كردستان

باز گشائی نسبت میراث اسلامی و میراث ملی

باز گشائی نسبت میراث اسلامی و میراث ملی

( اسلام و
کُردها _ مسلمان کُرد یا کُرد مسلمان _ وظایف روشنفکران کُرد )

دکتر جزا
راهکان – پاوه

تلاش در جهت عملی نمودن و به قدرت رساندن تئوری ها سوالات نظری بسیاری را
برمی انگیزد ،عمل پاره مهمی از تئوری است لذا مشکلات عملی سوالات نظری می آفریند
هرگاه یک تئوری در عمل زشت جلوه کند ، سیمای اصل تئوری نیز زشت خواهد شد . این
قاعده در مورد تئوری و نظام مارکسیسم تجربه و پذیرفته شد .

مکاتب و تئوری پردازی ها فقط شامل مکتوبات مؤسسین نیست ،بلکه پاره سرنوشت
سازی از یک مکتب آن چیزی است که در جهان خارج به منصه ظهور می رسد . هرگاه تئوری
های دلفریب و جذاب در عمل موفق نباشند و اضعا ن معذور نخواهند بود زیرا طراح
تئوری  و مکتب بایستی نقصهای بشری ،بدخواهی ها ، بد اندیشی ها ، منفعت پرستی
ها و جاه طلبی های آدمیان را در نظریه سازی خود منظور کند . تا در مرحله ی عمل
ناتراشیدگی ها جلوه نکنند به عبارتی به جرات می توان زشتیها و کاستیهای عمل را به
پای نقائص نظر گذاشت . به قول مولوی :

نفس اول راند بر نفس
دوم                                
ماهی از سر گنده گردد نی زدم

وقتی سر بگندد، دم نیز فاسد خواهد شد .

شرایط خاص امروز ، بخصوص در مناطق کرد نشین سوالات نظری بسیاری برانگیخته
است .

امروزه روشنفکران دینی کرد  با سوالات متعددی روبرو هستند ، که در
واقع دوره ی مهمی از ادوار تکامل مکتب وفکر دینی است . فضای موجود در مناطق کرد
نشین به طور کلی، و به میزان کمتر در منطقه ی ما ودر میان نسل جدید برای دو گروه
فرصت بسیار خوبی فراهم کرده است . نخست برای کسانی که دل در گرو دین و معنویت
ندارند ونماز بی روح خود را بسوی ناتورالیسم می خوانند جولانگاهی فراهم است تا حکم
مرگ دین را صادر کنند . گروه دوم آنانی که دلبسته ی دیانت اند، فرصت یافته اند تا
در مقولات جزمی و تئوریک گذشته که آفت خیز بوده و میوه های فاسد پرورده اند نگرشی
نوین داشته باشند و به اصلاح تئوریک دینی بپردازند .نام هورامان و مردان و زنان
اندیشمند و دیندارش در این عرصه می درخشد. سردمداران و استمرار دهندگان اصلاح فکر
دینی در میان کردان بی شک یا از هورامان بوده اند یا ریشه های هورامی داشته اند.
مروری بر تلاشهای فکری و احیاگرانه دینی بخصوص در سه دهه ی اخیر در هورامان بیانگر
وجود ریشه های دینی پایا و نمیرا از طرفی ودرک بالا از وجود شبهات و غموضات فکری
از طرف دیگر بوده است .

متفکرین دینی در هورامان پیشتازانه راهی را برگزیده اند و به پیش می برند
که بیشترین فاصله و کمترین احتمال را در شکل گیری نحله های بنیاد گرا و تکفیری
خواهد داشت، این نکته درخشان درپرونده ی دینداری  هورامان در عصر فتنه ها
،چیزی است که فرزندان ما به آن ا فتخار خواهند کرد ا فتخار ما آن خواهد بود که در
شکل گیری مزرهای خونین تئوری هانتینگتون نقشی نداشته ایم . هدف و جهت گیری این
نوشتار باز نگری تئوریک در یکی از این مقولات است .

(۱)

اخیراً آوای جدا کردن دیانت از عقلانیت فضای فکری گروهی از جوانان این دیار
را تسخیر کرده است این گروه معتقدند که مشکل اساسی ملت کرد علی العموم و هورامی
زبانان علی الخصوص این است که ذهن آنان خوی و خصلت دینی به خود گرفته است و با
عینک دین به همه چیز می نگرند .دین خویی را بیماری ملی و تاریخی هورامیان می دانند
که جسارت های نظری و عملی را از ما ستانده است . 

توصیه این گروه برای خوشبختی ملت مظلوم هورامان آن است که چه برای تبیین
پدیده ها و چه برای انگیزش عملی نباید دین را به میان آورد و بایستی برای همیشه با
تفکر دینی وداع گفت . این گروه ما هورامی زبانان را بدخیم ترین بیماران کرد مبتلا
به بیماری دین خویی می دانند و نسخه آنان برای شفای ما چیزی نیست جز ناتورالیسم
مطلق .

واکنش روانی این افراد در برابر نابرابری های موجود و شرایط خاص تاریخی و
اجتماعی ملت کرد این است که یگانه راه رهایی را کناره گرفتن از اندیشه دینی می
دانند ، آنان آمیختگی ملی و تاریخی  با دین را سرچشمه ی همه ناکامی ها و تباهی
ها و عسرت های تاریخی و اجتماعی ما می دانند.

این گروه در برابر خدمات پیامبران و پاکان ناسپاسی می کنند ، نسبت به میراث
بزرگ تاریخی ما بی مهری می کنند و در حق کسانی که در تاریخ بشریت آمده اند و آتش
در خرمن تعادل حیوانی آدمی زده ا ند جفا می کنند.

نسخه ی ناتورالیسم مطلق هنگامی پیچیدنی است که بتوان ثابت کرد بشریت از
معنویت بی نیاز است و شرط خوشبختی آدمی کنار نهادن خدا و معنویت است ،امری که
تاکنون کسی نتوانسته است آن را اثبات کند .

گروهی از ناسیونالیست های افراطی معتقدند که بایستی اسلامیت را از هویت ملی
، کردی وهورامی ما جدا کرد ، اینان برای اثبات لزوم پیرایش هویت کردی از دیانت به
اندیشه های فلسفی و شواهد و قرائن تاریخی توسل می جویند تا نتیجه بگیرند که هویت
خالص کردی موجودی است که اسلام به منزله یک بیمار ی و یک تصادف تاریخی برآن عارض
شده است . لذا رسالت خود را زدودن این زنگار و درمان این عارضه می دانند تا با
رسیدن به خلوص هویت ملی و کردی و هورامی خود ،رستگار شویم  .در خصوص این ادعا
توجه به این نکات ضروری است :

ملیت و نژاد یک امر غیر اختیاری است در حالی که دیانت یک مقوله اختیاری
محسوب می شود هرچند اکثر مردم از این اختیار خود استفاده نمی کنند . ولی به طور
کلی ملیت و نژاد را نمی توان تغییر داد ولی دین را میتوان تغییر داد ویا اصولاً بی
دین شد .

چگونه می توان دو مقوله را که یکی ذاتاً اختیاری و دیگری ذاتاً غیر اختیاری
است در کنار هم نشاند و بعداً به دوستی یا دشمنی آنان فتوا داد .

نکته دیگری که قابل توجه می باشد این است که دین و ملیت هردو درحکم وطن
آدمیان هستند که به آن وابسته می شوند وابستگی به وطن جغرافیایی در میان کردها و
بخصوص در هورامان بسیار شدید است به نحوی که در فرهنگ سنتی هورامان بر هر چند متر
از کوهها ، مراتع و باغات نامی نهاده اند انس و الفتی که ما با این اسامی داریم در
میان سایر ملل و حتی سایر کردها کمتر دیده می شود .

چنین تعلقی نسبت به وطن دوم یعنی دین به موازات وابستگی به وطن نخست در
میان مردم هورامان مشاهده می شود هرچند متاسفا نه پاره هایی از دین گزینش شده اند
.

(۲)

سئوال در خصوص گزینش یکی از این دو وطن و تقدم و تاخر آنان (کرد مسلمان یا
مسلمان کرد) سئوال مستحدثی است که عمر آن هیچ گاه به یک قرن نمی رسد . در ادبیات
گذشته ملت کرد اصلاً چنین سئوالی وجود نداشته است . هیچ گاه برای مولوی کرد ،
بیسارانی ، رنجوری ، صیدی ، مولانا خالد ، میرزا عبد القادر پاوه ایی و نالی تقابل
این دو مقوله مطرح نبوده است . و این دو چنان در هم تنیده و ذوب شده بودند که
هورامیان مسلمان و مسلمانان هورامی در آن واحد خود را ساکن هردو وطن می دیدند بدون
اینکه برای حضور در یکی ویزای خروج از دیگری را بگیرند .

عصر ما دوران ملیت ها است و چنین عصری مولد چنین سئوالی نیز خواهد بود
البته به صحنه آمدن اسلام سیاسی و تلاش تشکیلاتی عده ای از  دینداران برای
کسب قدرت در ایجاد چنین سئوالاتی نقش اساسی دارد .

پیامبر اسلام در عربستان ظهور کرد نخست اعراب را مسلمان نمود. آنان به
ایران ، کردستان و هورا مان آمدند و بتدریج اجداد ما مسلمان شدند سئوال در مورد
انگیزه آنان و نحوه ی  آمدنشان یک سئوال تاریخی است که ارتباطی با بحث ما
ندارد. موقعیت شکننده سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی نقش بسزائی در پیشرفت و پیروزی
اعراب داشت زیرا حدود ۴۰ الی ۵۰ هزار نفر در عرض ۱۰ سال کل امپراتوری ایران را که
بنا بر محافظه کارانه ترین آمار  140میلیون نفر جمعیت داشت تسخیر کرد .

مسلمان شدن اکراد به سرعت صورت نگرفت بلکه حدوداً ۲ الی ۳ قرن و حتی بنا بر
بعضی تواریخ ۹ قرن طول کشید تا به تدریج کیش های خود را فرو نهادند و مسلمان شدند.
نکته جالب توجه این است که شاید نتوان هیچ ملتی را یافت که به ا ندازه کردها 
و بخصوص هورامیان مسلمان شده باشند یعنی میزان مسلمان به غیر مسلمان در میان کردها
در مقایسه با سایر ملل از نسبت بسیار بالایی برخوردار است .

اعرابی که سالها در کنار ایران و روم بدون کوچکترین ابراز وجودی زیسته
بودند اینبار با روحیه بسیار قوی آمدند. آنان احساس می کردند تحفه و کالای
گرانبهایی برای عرضه دارند لذا از آمدن خود ، ولو مهاجما نه خجل نبودند به همین
دلیل دیوارها یکی پس از دیگری در مقابل آنان فرو ریخت و ظرف ۱۵ سال کل خاور میانه
کنونی را گرفتند و اندیشه خود را بسط دادند .

به هر حال ما کردها و هورامی زبانان این دعوت را پذیرفتیم و مسلمان شدیم
سئوال کنونی ما این است که آیا اسلام اساساً یک کالای عربی است یا یک متاع فرا ملی
و فرا عربی است ؟ ما حتی اگر نفس هجوم اعراب را کار بدی بدانیم باید آن را از
کالایی که در اختیار ما قرار دادند جدا کنیم . عکس العمل اجداد ما در مقابل کالایی
که عربها آوردند چه بود ؟صفحات تاریخ نشان میدهند که کردها بایستی مفتخر باشند که
نسبت به این متاع ناسپاس نبوده اند، بزرگان ما که افتخارات ملی ما هستند چه شعرا
که متفکرین ما بودند و چه مبارزین که قله های صفحات زرین تاریخ کرد می باشند همگی
در مقابل این هدیه عظیم الهی خاضع و سپاسگذار بودند و خود را شاگرد این مکتب می
دانستند و همواره از مکتب اسلام که مدر سه آموزشی آنان بود به نیکی یاد می کردند
اشعار و نوشته های آنان در مدح و ثنای پیامبر و اصحابش که عاشقانه سروده شده اند
چنان حجم عظیمی دارند و چنان مشهور است که بی نیاز از مثال .

 

(۳)

بزرگان تاریخ ملت کرد و ملت هورامان که همگی مایه غرور ملی ما هستند، در
همان حال از بزرگان دین اسلام نیز می باشند . کار مهمی که پیشینیان ما کردند و
امروزیان نمی کنند این بود که حساب اسلام را از اعراب جدا نمودند. اسلام یک متاع
عربی نیست هرچند از عربستان شروع شد و هرچند عده ای از مسلمانان ناآگاهانه فاکتور
های ذاتاً عربی را جزء ذاتیات اسلام معرفی می کنند و بر آتش شبهات دامن می زنند .

اسلام نه متعلق به اعراب بود ونه درمیان آنان باقی ماند و اصولاً بسط اسلام
از هنگامی آغاز شد که از عربستان خارج گردید پیامبر اسلام در دوران رسالتش نسبت به
این موضوع آگاه بود و صریحاً استغناء از اعراب را بیان می کرد دین خود را دینی جهانی
معرفی کرد که اگر اعراب از آن استقبال نکنند اقوام دیگر آن را بر خواهند گزید .

عربی دانستن اسلام یک خطای تاریخی و یک خطای در حقیقت شناسی است عربی
دانستن اسلام مانند اروپایی دانستن اعلامیه جهانی حقوق بشر یا آلمانی دانستن
مارکسیسم است. پاره ای از امور ذاتاً فرا تاریخی و فرا ملی هستند. مارکسیسم در
آلمان و انگلستان به وجود آمد ولی بذر آن در خاک روسیه رویید با این حال  هیچ
نقادی در طرد مارکسیسم آن را کالایی آلمانی معرفی نکرد این در حالی است که
مارکسیسم یک متاع بشری است ولی همه ی متفکرین گفتند اگر درست و مثبت و مفید باشد
مرزهای جغرافیایی و ملی مانع ورود او نخواهند شد .

در تاریخ اسلام عده ای از  ناسیونالیستهای عرب اسلام را عربی می
خواستند و مسلمانان غیر عرب را شهروندان درجه دوم می دانستند که این امر باعث
واکنشها و شورش هایی برضد عرب و اسلام گردید اما در تاریخ کرد     
و هورامان چنین واکنش هایی یافت نمی شود زیرا این ملت برخودهای ناسیونالیستی عده
ای از حاکمان اسلامی و عرب را ناشی از کج فهمی آنان می دانستند لذا شورش و مقاومت
نژادی بر علیه اسلام و عرب به عنوان یک دشمن واحد هیچگاه صورت نگرفت .

وقتی متاعی جهانی باشد ،که ملت ما و بزرگان و مفاخر ملی ما آن را از دل و
جان پذیرفته اند و تمام عشق خود را نثار آن نموده اند و این هدیه الهی قرنها با
تاریخ قوم ما ممزوج بوده میراث واقعی و تاریخی ملت ما محسوب می شود پشت کردن به
این میراث نه به صلاح تاریخی ما می باشد و نه صلاح و صواب حقیقت شناسانه ماست .

روی گردانی از این میراث پیش آگهی خوبی برای آینده رقم نخواهد زد .

ما حق نداریم بر پاره ای بسیار روشن و مولد از تاریخ و میراث خود خط بطلان
بکشیم . زیبا ترین بنا هایی که از بشریت گذشته بجا ی مانده یا مجسمه خدایان است یا
معابد و مساجد . شکوه و ابهت و عظمت مساجد و کلیسا  ها مدیون عشقی است که در
ساخت آنان بکار رفته نه پول و مصالح . عشق و ایمانی که به مواد و مصالح جان تازه
ای می داد و آنان را ماندگار می کرد. شور و عشقی که درشعر شاعران هورامی زبان
درمدح رسول خدا دمیده شده آنان را ماندگار نموده است. اشعار بی شور و عشق در مدح
پیامبران و پاکان امروزه بسیار سروده می شوند راز زوال پذیری این اشعار غیبت عشق و
روح است همان روحی که آرش در کمان خود نهاد و تیر را از مرو به آمل انداخت .

نیاکان ما همین عشق و اخلاص را به پای این آیین ریختند و این همه شعر و ادب
و اثر وایثارو مبارزه آفریدند ، بنام اسلام هم بهره گرفتند و هم بهره رساندند.
عشقی که مفاخرما به پیامبراسلام می ورزیدند مصنوعی نبود    
وگرنه ماندگار نمی شد. با مراجعه هر چند سطحی به دیوان شاعران کرد و علی الخصوص
شاعران هورامی زبان می توان انبوهی از اشعار فصیح و بلیغ را درمدح و ثنای عاشقانه
پیامبریافت  چنین  عشقی  به  اجبار  نثار کسی  نخواهد
شد. ارادت بزرگان تاریخ ما نسبت به پیامبر اسلام و مکتبش محدود به شاعران نازک
خیال و لطیف احساس نمی شود فیلسوفان ، عارفان و مبارزان ما همگی در این خصوص
اشتراک احساس داشتند .

اکثریت قریب به اتفاق این بزرگان آکنده از این عشق و اخلاص بودند و آن را
به پای نهال اسلام ریختند و این نهال را در میان قوم خود ماندگار و بارور کردند.
مشکل ما روییدن این درخت در تاریخ ما نیست راه حل مشکلات ملت کرد و هورامان چشم
بستن بر این قطعه از تاریخ نیست ما در این تاریخ روییده ایم وبا انکار آن راه به
جایی نخواهیم برد .به قول برگسون فیلسوف فرانسوی آدمی ، خاطره ی آدمی ا ست با حذف
تاریخچه و خاطره یک ملت چیزی از او باقی نخواهد ماند .

 

خاطره تاریخی هورامان مواریث ما هستند که اسلام جزء لاینفک آن است . کاری
که باید صورت گیرد انکار وجوددرخت اسلام ویا تیشه زدن به ریشه ی آن نیست ، باید
حشرات و آفاتی را که برروی این درخت نشسته اند پیراست و زدود تا میوه چین ثمرات
مسموم نباشیم .

تاریخ مصرف چیزی با ادعای کسی نمی گذرد علی الخصوص اگر آن چیز خود تاریخ
ساز و تمدن آفرین باشد .

وظیفه دلسوزان ملت کرد نه انکار این میراث ،بلکه شناخت هر چه نیکو تر آن
است این میراث از آن ما است و اگر خود غمخوار آن نباشیم هیچکس غم میراث مارا
نخواهد خورد و این در حالی است که با چشم بستن ما هم این میراث از بین نخواهدرفت
.پشت کردن ،  نشناختن ، تخفیف و بازشناسی نکردن این میراث به ما زیان خواهد
زد. آنان که دغدغه هورامان را دارند باید دغدغه ایمان را نیز داشته باشند و آنان
که دغدغه ایمان دارند باید دغدغه هورامان را داشته باشند راه نجات هورامان نجات
ایمان و راه نجات ایمان بازشناسی و باز نگری در این میراث است راهی که بزرگان
هورامان پیشگام آن بوده اند نباید به تقابلی مصنوعی که عده ای میان ایمان و
کردستان و هورامان پدید آورده اند بها و رضایت داد.

منبع : صلاح
الدین نت

 

‫۳ نظرها

  1. با سلام و عرض پوزش از حضور شما دوست ارجمند .
    آسمان مهر عزیز ، این مطلب در اصل برای سایت شمس ایران تایپ شده ولی متأسفانه اشتباهی برای شما ارسال گردیده است . بنده رسماً از شما طلب پوزش نموده و به خاطر این اشتباه از شما معذرت می خواهم .
    با تشکر مدیریت سایت نوگرا

  2. برادران بزرگواروزحمتکش نوگرا :باسلام وعرض خسته نباشید

    مسلماً اگرمنبع مطلبی ذکر نشده است دراثر فراموشی بوده است وجزاین چیز دیگری نبوده است / ای کاش اشاره می فرمودید که درکدام مطلب به منبع اشاره نکرده ایم تا آن رااصلاح کنیم / اگرمنظورتان مطلب رهنمودهایی ازاستاد مرحوم احمد مفتی زاده است که ما به منبع آن اشاره کرده ایم که شمس ایران بوده است . بهرحال امیدوارم ماراعفو بفرمایید. درهر صورت جزاک الله

    آسمان مهر

  3. برادران بزرگواروزحمتکش نوگرا :باسلام وعرض خسته نباشید

    مسلماً اگرمنبع مطلبی ذکر نشده است دراثر فراموشی بوده است وجزاین چیز دیگری نبوده است / ای کاش اشاره می فرمودید که درکدام مطلب به منبع اشاره نکرده ایم تا آن رااصلاح کنیم / اگرمنظورتان مطلب رهنمودهایی ازاستاد مرحوم احمد مفتی زاده است که ما به منبع آن اشاره کرده ایم که شمس ایران بوده است . بهرحال امیدوارم ماراعفو بفرمایید. درهر صورت جزاک الله

    آسمان مهر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا
بستن