خانه ---> دعوت و داعی ---> بیایید اینگونه محمد (ص) را به جهانیان معرفی کنیم؟
محمد کیست
محمد کیست

بیایید اینگونه محمد (ص) را به جهانیان معرفی کنیم؟

بیایید اینگونه محمد (ص) را  به جهانیان معرفی کنیم؟

رسول رسولی کیا – کارشناس ارشد قرآن و سیره

محمد (ص) را به جهانیان معرفی کنیم؟

در معرفی رسول الله جاذبه ها را برجسته کنیم نه دافعه ها را !

محمد(ص) در شبه جزیره عربی و در میان مردمانی به پیامبری برگزیده شد که به تعبیر قرآن «در گمراهی کامل و آشکاری» به سر می بردند و تغییر جامعه مذکور و تزکیه و تربیت و تعلیم آن به عنوان وظیفه آن پیامبر هُمام معرفی شده بود.(سوره جمعه آیه ۲)

در چنین جامعه ای ، محمد(ص) خود را به عنوان پیامبری معرفی کرد که از سوی خدا و جهت راهنمایی همه انسان ها مبعوث شده است ؛ همچنانکه خود را وارث پیامبران الهی سابق معرفی نمود ؛ آن حضرت به مردم گفت : رسالت من در طول رسالت پیامبران دیگر است نه در عرض آن ؛ مگر در موارد خاصی که نیاز به نسخ و تبدیل دارد.

حضرت محمد(ص) خود را خاتم انبیا معرفی فرمود نه نقیض آنان ؛ همانطور که قرآن فرمود : وَ لکِن رسولَ اللهِ و خاتَمَ النّبیّین”

همچنین خداوند به پیامبر ما دستور داده که اینگونه خود را به جهانیان معرفی کند ، قُلْ مَا کُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ / بگو من از میان دیگر پیامبران بدعتی تازه نیستم.

به طور کلی محمد(ص) مامور شد از طرف الله که خود را اینگونه معرفی کند:

قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَر مِثْلُکُمْ یوحی إلَی أَنَّما إلهُکُمْ إِله واحِد بگو: همانا من بشری همچون شمایم -جز اینکه- به من وحی می شود که خدای شما یگانه است. (سوره کهف، آیه ۱۱۰)

پیامبر اسلام ، خود را به عنوان یک انسان با تمام نیازها و ضعف های انسانی به مردم معرفی نمود ، در ادبیات پیامبر(ص) مشاهده می شود که آن حضرت از نیازهای جسمی و جنسی و معنوی خود به عنوان یک انسان سخن می گوید ؛ از جمله در این حدیث شریف و صحیح «حُبّبَ الیَّ مِن دنیاکم ثلاثٌ: النساءُ و الطّیب و جُعلت قرّهُ عینی فی الصلاهِ: از دنیای شما سه چیز مورد علاقه من است: زنان، بوی خوش و نور چشم من در نماز نهفته است.

آری آن حضرت هم مانند ما چیزهای خاصی را دوست دارد و حتی بین دوست داشتنی هایش نیز فرق می گذارد؛ برخی را بیش تر و بعضی را کم تر دوست دارد. بوی خوش، همسران و نماز از دوست داشتنی ترهای پیامبر مسلمانان به شمار می آیند.

پیام این معرفی نامه این است که رسالت محمد چیزی نیست جز تامین رفاه توام با معنویت در زندگی انسان ها.

تلاش مستمر رسول الله این بود که به همگان ثابت کند که یک انسان است نه فرشته و تعاملش نیز در راستای عادی سازی روابطش به عنوان یک انسان با جامعه و اطرافیانش بود.

قرآن کریم از برداشت سوء برخی از مردمان عصر پیامبر از بُعد انسانی آن پرده برداشته و این گونه تفکرات را گمراهی معرفی می نماید:

و َقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ یَأْکُلُ الطَّعَامَ وَیَمْشِی فِی الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مَلَکٌ فَیَکُونَ مَعَهُ نَذِیرًا ﴿۷﴾ أَوْ یُلْقَى إِلَیْهِ کَنزٌ أَوْ تَکُونُ لَهُ جَنَّهٌ یَأْکُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا ﴿۸﴾ انظُرْ کَیْفَ ضَرَبُوا لَکَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا یَسْتَطِیعُونَ سَبِیلًا ﴿۹﴾ الفرقان

و گفتند این چه پیامبرى است که غذا مى‏خورد و در بازارها راه مى‏رود چرا فرشته‏اى به سوى او نازل نشده تا همراه وى هشداردهنده باشد (۷)یا گنجى به طرف او افکنده نشده یا باغى ندارد که از [بار و بر] آن بخورد و ستمکاران گفتند جز مردى افسون‏شده را دنبال نمى‏کنید (۸) نگر چگونه براى تو مثل ها زدند و گمراه شدند در نتیجه نمى‏توانند راهى بیابند (۹)

روزی یکی از مردان در مقابل رسول خدا(ص) می لرزد و به نشان احترام دست به سینه زانو می زند که آن حضرت با قاطعیت خطاب به او می گوید : “هَوّن علیک فإنّی لستُ بملِک إنّما أنا ابن امرأهٍ من قریش تأکل القدید چرا این گونه می کنی ؟ مگر نمی دانی که من فرزند زنی هستم که کاملا معمولی و ساده زندگی می کرد

پس از اعلام و ابلاغ و تثبیت این بخش از بیوگرافی و معرفی پیامبر ، از بخش دوم شخصیت منحصر به فردش برای مردم پرده برداشت و گفت :تنها تفاوت من با شما این است که به من وحی می شود که خدای شما خدای یگانه است .

آن پیامبر(ص) به مردم گفت: که من با خداوند ارتباط مستقیم دارم و از طریق وحی هدایت های آسمانی را برای خوشبختیتان به ارمغان آورده ام و بدینگونه من پیام آور خدا به سوی شما هستم.

آن حضرت (ص) در این بخش از معرفی خود بر این نکته پافشاری نمود که ماموریت او تنها عبارت است از ابلاغ و تبلیغ رسالت و در این میان نمی تواند کوچک ترین تغییر و تحریفی در آن ایجاد نماید و به همین خاطر است که می بینیم زمانی که عده ای از آن حضرت می خواهند که به منظور تامین خشنودی آنان تغییراتی را در برنامه ربانی ایجاد کند  با قاطعیت اینگونه واکنش نشان می دهد : وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالَ الَّذِینَ لاَ یَرْجُونَ لِقَاءنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَیْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا یُوحَى إِلَیَّ إِنِّی أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ ﴿۱۵﴾و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود آنانکه به دیدار ما امید ندارند مى‏گویند قرآن دیگرى جز این بیاور یا آن را عوض کن بگو مرا نرسد که آن را از پیش خود عوض کنم جز آنچه را که به من وحى مى‏شود پیروى نمى‏کنم اگر پروردگارم را نافرمانى کنم ازعذاب روزى بزرگ مى‏ترسم(یونس آیه ۱۵)

اصحاب رسول الله در شناختن شخصیت پیامبرشان آنگونه که خود بدان پرداخته بود کوچک ترین ابهام و تردیدی نداشتند و در برابر گوشه گوشه زندگانی و منش ایشان موضع شایسته و به موقع از خود نشان می دادند، در مواردی “سمعنا و اطعنا” زمزمه می کردند و در مواردی هم به ارائه نظرات خود می پرداختند که گاها با نقطه نظرات پیامبر محبوبشان هم خوانی نداشت.

گذشتگان صالح این امت به نیکوترین شیوه پیامبر عزیزشان را شناخته و به جهان پیرامون خود شناساندند وهمین هنرنمایی آنان باعث شد که از ایران و کوردستان و شرق و غرب مردمانی جهت دست بوسی آن همای رحمت رهسپار شبه جزیره عربی می شده و اسلام می آوردند.

باید ما مسلمانان امروزه بار دیگر و به شیوه ای کاملا متفاوت رسول الله(ص) را جهانیان معرفی کنیم شایسته است طوری آن حضرت را به جهانیان بشناسانیم که قرآن کریم و احادیث نبوی معرفی نموده اند ؛ چرا که امروزه بسیار نیازمند دعوتگران حکیم و موقعیت شناسی هستیم که آگاهانه به معرفی پیامبر اسلام و رسالتش بپردازند ، متاسفانه باید اعتراف کنیم که امروزه در اثر ندانمکاری های دوستان نادان و سیاه نمایی های بدخواهان کینه توز چهره ناشایستی از رسول الله واسلام بویژه در مجامع غربی به نمایش گذاشته شده و می شود.

در اینجا به یادآوری نقاطی می پردازیم که در باز معرفی پیامبر(ص) بویژه در عصر حاضر ضروری به نظر می رسد:

۱- او پیامبر خدا بود نه خدا

تاکید بر این نقطه که محمد(ص) علی رغم اینکه پیامبری معصوم است در ربوبیت و الوهیت الله کوچک ترین سهمی ندارد. موفقیت های رسول الله در تبلیغ رسالت به انسان ها را مرهون نابغه بودن آن حضرت نپنداریم ؛ که او قبل از هر چیز پیامبر خداست و تمام موفقیت ها و دستاوردهای ستودنیش به این نقطه بر می گردد.

۲- او در تربیت انسان های پیرامونش ( اصحاب ) موفق بود و توانست نسلی قرآنی پرورش دهد.

رسول الله (ص) در طول مدت رسالتش توانست بهترین انسان ها را با توجه به قرآن و سنتش تربیت کرده و تحویل جامعه دهد.

تربیتی که از ویژگی هایش می توان به تدریجی بودن آن و گام به گام بودن و تداوم در آن اشاره نمود.

رسول خدا محمد(ص) توانست مخاطبان واقعی آیه «کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ  شما بهترین امتی هستید از میان مردم پدید آمده ، که امر به معروف و نهی ازپ منکر می کنید و به خدا ایمان دارید » را به جامعه بشریت تحویل دهد و در واقع مصادیق حقیقی و نخستین این آیه همان انسان هایی هستند که توسط آن حضرت تربیت شده اند.

۳-درک رسالت محمد(ص) برای همگان ممکن و میسر است.

پیامبر ما محمد(ص) رسالتی مشخص و معین دارد و فهم آن برای همگان میسر و مقدور است و مطمئن ترین مرجع برای شناخت آن عبارت است از قرآن و سنت آن حضرت نه عملکرد مردمان موسوم به مسلمان در عصر حاضر !

کافی است شیفتگان محمد(ص) بدون غرض و مرض به مطالعه قرآن و سنت آن رسول خدا بپردازند که اسلام واقعی برایشان مبرهن و آشکار می گردد.

۴- او برادر و ادامه دهنده پیامبران سابق الهی است .

رسالت محمد(ص) در طول رسالت پیامبران الهی سابق قرار دارد نه در عرض آن و به تعبیر قرآن ، محمد خاتم  و نگین پیامبران الهی گذشته است و به نماز ایستادن پیامبران پشت سر آن حضرت در شب اسراء بیانگر واگذاری رهبری بشریت و همه ملت ها و ملیت ها بود به آن پیام آور صلح و آشتی ؛ محمد مبعوث نشده تا با پیروان سایر ادیان بجنگد بلکه فراخوان رسول الله به اهل کتاب این بود که : قُل یا أَهلَ الکِتابِ تَعالَوا إِلىٰ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَینَنا وَبَینَکُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِکَ بِهِ شَیئًا وَلا یَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوا فَقولُوا اشهَدوا بِأَنّا مُسلِمونَ﴿۶۴﴾

بگو: «ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را -غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد هرگاه از این دعوت، سرباز زنند، بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم. سوره آل عمران آیه ۶۴

۵-  تدوین نخستین قانون و تفاهم نامه همزیستی مسالمت آمیز توسط محمد (ص)

محمد(ص) از آنجا که برای خوشبختی همه انسان ها مبعوث شده است و باید غیر مسلمانان نیز از برکات آن حضرت سهم کبیری داشته باشند ، آن حضرت دستور داد که قانونی در مدینه تدوین شود که به موجب آن همه ساکنان مدینه ، پایتخت دولت نبوی اعم از مسلمان و یهودی و مشرک و حتی منافقان ! در کنار هم و به طور کاملاً مسالمت آمیز و برابر زندگی کنند .

از دیدگاه پیامبر ما ، مسلمان نبودن جرمی نیست که بخاطر آن بتوان با کسی جنگید و جنگ های تحمیلی رسول الله هم هرگز با این هدف که طرف ، مسلمان نیست صورت نگرفته است.

 ۶- محمد پیامبر و منادی صلح و آشتی

 بارزترین و آشکارترین پیام محمد به جهانیان چیزی نیست جز آشتی و همزیستی و تعامل و مدارا.

همزیستی مسالمت آمیز پیامبر و یارانش با مشرکان ، یهودیان و سایر ملیت های موجود در مدینه و تاکید آن حضرت بر مشترکات و تلاش جهت حفظ وحدت و یکپارچگی  شهروندان ، مُبیّن این است که اصول فوق – همزیستی و تاکید بر مشترکات- به عنوان یک استراتژی ثابت در همه عصرها بویژه عصر حاضر باید مطرح باشد نه یک تاکتیک گذرا و هدفمند!  و در ضمن پیام این فراز از سیره عملی رسول الله عبارت است از اینکه مسلمانان و اسلام گرایان معاصر باید ضمن محافظت بر ثوابت دعَوی و اعتقادی خود ، از ادبیات سیاسی تفرقه جویانه دوری جسته و با عمل ثابت کنند که « برای وصل آمده اند نی برای فصل»

به تعبیر یکی از بزرگان ، محمد(ص) استاد و مؤسس دانشگاهی بود که بر دروازه ورودی آن با خط درشتی نوشته و حکاکی شده بود که « و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین»

هرگز او اجازه نداد کسی را بدون علاقه و رغبت قبلی و قلبی اش به اسلام آوردن وادارند و استفاده آن حضرت و یاران وفادارش از شمشیر تنها منحصر بود به میادین نبرد و کارزار!

داستان مشارکت سبز و فعال محمد (ص)در پیمان مبارزه با فقر و ستمگری موسوم به حلف الفضول قبل از نبوت و تاکید او پس از بعثت و دریافت وحی بر مشارکت در اینگونه تفاهم نامه های عادلانه نشانگر این است که پیامبر ما محمد همواره همای رحمت و صلح و آشتی برای بشریت بوده و خواهد بود.

۷- پیامبر اسلام منادی جنگ و خون ریزی نیست

 پیامبر اسلام هرگز طرفدار و خواهان جنگ نبوده است و آوازه آن حضرت در جهان آن روز و به ویژه یثرب که از جنگ های داخلی و کمرشکن رنج می برد حاکی از این بود که آشتی را بر جنگ و درگیری برتری می دهد و اگر به انگیزه نشست نمایندگان اوس و خزرج در دو بیعت عقبه با رسول خدا مراجعه کنیم متوجه خواهیم شد که بزرگترین امیدشان این بود که با مقدم این پیامبر مهاجر به شهرشان اختلاف ها و تفرقه ها برای همیشه از شهرشان به باد فراموشی سپرده شود.

مردم و ساکنان مدینه شنیده بودند که محمد خیلی قبل از اینکه به پیامبری برگزیده شود و در جریان بازسازی کعبه شریف و اختلاف عشایر بر اینکه شرف گذاشتن حجر الاسود بر جایگاهش نصیب چه کسی شود ؛ و آن گاه که از فرط اختلاف به جان همدیگر می افتادند ولی با داوری محمدامین آب به آتش فتنه ریخته شد و در واقع او نگذاشته بود که در میان مردم شهرش درگیری و کشمکش حاصل شودپس بی صبرانه منتظر این رهبر فرزانه بودند تا با درایت و حکمت شهرشان را سامان داده و مردمانش را به برادری و همزیستی فراخواند. زمانی که پیامبردراوج سادگی وارد شهر یثرب و مدینه می شود و به شیوه ای کاملاً سنتی و عادی نه آنگونه که در بین شاهان خودخوانده مرسوم بود ! مورد استقبال مردمان پاک سرشت آن سامان قرار می گیرد و متفاوت از همه پادشاهان فارس و روم و بدون اینکه اهدافی توسعه طلبانه داشته باشد و صرفاً به منظور حلّ مشکلات جدی و خانمان سوز مردم یثرب وارد این شهر آشوب زده می شود ؛ مورخان نوشته اند که بزرگ ترین وعده ای که مردم مدینه از پیامبر (ص)  پس از ورودش به شهرشان دریافت نموده بودند عبارت بود از پایان دادن به اختلافات خونین چندین دهه دو قبیله اوس و خزرج ؛ آن هم در سایه اسلام ، امری که رهبران قبایل موجود از جمله یهودیان بیشتر به شعله ورنمودن آن دامن زده بودند ؛ بنابراین مقدمش به شهر یثرب برای ساکنان آن بسیار حیاتی و ارزشمند تلقی می شد همین بود که بی صبرانه منتظر قدوم آن هُمای آشتی و صلح بوده و جوانانشان سرود ” طَلَعَ البَدرُ علینا” زمزمه می نمودند.

با مراجعه به آخرین اظهارات و پیام پیامبر اسلام در خطبه مشهور «حج خدا حافظی» می بینیم که آن حضرت بیش از هر چیز بر حرمت خون و مال و کرامت انسان ها تاکید می ورزد « ای مردم، سخنم را بشنوید و در آن بیندیشید بدانید که هر مسلمانی برادر مسلمان است؛ و به راستی که مسلمانان برادراند، پس چیزی از اموال برادر حلال نمی‌شود مگر آن‌چه به طیب نفس به دیگری داده باشد. پس ستم به خویشتن نکنید»

۸- محمد(ص) هرگز خواستار حذف و محو ملت ها و ملیت ها نبود

تاریخ زرین پیامبر اسلام مملو است از مردانی چون سلمان فارسی و کابان کوردی و صهیب رومی که پس از مبعوث شدن آن حضرت راهی محل سکونت آن حضرت شده اند و پس از دریافت هدایت ها و راهنمایی های لازم از محضر پیامبر اسلام و صرفا به منظور خدمت به مام و ملت راهی سامان خویش شدند تا آنان را از خدمات اسلام به بشریت و ملت ها آگاه نمایند و همچنین به مردم خود اعلام کنند که اسلام نه تنها به ملت ها و ملیت ها اعتراف می کند ؛ بلکه آن را آیه و نشانه ای از نشانه های خدای رحمان و به بزرگی خورشید و آسمان ها و زمین و ستارگان می بیند

 و جاذبه های دیگر تاریخ پر افتخار پیامبر امین و رحمت که به منظور جلوگیری از اطاله سخن از پرداختن به آن خودداری می کنم.

والسلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *