معماری
خانه ---> دعوت و داعی ---> دعوتگر فقيه يا فقيه دعوتگر
دعوتگر

دعوتگر فقيه يا فقيه دعوتگر

دعوتگر فقيه يا فقيه دعوتگر

نوشته: وصفي عاشور “ابو زيد” ترجمه: امين الله “معتصم”

اشاره:

“دعوتگر فقيه يا فقيه دعوتگر” عنوان مبحثي است از نويسنده عرب، وصفي عاشور ابوزيد. وي به گونه خلاصه، اما مفيد، ضرورت فقه براي دعوتگران و دعوت اسلامي را براي فقيهان روشن ميکند، و فقهاي مسلمان را به شريفترين امر و عمل اسلامي، که همانا دعوت إلي الله است، دعوت مينمايد؛ و نيز دعوتگران را از اين که بدون توشه علمي و فقهي به راه دعوت قدم بگذارند برحذر ميدارد، و اين چنين بين علم و عمل اسلامي پيوند گسست ناپذيري را اساس مينهد. اين نبشته در دو بخش آماده شده که در دو شماره از ماهنامه معرفت تقديم شما خواهد گرديد..

در دعوت اسلامي حرکت براي يک فقيه مسأله مهمي به حساب مي آيد تا از علمش استفاده نموده، ديگران را مستفيد گرداند و بر فقاهتش بيفزايد، به همان صورت دانستن فقه يکي از ضرورياتي است که بايد دعوتگر شخصيت خود را بر اساس آن بنا نمايد.

پژوهشگري که در عرصه فقه و دعوت تأمل ميکند به خوبي شکاف عميقي را که بين فقه و عرصه دعوت و بين دعوتگر و مجال فقه ايجاد شده است احساس مينمايد. کمتر دعوتگري سراغ ميشود که از عقلانيت يک فقيه برخوردار باشد، و يا فقيهي که با روح يک دعوتگر پا به ميدان گذارد. فقيه به دور از واقعيت محيط و زندگي اجتماعي به سر ميبرد و دعوتگر از علم شرعي مستحکم و ثابت، بيگانه زندگي ميکند، در حالي که از منظر شرع بين اين دو هيچ نوع منافاتي وجود ندارد، و هر يکي بر وجوب ديگري تأکيد مينمايد. هرگز کسي جز فقهايي که با روح يک دعوتگر، و دعوتگراني که با عقل يک فقيه وارد کارزار شوند، کسي ديگر نميتواند دين را در عقلها و روانهاي امت اسلامي تجديد کند.

نياز فقيه به تمرين و ممارست دعوت

در اين که تصنيف کتاب و پرداختن به مسايل علمي براي يک عالم، به خصوص عالمي که ميخواهد نفع علمش براي نسلهاي بعدي منتقل شود، وظيفه بسيار مهم و مطلوبي است، شکي نيست؛ اما اگر فقيه با علمي که به دست آورده در بين مردم به حرکت نيفتد، و عملاً در جهت رفع مشکلات شان آستين بالا نزند، و امراض شان را معالجه نکند، به سرعت به رکود و مرگ علمي مواجه ميشود، زيرا دانشي که در داخل کتاب و دفتر بماند و در واقعيت زندگي مردم آثاري به جا نگذارد، ارزشي به حساب نمي آيد.

واقعيت اين است که بسياري از رهبران جنبش اسلامي، دعوتگران را به تعمق در فهم مصادر شريعت و درک مبادي و مقاصد آن تشويق و ترغيب ميکنند، اما توجهي و عنايتي به اينکه فقيه دعوتگر شود و با دانشي که به دست آورده در ميدان دعوت فعاليت کند ندارند، در حالي که نه فقه بدون دعوت ارزشي دارد و نه دعوت بدون فقه.

ثمرات فعاليت فقيه در ميدان دعوت

وقتي به ارزش و اهميت فعاليت عالم فقيه در دعوت پي ميبريم که ثمرات و نتايج کار او را در ميدان دعوت بشناسيم.

بارزترين ثمرات فعاليت عالم فقيه در ميدان دعوت اسلامي:

1- فقيه با فعاليت در ميدان دعوت زکات علم خود را ميپردازد و شکر اين نعمت بزرگ الهي را به جا مي آورد، زيرا زکات علم، تعليم و آموختن آن به ديگران است.

2- وقتي فقيه علمي را که اندوخته به ديگران بياموزد به قسمتي از آنچه آموخته عمل کرده است، بناءً مستحق ميشود که خداوند متعال علم چيزهايي را که نميداند به او عطا کند. چنانچه از حضرت علي (رض) روايت است که فرمود: «اي کساني که علم دين را در سينه هاتان حمل ميکنيد، بدان عمل نماييد، زيرا عالم کسي است که به علمش عمل کند، و علم و عملش با هم مطابقت داشته باشد، به زودي مردمي خواهند آمد که علم از گلوهاشان تجاوز نميکند، و عمل شان با علم شان همخواني ندارد، چيزي را که پنهان ميکنند با آنچه آشکار ميسازند مخالف است، دور هم جمع شده بر يکديگر فخر ميفروشند، حتي کساني پيدا ميشوند که از رفتن همصحبت خود در مجلس ديگران خشمگين ميشوند و او را رها ميکنند، اعمالي که اين مردم در مجالس خود انجام ميدهند به پيشگاه خداوند متعال بالا نميرود.>>

3- همه فقهايي که در عرصه دعوت فعاليت ميکنند به خوبي دريافته اند که وقتي عالم فقيه، عملاً در ميدان کارزار، با واقعيتهاي موجود دست و پنجه نرم کند، و با مردم رابطه داشته باشد، چشمش به مسايل و دنياهاي ديگري باز ميشود که هرگز در وقت استراحت و معامله با کتابهايش از آن آگاه نبوده است.

4- فقيهي که وارد ميدان دعوت ميشود از عمل و دعوت خود لذتي ميبرد که هرگز در وقت بررسي مسايل در خلوت و به دور از اجتماع مردم به آن دست نيافته است و از اسرار نصوص، چيزهايي مي آموزد و آن را بر وقايع جديد و مسايل نو پياده ميکند که هيچ وقت نصيب عالم بي عمل نشده است.

5- وقتي علم بياموزد و بدان عمل کند، و براي مردم آنچه را آموخته و عملي کرده تعليم دهد، در صف علماء رباني قرار ميگيرد که قرآن از آنها چنين ياد کرده است: “وَلَـكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ”. [آل عمران: 79]. رباني بنا به تعبير امام طبري، به کساني گفته ميشود که در مسايل فقهي و علمي و امور دين و دنيا، تکيه گاه مردم اند. و مجاهد گفته است، مقام ايشان از احبار بلندتر است، زيرا احبار عبارت اند از علماء و رباني کسي است که علاوه بر فقاهت و علم، به امور سياسي بصيرت داشته، قدرت تنظيم امور رعيت و حل مشکلات آنها را داشته باشد و بتواند راهکارهايي ارائه دهد که مصالح دين و دنياي مردم را تأمين نمايد.

6- فقيه دعوتگر هميشه احساس ميکند که به آموختن و به دست آوردن اطلاعات جديد نيازمند است، چون وقتي در داخل جامعه به سر برد و با مشکلات جديد مردم مواجه شود، براي حل علمي آن تلاش ميکند، و اين کار زماني ميسر است که آنچه را قبلاً خوانده بود، با روحيه و فهمي ديگر بازنگري و مطالعه کند و علاوه بر آن جوانب ديگري از فقه و اصول فقه را که قبلاً با آن آشنايي نداشته نيز مطالعه نمايد، در اين صورت است که فقيه احساس ميکند که تا آخرين لحظات عمر نياز به اندوختن علم و دانشجدارد.

موارد فوق و ده ها مورد ديگر ثمراتي است که فقيه در خلال عمل به فقه و تعليم مردم و زندگي با واقعيتهاي زندگي اجتماعي و تعامل با دعوت در ميدان عمل اسلامي به آن دست مييابد.

حقيقت اين است که مسأله تعامل فقيه در دعوت نيازمند اصرار مکرر رهبران و طلايه داران عمل اسلامي و علماء امت است، چون از يک طرف علماء زيادي را ميبينيم که با وجود داشتن علم وافر، از اين هديه الهي در مسير دعوت استفاده نميکنند و از روي ترس و يا طمع به وظايف دولتي و تمرين علم در لابه لاي کتابهاي شان اکتفا مينمايند؛ و از طرف ديگر هميشه صحبت از اين ميشود که بايد دعوتگر فقه بياموزد و کسي از ارزش فعاليت فقيه در ميدان دعوت اسلامي سخني به ميان نمي آورد، بناءً بايد بيش از پيش به اين قضيه توجه شود و بهتر از گذشته به اين جانب روشني انداخته شود زيرا بسياري از مشکلات امت به اين طريقه حل خواهد شد و دست آورد فقيه براي شخص او و امت اسلامي زيادتر خواهد گرديد.

منبع : معرفت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس