جهان آخرتمطالب جدید

منکران زندگی بعد از مرگ و پوچی پندارشان

منکران زندگی بعد از مرگ و پوچی پندارشان

نوینسده : محمد غزالی / مترجم: دکتر محمود ابراهیمی

از گذشته بسیار دور و قرون گذشته همواره گروه هایی از مردم بر روی این کره خاکی بوده اند و خواهند بود که پنداشته اند و می پندارند که به سختی های زندگی این دنیا بسته شده اند، آن گونه که خر را به چرخ دولاب آب می بندند که همواره به دور خود می چرخد تا این که بر اثر خستگی مفرط یا بر اثر پیری جان می دهد یا این که با گلوله ای به زندگیش خاتمه می دهند، سپس بعد از آن، دیگر چیزی نیست و همه چیز تمام می شود!! اینان می گویند سرنوشت انسان، تنها این است که از مادر می زاید و در دل خاک مدفون می شود و خاک همه را می بلعد و تنها روزگار است که ما را هلاک می کند و دیگر چیزی نیست.

بسیار پیش می آید که اینان مؤمنان را دچار آشوب و هیاهو می سازند و به باطل مجادله می کنند و با قسمت های دروغین، به چیزی که بدان ایمان ندارند و با اصرار لجوجانه می کوشند رأی نادرست و اندیشه پوچشان را تأکید بخشند:

(‏ وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ لاَ یَبْعَثُ اللّهُ مَن یَمُوتُ بَلَى وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً وَلکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ‏ لِیُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی یَخْتَلِفُونَ فِیهِ وَلِیَعْلَمَ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّهُمْ کَانُواْ کَاذِبِینَ‏ إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَیْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ) النحل: ۴۰- ۳۸

«( کافران علاوه بر شِرْکشان ) مؤکّدانه به خدا سوگند یاد می‌کنند که خداوند هرگز کسی را که می‌میرد زنده نمی‌گرداند . خیر ! ( چنین نیست که می‌گویند ، بلکه خداوند همه مردگان را دوباره زنده می‌کند ، و این ) وعده قطعی خدا است ، و لیکن بیشتر مردمان نمی‌دانند ( که زنده‌گرداندن برای قدرت خدا چیزی نیست و همان گونه که قبلاً به انسانها جان بخشیده است ، پس از مرگ نیز دوباره جان به پیکرشان می‌دمد). ( خداوند همگان را زنده می‌گرداند ) تا این که برای ایشان روشن گرداند چیزی را که درباره آن اختلاف می‌ورزند ( که به طور خاصّ رستاخیز و به طور عام همه اموری است که پیغمبران با خود آورده‌اند ) و این که کافران بدانند که ایشان ( در آنچه راجع به شرک و رستاخیز می‌گویند ) دروغگویند. ‏ ( زنده‌گرداندن مردمان در روز قیامت برای ما مشکل نیست همان گونه که کافران گمان می‌برند ) . ما هرگاه چیزی را بخواهیم ( پدید آوریم ) کافی است که ( خطاب ) بدان بگوئیم : باش ! پس فوراً می‌شود.»

ابوالعلاء المعرّی شاعر بلند آوازه – اگر چه متهم به بدبینی است- درباره ترجیح زندگی مؤمنان به روز آخرت و تقبیح زندگی ملحدان و فسادی که بر زندگیشان مترتب است چنین می گوید:

قال المنجّم و الطّبیب کلاهما                                   لا تحشر الأجساد قلت الیکما

إنّ صحّ قولکما فلست بخاسر                                  أو صحّ قولی فالخسار علیکما

طهّرت ثوبی للصّـــلاه و قبـلــه                                  طهر فأین الطّهر من جسدیکما

و ذکرت ­ربّی ­فی الضّمائرمؤنسا                                خلدی بذلک فأوحشا خلدیکما

و بکرت فی البر دین أبغی رحمه       ‏ ‏‏‏ ‏                     منه و لا ترعان من بردیکـــما!!

ان لم تعد بیدی منافــع بالـّذی                                 اتی، فهل من عائد بیـدکـــما؟

بـرد التّقی و ان تهلهل نسـجه                                 خیر بعلم الله من بردیـکـــما!

«منجم و طبیب طبیعی هر دو گفتند: حشر اجساد در کار نیست، گفتم دور شوید. اگر بر فرض این که این سخن درست باشد، من که معتقد به حشر اجسادم زیانمند نخواهم شد و اگر سخن من درست باشد، شما زیانمندید، من جامه خویش را برای نماز پاکیزه کردم و پیش از آن نیز پا ک بود، پس پاکی و پاکیزگی تن شما کجا است و من پروردگار خویش را در دل یاد کردم و دلم بدان آرامش و انس گرفت، و لیکن شما دل خویش را به وحشت انداختید. و من در هر دو جامه خویش در جستجوی رحمت خدایم و شما از آن سودی نمی برید. اگر من از آنچه می کنم سودی و نفعی نبرم، پس آیا شما از آنچه نمی کنید سودی می برید؟! جامه پرهیزکار و جامه تقوی، اگر چه نازک بافته شده باشد در علم خدا نیکو و بهتر است از جامه ی شما.»

این سخن معرّی تنها یک ناحیه جنبی موضوع را توصیف می کند. بدون شک دین و عمل بدان، دل ها را از بیماری های قلبی مصون می دارد و نمی گذارد که مخدوش شوند. بلکه دین با شیوه رفتاری نظیفانه اش، بدن ها را نیز از بیماری های مسری شهوت های لجام گسیخته و گرد بادهای هواها، سالم نگه می دارد.

لیکن این ثمرات نیکو، تنها دلیل انتخاب دین نیستند، چنین به نظر می رسد که فقط به منظور بستن در مجادله با سفیهان و نادانان ذکر شده اند. روایت شده است که یکی از این منکران نادان به خدمت پیامبر (ص) آمد و استخوان پوسیده ای با خویش آورده بود و آن را بر پیامبر (ص) عرضه کرد و این نادان به گمان خویش می پنداشت که چون آن را به وی نشان دهد و سپس سؤال کند که چگونه این استخوان پوسیده دوباره یک بشر کامل و تمام خلقت خواهد شد، پیامبر (ص) را مجاب و مغلوب خواهد ساخت زهی خیال باطل: (وَضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَنَسِیَ خَلْقَهُ …) «برای ما مثالی می زند که آفرینش خود را (از خاک) فراموش می کند …» این آیه برای سؤال کننده ای که زنده شدن را بعید می داند، پس گردنی محکمی است برای او که خویشتن را بالاتر از منزلت خویش می پندارد، به جایگاه خود برمی گرداند. پاسخ کاملی است برای پرسش هر فرد بی خبری که قدرت خدا را با قدرت مردم همسان بداند و درباره آفرینش خود از خاک نیندیشند.

(…قَالَ مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیمٌ ‏ قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّهٍ وَهُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ‏ الَّذِی جَعَلَ لَکُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَاراً فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ‏ أَوَلَیْسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِیمُ ‏) یس: ۸۱- ۷۸ «می‌گوید : چه کسی می‌تواند این استخوانهائی را که پوسیده و فرسوده‌اند زنده گرداند ؟!‏ بگو : کسی آنها را زنده می‌گرداند که آنها را نخستین بار ( از نیستی به هستی آورده است و آنها را بدون الگو و مدل ) آفریده است ، و او بس آگاه از ( احوال و اوضاع و چگونگی و ویژگی ) همه آفریدگان است.‏ آن کسی که از درخت سبز ، برای شما آتش بیافریده است ، و شما با آن ، آتش روشن می‌کنید . ( او که قادر بر رستاخیز انرژیها است ، قادر بر برانگیختن مردگان و بازگرداندن به زندگی دوباره ایشان است ). ‏ آیا کسی که آسمانها و زمین را آفریده است ، قدرت ندارد ( انسانهای خاک شده را دوباره ) به گونه خودشان بیافریند ؟ آری ! ( می‌تواند چنین کند ) چرا که او آفریدگار بس آگاه و دانا است.»

آری آن ها را کسی زنده می گرداند که یگانه مبدع منفرد درباره آفرینش و ایجاد و تصویر است. به طور اجمال دلائل زندگی دوباره پس از مرگ بیشتر بدین برمی گردد که نظرها را به حقایق مسلّم بدیهی متوجه سازد، پس کسی که آفرینش را آغاز کرده است، وقتی که آن را نیست گرداند می تواند دوباره آن را بازگرداند.

(‏ وَیَقُولُ الْإِنسَانُ أَئِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَیّاً‏ أَوَلَا یَذْکُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ یَکُ شَیْئاً ‏) مریم: ۶۷- ۶۶

«‏ انسان می‌گوید : آیا هنگامی که مُردَم ( و فانی شدم ، از گور ) زنده بیرون آورده خواهم شد ؟ ! ‏ آیا انسان به خاطر نمی‌آورد که ما او را پیش از این آفریدیم و او اصلاً چیزی نبود ؟ ! ( مگر این واقعیّت را فراموش کرده است که بازآفرینی از نوآفرینی ، و اعاده خلق به وجود در زمان آینده ، از هستی بخشیدن او از عدم در زمان گذشته ، ساده‌تر است‌ ؟ ).»

ما هر روز و هر لحظه شاهد هستیم که این بازآفرینی و آفرینش دوباره به صورت های گوناگون در جلو چشمان ما صورت می گیرد. هر مردی بدون این که خود بداند و احساس کند غده های جنسی او هزاران هزار موجودات ذره بینی در «منی» را می سازد که در هر یک از آن ها اساس و بنیاد یک بشر کامل موجود است.

شاید به خاطر همین فراوانی اصول حیات و زندگی در ایجاد نطفه باشد که آن را دلیل می گیرد بر این که آفریننده آن، از آفرینش اسباب زندگی بی نیاز است و آفرینش انسان نسبت به قدرت او کار پیش پا افتاده و بسیار آسان است. زیرا کسی که این همه استعداد زندگی را در یک نطفه قرار دهد، ایجاد و آفرینش انسان برای او کار دشواری نیست.

(‏ أَفَرَأَیْتُم مَّا تُمْنُونَ‏ أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ‏ نَحْنُ قَدَّرْنَا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ‏ عَلَى أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَکُمْ وَنُنشِئَکُمْ فِی مَا لَا تَعْلَمُونَ‏ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَهَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذکَّرُونَ) الواقعه: ۶۲- ۵۸

«آیا درباره نطفه‌ای که ( به رحم زنان ) می‌جهانید ، اندیشیده‌اید و دقت کرده‌اید ؟‏ آیا شما آن را می‌آفرینید ، و یا ما آن را می‌آفرینیم‌ ؟‏ ما در میان شما مرگ را مقدر و معین ساخته‌ایم ، و هرگز بر ما پیشی گرفته نمی‌شود ( و کسی بر ما چیره نمی‌گردد و از دست ما بدر نمی‌رود ).هدف ( از قانون مرگ ) این است که گروهی از شما را ببریم و گروه دیگری را جای آنان بیاوریم ، و ( سرانجام ) شما را در جهانی که نمی‌دانید آفرینش تازه ببخشیم. ‏ شما که پیدایش نخستین ( این جهان را دیده‌اید ، و آن را لمس و اوضاع آن را ) دانسته‌اید ، پس چرا یادآور نمی‌گردید ( و آفرینش جهان دیگر را بر آفرینش این جهان قیاس نمی‌کنید ؟ ).»

از ابورزین عقیلی روایت شده است که گفت: گفتم ای رسول خدا (ص) چگونه خداوند مردم را دوباره زنده می گرداند و نشانه آن چیست؟ پیامبر (ص) فرمود:

(أما مررت بوادی قومک جدبا ثمّ مررت به یهتزّ خضراً؟ قال نعم، قال فتلک آیه الله فی خلقه، کذلک یحیی الله الموتی!)

«آیا از وادی که قوم تو در آن جا است گذر نکرده ای که خشک شده باشد، سپس از آنجا نگذشته ای که سبز و شاداب گردیده باشد؟ گفت: آری، هر دو را دیده ام. پیامبر (ص) فرمود: این است نشانه و آیت خداوند درباره مخلوقاتش، همچنین مردگان را دوباره زنده می گرداند.»در واقع نباید از منظره گیاهانی که روی زمین را می پوشانند و حیات تازه و رشد و نمو جدید می یابند، غافل بود و دلالت گویای آن ها را نادیده گرفت. کشاورز یک دانه واحده را در دل تیره و تاریک خاک به امانت می نهد، یا ساقه واحده ای را می نشاند، سپس درمی یابد که باذن و به نام خداوند مزرعه اش به باغ ثمربخش و میوه های لذت بخش و انبار غله پربرکت تبدیل گردیده است، چگونه این خاک تیره و آلوده و گل به میوه ها و شاخه ها و گل های خوشبو تغییر صورت داده است؟!

(وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَهً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ‏ ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ یُحْیِی الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ‏ وَأَنَّ السَّاعَهَ آتِیَهٌ لَّا رَیْبَ فِیهَا وَأَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَن فِی الْقُبُورِ ‏) حج: ۷- ۵ «‏ تو زمین را خشک و خاموش می‌بینی ، امّا هنگامی که ( فصل بهار در می‌رسد و ) بر آن آب می‌بارانیم ، حرکت و جنبش بدان می‌افتد و رشد و نمو می‌کند و انواع گیاهان زیبا و شادی‌بخش را می‌رویاند. ‏ آن ( چیزهائی که در آیات پیشین درباره مراحل مختلف آفرینش انسان و جهان گیاهان بازگو شد ) بدان خاطر است که ( بدانید ) خدا حق است و ( لذا نظامی را که آفریده نیز حق بوده و بیهوده و بی‌هدف نیست ، و به زبان حال به شما می‌گوید : ) او مردگان را زنده می‌گرداند ، و وی بر هر چیزی توانا است. ‏ و ( این که بدانید ) بدون شکّ قیامت فرا می‌رسد و جای هیچ گونه تردیدی نیست ، و خداوند تمام کسانی را که در گورها آرمیده‌اند دوباره زنده می‌گرداند.»

و ما خود شاهدیم که ماده مرده در غذاهایی که می خوریم در اندام ما به سلول های زنده تغییر صورت می دهد و شعور و احساس در آن پدید می آید و حرکت و جنب و جوش می نماید. پس چه معنی دارد چیزی را که شبیه به آن هر روز اتفاق می افتد و ما خود آن را می بینیم، انکار کنیم. آیا حشر و زندگی بعد از مرگ چیزی جز اینست؟!

آیا انسان درباره خود چه می اندیشد و پندارش درباره خودش چیست؟

در برابر هستی عظیمی که فضاهای بی انتهای کرات دیگر و جهان را مملو ساخته است و ملکوت گسترده از آن لب ریز است به حقیقت کره زمین و موجوداتی که بر روی آن هستند، مخلوق کوچکی بیش نیست و حال و شأن انسان نسبت به عالم های دیگر بسیار ناچیز است: (‏لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَکْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ) غافر: ۵۷ «‏ قطعاً آفرینش آسمانها و زمین ( از عدم در آغاز خلقت ) بسی دشوارتر است از آفرینش مردمان ( در پایان این جهان برای شروع زندگی در آن جهان ) و لیکن بیشتر مردمان ( که کفّار و مشرکانند چنین چیزی را درست ) نمی‌دانند.»

آیا کسی که کاخ بسیار عظیم و آسمان خراشی را با ستون های مستحکمی ساخته است از وی بعید می دانید که قدرت داشته باشد کوخ و کلبه ویرانه ای را دوباره بازسازی کند؟؟!! بدون شک دوباره زنده شدن پس از مرگ برتر از شبهه ها است و در آن شبهه ای نیست و قطعاً آمدنی است.

پس باید برای آن توشه پاک و پاکیزه اندوخت و این توشه هدایت و تقوی و پاکدامنی و عفاف است، پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) در آغاز بعثت خود به ایراد این خطابه پرداخت:

«إنّ الرّائد لا یکذب أهله، و الله لو کذبت النّاس جمیعاً ما کذبتم و لو غششت النّاس جمیعا ما غششتکم، و الله لتموتنّ کما تنامون و لتبعثن کما تستیقظون و لتجزون بالاحسان أحساناً و بالسوء سوء و إنّها لجنّه أبداً أو النّار أبدا» «بی گمان پیشرو کاروان با اهل و قوم خود دروغ نمی گوید. به خدای سوگند اگر با همه مردم دروغ می گفتم، هرگز به شما دروغ نمی گفتم و اگر با همه مردم غش و خیانت می کردم، هرگز با شما غش و خیانت نمی کردم، به خدای سوگند هر آینه خواهید مرد، همان گونه که می خوابید و بعد از مرگ دوباره در جهان دیگر زنده می شوید، همان گونه که پس از خواب بیدار می گردید و در آن دنیا و سرای آخرت در برابر نیکی، پاداش نیک و در برابر بدی پاداش بد می بینید و در آن جهان بهشت ابدی یا دوزخ ابدی است.»

پس هرگاه بعد از یک خواب طولانی، در یک روز از روزهای دنیایی، یقین داری که بیداری هست، به یاد داشته باش که پس از خواب موقت گور، نیز بیداری حتمی وجود دارد که پس از آن بیداری، تبهکاران و شریران را به دوزخ می رانند و اهل خیر و نیکی و صدیقان را به جایگاه نشستنگاه راستان در پیشگاه پادشاه مقتدر راهنمایی می نمایند.

(‏ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ ‏) القمر: ۵۵

———————————————————-

منبع: باور راستین اسلامی / مؤلف: محمد غزالی / مترجم: دکتر محمود ابراهیمی / انتشارات: مترجم ۱۳۸۵

‏ ‏ ‏‏ ‏ ‏ ‏ ‏ ‏‏ ‏ ‏ ‏ ‏ ‏ ‏ ‏‏ ‏ ‏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا