معماری
خانه ---> زندگی نامه ---> چنین گفته است حسن البناء

چنین گفته است حسن البناء

چنین گفته است حسن البناء

تدوین: عزیز صادقی

«اخوان المسلمین حرکت پیوسته و پیشرفت گام به گام را ترجیح می دهد.» و این حرکت باید از سه مرحلۀ اساسی بگذرد:

اول: آوازه گری و تبلیغ اندیشه های جنبش به توده های مردم.

دوم: جذب و گزینش اعضا و آموزش کسانی که به سازمان پاسخ مساعد می دهند.

اجرا، عمل و آفرینش.

او می گوید: جای تردید نیست که اجرای مرحلۀ سوم مستلزم آن است که تبلیغات به طور گسترده صورت گرفته، اعضا و حامیان حزب بیشمار گشته و حرکت ما نظام و قوام اصلی و منطقی یافته باشد.

کمونیستها: «اگر کمونیستها در بحثهایشان با شما چنین اظهار دارند که اصول آنها مردمگرا و رهایی بخش اند و ضعفا و فقرا را کمک می کنند و اختلافات طبقاتی را از میان برمی دارند؛ آنها عدالت اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی را به ارمغان خواهند آورد، به آنها بگویید که همچنان باشد! ولی اصول ما اصول شما و افزون بر آن را دربردارد، هیچ اصلی را شما نمی توانید به رخ ما بکشید مگر آنکه ما اصلی همانند آن، آن هم در سطح گسترده تری، ارائه دهیم.»

«در جهان سیستم و روشی نمی توانید بیابید که بتواند همچون اسلام ملّتها را برانگیزد، به آنان شکل و فرم و پایه بدهد و حس همدردی و همکاری را در وجود آنان زنده سازد.»

اصل عملی: ما هیچگاه ساکت و بی اعتنا نخواهیم ماند تا آن زمان که قوانین نافذ قرآن بر کلّ جامعه حکم نراند، لحظه ای آرام نخواهیم گرفت. ما برای این هدف زنده ایم و زندگی می کنیم و یا در راه رسیدن به آن جان می بازیم.»

ابعاد حرکت: « شما می توانید بگویید و هیچ کس هم نمی تواند شما را باز دارد که اخوان المسلمین جنبشی است سلفی، شیوه ای است خاسته از سنّت، حقیقتی است صوفیانه، سازمانی است سیاسی، گروهی است پهلوانی، انجمنی است علمی و فرهنگی، نهادی است اقتصادی و آرمانی است اجتماعی.»

فعّالیّتها: تحقق اهداف و رهنمودهای اسلام، توضیح پیام قرآن کریم، شناخت صحیح اسلام به گونه ای که مردم آن را بفهمند، به جان و دل بپذیرند و بر مبنای آن عمل کنند.»

«زنان و مردان، خانواده ها و افراد، جسمها و جانها همگی فرسوده اند و در انتظار تغییری بنیادی هستند. این کار امکان پذیر نیست مگر آنکه همۀ عوامل را به خدمت بگیریم و فرهنگ و قوانین خود را اصلاح نماییم. بیهودگی ساعات بیکاری جوانان را می باید با برنامه های اصولی پر کنیم و با هرگونه نشانۀ فساد و تباهی مبارزه نماییم».

محور اساسی: سازماندهی بیسوادان در جلسه های قرآنی بر آموزش آن و ادای فرایض مذهبی، بیان و تفسیر حقیقت پیام اسلام که همگان را به قبول پیامبری تمامی پیامبران پیش از محمّد فرا می خواند و بازگشت به پیام اصیل همۀ آنها که محمّد بیانگر آن است. پیام عیسی، موسی، ابراهیم، نوح و آنانکه قبل و بعد از ایشان آمدند.

تفهیم این مطلب که اسلام دین، قانون، شیوۀ زندگی، قرآن و شمشیر است و تنها مراسم خاصّ و روزهای جشن و تعطیل نیست! آموزش و تربیت جامعه در این جهت که به آنچه اسلام امر فرموده عمل کنند و از زشتی ها و پستیها، قمار، ربا، شرابخواری که نتایج وخیمش گریبانگیر خود ایشان می شود، خودداری کنند؛ به دور افکندن تمام فلسفه ها و روشهایی که مردم را از رهبری پیامبر و هدایت قرآن دور می سازد، آشکار ساختن ارزشهای اسلام به عنوان قانون اساسی که کشورهای شرق می باید بنای جوامع خویش را بر مبنای آنها پی ریزی کنند، جوامعی که ارزشهای اخلاقی و مادی در کنار هم تمامی ابعاد زندگی روحی و جسمی آنها را در برمی گیرند.»

شیوه ی کار: حسن البنّا شیوۀ حرکت پیامبر(ص) را اجرا می کرد، -ابتدا جامعۀ مؤمنین را پدید می آورد و آنگاه قوانین را اجرا می نمود-  زیرا بر این اعتقاد بود که انقلاب به یکباره به وقوع نمی پیوندد و تحوّل ملّتها گام به گام بوده است، برنامه ای دقیق و عملی را طلب می کند. ابتدا با تربیت و فرستادن افراد ویژه به جاهای مختلف و سخنرانی در مواقع مناسب مانند بعد از نماز یومیّه مردم را با اخلاق اسلامی آشنا می سازد و سپس از آنها می خواهد که این شیوه را در عمل هم پیاده بکنند.

اخوان همچنین در پیش روی مردم چهار برنامه ی مشخص و معین را قرار می داد: مکتب راستین، گسترش اخلاق نیکو، تقویت غرور ملّی و اسلامی و تجدید حیات و شکوه اسلام، آموزش و آماده سازی متخصّصان در تمامی زمینه های علمی تا تجدید حیات اسلام در همۀ ابعاد صورت پذیرد.

حسن البنّا چنین می گوید: « اخوان المسلمین بر این عقیده اند که منابع اساسی تعالیم کتاب خدا و سیرۀ رسول اکرم (ص) است. اگر مردم به این دو منشأ خیر وفادار باشند به هیچ وجه دچار گمراهی و سرگردانی نخواهند شد. بسیاری از اندیشه ها و پنداشتهایی که به اسلام وارد شده و رنگ اسلام به خود گرفته اند، رنگ روزگاران معیّن و مردم آن روزگارها را بر خود دارند.

از این رو باید بدین دو منبع ناب روی آورده و نظامی که باید ملّت مطابق آن اداره شود، از آنها برگرفت. ما باید همانگونه به اسلام بنگریم که یاران و نزدیکان پیامبر و پدران امین و درستکار ما در سالهای شکوهمند طلوع فجر اسلام می نگریستند. ما می باید حدودی را که خداوند و پیامبر ما مقرر فرموده اند رعایت کنیم و در مقابل احدالنّاسی جز خدا پاسخگو و مقیّد باشیم ما نباید از اوضاع و احوال زمانۀ خویش غافل شویم و خط مشیی را اختیار نماییم که با این شرایط  ناسازگار باشد. اسلام دین همۀ افراد در تمام دوران هاست.»

حکومت و سیاست: آیا این عجیب نیست که کمونیسم حکومتی داشته باشد که بر آن قیمومت کند و فراخوان آنرا پراکند، سایر سیستمها و نیز ملّیّتها حکومتهایی داشته باشند که در راه آنها مبارزه کنند، ولی حکومتی اسلامی وجود نداشته باشد که برای اسلام کاری کند و از آن دفاع نماید؟

اسلامی که همۀ مزایای سایر مکاتب را داراست و از کاستیهای آنان مبرّا، اسلامی که نظامی جهانی را به مردم دنیا اعلام می دارد و برای دردهای معنوی و مادی ایشان راه حلهای اصولی ارائه می دهد و حتی رفع نیاز دیگران را وظیفۀ مسلمانان می شناسد، اسلامی که افراد را در مقابل یکدیگر مسئول می داند و قبل از آنکه مکتبهای فوق بوجود بیایند، مترقّی ترین نظامها را برای جوامع بشری تدوین نموده است، اسلامی که در قرآنش می فرماید: «در میان شما مردمی را قرار دادیم تا دیگران را به سوی خیر فرابخوانید و از کارهای شرّ بازدارند و به سوی کارهایی که شما را به سعادت رهنمون گردد هدایت کنند.»

« ما به اسلام  به صورت بنیان اعتقادی و اساسی زندگی خویش می نگریم، ما با آن چون شیوه ای قضایی نیرو گرفتیم، لذا درخواست اجرای قوانین آن را داریم. ما اسلام را چون ریسمانی و زنجیری محکم که ما را به یکدیگر می پیوندد، اصولی که نمی توانیم انکار کنیم و هدفی غایی و نهایی می نگریم.»

ما شما را به اسلام، تعالیم، قوانین و رهنمودهای اسلام می خوانیم. اگر اینها را سیاست می گویید، آری سیاست ما همین است.»

امام حسن البنّا می گوید: اخوان المسلمین به کتاب خدا رجوع کرده و از آن رهنمود و الهام گرفته اند، لذا با اطمینان کامل می دانند که اسلام  کامل و جامع است و می باید بر تمامی شئون زندگی ما سایه بگسترد. اسلام در مورد تمامی امور سخن گفته اند و لذا قوانین آن می باید جزئیات را شامل شود. اگر ملتها به راستی قصد دارند مسلمان باشند، باید قوانین اسلام را بدون تفسیر و تعبیرات ویژه اجرا نمایند. وظیفۀ مسلمانان تنها عبادت و تقلید نیست. اگر افرادی تنها از این جنبه به دستورات اسلام عمل نمایند و در سایر امور زندگی پیرو سایر مکتبها باشند، مسلمان نیستند.»

و باز می گوید:« اسلامی که اخوان المسلمین از آن سخن می گویند و به آن ایمان دارند، اسلامی است که حکومت را به عنوان یکی از پایه های اساسی خویش پذیرفته است، همانگونه که به هدایت، به اجرای احکام نیز متکی می باشد…

پیامبر(ص) حکومت را یکی از ارکان اساسی اسلام می دانست… تشکیلات حکومتی در کتب فقه یکی از اصول عقیده و مرام ما و نه پیامد آنها و مقوله ای در حیطۀ بحث و جدل کلامی است، زیرا اسلام سیستم و قانون و اجرا است؛ تعلیم و قانونگذاری، قانون قضا، در کنار هم و به طور جدایی ناپذیر وجود دارند. اگر مصلح دینی بدان دلخوش کند که فقیه است و تعیین کنندۀ حدود، تصمیم گیرنده است و بیان کنندۀ احکام، ناقل اصول است و پیامد اعمال، و با همۀ اینها، اجرای احکام را به قوه های اجرائیه واگذارد، قوه هایی که به حکم خدا پایبند نیستند و با اجرای احکام ویژۀ خود اصل حاکمیّت او را پایمال می کنند، و در این صورت و چنان پیامدی طبیعی، سخن وی فریادی در برهوت است.»

حسن البنّا شهید می گوید:« از نظر او حکومت اسلامی به میزی سه پایه شبیه است که اگر هر یک از پایه های آنرا برداریم میز می افتد. اولین پایۀ میز اصول اسلامی، دوّمین پایه ملّت یکپارچه و سومین پایه دولت اسلامی است که بر مبنای اتّحاد ملّی اصول اسلامی حکومت کند.»

بنا به عقیدۀ اخوان المسلمین، درمان قطعی درد، انحلال تمامی احزاب است، زیرا آنان از نظر سیاسی مرده اند و شرایطی که موجب ایجاد آنها شده اند، دیگر وجود خارجی ندارند، و تمامی تلاشهای ملّت  بر برنامۀ واحد و با قدرت اسلامی متمرکز گردد.»

اولین هدف اساسی: توضیح و تفسیر پیام قرآن، قانون اساسی اعراب و مسلمانان به شیوه ای که با شرایط زمان کنونی مناسب باشد. معرفی اسلام به مردم به عنوان سرآمد مکتبها.

نخست وزیر تونس: « نام اخوان المسلمین، جهان را با نور و هدایت پر کرده است. نام البنّا بر تمام زبانها جاری است. همگان از او به عنوان مصلح دینی و اجتماعی که امید و شور زندگی از دستان او جاری می گردید، نام می برند.»

چهار ویژگی ممتاز اخوان المسلمین: 1. جامعیّت 2. سازماندهی دقیق 3. رویکرد مردمی 4. همسویی با رویدادهای داخل مصر.

–          جامعیّت: تعالیم اسلامی تمامی امور بشری را چه در این جهان و چه در جهان آخرت، در برمی گیرد و « اسلام عبارت است از مکتب، عبادت، میهن، مذهب، حکومت، اخلاق، عمل، قرآن و شمشیر» چنانکه شهید البنّا می گوید: « از آنجا که مردم اروپا… از راه دانش، شناخت، بهره برداری از نیروهای طبیعی و بالا بردن سطح فکری مردم به چنین پایگاه والائی رسیده اند، این شیوه ها را باید از آنها فراگرفت، به همان اندازه که باید شیوۀ اداری، هنجارها و شیوۀ ساماندهی ستایش انگیز زندگی روزمرّۀ آنها را به خود پذیرفت.»

او باز هم می گوید:« تمدّن و زیست شیوۀ باختر زمین بر پایۀ دانش و سازمان است. کارخانه و کار ابزارهایشان به آنها اجازه داده است که پول و هدف اندوزند! و از این راه بر ملّتهای هنوز خفته، فرمان برانند.»

و باز اعلام میکند: « که تعصّب مذهبی می بایست از حیطۀ علم، و آموزش و سازماندهی که خود ابزار موفّقیّت تمدّن های پیاپی هستند بدور ریخته شود.»

–          سازماندهی دقیق و منسجم: انجمن آنان به ساختمان ساعتی دقیق مانند است که در آن تمام اجزا با هماهنگی کاملی با هم کار می کنند. همان گونه که در یک ساعت، برخی اجزاء قابل مشاهده و برخی پنهان هستند. مع ذلک بین حرکتی که به چشم می آید و آنچه از دیده پنهان است، ارتباطی تنگاتنگ و محکم برقرار است. شیوۀ سازماندهی را میتوان بدین گونه جمع بندی کرد: اوّلاً: این جمعیّت بسیار دقیق و منظم بود. ثانیاً: آمیزه ای از مزایای سایر سازمانها بود. ثالثاً: شیوۀ سازماندهی آنکه از بزرگترین ویژگیهای آن است، خود یکی از دلایل مهمّ قدرت و موفقیت آن بود. رابعاً: جمعیّت ویژگی مذهبی را، که نشانۀ همه جنبش بود، بر خود داشت. و شعار آنان «سمعنا و أطعنا» -شنیدیم و پذیرفتیم- بود.

–          رویکرد و فراخوان مردمی: یا به عبارت دیگر، شیوه ای که آن را بیش از هر مکتب دیگر به سوسیالیسم نزدیک می کرد، توجه به تودۀ مردم بود. و این بدان خاطر بود که حسن البنّا می دانست که چگونه به سوسیالیسم رنگ مذهب بدهد. ساده تر بگوییم چگونه سوسیالیسم را در پاکت مذهب بسته بندی کند. و اسلام را بر دو پایه می دانست 1. انسان دوستی 2. خداپرستی.

نتیجۀ توجّه به «مردم» یا «سوسیالیسم اسلامی» این بود که طبقات فقیر کارگری و کشاورزان، به سوی البنّا و پیامش جلب شدند. البنّا یکبار گفته بود: « هیچ کس بیشتر از کارگران شایستۀ حمایت اخوان المسلمین نیست. همه یا بسیاری از آنان از میان طبقۀ کارگر هستند، جنبش در میان این طبقه نطفه بست و اندیشه هایش در همان جا رشد کرد. نخستن مؤمنان، رزمندگان و بنیانگذاران جنبش از میان طبقۀ کارگر بودند.»

–          همسویی با رویدادها: چهارمین مشخصۀ سازمان شیوۀ عکس العملشان در مقابل حوادث بود. هیچ چیز بهتر از موفّقیّتشان نمی تواند همکنشی آنها را با شرایط حاکم نشان دهد و هیچ نشانه ای بهتر از حساسیّت آنها نسبت به شرایط، نمی تواند اصالت آنان را منعکس کند.

حسن البنّا گفته: « یک زن مسلمان زندانی در شرق می باید توسط غربیها باز خرید شود، اگرچه نرخ بازخرید با نرخ همۀ داراییهای مسلمانان برابر باشد. از این رو اخوان المسلمین بر این باورند که هر حکومتی که به سرزمین اسلامی تجاوز کرده یا در آینده تجاوز کند باید به عنوان دشمن تلقّی گردیده، جلو ظلم او گرفته شود. این وظیفۀ اصلی مسلمانان است که خود را برای دفاع آماده ساخته، جهت رهایی از این یوغ متّحد گردند.»

و می گوید:« مسلمانان میهن دوست ترین مردم جهانند، زیرا خداوند این حس را در وجودشان نهاده است.»

هر یک از دسته های اسلامی تنها درمان بخشی از بحرانهای کشور را به عهده می گرفتند، اما اخوان المسلمین در صحنه حاضر شدند و این خلأ را پر کردند: اولاً: مذهب را با زندگی آشتی دادند. ثانیاً: آنها برنامۀ جامعی برای تمامی این زمینه ها از جمله سیاست، اقتصاد، آموزش و امور اجتماعی تهیه کردند. ثالثاً: آنها تشخیص داده بودند که در ابتدای امر باید برای ایجاد نسلی جدید بکوشند و در آنان نیرویی بدمند که بتوانند در خود آرزوهای متعالی، وفاداری، فداکاری و جانبازی در راه اصول را پرورش دهند برای رسیدن به چنین مقصودی آنان از موعظه، راهنمایی و آموزش، از راه جلسات سخنرانی، وسایل ارتباط جمعی و نوشتن مقالات و کتب استفاده کردند تا نسل نوینی بسازند. رابعاً: آنها برای جلب مردم به همه جا می رفتند حتّی قهوه خانه ها… خامساً: با بازگشت به قرآن و حدیث تمامی فرقه های اسلامی را زیر یک پرچم جمع کرده، از جدالهای فرقه ای پرهیز می کردند.

در مجلۀ الرسالة احمد حسن الزیات چنین نوشت: «اخوان المسلمین تنها کسانی هستند که در این جامعۀ فلاکت بار  نمایندۀ ایمان راستین به اسلام و اندیشۀ اسلامی هستند، آنان به اسلام به عنوان جزئی مهجور و دور از زندگی واقعی نمی نگرند، بلکه برای آنان مسجد و بازار یکی است، اولی چراغ خانه و دومی خانه است. زبان اخوان المسلمین زبان هدایت، دستشان دست یاری، بازویشان بازوی جهاد مقدس و عقیده شان سیاست کشور است.

آنها در تمامی کشورهای عربی پیروانی دارند. آنها در تمامی کشورهای اسلامی فدائیانی دارند. بیداری افکار عمومی در مصر، سودان، عراق، سوریه، یمن، حجاز، الجزایر و مراکش از این نیروی عظیم سرچشمه می گیرد که در آیندۀ نزدیک نقش عظیمی را بازی خواهد کرد».

برداشتی از کتاب “اخوان المسلمین بزرگترین جنبش اسلامی معاصر” اثر دکتر اسحاق موسی

آماده برای نوگرا ک.عبدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس