خانه ---> قرآن ---> 4- چگونه قرآن را خوب بخوانیم و بفهمیم؟ یازده اصل مهم برای چگونگی فهم قرآن
quran

4- چگونه قرآن را خوب بخوانیم و بفهمیم؟ یازده اصل مهم برای چگونگی فهم قرآن

4- چگونه قرآن را خوب بخوانیم و بفهمیم؟  یازده اصل مهم برای چگونگی فهم قرآن

نویسنده :  استاد خرم مراد

چگونگی فهم معانی؟

اصول و راه‌های رهبری کننده‌ای که برای درک قرآن باید مدنظر باشند، بسیار زیادند و برای گفتگوی مفصل در مورد همه آنها کتاب ضخیمی مورد نیاز خواهد بود.

اینجا ما در نهایت اختصار، فقط توجه شما را به چند اصل مهم جلی خواهیم کرد که در سعی برای درک معانی قرآنی، باید در نظر داشته باشید.

اصول مهم برای فهم قرآن

قرآن را به عنوان حقیقت زنده در نظر بگیرید

اول: هر کلمه از قرآن را چنان در نظر بگیرید که گویا همین امروز در حال نازل شدن است. آن را برای عصر نوین امروزی همان قدر مربوط و کتاب زنده قلمداد کنید که چهارده قرن پیش نازل شده بود. از نگاهی دیگر تصور کنید، اگر غیر قابل تغییر و ابدی است، اینک هم نمی‌تواند حاوی پیام متفاوتی باشد. برای همین هیچ آیه‌ای از آیات قرآنی را داستان قدیمی قلمداد نکنید. در این صورت است که کلام خداوند حی و قیوم را همیشه زنده، و هر لحظه در حال نظم بخشیدن به حیات مخلوقات تصور خواهید کرد.

چنانکه قبلاً دیده‌اید، حضور قلب در مطالع بسیار ضروری است. ذهن و عقلتان باید در تفکر دربارظل آیات قرآن، همیشه این حقیقت را در نظر داشته باشند. نکات پوشیده آن بسیار است. برای همین هر حرف آن را می‌توانید عملی کنید و دنیای خود را در پرتو آن مشاهده کنید. سعی کنید این اطلاق در ارتباط با زندگی خودتان در پرتو آن صورت بگیرد. نگرانی‌ها و مسائل روز و علم و تکنولوژی در دورۀ معاصر، تجربیات و سطوح آن … جواب همه باید از قرآن بدست بیاید.

دوم: امر مهم‌تر این است که این را بفهمید که در هر پیام قرآن شما و جامعۀ شما مورد خطاب هستید. یک بار که پیشروی کردید، سعی کنید این را بفهمید که هر آیۀ قرآن برای وضعیت شخصی شما چه پیامی دارد؟ قبلاً مشاهده کرده‌اید که برای افزایش حضور درونی خود، چگونه باید ترقی کرد. اینک مشاهده کرده‌اید که برای افزایش حضور درونی خود، چگونه باید ترقی کرد. اینک مشاهده خواهید کرد که این فهم چگونه ذهنتان را برای درک قرآن باز می‌کند.. شخصی برای آموزش قرآن به خدمت رسول الله(ص) آمد. ایشان سورۀ زلزال را به آن شخص آموختند. زمانی که آن حضرت به آیه : من یعمل مثقال ذرة … رسیدند، آن شخص گفت: این برای من کافی است و سپس از آنجا رفت. رسول خدا(ص) فرمودند: این شخص به شکل یک فقیه مراجعت کرد.(ابوداوود)

بی تردید یقین دارم که هیچ بخشی از قرآن نیست که برای شما یک پیام شخصی نداشته باشد، در درون شما برای یافتن آن باید فکری و نظری وجود داشته باشد. هر یک از صفات خداوندی به گونه‌ای ایجاب می‌کند که باید با آن ارتباطی مطابق آن صفت برقرار شود. هر وعده‌ای از زندگی بعد از مرگ این را می‌طلبد که برای آن آماده شویم.

پاداش های آن را آرزو کنیم و خواهان محفوظ ماندن از سختی‌های آن بوده و برای وقوع این عمل بکوشیم. هر صحبتی شما را با درون خود شریک می‌کند و هر شخصیتی، نمونه‌ای برای شما می‌آورد که یا از او پیروی کنید یا از پیروی او بپرهیزید. هر دستور قرآنی، اگر چه به ظاهر با وضعیت فعلی شما مطابقت نداشته باشد، اما باز هم پیامی برای شما دارد. صحبت‌های عمومی برای شما معانی ویژه‌ای دارد. سخن‌ها، حوادث و اوضاع خصوصی همیشه به آن اصول عمومی رهنمون می‌شوند که می‌توانید زندگی خود را بدان اطلاق کنید.

کل را به عنوان یک جزء در نظر بگیرید

سوم: تمام قرآن در درون خود یک واحد است، یک وحی است. اگر چه این پیام به شکل متفرق و در اشکال گوناگون وارد شده است، اما در اصل یک پیام است و دارای یک نظریۀ جهانی است. چهارچوب کلی دستورالعمل است. تمام قسمت‌ها به طور کامل با یکدیگر مطابقت دارند و علامتی دال بر این دارد که نازل شده از سوی خدا است.

آیا این مردم در قرآن دقت نمی‌کنند؟ اگر از سوی کسی غیر از خدا بود در آن اختلاف بسیار دیده می‌شد.(نساء:82)

باید بکوشید که این پیام واحد و چهارچوب، کاملاً در تصرف شما در بیاید. سپس باید هر چیز را جزئی از این پیام یعنی یک کتاب؛ قرآن کامل بدانید؛ خواه یک کلمه، یک آیه، یک پاراگراف و یا یک سوره باشد. از چهارچوب کامل قرآنی، بخشی را جدا نکنید. چون در این صورت به یک مفهوم مسخ شده خواهید رسید. به هر معنی که رسیدید، برای مطابقت، در یک ارتباط معنایی کلی آنها را بسنجید.

به هنگام مطالعۀ بخش های انتخاب شده، باید آنها را تجربه کنید. پس آنها را جدا کرده و در هر کلمه و هر جمله جداگانه دقت کنید. البته فراموش نکنید که آنها را دوباره در کنار هم قرار دهید. چون به این ترتیب به شکل یک تصویر در مقابل شما قرار خواهد گرفت. بعد از آن، این تصویر را در ارتباط معنایی با کل قرآن قرار دهید. در غیر این صورت مطالعۀ بخش های انتخابی، می تواند شما را در یک سمت مخالف به حرکت در بیاورد و {همچنین}، جای رهنمون شدن به سوی نقطه نظر حقیقی قرآن، به اشتباه استفاده از آنها برای تأیید نقطه نظر خود مبتلا خواهید شد.

آنگاه که در جستجوی معانی ای هستید که بتواند بر زمانه و اوضاع شما منطبق باشد، تمام قرآن را باید مورد مطالعه قرار دهید. در غیر این صورت، بجای بررسی انتقادی اوضاع زندگی خود در پرتو قرآن، به اشتباه فاحش شکل دادن آن مطابق تفکر دیگری دچار خواهید شد.

در پرتو موارد ذکر شده بالا، شروع مطالعۀ قرآن با لغت نامه مناسب نیست. تا زمانی که خود قران را جندین مرتبه مورد مطالعه قرار نداده‌اید و چهار چوب کلی آن را درک نکرده‌اید. بوسیلۀ لغت نامه آیات مربوط به موضوعی را جمع‌آوری و سپس مورد مطالعه قرار ندهید. زمانی از آن استفاده کنید که طبق مطالعات خود نیاز به منابعی را حس بکنید.

قرآن را به عنوان یک متن مربوط و یکجا تلقی کنید

چهارم: به ظاهر در قرآن نوعی عدم ارتباط مشاهده می‌کنید. اما با این وجود در سطح وسیعی نظم و ارتباط در قرآن موجود است. هر قسمت با قسمت دیگر، هر آیه با آیۀ دیگر، هر سوره با سورۀ دیگر ارتباط دارد. در پسِ تغییرات ظاهری موضوعات، یک ریسمان جفت و جور کننده وجود دارد. به همین دلیل است که به رسول الله(ص) دستور تبیین وحی داده می‌شد که هر وحی در چه مقامی قرار داده شود.

باید بکوشند که این ارتباط داخلی را بیابید. حتی ممکن است که در تلاش اولیه به آن نرسید. بلکه این امکان هم وجود دارد که وقت زیادی در کشف آن از شما بگیرد. زمانی که قرآن از دیدگاه این ارتباط مورد درک قرار بگیرد، هر قسمت از آن، معانی کامل خود را بر شما ظاهر خواهد کرد.

با تمام وجود خود قرآن را درک کنید

پنجم: در مطالعه قرآن تمام وجودخود را بکار ببندید و معانی آن را بفهمید. ذهن و دل و حس و خرد در کنار هم شخصیت شما را تشکیل داده‌اند. قرآن بسته‌ای نیست که فقط با کمک ذهن باز شود و نه نمونه‌ای است که فقط از زیبایی آن حظ و لطف حاصل شود. مانند یک شخص تقسیم شده به سوی قرآن نروید. زمانی که به مطالعه می‌پردازید، عقل با احساسات خود را کنار نگذارید، بلکه اجازه دهید هر دو در کنار هم باشند.

آنچه که قرآن می‌گوید، درک کنید

ششم: آنچه را که قرآن می‌گوید بفهمید، نه آنچه را که شما به قرآن می‌گویید. هرگز با این دید به سوی قرآن نروید که نظر خود را مورد تأیید قرار دهید یا راهی به تصدیق نقطه‌نظر خود بیابید و یا مدرکی برای ادعای خود به دست بیاورید. همیشه با ذهن باز بروید و برای شنیدن صدای خدا و سر تسلیم فرود آوردن در برابر او آماده باشید.

قرآن را در محدودۀ آرائی که مورد توافق همه است در نظر بگیرید

هفتم: شما اولین کسی نیستید که به مطالعه و درک قرآن اقدام می‌کنید. قبل از شما سلسله‌ای از کسانی وجود دارد که به این کار دست زده‌اند و یادگار ارزشمندی از خود بجای نهاده‌اند، نمی‌توانید آنها را نادیده بگیرید. برای همین نباید چنان به کنار قرآن بروید که تا به حال کسی به کنار آن نرفته باشد و نباید راه خود را از تفاسیر قبلی جدا کنید. مفهومی که خلاف فرمان یا سنت رسول خدا(ص) یا امت اسلامی باشد، نمی‌تواند صحیح باشد. نتایجی که از میراث‌های ارزشمند نسل‌های گذشته به طور کلی مختلف بوده و جدید باشد، باید بنیاد علمی استواری داشته باشند.

فقط با معیارهای قرآنی درک کنید

هشتم: قرآن مجید همانند کتاب‌های دیگر نیست و از هر لحاظ بی‌نظیر است. زبان و گفتار مخصوص خود را دارد، روش، منطق و استدلال خود را دارد و افزون بر همۀ اینها هدف و انگیزه منحصر به فردی دارد. فهم آن با معیارهای انسانی که قرآنی نباشد، بی‌فایده خواهد بود. هدفش این است که هر انسان به سوی خالقش راهنمایی شود و یا ایجاد یک رابطۀ جدید با خدا، یک تحول انقلابی در او ایجاد کند. هر امری به این هدف بستگی دارد و به حول آن محور می‌چرخد.

قرآن دارای نکاتی پوشیده است:

  • نه اعماق دریای معانی آن پیداست و نه ساحلش، برای یک جستجوگرِ معمولیِ صداقت که (به دنبال این است که) چگونه زندگی خود را سپری کند، هرگاه با احساسات صحیح و روش درست به سوی آن حرکت کند، معانی‌ای که برایش کفایت بکند را می‌تواند بفهمد.
  • زبان آن به گونه‌ای است که یک انسان معمولی می‌تواند آن را بفهمد. در قرآن کلماتی استفاده شده‌اند که در زندگی روزمره کاربُرد داشته و عمومیت دارند. قرآن نه اصطلاحات جدید غیرقابل فهم وضع می‌کند و نه زبان فنی و علمی فلسفه، علوم تجربی، منطق و دیگر علوم را مورد استفاده قرار می‌دهد. بلکه به واژه‌های قدیم عام کاملاً معنای جدیدی می‌بخشد.
  • قرآن نه کتاب تاریخ است و نه علوم تجربی، نه کتاب فلسفه است و نه منطق. از همۀ آنها برای این استفاده می‌کند که راه را به انسان نشان بدهد. برای همین هیچ وقت سعی نکنید معلومات بشر امروزی را با آن تصدیق کنید. این اطلاعات برای یافتن مفهوم آن ضروری نیستند، البته برای وسعت بخشیدن به فهم، همیشه می‌توان از آن کمک گرفت.
  • استدلال قرآن بر مبنای تجربیات طبیعت، تاریخ و ذات خود انسان است. برای شنوندگان خود در مورد دنیایی سخن می‌گوید که از آن شناخت دارند و از آن ادعاهایی استفاده می‌کند که خود انسانها آنها را قبول دارند. در این مورد قرآن منحصر به فرد است. به این ترتیب به فتح ذهن و دل انسانها می‌پردازد و آنها را تغییر می‌دهد.

قرآن را با قرآن بفهمید

نهم: بهترین تفسیر قرآن خود قرآن است. در ظاهر خیلی کلمات و مباحث خود را تکرار می‌کند. اما این تکرار بی‌مورد نیست. تکرار یک کلمه یا بحث خاص عموماً یک مفهوم جدید را توضیح می‌دهد و یا توجه به یک جنبۀ جدید متمرکز می‌کند. باید بکوشید که این معانی را بفهمید.

برای فهمیدن معانی کلمه، آیه و یا قسمتی از قرآن، به درون خود قرآن مراجعه کنید. برای مثال کلمه‌های کلیدی‌ای چون: ربّ، اله، دین، کفر، ایمان و ذکر را اگر با توجه به آن مفاهیمی که خود قرآن مورد استفاده قرار داده است مورد مطالعه قرار دهید، بهتر می‌توانید مفهوم آنها را بفهمید.

روش زندگی پیامبر(ص)

دهم: یکی از وظایف مهم رسول خدا(ص)، تشریح قرآن بود. ایشان با گفته و عمل خود به این کار دست زدند. برای همین تمام سرمایۀ گفتار و روش رسول الله(ص)، وسیلۀ ارزشمند فهم قرآن است. نه فقط احادیثی که نکات تفصیلی در آن وجود دارند، بلکه تمام احادیثِ صحیح مفید هستند. برای مثال احادیثی که در مورد موضوعاتی چون ایمان، جهاد و توبه هستند، در فهمیدن این آیاتِ قرآنی، جایی که این موضوعات بیان شده‌اند، خیلی کمک خواهند کرد.

با زبان عربی قرآن را بفهمید

یازدهم: عربی برای قرآن اولین زبان کلیدی است.

زبان عربی برای فهم قرآن، به همراه سیرت نبوی(ص) دارای اهمیت اساسی است. قرآن با زبان خود را واضح، زنده و قابل فهم می‌کند. در زبان عربی که قرآن مورد استفاده قرار داده است، ویژگی‌هایی هستند که باید از آنها مطلع باشید.

اول: روش قرآن، خطابه است نه نوشتاری. در یک خطبه حرف‌های بسیار با این فرض بیان نمی‌شوند که شنوندگان بدون بیان مستقیم آنها، مشکلی در فهم آن حس نخواهند کرد. با این کار به تأثیر آن افزوده می‌شود. برای این که شنوندگان با کلمه‌ها و میط خود دائماً در ارتباط هستند. تفصیلات زیاد یک سخنرانی را بی‌تأثیر می‌کند.

برخی وقت‌ها با تغییر ناگهانی یک کلمه در قالب‌های متفاوت، تأثیر یک عبارت افزایش می‌یابد. باید برای این تغییرات آماده باشید و تعیین بکنید که کدام یک، چه کسی را مخاطب قرار می‌دهد. تسلسل سخن گاهی به طور ناگهانی قطع هم می‌شود، بنابراین باید این مقامات را بشناسید.

دوم: این نیست که زبان عربی در بیان خود خیلی بلیغ است و بیشتر اوقات کلمهها و بخش‌های افزودنی در آن وجود ندارد. برای همین ابهام ایجاد می‌شود و محذوفاتی دیده می‌شود و خصوصیاتی از این دست که باید در مورد آنها احتیاط زیادی به خرج بدهید. این را از اساتید خود یا کتب تفسیر یاد می‌گیرید.

سوم: معنی لغوی مستقیم کلمه‌ها و جملات، برای فهم جداگانۀ آن کلمات و جملات کافی نیستند. شما باید درکِ گفتگوها، نوع ادبی و حس فهم مجموعی آن را کسب کنید. آشنایی با زبان عربیِ دورانِ نزول وحی بسیار می‌تواند کمک باشد. اما به دلیل مبتدی بودن شما، دسترسی به آن برای شما ممکن نخواهد بود.

مقالات مرتبط:

1- چگونه قرآن را خوب بخوانیم و بفهمیم؟ داشتن ذهن جستجوگر پرسشگر

2- چگونه قرآن را خوب بخوانیم و بفهمیم؟ استفاده از کتاب های کمک مطالعه

3- چگونه قرآن را خوب بخوانیم و بفهمیم؟ چهار مرحله مهم برای مطالعه تفصیلی قرآن

4- چگونه قرآن را خوب بخوانیم و بفهمیم؟ یازده اصل مهم برای چگونگی فهم قرآن

5- چگونه قرآن را خوب بخوانیم و بفهمیم؟ 10دستور العمل‌‌‌‌ برای چگونگی عمل و فهم قرآن

——————————–

نام کتاب: سفر به سوی قرآن/ مؤلف: استاد خرم مراد / ترجمه و تطبیق با نسخه دست نویس: نشر احسان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *