معماری
خانه ---> اندیشه ---> اسلامی که به سوی آن فرا می خوانیم!
قرضاوی

اسلامی که به سوی آن فرا می خوانیم!

اسلامی که به سوی آن فرا می خوانیم!

نویسنده : علامه یوسف قرضاوی / مترجم : عبدالخالق احسان

  1. اسلامی است که عقل را مورد خطاب قرار داده و در فهم دین و آبادانی دنیا به آن اعتماد دارد،‌ اسلامی که به علم و دانش گستری و استفاده از جدیدترین تئوری های علمی دعوت می کند و دستاوردهای علمی در تمام میدان ها را می پذیرد،‌ اندیشیدن را عبادت دانسته و فراگیری هر علمی را که امت به آن نیاز دارد، فرض قلمداد کرده و عقب مانی از قافله‏ی علمی معاصر را منکر و جریمه‏ ای نابخشودنی می داند.

  1. اسلامی است که به اجتهاد و نوآورری فرا خوانده و در مقابل جمود و تقلیدکورکورانه مقاومت می کند، به همراهی با تغییرات، پیوستگی در پیشرفت باور دارد، شریعت اسلامی با مواجهه به امور جدید کوتاه نمی آید و از ایجاد راه حل هر مشکلی عاجز نیست؛ بلکه اگر عجزی رونما می گردد از عقل‏های مسلمانان و یا اراده­ی شان سرچشمه می گیرد، و اجتهاد در زمانه‏ی ما به حیث فریضه و ضرورت قرار گرفته است، فریضه ای که دین آن را واجب گردانیده و ضرورتی که واقعیت آن را حتمی می سازد و دروازه‏ی اجتهاد با در نظرداشت شرایط و برای اهل آن باز است، خواه اجتهاد ترجیحی و انتخابی باشد و یا اجتهاد ابداعی و نوآوری، فردی باشد یا جمعی، جزئی باشد یا کلی.

  1. اسلامی است که میانه روی در همه چیز از ویژگی‏های آن است، و آن را از خصوصیت‏های اسلامی امت می داند، میانه روی آن در توازن مثبت در همه میدان‏های اعتقادی، عملی، مادی و معنوی تمثیل میابد، در زندگی فردی به توازن بین روح و ماده، عقل و قلب، دنیا و آخرت، حقوق و وظایف،‌ فعالیت می کند، از طرف دیگر توازن عادلانه بین فرد و جامعه برقرار می نماید که به فرد آن قدر حقوق و آزادی نمی دهد تا فربه شده و مصلحت جمع را زیر پا نماید، چنانچه نظام سرمایه داری کرده است، و برای جامعه آن قدر صلاحیت و سلطه نمی دهد که بر فرد طغیان کرده و فشار وارد نماید تا لاغر شده و به درونگرایی دچار شده و انگیزه‏ها و موهبت‏هایش نابود گردد، چنانچه کمونیست و اشتراکیت افراطی چنین نموده است؛ لذا اسلام دیدگاه سرمایه داری را تأیید نمی کند تا آزادی های فردی به گونه ای فربه گردد که عدالت را از جامعه دور ساخته و گروه های ضعیف پایمال گردد و هم چنان دیدگاه مارکسیستی و پیروان آن را تأیید نمی کند که به نام دموکراسی اجتماعی و تحت شعار فریبنده (به دشمنان آزادی، آزادی نیست)، می خواهند دموکراسی سیاسی را خفه کنند.

  1. اسلامی است که به واقعگرایی امتیاز یافته و واقعگرایی یکی از ویژگی‏های عمومی آن است، اسلام پیروانش را در فضاهای ایده آل و غیر واقعی رها نکرده و با مردم به حیث این که فرشتگانی دارای بال باشند، تعامل نمی کند؛ بلکه باور دارد که مردم، انسان هایی اند که گاهی راه صواب پیموده و گاهی دچار خطا می شوند، گاهی استقامت داشته و گاهی منحرف می گردند، اسلام به ضعف بشری، اشتباه و خطاکاری او اعتراف دارد؛ لذا ترغیب و ترهیب نموده، امر به معروف و نهی از منکر را واجب گردانیده است. مجازات ها را مشروع نموده، و دروازۀ توبه را بازگذاشته است. برای ضرورت ها احکامی خاص، در نظر گرفته و برای انسان‏های معذور، عذرهای شان را مورد توجه قرار داده است. رخصت ها، تخفیف ها و استثناءات را در حالات مختلف در نظر گرفته است، همانند: اشتباه، فراموشی، اجبار؛ در صورتی که اجرای حکم در حد اعلی ممکن نبود، به انجام حد اقل و واقعی اجازه داده است.

  1. اسلامی است که زن را گرامی داشته و او را انسانی مکلف به صورت کامل می داند که حقوق و وظایفی دارد، زن را به حیث دختر، همسر، مادر، عضو خانواده و عضو جامعه مورد توجه قرار داده و برایش فرصت داده تا در عبادت، آموزش و عمل مشارکت نماید.

  1. اسلامی است که خانواده را اساس جامعه و ازدواج را اساس خانواده می داند؛ لذا اسلام بر ازدواج تشویق نموده و اسباب آن را آسان گردانیده و موانع اقتصادی را توسط تربیه و قانون گذاری از میان بر می دارد و عرف و عادت های نادرست که ازدواج را دشوار نموده و یا به تأخیر می اندازد را رد می نماید، مانند: گزاف بودن مهریه ها، مبالغه در هدیه ها و مراسم و محافل عروسی ها، اسراف در جهیزیه ها، لباس ها، زینت و آرایش و زیاده روی هایی که الله و رسولش صلی الله علیه وسلم در دیگر مصارف نیز از آن تنفر داشته اند.

  1. اسلامی است که به تربیه و توجیه اهتمام دارد، همان گونه که به قانون و تشریع توجه دارد و البته پیش از اهتمام به قانون و تشریع باید دانست که قوانین جوامع را ساخته نمی توانند؛ بلکه تربیۀ دوامدار، رهنمایی دقیق، جامعه ها را می سازند و اساس هر نهضت و تغییری؛ ساختن انسانی دارندۀ فکر، وجدان، ایمان و اخلاق می باشد، این انسان صالح زیر بنای جامعه‏ی صالح می باشد.
  2. اسلامی است که جامعه را بر پایه­ی برادری و وحدت بین فرزندان آن استوار می سازد، درین جامعه هیچ مجالی برای جنگ‏های نژادی وجود ندارد، نه جنگ طبقاتی، نه جنگ مذهبی، مردم همه برادر اند، بندگی الله متعال و فرزندی آدم علیه السلام ایشان را جمع نموده است «پروردگار شما یکتا است و پدر شما یکی می باشد»،‌ اختلاف بین شان مطابق اراده و حکمت الهی به وقوع می پیوندد و در روز قیامت به اثر اختلاف شان در اعمال و باورها از هم جدا می شوند.

  1. اسلامی است که کهانت نمی شناسد و در آن طبقه‏ی کاهن وجود ندارد که دین را در احتکار گرفته و بر وجدان ها حکم راند، دروازه‏ی رحمت الهی به سوی مردم بسته باشد؛ مگر از طریق کاهن ها، تصمیم های محرومیت و سند بخشندگی توسط آنان صادر گردد؛ در اسلام همه مردم مردان دین شان هستند و هیچ نیازی به واسطه بین خود و پروردگار ندارند، الله متعال به او از رگ گردنش نزدیک تر است، علمای دین برتریی جز تجربه هایی در تخصص شان نداشته و به آنان مراجعه صورت می گیرد،‌ همان گونه که به عالم و دانشمند هر رشته­ی دیگر مراجعه صورت می گیرد.

  1. اسلامی است که حق امت در انتخاب فرمانروایان را حمایت کرده و حاکم را بدون رضایت شان بر آن ها نمی گمارد، فرمانروا را خدمتگزار مردم دانسته و به آنان حق نظارت و محاسبه می دهد،‌ همان گونه که بر آنان لازم گردانیده تا به نصیحت و همکاری مسؤولین پرداخته و دستورات نیک شان را اطاعت نمایند؛ اما دستور به گناه و معصیت نباید شنیده شود و اطاعت گردد، اگر حاکم به بیراهه رفت و منحرف گردید، بایسته است که با نصیحت و رهنمایی به مسیر درست استوار گردد و اگر نصیحت و ارشاد تأثیر نکرد، باید عزل گردیده و از قدرت برکنار شود. حکومت اسلامی با این ویژگی، «حکومت دینی» نیست که غرب در قرون وسطی به آن آشنا می باشد؛ چون دولت اسلامی بر بیعت، شورا و عدالت بر پا بوده و بر اساس قانونی حکم می راند که خودش وضع نکرده و صلاحیت تغییر آن را ندارد، فرمانروایان حکومت اسلامی، رجال دین نیست؛ بلکه فرمان روایی به کسی سپرده می شود که توانا، امانتدار، نگهدارنده و دانا باشد، کسانی که وقتی در زمین قدرت می یابند، نماز را بر پا داشته و زکات را می پردازند و به نیکی ها امر نموده و از بدی ها باز می دارند.
  2. اسلامی است که دارایی را حفظ نموده و مال را شاهرگ زندگی و استواری مردم می داند، چون بدون مال، آبادانی زمین و نصرت دین تحقق نمی پذیرد. مال نعمتی است که باید در مقابل آن شکرگزاری کرد و امانتی است که باید رعایت گردد؛ چنانچه وسیله‏ی امتحان و آزمایش است تا الله متعال انسان را به واسطه‏ی ثروتی که به او ارزانی داشته مورد امتحان قرار دهد؛ لذا لازم گردانیده که به دست آوردن و رشد و انکشاف و مصرف آن در روشنایی روش‏های مشروع و روا باشد، و حقوق واجب آن ادا گردیده و از اسراف، خوشگذرانی و اهمال آن اجتناب صورت گیرد، به خصوص دارایی عامه که در اسلام خیلی مورد توجه قرار گرفته است،‌ همان گونه که مال یتیم مورد احترام است، اسلام مالکیت فردی را به رسمیت شناخته است؛ اما بر آن قیود و مکلفیت هایی در نظر گرفته تا آن را از گرایش های سلطه جویی و احتکار نجات دهد و با قانون گذاری و رهنمایی بر اساس خدمت به مصالح اجتماعی رهبری نماید.

  1. اسلامی است که توجه ویژه­ای به گروه های ضعیف جامعه همچون: کارگران، دهقانان، کسبه کاران و کارمندان کوچک دارد، کسانی که نیروی تولید در حالت صلح و نیروی پیروزی در حال جنگ اند. اسلام حقوق آنان را به وسیله‏ی مزدهای نهفته و ضمانت های وقایه وی به خوبی حفظ نموده است. از هر کس به اندازه‏ی توانش کار گرفته و به هر کس به اندازه‏ی کار و نیازمندی اش معاش می پردازد؛ هم چنان کسانی را که توانایی کار نداشته و یا مزد کارش کفاف زندگی او را نکند، مورد رعایت قرار می دهد،‌ چون: فقیران، مساکین، یتیمان و مسافران. برای آنان حقوق منظم و سالانه و غیر سالانه مقرر نموده است، مانند: زکات و صدقات از دارایی ثروتمندان و غنیمت، مالیات و دیگر عواید دولتی، اسلام فاصله بین نیازمندان و ثروتمندان را نزدیک نموده و از طغیان ثروتمندان کاسته و سطح زندگی نیازمندان را بالا می برد،‌ اسلام نمی پذیرد که فرد در حالی سیر بخوابد که همسایه‏ی پهلویش گرسنه باشد.‌ اسلام دولت را مسؤول مستقیم رعایت احوال مردم می داند؛ چون فرمانروا نگهبان است و نسبت به زیر دستانش مسؤول می باشد.

  1. اسلامی است که بر مسلمان ایرادی نمی گیرد که وطن خویش را دوست داشته و به آن افتخار نماید. قوم خویش را دوست داشته و به وجود آنان بنازد، البته تا وقتی که محبت وطن و قوم تعارضی با محبت دین و افتخار به آن نداشته باشد؛ لذا اسلام به ملی گرایی و قوم‏گرایی سخت نمی گیرد،‌ در صورتی که ملی گرایی و قوم‏گرایی محتوای مخالف و منافی اسلام نداشته باشد؛ مانند: الحاد، سکولاریزم، ماتریالیسی، تعصبات جاهلی و…

  1. اسلامی است که فکر را با فکر جواب داده و شبهه را با دلیل پاسخ می دهد. در دین اکراهی نبوده و در فکر اجباری نیست. اسلام خشونت را به حیث برنامه و ترور را به حیث وسیله رد می نماید، خواه این خشونت و ترور توسط فرمانروایان صورت گیرد و یا فرمانبران. اسلام به گفتگوی هدفمند وسازنده باور دارد تا اینکه به هر طرف گفتگو فرصت مناسب اعطا گردد تا باورهایش را بیان نماید،‌ البته باید به موضوعیت و آداب گفتگو التزام داشته باشند.

  1. اسلامی است که باور دارد الله متعال انسان ها را متفاوت آفریده است.

  1. اسلامی است که به ابراز خوشی و افتخار به تمدن درخشان دیروز اکتفا نمی کند؛ بلکه تلاش می ورزد تا تمدن اسلامی معاصر را ایجاد نماید که از علم، تکنولوژی، مدیریت و تنظیم تمدن امروزی به درستی استفاده نماید و اصالت و ویژگی های اساسی خویش را حفظ کند.

  1. اسلامی است که بزرگترین هم و غم آن تطبیق ظاهری بخش قانونی در شریعت اسلام و به خصوص بخش حدود و قصاص مجازات ها نیست؛ اگر چه تطبیق مجازات ها جزئی از احکام شریعت اسلامی بوده که تعطیل آن مجاز نمی باشد.

  1. اسلامی است که مسلمانان را به هر جایی که باشند، امت واحد دانسته و به همگان توجه داشته و آنان را علیه دشمنان شان متحد می سازد، مسلمانان با هم برادرند، عقیده‏ی واحد، قبله‏ی واحد، ایمان به کتاب واحد، پیامبر واحد و شریعت واحد آنان را گردهم جمع نموده است.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس