یعنی،شب قدراز شبهای ماه رمضان بوده ومعین می
گرداند که آن از نزول اول تا بیت العزه در آسمان یکم بوده؛چون نزول دوم[کل قرآن]به
سوی زمین وبرقلب مبارک پیامبر،در یک شب ودر یک ماه معین(=ماه رمضان)غیرممکن است وبی
تردیدقران در مدت بیست سه سال دوران رسالت ودر تمام ودر تمام ماههای سال تکمیل
وبرقلب پاک حضرت نازل شد.پس از این نزول،اولین نزول قرآن بوده واخبار وروایت صحیح
نیز آن را تأیید کرده است.از جمله ابن عباس می گوید:

«الف:قرآن از گنجینه
الهی جدا گشت وبه بیت العزه در آسمان یکم،قرار داده شد وجبرئیل آن را بر پیامبر ص-فرود
آورد

ب:قران یکجا به آسمان یکمفمنزلگاههای
ستارگان فرود آمد ودر آنجا خداوند،آن را بخش بخش[در مناسبتها ورویدادها]بر پیامبر
نازل فرمود.

ج:قرآن-به طور کامل ویکجا-درشب
قدر در ماه رمضان به آسمان یکم روانه شد وپس از آن-تدریجا”-بر پیامبر نازل
گشت»

این سه روایت را سیوطی
در کتاب اتقان نقل وصحت همه را نیز تأیید کرده است.باز سیوطی به نقل از ابن عباس
روایت می کندکه«عطیه پسر اسود»می کوید:در موردآیه های«:« ‏ شَهْرُ رَمَضَانَ
الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ …»و:« :« ‏ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ
الْقَدْرِ ‏.»درشک افتادم که آیا قرآن،در کدام یک از:ماههای شوالفذی قعده،ذی
حجه،محرم،صفر وربیع نازل گشته است؟ابن عباس در پاسخ می گوید:قرآن،در ماه رمضان .درشب
قدر نازل گشت وسپس در آسمان اول،جایپاه ستارگان،با تأنی و آرامی وبنا به نیازمردم
ورویدادها در سایر ماهها وروزهای متعدد فرود آمد.

سیوطی به نقل از قرطبی
می گوید:رأی اجماع،فلسفه نزول یک پارچه قرآن از«لوح محفوظ»به«بیت العزه»درآسمان
اول،ارزنده بودن قرآن وبزرگواری پیامبر را نشان می دهد تا ساکنان آسمانها اعلام
کنند،قرآن آخرین پیام وکتاب الهی برای خاتم پیامبران وبرترین مردمان جهان است که
نزد انان،او را مقرب ومحبوب گردانیدیم تا این پیام را به جهانیان برساند

سیوطی می گوید:حکم الهی
چنان اقتضا کردکه قرآن-با توجه به نیاز جامعه-به صورت تدریجی وکم کم به دست مردم
برسد ؛وهمانند سایر کتب آسمانی به زمین نازل نشود؛ولی به دلیل فرق این دو پیک
اسمانی،خداوند قرآن را در دو مرحله:یکی،یک پارچه دومی،تدریجی [آن هم]به سبب ارزش
مقام والای رسول خود فرو فرستاد.

نزول دوم:از آسمان
اول،به مدت بیست وسه سال،از ابتدای بعثت تا زمان رحلت-تدریجی-برقلب مبارک پیامبر
نازل شد.الف:به دلیل آیه«‏ وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ
عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلاً ‏»:[و قرانی با عظمت را بخش بخش بر تو نازل
کردیم تا آنرا به آرامی به مردم بخوانی و آنرا ب تدریج نازل کردیم.]

ب:« ‏ وَقَالَ
الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً
كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلاً ‏.»

[کسانی که کافر شدند
گفتند:چرا قرآن یک جا بر او نازل نشده است؟این گونه آن را به تدریج نازل کردیم تا
قلب تو را به وسیله آن استوار گردانیم وآن را به آرامی بر تو خواندیم.]گویند یهودیان
ومشرکان نزول تدریجی قرآن را بر پیامبر ایراد گرفتند وبه او پیشنهاد می کردند که یک
جا وارد شود و[با جسارت و وقاحت]میگفتند:ای ابو القاسم!چرا قرآن همچون تورات موسی-ع-یک
باره نازل نمی شود؟خداوند بزرگ در رد سخن آنان دو آیه پیشین را فرو فرستاد.این رد
سخن یهودیان ومشرکان-همانکونه که زرقانی می گوید-دو امر در پی دارد:

یکم:نزول تدریجی وبخش
بخش

دوم:اینکه سایر کتابهای
آسمان قبل از قرآن یک باره نازل شده بود وجمهور علما می دانند وحتی نزدیک به اجماع
است.

آنچه بر این امر دلالت
می کند،این است:وقتی یهودیان ومشرکان گفتند:کتابهای آسمانی قبل از قرآن، یک باره
فرود آمده،خدا،آنان را تکذیب نکرد؛بلکه فلسفه نزول تدریجی را به آنان فهماند.پس
اگر کتب پیامبران پیشین به صورت بخش بخش وبه تدریج فرود می آمد، بی گمان آنان را تکذیب
می فرمود که نزول تدریجی سنت الهی است؛چون وقتی پیامبر را مورد ملامت ونکوهش قرار
می دادندومی گفتند:

«…  وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ
الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ….»:[این چه پیامبری است که غذا می خورد
ودر بازارها راه می رود…]در رد این سخن فرمود:« وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ
الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي
الْأَسْوَاقِ…»:[قبل از تو کسی از پیامبران را نفرستادیم مگر آن که آنان نیز غذا
می خوردند ودر بازارها راه می رفتند…]

فلسفه نزول تدریجی
قرآن

نزول تدریجی،حکمتهای
بزرگ ورازهای فراوانی داردکه:دانایان آن را می دانند ونادانان از آن غافل اند
وخلاصه ان چنین است:

1-برای محکم نگه داشتن
قلب پیامبردر برابر ازیت وآزار مشرکان.

2-مهربانی وتلطف کردن
به پیامبر در هنگام نزول وحی.

3-اندک اندک پیش رفتن
در قانون گذاری احکام اسمانی.

4- آسان بودن،حفظ ودرک
قرآن برای مسلمانان.

5-همراه بودن با وقایع
و رویدادها وبیداری وآگاهی از آنها در وقت خود.

6-پیوستن به درگاه
پروردگار به وسیله قرآن که از سوی دانای ستوده سیر نازل گشته است.

اکنون به طور تفصیل به
بیان اینها می پردازیم  واز آفریدگار کمک می
گیریم .

الف:فلسفه اول،ثابت
واستوار ماندن قلب پیامبراست که این آیه:«کذالک لنثبت به فؤادک ورتلناه ترتیلا”…»در
جواب مشرکان که به پیامبر پیشنهاد می دادند که باید قرآن همانند سایر کتب آسمانی یکجا
فرود آید؛وارد شد پایدار ماندن قلب حضرت؛یعنی،پاس داشتن واحترام گرفتن وتأیید
نمودنش در مقابل تکذیب وآزار رساندن دشمنانش نسبت به خود ویارانش.نزول آیات
قرآن،برای دلداری،بلند همتی وتشجیع در مسیر دعوت به سوی حق-در برابر سختیها ورنجها-وپشتیبانی
وتقویت قلب نازنینش بود؛چون وعده خدا بود که سختیها والام را از وجودش بکاهد وهر
گاه اذیت وآزردن دشمنان برحضرت تنگ می گرفت؛آیاتی در جهت دلداری وکاستن آن اذیت
وآزار وارد می شد،این دلنوازی گاهی اوقات از طریق قصص وداستانهای پیامبران عظام
بود تا به بردباری وجهادشان اقتدا فرماید.مثال:[ وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن
قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا…]:[
‏ پيغمبران فراواني پيش از تو تكذيب شده‌اند ( و مورد اذيّت و آزار قرار گرفته‌اند
) و در برابر تكذيبها ( و اذيّت و آزارها ) شكيبائي كرده‌اند ( و بر عقيده خود
ماندگار مانده‌اند و سنگر را خالي نكرده‌اند ) و اذيّت و آزار شده‌اند ( و
گرفتاريها و شكنجه‌ها را تحمّل كرده‌اند ) تا ياري ما ايشان را دريافته است..]و:« فَاصْبِرْ
كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ…»:[ پس ( در برابر اذيّت و آزار
كافران ) شكيبائي كن ، آن گونه كه پيغمبران أُولُواالعزم ( در سختيها ) شكيبائي
كرده‌اند…»و« وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا..»:[ برابر
فرمان پروردگارت ، صبر و شكيبائي پيش گير ( و با استقامت و شجاعت ، پيام آسماني را
به گوش انسانها برسان و مترس ) كه تو زير نظر ما و تحت حفاظت و رعايت ما هستي…]

خدای بلند مرتبه،حکمت
سرگذشت پیامبران را پنین بیان می فرماید:« وَكُلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ
أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءكَ فِي هَذِهِ الْحَقُّ
وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ»[‏ اين همه از اخبار پيغمبران بر تو فرو
مي‌خوانيم ، كلّاً براي اين است كه بدان دلت را برجاي و استوار بداريم ( و در
برابر مشكلات تبليغ رسالت ، آن را تقويت نمائيم ) . براي تو در ضمن اين ( سوره و
اخبار مذكور در آن ، بيان ) حق آمده است ( همان حقي كه پيغمبران ديگران را بدان مي‌خواندند
) و براي مؤمنان پند و يادآوري مهمّي ذكر شده است ( كه مي‌توانند همچون ايمانداران
پيشين از آن سود جويند و راه سعادت پويند )

وگاهی این نوازش از طریق
نویدپیروزی است؛مانند:«وینصرک الله نصرا”عزیزا”»:[خداوندتو را به نصرتی
ارزنده یاری می نماید]و:«. وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا
الْمُرْسَلِينَ. إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ. ‏ وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ
الْغَالِبُونَ ‏.»:[‏ وعده ما راجع به بندگان فرستاده ما قبلاً ( در لوح محفوظ ) ثبت
و ضبط گشته است. آن اين كه ايشان قطعاً ياري مي‌گردند. و لشكر ما حتماً پيروز مي‌شوند.]

وگاهی از طریق طرد
کردن وشکست دادن آنهاست که می فرماید:«‏ سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ
الدُّبُرَ.]:بی زودی این جمع در هم شکسته می شوند وپشت می کنند.]و:« قُل
لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ
الْمِهَادُ.»:[ ( اي پيغمبر ! ) به كساني كه كافرند ، بگو : شما ( در دنيا ) شكست
خواهيد خورد و ( در آخرت ) گردآورده مي‌شويد و به دوزخ افكنده مي‌شويد ، و ( دوزخ )
چه بد جايگاهي است.] همه اینها برای سبک گشتن بار سنگین قلب وخوشحالی وجود مبارک پیامبر
وهمچنین تکرار وحی وپی در پی آمدن جبرئیل امین همراه آیات روشن،به منظور دلداری،پشتیبانی
وبشارت به آن پیام آور راستین بود که بزرگترین اثر را در تثبیت وآماده نمودن قلب
مبارکش،برای دعوت وتبلیغ رسالت الهی همراه داشت.آیا کسی که عنایت ولطف خدایی او را
یار باشد وزیر نظر پروردگار زندگانی کند،ممکن است خواری وزبونی وسستی را احساس نماید؟هرگز!

ب:فلسفه دوم اینکه،تلطف
ومهربانی به پیامبر،چون نزول وحی هیبت وشکوهی سنگین دارد که می فرماید:« ‏ إِنَّا
سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً ‏»:[ما به زودی گفتاری گرانبار بر تو القا می
کنیم.]بی شک،قرآن سخن اعجاز آفرین خدا ودارای شکوه،وقار ومتانت،عظمت ودهشت است که
اگر بر سر کوه فرود آید،از بیم آن،متلاشی وخاکسار می گردد.در سوره حشر می گوید:« لَوْ
أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُّتَصَدِّعاً
مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ »:[ اگر ما اين قرآن را براي كوهي فرو مي‌فرستاديم ، كوه
را از ترس خدا ، كرنش‌كنان و شكافته مي‌ديدي]پس چگونه ممکن است قرآن برقلب مهربان
و رؤوفپیامبر فرود آیدو او متأثرومضطرب نگرددوبیم وشکوه آن را درک نفرماید؟!حال
آنکه حضرت عایشه-رض-حالت پیامبر را به هنگام نزول قرآن،چنین بیان می کند:«در روزهای
بسیار سرد هنگامی که وحی بر پیامبر نازل می ش،او را می دیدم که از سنگینی بار وحی
عرق از سر وصورتش می بارید.

ج:فلسفه سوم اینکه
،آوردن شیوه احکام تدریجی بسیار روشن و واضح بود و قرآن،گام به گام با مردم-خصوصا”قوم
عرب-مسیر حکمت آمیز را طی کرد،آنان را از شرک وبت پرستی برحذر داشت،دلهایشان را از
نور ایمان سیراب نمود وعشق خدا وپیامبر وایمان به روز بازپسین وپاداش را در نهادشان
کاست،سپس آنان را از این مرحله ثابت شده اعتقاد به سوی بندگی وطاعت انتقال دادوقبل
از هجرت به مدینه،نماز را به آنان آموخت؛آنگاه روزه وزکات را در سال دوم هجری بر آ«
افزود ودر سال ششم نیز[مناسک ودستورات]حج را به کمال رسانید وعادات وعرف غلط پیشین
را از آنان برگرفت وبا رفق ومدارا،نخست گناهان بزرگ وبه دنبال آن گناهان کوچک را
از آنان منع کرد وکم کم وحکیمانه،شراب،ربا وقمار را که در عمق وجودشان ریشه دوانیده
بود،بزدود وبدین وسیله پستی وزشتی  وشر
وتباهی را از ریشه برکند.

اکنون به عنوان
نمونه،چندین مثال این شیوه حکیمانه الهی را برمی گزینیم تا روشن گردد که قرآن
چگونه شراب را ت

حریم نمود وراه چاره این
بیماری فراگیر خانمانسوز اجتماعی را-که در میان مردم عرب،بیماری سخت وغیر قابل
کنترل بود-نشان داد؟قرآن از روی حکمت،دستور تحریم شراب ومی گساری را-همچون تحریم
ربا-در چهار مرحله تکمیل نمود وآن را یکباره حرام نفرمود؛چون آن ملت،همچون آب خوردن
به شرابخواری وبد مستی انس گرفته بودند؛از این رو،دور از حکمت به شمار می آمد که یکباره
تحریم گردد؛بلکه قرآن اندک اندک پیش رفت تا[در زمان وشرایط مناسب]حکم تحریم قطعی
را صادر نمود.

در کتاب«مناهل العرفان»زرقانی
چنین آمده است:«اسلام در تحریم شراب،مسیر تدریجی طی کرد،چون می گساری در عمق وجود
آن ملت ریشه دوانیده بود.پس این شیوه تحریم تدریجی،نهایت ارزش و فایده را تحقق بخشید
وآن مردم را نیز از کابوس واوهام شراب خواری بیدار نمود ودر به کار گرفتن این امر
مهم ونمونه،از آن ملت متمدن-که در برابر شراب خواری،بی اراده وناتوان شده ومزه تلخ
سستی ودرماندگی ورسوایی را چشیده بودند-نظری عمیق،راهی بس روشن،قانونی رهایی بخش
وسیاستی سودمند تر از خود نشان داد.و[بی گمان]آن زمان که[گویا]آمریکا در تحریم
مسخره آمیز شراب به کار بسته بود،فراموش نشدنی است.

آیا این،از اعجاز
اسلام در سیاست وتهذیب ملتها وجامعه نیست؟چرا،هست وتاریخ نیز یکی از گواهان معتمد
این قضیه است

د:فلسفه چهارم:آسان
بودن حفظ قرآن ودرک وتدبر آن برای مسلمانان.تردیدی نداریم که مردم[آن زمان]بی سواد
بودند وخوانئن ونوشتن را نمی دانستند.قرآن می فرماید:« هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي
الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ…»:[ خدا كسي است
كه از ميان بيسوادان پيغمبري را برانگيخته است و به سويشان گسيل داشته است ، تا
آيات خدا را براي ايشان بخواند…]وهمچنین پیامبر-ص-درس نخوانده بود:« الَّذِينَ
يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً
عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ …»:[ ( به ويژه رحمت خود را اختصاص مي‌دهم
به ) كساني كه پيروي مي‌كنند از فرستاده ( خدا محمّد مصطفي ) پيغمبر امّي كه ( خواندن
و نوشتن نمي‌داند و وصف او را ) در تورات و انجيل نگاشته مي‌يابند…]پس حکمت چنین
اقتضا می کرد که خداوند، قرآن را تدریجی وبخش بخش فرو فرستد،تا حفظ وفراگرفتنش برای
مسلمانان،سهل وساده باشد؛چون آن مردم فقط برهوش وحافظه خودتکیه می کردند و[هنوز خط
وسواد ونوشتن بلد نبودند.] سینه هایشان«اناجیل»آنان بود،که در توصیف امت حضرت رسول
آمده است ولوازم التحریر هم برای آن افراد معدود که باسواد بودند،خیلی کم وجود
داشت،حال اگر قرآن یک جا نازل می شد،نمی توانستندآن را از برکنند وبه حافظه
بسپارنداز این رو از تدبر واندیشه ودرک آن نیز درمانده می شدند.

ج:مرحله پنجم:همراه
بودن نزول تدریجی با وقایع ورویدادها در وقت خود وبیداری وآگاهی از آنهاست؛زیرا
درسی که به این شیوه عملی باشد،در آدمی بیشتر اثر می گذارد ودر دریافت پیامهای نیک
واندرزهای عبرت آمیز پایدار تر است.پس هر چیز جدیدی که روی می دادآیات متناسب با
آن نازل می شد ویا هر خطا وانحرافی سر می زد،ایاتی برای بیداری مسلمانان از آن
اشتباه،فرود می آمد.به عنوان نمونه:جنگ«حنین»را در نظر بگیرید:

مسلمانان وقتی دیدند
که چندین برابر مشرکان هستند،فریفته شدند وشاد گشتند وچیز شگفت انگیز و غرور آمیزی
گفتند:«چون مشرکان از ما کمترند،هرگز برما پیروز نخواهندشد»اما[بر عکس،در قدم اول]به
شکست وفرار مسلمانان انجامید وقرآن در تبیین این مطلب می فرماید:« وَيَوْمَ حُنَيْنٍ
إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْئاً وَضَاقَتْ
عَلَيْكُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِین .»: در جنگ
حُنَين ( كه در روز شنبه ، شانزدهم شوّال سال هشتم هجري ، ميان شما كه 12000 نفر
بوديد ، و ميان قبائل ثقيف و هوازنِ مشرك كه 4000 نفر بودند درگرفت ، و شما به
كثرت خود و قلّت دشمنان مغرور شديد و خداوند شما را در اوائل امر به خود رها كرد و
دشمنان بر شما چيره شدند ) بدان گاه كه فزوني خودتان شما را به اعجاب انداخت ( و
فريفته و مغرورِ انبوه لشكر شديد ) ولي آن لشكريانِ فراوان اصلاً به كار شما
نيامدند ( و گره از كارتان نگشادند ) و زمين با همه وسعتش بر شما تنگ شد ، و از آن
پس‌پشت كرديد و پاي به فرار نهاديد.] حال اگر قرآن یکجا فرود می آمد،بیداری از
اشتباه،امکان نداشت.چگونه تصور می شود که هنوز حادثه ای پیش نیامده باشد،ولی قرآن
مسلمانان را به خاطر غرورشان،هشدار دهد؟!ویا این که از اسیران بدر چگونه فدیه بگیرید
در صورتی که رهنمود بلند پایه آسمانی این گونه وارد شده است؟:« مَا كَانَ
لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ
عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ..»:[ ‏
هيچ پيغمبري حق ندارد كه اسيران جنگي داشته باشد . مگر آن گاه كه كاملاً بر دشمن
پيروز گردد و بر منطقه سيطره و قدرت يابد ( در غير اين صورت بايد با ضربات قاطع و
كوبنده و پياپي ، نيروي دشمن را از كار بيندازد . امّا به محض حصول اطمينان از
پيروزي خود و شكست دشمن دست از كشتار بردارد و به اسيركردن قناعت كند . اي مؤمنان !
) شما ( تنها به فكر جنبه‌هاي مادي هستيد و ) متاع ناپايدار دنيا را مي‌خواهيد ،
در صورتي كه خداوند سراي ( جاويدان ) آخرت ( و سعادت هميشگي ) را ( براي شما ) مي‌خواهد
، و خداوند عزيز و حكيم است ( و اين است كه كارهايش سراسر از روي حكمت و تدبير ، و
متوجّه عزّت و پيروزي است] )

و:اما فلسفه ششم،پیوستن
به درگاه پروردگار به وسیله قرآن که از سوی دانای ستوده نازل شده است.برای تبیین این
حکمت ارزنده،پسندیده است که از زبان دانای فاضل،شیخ«محمد عبدالعظیم زرقانی»در کتاب«مناهل
العرفان»-که با شیوه نیکویی بیان کرده-بشنویم:«باید برای نیل به سرچشمه قرآن که
قطعا”سخن آفریدگار است وابدا”سخن پیامبر ویا کسی دیگر نیست،جانانه کوشید…»توضیح
این مطلب آن است وقتی که قرآن را از اول تا آخر می خوانیم؛متوجه می شویم که سخنی
محکم ومنظم ودارای سبکی دقیق،اسلوبی متین ومنسجم وبه هم پیوسته است که سوره ها،آیات
وعباراتش همدیگر را استوار نگه داشته وسلسله وار آمده اند ورنگ وزیبایی اعجاز از
حرف«الف»تا«ی»در آن متبلور است که هم چون قالبی [از نقره وطلا]ست وهیچ گاه اجزایش
از هم پراکنده نیست وهیچ گونه سستی در ان به چشم نمی خورد وهمچون دانه های جواهر
ومروارید در گردنبندی بی همتا،انظار را به خود جلب می کند.حروف،کلمات ،جملات وایاتش،بسیارمنظم
ومرتب است.در این جا از یکدیگر می پرسیم که این ارتباط وانتظام اعجاز آمیز قرآن
چگونه است واین نظم شگفت آور چگونه پایدار گشته؟در صورتی که یکجا فرود نیامده؛بلکه
با توجه به وقایع وپیشامدهادر بیشتر از بیست سال وبه طور تدریجی فرود آمده است.

جواب:با نیم نگاهی راز
تازه ای از رازهای اعجاز را می فهمیم وشاهد نشانه ای یگانه از نشانه های خدایی
خواهیم شد ودلیلی درخشان را از سرچشمه قرآن-که سخن آفریدگار یکتای حسابرس است-می
خوانیم:« ‏ أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ
اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً ‏..»:[ آيا ( اين منافقان ) درباره
قرآن نمي‌انديشند ( و معاني و مفاهيم آن را بررسي و وارسي نمي‌كنند تا به وجوب
طاعت خدا و پيروي امر تو پي ببرند و بدانند كه اين كتاب به سبب ائتلاف معاني و
احكامي كه در بر دارد و اين كه بخشي از آن مؤيّد بخش ديگري است ، از سوي خدا نازل
شده است‌ ؟ ) و اگر از سوي غيرخدا آمده بود در آن تناقضات و اختلافات فراواني پيدا
مي‌كردند..] تو را به خدا،به من بگو :چگونه می توانی [چنین کتابی فراهم سازی]ویا
چگونه تمام مردم می توانند،کتابی را با عبارات مرتبط چون رشته مروارید،منسجم ومتین
ومنظم بیاورند که سر آغاز وانجامش با هم متناسب ودر تألیف وتنظیم آن هماهنگی دقیق
عواملی که خارج از توان بشری بوده باشدغفراهم گردد.آن عوامل مانند رویدادهای زمانه
که هر جزیی از اجزای آن کتاب تابع آن واز آن پدید آمده باشد ودلیلی بعد از دلیلی
وسببی پس از سببی دیگر افزاید وهر کدام شیوه جداگانه ای وهر سببی،حالتی مخصوص به
خود داشته باشد،هر چند از جهت موقعیت واختلاف اسباب،تأخیر ومدت زماننزول آن آیات یکی
نباشدوبیشتر از بیست سال این نزول تداوم داشته باشد!معمولا”این فاصله زمانی
واین اختلاف در عرف وعادات،مستلزم از هم گسسته بودن قوانین سخن وعدم ارتباط آن
خواهد گشت وانسجام وارتباطی در سخن باقی نمی گذارد؛اماقرآن،این عادات را نیز کنار
زده وآیات را در فواصل متعددزمانی نازل کرده،حال آنکه از ارتباط واستحکام وتسلسل
آن کمترین چیزی نکاسته ودر نهایت کمال است.آیا این،دلیل گویایی برسخن منتظم آفریدگار
وتوانا،صاحب اسباب ومسببات،مدبر آفرینش وهستی،نگهدارنده آسمان و زمین،دانا به
گذشته وآینده وآگاه از زمان و وقایع ورویدادها نیست؟![بی تردید جز آن خدای توانا
کسی برازنده چنان صفات والایی نخواهدبود.]با دیده دل وچشم باز مطالب بالا را بررسی
کنیم،هر گاه آیه یا آیاتی از قرآن بر پیامبر-ص-نازل می شد؛می فرمود:«آن را در فلان
جا ودر فلان سوره قرار دهید.»حال آنکه پیامبر بشر است وجز مواردی آن هم به فرمان
خدا از رویدادهای آینده خبر نداشت که چه پیش خواهد آمد.

این مدت طولانی از عمر
مبارک پیامبر گذشت وآیات الهی،پی در پی وبه تدریج بر پیامبر فرود می آمد وپس از طی
این مدت،قرآن تکمیل ومنظم وهماهنگ گشت ومجموعه آیات [به فرمان پیامبر]کنار هم قرار
گرفت وکمترین خطا،لغزش واختلافی رخ نداد؛بلکه همه مردم در برابر انسجام،ارتباط وشیوه
شیوای آن،درمانده شدند:« كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ
حَكِيمٍ خَبِيرٍ..»:[ ( اين قرآن ) كتاب بزرگواري است كه آيه‌هاي آن ( توسّط خدا )
منظّم و محكم گرديده است ( و لذا تناقض و خلل و نسخي بدان راه ندارد ) و نيز آيات
آن از سوي خداوند ( جهان ) شرح و بيان شده است كه هم حكيم است و هم آگاه ( و
كارهايش از روي كارداني و فرزانگي انجام مي‌پذيرد]

بی تردید راز این
اعجاز واین انسجام،واین نظم وسیاق برایمان روشن است وهرگز این شیوه واین نظم بی
مثال قرآن ویا نزدیک به آن نه در سخن پیامبر اکرم ونه در سحن هیچ یک از زیبا سخنان
وسخن وران،مشاهده نمی گردد.به عنوان مثال:سخن حضرت که مناسبتهای گوناگون،برای امور
وزمانهای طولانی بیان فرموده،هر چند از زیبایی،شیوایی وپاکی کم نظیر و والایی
برخوردار است؛اما با کلام آفریدگار سبحان وخداوند وحی،برابری نتواند کرد.آیا برای
انسان این امکان وتوان دست می دهد تألیفی سلسله وار،تنظیم کند که از کاستی وسستی
وکم وزیاد وعیب وایراد وتحریف ودستبرد در امان باشد؟بی شک چنین آرزویی هرگز مقدور
نخواهد شد وهر کس،این آرزو را در سر داشته باشد،عبث است واین اندیشه،برای مردم
لباسی نامنظم،سخنی آشفته ودر هم وبدون ارتباط وناموزون به همراه دارد وقطعا”هماهنگی
ورشته سخن را بر هم می زندوگوش آدمی از استماع ودرک آن بیزار است.قرآن کریم به
صراحت به تدریجی بودن خوداشاره می کند؛ چون سخن خدای داناست و این هم حکمتی والا
وارزنده دارد که مردم را به سوی حق وسرچشمه قرآن سوق می دهد.« قُلْ أَنزَلَهُ
الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُوراً
رَّحِيماً…»:[ بگو : قرآن را كسي فرو فرستاده است كه راز آسمانها و زمين را مي‌داند
( و گوشه‌اي از اين راز را به عنوان معجزه در قرآن گنجانده است تا دليل بر وحي
الهي باشد و انسانها نتوانند حتّي سوره‌اي همچون سوره‌هاي قرآن را بسازند و ارائه
دهند ) . بي‌گمان خدا آمرزگار و مهربان است ( و سركشان و بزهكاراني را مي‌بخشد كه
برگردند و از دروغگوئيها و پلشتيها دست بكشند…]) .

  

—————————————–

منبع:درآمدی بر علوم
قرآنی

مؤلف:شیخ محمد علی
صابونی

مترجم:محمد بهاء الدین
حسینی

انشارات:افخم زاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس