معماری
خانه ---> مقالات ---> تحليلي در مورد گناهان صغیره

تحليلي در مورد گناهان صغیره

تحليلي در مورد گناهان صغیره

نويسنده: دکتر یوسف قرضاوی / مترجم: ابوبکر حسن زاده

بعد از گناهان کبیره گناهان صغیره ای قرار دارد که حرام بودن آن ها ثابت و قطعی است و شارع مقدس آن ها را «لمم» و «محقرات» نامیده است. شاید کسی نتواند در یک زمان از تمام گناهان صغیره در امان باشد و به همین جهت با گناهان کبیره فرق دارند و تفاوت آن ها در این است که گناهان صغیره با خواندن نمازهای پنجگانه و نماز جمعه و گرفتن روزه رمضان و شب زنده داری در رمضان پاک می شوند و از بین می روند. و در حدیث صحیح آمده است:

«نمازهای پنجگانه، نماز جمعه تا نماز جمعه بعد، روزه ی رمضان تا روزه ی رمضان سال بعد، باعث محو گناهانی می شوند که در فاصله ی آن ها انجام گرفته است به شرط این که از ارتکاب گناهان کبیره دوری شده باشد.»

باز پیامبر (ص) می فرماید: «آیا می دانید اگر جوی آبی بر در یکی از شما روان باشد و آن کس هر روز پنج بار خود را در آن بشوید، آیا گرد و غبار آلودگی ای بر بدنش می ماند؟ این امثال نمونه نمازهای پنجگانه است که خداوند به وسیله ی آن ها گناهان را محو می نماید».

باز می فرماید: «کسی که روزه ی رمضان را از روی ایمان و اخلاص بگیرد گناهان صغیره قبلی او بخشوده می شود. یا کسی که در شب های رمضان برای اقامه ی نماز و تراویح بیدار بماند، گناهان گذشته ی او بخشوده می شود.

خداوند می فرماید: ﴿‏ إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيماً ‏﴾نساء: 31

«‏ اگر از گناهان كبيره‌اي بپرهيزيد كه از آن نهي شده‌ايد ، گناهان صغيره شما را ( با فضل و رحمت خود ) از شما مي‌زدائيم و ( به شرط استغفار از كبائر و عدم اصرار بر صغائر ) شما را به جايگاه ارزشمندي ( كه بهشت برين است ) وارد مي‌گردانيم . ‏»

اما گناهان کبیره تنها به وسیله توبه ی خالصانه از بین می روند و توبه ی خالصانه هم دارای سه شرط است: دست کشیدن از گناهان، پشیمانی از آن ها و تصمیم بر عدم بازگشت به آن ها.

گناهان صغیره به علت کثرت انواع، تمام انسان ها به آن ها مبتلا می گردند و به همین خاطر است که خداوند متعال در توصیف دوستان نیکوکار و برگزیده ی خود می فرماید: آنان از زشت کاری ها و گناهان کبیره اجتناب می ورزند و نمی فرماید که از گناهان صغیره هم دوری می جویند. چنان که در آیات 36 تا 37 سوره ی شوری می فرماید: ﴿وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ۞ ‏ وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ ‏﴾

«ولي آنچه ( از پاداشها و مواهبي كه ) نزد خدا است بهتر و پايدارتر براي كساني است كه ايمان آورده باشند و بر پروردگارشان توكّل كرده باشند . ‏ و كسانيند كه از گناهان بزرگ ، و اعمال بسيار زشت و ناپسند مي‌پرهيزند ، و هنگامي كه خشمناك مي‌گردند ( زمام اختيار از دست نمي‌دهند و پرت و پلا نمي‌گويند و آلوده گناه نمي‌شوند ، و بلكه نفس خود را مهار مي‌كنند و بخشم آورندگان را ) مي‌بخشند . ‏»

خداوند متعال در آیات 31 و 32 سوره نجم می فرماید: ﴿وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى ۞ الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ ﴾

«‏ هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است ، متعلق به خدا است . سرانجام خداوند بدكاران را در برابر كارهائي كه مي‌كنند كيفر مي‌دهد ، و نيكوكاران را در برابر كارهائي كه مي‌كنند به بهترين وجه پاداش عطاء مي‌كند . ‏ همان كساني كه از گناهان بزرگ و بدكاريها كناره‌گيري مي‌كنند و اگر گناهي از آنان سر زند تنها صغيره است ( و آن هم مورد عفو خدا قرار مي‌گيرد ) چرا كه پروردگار تو داراي آمرزش گسترده و فراخ است .»

این است صفت کسانی که نیکوکارند و کسانی که عاقبت نیکو و خیر دارند، آنان از گناهان کبیره و بسیار زشت دوری می جویند و جز لغزش هایی که به «لمم» معروفند مرتکب گناه دیگری نمی شوند.

گروهی از علمای سلف پیرامون کلمه ی «لمم» می گویند: لمم آن است که شخص یک بار مرتکب گناه می شود ولی ابداً به سوی آن برنمی گردد، هر چند این گناه کبیره هم باشد.

ابوصالح گوید: درباره ی «لمم» از من پرسیدند، در پاسخ گفتم: مرتکب «لمم» به کسی گفته می شود که یک بار به گناهی نزدیک می شود و بعداً به سوی آن برنمی گردد، سپس این پاسخ را برای ابن عباس بازگو کردم، او هم گفت: به راستی فرشته ی شریف تو را در این پاسخ یاری داده است.

اما جمهور علما معتقدند که لمم گناه غیر کبیره است. این یکی از صحیح ترین دو روایتی است که از ابن عباس نقل شده است. در صحیح بخاری از ابن عباس چنین روایت شده است که می گوید: «چیزی نزدیک تر و شبیه تر به لمم از حدیثی که ابوهریره از پیامبر (ص) روایت کرده است، ندیده ام:

«انّ الله کتب علی ابن آدم حظّه من الزّنا أدرک ذلک لا محالة فزنا العین النّظر وزنا اللّسان المنطق و النفس تتمنّی و تشتهی و الفرج یصدّق ذلک کله أو یکذّبه»

خداوند طوری انسان را آفریده است که سهمی را از گناه دارد (زنا کنایه از گناه است) و چاره ای از رسیدن به این سهم را ندارد؛ زنای چشم نگاه شهوانی به نامحرم و زنای زبان سخنان نادرست است. نفس انسان هم آرزو می کند و اشتها می نماید. آنگاه «فرج» است که این اشتها و تمایل را تصدیق یا تکذیب می کند.

مسلم هم حدیثی را روایت کرده که مشابه حدیث بالاست:

«فالعینان زناهما النّظر و الأذنان زناهما الاستماع و اللّسان زناه الکلام و الید زناها البطش و الرّجل زناها الخطا»

زنای چشم نظر، زنای گوش ها گوش فرا دادن به شنیدنی حرام، زنای زبان سخنان ناروا، زنای دست ستم کردن و دست درازی به وسیله ی آن و زنای پا برداشتن گام های نادرست و نارواست.

امام ابن القیم در کتاب مدارج گفته است: «قول صحیح قول جمهور است که گوید: «لمم» عبارت از گناهان صغیره است مانند نظر به نامحرم و غمزه و بوسه البته این دیدگاه جمهور اصحاب و کسانی است که بعد از ایشان آمده اند.

دیدگاه ابوهریره و ابن مسعود و ابن عباس و مسروق و شعبی نیز همین می باشد. این گفته با قول ابرهریره و ابن عباس در روایت دیگری که از آنان نقل شده است مخالف نیست؛ آنان در آن روایت گفته اند: مرتکب «لمم» کسی است که یک بار مرتکب کبیره می شود و دیگر به سوی آن بر نمی گردد. چون «لمم» یا شامل گناهان صغیره به طور کلی و کبیره ای که یک بار روی دهد می شود (آنگاه هر دو قول درست است) و یا ابوهریره و ابن عباس، آن کسی را که یک بار مرتکب گناه کبیره می شود و بر آن اصرار نمی ورزد بلکه این گناه کبیره به صورت تصادف یک دفعه در عمرش روی داده و دیگر تکرار نشده است، به صغیره ملحق کرده اند این دو صحابه فقیه، معتقد بوده اند که گناه کبیره نسبت به کسی حالت شدت و غلظت به خود می گیرد که به کرات مرتکب آن شود. البته این نظر جزو بینش و فقه اصحاب (رض) می باشد. و ناشی از عمق علوم آنان است. مسلماً خداوند متعال از لغزش هایی که یک یا دو یا سه بار روی می دهند گذشت و صرف نظر می فرماید. ترس از سخت گیری و محرومیت از رحم، تنها برای کسانی است که به گناه عادت می گیرند و بارها و بارها گناه را تکرار می کنند».

هر چند که شرع مقدس اسلام، نسبت به «لمم» یا گناهان صغیره، تسامح و گذشت دارد، اما از کوچک شمردن و بی اهمیت جلوه دادن و اصرار و دوام بر آن ها، مؤمنان را برحذر داشته است، زیرا گناهان کوچک اندک اندک خیلی می شوند وانگهی دریایی می گردند و دوام بر گناهان صغیره انسان را به ارتکاب گناهان کبیره می کشاند و کبایر هم انسان را سوی کفر سوق می دهند و بزرگترین آتش سوزی ناشی از جرقه ای است.

در همین راستا سهل از ابن سعد روایت کرده است که پیامبر (ص) فرموده است:

«شما را از گناهان کوچک برحذر می دارم، مثل گناهان کوچک مانند گروهی است که وارد دره ای می شوند و هر یک شاخه ی درختی با خود می آورد، تا سرانجام مقدار بزرگی هیزم جمع می شود که برای پختن غذا کفایت می کند. به حقیقت وقتی که انسان به گناهان صغیره ادامه دهد به هلاکت می رسد».

ابن مسعود این حدیث را به صورت زیر روایت کرده است:

«از گناهان کوچک بپرهیزید! آن ها وقتی بر انسان جمع می شوند او را به هلاکت می رسانند. همانا پیامبر (ص) برای گناهان صغیره مردمانی را مثل زده است که وارد سرزمین وسیعی می شوند، وقتی غذا می رسد، هر کس می رود و شاخه ای با خود می آورد و سرانجام مقدار فراوانی هیزم جمع می شود و آتش را روشن می کنند و غذایی که دارند در آن می پزند.

خلاصه داستان و مثال بالا این است که شاخه های کوچک و پراکنده وقتی که جمع می شوند، آتش بزرگ و پرحرارتی را فراهم می کنند و گناهان صغیره هم وقتی که جمع شوند همین حالت را دارند.

از ابن مسعود نقل شده است: مؤمن گناه خود را به اندازه ی کوهی بزرگ می بیند و بیم آن دارد که از بالای آن به پایین سقوط کند. اما منافق گناه خود را به اندازه ی مگسی می بیند که بر بینی او نشسته است و با دست آن را به این طرف و آن طرف دور می سازد.

امام غزالی در کتاب توبه، از کتاب احیاء علوم الدین می گوید: «چند امری هستند که گناه صغیره را به حالت کبیره درمی آورند و گناه کبیره را به درجه ی اکبر ارتقا می دهند، یکی از این امور کوچک و بی اهمیت دانستن گناه است. تا جایی که بعضی از سلف گفته اند: گناهی که بیم آن می رود مورد عفو قرار نگیرد، گناهی است که مرتکب شونده ی آن گوید: کاش همه ی گناهانی که کرده ام مثل این گناه کوچک و بی اهمیت می بودند! »

امر دیگر آشکارا گناه کردن و تظاهر به آن است. زیرا در حدیث صحیح آمده است: «کلّ أمّتی معافی إلا المجاهرین» یعنی: «جز کسانی که آشکارا گناه می نمایند، تمام امت من مورد عفو واقع می شوند.

امام ابن القیم گوید: در اینجا نکته ای هست که لازم به توضیح است و آن عبارت است از این است: گناهان کبیره اغلب همراه با حیا و خوف و مهم دانستن آن هاست و این بینش باعث می شود که به گناهان صغیره ملحق شوند و بعضی اوقات گناهان صغیره با پررویی و بی مبالاتی و بی پروایی و عدم ترس از آن ها و کوچک شمردنشان همراه است که این امر باعث ملحق شدن آن ها به گناهان کبیره می شود و حتی ممکن است تبدیل به بزرگترین گناه شوند.

باز یک گناه با توجه به شرایط و ظروف و اشخاصی که مرتکب آن می شوند اختلاف پیدا می کند. زیرا زنای کسی که ازدواج نکرده با زنای کسی که ازدواج کرده فرق دارد و زنای یک جوان با زنای یک شخص پیر فرق می کند. زنا با زن همسایه و زنی که شوهرش در جبهه ی جنگ است و زنا با زنان محرم با زناهای دیگر تفاوت دارد. همچنین زنا در روز رمضان یا در حرم، غیر زنایی است که در شرایط دیگر انجام می گیرد و بالاخره هر چیزی در پیشگاه خداوند متعال دارای حساب مخصوص است.

علامه ابن رجب در اینجا دارای سخن مفید و زیبایی است که به خاطر فایده ی فراوانش دوست دارم آن را نقل کنم. رحمت خدا بر او باد! می گوید: «محرماتی که حرام بودنشان قطعی است در قرآن و سنت ذکر شده اند؛ مانند:

﴿قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئاً وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ ﴾انعام: 151

« بگو : بيائيد چيزهائي را برايتان بيان كنم كه پروردگارتان بر شما حرام نموده است . اين كه هيچ چيزي را شريك خدا نكنيد ، و به پدر و مادر ( بدي نكنيد و بلكه تا آنجا كه ممكن است بديشان ) نيكي كنيد ، و فرزندانتان را از ترس فقر و تنگدستي ( كنوني يا آينده ) مكشيد.»

تا پایان آیه 153 که به ذکر محرمات می پردازد.

و در سوره اعراف آیه 33 می فرماید:

﴿قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ‏﴾

«‏ بگو : خداوند حرام كرده است كارهاي نابهنجار ( چون زنا ) را ، خواه آن چيزي كه آشكارا انجام پذيرد و ظاهر گردد ، و خواه آن چيزي كه پوشيده انجام گيرد و پنهان ماند ، و ( هر نوع ) بزهكاري را و ستمگري ( بر مردم ) را كه به هيچ وجه درست نيست ، و اين كه چيزي را شريك خدا كنيد بدون دليل و برهاني كه از سوي خدا مبني بر حقّانيّت آن خبر در دست باشد ، و اين كه به دروغ از زبان خدا چيزي را ( درباره تحليل و تحريم و غيره ) بيان داريد كه ( صحّت و سقم آن را ) نمي‌دانيد . ‏»

گاهی در برخی از آیات، محرمات مخصوص به نوعی از انواع ذکر شده است؛ مانند ذکر محرمات مربوط به خوراکی ها که در چندین جا ذکر شده اند از جمله می فرماید:

﴿ قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَّسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ ﴾انعام: 145

«( اي پيغمبر ! ) بگو : در آنچه به من وحي شده است ، چيزي را بر خورنده‌اي حرام نمي‌يابم ، مگر ( چهار چيز و آنها عبارتند از : ) مردار ،  ( همچون حيوان خفه شده ، پرت‌گشته ، شاخ‌زده ، درنده خورنده ، ذبح شرعي نشده . ) و خون روان ( نه بسته همچون جگر و سپرز و خون مانده در ميان عروق ، كه مباح است ) ، و گوشت خوك كه همه اينها ناپاك ( و مضرّ براي بدن ) هستند ، و گوشت حيواني كه ( در وقت ذبح به نام خدا سربريده نشده باشد و بلكه ) به نام ( بتي يا معبودي ) جز خدا سربريده شده باشد ( كه مايه خروج از عقيده صحيح است ) .

و این آیه که می فرماید:

﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ ﴾بقره: 173

«( آنچه را كه مشركان و يهوديان و ديگران حرام مي‌دانند ، حرام نيست ، بلكه خداوند ) تنها مردار و خون و گوشت خوك و آنچه نام غيرخدا ( به هنگام ذبح ) بر آن گفته شده باشد ( و به نام بتان و شبيه آنها سر بريده شود ) بر شما حرام كرده است .»

و این آیه: ﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ … ‏﴾مائده: 3

«‏ ( اي مؤمنان ! ) بر شما حرام است ( خوردن گوشت ) مردار ، خون ( جاري ) ، گوشت خوك ، حيواناتي كه به هنگام ذبح نام غير خدا بر آنها برده شود و به نام ديگران سر بريده شود ، حيواناتي كه خفه شده‌اند ، حيواناتي كه با شكنجه و كتك كشته شده‌اند ، آنهائي كه از بلندي پرت شده و مرده‌اند ، آنهائي كه بر اثر شاخ‌زدن حيوانات ديگر مرده‌اند ، حيواناتي كه درندگان از بدن آنها چيزي خورده و بدان سبب مرده‌اند ، مگر اين كه ( قبل از مرگ بدانها رسيده و ) آنها را سر بريده باشيد ، حيواناتي كه براي نزديكي به بتان قرباني شده‌اند ، و بر شما حرام است كه با چوبه‌هاي تير به پيشگوئي پردازيد و از غيب سخن گوئيد …‏ »

و محرمات مربوط به نکاح در این آیه ذکر شده اند:

﴿‏حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاَتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَآئِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَآئِكُمُ اللاَّتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلاَئِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلاَبِكُمْ وَأَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إَلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً ‏﴾نساء: 23

«‏ خداوند بر شما حرام نموده است ازدواج با مادرانتان ، دخترانتان ، خواهرانتان ، عمّه‌هايتان ، خاله‌هايتان ، برادرزادگانتان ، خواهرزادگانتان ، مادراني كه به شما شير داده‌اند ، خواهران رضاعيتان ، مادران همسرانتان ، دختران همسرانتان از مردان ديگر كه تحت كفالت و رعايت شما پرورش يافته و با مادرانشان همبستر شده‌ايد ، ولي اگر با مادرانشان همبستر نشده باشيد ، گناهي ( در ازدواج با چنين دختراني ) بر شما نيست ، همسران پسران صلبي خود ، و ( بالاخره اين كه ) دو خواهر را با هم جمع آوريد ، مگر آنچه گذشته است ( كه با ترك يكي از آن دو خواهر ، قلم عفو بر اين كار كه در زمان جاهليّت واقع شده است ، كشيده خواهد شد ) . بيگمان خداوند بسي آمرزنده است ( و گذشته را ناديده مي‌گيرد ، و ) مهربان است ( و در آنچه برايتان وضع مي‌كند حال شما را مراعات مي‌دارد ) . ‏»

اما در مورد سنت باید گفت که اکثر محرمات به وسیله ی سنت بیان شده اند. چنان که پیامبر (ص) می فرماید:

«إنّ الله حرّم بیع الخمر و المیتة و الخنزیر و الاصنام» متفق علیه

همانا خداوند خرید و فروش شراب، مردار، گوشت خوک و بت ها را حرام کرده است.

«إنّ الله إذا حرّم علی قوم أکل شیء حرّم علیهم ثمنه» رواه ابوداود

هرگاه خداوند خوردن چیزی را بر قومی حرام کند بها و پولی را که قیمت آن است نیز حرام می کند.

«کلّ مسکر حرام» رواه مسلم         هر مست کننده ای حرام است.

«إنّ دماءکم و اموالکم و أعراضکم علیکم حرام»

همانا خون و مال و ناموس هر یک از شما بر دیگریتان حرام است.

بنابراین هر چیزی که در قرآن و حدیث بر حرام بودن آن تصریح شده باشد حرام است.

تحریم گاهی از نهی همراه با تهدید و تشدید برداشت و فهمیده می شود، چنان که خداوند می فرماید:

﴿‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ۞ ‏ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ ‏﴾مائده 91 – 90

«‏ اي مؤمنان ! ميخوارگي و قماربازي و بتان ( سنگيي كه در كنار آنها قرباني مي‌كنيد ) و تيرها ( و سنگها و اوراقي كه براي بخت‌آزمائي و غيبگوئي به كار مي‌بريد ، همه و همه از لحاظ معنوي ) پليدند و ( ناشي از تزيين و تلقين ) عمل شيطان مي‌باشند . پس از ( اين كارهاي ) پليد دوري كنيد تا اين كه رستگار شويد . ۞ ‏ اهريمن مي‌خواهد از طريق ميخوارگي و قماربازي در ميان شما دشمنانگي و كينه‌توزي ايجاد كند و شما را از ياد خدا و خواندن نماز باز دارد . پس آيا ( از اين دو چيزي كه پليدند ، و دشمنانگي و كينه‌توزي مي‌پراكنند ، و بندگان را از ياد خدا غافل مي‌كنند ، و ايشان را از همه عبادات ، به ويژه نماز كه مهمترين آنها است ، باز مي‌دارند ) دست مي‌كشيد و بس مي‌كنيد ؟ ! ‏»

اما علما در مورد نهی مجردی که همراه تشدید و تهدید نیست، اختلاف نظر دارند: آیا تحریم از آن برداشت می شود یا خیر؟ از ابن عمر روایت شده است که او منکر برداشت تحریم از نهی مجرد است. عبدالله ابن مبارک گوید: سلام بن ابی مطیع از ابن ابی دخیله و او هم از پدرش، به ما خبر داد که نزد ابن عمر بودم و گفت: پیامبر (ص) از مخلوط کردن کشمش و خرما نهی کرده است. آنگاه مردی که پشت سر من نشسته بود گفت: ابن عمر چه گفت؟ من هم گفتم می گوید: پیامبر (ص) مخلوط کردن خرما با کشمش را منع و حرام کرده است. فوراً عبدالله بن عمر گفت: دروغ گفتی! (من این طور نگفتم ) من هم گفتم: مگر تو نگفتی پیامبر (ص) از مخلوط کردن کشمش و خرما نهی کرده است؟ پس این کار حرام است. ابن عمر گفت: شما به این شهادت می دهی؟ سلام بن ابی مطیع گوید: گویی ابن عمر می گفت: برخی از نهی های پیامبر (ص) برای ادب است نه تحریم. (یعنی ادب این است که انجام نشود و اگر انجام شود شخص، مرتکب حرام نشده زیرا نهی عام تر از حرام است.)

قبلاً از علمای اهل ورع و پرهیزگاری همچون امام احمد و امام مالک نقل کردیم که آنان از چیزی که حرام بودن آن قطعی و یقینی نبود و نوعی شبهه و اختلاف نسبت به تحریم آن وجود داشت پرهیز می کردند اما لفظ حرام را بر آن اطلاق نمی کردند.

نخعی گوید: این علمای وراع و پرهیزگار، از بعضی چیزها خوششان نمی آمد ولی آن ها را حرام نمی کردند. ابن عون گوید: مکحول به من گفت: نظر شما پیرامون میوه ای که در بین عده ای افتاده و آنان هم آن را برمی دارند و تصاحب می کنند چیست؟ گفتم این مسأله نزد ما مکروه است. گفت: حرام است! باز گفتم: نزد ما مکروه است. باز گفت: حرام است! ابن عون گفت: ما این نوع بیان مکحول را بر سخت گیری و خشونت حمل کردیم.

جعفر بن محمد (امام جعفر صادق) (ع) گوید: شنیدم کسی از قاسم بن محمد پرسید: آیا «غنا» (آوازخوانی) حرام است؟ قاسم از پاسخ به این سؤال سکوت کرد، باز آن مرد سؤال خود را تکرار کرد، قاسم گفت: حرام آن است که در قرآن حرام شده باشد! بدان! وقتی که حق و باطل در پیشگاه خداوند عرضه می شوند آواز در ردیف کدامیک از آن هاست؟ آن مرد گفت: در ردیف باطل. محمد گفت: در این مورد از نفس خود فتوا بخواه و وجدان خود را قاضی قرار بده!

عبدالله پسر امام احمد گوید: «شنیدم پدرم می گفت: چیزهایی که پیامبر (ص) از آن ها نهی می کرد، بعضی به خاطر حرام بودن آن ها بود مانند «نهی أن تنکح المرأة علی عمّتها او علی خالتها» یعنی پیامبر (ص) از نکاح زن بر عمه یا خاله اش نهی کرده است. نهی در اینجا برای تحریم است و یک مرد نباید در یک زمان یک زن را با عمه یا خاله اش در نکاح داشته باشد. یا مانند نهی پیامبر (ص) در استفاده از پوست درنده ها که برای تحریم است. پدرم چیزهای دیگری از این قبیل را ذکر کرد که نهی در آن ها برای تحریم بود، سپس گفت: بعضی چیزها هست که پیامبر (ص) به خاطر رعایت ادب از آن ها نهی کرده است و گرنه حرام نیستند».

——————————————————-

منبع: شناخت اولویت های دینی در پرتو قرآن و سنت / مؤلف: دکتر یوسف قرضاوی / مترجم: ابوبکر حسن زاده / انتشارات:نشر احسان 1381

– یعنی موارد تمایلات نفسانی، مانند نظر و … بسیار فراوان است حتی شریف ترین انسان ها نمی تواند از تمام آن ها پرهیز کند. پس حتماً سهمی از آن ها را دارد و بدان هم می رسد و قابل اجتناب نیست. اما چیزی که قابل اجتناب است و انسان به شدت در برابر آن مسؤول است زنای حقیقی است که به وسیله فرج انجام می گیرد. اگر فرج محفوظ بماند و انسان از زنای اصلی دوری بجوید، سایر زناهای فرعی تکذیب و بی اعتبار و محو می شوند. اما اگر فرج محفوظ نماند سایر زناهای فرعی تأیید و گناه محسوب می شود. «مترجم»

– مدارج السالکین، ج 1، ص 328.

– ابوداود، (4132)، ترمذی، (1770)، نسائی.

– جامع العلوم و الحکم، تألیف ابن رجب با تحقیق شیخ شعیب ارناؤط، 2/157 – 160.

۲ نظر:

  1. ناشناس

    گناه کبیره ، کبیره است چه یک بار انجام بشه چه بیشتر ملحق به صغیره نیست . حال خدا می بخشه یا نمی بخشه کلام دیگری است. این اشکال به ابن القیم  وارد است.

  2. asad

    بسيار عالي بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس