معماری
خانه ---> محمّد رسول الله ---> رسول الله و حقوق انسان ، انسان و حقوق بشر در دیدگاه جضرت محمد (ص)
حضرت محمد
حضرت محمد

رسول الله و حقوق انسان ، انسان و حقوق بشر در دیدگاه جضرت محمد (ص)

رسول الله و حقوق انسان ، انسان و حقوق بشر در دیدگاه جضرت محمد (ص)

نوشته: دکتر راغب سرجانی / ترجمه: عبدالخالق احسان

 

الله متعال بوسیله دین اسلام بر بشریت انعام نموده و قضیه حقوق را اصل ثابتی از اصول دین قرار داد و حقوق را به حیث برنامه الهی تعیین کرده که انسان به انجام و ادای آن مستحق ثواب شده و به ترک آن گنهکار می گردد؛ لذا قضیه حقوق دستاور انسان نیست. هم چنان خداوند، موضوع حقوق را عام گردانیده که شامل انسان – به هر دین ، رنگ و جنسی باشد – حیوان و محیط زیست می گردد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم بهترین تطبیق کننده این حقوق می باشند؛ لذا همگان در سایه هدایت و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم، زندگی آزاد و دلنشینی را سپری می کنند.

 

انسان از دیدگاه اسلام :

اسلام به انسان از دید عزت و اکرام و تعظیم می نگرد، خداوند می فرماید: {وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا} [الإسراء: 70]

ما آدميزادگان را ( با اعطاء عقل ، اراده ، اختيار، نيروي پندار و گفتار و نوشتار، قامت راست و غيره ) گرامي داشته ايم، و آنان را در خشكي و دريا ( بر مركبهاي گوناگون ) حمل كرده ايم، و از چيزهاي پاكيزه و خوشمزه روزيشان نموده ايم، و بر بسياري از آفريدگان خود كاملاً برتريشان داده ايم.

این دیدگاه برای انسان، حقوق ویژه و مخصوصی را مقرر داشته که مهمترین بخش آن شمولیت حقوق است که حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فکری و… را احتواء می کند؛ هم چنان که این حقوق انسانی، تمام افراد انسان را شامل می گردد ( مسلمان و غیر مسلمان) و هیچ تفاوتی به اساس رنگ، نژاد، زبان و دین قایل نیست. ویژگی دیگر حقوق اسلامی این است که قابل لغو و تبدیلی نمی باشد؛ چرا که از تعالیم پروردگار جهانیان تراوش یافته است.

 

رسول الله و حقوق انسان:

سخنان و کردار رسول خدا صلی الله علیه وسلم، بهترین گواه بر تکریم انسان و احترام حقوقش می باشد؛ ایشان در حجه الوداع که به منزله اعلامیه جهانی حقوق انسان است، فرمودند: {فَإِنَّ دِمَاءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وَأَعْرَاضَكُمْ بَيْنَكُمْ حَرَامٌ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا فِي شَهْرِكُمْ هَذَا فِي بَلَدِكُمْ هذا} صحيح البخاري ت (1/ 71) بدانيد که خداوند خونها و مالهاي شما را بر شما حرام ساخته، مانند حرمت اين روز شما در اين ماه شما و در اين شهر شما.

این خطبه نبوی، مهمترین حقوق انسان را مورد تاکید قرار داده است: حرمت خون، مال و آبرو. رسول الله، ارزش نفس انسانی را بالا می برد و بزرگترین حقوقش را که حق زندگی است، حفظ می کند و وقتی از ایشان در مورد گناهان کبیره سوال می شود، می گویند:

 

{ الْكَبَائِرُ الْإِشْرَاكُ بِاللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَعُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ وْ قَتْلُ النَّفْسِ} مسند أحمد (11/ 475) گناه کبیره، شریک قایل شدن به الله عزوجل و نافرمانی والدین و کشتن ناحق انسان می باشد. کشتن نفس انسانی به صورت عام گفته شده تا شامل تمام انسان های گردد که بناحق کشته می شوند، ایشان صلی الله علیه وسلم ازین هم بیشتر توجه نموده و خودکشی را نیز حرام قرار داده است:

 

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ مَنْ تَرَدَّى مِنْ جَبَلٍ فَقَتَلَ نَفْسَهُ فَهُوَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ يَتَرَدَّى فِيهِ خَالِدًا مُخَلَّدًا فِيهَا أَبَدًا وَمَنْ تَحَسَّى سُمًّا فَقَتَلَ نَفْسَهُ فَسُمُّهُ فِي يَدِهِ يَتَحَسَّاهُ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدًا مُخَلَّدًا فِيهَا أَبَدًا وَمَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِحَدِيدَةٍ فَحَدِيدَتُهُ فِي يَدِهِ يَجَأُ بِهَا فِي بَطْنِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدًا مُخَلَّدًا فِيهَا أَبَدًا (صحيح البخاري ت (14/ 439)

از ابی هریره روایت است که رسول الله فرمودند: کسی خود را از کوه بیندارد و کشته شود، او در دوزخ این قسم همیشه می افتد و کسی که زهر خورده و خود را بکشد، در دوزخ زهرها در دست اوست و به صورت ابدی از آن می خورد، کسی که خود را بوسیله آهن بکشد، در دوزخ آهن به دستش داده می شود که به صورت همیشگی در شکمش می زند.

 

حقوق بشر، آن گونه که رسول الله صلی الله علیه وسلم تشریع نموده است:

  • حق برابری بین مردم: رسول الله صلی الله علیه وسلم به حق برابری بین همه مردم تاکید کرده و هیچ تفاوت بین افراد، گروه ها، جنسیت ها، ملت ها، فرمانروایان و پیروان شان، مسوولین و رعیت شان؛ قایل نشده و قید و استثنای را درین زمینه نمی شناسند. در شریعت و تکلیف اسلامی فرقی بین عربی و عجمی، سیاه و سفید و حاکم و محکوم وجود ندارد؛ بلکه برتری به اساس تقوا و پرهیزگاری است.
  • رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:
  • يَا أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ رَبَّكُمْ وَاحِدٌ، وَإِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ، أَلَا لَا فَضْلَ لِعَرَبِيٍّ عَلَى عَجَمِيٍّ، وَلَا لِعَجَمِيٍّ عَلَى عَرَبِيٍّ، وَلَا لِأَحْمَرَ عَلَى أَسْوَدَ، وَلَا أَسْوَدَ عَلَى أَحْمَرَ، إِلَّا بِالتَّقْوَى، إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاكُمْ، أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ؟ “، قَالُوا: بَلَى يَا رَسُولَ اللهِ، قَالَ: ” فَلْيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ ” شعب الإيمان (7/ 132) ای مردم پروردگار شما یکتاست و پدر شما یکی است، بدانید که عربی برعجمی و عجمی بر عربی، سرخ بر سیاه و سیاه بر سرخ برتری ندارد؛ مگر به تقوا، در حقیقت گرامی ترین شما نزد الله متعال پارساترین شماست، آیا ابلاغ کردم؟ گفتند: بلی ای رسول الله، گفت: باید کسی که حاضر است به غائب نیز برساند.

اگربخواهیم تعامل پیامبر صلی الله علیه وسلم را به این اصل مساوات بدانیم، توجه بی حد ایشان را درین موضوع درک خواهیم کرد.

عَيَّرَ أَبُو ذَرٍّ بِلَالًا بِأُمِّهِ، فَقَالَ: يَا ابْنَ السَّوْدَاءِ، وَإِنَّ بِلَالًا أَتَى رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَأَخْبَرَهُ فَغَضِبَ، فَجَاءَ أَبُو ذَرٍّ وَلَمْ يَشْعُرْ، فَأَعْرَضَ عَنْهُ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: مَا أَعْرَضَكَ عَنِّي إِلَّا شَيْءٌ بَلَغَكَ يَا رَسُولَ اللهِ، قَالَ: ” أَنْتَ الَّذِي تُعَيِّرُ بِلَالًا بِأُمِّهِ؟ ” قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: ” وَالَّذِي أَنْزَلَ الْكِتَابَ عَلَى مُحَمَّدٍ – أَوْ مَا شَاءَ اللهُ أَنْ يَحْلِفَ – مَا لِأَحَدٍ عَلَيَّ فَضْلٌ إِلَّا بِعَمَلٍ، إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا كَطَفِّ الصَّاعِ ” شعب الإيمان (7/ 131)

ابوذر رضی الله عنه به مادر بلال حبشی رضی الله عنه عیب گرفته و گفت: ای فرزند زن سیاه، بلال نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و شکایت کرد، رسول الله خشمگین شد؛ ابوذر نزد رسول الله آمد و از خشم شان خبر نداشت، رسول الله از او رو برتافت. ابوذر گفت: چرا از من رو گشتاندی؟ فرمودند: تو به بلال بخاطر مادرش عیب گرفتی؟ و سپس گفت: قسم به ذاتی که قرآن را بر محمد نازل کرده؛ هیچ کس بر دیگری فضیلت ندارد مگر به اساس عمل نیک، ارزش شما از مقدار کم ریخته شده از پیمانه بیش نیست.

 

  • حق عدالت: حق دیگری که به حق مساوات بستگی دارد، حق عدالت است؛ رسول الله، اصحاب و امتش را این گونه آموزش داده و فرمود: {الْقُضَاةُ ثَلاثَةٌ : قَاضِيَانِ فِي النَّارِ ، وَقَاضٍ فِي الْجَنَّةِ ، قَاضٍ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَهُوَ يَعْلَمُ وَذَلِكَ فِي النَّارِ ، وَقَاضٍ وَهُوَ لاَ يَعْلَمُ فَأَهْلَكَ حُقُوقَ النَّاسِ فَذَلِكَ فِي النَّارِ ، وَقَاضٍ قَضَى بِالْحَقِّ وَذَلِكَ فِي الْجَنَّةِ}: السنن الصغرى (3/ 263، بترقيم الشاملة آليا) قاضی ها سه نوع اند، دو نوع دوزخی اند و یک نوع بهشتی می باشد، قاضی که بخلاف حق فیصله کند در حالی که حق را می داند، دوزخی است و قاضی که حق را نمی داند حقوق مردم را ضایع می سازد، او هم دوزخی می باشد و قاضی که بحق فیصله نماید، وارد بهشت می گردد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم از مصادره حق فرد در دفاع از خویش ، نهی کرده تا عدالت تحقق یابد، فرمودند: {فَإِنَّ لِصَاحِبِ الْحَقِّ مَقَالًا} صحيح البخاري ت (6/ 495) صاحب حق سخنی برای گفتن دارد. «فَإِذَا جَلَسَ بَيْنَ يَدَيْكَ الْخَصْمَانِ فَلاَ تَقْضِيَنَّ حَتَّى تَسْمَعَ مِنَ الآخَرِ كَمَا سَمِعْتَ مِنَ الأَوَّلِ فَإِنَّهُ أَحْرَى أَنْ يَتَبَيَّنَ لَكَ الْقَضَاءُ» سنن أبى داود-ن (3/ 327) وقتی که طرفین دعوا نزد تو نشستند، بین شان فیصله نکن تا این که بشنوی از دومی طوری که از اولی شنیدی؛ چرا لازم است، حکم نزدت آشکار گردد.

 

  • حق آزادی عقیده: از جمله حقوقی که اسلام تشریع کرده و رسول الله صلی الله علیه وسلم به آن تاکید داشتند، حق آزادی عقیده و باور است. خداوند متعال می فرماید: {لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ } [البقرة: 256] اجبار و اكراهي در ( قبول ) دين نيست، چرا كه هدايت و كمال از گمراهي و ضلال مشخّص شده است، بنابراين كسي كه از طاغوت ( شيطان و بتها و معبودهاي پوشالي و هر موجودي كه بر عقل بشورد و آن را از حق منصرف كند ) نافرماني كند و به خدا ايمان بياورد، به محكم ترين دستاويز درآويخته است ( و او را از سقوط و هلاكت مي رهاند و ) اصلاً گسستن ندارد . و خداوند شنوا و دانا است ( و سخنان پنهان و آشكار مردمان را مي شنود و از كردار كوچك و بزرگ همگان آگاهي دارد).

هیچ کس برای پذیریش عقیده معینی مجبور نمی باشد، در فتح مکه، رسول الله قریش را مجبور به پذیرش اسلام نکرد با و جودی که این قدرت را داشت و بر آنها پیروز شده بود؛ بلکه برای شان گفت: بروید شما آزاد هستید!

 

  • آزادی رای و اندیشه: لست حقوق بشر، نزد رسول الله امتداد میابد تا که آزادی نظر و اندیشه را احتواء می کند، ایشان دیدگاه دیگران را احترام کرده و تشویق شان می کرد. اگر نظر صحابه خلاف نظر خودشان می بود و مصلحتی وجود می داشت، به رای صحابه عمل می کرد، حادثه احد بهترین گواه مدعاست که رسول الله بنا به نظر جوانانی که علاقه داشتند با قریش روبرو شوند، از مدینه خارج شد.
  • حق کفالت و سرپرستی: این حق ویژه شریعت اسلام است که هیچ قانون وضعی و کنوانسیون حقوق انسانی به آن دست نیافته. این حق به این معنی است که هر فردی حق دارد، در سایه دولت اسلامی به زندگی آرام و آبرومندانه به سر برد. در ابتداء شخص را به کاری می گمارند، اگر توان کار را نداشت، از زکات برایش پرداخت می کنند و اگر زکات کفایت نیازمندان را نمی کرد، از سرمایه دولت اسلامی به آن مشکل رسیدگی صورت می گیرد. رسول الله با تأکید فرمودند: (مَا آمَنَ بِي مَنْ بَاتَ شَبْعَانًا وَجَارُهُ جَائِعٌ إِلَى جَنْبِهِ وَهُوَ يَعْلَمُ بِهِ) المعجم الكبير للطبراني (1/ 314، بترقيم الشاملة آليا) ایمان ندارد کسی که با شکم سیر بخوابد در حالی همسایه پهلوی او گرسنه است، و او می داند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم این گونه بزرگترین رعایت کننده حقوق انسان بودند و پیام شان انسانی بوده و تمام حقوق انسانی را رعایت کرده اند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس