معماری
خانه ---> سياسي اجتماعي ---> منشور وحدت اسلامي

منشور وحدت اسلامي

منشور وحدت اسلامی

دکتر یوسف قرضاوی/ رییس (اتحاد جهانی علمای
مسلمین)

ترجمه: عبدالعزیز سلیمی

دكتر يوسف قرضاوي رئيس “اتحاد جهانی علماي مسلمين” در پاسخ به پرسشی
راجع به اسباب اختلاف وپیدایش اشکالاتی در روابط میان فرق و مذاهب اسلامی، بر
ضرورت نزديكي و تقارب تمامي مذاهب و گرايش هاي اسلامي تاييد نموده و در شرايط
كنوني آن را واجبي شرعي بر شمردند. ایشان همچنین تاکید نمودند که براي به بار
نشستن تلاش ها در راستای وحدت و تقریب قرار دادن آن بر روي قواعد و اصولي روشن و
برخورداري از نيت صادقانه فرق و مذاهب اسلامي كه به دنبال همگرايي هستند، ضرورت
حياتي و اساسي دارد. قرضاوي ضمن تاکید بر ضرورت توافق بر اساس  منشور و
میثاقی برای وحدت و تقریب میان شیعیان و اهل سنت و التزام عملی طرفین به آن،
  منشور زیر را برای وحدت و تقریب مطلوب پیشنهاد فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله و الصلاةو السلام علي رسوله الله و بعد: منشور و میثاق تقريب داراي
اصول و قواعدي است كه بر پايه ي آن ها لازم است به پیش برود  و مهمترين آن
اصول عبارتند از:

يكم: شناخت طرف مقابل از طريق منابع
مورد قبول او:

اولين اصلي كه قرار داشتن گفتگوي ميان مذاهب اسلامي بر روي آن ضرورت دارد،‌
درك درست طرف مقابل است. شكي نيست كه حسن فهم و شناخت صحيح در رابطه با تمامي امور
پيش از آغاز به هر گونه اقدامي مطلوب است تا آن اقدام بر اساس آگاهي و بصيرت صورت
پذيرد، زيرا لازمه كار و اقدام درست درك و شناخت درست است.

به همين علت است كه در اسلام دانش مقدم بر عمل است و امام بخاري در صحيح خويش
به اين موضوع اشاره نموده و به آيه:

 «فاعلم انّه لا اله الا الله و استغفر لذنبك و للّمومنين و المؤمنات»
محمد / 19

“یدان که قطعاٌ هیچ فرمانروا و فریاد رسی به غیر از خداوند مشروعیت ندارد
و برای خود و مردان و زنان مومن طلب آمرزش کن.”

استدلال نموده است.

مي بينيم كه پيش از دستور به طلب آمرزش به علم و دانستن دستور داده است. همچنين
اولين آيه ي فرود آمده از قرآن كلمه ي «اقرأ» و در مرحله دوم اين آيات نازل شدند
كه:  «يا ايها المدثر * قم فأنظر و ربك فكبّر و ثيابك فطهّر» المدثر: 1-4

ملاحظه مي نماييد قرائت كه مقدمه و كليد علم و دانستن است براي اداي وظايف
عملي پایه شده است.

منظور از درك درست شناخت حقيقت ديدگاهها و مواضع طرف مقابل است، چنين شناختی
تنها از طريق استفاده از منابع مطمئن و علماي معروف و مورد اعتماد طرف مقابل بايد
به دست آورد، نه از زبان مردم عادي و يا از لابه لای عادات و واقعيتي كه مردم در
آن قرار دارند، زيرا در بسياري از موارد واقعيت موجود با شريعت مقبول همخواني
ندارد.

موضوع مهم ديگر تشخيص دادن تفاوت ميان: اصول و فروع، واجبات و فرايض و
مستحبات،‌موارد مورد اتفاق و مسايل محل اختلاف، عادات و حقايق و ميان الزامات فقهي
و اقدامات خود سرانه ي انسانهاست.

براي مثال موضوع تحريف قرآن را در نظر بگيريد، كه تعدادي از روحانيون شيعه بر
اين باورند كه: قرآن دچار تحريف شده است – يعني ناقص است و كامل بدست ما نرسيده – 
و درباره ي آن كتاب هايي نوشته اند،‌و براي اثبات ديدگاه خود به پاره اي از روايات
كتاب اصول كافي و ديگر كتاب هاي مورد اعتقادشان استفاده كرده اند.

اما اين ديدگاه ديدگاهي نيست كه همه آن را پذيرفته باشند،‌زيرا هستند روحانيون
ديگري كه با آن مخالفت ورزيده و بي پايگي آن را ثابت كرده اند،‌اين همان چيزي است
كه باید آن را مورد توجه قرار داد و ديدگاه ديگر را كنار نهاد.

همچنين براي مثال قضيه اصرار اهل تشيع در مورد سجده بردن بر روي مهر را مد نظر
بگيريد، بسياري از اهل سنت فكر مي كنند كه انگيزه ي آنان تقدیس عین آن سنگ پاره يا
مهر ساخته شده از خاك كربلاست كه حضرت حسين در آنجا به شهادت رسيده و در آن به خاك
سپرده شده است. من ابتدا يعني حدود 47 سال قبل این چنين فكر مي كردم، تا اينكه
امام موسي صدر رهبر معروف شيعيان لبنان و رئيس شوراي عالي آنان ديداري از قطر
داشتند، و برخي از مسائل با ايشان مورد بحث قرار گرفت که يكي از آن ها علت اصرار
شيعيان بر استفاده از مهر در نماز بود.( بعد از توضیحات ایشان) متوجه شدم كه در
مذهب شيعيه ي جعفري يكي از شروط نماز سجده بردن بر چيزي از جنس خاك و مواد معدني
است ، در نتيجه سجده بردن بر روي فرش و پارچه و امثال آنها را درست نمي دانند.

با توجه به اينكه اكنون كف بيشتر مساجد با قالي و يا موكت و امثال آنها
پوشانيده شده،‌به همين سبب تصميم گرفته اند كه براي هر يك از نمازگزاران قطعه اي
سفال يا سنگ را براي سجده بردن بر روي آن فرآهم كنند و لازم نيست حتما از خاك
كربلا باشد و در ضمن مطالعه و تحقيق در كتب فقهي جعفري كه تعدادي از آن ها را
مانند «المختصر النافع» و «جواهر الكلام» در اختيار دارم اين موضوع بيشتر برايم
مشخص شد.

همانگونه كه اهل سنت را به رعایت اين اصل – يعني شناخت صحيح آراء اهل تشیع –
در جهت موضع گيري درست در برابر آنان فرا مي خوانم،‌ قطعاً‌ از اهل تشيع نیز مي
خوانم كه پیش از موضع گيري در برابر اهل سنت منابع مورد قبول آن را مورد توجه قرار
بدهند، و تفاوت ميان اصول و فروع،‌ واجبات اساسي و مستحبات جانبي، امور مورد اتفاق
و مسائل محل اختلاف – كه كم هم نيستند – و عادات رایج در ميان عامه ي مردم و حقايق
مورد قبول علماي مورد اعتماد و تصرفات عامه ي مردم و الزامات شريعت، جداً‌ درك
كنند.

اصل دوم: حسن ظن متقابل

محور و قاعده  مطلوب دوم در عرصه ي گفتگوی میان مذاهب اسلامي يا در ميدان
تقريب مذاهب ضرورت حاکمیت حسن ظن هریم از  طرفین نسبت به طرف مقابل است،‌پايه
ي اين موضوع به تلاش اسلام براي ايجاد روابط ميان پيروان خود بر اساس حسن ظن قرار
دارد. بدين معني كه هر يك از طرفين بهترين و مناسب ترين وضع را براي طرف مقابل
قائل شود،‌ هر چند كه بتوان احتمالات ديگر را نيز به ميان كشيد و تصور ديگري
درباره ي طرف مقابل داشت.

خداوند متعال مي فرمايد:  «يا ايها
الذين آمنوا اجتنبوا كثيراً من الظن إن بعض الظن إثم» الحجرات / 12 “ای کسانی
که ایمان آورده اید از بسیاری از گمانها بپرهیزید زیرا که برخی از گمانها گناه
است.”

منظور از گمان گناهكارانه داشتن سوء‌ظن نسبت به ديگران است، حافظ ابن كثير در
تفسير اين آيه مي گويد: « خداوند متعال بندگان اهل ايمانش را از سوء ظن به ديگران
يعني وارد كردن اتهام ناروا و نادرست به خويشاوند و ديگر مردم بر حذر داشته است.
زيرا پاره اي ازگمانها قطعاً گناه شمرده می شوند،‌ و شرط احتياط اين است كه از همه
ي آن ها دوري شود.و از اميرالمؤمنين عمر بن خطاب نقل كرده اند كه فرموده است: «در
مورد سخني كه از زبان برادر مسلمانت جاري مي شود، تا جايي كه امكان دارد حسن ظن و
توجيه خير انديشانه داشته باش.»

سوم: همكاري در مسائل مورد اتفاق:

يكي از قواعد مهم در ميدان گفتمان اسلامي اين است كه مسائل مورد اتفاق محور
مساعي مشترك شوند و امور اختلافي در حاشيه قرار گيرند، خوشبختانه – بر خلاف مسائل
مورد اختلاف كه بيشترشان مسائلي فرعي و دسته دوم اند – امور مورد اتفاق امور و
مسائلي اساسي هستند كه وجود و قيام دين به وجود آن ها بستگي دارد. برخي از آن
مسائل مورد قبول و اتفاق طرفين عبارتند از:

الف: هر دو طرف در مورد ايمان به خداوند متعال، روز قيامت، رسالت حضرت محمد
(ص) و اينكه او آخرين پيامبر است و براي تكميل ديگر رسالت هاي آسماني آمده است،
ايمان به همه ي آنچه پيامبر گرامي اسلام آن ها را آورده، مانند: ايمان به همه كتاب
هاي خداوند و پيامبران، اتفاق دارند. همانگونه كه خداوند متعال مي فرمايد: «آمن
الرسول بما انزل اليه من ربه والمؤمنون كل آمن بالله و ملائكته و كتبه و رسله لا
نفرق بين احد من رسله و قالوا سمعنا و اطعنا غفكرانك ربنا و اليك المصير» البقره /
285

“فرستاده خداوند0(محمد) به آنچه از طرف پروردگارش بر او نازل شده ایمان
آورده و همه مومنین نیز به خداوند و فرشتگان و کتابها و پیامبران ایمان آورده اند،
میان هیچیک از پیامبران تفاوت نمی گذاریم و همه می گویند : شنیدیم و اطاعت کردیم و
بازگشت به سوی توست.”

ب: اتفاق درباره ي ايمان به قرآن كريم كه کلام وكتاب خداوند، راهنماي بشريت،
ياد آوریي حكيمانه و صراط مستقيم است.

“كتاب احكمت آياته ثم فصلت من لدن حكيم خبير” – هود / 1

“قرآن کتابی است که آیه های آن استوار گردیده و بعد از آن از جانب خداوند
حکیم  و آگاه شرح و بیان شده است.”

و اينكه قرآن از تحريف و تغيير مصون مانده و اين مصونيت را خداوند تضمنين
نموده است.

«انا نحن نزلنا الذكرو انا له لحافظون» الحجر / 9

“به راستی این خود ماییم که قرآن را فرو فرستاده ایم و به راستی محافظ آن
خواهیم بود.”

و هيچ مسلماني اعم از شيعي و سني به خود اجازه نمي دهد كه با اين اصل كه قرآن
از سوره ي فاتحه تا سوره ي ناس بدون كم و زياد كلام خداوند متعال است اظهار تردید
کند.

ج: يكي ديگر از موارد مورد اتفاق، التزام به اصول و اركان عملي اسلام، مانند:
شهادتين، اقامه ي نماز، اداي زكات،‌گرفتن روزه ي ماه رمضان و رفتن به حج خانه ي
خداوند است.

چهارم: گفتمان درباره ي مسائل اختلافي

علامه رشيد رضا صاحب مجله ي المنار و تفسير المنار براي تعامل و تنظيم روابط
ميان اهل ايمان قاعده اي را پيشنهاد نموده و آن را اصلي طلايي ناميده است كه
عبارتست از:  «همكاري با یکدیگر در امور مورد اتفاق و پذيرش عذر طرف مقابل در
باره ي امور مورد اختلاف.»

تمامي مصلحان ، حكيمان و اهل اعتدال و در رأس آنان امام حسن البناء اين قاعده
را پذيرفته و پايه ي تعامل خويش قرار داده اند،‌ از آن جا كه امام بنا در برخي از
رسايل و سخنراني هاي خود آن اصل را بارها ياد آورد شده تعدادي از پيروانش گمان
برده اند كه آن قاعده را خود او انشاء كرده است.

يكي از دوستان محقق1 معاصر – بنام عبدالحليم محمد ابو شقه رحمه
الله . مؤلف كتاب‌«آزاد گردانيدن زنان در عصر رسالت» با تغييري اندك آن اصل را به
صورت قاعده اي براي گفتمان در آورده است،‌ بدين صورت كه «در زمينه ي اموري كه مورد
توافق است با يكديگر همكاري خواهيم كرد و در ارتباط با اموري كه مورد اختلاف است،
با يكديگر از در گفتگو و تبادل نظر وارد مي شويم»2

او براين باور است كه در مورد هر موضوع مورد اختلافي مي توان به گفتگو پرداخت،‌
به شرطي كه گفتگو صادقانه و در راستاي يافتن حقيقت و به دور از تعصب و تحجر باشد و
چه بسا تبادل نظر و گفتگوي دو طرفه زواياي تاريك را روشنايي ببخشد و از ميزان
فاصله ها بكاهد و به قرائت و برداشتي قابل قبول براي طرفين بيانجامد.

پنجم:  پرهيز از طرح مسايل تحريك
كننده:

يكي ديگر از محور هاي گفتگوي ميان مذاهب اسلامي دوري هر يك از طرفين از تحريك
احساسات طرف مقابل است،‌ لازمه ي گفتگوي مطلوب – يا به تعبير قرآن امباحثه هر چه
بهتر – آن است كه هر طرف در داوري راجع به طرف ديگر از عبارات تحريك كننده و سخنان
تشنج آفرين و نگران كننده دوري جويد و از كلمات و عباراتي استفاده كند كه به جاي
ايجاد فاصله،‌فاصله ها را كم كند و به جاي عداوت ، محبت و الفت بيافريند و به جاي
تفرقه افكني وحدت و همدلي به همراه بیاورد.

براي مثال از بكار گيري القاب و عباراتي كه هر يك از طرفين آن ها را بر نمي
تابند، مانند بكار گيري لقب رافضي براي شيعي،‌ يا ناصبي براي سني دوري بشود و از
اسم و لقبي كه هر يك آن را برای خود برگزيده و دوست مي دارد، استفاده شود. زيرا
خداوند متعال مي فرمايد: «و لا تلمذوا انفسكم و لا تتنابزوا بالألقاب» الحجرات /
11 از طرف ديگر ادب و اخلاق ديني ايجاب مي كند كه هر گاه مسلماني ديگر برادر
مسلمان خود را مورد خطاب قرار مي دهد از دوست بهترين اسم و لقبي كه او براي خود
برگزيده استفاده. يكي از عادات خوب مردم عرب اين است كه از كنيه مانند: ابوحفص و
ابوالحسن استفاده مي كنند.

اندرزي به طرفين  : لازم میدان این نكته ي بسيار
حساس را در عرصه ي روابط ميان شيعيان و اهل سنت يادآوری نمايم كه: چنانچه ما اهل
سنت هنگام ذكر نام ابوبكر از خداوند خشنودي اش را براي او بخواهيم،‌اما شيعيان او
را لعن و نفرين نمايند،‌ به هيچ وجه امكان تفاهم و وحدت وجود ندارد، زيرا فاصله
ميان درخواست رضايت خداوند براي او و لعن و نفرينش فاصله بسيار زياد است.

بار دیگرمي خواهم پيروان هر دو مذهب را ياد آور شوم كه در مخاطب قرار دادن و
داوری درباره ي طرف مقابل  استفاده از كلمات و عباراتي وحدت بخش و الفت آميز
ضرورت دارد و باید و از هر آنچه كه زمينه ساز پراكندگي و كينه ورزي و آزردگي مي
شود جداً دوري جويند، زيرا به تعبير رسول خدا:” كينه ورزي تراشنده است، اما
نه تراشنده ي مو بلكه تراشنده ي دين.”

ششم: صراحت گويي حكيمانه:

يكي ديگر از محور ها و مباني گفتمان ميان مذاهب اسلامي صراحت گویی متقابل در
ار تباط با مشكلات موجود ، مسائل پيچيده ، موانع بازدارنده و تلاش براي غلبه بر
آنها با استفاده از راهكار هاي حكيمانه، گامهاي سنجيده و آرام و در راستاي اداي
مسئوليت شرعي همكاري مسلمانان با يكديگر است.

پنهان نگاه داشن و سكوت مسائل هميشه نمي تواند خردمندانه باشد،‌ و عدم جرأت
طرح حكيمانه و دلسوزانه ي آنها و موكول كردنشان به آينده اي مجهول و هراس از
بيانشان مشكلي را حل نمي كند و راه چاره اي را پيش پا نمي گذارد و طرفين را حتي يك
گام به يكديگر نزديك نمي كند.

من در ديداري كه 8 سال پيش از ايران داشتم اين موضوع را به برادران ايراني
يادآور گرديدم كه براي طرفين آنچه مهم مي باشد، مراعات «فقه موازنه ها و فقه
اولويت ها» در روابط میان مسلمان است. ممكن است عده اي بر آن باشند كه براي تبليغ
مذهب شيعي در ممالك صرفاً اهل سنت مانند مصر و سودان تلاش كنند،‌ من بر اين باورم
كه زيان چنان تلاشي برای شیعیان از سود آن به مراتب بيشتر است، زيرا چنان اقداماتی
در جامعه اي كه مذهب اهل سنت در آن تثبيت و فراگیر شده ، زمينه را براي آشوب و
تحريك احساسات و خشم عليه شيعه فراهم مي نمايد، و دستاورد چنان تلاشي جز شيعه
نمودن تعداد اندكي كه سودچندانی  را براي شيعيان نخواهد داشت،‌چيز ديگري
نخواهد بود. درسنجش و معيار  حقيقي مسائل

كدامیک از اين دو گزينه در اوليت قرار دارند:‌ شيعه كردن تعدادي انگشت شمار يا
تحريكاحساسات ميليون ها نفر ازاهل سنت عليه تشيع؟

در اين جا لازم مي بينيم اين موضوع را بارديگر يادآوري نماييم كه براي پاسداري
از الفت و دوري از فتنه گري شيعيان نبايد براي تبليغ مذهب شيعه در كشور هايي كه
صرفاً‌اهل سنت هستند،‌ تلاش كنند،‌و اهل سنت نيز نبايد در شهر ها و كشور هايي كه
صرفاً‌ شيعه اند به تبليغ مذهب خود بپردازند.

يكي از مسائل دیگری  كه همچنان آن را به مسئولين ايراني ياد آوري 
نموده و می نمایم ،ضرورت مراعات حقوق اقليت اهل سنت در ميان شيعيان همچنین مراعات
حقوق شيعه در جامعه هاي اهل سنت است. از جمله به دوستان ايراني گفتم كه: در مصر
اقليتي مسيحي به نام قبطي وجود دارد كه در تمامي حكومت هاي مصر دو يا سه وزير
برای  آنها در نظر گرفته شده است.

از جمله تذكراتي كه به مسئولين ايراني دادم وضع جمعیت میلیونی اهل سنت در
تهران بود،‌ که سالهاست خواهان بناي مسجدي براي اقامه ي نماز جمعه هستند تا آنان و
مسلمانان اهل سنت ديگر كشور ها و سفراي مسلمان مقيم تهران در آن حضور پيدا كنند،‌
اما تاكنون اجازه ي ساخت چنين مسجدي را به ايشان نداده اند.

هفتم: پرهيز از پراكنده گويي
 افراطيون:

يكي ديگر از محور ها و مباني كه مراعات آنها در عرصه ي گفتگوي مذاهب اسلامي
ضرورت دارد،‌ پرهيز از پراكنده گويي افراطي ها و غلات طرفين است كه در گفته و
نوشته هاي خود به دنبال فتنه گري هستند و به دنبال شعله ور نمودن فتنه و آشوب ها
زير خاكستر و بيدار كردن خشم هاي خفته اند و از خون و جان خود براي برانگيختن كينه
هاي پنهان تلاش مي كنند.

پايين ترين درجه ي سلب اتحاد و همبستگي، دوري از دشمنان و جفاگري است،‌فرزندان
امت اسلامي نبايد به يكديگر ستم روا دارند،‌و توطئه گري و دست به اسلحه بردن
عليه  يكديگر كه جاي خود دارد. يكي از بارزترين مظاهر افراطي گري و تند روي
كه از آن بايد دوري جست سقوط در سراشيبي «تكفير» است، كافر شمردن ديگران مسئله ي
بسيار حساسي است و پيامد هاي گسترده اي را به دنبال دارد ،زيرا لازمه ي تكفير يك
انسان اين است كه: تكفير كننده حكم اعدام مادي و معنوي او را صادر مي كند، يعني
كشتنش را روا دانسته و او را انساني خارج از چهارچوب امت اسلامي به شمار مي آورد،‌
و او را از همگرايي و حمايت امت و خانواده و خويشاوندان محروم مي سازد، حتي اگر از
نظر فيزيكي اعدام نشود از نظر معنوي او را به مرگ محكوم كرده است.

هشتم: هوشیاری در باره توطئه های
دشمنان:

 يكي ديگر از محاور و مباني مهم اين است كه در مورد توطئه هاي دشمنان امت
هاي مسلمان از جمله تلاش براي ايجاد تفرقه و پراكندگي و در هم شكستن صف واحد
مسلمانان، همگي هوشيار باشيم، زيرا آنان مي خواهند كه ما مسلمانان در مورد هيچ
باور ، راهكار و هدفي به توافق و تشريك مساعي نرسيم.

همه مي دانيم كه وحدت قدرت آفرين و تفرقه تضعيف كنند است،‌ و دشمنان امت
اسلامي تنها در شرايط پراكندگي و خصومت ميان مسلمانان توانسته اند،‌ ضربه هاي خود
را بر پيكر آن وارد كنند،‌ زماني كه پرچم هاي نا متجانسي بر داشته شدند و رهبري ها
و مرجعيت ها متعدد گشتند و با يكديگر از در نزاع وارد گرديدند. در چنين شرايطي بود
كه زمينه و فرصت را براي دشمنان براي اجراي توطئه ها و پاشيدن سم هاي مهلك در ميان
آنها فراهم كردند،‌ و به دنبال آن بود كه فرزندان امت اسلامي عليه يكديگر وارد عمل
شدند و به دست خويش اسباب زحمت و گرفتاري را فراهم كردند و اين فرموده ي خداوند در
موردشان واقعيت پيدا نمود كه:

 «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم» انفال / 46

“با یکدیگر از در نزاع وارد نشویید ، اگر چنین کنید شکست می خورید و
توانتان از بین می رود.”

و رسول خدا (ص) فرموده اند:  «لا تختلفوا فان من كان قبلكم اختلفوا
فهلكوا»

“با هم اختلاف نکنید، زیرا که براستی مردمان پیش از شما باهم اختلاف پیدا
کردند و در نتیجه نابود شدند.”

از تمامي فرق و مذاهب و طوائف و ملت ها و جامعه هاي اسلامي خواسته مي شود كه
در مورد توطئه هاي دشمنان هوشياري خويش را حفظ كنند،‌و بار ها و بارها باور ها و
عملكرد هاي خود را مورد بررسي و بازنگري قرار بدهند،‌ و بدانند كه چه كسي در كنار
آنان و چه كسي عليه ايشان است و دوست و دشمن خود را از يكديگر تشخيص بدهند، بويژه
به دنبال جنگ عراق و پيامد هاي آن كه آمريكا به عنوان تنها قدرت جهان،‌قدرتي كه
عملاً‌ ادعاي الوهيت و خداوندي مي كند،‌ و در ارتباط با عملكرد ها و خواسته هايش
قدرتي و قانونی براي بازخواستش وجود ندارد.

اينك زمان آن فرارسيده كه بينوايان و ستمديده گان عليه طغيانگري و تماميت
خواهي غربي متحد شوند زمان آن است كه در راستاي رويارويي با تفرعن و جبروت جديد
دولت آمریکا كه عملاً‌ خطاب به جهانيان مي گويد (انا ربكم الا علي) « من فرمانرواي
برتر شما هستم» دست به دست يكديگر بدهند.

نهم:  ضرورت هم آوايي در شرايط
سخت:

به فرض اينكه در شرايط عادي و عافيت و پيروزي براي بعضي ها چند دستگي روا
باشد، چنين چيزي در شرايط سخت و محنت و مظلوميت به هيچ وجه مشروع و روا نيست. فرض
بر اين است كه مشكلات و مصائب اهل اختلاف را به ائتلاف وادار كند . حكيمي گفته
است: خرد و درایت حکم می کند که  در شرايط سخت بر روي دشمني ها خط بطلان
كشيده شوند.

ما مسلمانان در ميهن و جامعه ي خود در دريايي از درد و رنج دست و پا مي زنيم،‌
بويژه به دنبال رويداد 11 سپتامبر 2001 ميلادي امت اسلامي از شرق تا غرب آن در بلا
و بلواي سخت و فراگير و موقعيتي حساس قرار گرفت كه لازمه اش اين است عالمان و عامه
ي مردم و گرايش ها و گروه هاي اسلامي اختلاف هاي حاشيه اي خود را كنار بگذارند، و
براي رويارويي با چالش سختي كه دشمنان براي اسلام و مسلمانان فراهم نموده اند جبهه
و صف مشتركي را تشكيل بدهند. شرايط نبرد و رويارويي شرايطي است كه همه بايد دست به
دست هم بدهيم و آواي تفرقه از هيچ كس بلند نشود و امت بيش از اين در معرض خطر هاي
تهديد كننده قرار نگيرد.

همانگونه كه خداوند متعال مي فرمايد: «ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا
كانهم بنيان مرصوص» الصف / 4

عليرغم مسائل و معتقدات و مباني وحدت آفرين مشترك فراوان،‌متاسفانه اين
مسلمانان هستند كه با يكديگر از در دشمني و نزاع بر آمده اند، اما فكر مي كنم همين
كه همه ي آنان اهل قبله و اهل «لا اله الا الله و محمد رسول الله» هستند و عموماٌ
به خداوندي خالق جهان ايمان دارند،‌ اسلام را به عنوان دين مورد پسند خود برگزيده
ا ند و قرآن را امام و پيشواي خويش به شمار مي آورند و محمد (ص) را پيامبر خويش و
فرستاده ي خداوند مي دانند ،‌ كافي باشد.

سخنم را با اين كلام خداوند به پايان مي برم كه:

« انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بين اخويكم واتقوالله لعلكم ترحمون» الحجرات /
10 “به راستی اهل ایمان با هم برادرند، در میان برادرانتان آشتی ایجاد کنید و
از خدا پروا داشته باشید به امید اینکه مورد رحمت قرار گیریید.”

همان دعاي آناني را كه به درستي از پيامبر و اصحاب او تبعيت كردند ، آنان كه
بعد از مهاجرين و انصار آمدند، مي خوانم كه:

«ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان و لا تجعل في قلوبنا غلاً
للذين آمنوا ربنا انك رؤف الرحيم» الحشر / 10

“پروردگارا بر ما و برادرانی از ما که در ایمان بر ما پیشی گرفته اند
ببخشای و نسبت به آنهایی که ایمان آورده اند کینه و دشمنی قرار مده ! پروردگارا به
راستی که تو دلسوز و مهربانی.”                        
 یوسف قرضاو
ی  
12/ربیع ا
لأول/1428

منبع : صلاح الدين نت

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس