معماری
خانه ---> دعوت و داعی ---> قواعد و اصول كلي ابن تیمیه ( رح )
دعوت جمعی

قواعد و اصول كلي ابن تیمیه ( رح )

قواعد و اصول كلي       ابن تیمیه ( رح )

ناچار انسان بايد به قوانين كلي شرعي آگاه باشد تا جزئيات را به قوانين كلي برگرداند تا طبق علم و عدل تكلم كند و بداند فلان جزيي حكم آن بر كدام كلي تطبيق مي شود و گر نه در ناداني و جهل و ظلم مي ماند و فساد عظيمي توليد خواهد شد، مردم درباره ي تصويب و تخطئه مجتهدين و در داشتن و نداشتن گناه براي كوشش كنندگان در مسائل اصول و فروع، مطالبي گفته اند و ما اصولي را كه جامع و نافع باشد ذكر مي كنيم. اصل اول: آيا هر كس مي تواند به كوشش خود حق را بشناسد در هر مساله اي كه در آن نزاع است يا خير؟ و هرگاه نمي تواند حق را بشناسد ولي به قدر وسع خود سعي كرد و به حق نرسيد بلكه به چيزي معتقد شد كه در واقع به نظرش آن حق است اما در واقع چنين نباشد آيا مستحق عقاب شدن هست يا نه؟ اين اصل مسائلي است كه در صدد بيان آنها هستيم. درباره ي اين اصل صاحبنظران را سه قول است: يك عده اهل نظر، قول اول را گفته اند كه خداي تعالي در هر مسئله اي دلايلي را گذاشته كه هر كس كوشش و سعي نمايد به قدر وسع خود امكان شناختن حق را دارد، و هر كس حق را نشناخت تفريط و يا تقصير كرده و ناتوان نبوده، چه در مسئله ي اصولي باشد و چه در فروعي و اين قول بين قدريه و معتزله و طايفه اي از اهل كلام مشهور است. قول دوم: اين است كه كوشش كننده گاهي تمكن از شناخت حق دارد و گاهي ناتوان است، ليكن اگر عاجز شد مي شود خدا جل جلاله او را عقاب مي كند، و يا عقاب نكند و اين قول جهميه و اشعريه و بسياري از فقهاي پيرو مذاهب اربعه مي باشد. قول سوم: حتمي نيست كه هر كس كه اجتهاد و استدلال كند بتواند حق را بشناسد، (بخاطر توضيح بيشتر مي گوييم: يعني مي شود به حق برسد و يا نرسد) و مستحق عقاب هم نيست مگر اينكه واجبي را ترك و يا حرامي را مرتكب شود، و اين قول فقهاء و پيشوايان و گذشتگان و عموم مسلمين است. و اين قول صحيح از دو قول سابق را جمع نموده است. اصل دوم: آنچه گذشتگان و عموم گفته اند، اينست كه عقاب آخرت براي عاصيان به ترك واجب و يا فعل حرام، دو شرط دارد: يكي آنكه قدرتي براي مكلف باشد و ديگر آنكه اتمام حجت شده باشد، و خداوند هيچ كسي را مكلف به چيزي نمي كند كه از توان او خارج باشد. و ما مكرر ذكركرديم كه حكم مردم در ثواب و عقاب چگونه است و گفتيم كه عقاب دوزخ از گناهكار به ده سبب از قبيل توبه و غيره ساقط مي گردد. پس هرگاه حكم مجتهدين و گناهكاران در جميع امت چنين باشد، در حق اصحاب محمد صلى الله عليه و سلم  چگونه خواهد بود؟ و هرگاه گناهكاران متاخرين ذم و عقاب به واسطه ي اسبابي برطرف مي شود پس درباره ي سابقين اولين از مهاجرين و انصار كه مورد رضاي خدا و ممدوح اويند، چگونه مي باشد. ما اينجا كلام را بسط ميدهيم و همه را آگاه مي كنيم و مي گوييم سخن كسي كه خلفاء و ساير صحابه را مذمت مي كنيد چه رافضه و چه غير او، اين بدگويي در عرض و آبروي ايشان است، و در اينجا براي خدا حق ايست كه متعلق به اوست كه دوستي و دشمني بندگان اوست كه مورد رضا و يا مورد غضب اوست، و حقي هم براي خود مردم است، و معلوم است كه ما هرگاه در مورد كساني كه مقامي پايين تر از صحابه دارند، از سلاطين و علماء و مشايخي كه چه در دانش و چه در امور دين با يكديگر اختلاف كرده اند سخن بگوييم، و راجع به ايشان بحث كنيم، بايد سخن ما به علم و عدل باشد نه از روي جهل و ظلم، زيرا در هر حال عدل براي هر كس واجب و ظلم حرام است و به هيچ حالي مباح نمي شود، خداي تعالي در سوره ي نساء آيه 135 فرموده: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ). كه در اين آيه حق تعالي به صيغه ي مبالغه ((قوام)) فرموده يعني خيلي و بسيار قيام كننده از براي عدالت باشيد اگر چه به ضرر خودتان هم باشد. و در سوره ي مائده آيه ي 8 فرموده (وَلا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى)  در اين آيه خداي تعالي از بي عدالتي حتي درباره ي دشمن نهي نموده است بنابراين در مورد عداوت با مسلمان كه موجب آن عداوت يا تأويل و يا شبهه و يا هواي نفس باشد چگونه خواهد بود؟! پس مسلمان سزاوارتر است كه به او ظلمي نشود و در حق او عدالت شود. و اصحاب رسول الله سزاوارترين مردماني هستند كه با ايشان در قول و عمل بايد عدالت شود، و عدالت چيزي است كه تمام اهل زمين آنرا مدح نموده و اهل آنرا دوست ميدارند، و ظلم چيزي است كه به قبح و مذمت اهل آن همه اتفاق دارند. مقصود اين است كه در هر زمان و مكان براي هر كس و بر هر كس عدل مطلقا واجب است. و حكم به ما انزل الله علي محمد، عدل خاصي است و كاملترين انواع عدل و بهترين آنست، و حكم به ما انزل الله، بر پيامبر صلى الله عليه و سلم  و اتباع او واجب است. و هر كس خود را ملزم به اجراي حكم خدا و رسول نداند كافر است و اين حكم بما انزل الله بر تمام امت در نزاعشان در مورد امور علمي و اعتقادي واجب است. در سوره ي نساء آيه ي 59 فرمود: (فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ) ( يعني: هر گاه در موردي اختلاف نظر و كشمكش داشتيد اگر به خدا و روز آخرت ايمان داريد آن را به خدا و پيغمبر برگرداند علي رضى الله عنه  در مورد اين آيه در كتاب منسوب به او ((نهج البلاغه)) نامه ي 53 به مالك اشتر مي نويسد: الرد إلي الله الاخذ بمحكم كتابه والرد إلى الرسول الاخذ بسنته الجامعة غير المفرقة ((منظور از مراجعه كردن به پيغمبر گرفتن حكم از محكمات كتاب الهي است و در رد كردن به پيغمبر گرفتن حكم از سنت متحد كننده ي پيغمبر است كه موجب تفرقه نباشد)). همچنين آن حضرت در خطبه ي 128 در بيان آيه (فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ) ميفرمايد ((فرده إلي الله أن نحكم بكتابه ورده إلي الرسول أن نأخذ بسنته)) رد كردن آن به خدا اين است كه مطابق كتاب خدا (قرآن) حكم كنيم و رد كردن به پيغمبر اين است كه به سنت پيغمبر صلى الله عليه و سلم  چنگ بزنيم)  پس اموري كه بين امت مشترك است، در آنها فقط به كتاب و سنت بايد حكم شود و احدي حق ندارد مردم را به قول عالم و يا اميري و يا شيخي و يا سلطاني ملزم كند در حاليكه پيامبر صلى الله عليه و سلم  فرمود: ((قضاوت كنندگان سه طايفه اند، دو طائفه در آتش و يكي در بهشت است: آنكه حق را بداند و به آن قضاوت كند در بهشت است. و آنكه حق را بداند و بر خلاف آن قضاوت كند در آتش، و آنكه به ناداني براي مردم قضاوت كند نيز در آتش است)) و هرگاه به علم و عدل حكم شود پس اگر اجتهاد كرد و به ثواب رسيد براي او دو اجر، و اگر خطا رفت يك اجر است، چنانكه در صحيحين از پيغامبر صلى الله عليه و سلم  است. حال هرگاه در منازعات بين مومنين واجب باشد كه با علم و عدل عمل شود و در مورد نزاع به خدا جل جلاله و رسول صلى الله عليه و سلم  رجوع گردد، پس اين عمل درباره ي صحابه كه ممدوح خدا مي باشند واجب تر است. ولي رافضيان درباره ي صحابه راه عناد و تفرقه را پيش گرفته اند، و نسبت به بعضي در دوستي از حد تجاوز كرده و نسبت به بعض ديگر در دشمني غلو كرده اند. و تمام اين از تفرقه و گروه گرايي است كه خدا و رسول او از آن نهي كرده اند. خداي تعالي در سوره ي انعام آيه ي 159 فرموده: (إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ) و در سوره ي آل عمران 105 و 106 فرموده: (وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ). در اينجا ابن عباس گويد: آنان كه صورتهايشان سفيد است اهل سنت و آنان كه صورتشان سياه است اهل بدعت مي باشند.( خداي تعالي كساني را كه دسته دسته شده و هر دسته شيعه و پيرو كسي شده و تفرقه انداختن و از بزرگان خود مانند خدا اطاعت مي كنند، مشرك خوانده و در سوره ي روم آيه ي 31 فرموده: (َلا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ) و همچنين حق تعالي نصاري را كه دانشمندان ديني خود را ارباب گرفته اند مشرك خوانده و در سوره ي توبه آيه ي 31 ميفرمايد: (اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهاً وَاحِداً لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ) يعني: غير از خدا احبار (دانشمندان ديني) و رهبان (تاركان دنيا) خود و مسيح ابن مريم را ارباب خود گرفتند، در صورتيكه به آنان دستور داده شده بود كه فقط خداي يگانه را بندگي كنند، معبودي جز او نيست خدا از آنچه آنان شريك او ميسازند منزه است، پيرامون اين آيه و كيفيت عبادت عوام نصاري در برابر كشيشان، احاديثي وارد شده و در آنها مي گويد كه: مردم براي احيار و رهبان نماز نخوانده و روزه نمي گرفتند، ولي شركشان از اين جهت بود كه احبار و رهبان براي آنان چيزهايي را حلال مي كردند و آنان هم آنرا حلال ميدانستند، و وقتي چيزهايي را حرام مينمودند، آنان نيز آنرا حرام ميدانستند و لذا رسول خدا صلى الله عليه و سلم  ميفرمايد: ((من اصغي إلي ناطق فقد عبده فان كان الناطق عن الله فقد عبدالله و إن كان الناطق عن ابليس فقد عبد ابليس)) يعني: هر كس به سخن گوينده اي گوش دهد بندگي او را كرده است، پس اگر گوينده سخن خدا را بگويد شنونده خدا را بندگي نموده و اگر گوينده از ابليس سخن گويد گوش كننده بندگي ابليس را نموده است. و نيز در حديث صحيح است كه پيغمبر صلى الله عليه و سلم  فرمود: ((لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق)) بنابراين مسلمانان در اختلافات خود اول بايد به كتاب خدا رجوع كنند چنانكه فرموده: (وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ) و حكم خدا را پيدا كرده اختلافاتشان را رفع نمايند، و پس از استقصاء و تفحص در قرآن، اگر باز مبهمي وجود داشت و اختلافشان رفع نشد، پس بايد به سنت رسول صلى الله عليه و سلم  مراجعه نمايند چنانكه فرموده: (فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ) پس اولين مرجع براي رفع اختلاف كتاب خدا يعني قرآن مي باشد و پس از قرآن، سنت رسول صلى الله عليه و سلم  مي باشد، متأسفانه علماي ملت ما براي رفع اختلاف به قرآن مراجعه نمي كنند.) و در صحيح مسلم از پيغمبر صلى الله عليه و سلم  است كه فرمود: ((خدا براي شما سه چيز را پسند كرده و مي كند، كه او را بپرستيد و چيزي را شريك او قرار ندهيد، ديگر اينكه همه به ريسمان او (قرآن) چنگ زنيد و متفرق نشويد، و ديگر اينكه واليان امر را نصيحت كنيد))، و خداي تعالي ظلم به مسلمين را چه زنده باشند و چه مرده حرام نموده و خون و اموال و عرض و آبرويشان را محترم شمرده است. و در صحيحين از رسول خدا صلى الله عليه و سلم  آمده كه در حجة الوداع فرمود: ((خون شما و اموال شما و عرض و آبروي شما بر شما حرام است مانند حرمت اين روز شما، در اين شهر شما در اين ماه شما، آيا رسانيدم؟ آگاه باشيد شاهد به غايب برساند، و چه بسا مبلّغ (كسي كه به او سخن ميرسد) بهتر بفهمد نسبت به سامع و كسي كه از پيامبر صلى الله عليه و سلم  سخن را مستقيم شنيده باشد) و خداي تعالي در سوره ي احزاب آيه ي 58 فرموده: (وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً). يعني: آنان كه مؤمنين و مؤمنات را بدون اينكه كاري كرده باشند اذيت كنند به تحقيق متحمل بهتان و گناه بزرگ و روشني شده اند پس آن كس كه مؤمني را چه زنده و چه مرده بدون گناهي كه موجب اذيت باشد آزار دهد، داخل اين آيه خواهد بود و رسول خدا صلى الله عليه و سلم  فرمود: ((الامانة فس الميت أن يستر عورته ويستر شينه)). وآن كس كه اجتهاد كرده و كمال كوشش خود را در كتاب و سنت مصروف داشته گناهي بر او نبوده و اذيت او بدون جهت است. و آنكه گناهي كرده و توبه نموده و يا خدا او را بسبب ديگري آمرزيده بطوري كه عقابي بر او نمانده، پس اذيت بدون جهت و به غير ما اكتسب مي باشد خداي تعالي در سوره ي حجرات آيه ي 13 ميفرمايد: (وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً) و همچنين حق تعالي در سوره ي حشر آيه ي 10 دستور داده، هر مؤمنين در دعاي خود چنين بگويد: (رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْأِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِلَّذِينَ آمَنُوا).  يعني: خداوندا ما و برادران ديني ما را كه پيش از ما ايمان آوردند بيامرز و در دلهاي ما كينه اي نسبت به مؤمنين قرار مده. و در حديث صحيح است كه ((ذكر آنچه درباره ي برادرت كه او آنرا خوش ندارد غيبت است، عرض شد اگر چه در او باشد؟ فرمود: ((اگر آنچه ميگويي در او باشد غيبت كرده اي و گر نه تهمت است)). پس هر كس كسي را به آنچه كه در او نيست وصف كند تهمت زده است، پس چگونه ميتوان درباره ي اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و سلم  نسبتهاي ناروا داد؟! و كسي كه بگويد مجتهدي عمدا ظلم و يا عصيان كرده يا مخالفت كتاب و سنت نموده در حاليكه چنين نباشد بهتان زده است، و اگر چنين باشد غيبت كرده است. ليكن در مواردي غيبت جايز است و خدا آنرا مباح نموده مثل اينكه بر وجه قصاص و داد خواهي باشد، و يا آنكه در آن براي مصلحت ديني حاجتي باشد، و يا براي نصيحت مسلمين باشد، پس آنكه از باب قصاص است مانند گفتار مظلوم شكايت كننده، كه مي گويد فلاني مرا زده و يا حق مرا و يا مال مرا گرفته، و مانند اينها كه خداي تعالي در سوره ي نساء آيه ي 148 فرموده: (لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ). يعني: خدا بدگويي آشكارا را دوست نميدارد مگر آنكه به او ظلم شده باشد، اين آيه درباره ي كسي نازل شده كه قومي او را مهمان كردند ولي به او اكرامي نكردند؛ زيرا اكرام ضيف واجب مي باشد، چون حق او اداء نشد حق داشت كه شكايت علني كند. اما آنچه براي مصلحت ديني است مانند فتوي خواستن هند دختر عتبه زوجه ابوسفيان كه در حديث صحيح است كه به رسول خدا صلى الله عليه و سلم  عرض كرد: ابوسفيان بخيل است به من آنچه براي من و اطفالم كافي باشد نميدهد. پيغمبر صلى الله عليه و سلم  به هند فرمود: ((به قدر كفايت خود و اطفالت از مالش بگير)). پس رسول خدا صلى الله عليه و سلم  بر او انكار نكرد و قول او را زشت نشمرد، زيرا از جنس مظلوم بوده است. و اما آنچه بر وجه نصيحت باشد مانند قول رسول صلى الله عليه و سلم  به فاطمه بنت قيس زماني كه درباره ي خواستگارهايش مشورت كرد و گفت ابوجهم و معاويه مرا خواستگاري كرده اند؟ فرمود: ((اما معاويه بي چيز است مالي ندارد، و اما ابوجهم عصاي خود را از گردن خود بر نميدارد- يعني زنان را كتك ميزند- با اسامه ازدواج كند)) كه در مورد مشورت بايد حقيقت را گفت. و همچنين هرگاه كسي مشورت نمود كه با چه كسي معامله كند؟ و نصيحت و خير خواهي واجب است اگر چه با او مشورت هم نكرده باشد، چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و سلم  سه مرتبه فرمود: ((دين نصيحت است، عرض كردند براي كه؟ فرمود: براي خدا، و براي كتاب او، و براي رسول او، و براي ائمه ي مسلمين و براي عموم مردم)). و هم چنين اگر كسي غلطي را در روايت رسول خدا صلى الله عليه و سلم  وارد ساخته و يا عمدا بر او دروغ بسته، و يا بر عالمي دروغ ببندد و يا در مساله اي از مسائل علمي و عملي رأي غلط دهد اهل علم بايد غلط و دروغ او را بيان و برملا كنند، و جلوي گمراهي مردم را بگيرند، پس در اين مورد هرگاه انسان از روي علم و عدالت سخن گويد، و قصد او نصيحت باشد، خدا به او ثواب ميدهد خصوصا در موردي كه كسي دعوت به بدعت كند كه بيان بدعت او براي مردم واجب و دفع شر او مهمتر از دفع شر هر راهزني است. و حكم آنكه با اجتهاد خود در علم و دين رأي دهد حكم امثال او از مجتهدين است، گاهي خطا رفته و گاهي به ثواب رسيده است. و گاهي دو مردي كه با زبان و يا با دست اختلاف دارند هر يك معتقد است كه ثواب با اوست و گاهي هر دو خطا رفته و مورد آمرزشند، چنانكه نظير اين در بين صحابه وجود دارد. و لذا از منازعات ايشان چه از اصحاب باشند و چه از تابعين بايد خودداري نمود چون دو مسلمان در قضيه اي نزاع كرده و گذشته اند و به آيندگان مربوط نيست. و آيندگان حقيقت و واقع امر گذشته را نمي دانند و اگر سخني بگويند، بدون علم و بدون عدالت است، و اذيت ايشان را بدون حق در بر دارد. و اگر شناسا شوند كه هر دو طرف گناهكار و يا خطاكار بوده اند، باز ذكرشان بدون مصلحت راجحه جايز نيست و از باب غيبت مذموم خواهد بود، و رسول خدا صلى الله عليه و سلم  نيز فرمود مردگان خود را بد نگوييد و فرمود از آنان به نيكي ياد كنيد بنابراين غيبت به هيچ وجه جايز نيست خصوصا اصحاب رسول رضوان الله عليهم كه حرمت ايشان بزرگتر و قدرشان بالاتر و آبرويشان والاتر است، و از فضايلشان بخصوص و يا به عموم آنقدر ثابت شده كه براي غير ايشان ثابت نيست. پس سخني كه در آن ذم ايشان بر آنچه بين خودشان بوده گناه بيشتري دارد.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس