معماری
خانه ---> جهان آخرت ---> صحنه های از قیامت در سوره یونس، شادی بهشتیان و غم دوزخیان و حشر با شرکاء
سید قطب
سید قطب

صحنه های از قیامت در سوره یونس، شادی بهشتیان و غم دوزخیان و حشر با شرکاء

صحنه های از قیامت در سوره یونس، شادی بهشتیان و غم دوزخیان و حشر با شرکاء

نویسنده: سید قطب / مترجم: زاهد ویسی

 سوره ی یونس[1]

  • ” إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ* دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ”

” بی گمان کسانی که ایمان می آورند و کارهای شایسته می کنند، پرودگارشان به سبب ایمان ( راستین و کارهای خداپسند) رهنمودشان می نماید ( و در دنیا بر ایمان، اس”توار و ثابت قدم شان می دارد، و در  آخرت به بهشت نائلشان می فرماید که ) جویبارها در زیر ( کاخ های ) ایشان در بهشت خوش و پر ناز و نعمت روان است. در بهشت دعای مؤمنان: پروردگارا! تو منزهی ( از آن چه کافران در دنیا می گفتند) و سلام آنان در آن ( خطاب به همدیگر ) دردتان باد ( ای فرمان برداران یزدان سبحان)! و ختم دعا و گفتارشان : شکر و سپاس پروردگار جهانیان را سزا است، ( که ایمان را نصیب ما کردو از ما خشنودگردید) می باشد.

” لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلاَ يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلاَ ذِلَّةٌ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ * وَالَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيِّئَاتِ جَزَاء سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ”

” کسانی که کار های نیکو می کنند، منزلت نیکو( یعنی بهشت) از آن ایشان است و افزون ( بر آن هم مغفرت رضوان است) دارند، و غبار غم و اندوه بر پیشانی ایشان نمی نشیند وخواری و رسوائی نمی بیند. آنان اهل بهشتند و جاودانه در آن می مانند. کسانی که کارهای زشت می کنند، کیفر هر زشتی به اندازه آن خواهد بود ( نه بیشتر)، و خواری و حقارت آنان را فرا می گیرد. هیچ کس و هیچ چیزی نمی تواند آنان را از ( دست عذاب) خدا رهایی بخشد. ( و در پناه خود دارد. آن اندازه روسیاه و گرفتار غم و اندوهند) انگار با پاره های تاریکی از شب چهره هایشان پوشانده شده است. آنان دوزخیانند و جاودانه در آن می مانند.

  • ” وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَآؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ* فَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ * هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ “[2]

همین بس که خدا میان ما و شما گواه است که ما بدون شک از عبادت شمابی خبر بوده ایم. در آن جا ( که میدان حشر و پهنه گردهمایی است) هر کس کارهایی را که قبلا” ( در دنیا) کرده است می آزماید، و جملگی مردم به سوی ÷خدا، یعنی مولای حقیقی خویش برگردانده می شوند، و چیزهایی را که به دروغ ساخته و به هم بافته بودند از میان بر می خیزند.

  • ” وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَن لَّمْ يَلْبَثُواْ إِلاَّ سَاعَةً مِّنَ النَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ “

( ای پیغمبر! آ نان را بترسان از ) روزی که آنان را ( خدا برای حساب و کتاب ) “گرد می آورد ( و ایشان در آن روز  به یادزندگی دنیا می افتندو از هراس رستاخیز فکر می کنند که )انگارجز ساعتی از روز ( در دنیا نبوده اند و) نمانده اند ( تنها بدان اندازه ) که با همدیگر آشنا شوند ( و آن گاه از یکدیگر خداحافظی می کنند و به سرای دیگر روند! در روز قیامت) به راستی کسانی زیان بارندکه رویاروئی با خدا را تکذیب کرده اند و راهیاب نبوده اند.

  • وَأَسَرُّواْ النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ الْعَذَابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ [3]

اگر آن چه در زمین است، متعلق به کسی باشد که ( با کفر و شرک، به خود و دیگران)ستم کرده است، و آن را برای بازخرید ( و نجات خویشتن از عذاب دوزخ) بپردازد، ( از او پذیرفته نمی گردد. او و دیگر کافران) هنگام رویاروئی با عذاب ( دوزخ به هراس می افتند و بغض می کنند و) آهسته ( ناله سر می دهند و ) اظهار پشیمانی  می نمایند. در میان شان داد گرانه داوری می گردد و بدیشان ستمی نمی شود.

  1. این تصویری انحصاری است. این جا در بهشت گروهی وجود دارند که ” دعایشان در آن ، خدایا…”است. گویی این امر، مسئله ای اساسی آن ها است که آنان را به خودمشغول ساخته است یا تنها دعایی است که جز آن را نمی دانند و ” سلام آنان در آن، دورد است”. پس هرچه در آن وجود دارد، ایمنی، اطمینان، و سلام است: ” و ختم دعا و گفتارشان ( این است) شکر و سپاس پروردگار جهان را سزا است “. و به این صورت همه هستی برای آنان در تسبیح خداوند ،؛ تمجید، شکر و حمد او خلاصه می شود. در میانه ی تسبیح و حمد تنها درودهای پاک و سالم فاصله می شود.

  1. صحنه دوم نیز، صحنه کافرانی است که غبار غم آنان را فرا می گیرد و بر رخسار آنان تیرگی و تاریکی دیده می شود. و صحنه مؤمنانی است که غبار غم آنان را در بر نمی گیرد و بر رخسار آن هامژده و خشنودی می نشیند.

این صحنه قبلا” در ( سوره ) عبس و ( سوره)قیامتگذشت،امادراین جا باافزوده ای نمایش داده می شودکه آن را تازه می سازد و حال و هوای تنوع را به آن می بخشد. پس رخسار “کسانی که کارهای زشت می کنند  چنان است که گویی تکه هایی از شب تار، آن ها را پوشانده است و به این صورت، شب به جسم قابل حسی تبدیل می شود، تکه تکه می گردد، و با این تکه ها، رخسارها رامی پوشاند و صحنه ی آن، ک و انحصاری می شود! ” آنان دوزخیانند و جاودانه در آن می مانند”.

  1. صحنه حشر با شرکا نیز آشنا است، اما این جا به سان تازه است. به این ترتیب،  هم آنان و هم آن ها ندا داده می شوند: ” شما و معبود هایتان در جای خودبایستید”. ایست، تکان نخورید. آنان نیز می ایستند، پس از آن حرکت آرام می شود و صداها پایین می آیند. سپس حرکت جدیدی شروع می شود و میان اینان و آنان را جدا کرده می شوند: ” بعد آن از هم جدامی سازیم” به این ترتیب، شرکاجدا شده و در ورای پرده/ مانع قرار می گیرند و در این جا، پدیده ی بیزاری ( و دوری) شروع می شود:  و معبودهایشانمی گویند: شمامارانپرستیده اید”!

و در این باره به چه کسی استشهادمی کنند؟ آنان خدا راشاهدمی گیرند! ” همین بس که خدا میان ماو شما گواه است”. به خداقسم! مااز این که شما ما راپرستیده اید، غافل بوده ایم، خبر نداشته ایم، و برای آن اهتمامی قائل نشده ایم، پس بنابراین ما مسئول آن نیستیم.

و این صحنه های مسخره آمیز و در عین حال دردناک است: ” و همه مردم ، به سوی خدا، سرور حقیقی خویش، برگردانده می شوند” .ونمایان می شود که هر چه راشریک وی ساخته بودند، گمراهی بود و افترایی که بر وی زده بودند، از آنان گم و ناپدید می شود.

 

  1. و صحنه حشر کسانی که، حشر شدگان می پندارند، بسیار کم در قبر های خود مانده اند، نیز قبلا” گذشت. اما افزوده ای این جا این است که آنان پس از برخاستن از گور، کم کم یکدیگر رامی شناسند. این هم لحظه ای بسیار کوتاهی است. چون دیری نمی یابد که صیحه دوم رامی شنوند؛ چنان که در سوره دیگری آمده است.

  1. اما صحنه پنجم، که صحنه ای کوتاه است ولی در آن، تصویر غم آمیز اندوهباری ترسیم می شود که در اندرون نفس صورت می گیرد و سایه سار آن بر رخسارها افکنده می شود: ” هنگام رویارویی با عذاب، آهسته اظهار پشیمانی می نمایند”.

تعبیر کوتاه، تصویری از کسانی را ترسیم می کند که ناگهان با عذاب مواجه می شوند و به چنگ او می افتند و در می یابد که نه راه گریزی دارد، و نه مقاومت فایده ای دارد. لذا در درون خود احساس پشیمانی می کند و آن چه را احساس می کند، در درون خود سر می دهد. سپس، تعبیر در این جا متوقف می شود و نشانه ی دیگری را نمی افزاید و می گذارد و خیال سایه ساری راتصور نماید که در چهره ها نمایان می شود؛ که سایه سار غم آمیز رنج آوری که تقریبا” نمی تواند آن ها را بر زبان بیاورد .

و به این ترتیب، این تصویر، بااین تعبیر کوتاه، جای خودرا در تصویر سازی پیدا می کند.

—————————

منبع : صحنه های قیامت در قرآن / نویسنده: سید قطب / مترجم: زاهد ویسی

[1] سوره ی پنجاه و یکم ، مکی ؛ جز چهار آیه.

[2] یونس 28-30

[3] یونس/54

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس