دروسی از فی ظلال

رحمت خداوند

رحمت خداوند

شهید سید قطب_ رح

))( |=tGx. öNä۳š/u‘ ۴’n?tã ÏmÅ¡øÿtR spyJôm§۹$# ))( .انعام/۵۴

(( خداوند شما ، رحمت را بر خویشتن واجب گردانده است )).

چیزی که در این نص چشمها را خیره می کند ، بزرگواری و لطفی است که قبلاً بدان اشاره کردیم. بزرگواری و لطف آفریدگاری که مالک جهان و توانا و چیره بر بندگان است . بزرگواری و لطف ایزد سبحان جلوه گر است در این که رحمت خود را نسبت به بندگان خود بدین صورت بر خویشتن واجب می گرداند . او خودش آن را بر خویشتن واجب می فرماید ، و آن را عهدی بر خود نسبت به بندگان می نماید ! عهدی که تنها با خواست و اراده آزادانه خداوندگاری خود با بندگان می بندد و آن را بر خویشتن واجب می گرداند … حقیقت بسیار شگفت و سترگی است ! حقیقتی است که هستی انسان در برابر آن نمی تواند بر جای بماند و آن را ورنداز کند و دربراه اش بیاندیشد و مزه اش را بچشد! آخر چگونه تاب اندیشیدن درباره آن را دارد و می تواند بدین شکل شگفتی که دارد آن را در آئینه خیال به تصویر درآرد ؟!

بزرگواری و لطف دیگری دوباره چشمها را خیره می دارد . بزرگواری و لطف دیگری که جلوه گر می گردد در این که یزدان جهان به بندگانش خبر می دهد از رحمتی که بر خویشتن واجب فرموده است !ابلاغ این حقیقت ، بزرگواری و لطف دیگری است که از بزرگواری و لطف نخستین کمتر نیست ! آخر بندگان چیستند و کیستند که عنایت یزدان نسبت بدانان بدانجا رسد که به پایه و مایه ای نائل آیند که از چیزی بدیشان خبر داده شود که اراده یزدان در آسمان و میان جمع فرشتگان بدان تعلق می گیرد ؟!و کارشان به جایی بکشد که سخنانی به گوششان برسد که یزدان آنها را می فرماید و پیغمبرش آنها را بدیشان ابلاغ می نماید ؟! آخر آنان چیستند و کیستند؟! اصلاً بندگان چیزی و کسی نیستند ! بلکه تنها بزرگواری و لطف بیکران یزدان است . فقط اقیانوس خروشان رحمت و شفقت کریمانه آفریدگار جهان است که موجی می زند و بندگان ناچیز را در بر می گیرد .

 بدین شیوه درباره این حقیقت اندیشیدن ، نخست دل را به شگفتی و هراس می اندازد .سپس خوشی و آرامشی به دل می بخشد که واژگان نمی توانند کرانه ها و کناره های آن را به تصویر کشند !

همچون حقایقی ، و چیزی که همچون حقایقی در دل و درون بر می انگیزد و مرغ خیال نمی تواند به دنبال آن پر و بالی بزند ، به تعبیر بشری واگذار نشده است تا بتواند چیزی از آن را به تصویر بزند ،هر چند که دل انسان آمادگی آن را دارد که آن را بچشد ، ولی این آمادگی را ندارد که آن را بشناسد .وجود این حقیقت در جهانبینی اسلامی بخش بنیادینی از جهانبینی ، جهانبینی زیبا و مطمئن و دوست داشتنی و لطیفی است . انسان با بودن این جهان بینی ، از افراد بد سرشت نایابی تعجب می کند که در این باره بر جهانبینی اسلامی دروغهائی می بافند و نارواهائی می گویند . این را بر جهانبینی اسلامی عیب قلمداد می کنند که کسی از بندگان خدا را فرزند خدا نمی داند! همانگونه که جهان بینی تحرف شده کلیساها معتقدند و بر این باورند که خدا دارای فرزند است! جهان بینی اسلامی بالاتر از این جهانبینیهای کودکانه است ودر همان حالی که کسی را فرزند خدا نمی داند ، معتقد به چنین رابطه مهربانانه ای است که میان یزدان و بندگان در چنان سطح بالائی است که تعبیر بشری ناتوان از توصیف و بیان است . هم بدانگونه است که دل به چشیدن مزه شیرین آن شاد می گردد و می گشاید ، و از اهنگ والای آن به شگفت می افتد .

رحمت خدا همه بندگان خدا را در بر می گیرد و از همگان سر ریز می شود . با رحمت خداست که وجودشان بر جای می ماند و زندگانیشان ادامه می یابد. رحمت خدا در هر لحظه ای از لحظه های هستی ، و بلکه در همه لحظه های زندگی پدیده ها جلوه گر می آید و بر در و دیوار نقش می بندد . ما حتی نمی توانیم رحمت خدا را در همه موارد و جلوه گاه های زندگی انسانها پیجوئی و بررسی کنیم . اما ما توان آن را داریم که تنها پروهائی از ان را در گستره فراخ آن بیان داریم و بس .

رحمت یزدان پیش از هر چیز در خود وجود انسانها در تجلی و پرتو افکنی است . در پیدایش ایشان از جائی و بگونه ای که نمی دانند . در این که یزدان این وجود بشری بزرگوار را بدیشان داده است ،  همراه با همه ویژگیهائی که انسانها را بر بسیاری از پدیده های بیشمار جهان امتیاز و برتری  می بخشد.رحمت یزدان در تجلی و پرتو افکنی است در این که خدا مسخر و رام انسانها کرده است و برای آنان به گشت و گذار انداخته است آنچه را که خود خواسته است و مقدر فرموده است ، همچون تسخیر نیروها و انرژیهای جهان . این است رزق و روزی در مفهوم و مضمون فراخ و فراگیر آن . روزی و رزقی که انسانها در وسط آن در هر لحظه ای از لحظه های زندگی خود غلط می خورند .

رحمت یزدان در تجلی و پرتو افکنی است در این که به انسانها دانش و بینش داده است. قبلاً به انسانها استعداد شناخت بخشیده است ، و میان استعدادهای ایشان والهامها و داده های جهان ، هماهنگی و همآوائی برقرار نموده است . این دانش و بینشی که افراد بد سرشت ناباب با داشتن آن از فرمان یزدان سرکشی می کنند ، همان دانش و بینشی است که یزدان بدیشان آموخته است ! و همچنین اندکی از رزق و روزی در مفهوم و مضمون فراخ و فراگیر آن است.

رحمت یزدان در تجلی و پرتو افکنی است در این که خدا ایشان را بعد از جانشینی آنان در زمین پائیده است ، و با ارسال پیاپی پیغمبران به سوی ایشان همراه با هدایت و رهنمود آسمانی ، مشمول عنایت و رعایت خود قرار داده است ، هر زمان که آنان قوانین خدا را فراموش کرده اند و گمراه شده اند و ایشان را با شکیبائی از لجنزار سرگشتی برگرفته است ، هر زمان که سرگشته شده اند و فریاد بیم دهنده را ناشنیده گرفته اند و به تهدید و بیم گوش فرا نداده اند . این کار برای یزدان بسیار آسان بوده است . اما تنها رحمت یزدان ایشان را دریافته است و بدیشان فرصت و مهلت داد است ، و فقط شکیبائی خدا بوده است که آنان را در برگرفته است .

رحمت یزدان در تجلی و پرتو افکنی است در این که یزدان سبحان از لغزشها و گناهانشان در گذشته است ، هر زمان که آنان از روی جهات انسانی مرتکب لغزش و گناه شده اند و سپس توبه نموده اند .همچنین رحمت یزدان در تجلی و پرتو افکنی است در این که یزدان رحمت را بر خود  واجب فرموده است ، رحمتی که در بخشیدن کسانی نمودار و پدیدار است که مرتکب گناه شده اندو از آن پس توبه می کنند و پشیمان می گردند .

رحمت یزدان در تجلی و پرتوافکنی است در این که هر گناهی را برای انسانها یک گناه بشمار می آورد و کیفر همسان می دهد ، ولی هر نیکی را برای آنان ده برابر حساب می کند ، و گذشته از ده برابر  حساب کردن،پاداش چندین برابر و حتی نامحدود می دهد به کسانی که خود بخواهد . همچنین رحمت یزدان در تجلی و پرتو افکنی است در این که گناهان مردمان را به وسیله نیکیهای ایشان پاک می کند و می زداید … همه اینها در پرتو لطف و فضل خدا است . چه کسی بدانجا نمی رسد که به وسیله کردار خود وارد بهشت گردد ، مگر این که یزدان او را غرق رحمت کند ومهرش او را دریابد ، حتی اگر این شخص پیامبر خدا (ص) باشد ، همانگونه که پیغمبر (ص) با شناخت کاملی که از ضعف و ناتوانی انسان ، و فضل و لطف یزدان داشته است ، درباره خود این چنین گفته است . سخن کوتاه کردن و دست کشیدن ما از پیجوئی و بررسی رحمت یزدان ، در جولانگاه ها و جلوه گاه های ان ، و اعلان نارسائی و ناتوانی خودمان در این میدان بهتر و سزاوار تر است ،زیرا در این راستا به چیزی نمی رسیم ! تنها یک لحظه که در آن یزدان درهای رحمت خود را برای دل بنده با ایمان باز می کند ، ودر آن با خدا پیوند پیدا می کند و او را می شناسد ، و درکنارش می آرامدو خویشتن را در پناه او می دارد ، و در سایه اش می آساید ، توان انسان در وراندازی و مشاهده لحظه ای از این لحظه ها درمانده است ، چه رسد به اینکه آن را توصیف کند و به رشته تعبیر بکشد.

حال بنگریم چگونه پیغمبر (ص) برای این چنین رحمتی مثال می زند ، مثالی که تا اندازه ای آن را به دلها نزدیک گرداند :بخاری و مسلم با روایتی که از ابوهریره (رض) داشته اند ذکر کرده اند که او گفته است : رسول خدا فرموده است :

(( هنگامی که خداوند مخلوقات را آفرید ، در کتابی که آن را بالای عرش در پیش خود نگاه داشته است ، نوشت : رحمت من بر خشم من پیشی گرفته است … باز رحمت من بر خشم من چیره شده است )).

بخاری و مسلم با روایت از ابوهریره (رض) نوشته اند که رسول خدا(ص) فرموده است :

((خداوند رحمت را صد بخش کرده است .نود نه بخش آن را نگاه داشته است ،و یک بخش آن را به زمین فرستاده است . در پرتو همین یک بخش است که آفریداگان به یکدیگر مهر می ورزند و ترحم می کنند ، و از جمله حیوان سم خود را بلند می کند تا به بچه اش نخورد )).

باز هم مسلم روایت کرده است :

((خداوند بزرگوار روزی که آسمانها و زمین را آفریده است صد  رحمت را آفریده است . هر رحمتی به اندازه فراخنای میان آسمان وزمین است . تنها یک رحمت از آن صد رحمت را در زمین قرار داده است ف و با همین یک رحمت است که مادر بر فرزند خویش مهر می ورزد ، و جانوران و پرندگان برخی بر برخی ترحم می کنند . هنگامی که روز قیامت فرا رسد خداوند با این رحمت ، رحمتهای دیگر را کامل می فرماید و این را نیز برآنها می افزاید )).

این تمثیل نبوی الهام بخش ، تصور رحمت خداوند بزرگوار را به درک و فهم بشری نزدیک می گرداند . هنگامی که انسان ، مهر و عطوفت مادران نسبت به فرزندانشان را در میان جانداران ملاحظه می کند و ورنداز می نماید دچار شگفت می شود ، و هنگامی که به مهر و عطوفت دلهای انسانها نسبت به کودکان ، پیران ، ناتوانان ، بیماران ، خویشاوندان ، دوستان ، و یاران نگاهی می اندازد ، و زمانی که به مهر و عاطفه طیور و وحوش می نگرد و می بینید که چگونه یکی به دیگری مهربانی می کند و اغلب آنها مایه شگفت و هراس هم می گردند، سپس می بیند که همه اینها از فیض یک رحمت از رحمتهای خداوند متعال است ، پس باید این چیز بتواند تا اندازه ای مهر و عطوفت فراوان یزدان را به تصویر کشد ، وتصور آن را تا حدودی بر پرده فهم و شعور انسان  اندازد !

پیغمبر ( ص) پیوسته به اصحاب خود این رحمت فراوان و والا را یاد آوری می کرد ، و هیچوقت در آموزش آن بدیشان سستی نمی فرمود :

از عمر پسر خطاب (رض) روایت شده است که گفته است اسیرانی را به خدمت پیغمبر (ص) آورده اند .ناگهان در میان ایشان  زنی با تلاش بسیار با دوشیدن پستان خود پرداخت ،زیرا در میان اسیران کودکی را دید .شتابان او را گرفت و به شکم خود چسباند و بدو شیر داد .پیغمبر (ص) فرمود :

(( آیا باور می کنید این زن کودک خود را به آتش اندازد )).

گفتیم: نه به خدا سوگند هرگز این کار را نمی کند … زیرا اومی تواند کودک را به آتش نیندازد و وی را از آتش بپاید …فرمود:

((خداوند بزرگوار نسبت به بندگان خود از این زن نسبت به کودک خود مهربانتراست )). ( مسلم و بخاری )

آخر چگونه این چنین نباشد ، مگر نه این است که مهر این زن نسبت به کودک خود از یک رحمت بر می جوشد ، ولی مهر یزدان از رحمت های فراوان نشأت می گیرد ؟

وقتی که پیغمبر خدا (ص) این حقیقت قرآنی را بدین شیوه الهامگرانه به اصحاب خود می آموزد ، گام دیگری ایشان را به جلو می اندازد و بدیشان می آموزد: همانگونه که یزدان به بندگان خود رحم فرماید ، آنان هم خویشتن را بدین خو و سرشت خوگر کنند و بیارایند ، و به همدیگر و به همه زندگان ترحم نمایند . همچنین همانگونه که پیشتر دلهایشان مزه مهر و عطوفت در معامله یزدان با خودشان را چشیده است، باید که دلهایشان مهربان باشد و مزه مهر و عطوفت را به دیگران در معامله با ایشان بچشانند و مهربانانه عمل نمایند.

 

از عمرو پسر عاص (رض) روایت شده است که پیغمبر (ص) فرموده است :

خداوند بزرگوار به مهربانان مهربانی می کند . به کسی که در زمین است رحم کنید ، تا کسی که در آسمان است به شما رحم کند )).(ابوداود و ترمذی )

از جریر (رض) روایت شده است که پیغمبر (ص)فرموده است :     

(( یزدان به کسی رحم نمی کند که او به مردمان رحم نکند )).(مسلم و بخاری و ترمذی )

همچنین از ابو هریره روایت شده است که گفته است :

پیغمبر (ص) حسن پسر علی را بوسید ، بدان هنگام که اقرع پسر حابس در خدمت او بود . اقرع گفت : من ده فرزند دارم ، هیچیک از انان را نبوسیده ام ! پیغمبر خدا (ص) بدو نگریست و فرمود :

(( هر که رحم نکند ، بدو رحم نشود )).(مسلم و بخاری )

پیغمبر در راه آموزش مهر و عطوفت از پای نمی ایستاد و حد و مرزی برای آن نمی شناخت . پیوسته پیش از پیش بدیشان می آموخت که نسبت به مردمان مهربان باشند .چرا که می دانست که رحمت پروردگارش بیش از شمار است و همه چیز را دربرگرفته است .مسلمانان نیز باید که متخلق به اخلاق یزدان باشند . انسان به کمال انسانیت خود نمی رسد مگر زمانی که در پرتو خو گر شدن به خوی یزدان سبحان به هر زنده و جانداری رحم کند . پیغمبر (ص) به اصحاب خود به شیوه الهام بخشی آموزش می داد ، با اسلوبی که بدان آشنا هستیم :

از ابو هریره (رض) روایت شده است که پیغمبر(ص) فرموده است :

(( روزی مردی از راهی می گذشت . تشنگی سخت بر او چیره شد . چاهی را پیدا کرد . پایین چاه رفت و آب نوشید . سپس بیرون آمد ناگهان چشمش به سگی افتاد که از تشنگی بسیار زبان بیرون کشیده بود و خاک زمین را می لیسید . مرد به خود گفت : تشنگی این سگ بدان حد رسیده است که تشنگی من بدان انجامیده بود . وارد چاه گردید و خف( چاروق مانند) خود را از آب پر کرد و آن را با دهان گرفت و بالا آمد . وقتی که از چاه بیرون شد ، سگ را آب داد . خداوند او را سپاس گفت و بدین خاطر وی را بخشید )).

اصحاب گفتند : ای فرستاده یزدان مگر در خدمت به چهار پایان وجاندارن نیز ما پاداش داریم؟ فرمود:

((در خدمت به هر جگر تری ،پاداشی است )). (مالک و مسلم و بخاری )

در سفری در خدمت پیغمبر (ص) بودیم . سینه سرخی را دیدیم که دو جوجه به همراه داشت . جوجه هایش را گرفتیم . سینه سرخ بالای سرمان در پرواز بود و به سوی ما فرود می آمد و اوج می گرفت. هنگامی که پیغمبر خدا (ص) برگشت فرمود ک

((چه کسی این سینه سرخ را با فراق جوجه هایش ناراحت و پریشان کرده است ؟ جوجه هایش را بدو برگردانید)).

از ابو هریره (رض) روایت شده است که پیغمبر (ص) فرمود :

(( مورچه ای پیغمبری از پیغمبران را گزید . آن پیغمبر دستور داد لانه مورچه ها سوخته شود . خداوند بزرگوار بدو وحی کرد : مورچه ای تو را گزید و تو ملی از ملتهائی را سوزاندی که به تسبیح و تقدیس می پردازند؟)).( بخاری و مسلم )

بدین شیوه پیغمبر خدا(ص) رهنمود قرآن را به اصحاب خویش می آموخت ، تا رحمت یزدان را از لابلای مهر ورزی بچشند ومزه کنند . مگر نه این است که مردمان تنها با یک رحمت از رحمت های بیشمار یزدان به همدیگر ترحم می کنند و مهر می ورزند ؟!خلاصه، استقرار این حقیقت در جهانبینی مسلمان ، در احساس و حیات و اخلاق او تأثیرات ژرفی و آثار شگفتی پدید می آورد . تأثیرات و آثاری که پژوهش و بررسی کلی آنها مشکل و بلکه ناممکن است . بناچار باید به نگاه گذرا و اشاره سریعی بسنده کنیم تا از دائره فی ظلال القرآن خارج نگردیم و به مسأله جداگانه ای نپردازیم .

فهم این حقیقت ، آن هم بدین نحو و بدین شکل ، به دل مومن آرامش می بخشد و او را در کنف حمایت آفریدگار خود می دارد . حتی بدان هنگام که به بلاها و زیانها گرفتار می آید ، بلاها و زیانهائی که دلها و چشمها در آنها به کژراه می افتند ، شخص مؤمن اطمینان دارد که رحمت در فراسوی هر لحظه ای و هر حالتی و هر وضعی است . یقین دارد زمانی که پروردگارش او را به بلا و زیان گرفتار می سازد ، یا او را از رحمت خود محروم و مطرود فرموده است . چه می داند یزدان کسی را از رحمت خویش محروم و مطرود نمی سازد که بدان امیدوار باشد و آن را بجوید . بلکه یزدان مردمانی را از این رحمت محروم و مطرود می نماید که کافر شوند و خدای را نپذیرند و رحمتش را نخواهند و از آن دوری گزینند .

آرمیدن در کنار رحمت یزدان ، دل را لبریز از از صبر و ثبات و امید و آرزو و آرامش و آسایش می سازد … شخص مؤمن در کنف حمایت مهربانانه خدا است .در سایه الطاف او آسوده می لمد ، مادام که به سبب سرکشی و چموشی ف رانده نشود و دور نگردد .

فهم این حقیقت ، آن هم بدین نحو و بدین شکل ، در دل شخص مؤمن شرم و حیای از یزدان را به جوش و خروش می اندازد .زیرا امید به مغفرت و مرحمت یزدان او را جسور بر گناهان نمی سازد ، همانگونه که برخیها گمان می برند .بلکه شرم و حیای از خداوند غفور و رحیم را جوشان و خروشان می گرداند . دلی که رحمت آن را بر معصیت دلیر کند دلی است که مزه شیرینی حقیقی ایمان را نچشیده است ! بدین خاطر است که نمی توانم چیزی را بفهمم یا تسلیم چیزی گردم که بر زبان برخی از متصوفه جاری می شود و می گویند : آنان در انجام گناه پافشاری می کنند تا طعم شیرین شکیبائی ، یا آمرزش ، و یا مهربانی را بچشند ! آخر این منطق فطرت سالم در برابر رحمت یزدان نیست!

آری فهم حقیقت رحمت خداوند چنین تأ ثیر بسزایی در عبودیت انسان دارد.   

——————————————————-

منبع : فی ظلال القرآن جلد ۴

مؤلف : شهید سید قطب _ رح

مترجم : استاد مصطفی خرم دل

انتشارات : نشر احسان

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا